«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۸ تیر ۲۷, پنجشنبه

بیکاری به آرش ... ـ بازانتشار

بیکاری به آرش شرم و درماندگی، به آرش تنگدستی و تهیدستی است. بیکاری به آرش از دست دادن پایگاه اجتماعی، بُریدن از خانه و خانواده و بی خانمانی است؛ بیکاری به آرش گرسنگی و سر خم کردن در برابر هر کس و ناکسی برای لقمه ای نان است. بیکاری به آرش از دست دادن امید به زندگی، روان پریشی و خودکشی است. بیکاری به آرش کشانده شدن به کاربرد و فروش مواد روانگردان، دست به دزدی یازیدن و انجام بزهکاری های گوناگون دیگر است. بیکاری به آرش بریده شدن انگشت دست و پا یا بدار آویخته شدن در رژیم دزدان اسلام پیشه ی ولایت است؛ رژیمی که خود، پدیدآورنده ی بیکاری و سایر دردهای بی درمان اجتماعی و اقتصادی است و جز کرنش در برابر «شیطان بزرگ» و همدستانش به کسی در زمین و آسمان، پاسخگو نیست. رژیمی دوزخی و سزاوار سرنگونی که خدای خودساخته و پرداخته: «الله» را نیز بنده نیست و از آن، چون لولویی برای ترساندن توده های مردم و جیب بُری بهره می جوید.

ب. الف. بزرگمهر    دهم اسپند ماه ۱۳۹۵

http://www.behzadbozorgmehr.com/2017/02/blog-post_955.html


هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!