«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۸ اسفند ۱۰, شنبه

نشانه ای از جامعه ای که می خواستی! ـ بازانتشار

کیرِ خر می بینی؟! نشانه ای از جامعه ای که می خواستی! مرحله ی آن توی سرت بخورد!* بازنشسته ای است خسته از همه چیز؛ نمی گوید ما کیرِ خر بالای سرمان نمی خواهیم. خواهان هوده ای آدموار نیز نیست. نوشته است که اگر در «تراز تنگدستی» دریافتی داشته باشد، خشنود خواهد بود! نمی دانم آن تراز در آن شهر چه اندازه است؛ ولی بگمانم آن را پایین تر گرفته تا خدای ناکرده، مسوولینِ پاکدست نظام را برآشفته و خشمگین نکند! خدا قوت کیر خر!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۱ شهریور ماه ۱۳۹۷ 


* رهبر انقلاب اسلامی ابتدا به تبیین مراحل پنجگانه انقلاب پرداختند و گفتند:
یک تفکر غلط از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی وجود داشت مبنی بر اینکه انقلاب، بعد از تشکیل نظام به پایان می رسد و باید به سراغ شکل دهی نهادها و دیوان‌سالاری رفت. این تفکر غلط، انقلاب را به معنای تنش، نزاع و کارهای غیرقانونی می داند.

حضرت آیت الله خامنه ای تشکیل «نظام انقلابی و اسلامی» را مرحله دوم برشمردند و افزودند:
نظام انقلابی و اسلامی، اهداف، آرمانها و ارزشهایی دارد که تحقق آنها نیازمند مرحله سوم یعنی شکل گیری «دولت انقلابی» است، دولتی که ارکان نظام اسلامی را باور داشته باشد.

ایشان با تأکید بر اینکه با عملکرد صحیح دولت اسلامی و انقلابی و محقق شدن آرمانها، مرحله چهارم یعنی «جامعه اسلامی و انقلابی» شکل می گیرد، گفتند:
نظام اسلامی، دولت اسلامی و جامعه اسلامی زمینه ساز پنجمین مرحله یعنی ایجاد «تمدن انقلابی و اسلامی» خواهند شد، بنابراین انقلاب هیچگاه تمام شدنی نیست و همواره ادامه دارد.

برگرفته از «صاحب خبر» به تاریخ هفتم خرداد ماه ۱۳۹۷ (بازگو شده از پایگاه آگاهی رسانی دفتر «کیرِ خر نظام»)

بنابراین، انقلاب هیچگاه تمام شدنی نیست ... ـ بازانتشار

سرنگون باد گروهبندی های خرموش اسلام پیشه ی فرمانروا بر میهن مان!

ب. الف. بزرگمهر   دهم اسپند ماه ۱۳۹۸

***

بنابراین، انقلاب هیچگاه تمام شدنی نیست ...

ـ حضرت آقا! تازه پانزده ساله شده بود که از زندگی سیر شد و خود را کشت. این خودکشی ها در این چند سال بسیار افزایش یافته است.

ـ البته خودکشی کار خوبی نیست و ما آن را توصیه نمی کنیم؛ ولی در باطن امر، این نشانه ی عشق به خدا و آخرت و آن جهان است. خوب! جوان هم هستند و برای هر کاری تعجیل می کنند. از این جهت هم، چندان بد نیست؛ زیرا هر چه سن و سالِ آدم بیش تر می شود، عشق به مال و منال دنیا نیز بیش تر می شود و خدا نکند که بی چیز هم باشی و به انحراف کشیده شوی. دزدی کنی؛ کلاه دیگران را برداری و الی آخر! از همه بدتر اینکه نه یکی یکی که همه با هم به خیابان بیایند و بر ضد آن ها که مال و منالی بدست آورده اند، شعار بدهند؛ این کار، دیگر عبور از خط قرمز الهی و فساد فی الارض است؛ چون خدا که همه را یکسان نیافریده و سرنوشت ما همگی هم در دست اوست؛ یکی را خوشبخت می کند و از این راه او را می آزماید و دیگری را به بدبختی می کشاند تا ببیند چه واکنشی نشان می دهد؛ همینکه پا به خیابان گذاشت و پرخاش کرد، آن جهان را نیز چون این جهان از دست داده است. برخی از این برادران ما تا یکی دو سال پیش، فشار می آوردند تا مردم را بزور به بهشت بفرستند؛ می بینید که هم اکنون، دیگر به چنان فشاری نیاز نیست و خودِ مردم با عشق فراوان به لقاء الله می پیوندند؛ خوب! این پیشرفت بزرگی است که در اثر کار و کوشش چهل ساله ی ما بدست آمده و خدا نیز انشاء الله از ما راضی است!

ـ حضرت آقا! چندی پیش، حضرتعالی پیشرفت های انقلاب اسلامی را به چندین مرحله تقسیم نموده، فرمودید که در چهارمین مرحله، «نظام اسلامی، دولت اسلامی و جامعه اسلامی، زمینه ساز پنجمین مرحله یعنی ایجاد ”تمدن انقلابی و اسلامی“ خواهند شد ...»* به نظر حضرتعالی، کار این نوجوانان و جوانان در کدامیک از این مراحل می گنجد؟

ـ ولله چه بگوییم؟! ما همانجا در دنباله ی آن تقسیم بندی گفتیم که «... بنابراین، انقلاب هیچگاه تمام شدنی نیست و همواره ادامه دارد.»* همه چیز را که نمی شود پیش بینی کرد یا گفت.

ب. الف. بزرگمهر   ششم اَمرداد ماه ۱۳۹۷


* «اگر آزادی نباشد، رشد معنوی و پیشرفت جامعه وجود نخواهد داشت»، منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر رهبری، برگرفته از «صاحب خبر»   هفتم خرداد ماه ۱۳۹۷

زیرنویس تصویر:
خودکشی دختر ۱۵ساله در شهرک الغدیرِ بجنورد («گوگل پلاس»)

یک آزمایشِ ساده برای شناسایی آلودگی به «کرونا»

ویروس کرونای تازه (COVID 19‌‏)، در آغاز با نشانه های آلودگی همراه نیست؛ ‏پس چگونه می توان از دچار شدن به آن آگاهی یافت؟

واپسین داده ها درباره ی این ویروس بیم برانگیز، گویای دوره نُهُفتگی تا ۳۸ روز پیش از پدیداری نخستین نشانه های آن است و آن هنگام که نشانه هایی چون تب یا سرفه نمودار می شوند، کم و بیش ریه ها تا ۵۰ ٪ فیبری شده ودیگر درمان پذیر نیستند.‏

پزشکان یک آزمایش ساده پیشهد کرده اند که می توان آن را بامدادِ هر روز انجام داد:
نفس عمیق ‏بکشید و بیش از ده ثانیه در سینه نگه دارید. سپس، چنانچه بازدَم تان را بدون سرفه،  بی ناراحتی، خستگی و ‏سفتی با کامیابی بیرون دادید، نشان می دهد که هیچ فیبروزی در ریه ها نیست و چرک و آلودگی در کار نیست.‏

به سپارش پزشکان ژاپنی باید دهان و گلو را همیشه خیس نگاه داشت و نگذاشت خشک شوند. به این ترتیب، دستکم هر ۱۵ دقیقه، یک قُلُپ آب باید نوشید. با این کار، چنانچه ویروس درون دهان شما آمده باشد؛ آب آشامیدنی یا دیگر نوشیدنی هایی که می آشامید، ویروس را بسوی دستگاه گوارش روانه می کند و اسید معده آن ها را نابود می کند.  اگر به اندازه ای بسنده با همان هنجار یاد شده، آب یا نوشیدنی نیاشامید، ‏ویروس از توان اندرون شدن به مویرگهای دستگاه دَم و بازدَم برخوردار شده و خود را به شُشها برساند که بسیار بیم برانگیز خواهد بود.‏

برگرفته از «تلگرام گروه اتحاد بازنشستگان» (با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب؛ برنام را نیز اندکی دستکاری نموده ام.  ب. الف. بزرگمهر)
https://t.me/GEtehadbazneshastegan


به امید روزی که امام انقلاب‌مان، حضرت کیر خر فرمان دهد ... ـ بازانتشار

این حسنقلی خان که تصویرش را می بینید، جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران تاریک اندیشی و واپسگرایی، کسی است که هر بار پا به صحنه نمایش رسانه ای نهاده و سخنانی بیش تر در مایه ی شاهنامه خوانی قهوه خانه های چهل پنجاه سال پیش ایران بر زبان می آورد، مرا به یاد سخنگوی پرهیاهو و لاف زن «طالبان» می اندازد که حتا تا واپسین دم سرنگونی آن گروهبندی ضد فرهنگ در افغانستان همچنان لاف می زد و دروغ های گنده سر هم می کرد. «حسنقلی خان» در لاف زنی و گزافه گویی به پای آن سخنگوی مزدور نمی رسد و گزافه گویی هایش گاه به یاوه می گراید و سویه ای ریشخندآمیز می یابد؛ نمونه ای از آن، جمله ی زیر در سخنرانی نیایش آدینه ی هفته ی گذشته است که رو به خرسک های فرمانروا بر عربستان و شیخک های آن چند آبخست شاخاب پارس که گویا کاری جز نشستن در کاخ های شیشه ای شان ندارند، گفته است:
«اگر از خطوط قرمز ما عبور کنید، قطعا از خطوط قرمز شما عبور خواهیم کرد.»*

من هرچه کوشیدم، زمینه و انگیزه ی این یاوه گویی را درنیافتم و به همین شَوَند ناچار به گمانه زنی شدم. با آنکه پس از «نرمش قهرمانانه» ی «کیرِ خرِ نظام»، دیگر خط سرخی بر جای نمانده که کسی بخواهد همچنان آن را زیر پا بگذارد، در پیِ گذشتنِ هر دو سو از خطوط سرخ انگاشته شده، آمیخته ای از چند سناریوی زیر پیش آمده و خواهد آمد:
الف. چنان خر تو خری پدید می آید که در بلبشوی پیش آمده، هر خری، خر دیگری را گاز می گیرد یا با لگد می نوازد و سگ های هر دو سو خداوندان خود را بازنمی شناسند؛
ب. شما در برخی جاها گاهی می آیید این ور خط و ما در برخی دیگر جاها گاهی می رویم آن ور خط و جنگی فرسایشی درگیر می شود که سودش از هر باره به جیب خداوندان سرمایه ی جهان و منطقه، دربرگیرنده ی خودِ کشورهای درگیر، می رود و دودش به چشم توده های بخت برگشته در همه جا که هر روز تنگدست تر و تیره روزتر می شوند؛ و
پ. آنچه بیش تر به واقعیت نزدیک است، حال که شما همراه با دیگر برادران عرب شیعه  و سُنّی از مدت ها پیش به این سو پا نهاده، خواهران و مادران ما را در خراسان، خوزستان، ایلام و هر گوشه و کنار کشور می گایید و نان و گوشت و سبزی و میوه ی بس ارزان شده برای شما و ناپیدا و گرانبهاتر از پیش برای خودمان را می برید، ما در این سو دندان بروی جگر می گذاریم و به امید روزی که «امام انقلاب‌مان، حضرت کیر خر» فرمان دهد، شعارهای میان تهی خونخواهی برادران چندین و چند بار کشته شده در سوریه و عراق و ... و بتازگی در خود ایران را سر می دهیم و شما همچنان می آیید و می چاپید و می گایید و می روید و «ما با اطمینان قلب زندگی می‌کنیم؛ زیرا تکیه‌گاه ما خداست و خدا هرگز مجاهدان مومن در صحنه را تنها نمی گذارد.»*

ب. الف. بزرگمهر   نهم مهر ماه ۱۳۹۷


* برگرفته از گزارش زیر

***

اگر عربستان و امارات از خطوط قرمز ما عبور کنند، قطعاً از خطوط قرمزشان عبور خواهیم کرد/ آنکه باید بترسد، بلرزد و ملتهب باشد، دشمن ماست

خبرگزاری میزان- جانشین فرمانده کل سپاه گفت: ما امروز با قدرت می‌گوییم که آنکه باید بترسد، بلرزد و ملتهب باشد، دشمن ماست نه ما.

آنکه باید بترسد، بلرزد و ملتهب باشد، دشمن ماست به گزارش خبرنگار گروه سیاسی خبرگزاری میزان، سردار «حسین سلامی» در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران، با بیان اینکه حادثه تروریستی ۳۱ شهریور در اهواز، یک عقبه منطقه‌ای و جهانی دارد، تصریح کرد:
ما بر اساس فرمان مبارک امام انقلاب‌مان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای [بگمانم آن یکی در گور خویش گوزید] گفتیم و اکنون یک بار دیگر اعلام می‌کنیم که انتقام قطره قطره خون شهیدان‌مان را از عوامل داخلی و بیرونی این حادثه غم‌انگیز خواهیم گرفت.

وی با بیان اینکه رژیم امارات و عربستان سعودی، صحنه‌گردان اصلی شرارت‌های امنیتی در برخی مناطق کشورمان هستند، اظهار داشت:
آن‌ها آرزوی انتقال ناامنی به درون سرزمین ایران را دارند و ما به آن‌ها می‌گوییم که شما هرگز در توسعه تنش و منازعه با جمهوری اسلامی ایران به هیچ موفقیتی نخواهید رسید.

وی افزود:
شما کوچک‌تر از آن‌هستید که یک رقیب یا حریف برای کشور بزرگی باشید که ۴۰ سال است در برابر بی‌بدیل‌ترین امپراتوری‌های دنیا ایستاده است و در مقاطعی مهم، شکست‌های بزرگی را به آنان تحمیل کرده است. [نرمش قهرمانانه را می گوید؟!]

جانشین فرمانده کل سپاه با بیان اینکه شما در مجموعه ارکان قدرت، دارای ارزش مکانی نیستید [مگر نه اینکه درون کاخ شیشه ای نشسته اند؟! پس دارای ارزش مکانی هستند. شعارهای پوچ سر نده، مردک کودن!]، تصریح کرد:
شما وقتی در کنار آمریکا قرار می‌گیرید، احساس قدرت می‌کنید.

سردار سلامی خطاب به عربستان سعودی و امارات گفت:
دست از شرارت و توطئه بردارید. شما شکست پذیر هستید. درون کاخ‌های شیشه‌ای نشسته‌اید و نمی‌توانید تیغ انتقام ملّت ایران را تحمل کنید. [خوب! برای همین درون کاخ های شیشه ای نشسته اند. این که دیگر برُخ کشیدن ندارد برادر] ما خویشتنداری کرده‌ایم و نجابت انقلابی به خرج داده‌ایم [این خویشتنداری را در موشک باران مردم کردستان و بدار آویختن فرزندان مردم بارها گواه بوده ایم]، امّا اگر از خطوط قرمز ما عبور کنید، قطعاً از خطوط قرمز شما عبور خواهیم کرد و می‌دانید قدرت ملّت ایران، وقتی به صحنه عمل می‌آید چه طوفانی به‌پا می‌کند. پس آرام باشید و مداخله نکنید؛ بلندپروازی‌های منطقه‌ای شما همه جا شما را با شکست مواجهه کرده است. [از کیسه ی ملت ایران خرج نکن پدرسوخته! ملت ایران دست رد بر سینه ی شما بیشرف ها زد.]

وی افزود:
به آمریکا هم هشدار می‌دهیم که دست از حمایت از تروریست‌ها بردارند؛ این برای آنان هم زیان‌بار خواهد بود.

سردار سلامی در ادامه اظهار کرد:
ما امروز با قدرت می‌گوییم که آنکه باید بترسد، بلرزد و ملتهب باشد، دشمن ماست نه ما.

جانشین فرمانده کل سپاه با اشاره به آیه  «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُركُم وَ يُثَبِّت أَقدامَكُم» تاکید کرد:
ما با اطمینان قلب زندگی می‌کنیم چراکه تکیه‌گاه ما خداست و خدا هرگز مجاهدان مومن در صحنه را تنها نمی گذارد. [خدا قوت جانم!]

«خبرگزاری میزان»   ششم مهر ماه ۱۳۹۷

بختی برای ویرایش این گزارش نداشتم. برجسته نمایی های متن و افزوده های درون [ ] همه جا از آنِ من است.    ب. الف. بزرگمهر

... و من مانده ام که کدامیک از دیگری خرتر است؟! ـ بازانتشار

پس از برگزاری نمایش گزینش خرگوش از صندوق انتخابات، کسی نوشته بود:
«برتری خر همسایه مون نسبت به صاحبش اینه که همسایه مون به جلیلی رای داده ولی خرش رای نداده!»

از «گوگل پلاس»

هنگامی که این یادداشت را برای خود نگاه می داشتم، در زیر آن افزوده بودم:
«... و من مانده ام که کدامیک از دیگری خر تر است؛ تفاوتی هم نمی کند که همسایه شان به چه کسی رای داده است. مهم این است که خرِ همسابه به هیچکدام شان رای نداده است!»

امشب که سخنان حبیب‌الله عسگراُلاغی را درباره ی آرامش مردم و کشور خواندم، یاد این نوشته ی طنزآمیز افتادم و می پندارم که با بر زبان رانده شدن چنان سخنانی از زبان «عسگر آقا» دیگر بیش تر از این نباید خود را وادار نمود تا احترام همسایه را نگاه داشت. بوسه ای از همین جا برای آن خر می فرستم و اگر پیش آید، مشتی یونجه ی خوشبو نیز برایش به ارمغان خواهم برد.

ب. الف. بزرگمهر   هفتم تیر ماه ۱۳۹۲


دُلاویزُن لا پاتِ، دُلاویزُن لا کُنتِ ـ بازانتشار

پیشکش به کیر خر بی آبرو و بچه باز بیتش

آنچه در زیر آورده ام را طنز که بجای خود، حتا هجو هم نمی توان شمرد؛ شوخی زشتی است که شاید حتا برخی لات و پات ها نیز آن را بر ربان نیاورند؛ ولی درست به همین شَوَند، سزاوار مردکی خیره سر و همه چیز دان یا بزبان کژدم گزیده ی خودشان: «بحرالعلوم» است که از «ضریب جینی» گرفته تا فن آوری موشک چیزهایی می داند و بتازگی که من آن را کمی دیرتر در گاهنامه ی آن حزب وامانده دیدم، تپّه ای نیز در زبان پارسی از خود به یادگار نهاده است.

ب. الف. بزرگمهر  ۱۷ خرداد ماه ۱۳۹۸  


***

«کیر خر نظام» در دیدار با گروهی از سرایندگانِ «فرهنگ و ادب چابلوسی» با تمرگیدن در جایگاه «داور کل» به کودکانه ترین گونه ای آن گروه مجیزگو را بالا برده و دیگران که بگمانم محلّ سگ نیز به وی نمی گذارند و در چنان نشست هایی پا نمی نهند را به پندار «حقیر» خود، کوچک شمرده است:
«... خدای متعال را سپاسگزارم که کمک کرده تا حرکت شعری در کشور در بین جمعی مثل جمع شما پیشرفت کرده. البتّه جمع های زیادی هستند در تهران و جاهای دیگر که مشغول کار شعر و مانند اینها هستند؛ بنده کم و بیش گاهی ارتباطی پیدا می کنم؛ شعرهای شان را می خوانم؛ آن ها به قدر شماها پیشرفت نکرده‌اند؛ شعرهای عاشقانه‌ی محض، شعرهای عشق های زمینی، شعرهای خالی از حکمت، خالی از معرفت، خالی از ذکر مصالح ملّی و انقلابی ـ که آن دوستان دنبال آن جور شعرها هستند ـ و احیاناً شعرهای عریان؛ آنها پیشرفتی نکرده‌اند. من نگاه می کنم، می بینم در این شعری که شما دارید می خوانید، این مضمون ‌یابی‌ها، این صیقل‌یافتگی الفاظ، نوآوری در مفاهیم، واقعاً بسیار چشمگیر است؛ من خیلی امیدوارم به شعر انقلاب که شعر شما است.»*

"بحر العلوم" خیره سر در پی می افزاید:
«مطلبی که من اینجا یادداشت کرده‌ام که بگویم، دو مطلب است که ـ حالا هر چه بشود ان‌شاءالله کوتاه‌ترش کنم ـ یکی راجع به شعر است؛ یکی راجع به زبان فارسی است. آنچه راجع به شعر می خواهم بگویم [این است که] پدیده‌ی شعر یکی از معجزات آفرینش است؛ یکی از معجزات عالم خلقت، همین پدیده‌ی شعر است؛ مثل خود بیان، بیان هم یکی از برترین معجزات پروردگار در عالم آفرینش است. اینکه شما قادر هستید که ذهنیّت خودتان را، صُوَر ذهنی خودتان را به کسی منتقل کنید با قالب کلمات، در قالب الفاظ، این خیلی حادثه‌ی مهمّی است؛ خیلی پدیده‌ی بزرگی است. خب ما [چون] عادت کرده‌ایم، به عظمتش توجّه نمی کنیم؛ این خیلی از ساخت خورشید و ماه و ستارگان و این چیزهایی که خدای متعال به آنها قسّم می خورد، بالاتر است ...»*

به این ترتیب، در دنباله ی یاوه گویی نمکین این کودن که روی دستِ خدای مُتّعال نیز زده، می توان چنین افزود تا با نمک تر شود:
... آدم و حوّا در بهشت که بودند، چیزی برای گفتن با یکدیگر نداشتند؛ اساسا لال بودند و همینطور بِرّ و بِرّ سر تا پای لخت و پَتی همدیگر را برانداز (یا ورانداز) می کردند. خدای مُتّعال هنوز معجزه اش را نشان نداده بود. پای شان بزمین که رسید و آدم که سرش به آن سنگ سیاه (حجرالاسود) خورد و آدم شد، زبان شان باز شد و عاشق هم شدند. این عشق زمینی نبود؛ آسمانی بود!

«کیر خر»، سپس مشتی چیزهای پیش پا افتاده ی دیگر که گاه سرخود به آسمان پیوند یافته اند را سرهمبندی کرده تا نوبت به ساختن تَپّه اش برسد:
«من گفتم ما می توانستیم مثلاً همینطور که عرب ها وقتی که تلویزیون آمد به آن گفتند ”تِلْفاز“ ـ تلفاز یک ساخت لغت عربی است ... ـ بگوییم ”تلویزان“ که یک شکل فارسی دارد. ما اصلاً در فارسی کلمه‌ای شبیه رادیو نداریم، مگر حالا ممکن است بِندرت یک چیزی پیدا بشود؛ چه اشکال داشت که ما رادیو را می گفتیم ”رادیان“ تا می شد فارسی؛ اشکالی هم نداشت؛ این کار را هم نکردیم. مرتّب همین طور الفاظ دخیل، کلمات دخیل وارد می شود در زبان فارسی و همین طور دائم تکرار می شود؛ در مطبوعات می نویسند، در رادیو و تلویزیون تکرار می کنند، در کتابها می نویسند، حالا که دیگر فضای مجازی هم هست، در فضای مجازی می نویسند؛ من نگرانم.»*

بماند که جناب همه چیزدان، نگران آن چیزهایی که باید باشد، نه تنها نیست که بروی همه ی آن ها چشم فرومی بندد؛ ولی کمی جلوتر در حالی که خودنماییِ سرشتی اش گُل کرده و خوش خوشانش شده با آوردن دو لنگه سروده که گویا از آنِ مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی است:
«کجایید ای شهیدان خدایی     بلاجویان دشت کربلایی»، می افزاید:
«هیچ حدس می زدید که مال مولوی باشد؟ این مال مولوی است که هشتصد سال پیش گفته شده؛ کأنّه برای امروز گفته شده. یعنی زبان، این ‌جور سالم دست ما رسیده؛ همین ‌طور قرن‌به‌قرن آمده تا به دست ما رسیده. حتّی سبک هندی هم با اینکه از لحاظ مضمون، پیچیده و مُعَقَّد است امّا زبان، زبان شسته‌رُفته‌ی قوی‌ای است؛ بخصوص برجسته‌های سبک هندی مثل صائب، مثل کلیم، مثل خود حزین، ‌مثل بیدل، واقعاً زبان های اینها زبان های عالی است.»* و من با خود می اندیشم:
این که به واژه های رادیو و تلویزیون بند کرده و به پندار خود با رادیان و تلویزان نامیدن شان، آن ها را پارسی نموده، چرا بجای کاربردِ واژه ی نتراشیده نخراشیده ی کَأِنّه در زبان پارسی، «کَاِنّهان» بکار نمی برد تا جان ننه اش، واژه ای پارسی بتراشد؟!

به هر رو، من نیز دو لنگه نیمچه سروده ی زیر بذهنم رسید که به فرانسه می زند و بگمانم از سوی مردم در یکی از سرزمین های بخت برگشته ای که در گذشته زیر بار آن کشور رفته بودند، ساخته شده باشد را به این کیر خر بی آبرو و بچه باز بیتَش پیشکش می کنم تا شاید به همان شیوه از آن پارسی سِرِه، فراخور حال و اوضاع گذشته و امروز خویش بسازند. اینکه کدامیک لنگه ی نخست و دیگری لنگه ی دوم را برخواهد گُزید را بخود پدرسوخته شان وامی نهم؛ گرچه می پندارم، نخستین لنگه بیش تر فراخور «کیر خر» و دومی فراخور آن بچه باز پفیوز باشد:
دُلاویزُن لا پاتِ، دُلاویزُن لا کُنتِ

ب. الف. بزرگمهر   ۱۷ خرداد ماه ۱۳۹۸


برجسته نمایی های متن، همه جا از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر

* برگرفته از تارنگاشت «کیرِ خرِ نظام»  ۳۰ اُردی بهشت ماه ۱۳۹۸

انشاء الله ... ـ بازانتشار

روزی جحی برای خرید درازگوشی به بازار می رفت.

مردی پیش آمد و پرسید:
كجا می روی؟

گفت: به بازار می روم كه درازگوشی بخرم.

گفتش: بگوی انشاءالله!

گفت: چه جای انشاءالله باشد كه خر در بازار و زر در كیسه ی من است.

چون به بازار در آمد، مایه اش را بزدند و چون بازگشت، همان مرد به او برخورد و پرسیدش:
از كجا می آیی؟

گفت: انشاءالله از بازار، انشاءالله زرم را بدزدیدند؛ انشاءالله خری نخریدم و زیان دیده و تهیدست به خانه
بازمی گردم انشاءالله !

جاودانه عُبید زاکانی

پی نوشت:

جحی، نام یکی از همدوره های ابومسلم خراسانی، در سده ی دوم کوچی که گویا در کوفه می زیسته و خود را دانسته و آگاهانه به دیوانگی زده، داستان ها و ماجراهای شوخی آمیز بسیاری پدید آورده تا بدان اندازه که در سده های میانی، نام وی به عنوان آدم بی نام و نشانِ شوخ سرشت و رند سر زبان مردم بوده و در داستان های کوتاه طنزآمیز عبید زاکانی نیز بازتاب یافته است.    ب. الف. بزرگمهر


انشاء الله با دستی پر از ویروسی دست آموز نزد ما بیایید

مرقومه ی حضرتعالی۱ اسباب نگرانی این حقیر را فراهم نمود و وعده و وعیدهای دیگر مسوولین پاکدست نظام از حل مسائل و مشکلات از آب و هوایی گرفته تا معادن زیرزمینی را به یادمان آورد که نه تنها گرهِ هیچکدام گشوده نشد که کارخرابی های فراوان هم ببار آمد. از خودمان هم هیچ نگوییم، بهتر است. نصیحتم به جنابعالی و سایر همکاران تان در این زمینه این است که گوشزد پیامبر عظیم الشان مان به شتربانش۲ را آویزه ی گوش نموده با توکل به خدای متعال، نخست زانوی آن «ویروس منحوس»۳ را ببندید و زمینگیرش کنید تا نتواند هر جایی که دلش خواست، رهسپار شود و مسوولین پاکدست مان را از تک و تا بیندازد؛ ولی نابودش نکنید؛ بجای آن، باید تحقیق و تفحص نمود که چگونه می توان از این ویروس بگونه ای آماجمند و سمتگیری شده سود برد تا ازین پس دوست را از دشمن بازشناسد؛ وگرنه، خدا را چه دیدی؟! کَاَنَّهُ شاید بسرش بزند به بیت ما هم سرک بکشد که واویلاست. اگر همه ی این کارها را توانستید بهنگام به انجام برسانید، آنگاه می توانید از شکست «کیر و اینا»۴ سخن سرایی کنید. البته ناگفته نگذارم که این ویروس در سرشت خود تا اندازه ای دوست و دشمن را می شناسد و سراغ آن ها که بحمدلله خوب می خورند و خوب می خوابند و خوب می گایند و مزاج هاضمه شان نیز خوب کار می کند، کم تر می رود. خوب! از همین زمینه باید برای سمتگیری بهتر آن سود برد و از آن، ویروسی دست آموز بر پایه ی «طبّ اسلامی» ساخت. به عبارتی دیگر و کوتاه سخن، آنکه باید دشواری پدید آمده را به بختی خوب و کارساز برای نظام مقدس اسلامی تبدیل نمود. این را هم تا فراموش نکرده، عرض کنم که در سخن نگاری۵ شما از بحمدلله، انشاء الله و اینا نشانی نبود! از خدا نترسیدید که ممکن است سر لج بیفتد و همه ی کوشش ها و دستاوردهای تان را به باد دهد؟ این هم نمونه ی پندآموز آن درباره ی دیوانه ای خیره سر که با یک انشاء الله نگفتن و فرمان خدا را زیر پا نهادن، برای خرید درازگوشی به بازار رفت و خر نخریده و زَر از دست داده، دست از پا درازتر به خانه بازگشت:
«روزی جحی برای خرید درازگوشی به بازار می رفت. مردی پیش آمد و پرسید: كجا می روی؟ گفت:
به بازار می روم كه درازگوشی بخرم. گفتش: بگوی انشاءالله! گفت: چه جای انشاءالله باشد كه خر در بازار و زر در كیسه ی من است. چون به بازار در آمد مایه اش را بزدند و چون بازگشت همان مرد به او برخورد و پرسیدش از كجا می آیی؟ گفت: انشاءالله از بازار؛ انشاءالله زَرَم را بدزدیدند؛ انشاءالله خری نخریدم و زیان دیده و تهیدست به خانه بازمی گردم، انشاءالله!»۶ انشاء الله سرشکسته و درمانده نشوید و با دستی پر از ویروسی دست آموز نزد ما بیایید.

ب. الف. بزرگمهر   دهم اسپند ماه ۱۳۹۸

پی نوشت:

۱ ـ «پیام امید بخش، پدرانه، مهربانانه و سرشار از صفای حضرتعالی، همکاران عزیزم را که در سراسر کشور، شبانه روز و بی هراس دل به دریای بلا زده اند تا هموطنان نازنین گرفتار در گرداب بیماری نوپدید را برهانند، سراپا شوق و امید و سپاس کرد و خستگی روز و شبهای نفس گیر و جانکاه را از جسم و جانشان زدود و این فرزند کوچک و سرباز خدمتگزارتان را بیش از پیش شرمسار محبت های بیکران تان نمود.

امسال سربازان و افسران ارشد نظام سلامت با دل زدن به موج سیلاب های بهاری و جانفشانی در آنفلوآنزای پاییزی، لحظه ای از کنار مردم و بیماران نیازمند دور نشدند و با تلاشی بی وقفه در کاهش مرگ و میرها افتخاراتی بی بدیل آفریدند که سازمان های بین المللی را در اوج تحریم های ظالمانه، شگفت زده کرد و این بار نیز شیرزنان و بزرگ مردان عرصه بهداشت و درمان، جان بر کف می روند تا با شکست هر چه زودتر بیماری، افتخاری نو در تاریخ کشور عزیزمان بیافرینند و پیام محبت آمیز و دلگرم کننده حضرتعالی نفس تازه شان بخشید تا آهنگ گامهای شتابانشان تندتر و زمان سلطه شان بر عامل بیماری‌زا، کوتاهتر شود.

علیرغم رنجی که از رنجوری مردم می‌کشیم، وفاق و همدلی ملی بین همه دستگاه‌های اجرایی، رسانه ملی، نیروهای مسلح، سازمان‌های مردم‌نهاد و مردم عزیز کشورمان در کنار خدمتگزاران عرصه سلامت با شعار "کرونا را شکست می‌دهیم" جهانیان را شگفت‌زده خواهد کرد.» (از نامه ی وزیر بهداشتِ نظام خرموشی به «کیر خر نظام»، برگرفته از رسانه های ایران)

۲ ـ گفت پیغمبر به آواز بلند        با توکّل زانوی اُشتر ببند! (مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی)

... داستان شتر پیامبر، هنگامی که در بیابان گم شده بود؛ و چون رسول از شتربان خود پرسید:
«چرا زانوی شتر را نبسته است؟» پاسخ شنید:
«به خدا توکّل کردم!»

آنگاه، رسول شتربان را گفت:
«از این پس، نخست زانوی شتر را ببند و آنگاه توکّل کن! (اَعقِل و توکّل!

برگرفته از «کتاب کوچه»، حرف الف. دفتر دوم، زنده یاد احمد شاملو، چاپ دوم، تابستان ۱۹۹۵ (با اندک ویرایش و پیرایش درخور از اینجانب؛ عنوان نیز از آنِ من است. ب. الف. بزرگمهر) و درج شده در یادداشتِ «چاره جویی زمینی؛ نه واگذاشتن به آسمان!» ب. الف. بزرگمهر  هشتم مهر ماه ۱۳۹۲

۳ ـ «... ان‌شاءالله زودتر کلک این ویروس منحوس گرفته بشود [گرچه، آماج سخن «حضرت بصیرت العظما» کنده شدن کَلَک ان است؛ پیری است و خرفتی!] ان‌شاءالله ...»

برگرفته از «تارنگاشت مُعَظَّم لله» هشتم اسپند ماه ۱۳۹۸ (افزوده های درون [ ] از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر) و درج شده در یادداشتِ «کَاَنَّهُ بی بصیرتی مطلق است!» ب. الف. بزرگمهر  هشتم اسپند ماه ۱۳۹۸

۴ ـ «این ویروس، در ممالک محروسه ی ՛شیطان بزرگ՝ با همکاری و راهنمایی انگلیسی ها برای هدف قرار دادن ولایت مقدس ما ساخته و پرداخته شده و نام کامل علمی آن بر اساس ՛طبّ اسلامی՝، ՛کیر و اینا՝ست که کوتاه شده ی آن را در رسانه ها بکار می برند.»  برگرفته از یادداشتِ «بیخود دنبال منشاء این ویروس نگردید!»  ب. الف. بزرگمهر   دوم بهمن ماه ۱۳۹۸

۵ ـ «آقا» چون هر از گاهی فیل شان یاد هندوستانِ دوران جوانی شان می کند که به پارسی گویی و پارسی نویسی، اندک دلبستگی داشته اند، در اینجا بجای واژه ی از ریشه عربی «انشاء»، برابر پارسی آن: «سخن نگاری» را بکار برده و کنایه ای هم زده اند. از شاهکارهای پارسی گویی و پارسی نویسی شان از آن میان، پیشنهاد کاربرد واژه های ساخته و پرداخته ی «تلویزان» بجای «تلویزیون» و «رادیان» بجای «رادیو»ست:
«من گفتم ما می توانستیم مثلاً همینطور که عرب ها وقتی که تلویزیون آمد به آن گفتند ”تِلْفاز“ ـ تلفاز یک ساخت لغت عربی است ... ـ بگوییم ”تلویزان“ که یک شکل فارسی دارد. ما اصلاً در فارسی کلمه‌ای شبیه رادیو نداریم، مگر حالا ممکن است بِندرت یک چیزی پیدا بشود؛ چه اشکال داشت که ما رادیو را می گفتیم ”رادیان“ تا می شد فارسی؛ اشکالی هم نداشت؛ این کار را هم نکردیم. مرتّب همین طور الفاظ دخیل، کلمات دخیل وارد می شود در زبان فارسی و همین طور دائم تکرار می شود؛ در مطبوعات می نویسند، در رادیو و تلویزیون تکرار می کنند، در کتابها می نویسند، حالا که دیگر فضای مجازی هم هست، در فضای مجازی می نویسند؛ من نگرانم.»

برگرفته از تارنگاشت «کیرِ خرِ نظام» به تاریخ ۳۰ اُردی بهشت ماه ۱۳۹۸ و درج شده در یادداشتِ «دُلاویزُن لا پاتِ، دُلاویزُن لا کُنتِ» ب. الف. بزرگمهر   ۱۷ خرداد ماه ۱۳۹۸

۶ ـ جاودانه عُبید زاکانی

۱۳۹۸ اسفند ۸, پنجشنبه

نامه سرگشاده گروهی از خانواده‌های زندانیان سیاسی به مسوولان قضایی

با توجه به اخبار نگران کننده در مورد شیوع ویروس کرونا در زندان‌های کشور و نظر به اینکه زندانیان ضمن عدم برخورداری از امکانات بهداشتی و درمانی مناسب و قابل قبول، به دلیل زندگی جمعی و تنگاتنگ به شدت در معرض خطر ابتلا به این ویروس هستند، ما جمعی از خانواده‌های زندانیان سیاسی به منظور جلوگیری از وقوع یک فاجعه انسانی، خواهان آزادی یا حداقل مرخصی قابل قبول زندانیان تا پایان دوران بحران هستیم.

بدیهی است در صورت کوتاهی در این امر مسوولیت هرگونه خطر احتمالی متوجه مسئولان ذیربط خواهد بود.

اسامی خانواده‌های زندانیان به شرح زیر در این نامه آمده است:
محمود بهشتی لنگرودی
اسماعیل عبدی
محمد حبیبی
نرگس محمدی
امیرسالار داودی
مسعود کاظمی
فرهاد میثمی
رویین عطوفت
جعفر عظیم زاده
شهناز اکملی
مجید آذرپی
آتنا دائمی
سام رجبی
مراد طاهباز
نیلوفر بیانی
عبدالرضا کوهپایه
امیرحسین خالقی
هومن جوکار
طاهر قدیریان
ندا ناجی
مهرداد محمد نژاد
محمد ابوالحسنی
پیمان کوشک باغی
ارس امیری
جعفر فاضل
علیرضا گلی‌پور

برگرفته از «تلگرام گروه اتحاد بازنشستگان»  هشتم اسپند ماه ۱۳۹۸

انگار هابیل و قابیل از یک خانواده و برادر یکدیگر نبودند؟! ـ بازانتشار

آقا بخدا من که سال هاست آنسوی آب که او می گوید زندگی می کنم، تاکنون «فیک نیوز» بگوشم نخورده بود.* ناچار شدم با «گوگل» جستجو کنم تا شیرفهم شوم این کوفته قِلقِلی نظام پوسیده ی سگ مذهب چه می گوید. با این همه با این بخش از گفته های وی همداستانم که هیچ پرخاشگری با ساز و برگِ بازکردن تیرچراغ برق و گارد ریل و اینا (بجای سه نقطه ی وی که می تواند نابدترِ خود این کوفته قِلقِلی باشد!) به میدان نمی‌آید و با جنگ ابزار سرد و گرم، مردم را نمی ترساند؛ چه برسد به آنکه با زور مردم را به صف پرخاش کنندگان بکشاند که شوخی بس بیمزه ای است. بنابراین، چون نمونه های سال های ۱۳۸۸ و ۱۳۹۶ و از آن میان، نابکارانی همچنان ناشناخته که به امام حسین ناسزا گفته بودند، باید یکی یکی آن ها را یافت و پیش از هر چیزی پرسید، این ابزارها را از کجا و بدستور چه کسانی به میدان آورده و چگونه فیلمبرداری های گاه سه چهار دقیقه ای بسیار خوبی که گاه چهره های برخی از آن ها نیز بخوبی پیداست، توانسته اند بگیرند، بی آنکه «سربازان جان ننه شان: گمنام نظام» کم ترین رد پایی از آن ها بیابند؟ و چرا هیچکدام شان نیز چون اسیدپاش ها، از دیوار مردم بالاروها و دیگر آتش به اختیارهای لات و لمپن خرموش ها تاکنون گرفتار نشده و به سزای نابکاری ها و تبهکاری های شان نرسیده اند؟!

از این ها که بگذریم، آن اختلاف خانوادگی میان مردم و مسوولین نظام که گویا تنها کودن ها جِدّیت آن را می باورند به نمکِ آغشته به سنگ ریزه و خرده شیشه آمیخته است. گویا جناب کوفته قِلقِلی از بس با درس و مشق و آزمون های انگلیسی و اسپانیایی و پرتغالی و اینا (باز هم بجای همان سه نقطه!) سرگرم بوده که فراموش کرده «هابیل» و «قابیل»، نه تنها از یک خانواده که برادر یکدیگر بودند که یکی شان، برابر داستان های هشت مَن نُه شاهیِ مذهبی با دسته بیل، دیگری را بخاک و خون می کشد. این «حدیٍ» را برای این نادان از آنرو یادآور شدم که بر بنیاد "منطق" سست وی، همه ی اختلاف های خانوادگی، شوخی هستند! دانسته، گفته اش را وارونه کردم که این خَرَک بهتر دریابد چه شکری خورده است؛ بنابراین، تنها کاری که بر بنیاد آموزش ریاضی سال سوم یا چهارم دبستان برجای می ماند، یافتن کودن (همان ابله!) است که آن را به «رییس سازمان پدافند غیرعامل خرموش های اسلام پیشه» وامی نهم.     

ب. الف. بزرگمهر   ۲۷ آبان ماه ۱۳۹۸


* «شاید مردم از دست اقدامات نسنجیده برخی مسوولین دلخور باشند؛ اما این یک اختلاف خانوادگی است که فقط ابلهان جدیت آن را باور می‌کنند ... حضور سازمان یافته گروه‌های ضدانقلاب در تجمعات اخیر کاملا محسوس است. کدام معترضی با تجهیزات کامل بازکردن تیرچراغ برق، گاردریل و ... به میدان اعتراض می‌آید و با سلاح سرد و گرم مردم را تهدید می‌کند تا به صف اعتراض بپیوندند. پشتیبانی تمام عیار فیک نیوزهای آنطرف آبی هم این مضحکه را رسواتر می‌کند.»

گُزیده ای از گفته های مردکی نادان در جایگاه «رییس سازمان پدافند غیرعامل خرموش های اسلام پیشه»، برگرفته از «خبرگزاری فارس»  ۲۷ آبان ماه ۱۳۹۸ (برجسته نمایی های متن از آن من است.  ب. الف. بزرگمهر)

کَاَنَّهُ بی بصیرتی مطلق است!

این همه از نابرابری دَم زدید و فریاد برآوردید؛ لاکن می بینید که ویروس «کیر و اینا» میان فقیر و غنی، مسوول و بی مسوولیت فرقی نمی گذارد و همه را به یک چشم می بیند. آیا این عدالت است؟ نه! اگر چنین بود، خدا هم انگشتان پنج دست آدم را یکسان خلق می فرمود. بنابراین، حکمتی در کار است. حال عملکرد «این ویروس منحوس»* را ببینید و کلاه خودتان را قاضی کنید! کَاَنَّهُ بی بصیرتی مطلق است؛ گرچه، درباره ی برخی از این مسوولین که گویا این ویروس بجان شان افتاده و از قرنطینه با چهره هایی بَشّاش، پیام های امیدوارکننده برای این و آن می فرستند تا خبر مرگ شان را برای مان نیاورند، باور نمی کنیم. ما با بیماری موش مردگی نه تنها آشناییم که فوت و فن های آن را هم بلدیم چجوری بکار ببندیم. هرگاه مردند، ما می فهمیم که راست گفته و خود را به موش مردگی نزده بودند.

ب. الف. بزرگمهر  هشتم اسپند ماه ۱۳۹۸

* «من برنامه‌ی امروز را فقط ترتیب دادم برای همین که این تشکر را بکنم در حضور آقای دکتر مرندی، رییس محترم فرهنگستان علوم پزشکی؛ دوست داشتم که این تشکر قلبی خودم را به همه‌ی برادران و خواهران محترم پزشک و پرستار و کادرهای درمانی عرض بکنم. ان‌شاءالله که موفق باشید. کارتان بسیار با ارزش است. هم ارزش جامعه‌ی پزشکی و پرستاری را در جامعه بالا می برد که برده، هم مهمتر از این، ثواب الهی است که خدای متعال قطعاً به شما اجر خواهد داد و ثواب خواهد داد؛ [همانطور که به آن پرستار جوان از دست رفته، اجر و ثواب داد. از عرش بگوش ما رسانده اند که برای جانفشانی اش برای بهبود بیماران با همه ی کمبودها و اینا در جهان فانی، جایی بسیار خوب در بهشت به وی ارزانی شده و بزودی به شغل شریف حوریگری گماشته خواهد شد.] امیدواریم که ان‌شاءالله این کار برجسته و سنگین خیلی هم طولانی نشود و ان‌شاءالله زودتر کلک این ویروس منحوس گرفته بشود [گرچه، آماج سخن «حضرت بصیرت العظما» کنده شدن کَلَک آن است؛ پیری است و خرفتی!] ان‌شاءالله ...» از بیانات حکیمانه ی «حضرت کیر خر نظام» در دیدار زورکی با برخی دست اندرکاران پزشکی مادرمرده، برگرفته از «تارنگاشت مُعَظَّم لله» هشتم اسپند ماه ۱۳۹۸ (افزوده های درون [ ] از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

ما مارکسیسم را چینی کردیم! ـ بازانتشار

بر بنیاد گفته ای از «شی جین پینگ»، رییس‌جمهوری چین، این کشور بیست میلیارد دلار وام و  صد و شش میلیون دلار کمک مالی برای گسترش اقتصاد غیرنفتی به کشورهای عرب آسیای باختری خواهد داد. وی در گردهمایی با نمایندگان بیست و یک کشور عرب گفت:
«باید روراست با هم داد و ستد کنیم؛ نه از جداگانگی های مان بترسیم و نه از دشواری های‌مان روی گردانیم و در زمینه ی سیاست بیرونی و راهبردهای گسترش [اقتصادی] بند به بند۱ گفتگو کنیم.»۲

دنباله ی سخنان ناگفته ی کاسه بشقاب فروش چینی را چنین پی می گیرم:
... دستگاه گوارش همه ی ما کم و بیش یکسان کار می کند و هیچ کیش و آیین و زبانی جز خوراکی و آشامیدنی سرش نمی شود؛ دانشمند بزرگ دوران ما: «کارل مارکس» که بسیاری از شما از بر زبان آوردن نام وی نیز تن تان می لرزد، گفته بود:
«آدمیان باید نخست بخورند و بیاشامند، پیش از آنکه بتوانند به سیاست، دانش، هنر، دین و کارهای دیگر بپردازند ...»۳ خوب! آن دانشمند بزرگ درباره ی چگونگی خوردن و آشامیدن، چیزی نگفته یا شاید یادش رفته بود که بگوید؛ ولی بگمانم روشن است که اگر کاسه بشقابی در کار نباشد، ناچاریم چون جانوران بخوریم و بیاشامیم و حتا نتوانیم با آشامیدن یک سوپِ جانبخشِ چینی، کمی جان بگیریم. اقتصاد که تنها نفت نیست و همه ی کشورها نیز از آن برخوردار نیستند. آماج ما از پرداخت وام به شما که مانند خودمان نفت و گاز چندانی ندارید، گسترش اقتصاد غیرنفتی است. برای ما چینی ها پایه و بنیادِ کار از ساخت و فروش کاسه بشقاب های زیبای چینی آغاز می شود و سپس به کالاهای دیگر گسترش می یابد. ما با سرمایه گذاری خود به شما از هرباره کمک می کنیم تا مانند آن ها را بسازید و با هم و با دیگران داد و ستد کنیم. می بینید که «کارل مارکس» و رفیقش «فریدریک انگلس» کار را بر بنیادِ چیزهای ساده ای نهاده اند:
«آدمیان باید نخست بخورند و بیاشامند ...» ما نیز بر همان بنیاد، کار آن ها که به نامِ مارکس «مارکسیسم» خوانده شده را در کشورمان آنچنان چینی کرده ایم که سرمایه داران خودمان، نه تنها از شنیدن نام آن ها ترس و لرز بر اندام شان نمی نشیند که خرسند شده و حتا لبخند می زنند. ما دنباله ی کار آن دو دانشمند بزرگ را پی گرفته، «مارکسیسم با ویژگی های چینی» را پدید آورده ایم که بسیار کارآست و با آنکه هنوز راه درازی برای آشتی دادن مارکس با داد و ستد و بازارِ سرمایه داری در پیش داریم، همه ی کوشش خود را در این راه بکار می بندیم و ساخت و فروش کاسه بشقاب و اینک، سرمایه گذاری برای آن در کشورهای شما نه تنها آماج که ابزاری برای پیشبرد «مارکسیسم با ویژگی های چینی» برای ماست.

ب. الف. بزرگمهر   ۲۱ تیر ماه ۱۳۹۷


پی نوشت:

۱ ـ پارسی نویسی:
در گزارش برگرفته، گفتارِ «به تفصیل» بکار رفته بود که بجای آن می توان گفتارِ پارسیِ «بند به بند»، گفت و نوشت.

۲ ـ برگرفته از تارنگاشت «اِیر فورس یک» ۲۰ تیر ماه ۱۳۹۷ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب؛ افزوده ی درون [ ] نیز از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

۳ ـ از سخنرانی فریدریک انگلس در مراسم خاکسپاری کارل مارکس:
«آدمیان باید نخست بخورند؛ بیاشامند؛ سرپناه داشته باشند و جامه ای بپوشند، پیش از آنکه بتوانند به سیاست، دانش، هنر، دین و کارهای دیگر بپردازند ...»

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!