«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ شهریور ۱۰, دوشنبه

با این حساب، همگی در یک بیمارستان گرفتاریم ... ـ بازانتشار

«در بیمارستان ها هنگامِ شام و ناهار ، خوراک ها جورواجور است؛ به یکی سوپ، چلوكباب و دِسِر می دهند و به دیگری، تنها سوپ می دهند؛ به کسی دیگر حتا سوپ هم نمی دهند و می گویند، تنها آب بخور! به آن دیگری می گویند، حتا آب هم نخور! با این همه، هیچیک از این بیماران، زبان به پرخاش نمی گشایند؛ زیرا آنها پذیرفته اند، كسی كه این سپارش ها را نموده، پزشک است و او بیگمان حكیم نیز هست .بنابراین، چنانچه خدا به كسی كم تر یا بیش تر داده، زبان به پرخاش نگشایید؛ زیرا حکمتی در کار است.»

از «گوگل پلاس» با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر

این ها را که می خواندم بگمانم رسید، نکته ی زیر را نیز بر آن بیفزایم:

با این حساب، همگی در یک بیمارستان گرفتاریم؛ بحمدلله بخش روانی اش را از هر سو میخکوب کرده اند تا دیگران را به پرخاش و آشوب واندارند!

ب. الف. بزرگمهر    هفتم اسپند ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/02/blog-post_77.html


به پشتیبانی از جنبش کارگری، این نخستین و واپسین سنگر بازدارنده ی امپریالیست ها و مزدوران تبهکاران شان در میهن مان، برخیزیم! ـ بازانتشار

به پاس کارگر پیشرو و پیکارگر پرشور طبقه کارگر میهن مان: زنده یاد محمد جراحی

باری دیگر، رژیم ددمنش و کارگرستیز دزدان اسلام پیشه، جان کارگری آگاه، پیشرو و ارزنده را ستاند؛ نابکاری دانسته و آگاهانه ای که پیش از این نیز مرگ جانگداز تنی چند از آگاه ترین و شایسته ترین فرزندان طبقه کارگر ایران از آن میان، زنده یاد شاهرخ زمانی را در پی داشته است. کارگرانی که توده های آگاه تر مردم بگونه ای دربرگیرنده و طبقه ی کارگر ایران بگونه ای ویژه، کاریای پاسداری از جان و زندگی و خانمان آن ها را نیز بر دوش دارند و باید آن ها را چون نگین هایی در میان خود نگه داشته، پاس دارند. شرایط اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی در میهن مان بجایی رسیده که چنین کارگرانی، بگاه بایسته باید از توان و امکانِ زندگی پنهانی نیز برخوردار باشند؛ زیرا با رژیمی ضدملی، ضد ایرانی و سزاوار سرنگونی روبروییم که در کردار، نقش باتوم کشورهای امپریالیستی در میهن مان را بر دوش گرفته و آهنگ جانِ هر آدم آگاه و بویژه کارگران آگاه و کارآمد را در سر می پروراند و همانگونه که تاکنون نمونه هایی از آن را گواه بوده ایم، در همدستی نزدیک با همان کشورهای اهریمنی به کشتارشان نیز دست یازیده است؛ کشتارهایی که دیگر چون گذشته، تنها به گلوله بستن و به دار آویختن نیست و شیوه های پیچیده تری از آن میان، دچار بیماری های بی درمان نمودن چنین آدم های فداکار و دلاوری را نیز دربرمی گیرد. سخن کوتاه! هنگامی که فلان مادربخطای تبهکار و پاسخگوی شماره یک تبهکاری های کهریزک می تواند پس از گذشت چندین و جند سال، همچنان فراخوان دادگستری برای حضور در دادگاه را نادیده بگیرد، دیگران نیز بویژه آنگاه که بیم جان در کار است، باید از توانایی چنین نافرمانی آشکاری برخوردار شوند. روشن است که این توانایی، تنها در گرو کار گروهی خوب سازمان یافته شدنی است.

در اینجا و به همین بهانه، نکته ای را نیز یادآور می شوم:

در کار و پیکار اجتماعی باید از هرگونه کار تکروانه که در فرجام خویش، خواه ناخواه به کارهای نمایشی می انجامد، خودداری ورزید؛ خواه ناخواه به این شَوَند که رسانه های امپریالیستی ـ سیهونیستی با هزاران دوز و کلکی که در انبان خود دارند، نه تنها اینگونه تکروی ها را بگونه ای برجسته جلوی دید خوانندگان خود می نهند که حتا می کوشند تا کارهای اجتماعی و از آن میان، سندیکایی ـ سیاسی کمابیش خوب سازمان یافته را نیز در پرتو منش این و آن و بزرگنمایی های بیجا، کوچک تر از آنچه هست، وانمود کنند. در هماوندی با این جُستار که چنانچه بخت آن را بیابم در نوشتاری جداگانه به سویه های دیگر آن نیز اشاره خواهم نمود، پیش تر نوشته بودم:

«... پایداری مدنی، تنها در شرایطی که با خواست های اقتصادی ـ اجتماعی کارگران و زحمتکشان پیوندی پایدار یابد، می تواند سمت و سو یافته با آماج های روشن برجای بماند و ریشه گیرد؛ وگرنه، دیر یا زود هم از سوی کشورهای امپریالیستی و مزدوران کارکشته شان و هم در برخی سویه ها از سوی رژیم دزدان اسلام پیشه که در میان این ها نیز شماری بسیار از چنان مزدورانی جا خوش کرده اند، کژدیسه شده و سمت و سوی دیگری می یابد. یکی از این سویه ها که از زمینه ی نیرومندی در همبود دچار خودکامگی ایران نیز برخوردار است، فردگرایی، ستاره شدن در آسمان تیره روزی توده های مردم و کارهای تکروانه است که رویهمرفته و در فرجامِ کار، نقشی زیانبار در سازماندهی توده ها داشته و دارد و رسانه های نیرومند سیهونیستی ـ امپریالیستی نیز بخوبی از آن بهره می برند. خوشبختانه، اگر نه همه، ولی بسیاری از سازماندهندگان رستایی ـ سیاسی ایران به این جُستار و چالش های پیرامون آن، نیک آگاهند و تن به کارهای سازمان شکنانه و ستاره شدن که سود آن به جیب کشورهای امپریالیستی می رود، نمی دهند؛ افزون بر آنکه آزمون های تلخ جهانی و نمونه هایی از کارکرد "پایداری مدنی" بی پشتوانه، سردرگم و بی آماج های روشن، چون آنچه در لیبی رخ داد، رهنمون ماست.»*

به پاس کارگر پیشرو و پیکارگر پرشور طبقه کارگر میهن مان: زنده یاد محمد جراحی به فراخوان یادشده در در تصویر پیوست پاسخ مثبت داده، در نشانی یادشده گرد هم آییم و انبوه شویم! از دید من، این کاریایی ملی و خواهان همکاری و همیاری گروه های گوناگون اجتماعی است. نباید چنین کاریایی را به تنها چند ده  یا دست بالا چند صد تن کارگر فداکار وانهاد و آن ها را تنها گذاشت.

ب. الف. بزرگمهر    ۱۹ مهر ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/10/blog-post_42.html 

* برگرفته از یادداشت «پیروزی کوچک، ولی پرآرش برای گام های بزرگ تر و استوارتر به پیش!»، ب. الف. بزرگمهر  ۱۱ تیر ماه ۱۳۹۵ در پیوند زیر:

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/07/blog-post_1.html

سخن بر سر اینکه عبدالمهدی برود، عبدالبوزینه جایش را بگیرد، نیست! ـ بازانتشار

سخن بر سر اینکه عبدالمهدی برود، عبدالبوزینه جایش را بگیرد، نیست؛* نه تنها در سرزمین فروپاشیده ی عراق که در لبنان، ایران و دیگر «کشورهای پیرامونی جهان سرمایه داری» و دامنه ای گسترده از کشورهای جنوبی اروپای باختری و نیز بگونه ای دربرگیرنده (عمومی) در همه ی جهان سرمایه داری، سخن بر سر چند و چونِ سمتگیری اقتصادی ـ اجتماعی است و تا هنگامیکه این سمت و سو بسود توده های مردم در همه ی این کشورها نباشد، نه تنها آشوب های اجتماعی از میان نمی روند که همچنان افزایش می یابند و دربرگیرنده تر می شوند. اینکه «سگ زرد» برود و «شغال» جایش بنشیند و حتا دامنه ی دمکراسی بورژوایی با بازی های شیرین پارلمانی اینجا و آنجا گسترش بیش تری بیابد، بخودی خود، راهکاری برای گشودن گره های بزرگ چالش های اقتصادی ـ اجتماعی و در پیِ آن، چالش های سیاسی در هیچ جایی از جهان پهناور و هر دَم پیوسته تر به یکدیگر، نیست و در آینده نیز نخواهد بود. سخن بر سر پیروی از این یا آن الگوی ریز و درشتِ رویش اقتصادی در چارچوب سرمایه داری که جز پینه دوزی جامه ای ژنده بیش نیست نیز نمی تواند باشد؛ چنین جامه ای پاره پوره که دیگر سزاوار نام جامه نیست را باید ناگزیر دور افکند. الگوهای سرمایه داری، یکی پس از دیگری با شکست روبرو شده اند و روند پرشتاب جهانی شدنِ سرمایه، همچنین به جهانی تر شدن «کارگرهمبستگی جهانی» («انترناسیونالیسم پرولتری») و ژرفش پیوندهای آن با ملت ها و خلق های ستمدیده ی جهان انجامیده است؛ ژرفشی که بدون آخشیجِ آگاهیِ طبقاتیِ سمت و سو یافته ی کارگران و زحمتکشان پیرامون آن برای دستیابی به جامعه دادگرانه ای در سراسر جهان ـ و نه جامعه ای دادگرانه تر که روسپیانِ پینه دوزِ سوسیال دمکرات و لیبرال دمکرات، آن را جار می زنند و فریبی بیش نیست! ـ پیشرفت آن با بیم و امیدهایی فزاینده تر و زیگزاگ هایی افزون تر روبرو خواهد شد. روند واگرایانه ی اقتصادی و سیاسی و بستن درها بروی خود که با روی کار آوردنِ لات بی همه چیز «یانکی» از سوی امپریالیست های «یانکی» در پیش گرفته شده، خود نمودی چشمگیر از شکست سامانه ی سرمایه داری است که هر روز، بیش از پیش، زمینگیرتر می شود و همه ی جهان را همراه با خود بسوی مرگ می کشاند.**

گویند: نیاز، مادر نوآوری است و مادر نوآور دوران ما طبقه کارگرِ در سرشت خویش، بس توانایی است که هر روز بیش از پیش به آخشیجِ آگاهیِ طبقاتیِ سمت و سو یافته و بُرّنده، ساز و برگ یافته باشد.  

ب. الف. بزرگمهر   ۲۷ آذر ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/12/blog-post_57.html

بنا بر گزارش‌ها حزب iهای عراقی از دسته‌بندی‌های گوناگون، گفتگو برای یافتن نخست‌وزیر تازه را آغاز کرده‌اند. عادل عبدالمهدی، نخست‌وزیر پیشین، پس از کشته‌شدن ده‌ها تن از پرخاشگران در پنجشنبه گذشته، کناره‌گیری کرد.

برگرفته از تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا» ۱۲ آذر ماه ۱۳۹۸ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب:  ب. الف. بزرگمهر)

** سخن در این باره و روی آوری به نظامیگری افسار گسیخته تر و ماجراجویانه تر از گذشته که بویژه ار سوی امپریالیست های «یانکی» دنبال می شود را به نوشتاری دیگر وامی نهم.

خرموش های فرمانروا بر میهن مان، در پی نابودی توده های مردم ایران هستند ـ بازانتشار

با آنچه جُسته و گریخته درباره ی همکاری های تبهکارانه ی گروهبندی های خرموش اسلام پیشه ی فرمانروا بر میهن مان با رژیم های تبهکار برخی کشورهای اروپای باختری در زمینه های گوناگونی از آن میان، ساخت آزمایشگاه های فراقانونیِ بخوبی پنهان نگاه داشته شده از دیدگان مردم ایران برای جدانمودن آخشیج های بدن آدمی بویژه نوزادانی که از تنگدستی بفروش می روند و نیز برخی پژوهش های تبهکارانه ی دیگر که در آن ها از ایرانیان تنگدست و نگونبخت بجای جانوران آزمایشگاهی بهره برده می شود، می دانم و هنوز به شوندهایی از آن میان، کمبود داده ها درباره ی آن ننوشته ام، کم ترین دودلی در درستی سخنان دلسوزانه ی آقای محمدرضا هاشمیان، پزشک «فراویژه کار»۱ تیمارخواری های۲ ویژه در «بیمارستان مسیح دانشوری»۳ بخود راه نمی دهم. (ویدئوی پیوست)

تبهکاری سترگ خرموش ها در انجام ندادن بهنگامِ پیشگیری های رویهمرفته ساده برای جلوگیری از گسترش ویروس مرگبار «کرونا» در میهن مان که شمار دچارشدگان و مرگ و میر آن را بسیار بیش تر از شمار رسمی بر زبان آمده ی تبهکاران دست اندرکارِ ایران بربادده، افزایش بخشید و همچنان نیز پی گرفته می شود را ناساز با (برخلاف) آنچه برخی ساده دلان می پندارند، تنها از روی خریّت نمی دانم. آن ها بویژه «دولت زهدان اجاره ای» به شوندهای گوناگون، دانسته و آگاهانه، در پی نابودی توده های مردم ایران هستند؛ اگر گفتاردرمانی های شان را نادیده گرفته و به کارکردشان نیک باریک شوید، دریافت آن چندان دشوار نیست. کارکرد این بیشرف های بجان مردم ایران افتاده و آماج هایی که در سر می پرورانند را تنها می توان با سیاست و کارکردِ امپریالیست های تبهکار انگلیسی در دوره ی نخستین جنگ جهانی در میهن مان سنجید که نزدیک به نیمی از انبوه مردم ایرانِ آن هنگام از کمبود خوراکی پیامد سیاست های سمتگیری شده ی امپریالیست های کهنه کار، جان سپردند.۴  

سرنگون باد گروهبندی های خرموش اسلام پیشه ی فرمانروا بر میهن مان!

ب. الف. بزرگمهر   ۱۲ فروردین ماه ۱۳۹۹

https://www.behzadbozorgmehr.com/2020/03/blog-post_275.html

پی نوشت:

۱ ـ بجای «فوق تخصص»

۲ ـ تیمارخواری را در اینجا بجای «مراقبت» بکار برده ام. کاربرد «تیماری» نیز درست است؛ گرچه، کاربرد «تیمارخواری» همراه با این یا آن ویژه کاری در زمینه های بهداشتی و پزشکی از دید من، سزاوارتر و باریک تر است، ب. الف. بزرگمهر

۳ ـ بنیاد داده ها و ویدئوی پیوست، برگرفته از «تلگرام معلمان عدالتخواه» به تاریخ  ۱۲ فروردین ماه ۱۳۹۹ است.

۴ ـ «بزرگ ترین فاجعه نسل كشی قرن بیستم در كشور ما، ایران، اتفاق افتاده است. طبق اسناد آمریكایی، در سال ۱۹۱۴ جمعیت ایران ۲۰ میلیون نفر بود كه در سال ۱۹۱۹ به ۱۱ میلیون نفر كاهش یافت. توجه بفرمایید. یعنی حدود ۸ الی ده میلیون نفر از مردم ایران از گرسنگی و بیماری های ناشی از كمبود مواد غذایی و سوءتغذیه مردند ... چهل درصد از مردم ایران طی دو سه سال قلع و قمع و نابود شدند. تنها در سال ۱۹۵۶ بود كه ایران توانست به جمعیت ۲۰ میلیونی سال ۱۹۱۴ برسد. عجیب تر از همه، نقش بریتانیا در این فاجعه است. قحطی بزرگ در زمانی اتفاق افتاد كه سراسر ایران در اشغال نظامی انگلیسی ها بود. ولی انگلیسی ها نه تنها هیچ كاری برای مبارزه با قحطی و كمك به مردم ایران نكردند، بلكه عملكرد آن ها اوضاع را وخیم تر كرد و سبب مرگ میلیون ها نفر از ایرانیان شد ...»

برگرفته از گفتگوی رسانه ای محمدقلی مجد، پژوهشگر تاریخ، درج شده در یادداشتِ «رضا شاه، سرسپرده ی انگلیس و شاه دزد تاریخ ایران و جهان!»  ب. الف. بزرگمهر   ۱۷ اَمرداد ماه ۱۳۹۴

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/08/blog-post_74.html

ویدئوی پیوست: خرموش های فرمانروا بر میهن مان، در پی نابودی توده های مردم ایران هستند (نامگذاری ویدئو از آنِ من است. ب. الف. بزرگمهر)



گماشتگان خرموش ها بجان مردم بی پناه افتاده اند

ایستادگی زنان روستای ابونخلیات در برابر در هم کوبیدن سرپناه های شان از سوی «بنیادِ جانِ خرموش ننه شان، مستضعفان»

برگرفته از «تلگرام»  دهم شهریور ماه ۱۳۹۹ (با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب؛ برنام نیز از آن من است.  ب. الف. بزرگمهر)



۱۳۹۹ شهریور ۹, یکشنبه

ترس رژیم پوشالی خرموش های اسلام پیشه از پرخاش های گسترده و سراسری مردم

رژیم پوشالی خرموش های اسلام پیشه، همزمان با کوشش های جانکاهِ پشت پرده برای دستیابی به پایوری زیست ننگین خود به بهای تن دادن باز هم بیش تر به زورگویی های امپریالیست ها و بر باد دادن بیش از پیشِ دارایی ها و سرمایه های ایران، فشار باز هم سنگین تری بر گرده ی توده های مردم می آورد و با سرکوب ددمنشانه و نابود کردن برومندترین فرزندان این آب و خاک، می کوشد تا مردم را از دست یازیدن به پرخاش های گسترده و سراسری بترساند.

آنچه در زیر آمده و در ویدئوی پیوست از زبان مادر یکی از دادباختگان بیدادگاه های خرموش های فرمانروا بر میهن مان می شنوید، گواه دیگری بر چنان رویکردی است. در رسوا نمودن تبهکارترین رژیم تاریخ ایران که چون بختکی بر سینه ی ایران و ایرانیان جای گرفته، کوتاهی نکنیم و پژواک درخواست بانو بهیه نامجو، مادر برادران زندانی شده: نوید، وحید و حبیب افکاری در میان مردم جهان باشیم!

سرنگون باد گروهبندی های خرموش اسلام پیشه ی فرمانروا بر میهن مان!

ب. الف. بزرگمهر   نهم شهریور ماه ۱۳۹۹ 

***

 نوید افکاری از پرخاشجویان امرداد ماه ۱۳۹۷ در شیراز که از سوی بیدادگاه خرموش ها به سر به نیست شدن دادباخته، در نامه‌ای شکنجه‌های خود در «اداره آگاهی» و «بازداشتگاه اطلاعات شیراز» را بازگو نموده است:

«روی صورتم پلاستیک می‌کشیدند و مرا تا مرز خفگی و مرگ پیش می‌بردند. دست‌ها و شکم و پاهایم را بوسیله باتوم و اجسام سخت به شدت مورد ضرب و شتم قرار می‌دادند و مکررا با الفاظ توهین‌آمیز و رکیک اهانت می‌کردند. مرا محکم می‌بستند و در بینی‌ام الکل می‌ریختند.»

بر بنیادِ گزارش «سازمان حقوق بشر»، نوید افکاری «آنچنان زیر شکنجه و فشار بدنی و روانی قرار گرفته که ناچار به خودکشی شده است.» وی در نشست های بازپرسی، گناهان بسته شده به خود را رد کرده است. فرمان سر به نیست شدن نوید افکاری در «دیوان عالی خرموش های اسلام پیشه» پذیرفته شده است.

بنیاد داده ها برگرفته از «تلگرام» با ویرایش، پارسی و فشرده نویسی درخور از اینجانب است.  ب. الف. بزرگمهر



آرام ندارد هیچ، این خاک تب آلوده ...

گلزار گروهی از جانباختگان تابستان خونین ۱۳۶۷

ویدئوی پیوست، برگرفته از «تلگرام» شهریور ماه ۱۳۹۹



زندگی نمی کنیم ...

زندگی نمی‌کنیم

تنها

جنازه‌ی‌مان را

هر غروب

از روی دوش خورشید

بر روی دوش ماه می‌اندازیم!

صابر حسینی

برگرفته از «تلگرام»

شرابی که به صد دینار ارزد! ـ بازانتشار

واعظي بر سر منبر می گفت:

هر گاه بنده ای مست ميرد، مست دفن شود و مست سر از گور برآورد.

خراسانی در پای منبر بود، گفت:

به خدا آن شرابيست كه يك شيشه ی آن به صد دينار می ارزد.

جاودانه عُبید زاکانی (که درود خلق جهان بر او باد! ـ بر وزن سلام الله علیه)

https://www.behzadbozorgmehr.com/2011/03/blog-post_2716.html

نهادینه شدن تبهکاری که شاخ و دم ندارد، گوزمشنگ قلی خان! ـ بازانتشار

در پی رسوایی بسیار بزرگ مالی تازه و ناپدید شدن ۹ میلیارد دلار ارز ۴۲۰۰ تومانی، «نمودار "اسلام" و المفسدین، گوزمشنگ قلی خان»، در نشست «هم اندیشی با مدیران عامل خبرگزاری‌ها و مدیران مسوول رسانه‌ها» که آماج آن، جز گوشزد به آن ها در پنهان نگاه داشتن گند و گه های یکی در پی دیگری روی آب آمده و هماهنگی هرچه بیش ترشان با «اداره کل مسایل فرهنگی دادستانی کل کشور»۱ بیش نبود با اشاره به ترفندهای دشمنانِ در کمین رسانه ها نشسته از آن میان، سخنان رهبرکونه۲ ی زیر را از خود در کردند:

«دادستان کل کشور با اشاره به نقشه ی دشمنان برای بزرگنمایی تبهکاری ها در کشورمان، گفت:

دشمنان، فساد در کشورمان را گسترده و غیر قابل جمع آوری نشان می‌دهند؛ درحالیکه مطابق آمار مرکز بین المللی، هیچ کشوری فاقد عنصر فساد نیست؛ ولی در مورد کشور ما آنچنان تبلیغ می‌کنند که گویی همه نظام را فساد گرفته است.»۳

بله در همه جای جهانی که در آن سرمایه داری امپریالیستی ریشه دوانیده به شَوَند انگلی بودن این سامانه و سرشت انگل پرور آن، تبهکاری ها و پلشتی های گوناگون در همه ی زمینه های اقتصادی ـ اجتماعی بویژه در زمینه ی مالی رخ می دهند که تاوان آن را در فرجام کار، توده های مردم از آن میان با هر روز بیش تر تنگدست شدن شان می پردازند؛ ولی در بسیاری از کشورهای جهان بویژه در آن گروه از کشورها که رسانه های اجتماعی هنوز از نیرومندی نسبی برخوردارند، هنگامی که پته ی این یا آن باند تبهکارِ کلان روی آب می افتد، ناگزیر به برخورد با تبهکاری انجام شده می شوند؛ برخوردی کمابیش درخور که از برکناری بی درنگ تبهکاران از مسوولیت های دولتی و زندان های درازمدت گرفته تا حتا بدار آویخته شدن یا تیرباران شان در کشورهایی درستکارتر را دربرمی گیرد. در کشور بخت برگشته ی ما تاکنون، واژگون آن برخورد شده و تا هنگامی که رژیم دزدان اسلام پیشه بر سر کار است، در بروی همین پاشنه خواهد چرخید. در این رژیم بس پلید، بزهکاران و آفتابه دزدانی که گاه پولی بسیار کم یا حتا تکه ای نان دزدیده اند را پادافرهی سخت داده و می دهند و بر بنیاد شریعتی شتری، گاه دست و پایش را بُریده، برای همیشه زمینگیرش می کنند و با کلان دزدان، هر اندازه که دزدی های شان کلان تر باشد به گفت و گوهایی پندآمیز و اندرزگویانه می نشینند تا از این رهگذر از نمد بر باد رفته، کلاهی برای خود دست و پا کنند:۴ 

جداگانگی (تفاوت) بسیار چشمگیری که جناب «نمودار "اسلام" و المفسدین» بگمانم آن را دانسته و آگاهانه نادیده گرفته و به همین شَوَند از سوی اینجانب، سزاوار فرنام «گوزمشنگ قلی خان» شده است.

نگاهی کوتاه و گذرا به گفته های این و آن از مسوولین والاگُهتر تمرگیده در بالاترین جایگاه های نظام سگ مذهب گرفته تا فلان «نُقلعلی نظامِ» در این باره، بخوبی گواه دست اندرکار بودنِ سرراست یا ناسرراست همگی در این دزدی های کلان و سبز کردن سخن آن امام راحل که گفته بود: «همگی با هم ...» بگونه ای دلخواه و سازگار با زمانه ی خویش است؛ بگونه ای که هر کدام و بیش تر در باندبازی و گاوبندی با دیگر دزدان، جایی درآمدزا را چسبیده و توده های مردم ایران را می دوشند. به همین شَوَند است که واکنش بسیاری از آن ها بویژه دله دزدهایی که شاید سرشان بی کلاه مانده از غُر و لُند یا انتقادی آبکی فراتر نمی رود. برای آنکه پُربیراه نگفته باشم و نمونه ای بدست داده باشم، غُر و لُندِ «خرس مشهدی» که خود و داماد تبهکارش بر گنج «آستان قٌدس» چنبره زده اند را یادآور می شوم:

«رفتید و مذاکره کردید؛ دلار ۳۰۰۰ تومان را ۱۰۰۰۰ تومان کردید، کار دیگری کردید؟ بازهم می‌خواهید مذاکره کنید؟»۵

با آنچه کوتاه و فشرده در میان نهاده شد، چنانچه رژیم و دولتی حتا رویهمرفته درستکار ـ و نه درستکار به آرش راستین آن که در سامانه ی سرمایه داری امپریالیستی، گوهری نایاب است ـ رشته ی کارها را در کشورمان در دست داشت، نه تنها می بایستی همه ی دولت بی آبروی انباشته از کلان دزدانِ «زهدان اجاره ای» را برکنار می کرد که همه ی آن دزدان و رشوه خوران و پولشویان و بویژه «دانه درشت» ها را به زندان های درازمدت می افکند و بسیاری از آن ها را بدار می آویخت. به این ترتیب، پاسخ کوتاه و رُک و پوست کنده به این آخوند دست اندرکار در همه ی پلشتی ها و تبهکاری های "نظام" بی سر و سامان دزدان اسلام پیشه چنین است:

خودت را به خریّت نزن و بیش از این، ریشخند این و آن نکن! بخش سترگی از مردم ایران، همه چیز را دریافته اند و می دانند چه کلاه گشادی بر سرشان نهاده اید؛ نهادینه شدن تبهکاری یا آنگونه که بر زبان کژدم گزیده ات آمد: «همه نظام را فساد گرفته»، شاخ و دم ندارد، گوزمشنگ قلی خان!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۱ اَمرداد ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/08/blog-post_52.html 

پی نوشت:

۱ ـ بیگمان پیش از درج دله دزدی ها و تبهکاری های دیگر در رسانه و نه پس از آن!

۲ ـ بجای «رهبرگونه»! این را ناچار شدم برای آن گروه از بر و بچه های بسیار باادب که چشم بر بسیاری چیزها می بندند، ولی از شنیدن یک دشنام یا ناسزای ساده، سرخ و بور می شوند، نوشتم که بدانند، دستم دانسته روی دکمه ی «ک» "رهبر عظیم الشان" رفته است؛ وگرنه، پیروان «لُقمان حکیم» تیزهوش تر و تیزبین تر از آنند که به چنین پی نوشتی نیازمند باشند.  

۳ ـ برگرفته از گزارش «دشمنان درصدد نفوذ در اتاق‌های تصمیم گیری هستند»، «خبرگزاری فارس»   ۲۰ اَمرداد ماه ۱۳۹۷ (با اندک ویرایش درخور بویژه در نشانه گذاری ها از سوی اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

۴ ـ «مسلمان های حاکمیت و پیرامون حاکمیت ایران این رسم را کمی دگرگون نموده اند؛ آن ها هنگامی که خطایی از برادر خود دیدند با او در کار خطا مدارا می کنند و همزمان با راهنمایی و پند و اندرز راه های تازه تری جلوی پایش می گذارند و گاهی هم اگر لازم بود، وی را تهدید به افشاگری می کنند؛ ولی چون مسلمانان خوبی هستند و نمی خواهند که رشته ی برادری و چیزهای نیک دیگر بریده شود، همه ی آنچه را که باید بگویند، نمی گویند! امام علی گفته بود که فرزندان زمانه ی خود باشید. آن ها هم فرزند زمانه ی خود هستند!»

برگرفته از یادداشتِ «شیوه ی کاربرد اندرز حضرت علی از سوی مسلمانان درون و پیرامون حاکمیت ایران!»، ب. الف. بزرگمهر   ١٣ آذر ماه ١٣٩١

https://www.behzadbozorgmehr.com/2012/12/blog-post_1600.html 

۵ ـ برگرفته از گزارش «علم الهدی: دلار ۱۰ هزار تومانی نتیجه مذاکره با اروپا و آمریکا بود»، «خبرگزاری آفتاب»  ۱۹ اَمرداد ماه ۱۳۹۷

باید همان راه را برویم که ترامپ در پیش گرفته است ...ـ بازانتشار

بعله! دل مان خنک شد.* این ها برای دمکراسی مان دیگر بدرد نمی خورند؛ کار بجایی رسیده که سگ هم خداوندش را بجا نمی آورد. همه چیز بهم ریخته و دیگر آن خط و مرزهای پذیرفته شده میان حزب ما و "حزب کارگر" و حزب های دیگر نیز زیر پا نهاده می شوند. ما دیگر نمی دانیم کدامیک از هموندان حزب خودمان یا از حزب های دیگر، چوب لای چرخ مان می گذارند! هر روز و هر بار بامبولی تازه سر هم می کنند. اینجا گوش تا گوش کنار یکدیگر می تمرگند؛ سبزی این و آن را پاک می کنند و برای هیچ و پوچ، پول مفت می ستانند. همین ها بودند که آن یک خرده شیرِ «ننه ترزا» را خشکاندند و جان بسرش کردند؛ بیچاره در پایان کارش، چوب خشکی شده بود که با آن می شد نِی قلیان ساخت. اینک، همان بلا را سر من درمی آورند. اینجور دیگر نمی شود پیش رفت و این دمکراسی، دردمان را درمان نمی کند. باید همان راه را برویم که ترامپ در پیش گرفته است؛ اگر کامیاب شود، کار ما در اینجا هموارتر خواهد شد؛ آنگاه شاید نیازی به این همه کدو تنبل نیز نداشته باشیم؛ گرچه، باید هوای کار خودم را هم داشته باشم تا کلاهم را باد نبرد ...

ب. الف. بزرگمهر   ۱۹ شهریور ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/09/blog-post_10.html

* دولت انگلیس، مجلس آن کشور را تا ۱۴ اکتبر امسال، تنها دو هفته پیش از پایان زمان برای بیرون رفتن از «اتحادیه اروپا»، فُروهِشت (تعلیق کرد). «بوریس جانسون»، نخست‌وزیر انگلیس که تنها یک ماه و نیم از آغاز دولتش می‌گذرد، خواستار برونرفت با همداستانی یا ناهمداستانی آن اتحادیه تا ۳۱ اکتبر امسال است؛ گرچه، کوشش ‌هایش در این زمینه، یکی پس از دیگری تاکنون با شکست در مجلس روبرو شده ‌است. "قانونگذاران" انگلیسی در هر دو مجلس «عوام» و «اعیان و اشرار» که بسان همه ی مجلس هایی اینچنینی در کشورهای سرمایه داری به گنجشک های پرگویی می مانند که هر از گاهی تخم هایی کوچک به نام قانون می گذارند، قانونی گذرانده اند که نخست‌وزیر را به درخواست افزودن زمان برونرفت از «اتحادیه اروپا» وامی دارد. آن‌ها همچنین، کوشش این «کدو تنبل» برای برگزاری گزینش زودهنگام مجلس را ناکام نموده اند. با این همه، فروهشتن کار مجلس برای پنج هفته که با پرخاش هایی در مجلس عوام و فریادهای خشمگینانه ی «شرمت باد!» همراه شد را می توان پیروزی کوچک دلخوشکنک و خونخواهانه ای در میان آن شکست ها بشمار آورد که دیری نخواهد پایید.

بنیاد داده ها، برگرفته از تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا» به تاریخ ۱۹ شهریور ماه ۱۳۹۸ است که آن را بازنویسی نموده و چیزهایی بر آن افزوده ام.  ب. الف. بزرگمهر

جز دندان روی جگر گذاشتن و دعا به درگاه پروردگار توانا چه باید کرد؟! ـ بازانتشار

پاسخ از زبان یکی از مسوولین بلند پایه نظام خرموشی:

ما با شما همدردیم! در این روزهای ماه مبارک رمضان که با عَطیّه الهیِ «کرونا» رنگ و بویی تازه نیز یافته، تنها «کُنتورِ» (شمارشگر) کارخانه ی شما نیست که از کار افتاده و بیکارتان کرده است؛* «کُنتور» عیال و فرزندخواندگان به نکاح درآمده ی مسوولین نظام نیز تا آنجا که سر و گوشی به آب داده ایم و آگاهیم از کار افتاده و تا پایانِ ماهِ مبارک و فرارسیدن عیدِ میمون «فِطر» شماره نمی اندازند. خوب! جز دندان روی جگر گذاشتن و دعا به درگاه پروردگار توانا چه باید کرد؟! ما که راضی برضای خداییم و صبر می کنیم. برای شما برادران دینی نیز از درگاه خدای متعال، صبر جمیل و اجر عظیم خواهانیم: «اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج»!

ب. الف. بزرگمهر   ۱۸ اردی بهشت ماه ۱۳۹۹

https://www.behzadbozorgmehr.com/2020/05/blog-post_62.html

* کارگر کارخانه کنتورسازی ایران:

«متاسفانه هیچ کسی کاری برای کارگران کنتورسازی ایران انجام نمی‌دهد؛ با وجود اینکه به قوه قضائیه نامه ارسال کردیم، هیچ خبری نشده است.»

برگرفته از «تلگرام اتحادیه آزاد کارگران ایران»   ۱۸ اردی بهشت ماه ۱۳۹۹

از این نمد نمی توان کلاهی برای خود دست و پا کرد! ـ بازانتشار

به گزارش زیر اندکی باریک شوید! از این آشکارتر نمی توان درباره ی پیروزی بزرگ سیاست خارجی کوبا در برابر «شیطان بزرگ»، آن هم از زبان بلندپایه ترین کارگزاران آن، گفت و نوشت:

«باراک اوباما در سخنرانی خود گفته بود که گفتگوهای جدی در جريان بوده و سياست انزوای کوبا، ناکارآیی خود را نشان داده است.» و کاسه ی داغ تر از آشی که خود کوبایی تبار است، ناخشنودی و ناهمداستانی خود با از سرگیری این هماوندی ها را اینچنین به نمایش می نهد:

«... کاخ سفيد همه چيز را در برابر کوبا واگذار کرده و هيچگونه گردن سپاری بایسته در برابر [آن] دريافت نکرده است.» («مارکو روبيو»، نماینده ی کوبایی تبار «جمهوری خواه» از ايالت فلوريدا)

درباره ی این پیروزی بزرگ، «خفاش مادینه ی نظام»، بیگمان درست می گوید که «تحميل سياست های انزوا و تحريم از سوی قدرت های سلطه جو در برابر اراده و پايداری ملت ها و دولت های مستقل بی نتيجه و ناکارآمد است» (گزارش زیر)؛ ولی، میان این پیروزی بزرگ با آنچه از سال ها پیش تاکنون به سرِ مردم ایران آورده شده و واپسین آروین های خود را در «قرارداد ننگین ژنو» پایور نموده و به نمایش نهاده از زمین تا آسمان هفتم و جایگاه «عَرش خداوندی» جدایی و ناهمتایی است! یکسان پنداشتن یا یکسان جا زدنِ این دو روند که یکی، فرآورده ی پایداری و استواری ملتی نه چندان پرشمار، ولی بزرگ و ایستاده بدرازای بیش از پنج دهه در برابر امپریالیست هاست و دیگری، فرآورده ی خواری، تن به نوکری دادن و سرافکندگی رژیمی میوه چینِ انقلابِ شکوهمندِ توده های مردم، ضدانقلابی و ایران بربادده، جز ریشخند کردن خود و تفی سربالا که بر سر و ریش رژیم تبهکار از بالا تا پایین آن می نشیند، دستاوردی نخواهد داشت.

امیدوارم آن «ولی سفیه» و دیگر کارگزاران «خیمه و خرگاه ولایت»، توده های مردم ایران و روشنفکران خلقی آن را کور، نادان، نابخرد و به کیش خود نپندارند که بخواهند از این نمد کلاهی برای خود دست و پا کنند.

ب. الف. بزرگمهر   ۳۰ آذر ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/12/blog-post_558.html 

***

ایران از بهبود هماوندی های میان آمریکا و کوبا استقبال کرد

مرضيه افخم، سخنگوی «وزارت امور خارجی ايران» روز شنبه، ۲۹ آذرماه، ضمن استقبال از بهبود روابط کوبا و آمريکا، آن را در راستای کاهش تنش دانسته و گفته است که پیگیری چنين سياستی می تواند نتايج سودمندی در پهنه ی جهانی در پی داشته باشد.

به گزارش «خبرگزاری جمهوری اسلامی» («ايرنا»)،‌ خانم افخم درباره ی بهبود هماوندی های آمريکا و کوبا گفته است:

«تحول اخير در روابط دو کشور، گامی رو به جلو در جهت کاهش تنش در آن منطقه قلمداد می شود که تداوم واقع بينانه و تکميل اين رويکرد می تواند آثار و نتايج مفيدی در مجموعه مناسبات کشورهای آمريکای لاتين و روند تحولات بین المللی داشته باشد.»

سخنگوی وزارت امور خارجه ايران با اشاره به گردن نهادن (اذعان)۱ آمريکا به ناکارآمدی رویکردش در برابر کوبا گفته است:

«تحميل سياست های انزوا و تحريم از سوی قدرت های سلطه جو در برابر اراده و پايداری ملت ها و دولت های مستقل بی نتيجه و ناکارآمد است.»

باراک اوباما و رائول کاسترو، رییسان جمهور آمريکا و کوبا، روز ۲۶ آذرماه بگونه ای همزمان اعلام کردند که روند عادی سازی هماوندی های دو کشور را آغاز کرده‌اند. باراک اوباما در سخنرانی خود گفته بود که گفتگوهای جدی در جريان بوده و سياست انزوای کوبا، کارآ نبودن (فقدان کارايی)۲ خود را نشان داده است.

به دنبال گفته های باراک اوباما درباره ی از سرگيری هماوندی های میان کوبا و آمريکا پس از بيش از پنج دهه، شماری از نمايندگان کنگره آمريکا با اين اقدام ناهمداستانی نشان داده اند. «مارکو روبيو»، نماینده «جمهوری خواه» از ايالت فلوريدا که خود کوبايی‌تبار است، برقراری هماوندی میان کوبا و آمريکا را يک پيروزی برای هاوانا بشمار آورده و گفته است که کاخ سفيد همه چيز را در برابر کوبا واگذار کرده و هيچگونه گردن سپاری (تعهد)۳ بایسته (الزام‌آور)۴در برابر [آن] دريافت نکرده است.

 ...

۲۹ آذر ماه ۱۳۹۳

http://www.radiofarda.com/content/o2-iran-reaction-us-cuba/26754407.html

این گزارش از سوی اینجانب، ویرایش و پارسی نویسی شده است؛ یکی دو بند پایانی آن را نیز پیراسته ام. برجسته نمایی های متن، همه جا از آنِ من است و.   ب. الف. بزرگمهر

پارسی نویسی:

۱ ـ بجای واژه ی از ریشه ی عربی «اذعان» می توان در بسیاری موردها از واژه ها یا آمیخته واژه هایی پارسی چون:

«گردن نهادن»، «گردن دادن» و «پذیرفتن» سود برد.

۲ ـ بجای واژه ی «فقدان» و آمیخته هایی همراه با این واژه می توان به آسودگی از واژه ی پارسی «نبود» یا افزودن پیشوند «نا» سود برد؛ مانند:

«کارآ نبودن» و «ناکارآیی» بجای «فقدان کارآيی»

۳ ـ بجای واژه ی از ریشه عربی «تعهد» می توان در بسیاری موردها از آمیخته واژه ی پارسی «گردن سپاری» بهره برد.

۴ ـ بجای آمیخته واژه ی پارسی ـ عربی «الزام‌آور» می توان «بایسته» نوشت.

۱۳۹۹ شهریور ۸, شنبه

ما گاوها ... ـ بازانتشار

می بینید که مُخی در کار نیست؛ آنچه هست، شکمی بزرگ و سنگ شده است که با همان ناچار به اندیشیدنیم؛ اندیشه هایی که هر بار تکه ای از آن را بریده بریده، نُشخوار می کنیم تا گواریده شود ...

ما ... ما ...

ب. الف. بزرگمهر    دهم اسپند ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/03/blog-post_3597.html



... از زندانی بزرگ تر به زندانی کوچک تر و باز هم کوچک تر! ـ بازانتشار

طبقه کارگر و زحمتکشان پیرامون آن، بیش از هر زمان، نیازمند حزبی رزمجو با بنیادهای نیرومند «سوسیالیسم دانشورانه» از آنِ خودشان هستند ...

دیشب، کهنه رفیقی در گفتگویی تلفنی به بازگرداندن رضا شهابی، کارگر پیکارگر و هموند «هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد تهران» به زندان و اعتصاب فراگیر گروهی از زندانیان سیاسی با این پندار که آن ها را نشنیده یا ندیده ام تا در تارنگاشت خود درج کنم، اشاره می کند. به وی می گویم: هر دو خبر را شنیده و درباره شان خوانده ام. بیانیه ی سندیکاهای فرانسه و یکی دو جای دیگر را نیز دیده ام؛ ولی چه بنویسم؟! همان آن با خود می اندیشم:

چنانچه آماج نوشتن، پراکندن بیش تر این یا آن خبر باشد، تارنگاشت های گوناگون، حتا چپ نماترین ها و گمان برانگیزترین های شان، چون «نخود لوبیا فروشی اخبار .وز» این کار را می کنند و برای شان خوراک خوبی برای پر کردن چاله چوله های تارنگاشت شان است. من باید چیزی بنویسم که از جانم برآید ...

به وی نوشته ی ارزنده و از جان برآمده ی جعفر عظیم زاده در پرخاش به تازیانه زدنِ کارگران را یادآور می شوم که یکی دو روز پیش از تارنگاشت «اتحاديه آزاد کارگران ایران» برگرفته و در تارنگاشتم درج کرده بودم.۱ و همچنان در اندیشه که:

... از زندانی بزرگ تر به زندانی کوچک تر و باز هم کوچک تر! ... رژیمی سگ مذهب، مزدور و سرسپرده ی امپریالیست ها که همچنان شماری کودن را سرِ کار نهاده و "رهبر" پفیوزِ فرومایه ای که نمایش رنگ و روباخته ی ضد استکباری را پی می گیرد و جز گاز و نفت و نیروی کار ارزان و اینا کم مانده تا هم به روسیه و هم به «یانکی» ها پایگاه نظامی نیز بدهد؛ گونه ای سیاست یا بی سیاستی که در سنجش با «سیاست موازنه ی منفیِ» سردرگم گذشته، این بار «منفی در منفی» و "موازنه ای مثبت" است:

بفرمایید اندرون! اینجا که ایران نیست! اینجا ولایتِ اسلام و امام زمان است و ما که بصیرت از چشم و چال۲ مان می بارد، هم نماینده ی این یکی هستیم و هم نشانه ی آن یکی! شما که بیایید، ترس مان از عوام النّاس نیز کم تر خواهد شد. به پشتوانه ی شما بیش تر می گیریم و به بند می کشیم و بگاه بایسته به «جهان باقی» می فرستیم ...

بگمانم اینک درمی یابید، چرا نمی توانم چیزکی هم شده درباره ی آن کارگر از جان گذشته و آن زندانیان سیاسی دست از جان شسته بنویسم.

با رژیمی سزاوار سرنگونی که همه ی نشانه های فرمانروایی نیرویی بیگانه و چنگ انداخته بر ایران زمین را در خود دارد، چه باید کرد؟ آیا باید شکیبید و به هرگونه خرده کاری تن داد تا سرانجام، شیرازه ی کار از هم بپاشد و امپریالیست ها و ریزه خواران و مزدوران منطقه ای شان، پیروزمندانه کشورمان را تکه تکه کنند؟! آیا باید با پرچانگی و در میان نهادن شعارهایی به پهنا و درازای یک کامیون، بی کرداری خود را در پس آن ها پنهان نمود؟ این، یک نمونه از میان آن همه است که بسانِ آدمی تازه از خواب گران بیدار شده، شعاری دهان پرکن و رویهمرفته بیمایه و سردرگم سر داده است:

«با هم بسوی تشکیل جبهه واحد ضد دیکتاتوری، برای صلح، آزادی، عدالت اجتماعی و طرد رژیم ولایت فقیه»! شعاری که اگر به آن، «... برای آب»، «... برای نان» و «... برای کار شایسته» نیز افزوده می شد، دستِکم برای بخش بزرگی از زحمتکشان و تهیدستان دریافتنی تر می شد؛ افزون بر آنکه روشن نیست چگونه صلحی؟ «صلح حَسَنیِ» امام حسن با معاویه و نمونه ی امروزی آن: «نرمش قهرمانانه آقا بیشعور نظام» با «شیطان بزرگ» یا صلحی کنشگر و پویا از دیدگاه طبقه کارگر و زحمتکشان پیرامون آن؟ آزادی و طرد رژیم ولایت فقیه بسود و زیان کدام طبقات و لایه های اجتماعی؟ و چرا چنین شعارهای آبدوغ خیاری با شعار روشن و سزاوار «سرنگونی رژیم» جایگزین نمی شود؟ آیا نیرویی بسنده برای انجام آن حتا در دورنما (شعاری دوربردی) ندارند یا به نیروی توده های مردم باور ندارند؟ بگمانم این دومی بگونه ای باریک تر، سرشت همه ی اینگونه حزب ها و سازمان های انباشته از روشنفکران پرگو و رویهمرفته بیمایه را نشان می دهد. حزب ها و سازمان هایی که حتا یکبار هم شده به بررسی و برآورد شعارهای چمن در قیچی سر داده شده شان، نپرداخته اند تا ببینند دشواری کار در کجاست! به شَوَند همین بی کرداری هاست که رژیم دزدان اسلام پیشه با همه ی پوشالی بودن و از درون پوسیدگی اش می تواند زندان در زندان درست کند؛ شش هفت سال یکی دو «سبزه قبا» و «بقچه رنگی» که نه سر پیاز و نه ته پیاز بوده را بی هیچ دادگاه و اتهام روشنی به زندان خانگی بیفکند و از همه دردناک تر، چنین بلایی به سر بهترین فرزندان طبقه کارگر ایران بیاورد. دشواری کار در اینجاست:

طبقه کارگر و زحمتکشان پیرامون آن، بیش از هر زمان، نیازمند حزبی رزمجو با بنیادهای نیرومند «سوسیالیسم دانشورانه» از آنِ خودشان هستند و درست هم اکنون که اعتصاب ها و پرخاش های کارگری و کارمندی گسترشی بیمانند گرفته و چندین سال است که پی گرفته شده و می شود از چنین حزبی در کشورمان نشانی نیست.

ب. الف. بزرگمهر     ۳۱ امرداد ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/08/blog-post_0.html 

پی نوشت:

۱ ـ «لقمه ای که به آسانی از گلوی سرمایه داری فرمانروا بر ایران پایین نخواهد رفت!»

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/08/blog-post_35.html

۲ ـ بیگمان در می یابید، کجای این پفیوزِ تن به ننگ داده را می گویم! 

***

بازگرداندن رضا شهابی به زندان را قویا محکوم می کنیم

صبح امروز رضا شهابی عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد تهران با اخطار دادستانی به وثیقه گذارش برای ضبط وثیقه به زندان بازگردانده شد. اعمال فشار از سوی دادستانی تهران بر روی وثیقه گذار رضا شهابی در حالیکه صورت گرفته است که وی بدنبال گذراندن دوران محکومیتش بطور قطعی از زندان آزاد و برگه آزادی اش نیز در پرونده او در زندان رجائی شهر وارد شده بود. اما در طول ماههای گذشته دادستانی تهران، مرخصی دوران استعلاجی وی را که به مدت سه ماه در دو مرحله عمل جراحی گردن در دوران زندان مشمولش شده بود، نادیده گرفت و از طریق اعمال فشار به وثیقه گذارش، رضا شهابی را برای تحمل سه ماه حبس دیگر به زندان بازگرداند.

رضا شهابی همچنانکه در دوران زندان یکی از زندانیان مقاوم صنفی بود، پس از آزادی نیز به خواست عدم فعالیت صنفی از سوی نهادهای قضائی و امنیتی تن نداد و همین مسئله، این نهادها را بر آن داشت تا علیرغم آزادی قطعی وی، او را با هدف به تمکین واداشتن، بار دیگر روانه زندان کنند.

بازگرداندن رضا شهابی به زندان در حالی صورت گرفته است که طی هفته ها و ماههای گذشته موج دیگری از سرکوب فعالیتهای صنفی و حق خواهی کارگران و معلمان از نیشکر هفت تپه تا بازداشت حمید شرقی عضو سندیکای فلزکار مکانیک و به زندان انداختن محسن عمرانی، تداوم حبس اسماعیل عبدی و تبعید علی اکبر باغانی و صدور احکام زندان تعلیقی بر علیه دیگر فعالین صنفی معلمان همچون رضا مسلمی و طاهر قادر زاده و تلاش برای به زندان بازگرداندن محمود بهشتی و جعفر عظیم زاده آغاز شده است.

بی تردید همچنان که در طول سالهای گذشته، هیچ شکلی از سرکوب و بگیر و ببند و پرونده سازی بر علیه فعالین صنفی، کارگران و معلمان ایران را، لحظه ای از مبارزه برای تحقق مطالباتشان باز نداشته است، موج تازه سرکوب نیز نه تنها قادر به وارد کردن خدشه ای به پیشروی مبارزات حق طلبانه طبقه کارگر ایران نخواهد شد بلکه مبارزات جاری کارگران، معلمان، بازنشستگان، پرستاران و دیگر بخشهای زحمتکش مردم ایران را بیش از پیش به هم پیوسته تر خواهد کرد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران بازگرداندن رضا شهابی به زندان و گسترش موج سرکوب برعلیه حق طلبی کارگران و معلمان را قویا محکوم میکند  و بدینوسیله با جلب توجه مجامع بین المللی کارگری و سازمانهای حقوق بشری به تداوم و تشدید سیاست سرکوب فعالیتهای صنفی در ایران، از کارگران و معلمان و تشکلها و نهادهای مستقل صنفی میخواهد تا بیش از پیش در صفی متحد و یکپارچه، خواهان پایان دادن به سیاست سرکوب و امنیتی کردن فعالیتهای صنفی و مدنی، آزادی کارگران و معلمان دربند و منع تعقیب قضائی  همه کسانی بشوند که بدلیل فعالیتهای صنفی و مدنی دارای پرونده های قضائی و حکم زندان هستند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – ۱۸ امرداد ماه ۱۳۹۶

http://www.etehadeh.com/?page=news&nid=6313

 

ماهیت سوسیال دمکراسی! ـ بازانتشار

با چشمی گریان و لبی خندان به پیشواز آینده می رویم ...


این بار هم ما زیر بار رفتیم. چه کنیم؟ ما خاک بر سرها همیشه سنگ زیر آسیاب بوده ایم و باز هم خواهیم بود؛ ولی بدون ما کار آن ها پیش نمی رود و ما با اینکه هر بار آرای کم تری در گزینش ها بدست می آوریم و بر شمار هموندان ناهمداستان با سیاست حزب نیز افزوده می شود از نقش سازنده ی خود در این زمینه، خشنودیم! چه کنیم؟! با چشمی گریان و لبی خندان به پیشواز آینده می رویم ...

از زبان آن نُقلعلی:  ب. الف. بزرگمهر   ۱۴ اسپند ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/03/blog-post_74.html

زیرنویس تصویر:

«پس از پنج ماه سردرگمی سیاسی در آلمان، حزب چپ میانه ی ”سوسیال‌ دموکرات“ با همه ی ناهمداستانی های درون‌حزبی، سرانجام روز یکشنبه (۱۳ اسپند ماه ۱۳۹۶) شرایط همراهی در گروهبندی با حزب ”اَنگل مِرکل“ برای کالبد بخشیدن به دولت تازه در آلمان را پذیرفت.» بنیاد خبر به تاریخ ۱۳ اسپند ماه ۱۳۹۶ از «رادیو فردا»ست که از سوی اینجانب بازنویسی شده است.  ب. الف. بزرگمهر

برای تان بهشتِ برین آرزومندیم؛ هم اینک و بی هیچ درنگی! ـ بازانتشار

ما مردم ایران برای همه ی مسوولین ریز و درشت نظام به پاس کار و زحمت شایان درنگ شان در آبادانی و سرفرازی ایران، بهشتِ برین آرزومندیم؛ هم اینک و بی هیچ درنگی!

ب. الف. بزرگمهر   هشتم آذر ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/11/blog-post_435.html



شاید چند تایی از آن ها هم آب رفته باشند! ـ بازانتشار

خدا کمرمان را بزند، اگر دروغ بگوییم.* ما که کف دست مان را بو نکرده ایم. در این ولایت، هر چیزی آب می رود؛ شاید چند تایی از آن ها هم آب رفته باشند؛ ما که شمردیم، همین بود که گفتیم: آ آ آ آ

از زبان این تبهکار مادربخطا:  ب. الف. بزرگمهر  ۱۲ آذر ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/12/blog-post_3.html

* غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی "قوه قضایی"، در نشست خبری امروز، شمار دانشجویان بازداشتی در جریان پرخاش های کنونی کشور را کم تر از انگشتان یک دست دانست! پیش تر «شورای صنفی دانشجویان کشور»، بازداشت دستکم ۴۸ تن از دانشجویان را گواهی نموده و نام های ۱۶ تن شان که در همان روزهای آغازین پرخاش ها بازداشت شده بودند را به آگاهی رسانده بود.

برگرفته از «تلگرام اتحاد اتحادیه آزاد کارگران ایران»  ۱۲ آذر ماه ۱۳۹۸ (با اندک ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

همین را می خواستی بگویی مردک الدنگ؟! ـ بازانتشار

آماج سخن این است که هر نُخاله یا کسی که یکی دو پنج سیری بالا انداخته، می تواند شیشه را با سنگ بشکند؟ همین را می خواستی بگویی مردک الدنگ؟! باش تا ببینی! تو یا آن برادر پنجسیری یا هر خرموش نادان دیگری هم اگر سنگ پرتاب نکند، خودشان این کار را خواهند کرد تا گناه آن را بگردن همسایه بیندازند و گوشمالی آن را هم به «پدرخوانده» بسپارند. این تنها آغازی برای مغزشویی بیش تر مردمی وامانده و نادان نگاه داشته شده است که به اندازه ای درخور مغزی انباشته از پریشانگویی های دینی نیز دارند که کار را آسان تر می کند. تو الدنگ، آن برادر پنجسیری کلّه خر و "رهبر" نابخردِ آسمانی ـ ریسمانی همراه با دیگر جک و جانوران آن خیمه و خرگاهِ سر تا پا تباه نیز در همین چهارچوب می گنجید و همگی با هم در آنسو و این سو، انجام هر سیاست اهریمنی از سوی بزرگ ترین دشمنان آدمی و آدمیت در جهان: کشورهای امپریالیستی برهبری «یانکی» ها را باز هم آسان تر می کنید. بماند که بسیاری از شما مزدوران و خبرچینان و کارچاق کن های همان کشورهایید.  

ب. الف. بزرگمهر   ۲۳ اُردی بهشت ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/05/blog-post_87.html

«انفجارهای فجیره نشان داد [که] امنیت جنوب خلیج فارس شیشه‌ای است.»، حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، رییس «کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی رژیم خرموشی»، «توئیتر» ۲۲ اُردی بهشت ماه ۱۳۹۸

۱۳۹۹ شهریور ۶, پنجشنبه

تا دیر نشده باید حاکمیت پلید جمهوری اسلامی را سرنگون نمود! ـ بازانتشار

امروز بطور نسبی بهتر از روزهای دیگر بودم؛ البته تا دقیقه هایی پیش که تصویر پیوست را دیدم. پیش تر نیز آن را دیده بودم و بسان هم اکنون، آمیزه ای از شرمندگی و برافروختگی در من برانگیخته بود. اکنون، دوباره سری است که سنگین تر می شود و گردنی است که درد آن افزایش می یابد و من با سرسختی با آن می ستیزم تا نوشتن را پی گیرم ...

حاکمیت پلید و نابخردِ کشورمان را در برابر دو گزینه نهاده اند که هر دوی آن ها، هر کدام به شکلی، نه تنها هیچ بُردی برای این حاکمیت و مردم ایران دربرندارد که از هم پاشیدگی سرزمین ایران فرجامین پیامد آن خواهد بود؛ آن دو گزینه که شانه به شانه یکدیگر ساییده و در ستیزی بی فرجام، کارِ نابودی ایران زمین را به سود بهره کشان فرمانروا بر جهانِ سرمایه به پیش می برند در کلی ترین حالت خود، بدینگونه اند:

از سویی، واپسگرایی بیش تر و پرداختن به جُستارهای حاشیه ای چون «حجاب» و «بدحجابی» که نه تنها هیچگونه هماوندی با دشواری های اقتصادی ـ اجتماعی جانفرسای گریبانگیر مردم ایران ندارد که نشانه ای از نداشتن هیچ برنامه ی روشن و چشم انداز امیدبخش برای برونرفت از بن بست کنونی است و بر هرج و مرج و بدتر شدن اوضاع نابسامان کنونی می افزاید؛ و از سوی دیگر، گردن نهادن بازهم بیش تر در برابر برنامه ها و سیاست های سرمایه داری امپریالیستی در کشورمان که بیکاری بیش تر و تنگدستی گسترده تر و خانمانسوزتر مردم، افزایش شکاف طبقاتی و از همه مهم تر گسستن پیوندهای اقتصادی ـ اجتماعی خلق های کشور را به دلیل نیرو گرفتن و گردنکشی هرچه بیش تر بورژوازی بومی در پی خواهد داشت.

آنچه در این میان، بگونه ای زیرکانه از سوی کشورهای امپریالیستی و بهره کشان جهان سرمایه با همدستی حاکمیت تبهکار و نابخرد ایران در زیر پا لگدمال شده، گزینه ای پیشرو و گره گشای همه ی این دشواری هاست که از سویی، نیازمند رویش و بالش سازمان های توده ای و خلقی راستین چون سندیکاها و شوراهای کارگری و کارمندی، انجمن های ایالتی و ولایتی و نیز آزادی حزب های سیاسی از همه گونه ی آن و نه در چارچوبی مردم گولزنک و ساخت و پرداخت حزب ها و دستجات پوشالی با نام های ریشخندآمیز «اراده ملی»، «ذوب ولایت»، «کرامت» و «خوش چُسان دمِ خزینه نشین» است و از سوی دیگر و مهم تر از همه، راه رشد روشن اقتصادی ـ اجتماعی با سمتگیری سوسیالیستی را خواهان است؛ آنچنان سمتگیری که بر پایه ی آن بتوان الگوهای اقتصادی درخور و طرح های آمایش سرزمین را که برخی از آن ها هر روز درنگ ناپذیرتر از پیش می شوند، برای برپایی اقتصاد ملی ایران به سود طبقات و لایه های اجتماعی زحمتکش کشور و پیشبرد برنامه ی همپیوندی اقتصادی ـ اجتماعی سرزمین ها پایه ریزی نموده به اجرا درآورد. این کارها شدنی است و همه ی زمینه ها و ابزارهای درخور آن در کشور ما با همه ی پلشتی ها و زیانکاری های انجام شده در بیش از سه دهه حاکمیت «کرم های الله بر روی زمین» بیش از آنچه بسیاری کشورهای دیگر از آن برخوردارند، فراهم است؛ ولی آنچه نشدنی است، انجام چنین کاری کارستان از سوی حاکمیت بازرگانان و سوداگران سرمایه، بزرگ زمینداران و دزدان و شکمباره هایی است که جز به سودها و سرمایه های بادآورده ی گاه صدها میلیارد دلاری خود به چیز دیگری نمی اندیشند و بلندترین آماج و آرزوی شان، همانگونه که هم اکنون بیش از پیش روشن شده و دولتی که بدرستی «زهدان اجاره ای» نام گرفته در پی انجام آن است* گرفتن پایوری (تضمین) برای زیست ننگین و زالووار خود از «شیطان بزرگ» حتا به بهای بدبختی و سرافکندگی بازهم بیش تر مردم ایران است؛ آماج و آرزویی که چنانچه نیک بنگری بس کوته بینانه است؛ بویژه از آن رو که درنیافته و نمی یابند، راهی که تاکنون پیموده اند و اکنون به مرحله های پایانی آن نزدیک می شوند، جز بیراهه و رسیدن به پرتگاهی که مردم ایران را نیز با خود به آن سو کشانده اند و جز تیشه به ریشه ی خود و یکپارچگی سرزمین باستانی ایران زدن، چیزی دربر نداشته و ندارد. آنچه هرگز به آن دست نخواهند یافت، دریافت پایوری از سوی «شیطان بزرگ» و همدستانش است. سرسپردگی و تن دادن به خواست های بیشرمانه ی امپریالیست ها را به جایی رسانده اند که آن نیروهای اهریمنی، دیگر تنها به آش بسنده نمی کنند که آن را با جایش می خواهند. به همین دلیل و بیشمار دلیل های دیگر، باید تا دیر نشده چنین حاکمیت دزد و تبهکاری از سوی جبهه ای دربرگیرنده ی نیروهای ملی و میهن پرست ایرانی سرنگون شود؛ جبهه ای که باید هرچه زودتر به کوشش و پایبندی نیروهای ملی و میهنی ایران با نادیده گرفتن دین باوری یا بی دینی و وابستگی به این یا آن خلق برپا شود تا مردم و خلق های ایران زمین، گزینه ای شایسته برای دگرگونی انقلابی بیابند و پیرامونش گرد آیند. 

سرنگون باد رژیم تبهکار جمهوری اسلامی!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۰ اردی بهشت ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/05/blog-post_10.html 

* به شما قول می دهم، چنانکه پیش تر در یادداشتی طنزآمیز نیز نوشتم، پایش بیفتد آن رهبر حجتیه ای نادان، دروغگو، نابکار و بیشرم را نیز در برابر گاوی شیرده به اربابان امپریالیست شان واگذار خواهند کرد!

ننه ات، قربون اون بصیرتت بره؛ چشم نخوری ایشالا ... ـ بازانتشار

دوباره میدونُ خالی دیدی، کُس شعر سرِ هم کردی حاجی؟! از کدوم انقلاب حرف می زنی؟! اون خارکُسده که گفته بود: «اون ممه رُ لولو برد»، همین رُ می گفت دیگه. اینم یکی از میوه هاش! چشماتُ خوب وا کن، ببین! یا شاید خودتُ به خریّت می زنی؟! بعدِ این همه سال، می گی مبارزه با فساد سخته؟! ای ولله حاجی! ننه ات، قربون اون بصیرتت بره؛ چشم نخوری ایشالا ...

ب. الف. بزرگمهر    ۲۰ بهمن ماه ۱۳۹۶

 

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/02/blog-post_26.html

 

«اکنون که انقلاب در حال ورود به چهل سالگی خود است، اصول و مبانی، ثابت و پایدار مانده؛ اما از این درخت تناور و ریشه دار، میوه‌های نو به نو و جدید بروز کرده است.

...

هدف از عدالت اجتماعی، برداشتن فاصله های میان مردم است که البته در این زمینه کم‌کاری و عقب‌ماندگی داریم و آن کاری که باید انجام بگیرد، هنوز انجام نگرفته؛ ولی همه بدانند که ما از این سیاست اصولی صرف‌نظر نکرده‌ایم و با جدیت به‌دنبال آن هستیم.

...

مبارزه با ظلم و فساد بسیار سخت است و همانگونه که چند سال قبل گفتم، فساد همچون اژدهای هفت‌سر افسانه ها است که از بین بردن آن به راحتی امکان پذیر نیست؛ ولی حتماً باید انجام شود.

...

برخی کشورها تنها چیزی که دارند، پول است؛ اما از دین، اخلاق، عقل، توانایی و مهارت بی‌بهره‌اند ...»

گزیده ای از سخن سرایی «بصیرت العظما» در دیدار با گروهی از فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی و قرارگاه پدافند هوایی ارتش به تاریخ ۱۹ بهمن ماه ۱۳۹۶، برگرفته از گزارش «مسوولان هر سه قوه باید به‌طور جدی با فساد مبارزه کنند»، «ایمنا» ۱۹ بهمن ماه ۱۳۹۶

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!