«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ بهمن ۱۴, سه‌شنبه

آنگاه که سودی در کار باشد، ما شنوندگان و نیوشندگان خوبی هستیم! ـ بازانتشار

در کنار این تصویر و از زبان رسانه ای عربی، نوشته است:
«نخستین سفر علمی دانشجویان زن ایرانی علوم دینی (طلبه ها) به آمریکا»

از «گوگل پلاس» با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر

از خود می پرسم:
سفرعلمی؟! آنجا رفته اند که به کسانی درس اسلام بدهند؟ یا نه، چون هنوز دانشجو هستند، آنجا نشانه ای بزرگ تر از آنچه در میهن خودمان و سرزمین های پیرامون آن بسان مور و ملخ یافت می شود، یافته اند تا نزد وی در «بلاد کفر» علوم دینی فرا گیرند یا به گفته ی خودشان: «تلمُّذ» کنند؟

... و به خود پاسخ می دهم:
نه! هیچکدام این ها نیست؛ اربابان و بهره کشان جهان سرمایه از مدتی پیش به این سو در کالبد این دین، بسا چیزهای سودمند و خواب هایی خوش برای آینده دیده اند؛ از سویی کمک به گسترش این دین آدم ستیز و زن ستیز در کالبدی کمی نوتر از آنچه اسلام طالبانی به جهان نشان داده یا بهتر بگویم: رسانه های آن ها به خورد مردم جهان داده اند و اکنون پس گرفتن آن همه دشوار است؛ و در این زمینه، چه کسانی بهتر از ایرانیان؟ مگر همین ها نبودند که اسلام بی برگ و بار و خشنِ نخستین را که جُستارهای آن از چارچوب بهشت و دوزخ و رودخانه های روان عسل و حوری و غلمان فراتر نمی رفت، جامه ی عرفان و فلسفه و علم کلام و بسیاری دانش ها یا شبه دانش های مردم خرکن، چون «علم جفر» و جادو پوشاندند و با رمزآلود نمودن آن، الله را که چهره و دست و پایی چون آدمیان در میان «اهل سُنت» داشت به آسمان هفتم، جایی دوردست از اندیشه ی آدمی فرستادند؟ اکنون نیز به یاری همین ها، این دین سودمند برای خرکردن و فرمانبردار نمودن مردمان را در اینجا و شاید جاهای دیگر گسترش می دهیم؛ هم نان و آب مان بهتر فراهم می شود؛ هم آن ها که میخ اسلام شان در جاهای دیگر کوبیده می شود، خرسند خواهند شد و هم الله پایش را آسوده تر دراز خواهد کرد! و از سویی دیگر، آنگاه که بایسته است، زمینه ی خوبی برای «جنگ های صلیبی نو» پدید می آوریم تا از هر سو که کشته شود به سود ما اربابان جهان سرمایه باشد؛ آن بار آن ها از قلب اروپا به سرزمین های آن ها لشگر کشیدند و اکنون نوبت این هاست ... خوب! گرچه این آغاز کار نیست و تنها گامی کوچک به جلوست، شاید گامی مهم به سوی آینده، برای درازتر کردن زاد و رودمان باشد! باید به این دانشجویان جوان نشان بدهیم، ما چه شنوندگان و نیوشندگان خوبی هستیم! باید به آن ها نشان بدهیم که ما نیز فریفته ی الله شان شده ایم ... خدا بزرگ است!

ب. الف. بزرگمهر    ۲۵ اردی بهشت ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/05/blog-post_2572.html

پی نوشت:

کسی نوشته است:
«آقا شما کلا نسبت به هر چه کمترین رنگی از اسلام دارد به شدت بدبینید. و کلا دنبال یک چیز منفی تویش هستید. آقا بالاخره همین اسلام در دوران طلایی دانشمندان بزرگی را داشته که در کل جهان معروفند و این فقط یک نمونه اش است.»

از «گوگل پلاس» با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر

به وی پاسخ می دهم:
آقای ...! چند نکته برای روشن کردن بیش تر جستار:
الف. در اینجا بویژه سخن بر سر "اسلام"ی است که از پهنه ی دینی عبادی بیرون آمده و زیر نام سیاست از آن بهره برداری های نابجا می شود. با این همه، من نه تنها به اسلام که نسبت به هر دین و آیینی که به این یا آن شکل به خرکردن مردم پرداخته و می پردازد، بدبین هستم. همه ی این دین ها و مذهب ها، اگر از استثناء هایی چند و از آن میان بویژه اسماعیلیه (شیعه هفت امامی) و نیز شیعه ۱۲ امامی در برهه هایی از تاریخ کشور خودمان و منطقه های پیرامون آن بگذریم، همواره در خدمت طبقات بهره کش و فرمانروای جامعه برای خر کردن و سرکوب توده های مردم بوده اند. این، حکم من نیست؛ اگر تاریخ را بگونه ای علمی (نه تاریخ پادشاهان یا دین اسلام و ...) بخوانید و از دوره ی نخستین آن که برخی آن را پیش از تاریخ می نامند و گونه هایی از جامعه های اشتراکی و سوسیالیسم نخستین و به ناچار نارسا را دربرمی گرفته، درگذریم، چیزی جز شیوه های زندگی توده های سترگ مردمان و پیشرفت های آن ها برای بهبود وضع زندگی خود در پیکار طبقاتی با برده داران و اربابان و سرمایه داران بیش نیست. در این پیکار جانفرسا، کم و بیش همه ی دین ها و مذهب ها، چنانچه از دوره های کوتاه تاریخی و برخی دین ها و مذهب هایی چون مزدکیان که در دوره ای بسیار کوتاه به پرچم معنوی توده های مردم در پیکار خود تبدیل شدند، بگذریم، رویهمرفته در کنار اربابان قدرت و بهره کشان جامعه ایستاده بوده و همچنان نیز چنین است. دین اسلام نیز از این قاعده جدا نیست. اگر به تاریخ آن بنگرید، توانمندترین طایفه ثروتمند تازیان عربستان: «قُرِیش» آنگاه که این دین را برای خود سودمند دید به رشد و پیشرفت آن به سود خود از دل و جان کوشید و همراه با جان گرفتن و گسترش این دین به زور شمشیر، نوادگان آن نخستین امپراتوری عربی را با تقلید از بارگاه ساسانیان به پا داشتند؛ امپراتورانی که همزمان امیرالمومنین نیز بودند و همین دوره کعبه آمال و آرزوهای آخوند نابکاری چون رهبر کنونی جمهوری اسلامی است که برای آن خواب های پنبه دانه ای نیز می بیند؛
ب ـ اگر از دوره ی طلایی اسلام که شاید منظورتان دوره ی «نوزایی اسلامی» (رنسانس اسلامی) باشد، یاد می کنید، جستار و واقعیت تاریخی را واژگون نکنید؛ این اسلام نبود و نیست (همانگونه که ناتوانی آن را در گره گشایی کوچک ترین دشواری های جامعه جلوی چشم خود دارید!) که دوره ی طلایی یا بهتر است بگوییم «نوزایی» پدید آورد که برعکس، کار دانشمندان بزرگ این دوره از فارابی و ابوریحان گرفته تا «پورسینا» به عنوان بزرگ ترین دانشمند شناخته شده ی سده های میانی در همه ی جهان آن روز بود که افزون بر زمینه های دیگر فنی و اجتماعی، دین اسلام را نیز پر و بال هایی بس بزرگ تر از آنچه که پیامبر بند تنبان شل این دین (و امیدوارم مرا ببخشید که ناچارم رک و پوست کنده سخن بگویم و چاره ای جز این نیست!) به پندار می توانست بیاورد، دادند و آن را دینی جهانی نمودند؛ بیگمان می دانید که بخش عمده ای از گسترش دین اسلام از این هنگام به بعد نه با شمشیر تازی عربی که برای چپاول مال و ناموس مردم آمده بود و وعده ی بهشت را نیز درجیب داشت که با همین بال و پر یافتن فلسفی و عرفانی و ... بدست ایرانیان انجام پذیرفت؛ شاید می دانید که حتا دستور زبان عربی را نخستین بار ایرانیان تدوین کردند و به نظم درآوردند. جُستار را وارونه نباید کرد!

... و اما درباره ی هم اکنون و آینده، آنچه که تنها بخشی از آن را گذرا نوشتم و پیش تر نیز در یکی دو یادداشت خود به آن ها اشاره نموده ام، خواست نیروهای امپریالیستی است که در چارچوب های مشخصی با خواست های بهره کشان اسلام پناه ایران و عربستان و جاهای دیگر هماهنگ است؛ آن ها در چنین دینی که توی سر زن می زند و خانه نشینش می کند (نگاه کنید به سخنان تازه ی آن رهبر بیشرمِ ۹۵ میلیارد دلاری در این باره)، در دینی که در کردار کم ترین ارزشی برای جان و زندگی مردم قائل نیست و جامعه را در واماندگی و بدبختی نگه می دارد ـ و این تنها کشور ما ایران نیست که به آن دچار است! نقشه ی جهان را جلوی روی خود پهن کنید. وامانده ترین مناطق جهان در آسیا و آفریقا کشورهای اسلامی هستند! ـ  سودمندی های بسیار می بینند و حق هم دارند. قانونی علمی نیز در این باره هست که پیش تر درباره ی آن در نوشتاری، گسترده تر نوشته ام:
هر سازند (formation) اجتماعی که بدرازای تاریخ سویه ی پیشرفتخواهانه ی خود را از دست می دهد، آنگاه که با سازندی نوتر و پیشرفته تر از خود روبرو می شود، ناچار به همپیوندی با همبودهای کهنه تر اجتماعی و حتا به کالبد آن ها درآمدن است؛ در مورد سازند یا سامانه ی سرمایه داری نیز چنین است: این سازند که با پیدایش انحصارها در آن در پایان سده ی نوزدهم ترسایی دیگر جنبه ی پیشرفتخواهانه و ضد همبودهای کهنه تر از خود چون سامانه ی خاوندی (ارباب ـ رعیتی) را گام بگام از دست داد و به سامانه ای انگلی تبدیل شد. از آن پس، در رویارویی با سوسیالیسم و سپس در رویارویی با نخستین کشور سوسیالیستی جهان: «اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» به ناچار با همبودهای کهنه تر از خود ساخت؛ با آن ها همزیستی نمود و حتا کوشید تا آن ها را بازسازی کند؛ به همین دلیل، شما با گونه های رنگارنگی از آمیخته سامانه های بهره کشانه ای در جهان روبرو می شوید که در شکل و برونزد خود و هماوندی های حقوقی و سیاسی و ...نشانه های نیرومندی از همبودهای کهنه اجتماعی از خود نشان می دهند؛ در حالی که ماهیت شیوه ی تولید در آن ها سرمایه داری است؛ به عنوان نمونه: کشاورزی سرمایه داری در بخش عمده ای از امریکای لاتین به نام «لاتیفوندیا» که از ماهیت روابط سرمایه داری برخوردارند؛ ولی کشاورزانی که گاه همراه با همه ی خانواده تا ۱۶ ساعت در روز در روی زمین جان می کنند و در واقع کارگر کشاورزی هستند و نه کشاورز در چارچوب سامانه ی خاوندی، به روش های کهن بهره کشی به کار گماشته می شوند؛ نه به روش های سرمایه داری در شیوه ی کلاسیک آن!

با آنچه که تا اندازه ای زمینه ی آن از دیدگاه علمی را نیز شکافتم، چنانچه آدمی صادق با خود و دیگران باشید و من چنین انگاشته و از همین رو برای تان نوشته ام، خطر "اسلام سیاسی" (انگلیسی ـ امریکایی) آقایان را در به عقب راندن روابط کار و کارگر که نمونه های روشنی از آن هم اکنون نیز در کشورمان دیده می شود و در همپیوندی آن با سامانه ی اهریمنی سرمایه داری امپریالیستی را دستِکم نگیرید!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۶ اردی بهشت ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/05/blog-post_2572.html

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!