«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۰ مرداد ۱۱, دوشنبه

این چتر هم به خودم رفته ...

این چتر هم به خودم رفته؛ درست همون وخت که اومدیم پیش این شازده نُنُر، بازیش گرفته. داره به حرفای اون کدو تنبل گوش می ده؛ ولی می دونم همه ی هوش و حواسش به این چتره که سر و ته باز شده و سوژه ی خوبیه تا وقت شام با ننه اش بگو بخندی داشته باشن. خُب! بذار بخندن. اینجا چی خنده دار نیست؟!

ب. الف. بزرگمهر   ۱۱ امرداد ماه ۱۴۰۰



دست به آب می خوای بری اونجاس ... ـ بازپخشش

دست به آب می خوای بری اونجاس. روی اون در که عکس دامن کشیده، زنونه س ...

ب. الف. بزرگمهر   دهم آبان ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/11/blog-post.html



ویروس که خودی و ناخودی و الله و شیطان و اینا سرش نمی شود ـ بازپخشش

«پیامی سرراست برای همه کشورها داریم: آزمایش، آزمایش، آزمایش. از هر مورد گمان برانگیزی آزمایش بگیرید. اگر پاسخ آزمایش مثبت است، دچارشدگان را جدا کنید و ببینید تا دو روز پیش از پدیداری نشانه های بیماری با چه کسانی هماوند بوده اند؛ سپس از آن ها نیز  آزمایش بگیرید.»*

دنباله ی سخنان بصیرت افزای «تدروس آدانوم چراغ گردسوز، مدیرکل سازمان جهانی بهداشت» با نشانه گیری خرموش های فرمانروا بر ایران اینچنین از آب در می آید:
البته درباره ی آن کشور بلاخیزتر از همه جاهای دیگر جهان هم ناچارم بگویم: تنها از خودی ها که بیشترشان خودشان را به موش مردگی زده و هیچ مرگ شان نیست، آزمایش نگیرید؛ از ناخودی ها هم آزمایش بگیرید. ویروس که خودی و ناخودی و الله و شیطان و اینا سرش نمی شود؛ خودِ خدا هم جلویش سبز شود، جانش را می گیرد و دیگر کسی نمی ماند که در هنگام سختی و فشار یا داد و ستدهای خدارَنگ کنی به وی پناه ببرید!

ب. الف. بزرگمهر  ۲۷ اسپند ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2020/03/blog-post_98.html

* از گفته های «تدروس آدانوم چراغ گردسوز، مدیرکل سازمان جهانی بهداشت» ۲۶ اسپند ماه ۱۳۹۸

برگرفته از تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا» ۲۷ اسپند ماه ۱۳۹۸ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب:  ب. الف. بزرگمهر)

۱۴۰۰ مرداد ۱۰, یکشنبه

هنوز نمی داند چه کسی وی را از مرگی جانگداز در فاضلاب رهانید ... ـ بازپخشش

افتادنا ...

در حال سقوط؛ در حال افتادن:
«سر میز، پایه ی صندلی محمود در رفت. افتادنا، سفره را کشید؛ کاسه ی آش برگشت، ریخت و سر و صورت بچه را سوزاند.»

از این ترکیب که از افزودن «آ» بر مصدر فراهم می شود و بسیار زیبا و در حقیقت، جای آن در زبان پارسی کم است و می تواند تعمیم یابد، تنها چند مورد انگشت شمار دیگر در تداول تهرانی ها دیده می شود؛ از آن میان:
آمدنا (در حالِ آمدن)؛ برگشتنا (در موقع و در حالِ بازگشت) و رفتنا (در حال رفتن).

برگرفته از «کتاب کوچه»، حرف الف، دفتر دوم، زنده یاد احمد شاملو، چاپ دوم، تابستان ۱۹۹۵ (با اندک ویرایش اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

برای آنکه به نوبه ی خود سهمی در سپارش آن زنده یاد ادا کرده باشم: داستان کوتاه زیر را نوشتم که در آن از آمیخته واژه های «زنا» (از زدن)، «افتادنا» (از افتادن)، «گفتنا» و «گویانا» (از گفتن) نیز سود برده شده است. امیدوارم مورد پسند قرار گیرد؛ گرچه می دانم که برخی را بیش از پیش به خونِ خود تشنه خواهم نمود!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۹ مهر ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/10/blog-post_21.html 

***

هنوز نمی داند چه کسی وی را از مرگی جانگداز در فاضلاب رهانید ...

این داستان مربوط به دورترهاست؛ آن هنگام که «آقا» هنوز ناچار بود با روضه خوانی بر سر گور این و آن، پولی اندک بستاند و زندگی ساده و خداپسندانه ی خود را با نانی بخور و نمیر در خانه ای کوچک و کهنه سر و سامان دهد. مستراح این خانه وضعیت چندان خوبی نداشت و به جز بوی بد همیشگی که کم و بیش فضای خانه را می انباشت و روح ملکوتی «آقا» را هنگام نماز و نیایش به درگاه پروردگار می آزرد، لگنی فراخ نیز داشت که میان آن شکسته بود و گرچه ژرفای تیره ی چاه که از بختِ بد مستقیما در زیر لگن چاهک آن ساخته شده بود، دیده نمی شد، ولی نگاه به دیواره ی گشاد و ترک برداشته ی آن هول و هراس به دل «آقا» می افکند. دشواری کار، بیش تر از آنجا بود که «آقا» حتا نمی توانست ذکری بگوید تا کمی آرامش یافته به سرنگونی در آن چاه تیره نیندیشد. او که به دوستان خود سپارش کرده بود تا از بردن نام الله و پیامبر و ائمه اطهار و هرگونه ذکری در مستراح خودداری کنند، چگونه می توانست واعظ غیر متعظ باشد؟!

به هر رو، روزی آن چیزی که نمی بایستی رخ می داد، رخ داد و با شکسته شدن لگنِ چاهک، «آقا» که تازه به مستراح تشریف فرما شده بود، چنگ زنا به دیواره ی آن چاه تیره و الله الله گفتنا به درون «فاضل ـ آب» سرنگون شد؛ بخت با وی یار بود که اهالی محل توانستند وی را که سر و ریش و همه جایش آلوده شده و بوی گند می داد، از درون چاه بیرون بکشند؛ تازه در آن هنگام به یاد آورد که افتادنا، ذکر نیز گفته بود؛ زیر لب استغفراالله گویانا، می اندیشید:
ـ پس چگونه شد که ذکر گفتنا از این گنداب رهایی یافتم؟! آیا الله بود یا ...؟! لا اله الّا الله ...

وی که اکنون پیری سالخورده شده، بویژه هر از گاهی که پیپش را چاق کرده، پُک می زند، یاد آن روز تلخ در اندیشه اش زنده می شود و هنوز نمی داند چه کسی وی را از مرگی جانگداز در فاضلاب رهانید ...

ب. الف. بزرگمهر   ۲۹ مهر ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/10/blog-post_21.html

دادخواهی، نشانه ی بالندگی است

هازمانی که در آن از دادخواهی نشانی نباشد، خمود و وامانده است

دنباله ی سخنان سودمند و خوب سمتگیری شده ی سخنران در ویدئوی پیوست را با پیش بینی روز و روزگار پیشِ رو که چندان دور هم نیست، چنین پی می گیرم:
کارگری که خودکامگان کوچک و بزرگ را با تیپا از کارخانه بیرون راند، مگر نمی تواند همین بلا را به سر بزرگ تر از آن ها بیاورد و همگی شان را این بار از ایران بیرون کند؟ اگر ما کوشیده و می کوشیم تا به هوده های هوده مند (حقوق برحق) خود بر بنیاد قانون های کنونی که نشانه ی فرهنگ هازمانی (اجتماعی) و سیاسی طبقه کارگر است، دست یابیم، نشانه ی ترس از شما نیست. ما نیک می دانیم که با یکی دو تَن سر و کار نداریم؛ خوشبختانه بسیاری از کارگران، نه تنها مافیا را در هر رنگ و جامه ی سیاسی و اقتصادی ـ هازمانی خوب می شناسند که به ریشِ نوکران و کارچاق کن های «خُمس و زِکات» بگیرشان می خندند و گول آسمان ـ ریسمان بافتن های این هشت پایانِ شکمباره که زندگی شایسته برای ما آفرینندگان دارایی های روی زمین را به آینده و جایی در آسمان وامی نهند، نمی خورند.

ما همراه با دیگر هموندان خود در میان طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان و رنجبرانی که زیر بار بهره کشی برده وار شما کمر خم کرده و حتا از یک زندگی بخور و نمیر نیز برخوردار نیستند، چون تنی یگانه خواهیم ایستاد و تا به آماج های هوده مند خود دست نیابیم از پا نخواهیم نشست. همینجا به نمایندگی از سوی طبقه کارگر رزمنده ی ایران به شما هشدار می دهیم که چنانچه به خواست های رستایی (صنفی) مان که به همان اندازه سیاسی نیز هستند و ما از بر زبان راندن آن، هیچ ترسی به دل راه نمی دهیم،۱ تن ندهید و بی هیچ موش مرده بازیِ پذیرش زبانی این خواست ها و سپس پشت پا زدن به آنچه پذیرفته اید، همه ی آنچه می خواهیم را به انجام نرسانید، شیوه های رزم ما از چارچوب رستایی ـ سیاسیِ آشتی جویانه فراتر خواهد رفت و دیس (شکل) های تازه تری بخود خواهد گرفت.۲ این چوب را ناچاریم در اینجا به شما نشان دهیم تا حسابِ کار خود بهتر بدانید۳ و فرهنگ هازمانی و سیاسی طبقه کارگر ایران که ما نیز بخشی ناگسستنی از آنیم را به بازی نگیرید.

ما همچنین صندوق های کمک مالی به کارگرانی که زیر توانفرساترین فشار مالی هستند و خانواده های شان در آستانه ی از هم پاشیدگی است را در چارچوب سندیکاها و دیگر نهادهای کارگری، سازمان خواهیم داد و همینجا از همه ی کارگران و رنجبرانِ همدرد و نیز دیگر هم میهنان خود در هر جای ایران و جهان، بی هیچ رودربایستی درخواست می کنیم تا کمک های مالی خود را به روش های سزاوار بگونه ای که از دستبرد و گزندِ نابکاران رژیم تبهکار یا دیگر دله دزدها در امان بماند به این صندوق ها واریز کنند. به یاد داشته باشیم که طبقه کارگر ایران که رژیم کنونی آن را به مرگ گرفته تا نابود کند،۴ «... واپسین سدی است که اگر شکسته شود، نه تنها صنایع ایران را تکه تکه و نابود می کند که یگانگی مردم و خلق های میهن مان و یکپارچگی سرزمین ایران را از هم خواهد گسست.»۵

ب. الف. بزرگمهر   دهم امرداد ماه ۱۴۰۰

برنام، زیربرنام و بخشی از یادداشت، برگرفته از گفته های آن کارگر سخنران با پارسی نویسی و بازآفرینی درخور از اینجانب است.  ب. الف. بزرگمهر

پی نوشت:

۱ ـ سخن بسیار باریک «ارستو» که سده ها پیش گفته بود: «آدمی، جانوری سیاسی است» را از یاد نبریم و در دام نیرنگبازی های کلان خرموش های رژیم توسری خور از بیگانه ی دزدان اسلام پیشه نیفتیم که همراه با واپس نشینی ناگزیر در برابر فشار نیرومند توده های بجان آمده، بر کشاندن کارگران و زحمتکشان و ساختارهای رستایی ـ سیاسی شان به پذیرش چارچوب تنگ رستایی و مهار نمودن آن پامی فشارد که دستِ بالا و در خوش بینانه ترین برخورد در چارچوب «آنارکو سندیکالیسم» مانده، شکست خواهد خورد.

 برگرفته از یادداشت «هر روز مات می مانی، چه بگویی و چه بنویسی؟»  ب. الف. بزرگمهر   ۲۹ اُردی بهشت ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/05/blog-post_647.html

۲ ـ «حزب های دمکراتیک و بگونه ای دربرگیرنده سازمان های کارگری، ساختارهایی هستند که برای زمان سازش (صلح) و آماج های سازش آمیز ساخته شده اند. تنها پیکارهایی که این ساختارها توانایی و ابزار همدستی (شرکت) در آن را دارند، پیکارهای انتحاباتی است.» 

گفته ی یکی از باریک اندیش ترین کمونیست های دوران کنونی درباره ی ساختارهایِ رستایی و سیاسی کارگری، برگرفته از کتاب «مکتب دیکتاتورها» نوشته ی «ایگناتسیو سیلونه»، نویسنده ی تیزبین و توانای ایتالیایی (با اندک ویرایش اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)، گنجانده شده در نوشتار و پیوند زیر:
«ما حتا این ها را نیز نداریم!»، هشتم خرداد ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/05/blog-post_4457.html

۳ ـ چوب را بلند کنی، گربه دزده حساب کار دستش میاد

۴ ـ وضعیت زندگی کارگران، زحمتکشان و حتا بخش هایی از کارمندان و بازنشستگان فرودست در میهن ما روز بروز بدتر و بدتر می شود. توده های گسترده ای از مردم، نمی توانند کمترین و بنیادی ترین نیازمندیهای یک زندگی «بخور و نمیر» را فراهم کنند و چرخ زندگی شان نمی چرخد. پیش تر، آنگونه که زبانزدی توده ای می گوید: «به مرگ می گرفتند، تا به تَب راضی کنند». اکنون حتا این زبانزد، کاربرد خود را درباره توده ی کار و زحمت از دست داده است. حاکمیت مهرپرور بازرگانان و داد وستدگران درون و برون ایران، چنان گلوی آنها را می فشارد و لقمه نانشان را بریده است که براستی باید گفت: «به مرگ گرفته اند که نابود کنند».

برگرفته از نوشتار «به مرگ گرفته اند که نابود کنند!»  ب. الف. بزرگمهر   ۱۱ آذرماه ۱۳۸۹

https://www.behzadbozorgmehr.com/2010/12/blog-post_02.html

۵ ـ «پشتیبانی همه سویه و بویژه مالی از کارگران اعتصابی در همه جا از اهمیتی بسیار برای آینده ی کشورمان برخوردار است! این، واپسین سدی است که اگر شکسته شود، نه تنها صنایع ایران را تکه تکه و نابود می کند که یگانگی مردم و خلق های میهن مان و یکپارچگی سرزمین ایران را از هم خواهد گسست.» برگرفته از «خصوصی سازی صنایع زیربنایی، تنها به سود امپریالیست ها و نوکران شان در ایران است!»، ب. الف. بزرگمهر، ۱۵ تیر ماه ۱۳۹۳

http://www.behzadbozorgmehr.com/2014/07/blog-post_8865.html

ویدئوی پیوست: دادخواهی، نشانه ی بالندگی است

خدایا سپاس که ما را آدم نیافریدی ـ بازپخشش

ب. الف. بزرگمهر   چهارم آبان ماه ۱۳۹۳

http://www.behzadbozorgmehr.com/2014/10/blog-post_928.html



نماد زن مسلمان در جهان نوین

نماد زن مسلمان در جهان نوین: چادری نوآورانه ساخته و پرداخته با دستمال آشپزخانه به نشانه ی جایگاه وی و پوشاننده ی همه ی زشتی ها و زیبایی های بدن از آن میان، گناه برانگیزترین فراز و نشیب ها و درخور پوشیدن و نمایش دادن، حتا برای کون گنده ترین پنگوئن های نظام کیر خری دزدان اسلام پیشه ی همچنان فرمانروا بر سرزمین باستانی گُل و بُلبُل که به شوند بی آبی دامنگیر و تیراندازی به زمین و زمان از هر گوشه و کناری یا پژمرده شده از میان رفته اند و یا خفقان گرفته، بال و پر زنان بجایی دورتر گریخته اند.

ب. الف. بزرگمهر   دهم امرداد ماه ۱۴۰۰

پی افزوده:

از زبان «کیر خرِ همه چیز دانِ نظامِ خرموش پرور» پس از دیدن این چادر:
الحق والانصاف طرح بسیار خوب و شایسته ای است که کهنه و نو را بخوبی با هم چنان درآمیخته که زنندگی کهنه را می پوشاند و به زن مسلمان، شخصیتی تازه و نو سازگار با «جامعه جهانی» می بخشد. این نشانه ی خوبی است که در ممالک محروسه ی کافرستان پیشین که بحمدلله براه راست رهنمان (بجای رهنمون، در همسنگی با تِلویزان بجای تلویزیون) شده اند نیز برتری های اسلام را بازیافته و برای آن راه های نوآورانه می جویند. درباره ی خودِ طرح هم البته از دید این حقیر، یک یا چند هاون در این یا آن گوشه از هر دستمال کم دارد که انشاء الله برادران سوداگرمان بگوش همکاران خود در آن سو رسانده، سپارش آن را برای بازار ولایت بدهند. بدون هاون هم البته خوب است؛ ولی هاون که روی آن باشد، مسلمانان راستین را بیش تر خوش آید؛ زیرا هاون نه تنها نشانه ای از کار در آشپزخانه است که کَاَنَّهُ «کنایه ازفرج زن یعنی موضع جماع ایشان هم هست.» این را از زبان رحمت الله مرحوم دهخدا گفتیم تا بر بصیرت تان باز هم افزوده شود.

ب. الف. بزرگمهر   دهم امرداد ماه ۱۴۰۰

زیرنویس پرتور:

به نمایش نهاده شده در شهر کازانِ تاتارستان (پرتور برگرفته از «اسپوتنیک»)

۱۴۰۰ مرداد ۹, شنبه

این ها در کدام پله ی انقلاب اسلامی ات می گنجد؟

هان کیر خر مادربخطا! این ها در کدام پله ی انقلاب اسلامی ات می گنجد؟*

«رقیه عمادی، پرستار بخش «آی‌سی‌یو» کرونای بیمارستان صیاد شیرازی گرگان:
در ایام شیوع کرونا فجایعی را در بیمارستان می‌بینیم که شاید در هیچ فیلم ترسناکی قابل توصیف نباشد. دیدن مادر باردار مبتلا به کرونایی که زجر تنفسی می‌کشد و همزمان فرزند داخل شکمش به علت کمبود اکسیژن بالا و پایین می‌کند و تو نمی‌توانی هیچ کاری برایش انجام دهی، غیرقابل وصف است. در موردی دیگر، چندی پیش مادر باردار مبتلا به کرونایی در همین بیمارستان زایمان کرد و فرزندش به خاطر کمبود اکسیژنی که می‌کشید، سیاه و کبود به دنیا آمد. مادر ۲۲ ساله مبتلا به کرونایی داشتیم که بعد از زایمان، فرزندش را به «بخش ویژه» بردیم و مادر به علت شدت بیماری جانش را از دست داد و نتوانست حتی یک بار فرزندش را بغل کند. این بچه هیچ حسی از مادرش پیدا نکرد و یتیم شد. لحظه‌ای که بیمار دست مان را می‌فشارد و با وحشت به چشم مان نگاه می‌کند تا کاری برایش انجام دهیم و بتواند راحت‌تر نفس بکشد، بسیار دردآور است.» برگرفته از «تلگرام» («ایسنا») نهم امرداد ماه ۱۴۰۰

ب. الف. بزرگمهر   نهم امرداد ماه ۱۴۰۰

* حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین مراحل پنج‌گانه‌ی تحقق اهداف انقلاب اسلامی و نسبت آن با الگوی پیشرفت، گفتند: مرحله‌ی اول در این فرایند، شکل‌گیری انقلاب اسلامی است و پس از آن باید بلافاصله نظام اسلامی تشکیل شود که هنر بزرگ امام خمینی رحمه‌الله نیز ایجاد نظام اسلامی بود. رهبر انقلاب، مرحله‌ی سوم که اکنون در آن قرار داریم را «تشکیل دولت اسلامی»، یعنی تشکیل دولتی براساس الگوها و معیارهای کاملاً اسلامی، خواندند و افزودند: تا وقتی این مرحله به‌طور کامل محقق نشده است، نوبت به «تشکیل جامعه‌ی اسلامی» نمی‌رسد و در این صورت، موضوع سبک زندگی اسلامی نیز صرفاً در سطح گفتمان‌سازی در جامعه باقی خواهد ماند. ایشان، گام نهایی در مراحل پنج‌گانه‌ی اهداف انقلاب اسلامی را تحقق «تمدن اسلامی» دانستند و خاطرنشان کردند: تمدن اسلامی، کشورگشایی نیست بلکه به معنای تأثیر پذیرفتن فکری ملت‌ها از اسلام است.

آسمان ریسمان بافی های «حضرت کیر خر نظام» در دیدار با هموندان «شورای عالی مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت»،  برگرفته از «تارنگاشت کیر خر نظام»  ششم اردی بهشت ماه ۱۳۹۵

از یادداشت «پله ای از این فراتر نمی تواند در کار باشد ...»  ب. الف. بزرگمهر  ۲۷ دی ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2020/01/blog-post_63.html

هر روز مات می مانی، چه بگویی و چه بنویسی؟ ـ بازپخشش

روزانه به چنین خبرهای ناگواری برخورد می کنیم۱ و دیگر بخشی از زندگی مان شده است؛ گویی رویدادی است چون دیگر رویدادهای روزانه:
از رختخواب برخاستن و دست و رو شستن گرفته تا خوردن چاشتی و رفتن به سرِ کار و بلاهایی که در هر گوشه ای بویژه چشم براه کارگران و زحمتکشان اند تا جانش را بستانند!

با آنکه کار در برخی رشته ها و زمینه ها بیم برانگیزتر از رشته های و زمینه های دیگر است، در ولایت خرموش های تبهکار کم تر جداگانگی میان شان می بینی! جانشِکَر (جانشکار یا همانا «عزراییل» تازی!) که گویی همزمان، هزاران جانِ سگ دارد با داس بلندش، در همه جای این ولایت، هستی چشمگیری یافته و زندگی درو می کند! سخن، آنگونه که سراینده ی نامدار و زنده کننده ی زبان پارسی: فردوسی سروده بود، تنها بر سر ماندن و رنج بردن در این سرای سپنج،۲ نیست که بیش تر بر سرِ هنوز نیامده و پا نگرفته، رفتن است!

آیا به آن خو گرفته ام؟ بیگمان نه! ولی هر روز مات می مانی، چه بگویی و چه بنویسی؟ و این خود نشان از آن دارد که جای نشستن و نوشتن را در روندی گام بگام شتابنده، برخاستن، به جنگ ابزار ساز و برگ یافتن و رژیم خرموش های تبهکار را بزیر کشیدن، می گیرد!

در اینجا ناچارم یکبار دیگر،۳ این نکته (سخن باریک و پاکیزه) را بیفزایم که سخن از شیوه ی نگرش و برخوردِ «یا هیچ یا همه چیز»، سیاه سپید یا «گورخری» در میان نیست که همه ی کنش های رستایی ـ سیاسی کوچک و بزرگ دیگر را در چارچوب آماج دوربردیِ بزیر کشیدنِ رژیم خرموش های تبهکار باید دید و جای داد؛ وگرنه، دچار گونه های بسیار گوناگونی از کژدیسگی ها و کژروی هایِ پیامد کوته بینی سیاسی شده، راه بجایی نخواهیم برد.

سخن بسیار باریک «ارستو» که سده ها پیش گفته بود: «آدمی، جانوری سیاسی است» را از یاد نبریم و در دام نیرنگبازی های کلان خرموش های رژیم توسری خور از بیگانه ی دزدان اسلام پیشه نیفتیم که همراه با واپس نشینی ناگزیر در برابر فشار نیرومند توده های بجان آمده، بر کشاندن کارگران و زحمتکشان و ساختارهای رستایی ـ سیاسی شان به پذیرش چارچوب تنگ رستایی و مهار نمودن آن پامی فشارد که دستِ بالا و در خوش بینانه ترین برخورد در چارچوب «آنارکو سندیکالیسم»۴ مانده، شکست خواهد خورد. از دید نگارنده، کار و کنش رستایی در سرشتِ خود، کاری سیاسی است که در کالبد رستایی انجام می پذیرد.۵ زیر بار نیرنگبازی های رژیم خرموش ها رفتن، پیش و بیش از هر چیز، کلاه بر سر خود نهادن و خودفریبی است. چنانچه آدمی، جانوری سیاسی است، شَوَندی برای لاپوشانی آن ندارد؛ افزون بر آنکه:
«طبقه ی کارگر میهن مان، واپسین سنگر پایدار و نگهدارنده ی ایران زمین و ملات پیوست خلق های سرزمین ایران است که با بریدن و شکستن آن، نه ایران زمینی در کار خواهد بود و نه رژیم پلید جمهوری اسلامی!»۶

ب. الف. بزرگمهر   ۲۹ اُردی بهشت ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/05/blog-post_647.html

پی نوشت:

۱ ـ بامداد یکشنبه، ۲۲ اُردی بهشت ماه ۱۳۹۸، نارسایی در یکی از دیگ‌های گدازش پولاد و پارگی زنجیر گِرانکِش (جرثقیل) به رخداد سخت ناگوار و تلخِ سوختگی بالای ۸۰% و در پی، جان باختن چهار تن از کارگران آنجا انجامید.

برگرفته از «تلگرام اتحادیه آزاد کارگران ایران»   ۲۹ اُردی بهشت ماه ۱۳۹۸ (با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

۲ ـ چنین است رسم سرای سپنج     بخواهد که مانی بدو در به رنج (شاهنامه فردوسی)

۳ ـ پیش از این، چندین بار به آن اشاره نموده و دستکم یک بار نیز با سود بردن از نوشتار بس ارزنده ی دانشمند تیزبین انقلابی: «و. ای. لنین» به نام «دو تاکتیک سوسیال دمکراسی در انقلابِ دمکراتیک» تا اندازه ای به آن پرداخته ام.

۴ ـ «آنارکو سندیکالیسم»، نگرش و شیوه ای هرج و مرج جویانه (آنارشیستی) درون جنبش های رستایی کارگری است که نقش اتحادیه های کارگری را بزرگ تر از آنچه هست یا می تواند به آن دست یابد، ارزیابی نموده، آن ها را جایگزین حزب های سیاسی چپ می بیند. زمینه ی تاریخی پیدایش آن، ریشه در اندیشه های هرج و مرج جوی («آنارشیست») انقلابی روس در سده ی نوزدهم ترسایی: «میخاییل باکونین» دارد و به کوشش برخی پیروان وی در میان جنبش نارسای کارگری روسیه ی آن هنگام، نمودهایی از آن در دوره ای کوتاه مدت دیده شده است؛ با این همه، نمودارترین جنبش های «آنارکو سندیکالیستی» با دامنه و گسترش چشمگیرتر از آنِ اسپانیاست.

در میهن مان: ایران با آنکه به شَوَند کار رویهمرفته پربار کمونیستی در گذشته، «آنارکو سندیکالیسم» کم تر زمینه ای برای پیدایش و نمود یافته، در دوره ی نزدیک به چهل سال کنونی با روند واگرایانه ی اقتصادی ـ اجتماعی، رویش و گسترش زیانبار گرایش های سوسیال دمکراتیک در میان چپ های ایران بر زمینه ای از روندهای واگرایانه ی تاریخی و بستری از نولیبرالیسم امپریالیستی که نارسایی های چشمگیر زمینه ی ذهنی بایسته برای دگرگونی های انقلابی به سود نیروهای کار و زحمت از پیامدهای آن است، آبشخورِ رویش «آنارکو سندیکالیسم» فراهم آمده است.

برگرفته از پی نوشتِ یادداشتِ «نشانه ای از روحیه والای همبستگی کارگری در ایران!»، ب. الف. بزرگمهر    ۱۱ شهریور ماه ۱۳۹۵

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/09/blog-post.html 

۵ ـ در نوشتار دیگری که از چند روز پیش به این سو نیمه کاره مانده به آن بیش تر خواهم پرداخت و در هماوندی با نارسایی هایی که در این زمینه، هر از گاهی در گفتارها و نوشتارهای دیگران می بینم و یکی از چشمگیرترین شان، نوشته ای در بخشی نارسا و سردرگم از آموزگار آزاده: محمد حبیبی است، آن را تا اندازه ای که تندرستی ام راه می دهد، خواهم شکافت. این آموزگارِ هم اکنون زندانی در رژیم خرموش ها در یادداشت کوتاهی از آن میان، نوشته بود:
«... کنش های تشکل های صنفی، چه معلمی و چه کارگری، نوعی فعالیت سندیکالیستی است. در سندیکا خواسته ها در سطح مطالبات صنفی باقی می ماند؛ از همین جهت است که در ادبیات رادیکال، چنین کنش هایی رفرمیستی تلقی می شود.» (محمد حبیبی، زندان اوین پانزدهم اردیبهشت هزار و سیصدو نود و هشت (منتشر شده در «سایت جامعه نو»، برگرفته از «تلگرام») ـ برجسته نمایی های متن، همه جا از آنِ من است.    ب. الف. بزرگمهر

۶ ـ برگرفته از یادداشت «هر اعتصاب کارگری، نه تنها صنفی که نیز سیاسی است!»، ب. الف. بزرگمهر    ۱۳ بهمن ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/02/blog-post_76.html

زیرنویس تصویر:

درگذشت جانگداز چهار کارگر در پی سوختگی. چه کسانی و کدام نهادها پاسخگوی آنند؟

دستپخت مشتی دزد سر گردنه که از ویروس کرونا هم برای خود دکان ساخته اند

این است دستپخت مشتی دزد سر گردنه و خیانتکاران دو یا چندملیتی برای توده های میلیونی مردم ایران که از ویروس کرونا هم برای خود دکان ساخته و به هیچ چیز جز انباشتن جیب های خود و بار زدن به کشورهای دیگر نمی اندیشند (گزارش زیر).

«دنیایی که برای فروپاشی جمهوری اسلامی ایران در این تلنگر سنگین کرونا، آماده بود امروز در حیرت است که چگونه توانستیم با لطف خدا، هم بیماری را مهار کنیم و هم دارو و تجهیزات مناسب تولید کنیم و هم توانستیم برای ساخت واکسن در ۶- ۵ پلتفرم، گام های موثری برداریم.» از یاوه گویی های انباشته از دروغ دزد مادربخطای بیشرمی به نام سعید نمکی، تمرگیده در جایگاه وزیرِ جان ننه شان: «بهداشتِ» رژیم خرموش پرور، «خبرگزاری فارس»  پنجم امرداد ماه ۱۴۰۰

سرنگون باد گروهبندی های خرموش اسلام پیشه ی فرمانروا بر میهن مان!

مرگ بر رژیم پوشالی اسلام پیشگان یکی از دیگری دزدتر و بیشرم تر!

ب. الف. بزرگمهر   نهم امرداد ماه ۱۴۰۰ 

***

کارکنانی که ۱۸ ماه بی وقفه در صف مقدم مبارزه با کووید۱۹ حاضر بوده اند و بسیاری از ایشان تا مرز شهادت در دفاع از سلامت مردم نیز پیش رفته اند، اکنون در اوج خستگی باید در برابر موج بیماری بزرگتر از تمام امواج قبلی همچنان در صف مقدم بمانند.

تکمیل ظرفیت بستری بیمارستانها،  فقط به معنی اشغال تخت نیست که با افزودن تخت های سیّار و بیمارستانهای صحرایی قابل جبران باشد؛ بلکه به معنی اشباع کامل ظرفیت کادر ارائه دهنده خدمت نیز هست.

تخت و تجهیزات بدون حضور کارکنان آموزش دیده و آماده به کار نمی تواند بیماران را نجات دهد.

اکنون باید هشدار دهیم که ظرفیت جسمی و روانی کارکنان نظام سلامت در تمام عرصه ها، چه عرصه خدمات بهداشتی و درمانی سرپایی و چه خدمات درمانی بستری به حد اشباع نزدیک شده و ادامه این فشار فزاینده، سبب افت شدید عملکرد ایشان خواهد شد.

علیرغم ضرورت حضور همه نهادها و سازمانها برای کنترل اپیدمی، اکنون فقط سنگر مراکز بهداشتی درمانی کماکان با ایثار بی بدیل مدافعان سلامت، فعال باقی مانده است و اگر خدای ناکرده به هر دلیل این خط نیز در هم شکسته شود، امیدی برای کاهش مخاطرات و پیامدهای ناگوار  آن باقی نخواهد ماند.

از نامه ی مِهتَرانِ دانشگاه های علوم پزشکی ایران به آخوند پفیوز امنیتی: حسن فریدون روحانی شده و مشتی دزد تمرگیده در جایی با نام دهان پرکن «ستاد ملی مدیریت بیماری کرونا» ،  برگرفته از «خبرگزاری پشم و شیشه آنور خط»  نهم امرداد ماه ۱۴۰۰

بختی برای ویرایش این گزارش نداشتم.  برجسته نمایی های  متن همه جا از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر

 

«اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» کجا، رژیم سرمایه داری مافیایی کجا؟!

از تک تک چهره های شان پیداست که از دیدن این آقا ترش کرده و از ایستادن کنار وی در چنان آیینی (جشن «روز نیروی دریایی روسیه») ناخشنودند؛ ناخشنودی نه چندان ناروا. من هم اگر جای آن ارتشبدهای سه گانه بودم که هر یک نشان (مدال) های یادگاری چندی از دلاوری های دوران جنگ با «نازی» ها و  «رژیم ددمنش هیتلری» بر سینه دارند و دو تای شان نیز به بالاترین نشان سرفرازی: «دلاور اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» نیز دست یافته اند از ایستادن در کنار «مستر مافیوز روسی» شرمگین می شدم؛ شَوَند آن نیز با آنکه «مستر مافیوز» و دیگر گماشتگانِ دیوانسالارِ سرمایه داری مافیایی در آن کشور، بارها کوشیده اند تا روسیه کنونی را دنباله ی خردمندانه ی نخستین کشورِ کارگران و زحمتکشانِ جهان جا بزنند، چون روز روشن است:
«اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» کجا، رژیم سرمایه داری مافیایی از هر دو سو در منگنه کجا؟! رژیمی که نه راه پس و بازگشت به گذشته را دارد* و نه راه پیش، آنگونه که هنوز با خوش باوری بسیار بیجا و بیم برانگیز در چارچوب سیاست های کوتاه برد و به همان اندازه کوته بینانه بر بنیاد «پراگماتیسم» برای گشودن گرهِ نزدیکی با کشورهای امپریالیستی باخترزمین می کوشد و پاسخی دلخواه نمی گیرد. 

ب. الف. بزرگمهر   نهم امرداد ماه ۱۴۰۰

* ناگفته نگذارم که با همه ی کاستی ها و نارسایی های پیامدِ زیر پا نهاده شدن بنیادهای «سوسیالیسم دانشورانه» در آن کشور از سوی دیوانسالاران رخنه کرده در ساختارهای توده ای و سازماندهی بویژه از دوران رهبری «ژوزف استالین» و خوب پروار شده و جا افتاده در دوره های پس از مرگ وی، در واپسین همه پرسیِ برای روشن نمودن سرنوشتِ آن کشور (یکی دو سال پیش از فروپاشی آن کشور)، بیش از  ۷۵⸓ رای دهندگان به پابرجایی سامانه ی سوسیالیستی در آنجا رای داده بودند.  ب. الف. بزرگمهر

خوزستان تشنه را با خون سیراب کردند!

اگرچه اینجا خبرها دیگر حتی از طریق ملاقات هم به من نمی‌رسد و فرصت اندک مکالمه تلفنی‌ام در حضور مامور حراست تنها دریچه ارتباطم به دنیای بیرون است، اما گزارش‌های تلویزیون حکومت به خوبی مرا در جریان وضعیت اسفبار خوزستان قرار داد.

به خوبی در این سالیان دریافته‌ام که هر آنچه تکذیب کردند را باید به عنوان عمل حادث شده در نظر بگیرم و این بار نوبت تکذیب و سیل دروغ‌ها درباره خوزستان بود. آنچه از میان اخبار پی‌ بردم، این است که مردم تشنه را با سرب داغ پاسخ‌ گفته‌اند و آن سرزمین داغدار را دوباره خون‌چکان کرده‌اند. تابستان داغ است؛ درست مثل تابستان ۶۷، همین قاتلان هم بودند! آن روز در کسوت «هیأت مرگ» و امروز در کسوت «رئیس جمهور»! دوباره خونریزی و کشتار! اگرچه روی دریای خون عزیزان ما به مسند می‌رسند، اما طوفان دادخواهی کاخ شان را ویران خواهد کرد.

خون زندانیان سیاسی اعدام شده در ۶۷ با خون جوانان کشته شده در خیابان‌ها از آبان ۹۸ تا تیر۱۴۰۰ در خوزستان و لرستان به فاصله زمانی ۳۳ سال در همین جغرافیا بهم گره‌خورد و این را اثبات کرد که تا زمانی که عاملین و آمرین نسل کشی ۶۷ به میز محاکمه کشیده‌ نشوند، هیچ نسلی در امان نخواهد ماند. عزم ما نقطه پایان دادن به تداوم خونریزی و جنایت است! عزم ما دادخواهی است!

با درود به جوانان غیور شهرهای به پاخاسته که این روزها خودم را نه در میان دیوارها که دوشادوش آنها می‌بینم و نبضم با ضرب‌آهنگ قدم‌هایشان بر خیابان‌ها می‌تپد و با تعظیم در مقابل شهدای تشنه لب خوزستان، دوباره فریاد دادخواهی‌ام را بلند می‌کنم [و] خطاب به حکومت می‌گویم که خواهر و برادر مرا چرا کشتید؟ و تا زمانی که برای پاسخ دادن این سوالم مقابل دادگاه قرار نگیرید، من صدایم خاموش نخواهد شد؛ حتی در زندان جهنمی سمنان!

مریم اکبری منفرد   امرداد ماه ۱۴۰۰ ـ زندان سمنان

برگرفته از «هرانا»  هشتم امرداد ماه ۱۴۰۰

زیرنویس پرتور:

زندانی سیاسی: مریم اکبری منفرد

درود بر این بانوی دلاور و استوار

ب. الف. بزرگمهر   هشتم امرداد ماه ۱۴۰۰

۱۴۰۰ مرداد ۸, جمعه

تعرفه های تازه در جامعه آرمانی «اسلام امریکایی»! ـ بازپخشش

ب. الف. بزرگمهر   ۱۳ تیر ماه ۱۳۸۹

https://www.behzadbozorgmehr.com/2010/07/blog-post_04.html



گر سگی بانگی زند در بام كهدان غم مخور! ـ بازپخشش

«... انتخابات در کشور ما قد برافراشتن ملّی است؛ ملّت با انتخابات در مقابل دشمن سینه سپر میکند، عرضِ‌اندام میکند؛ اهمّیّت انتخابات این است. وقتی دشمن مشاهده میکند که بعد از ۳۷ سال با این ‌همه فشار، با این تحریمهای ظالمانه، با این تبلیغات غرض‌آلود و خباثت‌بار نتوانسته است مانع مردم از بیعت با نظام بشود، عظمت این انقلاب در چشم او هیبت پیدا میکند، ملّت ایران عظمت پیدا میکند؛ انقلاب او عظمت پیدا میکند؛ انتخابات این است ... انتخابات، نشان دادنِ وفاداری ملّت ایران است. یک ملّتِ قریب به هشتاد میلیونی در این میدان پُر از دشمن، میدان مین، میدان مقابله‌ها و مبارزه‌های غرض‌آلود و خباثت‌آلود این‌جور شجاعانه، این‌جور دلیرانه حضور خودش را اعلام میکند؛ انتخابات این است. ببینید چقدر مهم است!»

برگرفته از «بیانات در دیدار مردم نجف‌آباد»، پنجم اسپند ماه ۱۳۹۴

... اما آن بزرگانِ صاحب توفیق كه وجودشان به زینت حلم و وقار مُزَیّن است، اگر هزاربار، مجموع اتباع او را در برابر او كون بدرند، سر مویی غبار بر خاطر مبارك او ننشیند. لاجرم چندانكه زنده است، مرفه و آسوده روزگار بسر می برد. او از اهل و اتباع خشنود و ایشان از او فارغ و ایمن؛ اگر وقتی تهمتی به او رسانند، بدان التفات ننماید و گوید:
گر سگی بانگی زند در بام كهدان غم مخور!

جاودانه عُبید زاکانی

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/02/blog-post_44.html

حاجی، بازار رواج است رواج! ـ بازپخشش

حراج دختری نُه ساله در «ننگرهار» افغانستان!

حاجی، بازار رواج است رواج
كو خریدار؟ حراج است حراج !

می فروشم همه ی ایران را
عرض و ناموس مسلمانان را

رشت و قزوین و قم و كاشان را
بخرید این وطن ارزان را !

یزد و خوانسار حراج است حراج
کو خریدار؟ حراج است حراج

زنده یاد اشرف الدین حسینی گیلانی (نسیم شمال)

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/09/blog-post_2058.html

قرار بود انقلاب برای آن ها زندگی آبرومندانه فراهم کند ... ـ بازپخشش

دخمه ای است و همه ی دار و ندارِ خانواده ای عیالوار همین است. قرار بود انقلاب برای آن ها نیز که «سند دست های پینه بسته شان است»، زندگی آبرومندانه فراهم کند؛ زندگی آبرومندانه ای که نه برای آن ها و نه برای هیچکس فراهم نشد؛ حتا برای دزدان و میوه چینان انقلاب که هنوز نمازهای پر آب و تاب می خوانند و رهبرشان: «علی بابا» را گاه گداری به اندرزگویی وامی دارند که شب های ماه رمضان پرخوری نکنید ... عیش و عشرت تان را جلوی چشم مردم انجام ندهید تا دل  شان کباب شود ...

نمازهایی که از هزاران ناسزای چارواداری و ناموسی بدتر است! خوشبختانه درهای توبه باز است؛ چند بار تاکنون توبه کرده اند، نمی دانم؛ ولی خُمس و زکات می پردازند و به دلار نیز می پردازند تا بر میلیاردهای «علی بابا» افزوده شود و میانجی شان شود تا در آن جهان نیز به آن ها بد نگذرد و خرده حسابی با خداوند بخشنده ی مهربان نداشته باشند ... زندگی به همین سادگی و با خوبی و خوشی می گذرد. بر چشم حسود لعنت!

ب. الف. بزرگمهر  سوم اسپند ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/02/blog-post_969.html

آیا همان یکی ما را بس نیست؟! ـ بازپخشش

برای ما که جنسیت نداریم، تفاوتی نمی کند که پسری هستی یا دختری. ببین از ما چه خواسته ای؟! و اگر کسی تاب دیدن خوشبختی تان را دارد، چه؟ باید بیگمان او را آنچنان بدبخت کنیم که شما را به یاد آورد؟! بگمانم، خوشی زیر دلت زده که اینچنین پرت و پلا می گویی!

ما در آن پایین نماینده ای گماشته ایم که حرف مفت بسیار بر زبان آورده و می آورد و بجای آنکه کاری خداپسندانه انجام دهد با شیطان سَر و سِر دارد و نشست و برخاست های پشت پرده اش با آن ملعون را «نرمش قهرمانانه» می نامد! آیا همان یکی ما را بس نیست؟!

از زبان خدای لمیده بر عرش:  ب. الف. بزرگمهر   ۲۸ اسپند ماه ۱۳۹۵

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/03/blog-post_42.html

۱۴۰۰ مرداد ۷, پنجشنبه

من یک زنم. فرزند ایرانم. نام من «کیمیا»ست

با سلام و احترام به همه کسانی که مرا هموطن خودشان می‌دانند. از راه دور به خاک خوزستان بوسه می‌زنم که هر چه داریم از همان خاک خشکیده است. اشک هایم از دیدن ویدیوهایتان بند نمی‌آمد. خواستم بگویم در برابر محبت‌ها و موج همدلی‌تان در شبکه‌های اجتماعی، همیشه سر تعظیم فرود می‌آورم. قدردان حمایت‌های ورزشکاران، هنرمندان، پیشکسوتان و مربیانی هستم که مرا یکی از خودشان می‌دانند ... سپاسگزارم از همه‌ی رسانه‌هایی که با جریان‌سازی غیراخلاقی صداوسیما همراهی نکردند. همان مردانی که سال‌هاست بلندگوی عادی‌سازی تبعیض جنسیتی شده‌اند. آخر آنها تحقیر زنان خود را در خانه کافی نمی‌دانند و در رسانه به اصطلاح ملی هم به زن ستیزی‌شان ادامه می‌دهند. من یک زنم. فرزند ایرانم. تکواندوکارم. با مبارزه بزرگ شده‌ام و به مبارزه ادامه می‌دهم. نام من «کیمیا»ست.

از «اینستاگرام» کیمیا علیزاده، تکواندوکار ایرانی که در هماوردی های المپیک ۲۰۲۰ توکیو زیر پرچم سپیدِ تیم پناهندگان در هماوردی های تکواندو همپاست، برگرفته از «اسپوتنیک»   ششم امرداد ماه ۱۴۰۰

درود بر کیمیا! پایدار و سرفراز باشی!    ب. الف. بزرگمهر   هفتم امرداد ماه ۱۴۰۰

آنچه هم اکنون به چشمِ خود می بینید، تَه رنگی از حکومت امیرالمومنین را نیز دربردارد

«امروز افتخار همه ما این است که حکومت اسلامی ما در مسیر راه امیرالمومنین باشد که البته همه ما می‌دانیم که حکومت چهل و چند ساله جمهوری اسلامی ایران با حکومت مولایمان امیرالمومنین فاصله دارد؛ اما اگر تلاش بر ادامه دادن همان مسیر و مطلوب هم همان باشد، این تلاش، ایثار و فداکاری ما باید ادامه یابد و حکومت ما هر روز رنگ حکومت امیرالمومنین بگیرد.»* باید کار را انشاء الله تا جایی پی گیریم که کسی یارای آمدن به کنار حوض کوثر را نداشته باشد؛ چه منافق باشد یا معاند یا عوام النّاسِ سراپا تقصیر! ما بحمدلله در همین مسیر حرکت می کنیم و از این کشور که هنوز نام ایران بر خود دارد، در فرجام کار، ولایتی خواهیم ساخت که هیچ جانور دیگری جز شتر یارای ماندن در آن را نداشته باشد. آنچه هم اکنون در خوزستان و نه تنها خوزستان که در جاهایی که زمانی دورتر از پرآب ترین سرزمین های این مرز و بوم بوده اند به چشمِ خود می بینید، خود بهترین نشانه ی «تلاش، ایثار و فداکاری» حکومت اسلامی مان است و تَه رنگی از حکومت امیرالمومنین را نیز دربردارد.

ب. الف. بزرگمهر   هفتم امرداد ماه ۱۴۰۰

* از تازه ترین یاوه گویی های آخوند پفیوز امنیتی: حسن فریدون روحانی شده، برگرفته از «خبر آنورِ خط» هفتم امرداد ماه ۱۴۰۰

۱۴۰۰ مرداد ۶, چهارشنبه

کارگران نیروی سترگ خود را می باورند و به طبقه کارگر فراز می یابند

کارگران نیروی سترگ خود را می باورند و بیش از پیش یگانه شده به طبقه کارگر فراز می یابند.

همه ی شوراها و ساختارهای یکی از دیگری پوشالی ترِ نانخور رژیم زیر پوستین اسلام و دیگر ساختارهای مزدور و جیره خواری که می کوشند جنبش کارگری ایران را در چارچوب کنشگری های خُرد و تکه پاره ی اقتصادی نگاه دارند را باید فراخور روز و روزگار خویش، پس زد یا نادیده گرفت تا گورشان را گم کنند.

پیش بسوی سازمانیابی گسترده در سندیکاها و شوراهای ناوابسته ی کارگری!

ب. الف. بزرگمهر   ششم امرداد ماه ۱۴۰۰

ویدئوی پیوست: سخنانی برآمده از دل و جان و دریافتی فراز یافته از نیروی دورانساز کارگر



دستمال توالت و آزمون های دهگانه ی الهی! ـ بازپخشش

نوشته است:
سختى ها (دردِ سرها) مانند دستمال توالت اند؛ يكى مى كشيم، ده تا مي آید!

از «گوگل پلاس» با اندک ویرایش درخور از اینجانب:    ب. الف. بزرگمهر

... و من در حال خنده با خود می اندیشم:
... و بیگمان بجای ... پاک کردن، نوبت آزمون های دهگانه ی الهی است* که هر بار بیش تر از پیش ناپاک شوی!

ب. الف. بزرگمهر   دوم خرداد ماه ۱۳۹۴ («گوگل پلاس»)

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/05/blog-post_37.html

* «آمریکایی‌ها در این مذاکرات، بر سر موضع عنادآمیز خود، محکم ایستادند و یک قدم هم جلو نیامدند. آمریکایی‌ها در زبان و وعده می‌گویند تحریم‌ها را بر می‌داریم؛ اما تحریم‌ها را برنداشتند و برنمی‌دارند؛ ضمن آنکه شرط هم می‌گذارند و می‌گویند که باید در همین توافق جمله‌ای بگنجانید که بعداً درباره برخی موضوعات صحبت شود و گرنه توافقی نخواهیم داشت. آنها می‌خواهند با گذاشتن این جمله، بهانه‌ای برای دخالت‌های بعدی خود درباره اصل برجام و مسائل موشکی و منطقه‌ای فراهم کنند و اگر ایران حاضر به بحث درباره آنها نشود، بگویند توافق را نقض کرده‌اید و توافق، بی‌توافق ... آمریکا هیچ ابایی از نقض قول و تعهدات خود ندارد؛ همان‌طور که یکبار توافق را نقض کردند و کاملاً هم بی‌هزینه بود. اکنون هم که به آمریکایی‌ها گفته می‌شود، تضمین دهید که توافق را در آینده نقض نخواهید کرد، می گویند تضمین نمی‌دهیم. (از بیانات «بصیرت العظما» در واپسین دیدار با آخوند پفیوز امنیتی و هموندان دولت نامور به «زهدان اجاره ای» برگرفته از «تارنگاشتِ کیر خر نظام خرموش پرور»   ششم امرداد ماه ۱۴۰۰)

بانوی زیبا مرا سرفراز می کنید؟ ـ بازپخشش

جشن و پایکوبی در «جمهوری سرفراز دمکراتیک خلق کره»

ب. الف. بزرگمهر   ۲۶ فروردین ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/04/blog-post_99.html



اقتصادِ بالادستی و اقتصادِ پایین دستی ـ بازپخشش

پاسخ درِگوشی آخوند پفیوز امنیتی به بخشی از بیانات حکیمانه ی «حضرت کیر خر»۱ در دیدار با فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی و نیروی پدافند هوایی ارتش:
قربانت گردم! شما که بحمدلله چشم بصیرت تان جهان را خیره و بی تاب کرده، لابد استحضار دارید که مسوولان ما در دولت و اینا با سود بردن از «روش ها و کارهای کاملاً منطقی، پیچیده و پیش‌رونده‌ای» که حضرتعالی با بصیرتی بیمانند به آن اشاره فرموده اید، تاکنون بخشی از این راه را پیموده و «دشمن را زمین‌گیر کرده اند»؛ هم اکنون، اقتصادمان تا اندازه ای بسیار به دو بخش بالادستیِ «اقتصاد سیاه و بدبوی نفتی» که بخش عمده ای از آن به «جامعه جهانی» صادر می شود و «مردم»۲ هم از آن بهره مند می شوند و پایین دستیِ «اقتصاد پاک و پاکیزه ی و غیره» که «عوام النّاس» بی چشم و رو هنوز بخش ناچیزی از نفت و گاز ولایت را می بلعند، بخش شده است؛ به این ترتیب، دولت مان مفتخر است که بخش بزرگی از فرمایشات حضرتعالی درباره ی «اقتصاد بدون نفت» را جامه ی عمل پوشانده و همراه با آن، خواسته های «اقتصاد جامعه جهانی» را نیز موبمو اجابت کرده و خشنودشان نموده است. آن بخش ناچیز را هم انشاء الله به بخش بالا دستی جابجا کنیم، گام نهایی را برداشته و تضمین «جامعه جهانی» که «تأمین‌کننده‌ی عمق راهبردی کشور است» را نیز در جیب خواهیم داشت. برای آنکه از اختلاط مفاهیم و موضوعات که سر در گُمی و بحث و فحص های پراکنده ی دلسوختگان و دلواپسان خودی و ناخودی و بیخودی را در پی خواهد داشت، پیشاپیش جلوگیری نموده باشم به عرض می رسانم که هر دو بخش بالادستی و پایین دستی، همسو و همگام با یکدیگر به بهترین وجه من الوجوه، آرمان متعالی حضرتعالی برای دستیابی به «اقتصاد مقاومتی» که معاندان از آن با نامِ زشتِ «اقتصاد مقاربتی» یاد می کنند را شکل داده و تَجَلّی بخشیده اند. درباره ی زمینگیر شدن دشمن نیز علی الخصوص پس از «پُلِتیک» بکار برده شده برای افزایش یکباره ی بهای بنزین با همراهی و پشتوانه ی آن رهبرِ آسمانی، آنچنان «اَظهر مِن الشمس» است که نیاز به بازگویی ندارد. انشاء الله، سایر مشکلات مان نیز با جناب آقای ترامپ که از قضا شیفته و فریفته ی بیانات محکمِ و آتشین حضرتعالی است بزودی حل و فصل شده، مرحله ی تازه ای از انقلاب اسلامی را درنوردیم.

ب. الف. بزرگمهر   ۲۰ بهمن ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2020/02/blog-post_9.html

پی نوشت:

۱ ـ «اگر مسوولان هوشیارانه عمل کنند، می توان با استفاده از شرایط تحریم، اقتصاد کشور را از وابستگی به نفت که عامل مهم بسیاری از مشکلات است، نجات داد. البته برخی افراد باهوش در داخل هیأت حاکمه‌ی آمریکا متوجه این موضوع هستند و گفته‌اند، نباید بگذاریم ایران، اقتصاد بدون نفت را تجربه کند و به همین دلیل باید مسیری را باز بگذاریم تا اقتصاد ایران بکلی از پول نفت جدا نشود که مسوولان بخصوص مسوولان اقتصادی باید در این خصوص هوشیار باشند ... اکنون در بخش های گوناگون کشور، روش ها و کارهای کاملاً منطقی، پیچیده و پیش‌رونده‌ای در جریان است که تأمین‌کننده‌ی عمق راهبردی کشور است و دشمن را زمین‌گیر کرده است.

بیانات در دیدار با فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی و نیروی پدافند هوایی ارتش، برگرفته از تارنگاشت «کیر خر نظام»   ۱۹ بهمن ماه ۱۳۹۸

۲ ـ آنچه در زیر یادآور شده ام، تنها یک نمونه از شیوه ی نگرش و چارچوب تنگی است که آخوند پفیوز امنیتی از «مردم» یاد نموده است؛ برای وی و کسانی چون «کیرِ خرِ نظام» که بهنگام خود، در تنگنا ناگزیر «حقیر» نیز می شوند و براستی خوار و فرومایه نیز هستند، توده های میلیونی مردم ایران از آن میان، مردم بسیار ستمدیده و بیش از اندازه تنگدست در استان هایی چون کهکیلویه و بویراحمد یا سیستان و بلوچستان و بسیاری جاهای دیگر ایران که با سیلی نیز نمی توانند چهره ی خود را سرخ نگهدارند، بخشی از مردم بشمار نمی روند و از آن ها دست بالا با واژه ها و عبارت هایی چون «اقشار ضعیف» که برگردان همان واژه ی «مُستضعف» بیرون پریده از قرآن و دگردیسه شده در آغاز انقلاب توده ای بهمن ۱۳۵۷ است، یاد می کنند:
«مردم باید دقیقاً بدانند دولت پای قولی که به آنها داده ایستاده است؛ این سرمایه و اعتمادی که می‌گوییم البته بسیار گسترده و وسیع است، اما یک بخش‌ آن در همین است که دولت به مردم اعتماد دهد که چگونه به اوراق همانند اسکناس اعتماد ‌کنند و این در جامعه بسیار مهم است و امیدواریم از این فرصت بسیار مناسب و خوبی که در بازار سرمایه ایجاد شده مخصوصاً در این شرایط بتوانیم بهره‌برداری و استفاده بیشتری کنیم.
...
در زمینه سهام عدالت، کاملاً موافق هستم که مردم هم سودش را بگیرند و هم بتوانند در بازار تبادل کنند؛ چون این سهام برای مردم است و آنها باید بتوانند هر وقت بخواهند استفاده و جابجا کنند و البته این حرکت خواص اقتصادی برای تولید کشور هم دارد و در واگذاری به بازار سرمایه و اقتصاد کمک می‌کند. هر چه ما بتوانیم میان اقتصاد و بخش دولتی و شبه دولتی فاصله بیندازیم به نفع مردم است؛ باید اقتصاد را به خود مردم واگذار کنیم؛ خیلی چیزها را باید به مردم واگذار کنیم. اگر مردم و سازمان های مردم نهاد، در کمک به اقشار آسیب‌پذیر درست فعال شوند، از دولت بهتر کار می‌کنند.» برگرفته از «ایرنا»  ۱۴ آبان ماه ۱۳۹۷

برگرفته از پی نوشتِ یادداشتِ «آنجا که حتا کلاه داوری را نیز ربوده باشند ...» ب. الف. بزرگمهر   پنجم دی ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/12/blog-post_92.html

چنانچه به پرچانگی های بیشمار این آخوند بیشرم باریک شوید، خواهید دید که دریافت وی از واژه ی «مردم» تنها و تنها دربرگیرنده ی سوداگران و بازرگانان خرد و کلان است و بس! گفته های زیر، نمونه ای از شیوه ی نگرش این کارچاق کن بی همه چیز را نشان می دهد:
«دولت تلاش کرد تا اوراق در جامعه جایگاه مطمئنی پیدا کند، چراکه این کار بازار سرمایه را هم تسهیل می‌کند ... مردم باید دقیقاً بدانند دولت پای قولی که به آنها داده، ایستاده است؛ این سرمایه و اعتمادی که می‌گوییم البته بسیار گسترده و وسیع است؛ اما یک بخش‌ آن در همین است که دولت به مردم اعتماد دهد که چگونه به اوراق همانند اسکناس اعتماد ‌کنند و این در جامعه بسیار مهم است و امیدواریم از این فرصت بسیار مناسب و خوبی که در بازار سرمایه ایجاد شده مخصوصاً در این شرایط بتوانیم بهره‌برداری و استفاده بیشتری کنیم ...» برگرفته از گزارش «رهبران ۴ کشور بزرگ واسطه شدند با رییس جمهورآمریکا ملاقات کنم»، «ایرنا»   ۱۴ آبان ماه ۱۳۹۷

برگرفته از پی نوشتِ یادداشتِ «آیا جایی سراغ دارید که خدای ناکرده، تیرشان به چشم و چال کسی فرو رفته باشد؟» ب. الف. بزرگمهر   ۱۹ آبان ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/11/blog-post_75.html 

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!