«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۰ اردیبهشت ۱۰, جمعه

پذیره نامه ی ساختارهای کارگری و توده ای ایران به انگیزش روز جهانی کارگر

یکم ماه مه ۲۰۲۱ (۱۱ اردی بهشت ماه ۱۴۰۰)



روز جهانی کارگر گرامی باد!


روزت مبارک کارگر زندانی !

صدایش کمی خَش دارد. گرم است و گیرا؛ مثل طبع جنوبی اش. با همان سلامِ اول، آدمی را جذب می کند؛ انگار رفیق گرمابه و گلستان.

همان دیدار اول مان در اوین، اگر چه کوتاه، اما رد پایش را گذاشت در خاطرم. تازه از انفرادی آمده بود؛ از یک انفرادی طولانی .

امان از این انفرادی های طولانی که ذهن پر می شود از همه خاطرات زندگی. تا خالی شود، زمان  می برد. تو هِی راه می روی در هواخوری و هِی چرخ میزنی در گذشته تا تمام شود این خیال لایتناهی؛ اما مگر می شود؟ زمان می برد.

وقتی پرسید: «بیکاری اذیتم می کند. اشکالی دارد اینجا مشغول کارشوم؟» فهمیدمش .برای او که همه عمر کار کرده بود برای گذران زندگی، کار خالی می کرد انبان ذهنش را.

گفتم نه. چه اشکالی دارد؟

مشغول شد و من می دیدم تلاش هر روزه اش را. خیلی زود پیشانی اش به عرق می نشست و صدای خِش خِش نفس هایش شنیده می شد؛ اما کار می کرد بدون گلایه.

وقت های بیکاری چرخ می زدیم در حیاط کوچک هواخوری؛ سیگاری می کشیدیم و گپ می زدیم. آن موقع ها هنوز شاپور احسانی راد بود.

خیلی زود رفت و باید زمان می گذشت تا درست یکسال و نیم بعد دیداری کنیم که سرآغاز رفاقتی پایدار شود. بشود عمو شاپور.

در «تهران بزرگ» بود که همبند و هم اتاق و هم سفره شدیم؛ رفیق گرمابه و گلستان، این بار بدون انگار ...

صدایش خش دارد و مثل همیشه می خندد. از شرایط بند می پرسم که می دانم بدتر از گذشته است.حمام های همیشه سرد در بهار و تابستان و قطعی آب هر روزه، حتی برای ده ساعت.حشراتی که نمی گذارند شب ها و در اندک سکوت روزانه کمی راحت باشی.

می دانم پیرمرد اذیت می شود؛ اما مثل همیشه می خندد.

بی اختیار ذهنم می رود به روزهای گذشته. به مهربانی های پدری برای بچه های آبانی.

میوه ها را یکی یکی پوست می کند و می گذارد زیر تختش. سهم هر کدام مان راجدا. می گردد، یکی یکی تا پیدایمان کند و سهم مان را بدهد. سهم من، سهم علیرضا، متین، پویا ... مواظب است، سهم هرکس نه کم شود و نه زیاد. برابری مطلق.

وقت هایی که جارو بدست اتاق را تمیز می کند، اعتراض می کنم که عمو بچه ها خودشان تمیز می کنند؛ اما گوشش بدهکار نیست. کار خودش را می کند. یکدنده مطلق ...

با این پیرمرد دوست داشتنی، شاپور احسانی راد، روزهای زیادی کتاب خواندیم و راه رفتیم و گپ زدیم. با این پیرمرد زندگی کردیم و نگاهش کردیم که همیشه درصف اول کار و تلاش است؛ همیشه آن جلو ایستاده است برای  اعتراض؛ اما نه برای خود که برای منافع جمع؛ آن هم بی سرو صدا، بی هیچ نیازی به  هیاهوی رسانه.

نگاه کردیم و  یاد گرفتیم و فهمیدیم که اصالت به قدمهای استوار است؛ حتی اگر شانه هایت به جبر زمانه، کمی خم باشد. یاد گرفتیم که اصالت یعنی بی نیازی از سوت و کف های مجازی  ...

حالا از راه دور به پاس استواری قدم هایش کلاه از سر بر می داریم و زیر لب زمزمه می کنیم: که روزت مبارک پیرمرد دوست داشتنی! روزت مبارک کارگر زندانی!

محمد حبیبی (عضو کانون صنفی معلمان(

برگرفته از «تلگرام»   دهم اردی بهشت ماه ۱۴۰۰

گرامی باد یک مه، روز جهانی کارگر!

رفقای کارگر، اول ماه مه، روز جهانی ما کارگران، روز همبستگی و اتحاد طبقاتی ما است.

ضمن تبریک روز جهانی کارگر به همه کارگران ایران و جهان، این روز برای طبقه ی ما، روز اعتراض و اعلام خواسته کارگران و مزد بگیران برای رهایی از این شرایط اسفناک، تبعیض آمیز و استثمارگرانه  در کل جامعه است.

ما در روز حهانی کارگر با صدای رسا  اعلام می کنیم که تنها طبقه کارگر است که می تواند در مقابل تمامی سیاست ها و برنامه های اقتصادی و اجتماعی که  ضد انسان و انسانیت است، مقابله کند و آلترناتیو طبقه کارگر، تنها آلترناتیوی است که می تواند نوید دهنده رهایی از تبعیض، نابرابری و استثمار انسان از انسان باشد.

در این روز طبقه ما، طبقه کارگر در سراسر جهان قدرت عظیم خود را در مقابل دولتمردان، صاحبان سرمایه و خریداران نیروی کار که از کار و تولید ما سودهای کلان را به جیب می زنند و اموال عمومی را برای منافع شخصی به مالکیت خصوصی در آورده اند، گرد هم می‌آییم تا بر  علیه ستم و استثمار، تبعیض و نابرابری، فقر و بی خانمانی، بیکاری و  تمامی مناسبات ظالمانه اعلام کنیم که این دنیای وارونه باید زیر و رو شود و روی پاهای خود بایستد تا زندگی شایسته  ای را  برای تمامی افراد جامعه فارغ از رنگ و نژاد،  مذهب و ملیت و جنسیت، رقم بزند.

طبقه سرمایه دار حاکم در قدرت، شرایطی را ایجاد کرده است که هم طبقه های مان با معضلات و مَشِقّات فراوانی برای زنده ماندن مجبور به هر کاری شده اند.

گذشته از تحمیل حقوق های چندین برابر زیر خط فقر بر کارگران و مزدبگیران، بخشی وسیعی از کارگران و زحمتکشان و فرودستان، ناچاراً برای زنده ماندن و تامین معیشت و داشتن لقمه ای نان، مجبور به کولبری، سوختبری و دستفروشی و حتی تن فروشی و زباله گری شده اند تا برای زنده ماندن لقمه ای نان به دست آورند.

این جامعه ای است ( جامعه وارونه)  که  ستمگران، غارتگران، اختلاس گران و چپاول گران سرمایه دار در این کشور رقم زده اند.

طبقه حاکم (سرمایه داران و مفت خوران و کاسه لیسان این سیستم) برای داشتن  سود هر چه بیشتر تلاش کرده و تلاش خواهند کرد که نقاق و چند دستگی را در میان کارگران ایجاد کنند تا طبقه کارگر در صف واحد متشکل و منسجم نشود.

هر درجه از ایجاد تفرقه و تشتت و پراکندگی بین کارگران، مساوی است با ادامه و تشدید  استثمار، فقر و فلاکت و نداری و ... و ادامه  حاکمیت  ظالمانه سود پرستان.

طبقه سرمایه دارد با ایجاد تفرقه بین کارگران شاغل و کارگران بیکار، زن و مرد، پیر و جوان، تفرقه بین  ملیت های مختلف، برجسته کردن یک ملیت و زبان خاصی نسبت به دیگر ملیت ها و دیگر زبان های مادری، برجسته کردن یک فرهنگ در تقابل با دیگر فرهنگ ها، ایجاد رقابت ها و رویکرد های فردگرایی، به وسیله تمام دستگاه های رسانه ای و تبلیغاتی موجود خود، تلاش کرده و تلاش خواهد کرد که در اشکال مختلف از اتحاد و همبستگی طبقاتی کارگران با دیگر مزد بگیران و فرودستان و مدافعین طبقه کارگر جلوگیری کند تا زمینه های همکاری و اتحاد برای همبستگی و همیاری در راستای رسیدن به آزادی، برابری و رهایی را مانع ایجاد کند.

بیماری کوید ۱۹،  جان انسانهای بیشماری را گرفته و می گیرد.

باعث و بانی این مرگ و میرها، سیاستهای ضد انسانی سرمایه داران و سودپرستان در قدرت است که تمامی امکانات اجتماعی و درمانی را که پولی  ( کالایی ) کرده اند؛ در صورتیکه  دسترسی به امکانات درمانی و پزشکی در جامعه  کاملا باید رایگان و در اختیار تمامی مردم باشد؛ نه محلی برای کسب سود و انباشتن سود سرمایه داران.

اقدام برای واکسینه کردن رایگان و فوری تمام آحاد جامعه باید در دستور مراکز بهداشتی و درمانی قرار گیرد تا جلوگیری شود از کشتار عامدانه کارگران و فرودستان جامعه، توسط سود پرستان سرمایه دار.

سال گذشته نیزسال سختی برای کارگران، بازنشستگان، زحمتکشان و اکثریت مردم در ایران بود؛ اما در همین شرایط سخت، کارگران و زحمتکشان جسورانه دست به اعتصاب و اعتراض و گردهمایی زده اند.

گرچه کماکان دستگیری، زندان و شکنجه، شلاق و بیکاری و اذیت و آزار توسط حضرات در قدرت با کمک نیروهای نظامی و قضاییِ تعطیل ناپذیر عایدمان شده، اما موفق شدیم اعتصابات را به خیابانها بکشانیم و صدای اعتراض و خواستهای خود را به گوش هر چه بیشتر مردم رسانده و همبستگی و همراهی آنها را جلب کنیم.

سندیکاهای کارگری، سندیکای هفت تپه، سندیکای شرکت واحد و دیگر کمیته های کارگری و فعالین کارگری، کانونها و نهادهای بازنشستگان و معلمان و زنان و دانشجویان نزدیکتر و همسوتر شده است.

البته نکته مهم در چنین شرایطی، مبارزه فقط با سرمایه داران حاکم  و کنونی نیست؛ بلکه در مقابل تمامی آلترناتیوهای سرمایه داری خارج از قدرت هوشیار بود و با آنها هم باید مبارزه کنیم.

خواست ما در روز اول ماه مه امسال نیز تامین معیشت همگان و تضمین یک زندگی درخور انسانی است، همه مردم باید از امکانات درمانی و آموزشی رایگان برخوردار باشند؛ زندان و شکنجه باید برچیده شود؛ تبعیض و نابرابری زنان و خشونت علیه آنان متوقف و ممنوع شود. تمامی ملیت های مختلف ساکن ایران و همچنین مهاجرین باید از حقوق برابر در تمامی شئونات زندگی برخوردار باشند.

عزیزان و رفقای کارگر و زحمتکش، برای رسیدن به یک جامعه انسانی و تضمین زندگی همراه با رفاه، آزادی و شادی، لازم است که تشکل های کارگری و دیگر  نهادهای  اجتماعی خود را ایجاد کنیم و در  اقدام به ایجاد تشکل مستقل و سراسری بکوشیم.

کارگران و مردم زحمتکش!

منافع مشترک ما فراوان است؛ برای بدست آوردن آنها، باید توازن قوا را تغییر دهیم.

ما  می‌توانیم این  شرایط را عوض کنیم.

مبارزه ما تنها به یک روز، آنهم  روز جهانی کارگر ـ اول ماه مه ـ خلاصه نمی شود؛ بلکه مبارزه ما روزانه و بطور مداوم باید در راستای کسب منافع طبقاتی، بی وقفه در جریان باشد.

آلترناتیو ما  کارگران در ایران، یک آلترناتیوی است که منافع تمامی کارگران و زحمتکشان و مزد بگیران و فرودستان جامعه را فراهم کند؛ حاکمیتی که خود در آن نقش داشته باشیم؛ مشورت و تبادل نظر کنیم و خود در اجرایی کردن آن دخالتگر باشیم. حاکمیتی که هیچ کسی در حاشیه آن نیست؛ بلکه تمامی آحاد افراد جامعه از تمام طبقات و اقشار جامعه با هر اندیشه و عقیده ای، خارج از ملیت، نژاد و جنسیت، مذهب و هر زبانی، در اداره کشور و سرنوشت آن دخالتگر، تصمیم گیرنده  و اجرا کننده می توانند باشند.

جامعه ای که هیچ کس در حاشیه  نیست، تمام امتیازات ویژه ای که مبنای تبعیض آمیز را دارند را بی معنی خواهد کرد.

در آلترناتیو کارگران، تمامی احاد افراد جامعه  با  برخورداری از تمامی  امکانات در راستای تسهیل شرکت و دخالتگری در تعیین سرنوشت و نیازهای جامعه و با حضور جمعی،  اداره و مدیریت  شورایی را امکان پذیر می کند.

در هر کجا که هستیم، باید متشکل شویم؛ سازماندهی کنیم و متحدانه، آلترناتیو خود را پی ریزی کنیم و به کل جامعه نشان دهیم که آلترناتیو ما برای حاکمیت آتی، داشتن جامعه ای سالم و شایسته  است که داشتن نان، کار، آزادی، رفاه شادی و آبادی، تنها بخش کوچکی از آن چیزی  است که به دست خودمان ساخته می شود.

رمز پیروزی ما در گرو سازمانیابی و تشکل یابی و اتحاد ماست.

اول ماه مه روز همبستگی جهانی کارگران را به همه کارگران و زحمتکشان بار دیگر تبریک می گویم.

کارگران جهان متحد شویم.

فعال کارگری سندیکایی،  علی نجاتی

۸  اردیبهشت۱۴۰۰

برگرفته از «تلگرام سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه»  دهم اردی بهشت ماه ۱۴۰۰

برجسته نمایی های متن، همه جا از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر

چه باید کرد؟! پسند داریم تا پسند ...

چند سال پیش که پَرتور این جانور را دیدم با خود گفتم، مانندِ این غِر و غَمبیل (ژست) را پیش تر نیز دیده ام؛* ولی هرچه به مغزم فشار آوردم، یادم نیامد. امروز که میان یادداشت هایم دنبال چیزی دیگر می گشتم، خودش جلوی دیدگانم سبز شد و ناخودآگاه گفتم: خودش است! دستکم، غِر و غَمبیل (ژست) شان یکیست؛ گرچه یکی از بنیاد، سرشتی بی هیچ آرایشی افزوده و دیگری نمایشی با چُسان فُسانی کمرنگ تا شریعت شتری را بَرنخورد. کدامیک خوش جُس ترند را نمی دانم؛ ولی از دیدگاه زیبایی شناسی، من این یکی را برتر می شمارم. بگذار بگویند: بدپسندی و زیبایی سَرَت نمی شود؛ شاید راست می گویند و زیبایی شناسی من به پای زیبایی شناسی مِهترانِ سازمان های خبرچینی باخترزمین (بویژه گونه ی فرانسوی آن) و آن چند خرسک و شیخک عرب درون و پیرامون شاخاب پارس نمی رسد. چه باید کرد؟! پسند داریم تا پسند ...

ب. الف. بزرگمهر   دهم اردی بهشت ماه ۱۴۰۰

* جون من راستشُ بگو! مادینه ای زیباتر از من دیده بودی؟  ب. الف. بزرگمهر   چهارم آبان ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/10/blog-post_77.html



۱۴۰۰ اردیبهشت ۹, پنجشنبه

آرزو های خودگولزنک و گنده گوزانه ی پرزیدنت بادبادی

در روز و روزگاری که ستیز طبقاتی همه جا و بیش از هر جا در آن کشور خیز برمی دارد و آنچه به «۹۹ درسَدی ها» نامور شده را بیش از پیش به رویارویی با کلان سرمایه داری خرپول (نامور به «یک درصدی») برمی انگیزاند، چنین آرزوهای گنده گوزانه ای،* بیش از آنکه دیگران را بفریبد، خودفریبی است؛ گرچه، هنگامی که از دهان اَروسک خیمه شب بازی بی بخاری، نشسته در جایگاه مِهتری «یانکی» ها بیرون می آید، نشان از افزایش تیرگیِ بیش از پیشِ سپهر هماوندی های جهانی ملت ها و دولت ها در آینده دارد و باید یگانه و پیوسته با آن به رویارویی برخاست.

ب. الف. بزرگمهر   نهم اردی بهشت ماه ۱۴۰۰

* آماج آمریکا [بخوان: «یانکی» ها!] پیروزی در سده بیست و یکم است (جو بایدن)؛ وی در سخنرانی خود که از «یوتیوب» کاخ سپید [بخوان: کاخ روسیاه!] پخش شد، همچنین از آمریکایی ها [بخوان: خرپول های «یانکی»!] خواست که پراکندگی در هازه (جامعه) و ناسازگاری میان حزبی را کنار بگذارند. به گفته ی مهترِ ابزار دستِ دَم و دستگاه دیوانسالاری «یانکی» ها، آمریکایی ها نباید با یکدیگرکه با سایر جهانیان همچشمی کنند!

بنیاد داده ها برگرفته از «اسپوتنیک» به تاریخ نهم اردی بهشت ماه ۱۴۰۰ با ویرایش، پارسی و باز نویسی درخور از اینجانب است؛ افزوده های درون [ ] از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر

پیامی نویدبخش برای آینده ای نه چندان دور

این پیامی نویدبخش برای آینده ای نه چندان دور است: پایان چیرگی دلار و همزمان از دست رفتن چیرگی سیاسی امپریالیست های «یانکی» بر اقتصاد جهان که به نوبه ی خود، شکست بزرگی برای سامانه ی سرمایه داری امپریالیستی نیز خواهد بود.* بخودی خود روشن است که چنین گامی در روند خود به جایگزینی «یورو» با شیوه های دادگرانه ترِ داد و ستد میان کشورها خواهد انجامید و مار چنبره زده بر هست و نیست اقتصادی جهانی شده را به نابودی خواهد کشاند.

ب. الف. بزرگمهر   ۲۹ اردی بهشت ماه ۱۴۰۰

* در سه ماهه چهارم سال کنونی ترسایی، «کرملین» در پیِ کارزار چند ساله برای کاهش آسیب پذیری کشور در برابر دارایی های «ایالات متحد» کاری کرده تا دانگِ (سهم) دلار در بُرونبُردهای (صادرات) روسیه برای نخستین بار به زیر ۵۰٪ کاهش یابد.

چین به روسیه کمک کرد تا در برونبری های خود از دلار دور شود. هم اکنون، بیش از سه چهارم بازرگانی میان این دو  کشور با یورو انجام می شود. روسیه در پی یافتن راه هایی برای رهایی اقتصاد خود از دست درازی های (مداخلات) «ایالات متحد» [بخوان: «یانکی» ها!] است.

گزیده گزارشی برگرفته از «اسپوتنیک»   ۲۸ اردی بهشت ماه ۱۴۰۰ (با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب؛ افزوده های درون [ ] نیز از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

۱۴۰۰ اردیبهشت ۸, چهارشنبه

به سر مبارک همگی قَسَّم نمی دانم این پوشه «چگونه از آن سوی آب‌ها سردرآورده»!

به سر مبارک همگی قَسَّم تا همین دیروز که یکی از همکاران چگونگی فرستادن پوشه (فایل) از راه چیزی به نام «ای ـ میل» به هر جایی از جهان را نشانم داد، نمی دانستم این پوشه ی پوشیده و پنهان «چگونه از آن سوی آب‌ها سردرآورده»!* چه پیشرفت های شگفت انگیزی که مغز آدم سوت می کشد! الله ااکبر!

از زبان قره نوکر «یانکی» ها در ولایت بی در و پیکر خرموش های اسلام پیشه:  ب. الف. بزرگمهر    هشتم اردی بهشت ماه ۱۴۰۰

* «محمدجواد ظریف [بخوان: سیّد از خر جسته!]، وزیر خارجه جمهوری اسلامی [بخوان: وزیر امور خبرچینی «یانکی» ها در «ریدم به این ولایت دزدبازار»!] ... نیمه شب گذشته (سه شنبه) در حساب کاربری ꞌاینستاگرامꞌ خود بر ꞌرفاقت عمیقꞌ و ꞌرابطه قلبیꞌ خود با قاسم سلیمانی [بمیرم الهی!] پا فشرد (تاکید کرد) و درونمایه (محتوای) پوشه ی [لو رفته] را تنها ꞌبحثی نظریꞌ خواند.
...
در بخش دیگری از این پست اینستاگرامی، جواد ظریف بر این نکته پا فشرد که نمی‌داند این پوشه «چگونه از آن سوی آب‌ها سردرآورده» ...

برگرفته از «زیتون»   هشتم اردی بهشت ۱۴۰۰ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب، افزوده های درون [ ] نیز از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

۱۴۰۰ اردیبهشت ۷, سه‌شنبه

همه برای یکی، یکی اربابِ همه ـ بازپخشش

گنج از آنِ یکی، رنج از آنِ همه!

https://youtu.be/X_F_lcoopuU 

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/08/blog-post_58.html



سرنگون باد گروهبندی های خرموش اسلام پیشه ی فرمانروا بر میهن مان؛ نه بیش و نه کم!

بر بنیادِ آمارهای گمرک ایران، در سال گذشته رویهمرفته بیش از ۳۱ هزار تُن مرغ به ارزشی بیش از ۴۶ میلیون دلار و کم و بیش ۴ هزار و ۳۷۹ تُن جوجه یک‌روزه و تخم‌مرغ باردار شده ی گوشتی، بُرونبُرد (صادر) شده که بخش سترگی از آن در دوره ی کمبود و گرانی گوشت مرغ از مهر ماه تا اسفند ماه سال گذشته بوده است.

برگرفته از «تلگرام»   ششم اردی بهشت ماه ۱۴۰۰ (با ویرایش، پارسی و فشرده نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

ب. الف. بزرگمهر   ششم اردی بهشت ماه ۱۴۰۰

ویدئوی پیوست (برگرفته از «تلگرام» ششم اردی بهشت ۱۴۰۰ ـ برنام از آن من است.  ب. الف. بزرگمهر ): سرنگون باد گروهبندی های خرموش اسلام پیشه ی فرمانروا بر میهن مان؛ نه بیش و نه کم!



۱۴۰۰ اردیبهشت ۶, دوشنبه

ارج نِهی ۳۰ سال کار و کوشش آموزگار در ایران خرموش زده

پُفک نمکی ارزانی خودتان!*

سرنگون باد گروهبندی های خرموش اسلام پیشه ی فرمانروا بر میهن مان!

ب. الف. بزرگمهر   ششم اردی بهشت ماه ۱۴۰۰

ویدئوی پیوست: ارج نِهی ۳۰ سال کار و کوشش آموزگار در ایران خرموش زده (برنام از آن من است.  ب. الف. بزرگمهر) برگرفته از «تلگرام» ششم اردی بهشت ۱۴۰۰



این ها نمی فهمند داشتن کسی که زبان آنوری ها را خوب می فهمد تا چه اندازه ارزشمند است

این ها نمی فهمند داشتن کسی که زبان آنوری ها را خوب می فهمد و همگام با آن ها برنامه می ریزد تا چه اندازه ارزشمند است.*

از زبان آخوند پفیوز امنیتی، حسن فریدون روحانی شده در حجره های تنگ و تاریک «حوزه ی جان ننه شان علمیه»:  ب. الف. بزرگمهر   ششم اردی بهشت ماه ۱۴۰۰

* حسن روحانی، رییس جمهور ولایت خرموش پرور در آیین بهره برداری از «طرح‌های ملی وزارت کشاورزی» گفت:
«امروز از فرصت استفاده کرده و از وزارت امور خارجه و همه دستگاه‌هایی که در کنار وزارت خارجه در مذاکرات وین برای شکستن تحریم تلاش می‌کنند، تشکر و قدردانی می‌کنم ... نمی توانم هضم کنم که یک کسی عضو ملت ایران باشد، ایرانی باشد و از برداشتن تحریم ناراحت شود. [ناگفته نگذارم که ملت از دید این آخوند خودفروخته و پاچه ورمالیده، تنها بازرگانان و سوداگران دو یا چندملیتی را دربرمی گیرد و بس! توده های میلیونی مردم ایران از دید این پفیوز، بیگانگانی موی دماغ که باید روفته شوند، بیش نیستند] و این قابل درک نیست. تحریم یک ظلم عظیم و بزرگ است. لحظه‌ای که ببینیم طرف مقابل آماده شده برای اجرای قانون و مقررات، یک لحظه صبر نمی کنیم و حق مردم ایران را می گیریم؛ مخالفین هرچه می خواهند بگویند؛ ناراحتی عده ای به ما ربطی ندارد ... البته یک عده‌ای آشنا نیستند و درصد درست می‌کنند و می‌گویند ۳۰ درصد مشکلات از تحریم است و بقیه مشکلات از مدیریت است و این حرف کاملاً غلط و نادرست است، آن‌ها نمی‌دانند تحریم در چه زمینه‌هایی تاثیر گذار است و چه مشکلاتی ایجاد می‌کند و نمی‌دانند کل تولید در بخش کشاورزی و در بخش صنعت اگر نهاده‌های لازم و مواد اولیه را نتوانیم به موقع وارد کنیم، تولید متوقف می‌شود.» [درباره ی هوچیگری همه سویه ای که پیرامون راهبست های (تحریم) های «یانکی» ها راه انداخته اند با آنکه پیش تر، چندین بار دروغگویی و گزافه گویی های شان را در چندین یادداشتِ از آن میان طنزآمیز نشان داده ام بزودی یادداشتی جداگانه خواهم نوشت.  ب. الف. بزرگمهر]

برگرفته از «اسپوتنیک»   دوم اردی بهشت ماه ۱۴۰۰ (با اندک ویرایش و بازنویسی درخور از اینجانب؛ افزوده های درون [ ] و برجسته نمایی های متن، همه جا از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

زیرنویس پرتور:

«امروز از فرصت استفاده کرده و از وزارت امور خارجه و همه دستگاه‌هایی که در کنار وزارت خارجه در مذاکرات وین برای شکستن تحریم تلاش می‌کنند، تشکر و قدردانی می‌کنم ... مخالفین هرچه می خواهند بگویند؛ ناراحتی عده ای به ما ربطی ندارد ...» برگرفته از «اسپوتنیک»   دوم اردی بهشت ماه ۱۴۰۰

این ها نمی فهمند داشتن کسی که زبان آنوری ها را خوب می فهمد و همگام با آن ها برنامه می ریزد تا چه اندازه ارزشمند است.

از زبان آخوند پفیوز امنیتی، حسن فریدون روحانی شده در حجره های تنگ و تاریک «حوزه ی جان ننه شان علمیه»:  ب. الف. بزرگمهر   ششم اردی بهشت ماه ۱۴۰۰

خانه ما دری برای زدن نداشت

تقصیر شانس نیست

خانه ما

دری برای زدن نداشت

دیوار خانه ما هم کوتاه

کوتاه ترین دیوارِ در کوچه

و از همان جا

فقر

پایش به خانه ما نیز باز شد ...

رویا فخاریان

برگرفته از «تلگرام»  چهارم اردی بهشت ۱۴۰۰

برنام را از بوم برگزیده ام.  ب. الف. بزرگمهر

از هرباره به پشتیبانی از کارگران برخیزیم! ـ بازپخشش

«طبقه ی کارگر میهن مان، واپسین سنگر پایدار و نگهدارنده ی ایران و ملات پیوست خلق های سرزمین ایران کنونی است و با شکستن آن، نه ایران زمینی در کار خواهد بود و نه رژیم پلید جمهوری اسلامی!»

برگرفته از نوشتارِ «هر اعتصاب کارگری، نه تنها صنفی که نیز سیاسی است!»، ب. الف. بزرگمهر    ۱۳ بهمن ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/02/blog-post_76.html

گفتگو با جعفر عظیم زاده درباره ی رخدادهای کارگری در خوزستان

https://youtu.be/5VaBWu3ml_A

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/03/blog-post_75.html



ما نسل خوبی بودیم؛ قدر ما را بدانید! ـ بازپخشش

سخنی با آیندگان:
ما نسلی جداگانه هستیم؛ نسلی که دیگر مانندی نخواهد داشت ...

ما هم بوی خزینه و آب انبار حمام های عمومی یادمان است و هم نشستن و لذت بردن در جکوزی و ماساژ با آب گرم.

ما همان هایی هستیم که با ژیان دایی جان می رفتیم سیزده بدر و چند سال پس از آن توی خیابانان های شهر با دهانی باز، ماشینهای بوگاتی و مازراتی را شمردیم!

ما همان هایی هستیم که از بازی «هفت سنگ» و کوبیدن کف دست روی عکس آدامس فوتبالی گذشتیم و به بازی «پوکمنگو» رسیدیم ...

ما نسلی هستیم که از جاهل های فیلم های مسعود کیمیایی تا تیپ هایی مانند گلزار را در سینما پاییده ایم و از نعره های لوتی های توی فیلم فارسی تا صدای عشوه های پسران دخترنمای این سال های سینمای ایران را هم شنیده ایم!

ما نسل شگرفی هستیم که دیروز با سکه دو زاری، ارتباط تلفنی برقرار می کردیم و امروز با موبایلمان، پول جابجا می کنیم  ...

ما استثنائیم ... نسل پیش از ما اینچنین نبود و نسل پس از ما هم اینچنین نخواهد بود.

ما ساعتی که با اثر گاز دندان روی مچ دست و کشیدن عقربه هایش با خودکار بیک ایجاد می شد تا «آیواچ» و ساعت «سامسونگ» را آزموده ایم.

ما راهی دراز را یک شبه رفتیم!

نسل پیش از ما رفتند و اینهمه رویدادهای شگرف و بیگانه ی جهان نوین را ندیدند و نسل پس از ما هم می آیند؛ در حالیکه به شوند سود بردن از رایانه در کلاس هایشان، هیچ حسی نسبت به بوی دفترهای کاهی و نو در اول مهر ندارند!

ما نسل خوبی بودیم! قدر ما را بدانید که چنین نسلی که هم جواد یساری را دریافته باشد و هم «جاستین بیبر» را دیگر پا به جهان نخواهد نهاد!

ما تابستان های مان به میوه چینی از باغ های مردم و توت خوردن در کوچه ها گذشت و ناگهان توی چند تابستان پس از آن به تورهای تایلند و آنتالیا برخوردیم!

به خدا ما از آن ها که ما را به کشتارگاه هویت سنتی مان بردند، کم تر گناهکاریم که ناگهان سطل آب سرد جهان به اصطلاح پیشرفته را آنچنان روی سرمان ریختند که از شدت سرما به نفس نفس افتادیم!

از «گوگل پلاس» با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/11/blog-post_54.html

۱۴۰۰ اردیبهشت ۵, یکشنبه

حزب باد

 خودت را بشناس! (کنده کاری  سَر دَر «نیایشگاه دلفی» در یونان)

ویدئوی پیوست: «حزب باد» برگرفته از «تلگرام» چهارم اردی بهشت ماه ۱۴۰۰



... ﺗﺎ ﺟﺎﻥ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺁﯾﺪ ـ بازپخشش

ﮔﻔﺘﻢ ﻏﻢ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﻡ
ﮔﻔﺘﺎ ﻏﻤﺖ ﺳﺮ ﺁﯾﺪ

ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﻧﺎﻥ ﮔﺮﺍﻥ ﺷﺪ
ﮔﻔﺘﺎ ﮔﺮﺍﻥ ﺗﺮ ﺁﯾﺪ

ﮔﻔﺘﻢ ﺯ ﻧﺮﺥ ﻗﺼﺎﺏ
ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﺎ ﺑﻠﻨﺪ ﺍﺳﺖ

ﮔﻔﺘﺎ ﮐﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﮐﻢ ﺧﻮﺭ
ﺗﺎ ﺣﺎﺟﺘﺖ ﺑﺮ ﺁﯾﺪ

ﮔﻔﺘﻢ ﭼﺮﺍ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ
ﺍﯾﻦ، ﯾﺎﺭﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻧﻘﺪﯼ

ﮔﻔﺘﺎ ﺧﻤﻮﺵ ﻏﺎﻓﻞ،
ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺰ ﻫﻢ ﻧﯿﺎﯾﺪ

ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮔﺮﺍﻧﯽ
ﺟﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﻟﺐ ﺭﺳﯿﺪﻩ

ﮔﻔﺘﺎ ﺗﺤﻤﻠﺶ ﮐﻦ
ﺗﺎ ﺟﺎﻥ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺁﯾﺪ

از «گوگل پلاس». برنام را از متن برگزیده ام.

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/12/blog-post_379.html

۱۴۰۰ اردیبهشت ۴, شنبه

ما راهیان چشمه‌ی خورشید در شبیم ...

با لاله‌های سرخ، هم‌آواز می شویم
مجروح بال و خسته به پرواز می شویم

ما راهیانِ چشمه‌ی خورشید در شبیم
نشکفته اختریم و سحر باز می شویم

گل واژه‌های روشن شعری امیدوار
همگامِ هر سپیده، غزل ساز می شویم

مهر سکوت بر لبِ ما داد می شود
ما بی کلیدِ معجزه، اعجاز می شویم

«آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
ما را زمانه گر شکند ساز می شویم»

ایراندخت

برگرفته از «تلگرام» چهارم اردی بهشت ۱۴۰۰  (برنام را از بومِ سروده برگزیده ام.  ب. الف. بزرگمهر)

مبادا فکر کنید که این بار هم زیر بار «شیطان بزرگ» رفته ایم!

مبادا فکر کنید که این بار هم زیر بار «شیطان بزرگ» رفته و دستوراتش را پذیرفته ایم! اصلا و ابدا! «این تغییر روش، موضوع تازه ای نبوده و کاملا مرتبط با اقدامات و تصمیمات فنی است و در پرسشنامه اطلاعات طراحی که از سوی ایران به آژانس در هفته قبل ارائه شد نیز از قبل پیش بینی شده بود.»۱ اگر خدای ناکرده، هنوز دودل هستید از بهترین متخصص مان: عین الله که هر بار گیرهای فنی نظام را برطرف کرده،۲ بپرسید! روش او ساده و کارساز است؛ از زبان خودش بشنوید:
«در امور فنی نقطه ای نیست که تا به امروز ما فهم مشترک نداشته باشیم»۳

ب. الف. بزرگمهر   چهارم اردی بهشت ماه ۱۴۰۰

پی نوشت:

۱ ـ از گفته های خرموشی کَلّه گاومیشی به نام کاظم غریب آبادی در جایگاه نماینده ی پایدارِ رژیم پوشالی خرموش پرور در «بنگاه جهانی انرژی اتمی» برگرفته از «اینجا»  سوم اردی بهشت ماه ۱۴۰۰

۲ ـ «ما در مذاکرات فنی با نوعی بن بست مواجه بودیم و تشخیص مقامات بالاتر نظام بر این بود که بنده شخصا در مذاکرات حضور یابم و در جزئیات مسایل نیز با بالاترین مقام طرف مقابل که وزیر انرژی امریکاست، وارد گفت و گو شوم ... به اعتبار اینکه هم سابقه فعالیت داشتم و هم در زمینه علمی و فنی آشنایی دارم، حضورم خیلی کمک کرد و می توان گفت در این دو جلسه بن بست های فنی برطرف شد.» برگرفته از «خاورستان»   ۱۶ اسپند ماه ۱۳۹۳

۳ ـ از گفته های «عین الله نظام خرموش پرور» در گفتگو با خبرگزاری «العالم»، برگرفته از «ایرنا» ۲۳ فروردین ماه ۱۳۹۴

کار شما پوست هندوانه چرخاندن بالای سرتان است؛ چکار دارید به این کارها؟!

سخنگوی وزارت امور خارجه [بخوان: وزارت امور خبرچینی «یانکی» ها در ایران] در پاسخ به این پرسش که آیا بر بنیاد خواسته ی برخی از نمایندگان مهستان (مجلس)، همه ی ویدایش های (تصمیمات) گرفته شده در «وین» به پذیرش (تصویب) مجلس خواهد رسید، گفت:
«مجاری سیاست خارجی، تخصص و فنی است. تمامی تصمیمات در شورای عالی امنیت ملی در موضوعاتی در این سطح بررسی و تصمیم گرفته می‌شود که رییس محترم مجلس نیز عضو شورای عالی امنیت ملی هستند و تمام آنها به امضای مقام معظم رهبری می‌رسند.» برگرفته از «دنیای اقتصاد»  ۳۰ فروردین ماه ۱۴۰۰ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب؛ افزوده های درون [ ] نیز از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

برگردانِ گفته های نه چندان نادرست «خرگوش دلاور نظام خرموش پرور» به گویش مردم کوچه و بازار:
کار شما پوست هندوانه چرخاندن بالای سرتان است؛ چکار دارید به این کارها؟!

ب. الف. بزرگمهر   چهارم اردی بهشت ماه ۱۴۰۰

بگو این رقم برای مهریه و اینا کمه؛ باید زیادش کنه ...

مادر جان، برو به همین زنکهِ ایکبیری که دم در آمده بود،۱ بگو این رقم برای مهریه و اینا کمه؛۲ باید زیادش کنه؛ وگرنه، من از این «مُحَلِّل» با اینکه از چشمای گربه ای زاغولش خوشم نمیاد، جدا نمی شم؛ هم از این مرتیکه ی دورو که تو رُ تو شکمم کاشت و زیر قول و قرارمون زد،۳ آقاتره؛ هم بداخمی و اینا تو کارش نیس که آبرومونُ پیش اهل محل و بیگانه۴ بریزه و هم بانشاط تر و سرِ حال تره.

ب. الف. بزرگمهر   چهارم اردی بهشت ماه ۱۴۰۰

پی نوشت:

۱ ـ «اِوا مادر، خدا مرگم بده! اینا چرا اینقَدِه تعجیل دارن؟!» ب. الف. بزرگمهر   ۲۶ فروردین ماه ۱۴۰۰

https://www.behzadbozorgmehr.com/2021/04/blog-post_34.html

۲ ـ «میخائیل اولیانوف ، نماینده ی پایدار روسیه در سازمان های جهانی برجا در ꞌوینꞌ، دیروز به آگاهی رساند که سویِ ایرانی گفتگو می گوید که سیاهه ی راهبست هایی (تحریم هایی) که ꞌایالات متحدꞌ [بخوان: «یانکی» ها] در چارچوب گفتگوها آماده ی از میان برداشتن آن ها برای زنده کردن سازش هسته ای است، باید گسترش یابد.» برگرفته از «اسپوتنیک»  دوم اردی بهشت ماه ۱۴۰۰ (با ویرایش، پارسی و پاکیزه نویسی درخور از اینجانب؛ افزوده های درون [ ] نیز از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

۳ ـ رو به دخترِ اینک هفت هشت ساله اش؛ بنگرید به یادداشتِ «داستان را راست و حسینی تعریف کن، حسن آقا!» ب. الف. بزرگمهر    دهم اسپند ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/03/blog-post.html

۴ ـ توده های مردم ایران

۱۴۰۰ اردیبهشت ۲, پنجشنبه

این عَوام النّاس که می بینی از اهل کوفه بدترند ...

پسر جان! گول این ها را نخوری.* این ها را من می شناسم؛ پوش لای پالانت می نهند و پر و بالَت می دهند تا پشت سرت، لفت و لیس خود را دنبال کنند. از آن گذشته، خودمانیم؛ تو از ریاست جمهوری چه می دانی؟ گیریم که کبوتر بخت، روی سرت نشست و رییس جمهور شدی! قطعن بهتر از این حقیر عمل نخواهی کرد که در آغاز جنگ با «صددام»، هنوز رییس جمهور نشده، دو پای مان را در یک کفش کرده بودیم تا پول و بودجه لازم برای سفر به چین همراه با عَمَله اَکَره کَاَنَّهُ پرشمارمان را از نخست وزیر که آن هنگام همه کاره بود، بگیریم و او جنگ را بهانه می کرد و زیر بار نمی رفت.

شما آن موقع پا به جهان نگذاشته بودی یا اگر هم گذاشته بودی، بچه بودی و عقلت نمی رسید که ببینی سرِ این مسأله، چه الم شنگه ای بپا شد و کار به دخالت «امام راحل» کشید. ایشان هم با طعنه ای که درباره ی گرداندن نانوایی و اینا زد، ما را پاک بور و سرافکنده کرد و همه بریش مان خندیدند. خوب! همه ی این ها در خاطر عَوام النّاس ماند و برای ما سابقه ی بدی فراهم کرد. ما آن موقع کف دست مان را بو نکرده بودیم که قرار است در آینده ولی فقیه بشویم؛ وگرنه، دندان به جگر می گذاشتیم و رییس جمهور نمی شدیم. نمی خواهم بیش تر بگویم که خدای ناکرده، کسی سوء استفاده کند؛ ولی حال که گاهی گذشته ها را مرور می کنیم، می بینیم چه لج و لجبازی بچگانه ای بود؛ آنهم در اوضاع و احوالی که عَوام النّاس، دسته دسته در جبهه ها جلوی گلوله می رفتند و جان می باختند. خدا از سر تقصیر ما انشاء الله بگذرد.

شما هم که کف دستت را بو نکرده ای! شاید آن زمان که ما انشاء الله ریغ رحمت را سر کشیدیم، دری به تخته بخورد و «خبرگان نظام» جنابعالی را که یادگار «امام راحل» هستی به ولایت فقیه برگزینند. بچشم خود می بینی که در چنین جایگاه والایی، هم دستت بیش تر باز است و هم زبانت را هر جور بچرخانی بجاهایی که باید بربخورد، نمی خورد و همیشه در امن و امانی؛ ولی باز هم تکرار می کنم:
این عَوام النّاس که می بینی از اهل کوفه بدترند که با آقا امام حسین، بیعت کردند و سپس بکشتنش دادند. با خودمان هم که گواه بودی در همین یکی دو سال اخیر چه کردند؛ دیگر، خود دانی.

از زبان «کیر خر نظامِ خرموش پرور»:  ب. الف. بزرگمهر   دوم اردی بهشت ماه ۱۴۰۰

* «نمودار اسلام» یاسر خمینی در پاسخ به پرسشی درباره ی گمانه ی نامزدی «یادگار دست دوم امام»: «نمودار اسلام» حسن خمینی یا همانا «عَلّامه قوچعلی نظام» در آنچه گزینش ریاست جمهوری نامیده می شود، گفت:

«در هفته ها و بلکه ماههای اخیر، اقبال زیادی به اخوی گرامی جناب حاج حسن آقا شد و بزرگان زیادی از عاشقان امام، ایثارگران، مذهبیّون، خانواده های شهداء، سیاسیون و دانشگاهیان کشور ایشان را تنها کسی دانستند که می تواند کشور را با شعار ꞌهمه با همꞌ امام خمینی متحد کند.»

وی با گفتن اینکه حاج حسن آقا هنوز این درخواست ها را نپذیرفته بودند، افزود:
«ایشان با تردید در حال مشورت و بررسی جوانب امر بودند تا اینکه امروز مطابق دیدارهای نوبه خود با رهبری به دیدن ایشان رفتند که طی این ملاقات، رهبر انقلاب [رهبر انقلاب؟! زرشک سیاه!] کاندیداتوری ایشان در انتخابات را به صلاح ندانستند و با بیان اینکه حاج حسن آقا را مانند فرزند خود می دانند از ایشان خواستند که در شرایط فعلی به این عرصه ورود نکنند ... با توجه به این توصیه، طبیعی است که تصمیم ایشان روشن است و اخوی یقینا تصمیمی برای کاندیداتوری ندارند.»

وی در پایان با امیدواری نشان دادن برگزاری پرشور "گزینش" پیش رو، گفت:
«لازم است به نیابت از اخوی از همه شخصیت های حقیقی و حقوقی که از ایشان دعوت کردند تشکر کنم. ایشان خود را خدمتگزار مردم می داند و برای صلاحدید مردم و انقلاب حاضر به هرگونه ازخودگذشتگی است و در هر جایی باشد خدمتگزار و دلسوز مردم است.»

«ایسنا»  ۲۳ فروردین ماه ۱۴۰۰ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب؛ برجستگی های متن و افزوده های درون [ ] از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

ما که پشت و رو نداریم

ببخشید پشتم به شماست؛ ولی مگر به جایی برمی خورد؟ ما که پشت و رو نداریم.

ب. الف. بزرگمهر   دوم اردی بهشت ۱۴۰۰



۱۴۰۰ اردیبهشت ۱, چهارشنبه

سگ نازی آباد ـ بازپخشش

سگ نازی آباد۱

در زبان مردم کوچه و بازار آمده است که «سگ نازی آباد»، دوست و دشمن سرش نمی شود و پاچه همه را می گیرد.

آزمایش های پاولوف دانشمند نامدار روسی بر روی سگ های گوناگون نشان داده است که آنها و نیز سایر «پستانداران عالی»۲، مانند آدم ها، مزاج های گوناگون: دموی، بلغمی، صفرایی و سودایی دارند. این آزمایش ها همچنین نشان داده است که گونه های آمیخته و میانی چهار گونه اصلی یاد شده در بالا نیز در میان سگ ها، پستانداران عالی و البته آدم ها دیده می شوند. پاولوف، این چهار گونه مزاج اصلی را که پیشتر نیز شناخته شده بود (فارابی، پورسینا، ...) برپایه سامانه عصبی ـ روانی توضیح داد و آن را برپایه علمی استوار نمود. از این چهار گونه اصلی، سه تای آن: دموی، بلغمی و صفرایی، گونه های هنجار و نوع سودایی ناهنجار (بیمار) تشخیص داده شده است.

نمی دانم در میان همه سگ هایی که وی آزمایش نموده، آیا نمونه ای از «سگ نازی آباد» نیز یافت می شده یا نه؟ گرچه، از صمیم جان امیدوارم که وی در زندگی پربار خود هرگز چنین سگی را مورد آزمایش قرار نداده باشد. به هر رو گمان می برم که ـ و البته روشن است که سخنم نه برپایه علمی که بر گمانه زنی استوار است ـ «سگ نازی آباد» آمیخته ای از گونه های سودایی ـ صفرایی باشد که در آن مزاج صفرایی اندکی بر آن دیگری می چربد.

راستی یادم رفت بگویم که مشخصه اصلی گونه صفرایی مزاج ها، برانگیخته شدن و فروکش نمودن ناگهانی و پرشتاب برانگیختگی ها و هیجان هاست؛ در حالیکه، در گونه سودایی، چربش با خیال پردازی درباره واقعیت های دردناک روزمره مانند «گرانی برنج، گوشت و سایر مواد خوراکی» یا خیره شدن به «خرابی آسفالت پشت بام خانه و چکه‌ی آب» و «لکه‌های زرد رنگ بر دیوار و سقف خانه ...»، بدون انجام کاری در آن باره است.

اکنون، این دو مزاج را به نسبت های گوناگون با یکدیگر بیامیزید و ببینید چه بدست می آید. برای نمونه تنها در اندیشه خود تصور کنید که:
یکی از اقوام خیلی از خود راضی و گستاخ آدمی با مزاج صفرایی ـ سودایی (البته در آمیزه ای مناسب از دو مزاج که کم و بیش نزدیک به «سگ نازی آباد» باشد)، به وی که همه عمر سرگرم «پرولتربازی» بوده، بگوید: «زندگی‌ات دو پاپاسی نمی‌ارزد»!

کمی بیندیشید و منصفانه داوری کنید:
به کسی که در زندگی «گذر از سنگلاخ‌های صعب‌العبور را با همان همت و پشتکار پیشینیان خلف خود آغازیده (باید گفته می شد: پیموده. نشانه ای از فروتنی بیش از اندازه؟)» و حتا امکانی برای «عرضه‌ی نوشته‌هایش که جوهرش با خون وی رنگین شده» ندارد؛ کسی که هیچگاه مانند «بزدلان سست اراده» از این همه فداکاری و جانفشانی در راه پرولتاریا پشیمان نبوده، جا نزده و نیک می‌داند که نه تنها «هیچ پاداشی در کار نیست» که «شاید هم داغ و درفش ...»، با شنیدن چنین سخن نسنجیده ای از سوی یک قوم و خویش حجره دار، چه حالی دست خواهد داد؟ آن هم در شرایطی که «فشارهای جور وا جور زندگی ...»، «جوابگویی به اهل و عیال، تأمین هزینه‌ی خورد و خوراک و پوشاک ...» و البته گهگاهی «اندیشیدن به درد مردمان ... » شکیب از کف آدمی ربوده باشد.

آیا برای چنین آدمی با آن مزاج ویژه خود که زندگی پرهزینه۳، وی را در چنبره خود گرفتار نموده، جز آنکه پرخاشگری پیشه کند و همواره به این و آن و از همه بیشتر به نزدیک ترین دوستان و آشنایانش که فداکاری های بی مانند او را ارج نمی گذارند، ناسزا بگوید، راه دیگری باقی می ماند؟ آیا این پرخاش ها و ناسزاهای چاشنی آنها که به رنگ و لعاب سیاسی ـ اجتماعی نیز آغشته است، شایسته پاسخگویی است؟

آیا براستی او و دیگرانی چون او، راه خود را آگاهانه برگزیده اند؟ و سرانجام آیا همه اینها در برابر شکوهمندی حرکت توده های مردم، ترحم انگیز نیست؟

ب. الف. بزرگمهر ۱۰ اَمرداد ۱۳۸۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2009/08/blog-post.html

پی نوشت ها:

۱ ـ در مثل مناقشه نیست!

۲ ـ برای آن دسته از کسانی که همواره به خواندن کتاب های "آسمانی" و هوایی سرگرم بوده اند و کمتر نگاهی به دشواری های روی زمین داشته اند، یادآور می شوم که «پستانداران عالی» تنها بطور عام، مهمانداران هواپیما را نیز دربرمی گیرد!

۳ ـ می انگاریم چنین کسی از لایه های میانی جامعه برخاسته، میان آنها زندگی می کند و نیازمندی هایی مانند بسیاری از آنها بر دوش وی سنگینی می کند.

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!