«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۹, سه‌شنبه

کدام بی پدرمادری، مردم ایران را بدست دزدان اسلام پیشه سپرد؟ ـ بازپخشش

خدا گوسپندی برای حضرت ابراهیم فرستاد تا بجای پسرش: اسماعیل قربانی کند. روشن نیست کدام بی پدرمادری، مردم ایران را بدست رژیم دزدان اسلام پیشه سپرد تا در برابر دستخوش از «شیطان بزرگ» و همدستانش به قربانگاه روانه کند!

ب. الف. بزرگمهر   ۱۹ امرداد ماه ۱۳۹۵

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/08/blog-post_9.html



اگر شما بیگناه باشید و بصیرت داشته باشید ... ـ بازپخشش

سخن سراییِ و داوِ پیش از رنج و آزار بدنی و روانی:
اگر شما بیگناه باشید و بصیرت داشته باشید، خدا به شما این نیرو را می دهد تا هنگام اعتراف گیری درد را برتابید.

پس از آن:
من، «علی خامنه ای»، همانگونه که گوش هایم گواهند، بدینوسیله اعتراف می کنم که فرزندِ حرامزاده ی یک نَرّه اسب مردنی و ماچه الاغی چموشم و نقشه کشیده ام تا سر تا پای اسلام و مسلمین و اینا را به گُه بکشم.

ب. الف. بزرگمهر   ۱۷ بهمن ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/02/blog-post_23.html

با سود بردن از فیلم «روح های گویا» (Goya’s Ghosts) ـ فرانچسکو گویا نگاره گر چیره دست و نامدار اسپانیایی

نمونه های نخستین «جهان وطنی» های ایران! ـ بازپخشش

تصویری از نماد «جامعه پارسیان بمبئی» در هندوستان درج کرده و زیر برنام «زرتشتیان هند» نوشته است:
«در ميان پيروان اين دينِ باستانی بسياری از آن میان، پارسيانی هستند که حدود هزار سال پيش از بيم سرکوب و بدرفتاری در زادگاهِ نخست خود: ايران به هند کوچیدند. اين مردم که به نام ”پارسی“ شناخته می شوند، سپس يکی از ثروتمندترين و خوشنام ترين اقليت های کشور هند را دربرگرفتند و در رویش و شکوفايی شهر بمبئی به جايگاه پايتختی اقتصادی در اين کشور نقشی بنیادین بازی کردند. از میان اعضای سرشناس جامعه پارسيان می توان به خانواده ”تاتا“ اشاره کرد؛ و همچنين به ”فِرِدی مِرکوری“، خواننده ی افسانه ای ”گروه کوئين“ که در خانواده ای پارسی و در شهر زنگبار (آفریقا) زاده شده بود.»

از «گوگل پلاس» با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر

برایش می نویسم:
این ها در همان روزگار باستان هم از «کاست» های دارای ایران بودند و در میان آن ها کسانی نیز بودند که دروازه ی برخی شهرها را به روی تازیان گشودند یا راه های نهانی ورود به درون یکی دو شهر را در بحرانی ترین جنگ ها نشان تازیان دادند. ایرانیان از شرایط زندگی خود ناخشنود بودند؛ ولی این به آن آرش نبود که به آسانی به زیر بار تازیان بیابانگرد و دینی که از بسیاری سویه ها ساده تراز دین زرتشت بود و بیش تر برای انگیزش سربازان تازی که یا به حوریان بهشتی و دارایی های ایران دست یافته یا در آن جهان خداوند برای شان فراهم خواهد نمود، بروند!

همین پارسیان زرتشتی، سپس مردم ایران را پشت سر نهاده، دارایی های خود را بار کشتی ها نموده و به هندوستان رفتند؛ شاید آن ها را بتوان نمونه های نخستین (prototype) «جهان وطنی» (cosmopolitist) های دوران کنونی در میان فراری های رژیم پلید گذشته یا رژیم پلیدتر از پلید کنونی که پول های هنگفتی بار زده به ایالات متحد و کانادا و اروپا رفته و می روند، بشمار آورد.

ب. الف. بزرگمهر    ۲۹ فروردین ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/04/blog-post_5930.html

اکنون، کار ما سخت تر است! ـ بازپخشش

تصویری که گویا در بنیاد خود، نشان از داوری کمبوجیه، یکی از شاهنشاهان ساسانی دارد، درج کرده و نوشته ی زیر را نیز در توضیح آن افزوده است:
تابلوی زیر مربوط به یک اثر تاریخی مربوط به دوران هخامنشی است که در آن، قاضی سیسامنس در جریان یکی از قضاوت های خود رشوه دریافت می کند. این موضوع به آگاهی کمبوجیه می رسد؛ او دستور کشتن قاضی خلافکار و پوست کندن وی را می دهد تا از آن، برای روکش صندلی قضاوت بهره برند. سپس فرزند او را به قضاوت می گمارد تا با نشستن بر همان صندلی که پوست پدرش بر آن کشیده شده است، حد و حدود خود را بشناسد.

این مجازات با این هشدار به فرزند سیسامنس همراه می شود:
«به یاد داشته باش که این پوستین صندلی از کجا آمده است و مواظب تصمیماتی که می گیری باش»!

این دو تابلو که با هم تصویر شده اند و از سوی فرمانروای شهر پراگ سفارش داده شد، در دادگستری آن شهر آویزان شد تا هشداری باشد به قاضیان برای تصمیم گیری های خود. این، یکی از دلایلی است که نگاره های این تابلو با اینکه روایت کننده ی داستانی رخ داده در پیش از زاده شدن است، جامه هایی هماوند با سده ی پانزده ترسایی دربر دارند. با این همه، این تابلو به همین سادگی، تنها روایت کننده ای خشک و خالی نیست ... «جرارد دیویدِ» نگاره گر کوشیده است تا همه ی جزئیات داستان را در تابلو بیاورد. به عنوان نمونه، در بخش پشتی تابلو که در پایین به آن پرداخته ام، صحنه ی دریافت رشوه از سوی قاضی دیده می شود؛ جایی که پول به او پرداخت شده است.

نکته ی چشمگیر دیگر، ساختمانی است که در پس زمینه دیده می شود و یکی از لژهای شهر پراگ است. کمبوجیه، همانا فرد ریشوی تاحدار در تابلوی سمت راست است. افرادی که در کنار کمبوجیه دوم ترسیم شده اند، اعضای شورای شهر پراگ هستند! دو بشقابی که در کنار صندلی قضاوت بر روی دیوار آویزان شده، بی ارتباط با داستان نیستند؛ بشقاب سمت چپی هماوند با داستان هرکول و همسر خیانتکارش است که به مجازاتی دردناک می رسد. سیسامنس هم مجازات خیانت در عدالت را اینجا دریافت می کند. بشقاب سمت راستی آپولو و مارسیاس را نشان می دهد. مارسیاس به جهت نافرمانی از آپولو که خدای او بود به سرنوشتی همانند دچار شده و پوست وی نیز کنده می شود !

و در فرجام،  واپسین پرده ی داستان، هماوند با پسرِ قاضی مجازات شده است که در پشت صحنه قرار دارد و بر روی صندلی قضاوت می نشیند. از واژگانی که کمبوجیه به او می گوید تا سالیانِ سال برای هشدار دادن به قاضیان اتریشی بهره برده می شده است.

برگرفته از «گوگل پلاس» با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب؛ بخش هایی از آن را نیز پیراسته ام. ب. الف. بزرگمهر

می نویسم:
اکنون تکلیف ما سخت تر است؛ چون اگر جُستار را تعمیم دهیم، نه تنها پوست پدر یا همانا «آقا» که پوست فرزند یا همانا «آقازاده» را نیز باید کند و مبلی با روکش دورویه فراهم نمود و نوه ی «آقا» را بجای نشاندن بر مسند کار از هرچه تخت و جایگاه محروم نمود تا مانند سایر مردم عادی زندگی نماید.

ب. الف. بزرگمهر    ۲۱ مهر ماه ۱۳۹۲


۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۸, دوشنبه

اگر هزاربار، مجموع اتباع او را در برابر او كون بدرند ... ـ بازپخشش

... اما آن بزرگانِ صاحب توفیق كه وجودشان به زینت حلم و وقار مُزَیّن است، اگر هزاربار، مجموع اتباع او را در برابر او كون بدرند، سرِ مویی غبار بر خاطر مبارك او ننشیند. لاجرم چندانكه زنده است، مرفه و آسوده روزگار بسر می برد. او از اهل و اتباع خشنود و ایشان از او فارغ و ایمن؛ اگر وقتی تهمتی به او رسانند، بدان التفات ننماید و گوید:
گر سگی بانگی زند در بام كهدان غم مخور!

جاودانه عُبید زاکانی

روندی ضدانقلابی که شیرازه ی سرزمین ایران را از هم خواهد پاشاند ... ـ بازپخشش

به گزارش زیر باریک شوید! از برخی سویه ها بخوبی روشنگر بازارگرم کنی و سیاه بازی «گفتگوهای مرگ و زندگی»۱ رژیم تبهکار جمهوری اسلامی با «شیطان بزرگ»، همدستان و ریزه خواران روسی و چینی آن هاست.

بسیار دور از ذهن و حتا کودنی است، اگر بپنداریم، «سنا» و «کنگره» ی سرمایه دارانِ بزرگ «یانکی» نمی دانند که دولت آن کشور در گفتگوهای یادشده، بی آنکه کوچکترین امتیازی به رژیم ورشکسته ی جمهوری اسلامی داده باشد، آنچنان بر خرِ مراد سوار است که دیگر نیازی به آویزان کردن هویجی خوشبو در جلوی بینی «خر» نیز نداشته و تنها با سُک و شلاق بر کون و کپلش، آن را به جنبش در سمت و سوی دلخواه وامی دارد. بنابراین، ستیز و هیاهوی برخاسته میان نهادهای یادشده با دولت «یانکی» ها یا آنگونه که در گزارش زیر آمده: «کاخ سپید» از سویی، در چارچوب بازارگرمی نمایش گزینش میان «سگ زرد» و «شغال»۲ و همچشمی های انتخاباتی آینده میان دو حزب ساخته و پرداخته ی امپریالیست های «یانکی» می گنجد که یکی از آن ها («حزب دمکرات») افزونه ای۳ بر آن حزب دیگر («جمهوریخواه») بیش نیست و از سوی دیگر، بازارگرمی به سود مزدوران و سرسپردگان شان در حاکمیت تبهکار جمهوری اسلامی، دولت «زهدان اجاره ای» و سایر نیروهای با گرایش های نولیبرال و لیبرال دمکرات پیرامون آن را پی می گیرد؛ کوششی که با کش دادن ماجرا و سیاه بازی، روفتن هرچه گسترده ترِ «دلواپسان سهم خواه» از میدان «نرمش قهرمانانه» و همداستانی ننگین را نیز در سر می پروراند؛۴ روندی که بر بنیاد پندار و اراده ی این و آن استوار نبوده و از زمینه های عینی روشنی برخوردار است؛ روندی ضدانقلابی که چنانچه با برآمدی انقلابی و به هنگام درون ایران روبرو نشود، برخلاف پندار خوش باوران و اهریمن دلبستگانِ «الله کرمِ» حاکمیت و پیرامون آن و نیز برخورد نادانشورانه ی حزب توده ایران و برخی دیگر از نیروهای همانند با گرایش های «سوسیال دمکراتیک»، شیرازه ی سرزمین ایران را از هم خواهد پاشاند و پیوند تاریخی خلق های آن را دستکم برای دوره ای خواهد گسست.

ب. الف. بزرگمهر   دهم اسپند ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/03/blog-post_78.html

پی نوشت:

۱ ـ بجای کاربرد «گفتگوهای هسته ای» که تنها پوششی بر کوشش های جانکاهانه رژیمی بی آبرو و ورشکسته برای گرفتن پایوری خود از «شیطان بزرگ» است، آن را «گفتگوهای مرگ و زندگی» نامیده ام و می پندارم که این برنام، ماهیت این گفتگوها را بهتر بازمی تاباند.

۲ ـ بجای آن ها می توان «بازها» («جمهوریخواهان») و «کبوترها» («دمکرات ها») نیز نوشت.

۳ ـ  «افزونه»، پارسیِ «زائده» است.

۴ ـ برگرفته هایی از یک گفتگوی رسانه ای با «رابرت آینهورن»، مشاور ارشد پیشین دولت «باراک اوباما» در امور هسته‌ای و مهار جنگ ابزار و تحلیلگر ارشد کنونی در «بنیاد بروکینگز» همراه با افزوده های اینجانب در میان [ ] در برخی جاها. پرسش ها و برخی پاسخ های آن مشاور پیشین را برجسته نمایش داده ام. ب. الف. بزرگمهر

یکی دیگر از جُستارهایی که این روز‌ها بر آن بسیار پافشاری شده و از چالش های مهم مورد ستیزه در جریان گفتگوها قلمداد می‌شود، بازه ی زمانی است که ایران بتواند از برنامه‌ای صلح آمیز به سوی فرآوری جنگ ابزار برود که از آن با عنوان «زمانِ گریز» نیز یاد می‌شود. با توجه به اینکه به نظر می‌رسد، دیدگاه‌ها در این باره به هم نزدیک نیست، به نظرتان راه به جلو برای سازش بر سر این جُستار چیست؟

آشکار است که باید کوشش نمود تا این زمان هر چه بیشتر افزایش یابد. هنگامی که ایران تصمیم بگیرد و بتواند مواد اتمی بسنده فرآوری کند تا بتواند در جنگ ابزار اتمی بهره برده شود. اینکه این زمان چه اندازه باشد، یک تصمیم سیاسی است. برخی می‌گویند این زمان باید یکسال یا بیشتر از آن باشد؛ چرا که «جامعه جهانی» باید زمان بسنده داشته باشد تا بتواند از فرآوری جنگ ابزار از سوی ایران جلوگیری کند؛ داده های هسته‌ای ایران ممکن است نیاز به پژوهش بیشتر داشته باشد؛ «شورای امنیت سازمان ملل متحد» یا «شورای حکام آژانس» نیاز به زمان داشته باشند؛ و از همین رو، برخی از یکسال سخن می‌ گویند؛ اما از دیدگاه دیگر، اگر راه های مطمئن شناسایی تصمیم ایران در مرحله های نخستین وجود داشته باشد و همچنین روش‌های تنبیهی نیرومندی باشد که ایران بداند در صورت تصمیم به ساخت جنگ ابزار با آن روبرو خواهد شد، این‌ها می‌تواند موردهای بازدارنده ایران باشد؛ حتی اگر بازه زمانی کوتاه تری در نظر گرفته شود. این جُستار سختی برای گشایش است. برای بیشتر کردن این بازه ی زمانی، باید توانایی غنی‌سازی ایران،‌ شمار سانتریفوژ‌ها و اورانیوم غنی شده ی درون ایران را بسیار کاهش داد. از دید من، هم اکنون این مهم‌ترین جُستار مورد اختلاف نظر است.

شما از موردهای بازدارنده سخن می گویید. در نوشتار «بروکینگز»، یکی از این راه‌ها را تصویب یک قطعنامه در «شورای امنیت سازمان ملل» بر شمردید. به نظرتان، تصویب چنین قطعنامه‌ای یک نقطه منفی نیست، آن هم هنگامی که طرفین در حال دستیابی به سازش هستند؟

هر قطعنامه‌ای که بخواهد تصویب شود، پس از دستیابی به سازش خواهد بود. یکی از آماج های قطعنامه سازمان ملل این است که پشتیبانی «جامعه جهانی» از یک سازش را نشان دهد و بگوید که «شورای امنیت»، پشتیبان و خواستار اجرای کامل آن است. در چنین قطعنامه ای از دید من، منطقی است که کشور‌ها بروشنی اشاره کنند که اگر ایران بر خلاف قطعنامه عمل کند، با واکنش نیرومند جهانی روبرو خواهد شد. [به این ترتیب، ما بی آنکه در کردار هیچگونه تعهدی به گردن بگیریم، آن ها را از چهار سو خوب می بندیم که تکان نتوانند بخورند؛ بسیاری چیزها را ناچار به گردن خواهند گرفت که تنها جنبه ی یکسویه با ما و پنج کشور ندارد. آن ها بیش از پیش با «جامعه جهانی» روبرو خواهند بود که با کوچک ترین سرپیچی شان، آماده ی بیرون دادن قطعنامه است. نمی دانم سن و سال شما به جنگ با عراق و صددام حسین قد می دهد یا نه؟! کم و بیش به همانگونه و این برای آینده، در صورت تصمیم به آغاز جنگ بسیار سودمند خواهد بود.] من می‌دانم که شاید سخت باشد تا همه ی اعضای شورا بر سر چنین جُستاری همداستان شوند؛ اما از دید من این مهم است که آن‌ها درباره یک سازش نیرومند همداستان شوند؛ چنین قطعنامه‌ای می‌تواند ایران را وادار به پیروی از سازش کند. 

جُستار دیگر ستیزه بر سر موشک‌های بالستیک ایران است. «تهران» می‌گوید دراین باره سخن نمی گوید؛ چرا که هماوندی به برنامه هسته‌ای ندارد. از سوی دیگر از «۵+۱» می‌شنویم که بناست، درباره ی همه جُستارهایی که در قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل آمده، گفتگو شود و در «قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت» به جُستار موشک‌های بالستیک اشاره شده است. پیشنهاد شما برای طرفین گفت‌وگو دراین باره چیست؟ چگونه می‌توان دراین باره گفتگو کرد و به نتیجه هم رسید؟

سخت است. چون همآنگونه که گفتید «تهران» گرایشی به گفت‌وگو در این مورد ندارد. آن‌ها می‌گویند گفتگو برای سازش درباره برنامه هسته‌ای است و نه توانایی دفاعی ایران و ایران می‌گوید موشک‌های بالستیکی که می‌خواهد از آنِ خود داشته باشد برای حمل کلاهک هسته‌ای نیست. در نتیجه ایران در برابر گنجاندن این جُستار در «پیمان نامه» ایستادگی خواهد کرد؛ اما برای اینکه طرفین به بن‌بست نرسند، می‌توان گفت که این جُستار در پیمان نامه گنجانده نشود؛ [همان «بسته شفاهی»؛ نمی دانم این عبارت را چه کسی درست کرد؛ ولی به هر رو، چیز سودمندی است؛ دستِکم برای آن ها! و هر چیز ناخوشایندی را هم می توان در آن تپاند تا به کسی برنخورد!]؛ اما ایران به عنوان یک گام اعتماد ساز، برای مدتی (مانند ۵ سال) آزمایش موشک‌های نیرومند‌تر از آنچه که تا کنون آزمایش کرده را متوقف کند. [آگر به خاطر داشته باشید، بسان همان گام اعتمادسازی که چندین سال پیش، نه ما که خودِ آخوند کودنی که هم اکنون رییس جمهوری این کشور است، پیش کشید و برای گفتگوگران این سوی میز آنچنان باورنکردنی بود که چشم های برخی از آن ها از شگفتی و خرسندی گرد شده بود. یکی از آن ها این ماجرا را برای یکی از رسانه ها با آب و تاب گفته بود. گرچه، پذیرش چنین پیشنهادی با توجه به رودستی که یکبار خورده اند، دشوار به دیده می آید؛ ولی از سوی دیگر، پشتوانه ی حاکمیت ایران در میان مردم از آن هنگام تاکنون بسیار کاهش یافته است و همین که تن به «پیمان نامه ژنو» داده اند، گواه بر آن است.] شاید این دلخواه برخی از اعضای «پنج به علاوه یک» نباشد؛ اما می‌تواند راهی سودمند برای رسیدگی به جُستار موشک‌های بالستیک باشد؛ بویژه با توجه به اینکه در «پیمان نامه» نخواهد آمد؛ احتمالا ایرانی‌ها گرایش بیشتری به تن دادن به آن خواهند داشت .[در اینجا، مشاور پیشین آشکارا دروغ می گوید؛ زیرا بسان «پیمان نامه ننگین ژنو»، منظور بخشی از «پیمان نامه» است که  رسما منتشر نخواهد شد تا افکار عمومی را دلواپس و مردم ایران را بیش تر سرافکنده نکند.   ب. الف. بزرگمهر]

برگرفته از نوشتار: «”جانور“ را به اندازه ای راه خواهیم برد تا از خستگی از پای درآید!»، ب. الف. بزرگمهر   ۲۶ اردی بهشت ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/05/blog-post_7124.html

***

«کاخ سپید»: اوباما طرح سنا درباره گفتگوها با ايران را «وتو» می کند

«کاخ سپید» روز شنبه نهم اسپند ماه اعلام کرده است که باراک اوباما، رييس جمهوری «ایالات متحد»، طرح تازه ارائه شده به «سنا» که به «کنگره» اجازه می دهد در هرگونه توافق‌ احتمالی هسته‌ای با ايران اعمال نظر کند را «وتو» خواهد نمود.

به گزارش «رويترز»، «برنادت ميهان»، سخنگوی «شورای امنيت ملی کاخ سپید» روشن نمود که «باراک اوباما» به روشنی گفته است، اکنون هنگام درخوری نيست که «کنگره» بخواهد درباره ی ايران لايحه‌ای تصويب کند.

وی افزود: «ايالات متحد بايد به گفتگو‌کنندگان ما بهترين بخت ممکن برای کامیابی را بدهد؛ نه اينکه کوشش‌ های آن‌ها را دچار پيچيدگی کند.»

بر بنیاد طرح ارائه شده به سنای «ایالات متحد» در روز جمعه (آدینه)۱، هشتم اسپندماه، هر گونه توافقی بر سر برنامه هسته‌ای ایران می بایست به تاييد کنگره ایالات متحد برسد.

طرح «بازبينی توافق هسته‌ای با ايران» از دولت «باراک اوباما» می‌خواهد که در صورت دستيابی به هر توافق با ايران، متن اين توافقنامه در مدت پنج روز در اختيار «کنگره» نهاده شود.

گزارش ها نشان می دهد که اين طرح، همچنين رییس جمهوری آمریکا را از وانهادن (تعليق)۲ و از میان برداشتن (الغا)۳ تحريم‌های «کنگره» عليه ايران تا ۶۰ روز پس از توافق فرجامین با تهران جلو می گیرد (منع می‌کند)۴.

«باب کورکر»، ریيس «کميته روابط خارجی مجلس سنا» که از پشتیبانان اين طرح است، روز آدینه بار ديگر بر بایستگی تصويب آن پافشاری نمود (تاکيد کرد)۵ و گفت (اظهار داشت)۶:
«اين جُستار دارای اهميت است که ما بايد کاری کنيم تا از کليت تحريم‌های کنگره [عليه ايران] پاسداری شود.»

«گروه روابط خارجی»، بهمن‌ماه نیز طرح تحریم‌های تازه علیه ایران را تصویب کرد؛ ولی (اما)۷ قانونگذاران «ایالات متحد» با توجه به گفتگوهای ایران و «گروه ۱+۵» که هم‌اکنون در جریان است، موافقت کرده بودند که این طرح تا ۴ فروردین به «سنا» ارائه نشود.

هم اکنون (در حال حاضر)۸ نیز روشن (مشخص)۹  نیست، طرحی که روز آدینه ارائه شد، چه هنگامی در «کمیته» به رای‌گیری گذاشته شود.

«رادیو فردا»     دهم اسپند ماه ۱۳۹۳

این گزارش از سوی اینجانب تا اندازه ای ویرایش و پارسی نویسی شده است؛ برجسته نمایی های متن یز از آنِ من است.    ب. الف. بزرگمهر

پارسی نویسی:

۱ ـ بجای «جمعه» بهتر است «آدینه» بکار برد و نوشت.

۲ ـ بجای واژه ی از ریشه عربی «تعلیق» می توان «آمیخته واژه» ی: «وانهادن» را بکار برد. در «واژه نامه دهخدا»، «وانهادن» به آرش های:
نهادن، مقرر کردن، نصب نمودن، نشاندن، پاها را به زیر نهادن، بازنهادن و عوض و بدل کردن آمده که از دید من، هیچکدام از آن ها آرش درست «وانهادن» نیست. این واژه را بگونه ای باریک می توان بجای واژه ی از ریشه عربی «تعلیق» (و نه آرشی دیگر!) بکار برد.

۳ ـ بجای «الغا» و «الغا نمودن» می توان «از میان برداشتن» را بکار برد. این آمیخته واژه را همچنین می توان بجای واژه های گوناگون دیگری از ریشه ی عربی چون «باطل کردن» و «لغو کردن» نیز بکار برد.

۴ ـ  بجای «منع کردن» می توان بسته به ساختار و آرش عبارت یا جمله از «بازداشتن» و «جلوگیری نمودن» سود برد.

۵ ـ  بجای «تاکید» می توان از واژه ی «پافشاری» در بسیاری جاها سود برد.

۶ ـ بجای «اظهار داشتن» و «بیان داشتن» می توان از «گفتن» سود برد.

۷ ـ بجای واژه ی از ریشه عربی «امّا» بهتر است، واژه ی پارسیِ «ولی» («ولیک») از ریشه باستانی «لیک» را بکار برد.

۸ ـ بحای «در حال حاضر» می توان «هم اکنون» نوشت و بکار برد.

۹ ـ بجای واژه ی «مشخص» در بسیاری جاها می توان از واژه ی «روشن» سود برد.

آیا جایی سراغ دارید که خدای ناکرده، تیرشان به چشم و چال کسی فرو رفته باشد؟ ـ بازپخشش

«نکته دیگری که بسیار مهم بود اینکه در این دور از تحریمها که از پنجم نوامبر شروع شد، دیدیم که هیچ تاثیری بر روند اقتصادی کشور نداشته؛ چون آمریکایی ها هر چه تیر در ترکش داشتند، قبلا علیه ملت ایران رها کرده بودند و چیز جدیدی نداشتند که ارائه کنند.»۱

دنباله ی گفته های این آخوند بی همه چیز:
بله! بحمدلله روند اقتصادی ـ اجتماعی همان است که بود؛ هر روز کارخانه ها و کارگاه های بیش تری ورشکست می شوند؛ روزانه شمار بیش تری بیکار می شوند؛ تنگدستی افزایش می یابد؛ دختران و زنان باز هم بیش تری، گاه در پناه چادر اسلام، تن می فروشند و کالاها کمیاب تر و گران تر می شوند. با این همه، وضع مردم۲ بحمدالله روزبروز بهتر می شود. ماشاء الله هر کالایی از شیر مرغ گرفته تا جان آمیزاد به اقصی نقاط جهان صادر و هر کالای دلخواه از خروس قندی ایتالیایی گرفته تا گرانبهاترین خودروهای اروپایی را وارد می کنند. بچشم خود می بینید که هیچ چیز دگرگون نشده و همانگونه که رهبر عظیم الشان مان، چندی پیش فرمودند: «نسبت به اوضاع ما اصلا نگران نباشند. هیچ‌کس، هیچ غلطی نمی‌تواند بکند ...»۳ آیا جایی در ایرانِ اسلامی سراغ دارید که خدای ناکرده، تیرشان به چشم و چال کسی فرو رفته باشد؟  

ب. الف. بزرگمهر   ۱۹ آبان ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/11/blog-post_75.html

پی نوشت:

۱ ـ از گفته های آخوند پفیوز امنیتی: حسن فریدون روحانی شده، «خبرگزاری صدا و سیما»   ۱۹ آبان ماه ۱۳۹۷

۲ ـ چنانچه به پرچانگی های بیشمار این آخوند بیشرم باریک شوید، خواهید دید که دریافت وی از واژه ی «مردم» تنها و تنها دربرگیرنده ی سوداگران و بازرگانان خرد و کلان است و بس! گفته های زیر، نمونه ای از شیوه ی نگرش این کارچاق کن بی همه چیز را نشان می دهد:
«دولت تلاش کرد تا اوراق در جامعه جایگاه مطمئنی پیدا کند، چراکه این کار بازار سرمایه را هم تسهیل می‌کند ... مردم باید دقیقاً بدانند دولت پای قولی که به آنها داده ایستاده است؛ این سرمایه و اعتمادی که می‌گوییم البته بسیار گسترده و وسیع است، اما یک بخش‌ آن در همین است که دولت به مردم اعتماد دهد که چگونه به اوراق همانند اسکناس اعتماد ‌کنند و این در جامعه بسیار مهم است و امیدواریم از این فرصت بسیار مناسب و خوبی که در بازار سرمایه ایجاد شده مخصوصاً در این شرایط بتوانیم بهره‌برداری و استفاده بیشتری کنیم ...» برگرفته از گزارش «رهبران ۴ کشور بزرگ واسطه شدند با رییس جمهورآمریکا ملاقات کنم»، «ایرنا»   ۱۴ آبان ماه ۱۳۹۷

۳ ـ از گفته های «کیرِ خرِ نظام» در گفتگو با گروهی از «دلواپسان فرهنگی نان مردم خور بیرون از کشور نظام»، «ایسنا»  ۱۷ اَمرداد ماه ۱۳۹۷

تا دیر نشده، باید جنبید! ـ بازپخشش

نوشتار زیر از آنِ بیش از چهارده سال پیش، اَنگ و نشان آن هنگام را بویژه از این رو دربردارد که رژیم پوشالی و سزاوار سرنگونی دزدان اسلام پیشه با سر به نیست کردن یا بیرون راندنِ «نیروهای میهن پرست، نظامیان و سپاهیان سلحشور و جان بر کف کشورمان» که هنوز نیمه جانی داشته و به زد و بندهای نان و آبدار با سوداگران اینجا و آنجا تن نداده و دگردیسه نشده بودند، همچنان از توان ایستادگی در برابر فشار کشورهای امپریالیستی با آماجِ بنیادینِ تکه تکه نمودن ایران یا دستِکم خزیدن بزیر پوستِ جنبش فراگیر توده های مردم پرخاشگر برخوردار بودند؛ ولی شوربختانه با رفتارِ بس تبهکارانه ی کلان سوداگرانِِ فرمانروا بر میهن مان که گام به گام به گروهبندی های دزدسالاری دگرمی دیسیدند از شمار چنان نیروهایی بسیار کاسته شد؛ بگونه ای که از چندین سال پیش به این سو کم ترین نشانی از آن نیروها برجای نماند. شایان یادآوری است که در برآمدِ جنبش های توده های مردم پرخاشگر در آن سال ها، بسیاری از آن ها به بهانه های گوناگون از پای نهادن در میدان برای سرکوب خودداری ورزیده و آن ها که زیر بار زهر چشم گرفتن ها و نهیب های گوناگون رژیم دزدسالار ناگزیر پای به میدان نهاده بودند، در کردار نه تنها از سرکوب توده های بجان آمده خودداری ورزیدند که در برخی باره ها به یاری آن ها برای بیرون آوردن شان از زیر دست و پای سرکوبگران دوآتشه نیز شتافتند:
نهیبی کم و بیش آشکار برای دزدسالارانِ اسلام پیشه که سرنگونیِ گریزناپذیرشان را در آیینه ی خیزش های توده ای و بویژه در دو آذرخشِ جانانه ی ١٣٩۶ و ١٣٩٨ گواه بودند؛١ ولی به شوندهای گوناگون از آن میان، سازمان نیافتگی درخور و شته زدگیِ پیامد سال ها چیرگی نیروهای چپ نمای لیبرال دمکرات و سوسیال دمکرات که پوستینی کمونیستی بر دوش افکنده بودند با درنگ روبرو و به آینده وانهاده شد.٢

با این همه، رژیم سازشکارِِ تن داده به ننگ مزدوری دشمنان ایران، این بار بگونه ای بس بیم برانگیزتر از گذشته دست اندر کارِ پیاده نمودن نخشه های اهریمنی برهبری «یانکی» هاست و باید با سرنگونی آن، نُخته (نقطه) ی پایانی بر روز و روزگار کنونی میهن ارژمندمان نهاده شود.

سرنگون باد گروهبندی های خرموش اسلام پیشه ی فرمانروا بر میهن مان!

برپا، پایدار و پیروز باد پیشانی یگانه ی خلق های ایران برهبری طبقه کارگر برای سرنگونی رژیم پوشالی!

ننگ و نفرت بر همه ی رژیم هایی که به هر شوند سودجویانه و کوته بینانه از رژیم تبهکارِ دزدان اسلام پیشه ی ننگ ایران و ایرانی پشتیبانی می کنند!

 ب. الف. بزرگمهر  ٢٨ اردی بهشت ماه ١۴٠۵

پی نوشت:

١ ـ جنبش، بخودی خود، برای جنبیدن نیست و با چنین آماجی، انجام نمی پذیرد و در خود می پوسد. جنبشی که دستکم بیش از ده سال است که بارها و بارها خیابان ها را درنوردیده و چندین آذرخشِ جانانه (از آن میان، ۹۶ و ۹۸) آفریده و همواره به درِ بسته ی رژیمی ناشنوا و سرکوبگر برخورد نموده، باید بتواند گامی فراتر نهاده از آمادگی برای برخوردی آراسته به جنگ ابزار برخوردار شود. چنین کاریایی (وظیفه ای) از سال ها پیش، آن هنگام (بیش از ده سال پیش) که رژیم بروی کارگران یکی از کارخانه های بزرگ جنوب آتش گشود و دستِکم یکی از کارگران را کشت، پیشِ پای جنبش توده ای نهاده شده و از آن گریزی نیست.

برگرفته از یادداشتِ «جنبشی که سال ها خیابان ها را درنوردیده، باید گامی فراتر نهاده به جنگ ابزار آراسته شود»  ب. الف. بزرگمهر    ۱۲ مهر ماه ۱۴۰۱

https://www.behzadbozorgmehr.com/2022/10/blog-post_4.html

٢ ـ پیروِ دستکاری های مردکی الدنگ تمرگیده در جایگاه رهبر ولایت در «اَسلِ ۴۴ قانون اساسی»، روندی زیانبار که با کوبیده شدن واپسین میخ تابوتِ انقلاب بهمن ۵۷ ، روزنه ی کوچکی که برای بهبود روز و روزگار هازمانی  توده های مردم هنوز برجای مانده بود، بسته شد و روند سرنگونی پلیدترین رژیم تاریخ ایران به بایستگی گریزناپذیری فرارویید.

«برای آنها که سری برای اندیشیدن دارند، شاید تنها یادآوری همین نکته بس باشد که رویدادهای "گزینش" ریاست جمهوری سال ١٣٨٨، چه جنبه ی کودتایی و خزنده ی آن با زمینه سازی برای بیرون آوردن نامزدی دلخواه رهبری از صندوق رای و در پی آن دستکاری آرای مردم و آنچه با عنوان «مهندسی اجتماعی» با کوشش بورژوازی لیبرال ایران و همدستان امپریالیست آن در کشورمان شکل گرفت، به تنهایی و بی نیاز به یادآوری دیگر فاکت ها، نمودارِ پایانِ دوره ای از روند انقلابی در میهن مان است. اگر قرار باشد برای روندی که بویژه از آن پس تاکنون در حاکمیت کشورمان جریان داشته و دارد ـ و یک سر آن نیز همچشمی همه ی جناح های آن برای همدستی و همداستانی با امپریالیست ها، بویژه «شیطان بزرگ» است ـ نامی نهاد، این نام «نبرد گُه بر گُه» است!

برگرفته از نوشتارِ «اگر ریگی به کفش نداشت ...»  ١۴ مهر ماه ١٣٩١

https://www.behzadbozorgmehr.com/2012/10/blog-post_5.html

«سمتگیری اجتماعی ـ اقتصادی حاکمیت ضدملی جمهوری اسلامی به درازای بیش از سه دهه، بازپیمودن راه رشد سرمایه داری، بازسازی گام بگام بورژوازی وابسته (کمپرادور) و پیوندی استوارتر از پیش به سامانه ی سرمایه داری امپریالیستی بوده و هست. دستبرد رهبری نابکار و نادان رژیم به اصل مهم ۴۴ قانون اساسی ایران، زیر فشار خردکننده ی بورژوازی سوداگر ایران و گشودن دروازه های اقتصادی کشور به روی کشورهای امپریالیستی که پیش از آن نیز از سوی دولت رفسنجانی تبهکار تا اندازه ای بازگشایی شده بود، واپسین میخ تابوت انقلاب بهمن ۵۷ بود و روند بحران را افزایش و شتاب بسیار بیش تری بخشید.

برگرفته از نوشتار «سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی نزدیک تر می شود»  ب. الف. بزرگمهر  یکم امرداد ماه  ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/07/blog-post_23.html 

***

تا دیر نشده، باید جنبید!

اوضاع اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی در میهن مان هرچه بیش تر نابسامان می شود. دستبرد به اصل ٤٤ قانون اساسی که زیر فشار خردکننده نولیبرال های حاکمیت و پشتوانه ی نیرومند آن در بازار و اقتصاد ایران به رهبری نادان رژیم جمهوری اسلامی گرانبار شد، بسیار زودتر از آنچه به پندار می آمد، پیامدهای شوم خود را نشان داده و می دهد. شیرازه ی کارها آنچنان از دست رفته و می رود که هم اکنون پول های بیگانه و بویژه پول «شیطان بزرگ» در داد و ستدهای کلان کشور، بیرون از چارچوب رسمی داد و ستدهای مالی، جایگزین پول ملی ایران شده اند. در کنار بدبختی و تیره روزی توده های مردم، دزدان و تبهکاران اقتصادی و سیاسی سخت در تکاپوی گردآوری هرچه بیش تر مال و منال و یافتن جایی در «ینگه دنیا» و حتا جزیره های دورافتاده ی میان اقیانوس آرامند تا هرچه زودتر به چاک زنند. «... وقت بسیار تنگ و کوتاهی برای همه ی نیروهای میهن پرست، نظامیان و سپاهیان سلحشور و جان بر کف کشورمان برجای مانده تا با کنار زدن دم و دستگاه «ولایت فقیه»، «شورای نگهبان» و دیگر نهادهای رژیمی سازشکار که در آستانه ی تن دادن به خواری در برابر دشمنان کشور ماست، نقطه ی پایانی بر شرایط کنونی نهاده شود. روشن است که  در شرایطی اینچنین، دست زدن به چنان کاری، بی پشتوانه ی توده ای کارگران، زحمتکشان و روشنفکران خلقی میهن مان، بیش تر به خودکشی نزدیک است تا کامیابی؛ خواست دگرگونی های اجتماعی و گرایش در به فرجام رساندن آنها، گرچه تاکنون چندین بار از سوی حاکمیت ضدخلقی سرکوب شده، نه تنها فروکش نکرده که چون آتش زیر خاکستری است که هر آن می تواند برانگیخته و شعله ور شود.

بی هیچ گفتگو، اگر نیروی انقلابی و میهن پرست، دربرگیرنده ی بدنه ی نیروهای نظامی و سپاهی ایران، نتوانند از اندک بخت برجای مانده برای رهایی میهن مان از دست حاکمیتی ناتوان، به هنگام سود برند و از تکه پاره شدن سرزمین ایران و به جان هم افتادن خلق های آن جلوگیری نمایند، امپریالیست ها و نوکرانشان، میهن مان را به آتش خواهند کشید. راه دیگری برجای نمانده است. شاید زودتر از آنچه به پندار آید، در برابر این دو گزینه قرار خواهیم گرفت:
یا ماندن در کنار توده های مردم و بسیج همه ی خلق های میهن مان برای آمادگی هرچه بیش تر و رویارویی با دشمنان اهریمنی که دست اندازی به ایران را عملا آغاز نموده اند؛ یا همراهی با چپاولگران اجتماعی، سرخم نمودن و پیوستن به جبهه ی دشمن برای نگهداشت جان و شاید لقمه نانی آلوده در دامن اربابان آینده! اربابانی که در صورت برتری و پیروزی، کارِ رژیم پوسیده ی جمهوری اسلامی را در به باد دادن هست و نیست ایران به فرجام رسانده، سنگ روی سنگ برجای نخواهند گذاشت. اکنون، هنوز بختی اندک برجاست؛ چنانچه از جای نجنبید، سرتان برباد خواهد رفت. همه ی نیروی اهریمنی دشمن، همدستان و مزدورانش برای نابودی واپسین امکانات پایداری و رزم مسلحانه در کشورمان سمتگیری شده و می شود. هنگامی که نخستین ضربه فرود آید، دیگر کمی دیر بوده و کار با دشواری های بازهم بزرگ تری همراه خواهد شد؛ بویژه چنانچه ابتکار عمل به دست دشمن بیفتد. تجربه ی لیبی پیش روی ماست: تجربه ای تلخ؛ ولی ارزنده. از آن باید آموخت!

در صورت کامیابی چنین اقدام میهن پرستانه ای که هر لحظه دیرتر انجام گیرد، پیامدهای زیانبار سترگ تری برای همبستگی خلق ها و یکپارچگی میهن مان دارد، انجام بی درنگ اقدامات زیر بسیار ضروری است:

ـ سازماندهی شورای موقت فرماندهی و اداره ی کشور با همیاری و همکاری نمایندگان کارگران و زحمتکشان و نیز نمایندگان همه ی خلق های ایران؛

ـ شناسایی «خودمختاری اداری ـ فرهنگی» برای همه ی خلق های کم شمارتر ایران و زمینه سازی اجرای آن با همیاری و همکاری نمایندگان شان؛

ـ شناسایی حقوق صنفی ـ سیاسی کارگران؛

ـ بسیج کارگران و زحمتکشان در کالبد شوراهای شهر وروستا و دیگر نهادهای صنفی ـ سیاسی توده ای و سپردن اختیارات گسترده در زمینه های گوناگون سیاسی و اقتصادی ـ اجتماعی به آنها، بویژه دیده بانی و بازرسی تولید و توزیع کالا (بازرگانی درون کشور)؛

ـ دستگیری همه ی همدستان شناخته شده امپریالیست ها در ایران از دارندگان «کارت سبز» و «تازی تخمگان» ایرانی نما گرفته که به مجلس شورا، «شورای امنیت ملی» و دیگر نهادهای اداری و قضایی کشور راه یافته اند تا جاسوسان شناخته شده امپریالیست ها در همه جا؛

ـ دستگیری همه ی دزدان کوچک و بزرگ، شناخته شده یا در پشت پرده حاکمیت جمهوری اسلامی و پیرامون آن؛

ـ جلوگیری از فرار گسترده ی سرمایه که با حجمی انبوه و به شکل های گوناگون و از آن میان قاچاق گسترده ی آثار تاریخی ایران پی گرفته می شود؛

ـ سرکوب بورژوازی بزرگ بازرگان پیشه و لیبرال و همه ی نمایندگان آن در ایران به عنوان «ستون پنجم» دشمن در کشورمان؛

ـ در دست گرفتن بازرگانی خارجی کشور از سوی شورای موقت فرماندهی و اداره ی کشور؛

ـ آزادی همه ی زندانیان سیاسی که در سوی خلق و زحمتکشان میهن مان ایستاده اند؛

ـ آزادی همه ی کوشندگان صنفی ـ سیاسی کارگری؛ ...»*

ب. الف. بزرگمهر      ٢۷ دی ماه ١٣٩٠

https://www.behzadbozorgmehr.com/2012/01/blog-post_17.html

* گامی دیگر در فرارویی جنگ پنهانی به جنگی آشکار! ، ب. الف. بزرگمهر، ١٢ دی ماه ١٣٩٠

https://www.behzadbozorgmehr.com/2012/01/blog-post_02.html

۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۷, یکشنبه

پیوند و وابستگی ـ بازپخشش

سروده ای با الهام از دیالکتیک طبیعت از جوانی به نام نامیِ روزبه که گهگاه به انگلیسی می سراید.

ب. الف. بزرگمهر  ١٧ خرداد ماه ١٣٩٠

https://www.behzadbozorgmehr.com/2011/06/blog-post_3612.html



 

 

 

جای شُکرش باقی است که دَم و دستگاه عظیم خیمه و خرگاه نظام را با گاوداری جابجا نگرفته اند - بازپخشش

معاون رییس جمهور ایران درباره ادامه مذاکرات با آژانس در شرایط فعلی و موضوع سفر بازرسان به تهران گفت: «ما اعلام کردیم آقای گروسی اگر می‌خواهند می‌توانند به ایران بیایند. همچنین درباره مذاکرات با آژانس گفته بودیم که به موارد ادعایی و سوالات، پاسخ داده شده است اما اینکه آژانس قانع نشده و به دنبال آن ملاحظاتی از سوی سه کشور اروپایی و آمریکا شکل گرفت تا از این مساله به عنوان اهرم فشار استفاده کنند، درست نیست.» وی تاکید کرد که ما نمی‌توانیم بپذیریم آنها بیایند بگویند ایران «سایت اعلام نشده» دارد. جایی که گاوداری است و آهن قراضه در آن می‌فروشند، چطور می‌تواند سایت هسته‌ای باشد؟ چرا موارد اتهامی که تولیدکننده آنها یک جریان تروریستی است و در کشور ما اقدام به ترور دانشمندان ما کرده و انفجار و خرابکاری هسته‌ای انجام داده و با صدای بلند هم می‌گوید، من این کار را کردم، اینقدر راحت می‌تواند اتهام ناروای خود را پیش ببرد؟*

دنباله ی گفته های این کارگزارِ کودنِ نظام چنین از آب درمی آید:
جای شُکرش باقی است که هنوز دَم و دستگاه عظیم خیمه و خرگاه نظام را با گاوداری جابجا نگرفته اند؛ اگر خدای ناکرده کار به اینجا بکشد، رهبر مُعَظّم را در جایگاه پاسخگویی خواهند نشاند و خدا را چه دیدی؟ با لگدمال کردن یکی دیگر از دایره های قرمز نظام، برای چندمین بار به نرمش قهرمانانه واخواهند داشت. این نیز بماند و ما نیز از آن سردرنمی آوریم که چرا در یک گاوداری، آهن قراضه داد و ستد می کنند؟!

ب. الف. بزرگمهر   دوم آذر ماه ۱۴۰۱

https://www.behzadbozorgmehr.com/2022/11/blog-post_23.html

* گزیده ای برگرفته از گزارش « رئیس سازمان انرژی اتمی: یک گاوداری را سایت اتمی اعلام می کنند» در «چوب دو سر گُه»  دوم آذر ماه ۱۴۰۱ (برجسته نمایی های بوم آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۶, شنبه

آنچه در این میان فراموش شده، هستی خود نیروهای یانکی و همدستانش در منطقه است! ـ بازپخشش

به گزارش زیر باریک شوید! برخلاف گفته های مسوولین ریز و درشت حاکمیت جمهوری اسلامی که گفتگوهای تازه با نمایندگان «یانکی» را تنها در چارچوب چالش هسته ای قلمداد نموده بودند، بار دیگر روشن می شود که چنین چالشی، تنها بخشی از این گفتگوها را دربرمی گیرد و ستیزه ی بنیادین، همچنان بر سر گرفتن پایوریِ زیست ننگین حاکمیتی تبهکار از سوی «شیطان بزرگ» و دگردیسه شدن آن به یکی از کشورهای مورد پشتیبانی امپریالیست هاست؛ سایر جُستارها، پیرامون این خواست بنیادین آب و رنگ می گیرد و کارچاق کنی ها پی گرفته می شوند؛ هر بار به بهایی سنگین تر برای مردم ایران!

بزودی روشن خواهد شد که درونمایه ی درخواست های اهریمنی «یانکی» ها برای کشاندن پای ایران به جنگ با آنچه در گزارش از آن به عنوان «افراطیون سنی مذهب» نام برده شده، دامنه ای بس گسترده تر از همکاری رسمی رژیم با یانکی ها در کشور همسایه دارد* و گام پسین، پای نهادن امپریالیست های «یانکی» به کشورمان در چارچوب قراردادهای نظامی، چون ساخت پایگاه های نظامی خواهد بود؛ بسان آنچه در عراق و افغانستان به انجام رساندند و از پیشینه ای ننگین در دوره ی رژیم گوربگورشده ی پهلوی در کشورمان نیز برخوردار است. دور از ذهن نیست که «دادن حق کاپیتولاسیون»** نیز بخشی از «قرارداد ژنو» باشد؛ قراردادی ننگین که بخشی از آن، زیر برنام ریشخندآمیز: «بسته شفاهی» از ترس درز نمودن به غیرخودی که دامنه ی گسترده تری از توده های مردم ایران یافته و جز بخش های پیرامونی حاکمیت، بخش هایی از درون خیمه و خرگاه رژیم را دربر می گیرد، حتا از دید نمایندگان مجلس فرمایشی آن رژیم نیز پنهان نگاه داشته شده است. ولی گذشته از همه ی این ها، آنچه انگیزه ی نوشتن این یادداشت شد، گم و  گور شدن، چالشی بنیادین در منطقه ی پیرامون ایران و خودِ ایران است که در گذشته، دستِکم گاه گداری در سخن به آن اشاره می شد و اکنون کم و بیش هیچ جا و از سوی هیچ کسی در حاکمیت ایران بر زبان نمی آید:
هستی نیروهای نظامی «یانکی» و همدستانش در منطقه! گویی هستی این نیروها در منطقه که دنباله و بخشی از سیاست های چنگ اندازانه امپریالیستی به سرزمین ها و خاستگاه های پربار انرژی منطقه است، نه تنها از سوی بخش گسترده تری از کشورهای منطقه، دربرگیرنده رژیم تبهکار ایران، پذیرفته شده که زمینه های سرسپردگی به کشورهای امپریالیستی برای پیشبرد سیاست اهریمنی و بلندپروازانه ی این کشورها در منطقه و از آن فراتر، دستیابی به سرزمین های آسیای میانی و استوار نمودن پای در منطقه ای میان روسیه و چین از هرباره فراهم می شود. چنین روندی در شرایطی رخ می نماید که خاستگاه بنیادین چالش ها، درگیری ها، برادرکشی ها و جنگ های مذهبی و فرقه ای در منطقه ی باختر، جنوب و جنوب باختری آسیا و شمال آفریقا نه تنها از میان نرفته که هرچه بیش تر ریشه می گیرد و در این ریشه گرفتن و استوار شدن بیش از پیش پای امپریالیست ها، نقش رژیم تبهکار جمهوری اسلامی از هر کشوری در منطقه، بی هیچ گمان و گفتگو، بیش تر و پلیدتر بوده و هست.

سرنگون باد رژیم پلید جمهوری اسلامی به دست توانای مردم ایران! 

ب. الف. بزرگمهر     ۳۱ شهریور ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/09/blog-post_402.html

پی نوشت:

* آنگونه که تاکنون روشن شده، همکاری غیررسمی و همراستا با یکدیگر، میان نیروهای سپاه پاسداران رژیم و نیروهای «یانکی» هم اکنون نیز در خاک کشور همسایه: عراق و بگمان بسیار نیرومند، جاهای دیگری چون افغانستان جریان دارد و روند دگردیسی حاکمیت تبهکار و ضد ملی جمهوری اسلامی به «سگ زنجیری امپریالیست ها شدن» زیر دماغ آن رهبر نابخرد و نابکار برخلاف همه ی ادعاهای دروغ شان، آغاز شده است.

** کاپیتولاسیون (capitulations) یا «داوری کنسولی» به آرش سپردن حق رسیدگی قضایی بزهکاری های شهروندان یک کشور به نماینده ی حقوقی همان کشور در خاک کشوری دیگر با زیر پانهادن حقوق ملی و خوار شمردن آن ملت است که به شکل پیمان نامه میان دو کشور دستینه می شود.

پارسی نویسی:

ـ بجای واژه ی «ناشی» (نشات گرفته) می توان واژه ی پارسی «برخاسته» را بکار برد (ویرایش شده در گزارش زیر).

ـ بجای واژه ی «قول» می توان در بسیاری جاها «زبان» بکار برد (ویرایش شده در گزارش زیر).

ـ حرف های افزوده ای که بخشی از یک فعل دو یا چند واژه ای هستند، بهتر است سرِ هم با سایر آخشیج های آن فعل نوشته شوند؛ مانند:
«بشمار رفتن» که چنانچه حرف افزوده را اینگونه جدا بنویسیم: «به شمار رفتن» می تواند در برخی موردها آرشی دیگر و کژدیسه به جمله دهد (ویرایش شده در گزارش زیر).

ب. الف. بزرگمهر     ۳۱ شهریور ماه ۱۳۹۳ 

***

مقام دولتی آمریکا: گفت‌وگوی کری و ظریف در مورد «حکومت اسلامی»

خبرگزاری‌ها از زبان یک مقام دولتی ایالات متحده می‌گویند که جان کری، وزیر خارجه آن کشور، در دیداری که با محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران، در نیویورک داشته، مستقیما جُستار تهدیدهای برخاسته از «گروه حکومت اسلامی» را به میان آورده است.

خبرگزاری فرانسه از زبان یک مقام ارشد «وزارت خارجه آمریکا» آورده است که در این دیدارِ بیش از یک ساعت بدرازا انجامیده، آقای کری گفته است که ایران در حالیکه آمریکا در پی سرهم بندی یک ائتلاف بین‌المللی علیه جهادیون است، در گره گشایی بحران عراق نقشی برای ایفا کردن دارد.

خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز از زبان مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا گفته است، آنها در کنار مذاکرات اتمی، در مورد تهدیدهای برخاسته از «داعش» (حکومت اسلامی) گفت‌وگو کرده‌اند.

به گفته این خبرگزاری، افراطیون سنی‌مذهب برای هر دو کشور «دشمن مشترک» بشمار می‌روند، اما بی‌اعتمادی ریشه‌دار در گذشته، سبب شده که آنها، عیان و عمومی، دوشادوش یکدیگر علیه این گروه مبارزه نکنند.

با این همه هر دو کشور آشکارا از نیروهای دولتی و پیشمرگه‌های کرد که در حال انجام نبردهای زمینی علیه «حکومت اسلامی» هستند، پشتیبانی کرده‌اند؛ آمریکا دست به یورش های هوایی علیه مواضع و ساز و برگ این گروه در عراق زده و ایران نیز، بنا بر گزارش‌ها، در برنامه‌ریزی یورش ها به نیروهای هوادار دولت کمک کرده و ساز و برگ جنگی در اختیار آنها گذاشته است.

هفته گذشته آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران، گفته بود سفیر آمریکا در بغداد از همتای ایرانی خود خواسته بود که دو کشور نشستی برای گفت‌وگو و هماهنگی علیه «حکومت اسلامی» داشته باشند؛ اما او افزوده بود «برخی مسئولان هم با این جلسه مخالفتی نداشتند، اما من مخالفت کردم و گفتم که در این قضیه ما با آمریکایی‌ها همراهی نمی‌کنیم زیرا آنها نیت و دست آلوده‌ای دارند.»

هر دو کشور پیشتر همکاری با یکدیگر را علیه افراطیونی که بخش‌هایی از سوریه و عراق را در مهار خود گرفته‌اند، رد کرده‌اند.

جان کری، وزیر خارجه آمریکا، حضور ایران در نشست «ائتلاف علیه گروه حکومت اسلامی» در پاریس را ناشایست دانسته بود. ایران در آن نشست حضور نداشت؛ اما او روز آدینه در نشست «شورای امنیت سازمان ملل» گفت، ایران هم می‌تواند در اقدام جهانی علیه «داعش» (حکومت اسلامی) نقش داشته باشد.

«خبرگزاری رویترز» دو روز پس از آن، از زبان مقام‌های ارشد ایرانی گزارش داده بود که تهران برای کمک به ائتلاف تشکیل شده به رهبری آمریکا، خواهان نشان دادن «نرمش» از سوی مذاکره‌کنندگان در گفتگوهای هسته‌ای شده است.

کری و ظریف، روز یک‌شنبه،۳۰ شهریور ماه، با یکدیگر دیدار کردند.

محور اصلی این دیدار اختلافات بر سر مذاکرات و برنامه اتمی تهران عنوان شده است.

تازه‌ترین دور از مذاکرات اتمی میان ایران و کشورهای گروه ۵+۱، در نیویورک و از روز آدینه آغاز شده است.

http://www.radiofarda.com/content/f35_kerry_zarif_talks_on_is_us_official/26599265.html

این گزارش از سوی اینجانب تا اندازه ای ویرایش و پارسی نویسی شده است. برجسته نمایی های متن نیز همه جا از آنِ من است.    ب. الف. بزرگمهر

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!