«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۰ آبان ۱, شنبه

هِه هِه هِه برای چی؟! خودمان هم نمی دانیم

هِه هِه هِه برای چی؟! خودمان هم نمی دانیم. در این دورهمی ها همگی به هم لبخند می زنیم و می خندیم؛ برای چی، نمی دانیم. حتا به من که ریش ندارم هم می خندند. خوب! روشن است با آنکه در راه بازنشستگی ام، ولی همچنان در بورس هستم. کاریای همگی مان همین است:
گرم نگاه داشتن آتشدانِ سرمایه که روز و روزگار خوبی ندارد.

ب. الف. بزرگمهر   یکم آبان ماه ۱۴۰۰



به نمایندگی از سوی گرگان سرمایه اروپایی

گردهمایی نوبتی گوسپندان و بزهای سیاسی به نمایندگی از سوی گرگان سرمایه اروپایی

ب. الف. بزرگمهر   یکم آبان ماه ۱۴۰۰

زیرنویس پرتور:

نشست «باهماد سرمایه داری اروپا» ـ ۲۰۲۱ ترسایی



این نمودی دیگر از سرافکندگی ملی ما ایرانیان است

این نمودی دیگر از سرافکندگی ملی ما ایرانیان در زیر جکمه ی خونین رژیمی ددمنش و سزاوار سرنگونی است (گزارش زیر) و تنها یک چیز را بگونه ای چشمگیرتر از پیش به نمایش می نهد:
افزایش بیمانند شکاف طبقاتی ـ چنانچه بتوان لایه ی بسیار نازک و خرپول ایرانی تبار را طبقه ای هازمانی (اجتماعی) بشمار آورد! ـ میان توده های مردمی هست و نیست از دست داده و نیازمند به نان شب با شمار اندکی در سنجشی نسبی، خرپول و خرپول زاده، خرموش و خرموش زاده است که چنان پول پارو کرده و در آن می غلتند و جُفتک می زنند که نمی دانند آن را کجا و چگونه خرج کنند.

ب. الف. بزرگمهر   یکم آبان ماه ۱۴۰۰ 

***

حواشی کنسرت دیشب امیر تتلو در ترکیه با رکورد حضور بی‌سابقه هواداران وی

ویدئو‌هایی از کنسرت دیشب امیر تتلو در سراسر فضای مجازی منتشر می‌شود که باعث حیرت و تعجب کاربران فضای مجازی شده است.

کنسرت امیر تتلو خواننده پرحاشیه و البته پرطرفدار ایرانی در تاریخ ۲۹ مهر ۱۴۰۰ در ترکیه برگزار شد. کنسرت تتلو رکورد تماشاگر را زد و با بیش از ۷ هزار بیننده اجرا شد و برخی از حاضران در این کنسرت گفته‌اند که درب سالن صف ۳۰۰ متری تشکیل شده بود. گفته می‌شود ۲۵ میلیارد تومان درآمد این خواننده از کنسرت دیشب بوده است.

همه اینها در حالی اتفاق افتاد که یکی دو روز قبل از کنسرت، امیر تتلو از خودش و بَندش عکس و فیلم منتشر می‌کرد و به یکباره پیج اینستاگرامش را بست. این رفتار تتلو فقط مخصوص به اینستاگرام نبود و وی اعلام کرد که کانال تلگرام خود را هم به قیمت ۱۵۰ میلیون تومان فروخته و دیگر هیچ فعالیتی در اینستاگرام و تلگرام ندارد و فقط در یوتیوب حضور خواهد داشت، این کارهای تتلو موجب ترس هواداراش شد و خیلی‌ها تصور کردند که شاید کنسرت هم برگزار نشود اما کنسرت دیروز به طرز عجیبی باشکوه برگزار شد.

این حجم از استقبال باعث تعجب خیلی‌ها شد چراکه دو ماهی می‌شد که تتلو در حال فروش بلیط کنسرت بود و خیلی‌ها تصور می‌کردند برای اینکه هواداران او همه نوجوانان هستند و بدون مادر و پدر خود نمی‌توانند از کشور خارج شوند بنابراین استقبال چندانی از این کنسرت نمی‌شود آن هم در شرایط کرونا، اما به یک باره همه‌ی پیش‌بینی‌ها غلط از آب درآمد و تتلو رکورد زد. ازدحام ناشی از فشار جمعیت در ورودی‌های منتهی به سالن اجرای کنسرت امیر تتلو در شهر استانبول در شبکه‌های اجتماعی وایرال شده است.

ناگفته نماند که کنسرت دیشب حواشی‌ای هم داشت که یکی از این حواشی تتو زدن وسط کنسرت در حین خواندن یکی از آهنگ‌ها و تتوی تاریخ روز همان کنسرت بود آن هم در شرایط کرونایی و بدون رعایت پروتکل‌های بهداشتی؛ ۱۱ تور مخصوص این کنسرت در ایران تشکیل شد حتی بعضی صفحات اینستاگرامی از گران شدن بلیط هواپیماها به خاطر این کنسرت خبر دادند. و اما حاشیه عجیب‌تر این بود که یکی از دخترهای بند تتلو که می‌رقصید وسط کنسرت شلوار تتلو را پایین می‌کشد.

آنطور که صفحات تخصصی رپ اعلام کردند صرفا مهمانی بعد از کنسرت تتلو اندازه تمام شرکت‌کنندگان سایر خواننده‌های رپ مثل شایع و زدبازی و کوروش جمعیت داشته است. تتلو مهمانی را در جایی برگزار کرده که کل کنسرت رضا پیشرو و چند رپر دیگر برگزار شده بود که به نوعی دیس محسوب می‌شود.

کاربران در شبکه‌های اجتماعی نسبت به این ویدئو‌ها و حواشی‌ها واکنش‌های مختلفی نشان می‌‌دهند. عده‌ای از این کاربران با ابراز ناراحتی و تاسف عنوان می‌کنند که حیف است کنسرت‌های بزرگ با خوانندگان معروف در کشور ایران برگزار نمی‌شود چرا که نصف طرفداران خوانندگان بخاطر این دور بودن و شرایط سفر قادر به حضور پیدا کردن در کنسرت‌های ترکیه نیستند.

جمعی از طرفداران این خواننده پرحاشیه از بزرگی و اجرای خوب و افسوس حضور نداشتن در کنسرت واکنش نشان می‌دادند و برخی دیگر از افراد خلاف طرفدارانش از این خواننده و کنسرتش انتقاد می‌کنند و معتقدند وی هیچ چیزی برای اینکه لیاقت چنین کنسرت و محبوبیتی را داشته باشد، ندارد. کاربران دیگری هم به این موضوع اشاره دارند که به سلیقه موسیقی و خواننده مورد علاقه هر فرد با دیگری فرق دارند و باید به سلایق یکدیگر احترام گذاشت، چراکه اگر طرفدار نیستید دلیلی ندارد به طرفدارانش بی‌احترامی کرد. عده‌ای از کاربران هم عنوان می‌کنند با وجود همچین جمعیتی قطعا با موج جدیدی از کرونا در ایران روبرو خواهیم شد.

برگرفته از «اسپوتنیک»  یکم آبان ماه ۱۴۰۰ (دانسته از ویرایش و پیرایش این گزارشِ پیش پا افتاده و رویهمرفته شلخته خودداری ورزیده ام. برجسته نمایی های بوم نیز، همه جا از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

۱۴۰۰ مهر ۳۰, جمعه

با فرمایش شما درباره ی بازسازی، کم مانده بگوزم

ـ می خواستم درباره ی بازسازی سوریه و دشواری هایی که بر سرِ راهِ آن است با شما گفتگویی رُک و پوست کنده داشته باشم.*

ـ اینجا که می آمدم، کمی ناخوش بودم. با فرمایش شما درباره ی بازسازی، آنچنان دل پیچه گرفتم که کم مانده بگوزم.

ب. الف. بزرگمهر   ۳۰ مهر ماه ۱۴۰۰

* ولادیمیر پوتین، مهتر جمهوری روسیه، در دیداری که روز آدینه، ۳۰ مهر ماه ۱۴۰۰ با نفتالی بنت، نخست وزیر «عزراییل» داشت بر این نکته پافشرد که روسیه «برای بازسازی سوریه می کوشد و می‌خواهد درباره ی دشواری هایی که در این راه هست [با نفتالین] گفت‌وگو کند.»

اینگونه که بدیده می آید، سخنان آقای پوتین اشاره ای سربسته به ناخشنودی روسیه از یورش های دامنه‌دار «عزراییل» به سوریه در چند سال گذشته است که بجز کشتار مردم و نابودی گسترده ی  ساختارهای اقتصادی ـ هازمانی سوریه به برخی از زیرساخت‌های سوریه نیز آسیب رسانده است.

برگرفته از تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»   ۳۰ مهر ماه ۱۴۰۰ (با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب؛ افزوده ی درون [ ] نیزاز آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

ما اعتراف می کنیم که در هر کاری گند زده ایم؛ لاکن ... ـ بازپخشش

ما اعتراف می کنیم که در هر کاری گند زده ایم؛ لاکن ما که تنها نبوده ایم؛ استغفرالله، «امام زمان»، «عجله الله تعالی فرجه الشریف» و خود ذات باریتعالی هم در کارهای ما دست داشته اند. ما دستورات آن ها را با بصیرت هرچه تمام به اجرا درآورده ایم؛ لاکن می دانید که آنجا آسمان است و اینجا زمین! و آن امام بزرگوار هم که همواره در یکجا تشریف ندارند؛ یک سر دارند و هزار سودا! ... پیش می آید دیگر؛ انشاء الله به بزرگی خودتان ببخشید ...

از زبان مردک دَبَنگ که افزون بر شاه گوربگور شده، روی شاه سلطان حسین را نیز سپید نموده و حتا این جربزه را در خود نمی بیند که بگوید: ما بابصیرت هرچه بیش تر به همه چیز گند زده ایم و سرتاپای ایران را آلوده ایم!

ب. الف. بزرگمهر   ۳۰ آبان ماه ۱۳۹۵

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/11/blog-post_6.html

... آنچنان خوشبختیم که سخنی بیش از این برای گفتن نداریم ـ بازپخشش

بحمدلله، همگی در همین کَپَر آموزش می بینیم و اگر خدا نکرده از بی نانی و بی آبی نمیریم، انشاء الله بر ایمان و شکیبایی مان هر روز افزوده می شود. زیر سایه ی این پرچم کژدم نشان، آنچنان خوشبختیم که سخنی بیش از این برای گفتن نداریم.

ب. الف. بزرگمهر   ۳۰ آذر ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/12/blog-post_96.html



آرزوهای مان را از گل‌میخ زندگی می‌آویزیم

به نوبت
از پلکان بالا می‌شویم
و با حسرت
آرزوهای مان را
از گل‌میخ زندگی می‌آویزیم
و از در گشوده ‌شده می‌گذریم.
پایین
ردیف سنگ‌هاست
و نام‌ها که آذین یادها می‌شوند
و کسی
از دوردستِ زمان می‌خواند
که صدایش از جنس آتش است:
«سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق»
و باز
باد است
که جارو می‌کشد
بر خاکستر اشیا و
آرزوهای ما
و تنها
زمان است
که دندان‌های تازه درمی‌آورد.

عیدی نعمتی

برنام را از بوم برگزیده ام.  ب. الف. بزرگمهر

برگرفته از «تلگرام»   ۳۰ مهر ماه ۱۴۰۰

۱۴۰۰ مهر ۲۹, پنجشنبه

افسانه ی زندگی چنین نیست گُلم! ـ بازپخشش

یک روز رسد غمی به اندازه ی کوه
یک روز رسد نشاط اندازه ی دشت

افسانه ی زندگی چنین است گلم
در سایه ی کوه باید از دشت گذشت

مجتبی كاشانی

با آرزوی فرجامی خوش برای سراینده (عاقبت به خیری!)، برنام از آنِ من است.   ب. الف. بزرگمهر

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/09/blog-post_6.html

اگر به سرنوشت میهن مان دلبسته ایم ... ـ بازپخشش

«شیطان بزرگ» و همدستان اروپایی و منطقه ای آن به هزاران نیرنگ و فریب و دغلکاری آراسته اند و سناریوهای بسیار باریک بینانه، درهم تنیده و پیچیده ای را در هماهنگی با یکدیگر و در کلی یکپارچه در همه جا بکار می برند؛ هزاران ویژه کار در زمینه های گوناگون و تحلیلگرانی ورزیده که بسیاری از چپ های مدعی سوسیالیسم در برابر آن ها باید لنگ بیندازند را بکار گرفته اند و همه ی این ها به همراه ساز و برگ نظامی، نیروی رسانه ای نیرومند به همراه سیهونیسم و سرمایه مفت بدست آمده از بهره کشی توده های مردم جهان، نیرویی دوزخی و اهریمنی پدید آورده که ایستادگی در برابر آن، تنها و تنها از یک راه ممکن است که عمده ترین آخشیج های آن را فشرده در زیر برمی شمارم:

ـ در پیش گرفتن راه رشد با سمتگیری عدالت جویانه به سود نیروهای کار و زحمت، طبقه کارگر و کارگران اندیشه ورز و سایر لایه های اجتماعی که به این یا آن شکل و رویهمرفته نان کار و زحمت خود را بی بهره کشی از دیگران می خورند؛ این راه رشد که از دیدگاه علمی در مورد کشوری با رشد همچنان نارسا و کژ و مژ سرمایه داری وابسته به امپریالیسم و در نتیجه به شدت آسیب پذیر و شکننده، «راه رشد با سمتگیری سوسیالیستی» نامیده می شود با خواست و آرزوی نخستین و گرامی ترین امام شیعیان، حضرت علی نیز سازگار است و می توان نامی مذهبی بر آن نهاد؛ سخن بر سر نام نیست؛ درونمایه ی آن است که باید پیشرو بوده و به پیشرفت و آبادانی کشور کمک نماید؛

ـ برچیدن بساط بهره کشی سرمایه داری در چارچوبی که در اصل های ۴۴ و برخی اصل های دیگر قانون اساسی در شکل نخستین خود، گنجانده شده بود و اجازه ی مشروط و مهار شده به سرمایه داران تنها در آن بخش هایی از اقتصاد که هنوز اقتصاد ملی توان سرمایه گذاری و پیشبرد کار در آن رشته ها را ندارد و جلوگیری کامل از سرمایه گذاری سرمایه داران در بخش های زیربنایی چون صنایع سنگین، انرژی (فرادستی) و سایر صنایع زیربنایی؛

ـ به رسمیت شناختن حقوق خلق های کشور؛ ایران کشوری چند ملیتی است و باید همگی از حقوقی برابر برخوردار باشند تا همبستگی ملی در چارچوب سرزمین ایران پاسداری شده، پیوند میان خلق ها که در پی نابخردی ها، تبهکاری ها و سیاست های ضدملی رژیم تبهکار و شایسته ی سرنگونی، کمرنگ و حتا گسسته شده، بهبود یابد؛

ـ سازماندهی توده های مردم در سازمان های سندیکایی و اجتماعی آن ها و در درجه ی نخست:

سندیکاهای کارگری و کارمندی، شوراها و دیگر نهادهای اجتماعی پیشرو و همزمان جلوگیری از سازماندهی نیروهای طرفدار سرمایه از هر قماشی؛ در این سازماندهی، همانگونه که تجربه تلخ و ناگوار به همه ی ما می آموزد، نباید ملاک هایی چون دین باوری یا دین ناباوری، نژاد، ملیت، جنسیت یا هرگونه تبعیض دیگری در نظر گرفته شود؛

ـ برسمیت شناختن آزادی های سیاسی و اجتماعی، آزادی قلم و حزب های سیاسی که در چارچوب نیازهای مردم زحمتکش کار و پیکار می کنند و جلوگیری مهارشده و نه غیرمنطقی از آزادی های  سیاسی نیروهای بورژوالیبرال طرفدار سرمایه داران و چپاولگران اجتماعی و زمینداران بزرگ؛

ـ آفرینش زمینه های همکاری میان همه ی نیروهای اجتماعی و سیاسی خلق ها و نیروهای اجتماعی و سیاسی طرفدار عدالت اجتماعی به سود زحمتکشان در جبهه ای فراگیر برای بیمه نمودن سرنوشت کشور در برابر فشار و زورگویی امپریالیستی.

تنها با انجام این کارها و نه زر زرها و یاوه گویی های آن رهبر ورشکسته، نادان و دروغگو زیر برنام اقتصاد به اصطلاح مقاومتی است که در برابر نیرنگ و فریب اهریمنان قوی پنجه ی جهان، رویین تن خواهیم شد!

اگر به سرنوشت میهن مان دلبسته ایم، فراموش نکنیم که چنین کارهای سترگی که خواست های انقلاب شکوهمند بهمن ۵۷ در آن بازتاب یافته به هیچ رو از حاکمیت دزد و فرومایه و اسلام پیشه ی سوداگران و بازرگانان و دلالان و داد و ستدگرانی که در برابر گنده ترهای خود به ناچار سر خم می کنند و هست و نیست ملتی بزرگ را فدای سوداگری خود می نمایند، شدنی نیست و به همین دلیل باید هرچه زودتر و تا دیر نشده، سرنگون شوند. این، حکمِ اینجانب و چیزی از روی احساس نیست؛ حکمِ تاریخ است که نادیده گرفتن آن از سوی نیروهای میهن پرست، فرجام کار را دردناک تر و ناگوارتر خواهد نمود.

ب. الف. بزرگمهر   پنجم امرداد ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/07/blog-post_58.html

... ولى اگر خودِ آدم به دنبال «شیطان» بدود، ماجرای دیگرى در کار است! ـ بازپخشش

داشتم در اینترنت دنبال چیزی می گشتم که به نوشتار مذهبی زیر درباره ی «فرشتگان دیده بان» یا همانا: «کرام الکاتبین» که همواره با هر آدمی همراهند و کارهای وی را یادداشت می کنند، برخوردم. نوشته ی بدی نیست و از این سویه که شیوه ی برخورد دین و مذهب به آدم هایی که از بامداد تا شامگاه در کشتزار و خیمه و خرگاه این یا آن ارباب و برده دار جان می کنده و همواره می بایستی مراقب کردار خود می بودند تا مبادا پوشی از انبار غله ی ارباب کاسته شود یا گناه کبیره یا صغیره ای از وی سر بزند را روشن می کند. بنیاد نوشته بر پرسشی استوار است که گویا زندیقی۱ با در میان نهادن آن، امام جعفر صادق را درباره ی بایستگی (لزوم) یا نابایستگی آفرینش چنان فرشتگان دیده بانی، هنگامی که خداوند بر همه چیز آگاه و داناست به چالش کشیده است و گرچه، جز در بند نخست آن، روشن نیست که پاسخ ها از سوی امام ششم شیعیان داده شده یا دیدگاه خود نویسنده است، هیچکدام از پاسخ ها که به آیه هایی از قرآن نیز آذین یافته، نه تنها دربردارنده ی منطقی استوار و پاسخی منطقی به پرسش ساده و بجای آن زندیق نیست که خداوندگاریِ خدای دانا و توانا را نیز به چالش کشیده و وی را در جایگاه دادستان دادگاهی در آسمان نشانده است:
«خداوند، فرشتگان را از آن جهت بر انسان گماشته است تا انسان گمان نکند که خداوند از اعمال آنان بی‌خبر است و این یک نوع لطفی است از جانب خداوند بر انسان؛ زیرا وقتی انسان بداند که خداوند فرشتگانی را گماشته که از اعمال آنان مراقبت می‌کنند، از معاصی و گناه دوری می‌کنند و دیگر این که خداوند با گماردن فرشتگان بر انسان و مراقب قرار دادن آنان از اعمال انسان می‌خواهد بر علیه انسان حجت داشته باشد، زیرا در صورتی که انسان گناه کرد و انکار ورزید، خداوند بتواند بر انسان حجت اقامه کند.»۲ و در جای دیگر:
«علاوه بر احاطه علمی خداوند بر ظاهر و باطن انسان، دو فرشته نیز مراقب اعمال اویند که از طرف راست و چپ از او مراقبت می‌کنند؛ پیوسته ‌با او هستند و لحظه‌ای جدا نمی‌شوند تا از این طریق اتمام حجت بیشتری شود و تأکیدی باشد بر مسأله نگاهداری حساب اعمال و تلقی به معنای دریافت و اخذ و ضبط است و متلقیان دو فرشته‌ای هستند که مأمور ثبت اعمال انسان می‌باشند. قصد کنایه از آن است که این دو همواره با انسانند مترصد اعمال او می‌باشند.»۳ 

با این همه از این گواهمندی (استدلال) ها که خداوند را نیازمند فرشتگان دیده بان خود نهاده، بگذریم، جمله ی زیر، چشمگیرتر است:
«از جمله حکمت هاى آفرینش کرام الکاتبین، حفظ مؤمن از شیاطین است. هنگامی که شیاطین به مؤمن نزدیک مى شوند، ملائکه آنها را مى رانند؛ ولى اگر خود شخص عقب شیاطین برود، حرف دیگرى است.»۴ (برجسته نمایی ها از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

ب. الف. بزرگمهر    ۱۲ بهمن ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/02/blog-post_5973.html

پانوشت:

۱ ـ واژه ی «زندیق» و جمع آن «زنادقه» از ریشه ی عربی از آرش و درونمایه ی تاریخی گسترده ای برخوردار است و بگونه ای عمده پیروان آیین زرتشتی و دنباله و ردِ پای آن در برخی مذهب ها و شاخه های دین اسلام بر پایه ی دوگانگی و ناهمتایی نور و تاریکی را دربرمی گیرد؛ ولی به آرش کلی تر و عمومی تر به درازای سده های میانی به همه ی کسانی گفته می شده که به دین و مذهب رسمی باور نداشته اند و ساده تر از همه به آرش «بی دین» است!

۲ ـ «چرا خدا برای ما فرشتگان ناظر قرار داده است؟»، بخش قرآن تبیان، «پایگاه اندیشه قم»

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=185384

۳ و ۴ ـ همانجا 

***

چرا خدا برای ما فرشتگان ناظر قرار داده است؟

حتما نام کرام الکاتبین را شنیده اید؟ همان مَلِک گرامی ای که مأمور نوشتن اعمال است، شاید در ذهن شما هم این پرسش شکل گرفته باشد که خداوند متعال چه نیازی دارد که فرشته ای را ناظر بر انسان قرار دهد؟! مگر خود بر اعمال انسان واقف نیست؟ جواب را از امام صادق علیه السلام می شنویم ...

علامه مجلسى در جلد سوم «بحار الانوار» از احتجاج نقل مى کند:
«زندیقى خدمت حضرت صادق (علیه السلام) رسید؛ عرض کرد:
شما مى فرمایید هر فردى داراى دو مَلِک است که مأمور ثبت اعمال اویند؛ در حالى که خدا را بر همه چیز دانا مى دانید.»

حضرت چند جواب فرمودند:
اول اینکه خدای تعالى براى مَلِک، عبادتى قرار داده که رزق اوست؛ آرى! رزق مَلِک عبادتست؛ هر صنف مَلِک، یک قسم عبادت دارند؛ از آنجمله کرام الکاتبین هستند که عبادت شان، ثبت اعمال بندگانست.دیگر آنکه خداى تعالى مَلِک را بربندگانش شاهد قرار داده است.وقتى که بنده متوجه شد، کسانى هستند که ناظر اعمال اویند، مواظبت بیشترى مى کند و در حضور مَلِک رعایت مى کند؛ چون فردا این کارهایش را شهادت مى دهند، خجالت مى کشد و گناه نمى کند.

از آنجمله مى فرماید:
خدا بزرگست و کارى هم که براى او باشد، بزرگ مى شود؛ هر چند بشر کوچک است و کارش هم قهرا کوچک مى باشد؛ اما چون به بزرگ نسبت پیدا مى کند، اهمیت مى یابد.براى نشان دادن اهمیت آن، آنست که دست بدست مى گردانند، آن را ثبت مى کنند، نشان پیغمبر و امام و ملائکه مى دهند.

از جمله حکمت هاى آفرینش کرام الکاتبین، حفظ مؤمن از شیاطین است. هنگامی که شیاطین به مؤمن نزدیک مى شوند، ملائکه آنها را مى رانند؛ ولى اگر خود شخص عقب شیاطین برود، حرف دیگرى است.

این نویسندگان، دانا به نیات انسانها نیز هستند؛ چون می‌فرماید:
«آنچه انسانها می‌کنند، آنان می‌دانند و معلوم است که بدون علم به نیات انسانها نمی‌توانند به خصوصیات افعال و عناوین آنها و این که خیر است یا شر، حسنه است یا سیئه، علم پیدا کنند؛ پس معلوم می‌شود، ملائکه دانا به نیات انسانها نیز هستند.»

هنگام مرگ که سعى شیاطین در دزدیدن نور ایمان است، اینها سعى خودشان را در کمک به مؤمن مى کنند؛ جهت دیگر خلقت مَلِک، حفظ بدن از آفات است.این همه مخاطراتى که در بیست و چهار ساعت است، شخص کجا جان سالم بدر مى برد؟ از همان کوچکى، حفظ الهى توسط مَلِک است که شخصى از شدائد مى رهد.

پس از مرگ مؤمن، کرام الکاتبین عرض مى کنند:
پروردگارا، آن کسى که ما مامور اعمالش بودیم از دنیا رفته است؛ چه کنیم؟

ندا مى رسد:
آسمانها از ملائکه مملُوّ است؛ بر سر قبرش باشید و آن اعمال خیر را که انجام مى داده، شما انجام دهید و ثوابش را براى او بنویسید.

از شئون کرام الکاتبین، عزادارى بر مرگ مؤمن است؛ بلکه از بعضى روایات اینطور استفاده مى شود که این موضوع اختصاص به این دو مَلِک ندارد.ابواب آسمانها که از آن اعمال مؤمن بالا مى رفت، وقتى که مُرد برایش مى گرید؛ زمینى که رویش عبادت مى کرد، براى او مى گرید؛ حالا گریه زمین به چه نحو است، نمى دانیم (حقایقى از قرآن : ص ۲۴۵).

چرا خداوند برای انسانها فرشته گذاشته‌اند؟

خداوند تبارک و تعالی منبع فیض است و همواره فیض او بر همه مخلوقات و از آن جمله انسان ساری و جاری است؛ خلقت انسان ها لطف است از جانب خداوند و نعمت هایی که به انسان در تمام عمر می‌دهد، فیض و لطف دیگری است و خلقت فرشتگان و گماردن چند فرشته را بر انسان و مأمور نمودن آنها به حفظ اعمال انسان، خود لطف آخری است.

فرشتگان حافظان اعمال

«وَ إِنَّ عَلَیکمْ لَحافِظِینَ کراماً کاتِبِینَ یعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ»[۱] بدون شک نگاهبانانی بر شما گمارده شده، والامقام و نویسنده؛ آنها می‌دانند شما چه می‌کنید.

خداوند، فرشتگان را از آن جهت بر انسان گماشته است تا انسان گمان نکند که خداوند از اعمال آنان بی‌خبر است و این یک نوع لطفی است از جانب خداوند بر انسان؛ زیرا وقتی انسان بداند که خداوند فرشتگانی را گماشته که از اعمال آنان مراقبت می‌کنند، از معاصی و گناه دوری می‌کنند و دیگر این که خداوند با گماردن فرشتگان بر انسان و مراقب قرار دادن آنان از اعمال انسان می‌خواهد بر علیه انسان حجت داشته باشد، زیرا در صورتی که انسان گناه کرد و انکار ورزید، خداوند بتواند بر انسان حجت اقامه کند.

منظور از حافظین در این آیه، فرشتگانی هستند که مأمور حفظ و نگهداری اعمال انسانها اعم از نیک و بد هستند که در سوره مبارکه ق از آنها تعبیر به رقیب و عتید شده است که می‌گوید انسان هیچ سخنی را تلفظ نمی‌کند، مگر این که نزد آن فرشته‌ای است که مراقب و آماده برای انجام مأموریت[۲] و این آیه اشاره دارد به این که اعمال انسان غیر از طریق یادآوری خود صاحب عمل، ‌از طریق دیگر نیز محفوظ است و آن محفوظ بودن با نوشتن فرشتگان نویسنده اعمال است که در طول زندگی هر انسانی موکل بر او هستند و بر معیار آن اعمال، پاداش و کیفر می‌بینند.هم چنان که فرمود:
«وَ نُخْرِجُ لَهُ یوْمَ الْقِیامَه کتاباً یلْقاهُ مَنْشُوراً اقْرَأْ کتابَک کفى بِنَفْسِک الْیوْمَ عَلَیک حَسِیباً»[۳] (ایمان همان نامه اعمال اوست به او می‌گوییم).کتابت را بخوان، کافی است که امروز خود حسابگر خود باشی.

«و ان علیکم لحافظین یعنی از ناحیه ما حافظانی» موکل بر شما هستند که اعمال شما را با نوشتن حفظ می‌کنند.کراماً کاتبین، حافظانی که دارای کرامت و عزتی نزد خدای تعالی هستند.

«یعلمون ما تفعلون»؛ در این جمله می‌خواهد بفرماید، فرشتگان در تشخیص اعمال نیک از بد شما و تمیز حسنه آن از سیئه آن دچار اشتباه نمی‌شوند؛ پس این آیه، ملائکه را منزه از خطا می‌دارد. بنابراین ملائکه به افعال بشر با همه جزئیات و صفات آن احاطه دارند و آن را همان طور که هست، حفظ می‌کنند.

در این آیات، عدّه این فرشتگان که مأمور نوشتن اعمال انسان هستند، ‌معین نشده است. بلی! در آیه دیگر که می‌فرماید: «إِذْ یتَلَقَّى الْمُتَلَقِّیانِ عَنِ الَْ یمِینِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِیدٌ»[۴]. به خاطر بیاورید، هنگامی که دو فرشته راست و چپ که ملازم انسان هستند، اعمال او را دریافت می‌دارند، ‌استفاده می‌شود که برای هر یک دو نفر از آن فرشتگان موکلند؛ یکی از راست و یکی از چپ.

مطلب دیگری که از آیه یعلمون ما تفعلون استفاده می‌شود، این است که این نویسندگان، دانا به نیات انسانها نیز هستند، چون می‌فرماید:
آنچه انسانها می‌کنند، آنان می‌دانند و معلوم است که بدون علم به نیات انسانها نمی‌توانند به خصوصیات افعال و عناوین آنها و این که خیر است یا شر، حسنه است یا سیئه، علم پیدا کنند؛ پس معلوم می‌شود، ملائکه دانا به نیات انسانها نیز هستند.[۵] و لذا علاوه بر احاطه علمی خداوند بر ظاهر و باطن انسان، دو فرشته نیز مراقب اعمال اویند که از طرف راست و چپ از او مراقبت می‌کنند؛ پیوسته ‌با او هستند و لحظه‌ای جدا نمی‌شوند تا از این طریق اتمام حجت بیشتری شود و تأکیدی باشد بر مسأله نگاهداری حساب اعمال و تلقی به معنای دریافت و اخذ و ضبط است و متلقیان دو فرشته‌ای هستند که مأمور ثبت اعمال انسان می‌باشند. قصد کنایه از آن است که این دو همواره با انسانند، مترصد اعمال او می‌باشند.

فرشته سمت راست، فرمانروای فرشته سمت چپ است؛ وقتی انسان گناهی انجام می‌دهد، فرشته سمت چپ می‌خواهد آن را یادداشت نماید، فرشته سمت راست می‌گوید، دست نگاهدار و صبر کن! تا هفت ساعت صبر می‌کند و اگر توبه کرد، چیزی برای او نمی‌نویسد و اگر توبه نکرد، یک گناه می‌نویسد

«ما یلفظ من قول الالدیه رقیب عتید» می فرماید:
هیچ سخنی را انسان تلفظ نمی‌کند، مگر این که نزد آن فرشته‌ای مراقب و آماده برای انجام مأموریت است. در آیه گذشته، سخن از ثبت تمامی اعمال آدمی بود و در این آیه، روی خصوص الفاظ آدمی تکیه می‌کند و این به خاطر اهمیت فوق العاده و نقش مؤثری است که گفتار در زندگی انسانها دارد تا آن جا که گاهی یک جمله مسیر زندگی اجتماعی را به سوی خیر یا شر تغییر می‌دهد؛ و هم به خاطر این که بسیاری از مردم، سخنان خود را جزء اعمال خویش نمی‌دانند و خود را در سخن گفتن آزاد می‌بینند؛ در حالی که مؤثرترین و خطرناکترین اعمال آدمی همان سخنان اوست و ذکر این آیه بعد از آیه قبل، ذکر خاص بعد از عام است.[۶]

مرحوم محدث بزرگوار علامه مجلسی وقتی این آیه را بیان می‌کند، می‌گوید:
«گفته‌اند که فرشته سمت راست، نویسنده حسنات و کارهای نیک و فرشته سمت چپ نویسنده لغزشها و گناهان است؛ و گفته‌اند که فرشتگان حفظه چهارتایند: دو تا فرشته در روز و دو تا در شب و هیچ سخنی را انسان نمی‌گوید، مگر حافظان آن را می‌نویسند.»

و ابی امامه از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل می‌کند که فرشته سمت چپ انسان، شش ساعت گناه را نمی‌نویسد؛ اگر پشیمان شد و توبه کرد، هرگز نمی‌نویسد و اگر توبه نکرد یک گناه می‌نویسد.

و در روایت دیگری هست که فرشته سمت راست، فرمانروای فرشته سمت چپ است؛ وقتی انسان گناهی انجام می‌دهد، فرشته سمت چپ می‌خواهد آن را یادداشت نماید، فرشته سمت راست می‌گوید، دست نگاهدار و صبر کن تا هفت ساعت صبر می‌کند و اگر توبه کرد چیزی برای او نمی‌نویسد و اگر توبه نکرد، یک گناه می‌نویسد.[۷]

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

محمد تقی مصباح یزدی، معارف قرآن (۱ ـ ۳)، ص ۲۸۳ ـ ۲۹۵، ج سوم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.

امام حسن ـ علیه السّلام:
«اعمل لدنیاک کانک تعیش ابدا و اعمال لاخرتک کانک تموت غدا»؛ برای دنیایت آن چنان کار کن که گویا همیشه زنده‌ای و برای آخرتت آن چنان کار کن که گویا فردا می‌میری.

پی نوشت ها:

[۱]  انفطار، ۱۰ ـ ۱۲

[۲] طبرسی، ‌ابوعلی فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، دار المعرفه، بیروت، ج ۱۰، ص ۶۸۳

[۳] اسراء، ۱۴

ق، ۱۷

طباطبایی، محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، النشر الاسلامی، قم، ج ۲۰، ص ۳۷۱ ـ ۳۷۳

مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، انتشارات اسلامیه، تهران، ج ۲۲، ص ۲۴۶ ـ ۲۵۱

مجلسی،‌ محمد باقر، بحار الانوار، دار الصادر، بیروت، ج ۵، ص ۳۲۱

بخش قرآن تبیان

خاستگاه: «تارنگاشت قصص»

پایگاه اندیشه قم

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=185384

این نوشتار از سوی اینجانب، بویژه در نشانه گذاری ها ویرایش شده است. برجسته نمایی های متن، همه جا از آنِ خودِ نویسنده است.  ب. الف. بزرگمهر

مگر می شد دست رد بر سینه های شان زد؟َ

من که کار بدی نکردم، اینهمه هیاهو راه انداخته اید. وختی می خواهند مرا ببینند و چاق سلامتی کنند، مگر می شود دست رد بر سینه های شان زد؟!* با هر کدام شان هم که خوش و بشِ کوتاهی کردم، برای آنکه گفتگوی مان رنگ و بوی الهی داشته باشد، پیام امام زمان را رساندم؛ البته برای آنکه رَم نکنند، ناچار شدم جکیده ی آن را بگویم:
«اللهُمَّ عَجِّل لولیکَ الفَرَج بین یَدیهِ»

ما مگر مخالف فن آوری هستیم یا خدای نکرده از آن سر در نمی آوریم که نمی بایستی به بازدیدِ این نمایشگاه بیاییم؟! بدخواهان به ما بسته اند که برای این و آن دُم می جنبانیم. نمایشگاه فن آوری که جایِ دُم جنبانی نیست! امام زمان، انشاء الله کمرشان را بزند که سیاه نمایی می کنند ...

ب. الف. بزرگمهر   ۲۹ مهر ماه ۱۴۰۰

* محمود احمدی‌نژاد، در بازدید از «نمایشگاه اکسپوی ۲۰۲۱ دوبِی» در شیخک نشینِ نامور به «امارات متحده عربی»

ما اینجا به الکل چون دارویی پاک کننده ی جان و روان می نگریم

ب. الف. بزرگمهر   ۲۹ مهر ماه ۱۴۰۰

زیرنویس پرتور:

نمایشگاه «فارمکس خاورمیانه» در تهران (برگرفته از «اسپوتنیک»)



۱۴۰۰ مهر ۲۷, سه‌شنبه

پاسخی به یک پرسش در زمینه ی کاربرد «دیالکتیک» در پهنه ی هنر

یادداشتی کهنه، پیش تر گنجانده شده در «گوگل پلاس»

تصویرنوشته ای را برایم فرستاده و نوشته اند:
«فارغ از جنبه های سینمایی و هنری آن، دوستدار نظر شما هستم.»

از «گوگل پلاس» 

پاسخ دادم:
من در این زمینه صاحب نظر نیستم که بتوانم نظری بدهم؛ تنها دو نکته که از دید من مهم هستند را یادآور می شوم:
نخست اینکه، «دیالکتیک» تنها در آمیزش با «ماتریالیسم» از آرشی دانشورانه برخوردار می شود و بدون آن، آرش بسیار بسته ای به عنوان «الگو» یا «روش» در برابر «متافیزیک» یافته، گستره ی فلسفی ـ دانشورانه ی خود را از دست می دهد؛ می پندارم کسانی چون «آیزنشتین»، این را نیک می دانسته و به همان آرش بکار برده اند؛ و
دوم، کاربرد «دیالکتیک ماتریالیستی» در پهنه های ویژه ای از دانش و فن و هنر با کاربرد فلسفی ـ دانشورانه ی آن که گستره ی بسیار پهناورتر از هرکدام از آن پهنه هاست، یکسان، همراستا و بگونه ای بایسته همه سویه، هماهنگ و سازگار نیست. به همین دلیل است که همواره باید خود را با یافته های تازه در همه ی آن پهنه ها و زمینه ها نوسازی کند و پویایی آن نیز در همین است.

به این ترتیب، در چارچوب آن جُستار که در متن پیوست به میان آمده و من آن را گذرا خواندم، به هیچ روی، درِ گفتگو و ستیره بسته نیست و دشوار است که بتوانیم بر آن پایه بگوییم که این یا آن یک به «دیالکتیک ماتریالیستی» نزدیک تر یا دورتر است؛ بویژه آنکه با کسانی سر و کار داشته باشیم که در مرز دانش، فن یا هنر ویژه کارانه ی خود ره می پویند؛ نکته ای که در این باره از اهمیت ویژه برخوردار است و سرراست به مرز میان «پندارگرایی» (ایده آلیسم) با «ماده گرایی» (ماتریالیسم) بازمی گردد، این است که با هر نوآوری هنری، بازشناخت دانشورانه یا فنی، دریچه هایی تازه بروی چیزهای پیش تر ناشناخته و همراه با آن "چاه" هایی گاه بس ژرف نیز گشوده می شوند که می تواند گاه بزرگ ترین دانشمندان را چنانچه همین «دیالکتیک ماتریالیستی» را که دانشی کاربردی است، خوب نیاموخته باشند به کام خود درکشد؛ زیرا با هر نوآوری یا بازشناخت (کشف)، ده ها پرسش تازه و همراه با آن، راه ها و بیراهه هایی نمودار می شوند که همگی مه آلودند؛ گاه آنچنان مه آلود که می توان در آن ها برای همیشه گم شد. همین ویژگی، بهترین دلیل بر عینی بودن جهان هستی و جلوتر بودن آن از «ذهن» است؛ و فراموش نیز نکنیم که پدیده ها همواره زاویه ها و پهلوهای گوناگون دارند و به گفته ی عرب: ذوجوانب اند. بنابراین با بازگشت به ستیزه ی (بحث) بالا، بی آنکه درباره ی درونمایه ی آن نظری بدهم که نمی توانم، کار همه ی آن ها را رویهمرفته به دلیل همان زاویه ها و پهلوهای گوناگون، مثبت ارزیابی می کنم.  

ب. الف. بزرگمهر   ۱۷ اسپند ماه ۱۳۹۳  «گوگل پلاس»

مرده ای عمودی که افقی بگور سپرده شد

وی با دروغ بزرگ و تبهکارانه ای که درباره ی توانایی های هسته ای عراق بر زبان راند و زمینه ساز یورش «یانکی» ها به آن کشور شد، پیش تر مرده بود؛* مرده ای عمودی که «کرونا» جانش را ستاند و افقی بگور سپرده شد.

ب. الف. بزرگمهر   ۲۷ مهر ماه ۱۴۰۰

* کالین پاول وزیر پیشین برونمرزی «یانکی» ها که پیش از آن، مهتری «ستاد نیروهای ساز و برگ یافته با جنگ ابزار یانکی ها» را نیز در کارنامه ی خویش داشت در پی واگیری «کرونا» در سن ۸۴ سالگی بگور سپرده شد. (بنیاد داده ها برگرفته از تارنگاشت دروغپرداز و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا» به تاریخ ۲۶ مهر ماه ۱۴۰۰ با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب است.  ب. الف. بزرگمهر)

۱۴۰۰ مهر ۲۶, دوشنبه

خصوصی بازی ـ بازپخشش

آخوند پفیوز امنیتی: حسن فریدون روحانی شده در حجره های تنگ و تاریک حوزه های جان ننه شان: «علمیه»، اندکی پیش و زمانی درازتر پس از برگماری اش به کارپردازی خیمه و خرگاه ولایت، بارها و بارها از اینکه چرا «خصوصی سازی» درست پیش نمی رود و در همان «بخش دولتی اقتصاد» دست بدست می شود، می نالید یا بهتر بگویم: زوزه می کشید و آن را با ریشخندی که از نوک زبانش نمی افتاد، «خصولتی شدن اقتصاد» می نامید. در اینجا به تبهکاری های بزرگ انجام یافته در از میان برداشتن «سازمان برنامه و بودجه»، گشودن باز هم بیش تر و بی پیشینه ی دست و پای کلان دزدان سرمایه های ایران برای از هم پاشاندن اقتصاد و زیرساختارهای اقتصادی کشور در دوره ی پیش از وی نمی پردازم که پس از دستبرد فراقانونی «کیر خر اندرزگوی نادان تر از نادان نظام» در «اصل ۴۴ قانون اساسی نخستین» زمینه ای "قانونی" یافت و مردک پیزُریِ سیب زمینی پیاز پخش کن مهرورزِ سرمایه داران و سوداگران ایران و جهان، انجام آن را بر دوش گرفت؛ این ها بجای خود! با این همه، آنچه آخوند پفیوز امنیتی و دولت انباشته از کلان دزدان «زهدان اجاره ای» در این دوره به انجام رساندند و همچنان با شتاب آن را پی می گیرند، بس فراتر از آن تبهکاری هایی است که وی «خصولتی شدن اقتصاد» می نامید. در ویدئوی پیوست، دانشجویی که با وی گفتگو می شود با یادآوری داده هایی پیش تر روشن شده در زمینه ی واگذاری های بزرگ ترین کارخانه ها و زیربناهای اقتصادی ایران، آن را «خصوصی بازی» می نامد؛ بازی تبهکارانه و گرگ منشانه ی نان و آبداری که سر تا پای ولایت دزدان سگ مذهب از خرد و کلان در آن دست دارند و همگی با هم بی هیچ اندیشه ای به فرجام کار، زد و بندهای همراه با زد و خورد و چنگ و دندان نشان دادن های هر از گاهی به یکدیگر برای دستیابی به مال و منالی بیش تر را پی می گیرند. آنچه در گفتگو اشاره ای سرراست به آن نشده، ولی چون روز روشن است، سرمایه های کلانی است که در پشت پرده این دست و آن دست شده و ناپیداست؛ سرمایه هایی که همگی سر از بانک ها و بنگاه های بزرگ ترین کشورهای امپریالیستی و ریزه خواران شان در می آورند و یافتن شان هم اکنون نیز بس دشوار است؛ چه برسد به آینده ای که با پا نهادن ویروسی سیاسی به میدان در مِهی انبوه گم و گور شده است.

سرنگون باد گروهبندی های خرموش اسلام پیشه ی فرمانروا بر میهن مان!

ب. الف. بزرگمهر   پنجم خرداد ماه ۱۳۹۹

https://www.behzadbozorgmehr.com/2020/05/blog-post_243.html

ویدئوی پیوست: خصوصی بازی



کجای ما به هیتلر می ماند که اینجوری دست افراشته اید؟! ـ بازپخشش

کجای ما به هیتلر می ماند که اینجوری دست افراشته اید؟! البته نمی گوییم که هیتلر بد بود؛ کَاَنَّهُ آدم بسیار خوبی هم بود و کاری خدایی در پیش گرفته بود. او مانند باغبانی دلسوز می خواست زمین را وجین کند و دودمان آدم های اضافی را بباد دهد که کمونیست های بی دین و ایمانِ کافرستان و اکناف عالم، لعنت الله علیه، جلویش ایستادند و او را از انجام کارش بازداشتند و مع الاسف ناکام ماند. ما هم فی الواقع همان کار خدایی را در پیش گرفته ایم؛ با این تفاوت که او وظیفهِ خود را از ملت های پیرامون آلمان آغاز کرد و ما از همین کشور که نان آن را خورده و میوه هایش را می چینیم، کارمان را به پیش می بریم. البته کمی با چشم بصیرت که نگاه کنید، تفاوت مان بیش تر در زمینه های کار عملی و راهبردی است و در باطن، علی الخصوص میان آماج های مان چندان توفیری نیست؛ به عنوان نمونه، چنانچه مسأله ی کمونیست ها را در نظر بگیریم، او و حزبش در قَلع و قَمع آن ها در آلمان کامیاب بود؛ ولی ما نتوانسته ایم ریشه شان را در این کشور بسوزانیم و هنوز اندر خم یک کوچه ایم.

ب. الف. بزرگمهر  ششم آذر ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/11/blog-post_808.html

زیرنویس تصویر:

دیدار «کیر خرِ خدا قُوّت گوی نظام» با «شجره ی خبیث» لات و لَش های مزدور و چاقوکش گروهبندی های خرموش اسلام پیشه ی فرمانروا بر میهن مان، ششم آذر ماه ۱۳۹۸

پیشبرد سیاستی دانسته و آگاهانه بسود امپریالیست ها ـ بازپخشش

جلوگیری از سازمانیابی توده های مردم ایران و در پیشاپیش آن ها طبقه کارگر و زحمتکشان پیرامون آن، در کُلّیت خود به هیچ رو کورکورانه نیست و همه ی مزدوران امپریالیسم در آن نقش دارند ...

اوضاع اقتصادی ـ اجتماعی روزبروز پریشان تر می شود و بازتاب آن در پهنه ی سیاسی، زمینه های فروپاشی سرزمینی میهن مان را هر روز، بیش تر از پیش فراهم می کند؛ زمینه هایی که از آن میان، چندین بار تاکنون در سخنان همراه با هیاهوی لات بی سر و پای «یانکی» بازتاب یافته و نشانه ای از سمتگیری کانونمندترِ امپریالیست ها برای زیر فشار بیش تر نهادن رژیم موش های اسلام پیشه، دوشیدن بیش تر گاو شیردهِ ایران و بزانو درآوردن آن است؛ فشاری که بیش از رژیم تبهکار فرمانروا بر ایران، توده های میلیونی مردم را نشانه گرفته است. اینکه در چنین پریشان روزی، کنشگران رستایی ـ سیاسی ایران را بزندان بیفکنند و هر آدمی از کارگر و آموزگار و پرستار گرفته تا وکلای دادگستری و حتا کسانی از درون و پیرامون خود رژیم را به شَوَندِ بر زبان راندن انتقادهایی ناجیز یا حتا گوشزدی در این یا آن مورد، گوشمالی داده و در بسیاری موردها پادافرهی سنگین بخشند، نمی تواند تنها از نابخردی و کوته بینی فرمانروایان سرچشمه گرفته باشد. با این همه، رژیمی که در بحرانی فزاینده درگیر شده و می داند با شرایطی بسیار سخت تر از گذشته روبروست، چنانچه جویی خِرَد در سر داشته باشد، باید این نکته را نیز بدیده گیرد که چنان برخوردها و بگیر و ببندهای گاه بسیار ناهنجاری ـ حتا در چارچوب بهره وری های نوکرمنشانه ی خودِ رژیم سگ مذهب! ـ آبی باز هم بیش تر به آسیاب امپریالیست ها می ریزد و به پیشبرد سیاست فروپاشی ایران که بی هیچ گمان و گفتگو، سرنگونی این تبهکارترین رژیم تاریخ ایران در همان نخستین گام را نیز در پی خواهد داشت، یاری می رساند؛ گونه ای سرنگونی که به شَوَندِ تکه تکه شدن ایران با سرنگونی رژیم سگ مذهب بدست نیروهای میهن پرست ایرانی، حتا چنانچه با خزیدن نوکران و مزدوران امپریالیست ها در زیر پوست آن همراه باشد از زمین تا آسمان جداست.۱ اگر بر برخی از واکنش های سراسیمه ی آخشیج های پراکنده ی رژیمِ بی سر و سامان و به بن بست رسیده ی ایلخانی در اینجا و آنجای کشور چشم فرو بندیم، نمی توان چنان رویکرد سرکوبگرانه ای را در کُلیّت خود به پای ناآگاهی رژیمی نهاد که برای پاسداری از هستی خویش در سرزمینی که از آن ریشه گرفته و همچنان در آن ریشه دارد، می کوشد و خود را به آب و آتش می زند. نه! چنین رویکردی که نمودها و نشانه های بسیاری از سرکوبگری و کشتار از یکسو و نابودی زیرساخت های اقتصادی ـ اجتماعی بسود «کارتل» ها و «تراست» های امپریالیستی از سوی دیگر گواه آن است، نشان می دهد که با رژیمی بی ریشه و نوکرسرشت در بنیاد خود که کمر به کارچاق کنیِ کشورهای امپریالیستی و ریزه خواران شان بسته و برای پایوری خویش، حتا به کشورهایی چون ترکیه باژهایی بزرگ داده و می دهد، روبروییم؛ رژیمی انباشته از مزدوران دوملیتی و چندملیتی که بگونه ای هماهنگ و آماجمند، نقشه های شوم کشورهای امپریالیستی برای نابودی ایران زمین را پی می گیرند.۲ 

همانگونه که در نوشتار «ایران، کشوری از درون چنگ اندازی شده» نیز یادآور شده بودم:
«همه ی این ها از سال ۱۳۸۸ به این سو، شرایطی برای کشورمان رقم زد که از بسیاری سویه ها در جهان بی همتاست و شاید از دیدگاه تاریخی نیز بی پیشینه باشد:
کشوری از درون چنگ اندازی شده که شرایط اقتصادی ـ اجتماعی آن با کم و بیش هیچ کشوری در جهان، حتا خودکامه ترین شان، همانند نیست؛ اگر در بسیاری از دیگر کشورها با نادیده گرفتن سمتگیری اقتصادی ـ اجتماعی هر یک، روند چرخش اقتصادی با روند اجتماعی رویهمرفته سازگار و همراستا بوده و با فراز و نشیب های ناگهانی و پدیده هابی پیش بینی نشده همراه نیست، در ایران کنونی با چنین روند و پدیده هایی که گاه چون زمین لرزه تار و پود جامعه را درمی نوردد، روبروییم که به باور من، پی گرفتن همان راه رویش اقتصادی ـ اجتماعیِ کهنه و ناسازگار با خواست های انقلاب سترگ بهمن ۱۳۵۷ ایران و فرانروییدن انقلاب سیاسی به انقلاب اجتماعی، بنیاد و برجسته ترین شَوَند آن است؛ بگونه ای که بسیاری از آن خواست ها حتا در چارچوب اصلاحات اجتماعی ـ اقتصادی («رِفُرم») نیز جامه ی عمل نپوشیدند.
...
به پندار من، پیگیری چنین اوضاعی در کشورمان، در شرایطی که رژیمی ضدملی و تن به خواری و زنهارخواهی داده، تنها به پشتوانه ی نیروهای امپریالیستی همچنان روی پاست و نیروهای سیاسیِ پاسخگو در برابر تاریخ، نه تنها برای سرنگونی آن برنامه ای ندارند که همگام با دولت ”زهدان اجاره ای“ از برخی شعارهای گذشته ی خود نیز چشم پوشیده و سر در لاک فرو برده اند، آشوب های کور و هرچ و مرج جویانه در همه جا را دامن خواهد زد که هم اکنون گواه اوجگیری آن در برخی جاهای ایران هستیم؛ آشوب هایی که با کژدیسه نمودن دانسته و آگاهانه ی آن ها از سوی رژیم تبهکار و لانه ی مزدوران امپریالیست به سوی چالش هایی از گونه ی ”جنگ بر سرِ آب“ و مانند آن کشانده شده، زمینه ی جنگ های برادرکشی آینده را فراهم خواهد نمود ...»۳ 

نمودها و نشانه های پررنگ تر از کرداری زنهارخواهانه و پیشبرد سیاستی شوم برای آینده ی ایران را در پرچانگی های نزدیک به دو هفته پیش «کیرِ خرِ نظام» گواه بودیم که بی هیچ اشاره ای به میلیاردها دلار سرمایه ی بتازگی گم و گور شده بدست آخوند پفیوز امنیتی و دیگر کلان دزدان تمرگیده در «دولتِ زهدان اجاره ای» اش، بر خصوصی سازی فزاینده و همزمان صرفه جویی های بیش تر در کالبد آنچه «اقتصاد مقاومتی» می نامد، پافشرد و با خدا قوت گویی از زنهارخواهانی که نزدیک ترین همدستان کشورهای امپریالیستی را در میان آنان باید جُست، قدردانی نمود!۴

همه ی این ها در اوضاعی که هر روز ناگوارتر می شود، رخ می دهد که «... با جلوگیری حساب شده و باریک از پرخاش های سازمان یافته ی کارگری و توده ای و دستگیری برخی رهبران سندیکایی و رستایی از میان کارگران و آموزگاران، پرخاش ها هرچه بیش تر به هرج و مرج می گراید و سویه ای ویرانگرانه بی هیچ آماج روشنی می یابند؛ همان زمینه ای که بهترین آبشخور برای نیروهای اهریمنی بیگانه و امپریالیست ها برهبری ”یانکی“ هاست.»۵ اوضاعی که چنانچه کوته بینی نابخشودنی برخی از واپسگراترین و تاریک اندیش ترین نیروهای درون و پیرامون نظام را نادیده بگیریم که هیچگونه دلبستگی به آب و خاک و سرنوشت میهن زادگاه خود ندارند و با نفرتی شگرف به توده های مردمی که دست رَد بر سینه شان کوفته اند، رویهمرفته چنین می پندارند که: «دیگی که برای من نجوشد، [می خواهم] سر سگ در آن بجوشد»، سایر دست اندرکاران و کاربدستان جا خوش کرده در بویژه بالاترین جایگاه های رهبری، بی برو برگرد، مزدوران شناخته شده یا ناشناخته ی امپریالیست ها بسرکردگی «یانکی» ها هستند که دانسته و آگاهانه برای پیشبرد سیاست خداوندان خود می کوشند. همه ی آن ها دست در دست یکدیگر و در هماهنگی و همسویی های پنهان و آشکار با امپریالیست ها بویژه امپریالیست های «یانکی» و نیز رژیم سیهونیستیِ چنگ انداخته بر سرزمین پلستین، هر آنچه در توان دارند بکار گرفته و می گیرند تا جلوی سازمانیابی توده های مردم ایران و در پیشاپیش آن ها طبقه کارگر و زحمتکشان پیرامون آن را بگیرند. آن ها نیک می دانند که با پیشبرد چنین روندی، بحران فزاینده ی اقتصادی ـ اجتماعی در میهن مان، هرچه بیش تر بسوی هرج و مرج گرایش می یابد؛ کورتر می شود و با به میدان آمدنِ توده های گرسنه و سردرگمی که کم ترین چشم انداز روشنی پیش روی خود نمی بینند، بهترین زمینه و بستری درخور برای فروپاشی را فراهم می کنند؛ چنین روندی، رویهمرفته و در کُلّیت خود به هیچ رو کورکورانه نیست و همه ی مزدوران امپریالیسم در آن نقش دارند.

ب. الف. بزرگمهر   ۱۹ شهریور ماه ۱۳۹۷


پی نوشت:

۱ ـ «... فروپاشی با سرنگونی رژیم سگ مذهب اسلام پیشه، یکی نیست! هر اندازه که سرنگونی چنین رژیم تبهکاری با همه ی زیان های ناگزیری که در دوره ای کوتاه می تواند در پی داشته باشد، نیاز بی درنگ و روزافزون کشور ماست، چالِ بسیار بزرگی که در پیِ فروپاشی اقتصادی ـ اجتماعی و سیاسی پدیدار می شود، می تواند بسادگی و با کم ترین هزینه جولانگاه هر نیروی نیرومندتر در پهنه ی جهانی و پیرامون ایران شود. با بدیده گرفتن بزرگی و گوناگونی ایران و از آن میان، بویژه ناهمترازی رویش اقتصادی ـ اجتماعی که در این چهل سال به گسست های آشکاری نیز در اینجا و آنجا انجامیده، چنانکه کار به فروپاشی انجامد، هرج و مرج بسیار گسترده و فراگیر با بیش ترین زیان برای یکپارچگی ایران و پیوندهای تاریخیِ تک تکِ خلق های آن ببار خواهد آورد. این نکته را نیز همینجا بیفزایم که هر واماندن و درجا زدنی از سرنگونی این رژیم پلید که برخلاف همه ی یاوه گویی های ”ضد استکباری“ اش به پشتوانه ی سرراست و ناسرراست امپریالیست ها و دستیاری نوچگان منطقه ای آن بر سر کارِ است و به زنهارخواهی های کوچک و بزرگی در پشت پرده نیز تن داده و همچنان تن می دهد، هر بار، بخت فروپاشی بسود کشورهای امپریالیستی و نوچه های ریز و درشت آن در پیرامون ایران را بیش تر می کند. این، بدترین چشم اندازِ پیشِ روست که ... بیش از پیش رُخ می نمایاند و نیازمندِ برخوردی باریک تر و همگرایی روزافزون همه ی نیروهای میهن پرست ایران است. در چنان چشم انداز سخت ناگواری، دست امپریالیست ها برای پیشبرد سیاست های دوربردی و راهبردی خود، بگونه ای نسنجیدنی با هر چشم انداز دیگری، باز خواهد شد و افزون بر نهادینه کردن جنگ های برادرکشی میان خلق ها، خواهند توانست بیشمار گروهک های اسلام پیشه و ملی گرایان تندروی منطقه ای در اینجا و آنجا سبز کنند که همگی سر در آخور خودشان داشته و آب به آسیاب آن ها بریزند.»

برگرفته از یادداشتِ «منافع ملی، آن میلیاردها تومان سکه ای است که سود آن به جیب کلان سوداگران چپاولگر می رود»، ب. الف. بزرگمهر   هفتم تیر ماه ۱۳۹۷

۲ ـ آن گروه از ناباوران به ضدِّ ملی و زنهارخواه بودن چنین رژیمی، چنانچه «فاکت» های ریز و درشتِ حتا هفت هشت سال گذشته را کنار یکدیگر نهاده و بر آن پایه به داوری بنشینند، می توانند چهره ی تبهکارانه ی رژیمی ایران بربادده را از پس صورتکی که دیگر به اندازه ای بسنده برای شناخت بهتر آن پاره پوره شده، بهتر بازشناسند. حسابِ کار آن گروهبندی های "سیاسی" که بر بنیاد سیاه بازی های جان ننه شان: «ضدّاستکباری» چنین رژیمی، آن را رژیمی ملّی شمرده و در حالیکه پای نوشته های روزی نامه های شان از آن میان از «سرنگونی رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی بدست مردم ایران» سخن می رانند، در بسیاری از نوشتارهای سفسطه آمیزشان که چنانچه نکته ای درست نیز دربر داشته باشد، در بیش تر موردها دله دزدی از نوشتارهای دیگران است، سرراست یا ناسرراست از تبهکارترین رژیم تاریخ ایران پشتیبانی می کنند، جداست؛ چنین گروهک هایی انباشته از روشنفکرانی لمیده بر «سوسیالیسم دانشورانه» و از آن میان، «سوپرکمونیست» های «استالینیست» با دیدگاهی ایستا و فراطبیعی («متافیزیک») که شیوه ی نگرش شان با شیوه ی نگرشِ و شناخت افلاتون از جهان دوران خویش پهلو می زند (!)، نه تنها به همین شَوَند از شناختِ باریکِ روندهای اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی ناتوانند و جهان را کژ و کوله می بینند که خواه ناخواه، از سر ناآگاهی و بگمانم، بیش تر آگاهانه به پیشبرد سیاست کشورهای امپریالیستی یاری می رسانند. این نکته را نیز ناگفته نگذارم که بویژه در چند سال کنونی، تنی چند از چنین کودن های فرصت جو با افزایش نقش روسیه در روند برخی رویدادها به آنسو گرایش یافته و به سیاست های «پراگماتیستی» و رویهمرفته کوته بینانه ی رژیم مافیایی روسیه که همواره چشمی به زد و بند با این یا آن کشور امپریالیستی نیز دارد، یاری می رسانند. به شَوَندهایی، تاکنون نخواسته ام، دُم خروس بلند بیرون زده از زیر ردای مزدوری یکی از این نادان ها که در میان کمابیش هر گروهِ با گرایش چپی سر فرو برده و می بَرَد را بِکِشم و آن خروس با همه ی نقش و نگار آن را جلوی دیدگان همه بنهم. شاید هنگامی دیگر ...      

۳ ـ برگرفته از نوشتارِ «ایران، کشوری از درون چنگ اندازی شده!»، ب. الف. بزرگمهر  ۱۵ اَمرداد ماه ۱۳۹۴

۴ ـ «... هفته‌ی دولت فرصتی برای ارزیابی مسوولان دولتی از عملکرد خود است؛ ضمن آنکه در این هفته باید به دولتمردان و برادران و خواهران حاضر در این جلسه ”خداقوت“ گفت؛ زیرا اداره‌ی کشوری با جمعیتی بیش از هشتاد میلیون با مسائل گوناگون، وظیفه‌ای بسیار سنگین و دشوار است.»

برگرفته از «تارنگاشت کیرِ خرِ نظام»  هفتم شهریور ماه ۱۳۹۷

۵ ـ برگرفته از نوشتار «چند نکته پیرامون اوضاع بحرانی ایران»، ب. الف. بزرگمهر   ۱۴ اَمرداد ماه ۱۳۹۷
برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!