«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۰ فروردین ۱۱, چهارشنبه

چه گناهی کردم که ممه خواستم؟! ـ بازپخشش

ویژه ی دلتنگی های آدینه

از زبان این کودک زبان بسته و پا به زنجیر:
مادرم ممه را از من دریغ کرد؛ بجایش شیرخشک بیمزه می دهد که جای ممه را نمی گیرد. چه گناهی کردم که ممه خواستم؟! 

***

برخی نتیجه گیری های اخلاقی

الف. شیرخشک جای ممه را نه از جهت مزه و بو و نه از سویه های دیگر نمی گیرد؛

ب. کودکان از خُرد و کلان نیازمند ممه اند و این وظیفه ی الهی نیز افزون بر وظیفه های دیگر، بر دوش مادران ارجمند نهاده شده و نباید از آن بهره برداری ابزاری کنند۱؛

پ. بر زبان راندن واژه ی «ممه» و سویه های کاربردی آن، چه از سوی کودکان خُرد و چه از سوی کودکان کلان، نه گناه کبیره و نه گناه صغیره است؛ همه ی این کودکان بر بنیاد قانون طبیعی که برخی آن را با قانون های الهی عوضی می گیرند از حق درخواست ممه برخوردارند و بزهکاری بشمار نمی آید۲؛ حتا در «ماه های مبارک» که شمارشان هر روز بیش تر می شود و بزودی، انشاء الله هیچ ماه نامبارکی برجای نمانده و همه ی ماه ها میمون و مبارک خواهند شد؛ و

ت. هر جانور دوپایی از «مدعی اسلام» («ثقه الاسلام») و «نمودار اسلام» (حجت الاسلام) گرفته تا «نشانه خدا» (آیت الله) یا از هر کیش و آیینی دیگر، برخلاف آنچه در بند پیشین آمد، سخن بگوید و کتاب های هوایی (بجای آسمانی!) را که روشن نیست چه کسانی با کدام آماج ها آن ها را نوشته و بدرازای تاریخ، چند بار متن شان این ور آنور شده، گواه بگیرد، برخلاف قانون طبیعی و خواست خداوند عمل نموده و به ریش خود و هرچه نابدترش می خندد!۳

ب. الف. بزرگمهر   پنجم تیر ماه ۱۳۹۴

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/06/blog-post_3.html

پی نوشت:

۱ ـ تبصره ی یکم:
بهره برداری ابزاری بهینه در این مورد، هیچ اشکالی ندارد.

۲ ـ تبصره دوم:
با توجه به آنکه، هر مادینه تنها دو ممه داشته و شمارشان بر روی کره خاکی کمابیش با شمار نرینه ها برابر و این خود، نشانه ای از دادگری خداوند بخشاینده ی مهربان و دانا بودن وی بر دانش آمار است، درخواست بیش از دو ممه از سوی هر کودک خرد یا کلان که چیزی بیش از حق دیگران را خوردن و نابرابری نیست، ممنوع و بر ضد قانون طبیعی و خواست خداوند است.

۳ ـ گفته ای سزاوارتر از این نیز بود که در اینگونه موردها کاربرد بهتری دارد؛ تنها ادب نگذاشت که آن را بکار ببرم. می بینید با چه آدم مودبی سر و کار دارید؟!

می بایستی گیر تیمور لنگ می افتاد ... ـ بازپخشش

نوشته است:
«مـن هـر چـي صبـر کـردم، زنـدگـيـم بيفتـه رو غلتـک، خبـری نشـد ...

الان منتظـرم که غلتـک بيفتـه روم، خلاص شم بــره!»

از «گوگل پلاس»

برایش می نویسم:
جوکی های اصیل هند هم توی جنگل های هندوستان همین کار را می کردند. جایی می نشستند و پنجه ی یک دست شان را کمی رو به آسمان باز می کردند و همانجور زل می زدند تا شاید آدمی، پرنده ای، جانوری، بادام یا خوراکی دیگری کف دست شان بگذارد؛ ولی بیش ترشان شکار جانوران گوشتخوار جنگل می شدند.

البته آن ها یک تفاوت کوچک هم با جنابعالی داشتند؛ بنا بر باور آن ها به دگردیسه شدن از کالبدی به کالبد دیگر (تناسخ)، می پنداشتند روح شان به این ترتیب آمرزیده می شود و در هستی جانداری دیگر زندگی خود را پی می گیرد!

می پندارم که شما به اندازه ی آن ها خرسند نباشی و پیش خودت هم نمی اندیشی که روحت در کالبد دیگری به عنوان نمونه در بدن یک سوسک می رود و پس از آن آسوده و بی دردِ سر می توانی سر یک چاه فاضلاب بنشینی و ...

شاید هم بهتر بود دوره ی تیمور لنگ توی نیشابور پا به جهان گذاشته بودی و درست آن هنگامی که سپاهیان آن مردک پلید، شهر زیبا را به خاک و خون کشیده بودند و برای پایان بردن کارشان، شماری کودک و پیرمرد و پیرزن را توی یکی از میدان های شهر گرد آورده تا یک غلتک خاردار گُنده را رویشان بغلتانند، در میان شان بودی که اکنون هوس غلتک نکنی!

به گفته ی اسپهانی ها:
وخی! وخی! برو ردِ یک کاری!

... و اگر اهل دین و مذهب هستی، از تو حرکت، از خدا برکت!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۹ خرداد ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/06/blog-post_3836.html

نگران نباشید؛ ما از فرزندان شما گوشت دم توپ خواهیم ساخت

نوشته ای جامانده از کسی که خودش نیز هر از گاهی از خود جا می ماند

می گویید کار و باری در کار نیست؛ جوانانِ بیکار چگونه زناشویی کنند و فرزند بیاورند، هنگامی که خودشان نیز سربار پدر و مادرشان هستند؟! خوب! ما بسیار نیازمند سربازان حرفه ای هستیم. آقازاده های مان که سربازی نمی روند و پدران مسوولشان نیز سرگرم راست و ریس (ریست) کردن آیین نامه هایی برای قانونی کردن آنند؛* ولی شما نگران نباشید؛ ما از فرندان شما گوشت دَمِ توپ اسلام خواهیم ساخت و حتا اگر جایی بارگاه امام یا امامزاده ای نیست، خودمان آن را می سازیم. تا آنجا که به عرض این حقیر رسانده اند، رد پای این امامزادگان تا آن سر جهان در شهر نیویورک و اینا هم پیدا شده است. مگر نمی گویید جوانان از پیدا نکردن کار و گرسنگی و اینا خود را می کشند؟ خوب! حال که خود چنین می خواهند، چه بهتر که در راه اسلام خود را بکشتن دهند که هم اَجر اُخرَوی دارد و هم ثواب دنیوی برای بازماندگان شان در این جهان فانی!

از زبان «کیر خر مادر بخطای نظامِ خرموش پرور»:  ب. الف. بزرگمهر   ۱۱ فروردین ماه ۱۴۰۰

* امیرحسین قاضی ‌‌زاده هاشمی، دستیار رییس مهستان خرموش های اسلام پیشه در گفتگویی رسانه ای در برنامه ی «جهان آرا» از «پشم و شیشه ی» خرموش ها گفت:
«سربازی اجباری باید جمع شود. سربازی باید حرفه ‌ای شود. مجلس در این زمینه طرح دارد که باید با ستاد کل به توافق برسیم ... این طرح در مجلس پیشنهاد شده و باید این اراده در ستاد کل نیز بوجود بیاید و باید نگاه به خدمت سربازی در ایران تغییر کند.»

بنیاد داده ها برگرفته از «اسپوتنیک» به تاریخ ۱۴ بهمن ماه ۱۳۹۹ با اندک ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب است.  ب. الف. بزرگمهر 

***

ارتباط تصویری جمعی از مداحان با رهبر انقلاب در سالروز میلاد حضرت زهرا

[زن در اسلام، چه از لحاظ ارزش‌های الهی و چه از لحاظ ارزش های انسانی، نیمی از مرد است و کَاَنَّهُ تخم چپ مرد هم بشمار نمی رود.]

در خجسته سالروز میلاد حضرت فاطمه‌ی زهرا سلام‌الله‌علیها، رهبر انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در نشست تصویری با جمعی از مداحان اهل‌بیت علیهم‌السلام، حضرت صدیقه طاهره را تجسم عالی‌ترین مفاهیم اسلامی درباره زن، مادر و همسر دانستند و گفتند: در دیدگاه اسلامی قوی‌ترین پایه تربیت فکری و روحی انسان در کانون خانواده قرار دارد و در این کانون است که زمینه رشد واقعی زن در عرصه‌های مختلف فراهم می‌شود.

ایشان همچنین بر لزوم حفظ ادب اسلامی در سخن گفتن و پرهیز از بدزبانی و بدگویی علیه یکدیگر در فضای رسانه‌ای و مجازی، تأکید کردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تبریک میلاد حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها و بزرگداشت مقام زن و مادر و همچنین سالروز ولادت امام خمینی(ره) و دهه مبارک فجر، به ابعاد شخصیتی حضرت زهرا و نقش برجسته ایشان به‌عنوان دختر گرامی و غمگسار پیامبر اسلام(ص) و همچنین همسر و هم‌تراز حضرت علی علیه‌السلام و مادر چهار خورشید درخشان و سرسلسله نسل پیامبر عظیم‌الشأن اسلام اشاره کردند و گفتند:
آن حضرت در دوران زندگی خود با فراز و نشیب‌ها، آزمون های بی‌نظیر و محنت‌های متعددی مواجه شدند اما در همه عرصه‌ها همچون همسرداری، مادری، مدیریت خانه، تربیت فرزندان، جهاد فی سبیل الله، امر به معروف و نهی از منکر، عبادت و بندگی خدا، و اخلاص در اوج بودند و نشان دادند یک زن می‌تواند به رتبه‌ی عالی عصمت برسد.

ایشان، حضرت زهرا و حضرت علی و فرزندان گرامی آنان را نمونه عالی یک خانواده اسلامی دانستند که الگوبرداری از همراهی، همدلی، اخلاص و مجاهدت آن بزرگواران می‌تواند جامعه اسلامی را به اوج برساند.

رهبرانقلاب اسلامی افزودند: برخی اوقات دل‌ها در بعضی از امور مضطرب می‌شوند اما نباید پریشان شوند زیرا رشحات آن مودّت و همراهی و مجاهدت‌های خالصانه اهل‌بیت در نظام جمهوری اسلامی نیز کاملاً مشهود است که فراگیری روحیه بسیجی، خدمات بی‌نام و نشان شهدای هسته‌ای، تلاش‌های گروههای جهادی و هزاران گروه جوان در عرصه‌های فرهنگی و علمی و همچنین صحنه‌ها و جلوه‌های زیبای گروههای پرستاری و پزشکی در قضیه کرونا، در واقع پیروی از همان نقشه جامع است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تفاوت بنیادین دیدگاه اسلام و غرب در مقوله زن، افزودند:
نگاه اسلام و جمهوری اسلامی به زن، نگاه تکریم و احترام است درحالی‌که نگاه رایج غرب، نگاه کالایی و ابزاری است. [حتا وقتی برادر مسلمانی زنش را به باد کتک می گیرد با تکریم و احترام بروی وی دست دراز می کند. همین مقوله را غربی ها آنگونه که باید و شاید، نفهمیده اند.]

ایشان خاطر نشان کردند:
در اسلام، زن و مرد از لحاظ ارزش‌های الهی و انسانی تفاوتی ندارند. البته در کنار وظایف مشترک، هریک از زن و مرد وظایف ویژه‌ای هم دارند و به همین علت است که خداوند متعال ترکیب ساختمان جسمی آنها را متناسب با این وظایف ویژه آفریده است. [به همین دلیل، مهم ترین وظیفه ی زن، زاییدن بچه است. خوب! البته در همینجا روشن می شود که آنچه درباره ی نبودن تفاوت های انسانی میان مرد و زن عرض کردیم، بیش تر شوخی کوچکی بود که ناخودآگاه بر زبان مان لغزید؛ وگرنه، همانطور که می دانید زن در اسلام، چه از لحاظ ارزش‌های الهی و چه از لحاظ ارزش های انسانی، نیمی از مرد است و کَاَنَّهُ تخم چپ مرد هم بشمار نمی رود.]

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: ما به نگاه اسلام افتخار می‌کنیم و در مقابل نگاه غرب به زن و سبک زندگی، سراپا اعتراض هستیم.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تبلیغات غربی‌ها مبنی بر اینکه اسلام و حجاب اسلامی مانع رشد زن می‌شود، گفتند:
این یک دروغ واضح است و دلیل بارز خلاف واقع بودن آن، وضعیت زنان در جمهوری اسلامی است. [زن در زیر چادر به  اندازه ای از آزادی برخوردار است که می تواند شرمگاهش را برای مدت زمان مشخصی که شریعت مقدس شتری آن را معین فرموده به هر مرد مسلمان بفروشد و از این راه درآمد کسب کند؛ همین که هم اکنون، الی ماشاء الله در سرتاسر ایران می بینید؛ حتا پیشرفت بجایی رسیده که شمار هر چه بیش تری از جهانگردانِ عاقل تر از ولگردی در تایلند و فیلیپین و اینا دست می کشند و به ایرانگردی روی آورده و می آورند. البته در  این زمینه، کار با برخی اشکالات شرعی نیز روبروست که تنی چند از روحانیون تراز اول جهان اسلام در حال کار برای برطرف کردن آن هستند. شاید کار که گونه ای تعامل با جامعه جهانی نیز هست به آنجا بینجامد که مسلمان شدن ساعتی اینگونه ایرانگردان، مورد پذیرش اسلام و حق تعالی قرار گیرد که به نوبه ی خود، پیشرفت بزرگی در گسترش دین مبین اسلام محسوب می شود و به آن ایرانگردان بخت این را می دهد که گوشه ای از باغ سبز اسلام عزیز را برای العین ببینند و از مزایان آن بهره مند شوند. خوب! این هم از پیامدهای جهانی شدن است و ما نیز نمی توانیم پشت در بمانیم.]

ایشان افزودند: در ایران در هیچ مقطع تاریخی تا به این حد، زن تحصیل‌کرده و فعال در عرصه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی و هنری، علمی، سیاسی و اقتصادی حضور نداشته و همه اینها از برکت جمهوری اسلامی است.

ایشان همچنین با تجلیل از نقش ماندگار و بی‌نظیر مادران و همسران شهدای دفاع مقدس و شهدای دفاع از حرم گفتند:
متأسفانه درباره این بزرگواران آثار هنری کمی تولید شده که جا دارد اقدامات بیشتری انجام شود.

رهبر انقلاب اسلامی نگاه اسلام به زن را زمینه‌ساز برجسته شدن نقش محوری خانواده و مادر برشمردند و با تأکید براینکه قوی‌ترین پایه‌های تربیت فکری و روحی و حقیقی‌ترین فضای صمیمیت در کانون خانواده شکل می‌گیرد، خاطرنشان کردند:
دستگاههای تبلیغاتی غرب و متاسفانه برخی غربزده‌های داخلی تلاش دارند تا نقش محوری مادر در خانواده کمرنگ و یا حذف شود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تاکید بر لزوم ارج‌گذاری به جایگاه زنان خانه‌دار و نقش ویژه آنان در خانواده، به موضوع ازدواج بهنگام و فرزندآوری نیز اشاره کردند و افزودند:
این دو موضوع از نیازهای حیاتی امروز و فردای کشور است که مداحان باید به‌عنوان یک رسانه بزرگ برای ترویج آن نقش‌آفرینی کنند. [گل از گل مداحان شکفت: نقش آفرینی؟! بله با کمال میل. ما برای آن سر از پا یا اندام های دیگر نمی شناسیم.]

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنانشان، مداحی را پدیده‌ای ویژه و منحصر بفرد خواندند و با اشاره به ترکیب این هنر از شعر، نغمه‌پردازی، رساندن سخن به اعماق جان مخاطبان با صدای خوش و همچنین برخورداری از عناصرِ اندیشه، عاطفه، اطلاعات معارفی، تاریخی و آگاهی‌های اجتماعی و جهانی، گفتند:
موضوع کار مداح از عالی‌ترین موضوعات یعنی ستایشگری اهل‌بیت، و وظیفه او گسترش دادن الگوی زیست نبوی، علوی و فاطمی و ترویج اندیشه‌ها و درس های آن بزرگواران است. [همانطور که بزرگ ترین وظیفه ی برادران نظامی، موشک سازی و موشک پرانی است و ما پیش تر چندین و چند بار آن را گوشزد کرده ایم، بزرگ ترین وظیفه ی شما برادران نیز گریاندن پر سوز و گداز مسلمین  با صدایی خوش و ستایشگر است.]

ایشان با توصیه مداحان به جدی گرفتن این وظیفه مهم، تأکید کردند:
هیئت باید به شکل هیئت باقی بماند بنابراین قالب و شکل مداحی را حفظ کنید و نگذارید با استفاده از ابزارهای خارج از قالب مداحی، هیئت‌ها به محیطهای دیگر تبدیل شوند.

رهبر انقلاب اسلامی مداحان و شعرای اشعار مداحی را به استفاده از مطالب متقن و محکم و متین سفارش کردند و با انتقاد از مخدوش شدن ادب اسلامی در برخی محیطهای رسانه‌ای و فضای مجازی، در توصیه مهم و پایانی خود به مداحان و همه تریبون‌داران و رسانه‌ها، بر «حفظ ادب اسلامی در سخن گفتن» تأکید و خاطرنشان کردند:
بدگویی و بدزبانی در جامعه باید جمع شود و ادب اسلامی گسترش یابد. [در ادب اسلامی، حتا طعنه زدن یه دیگری نیز جایز نیست؛ هر چند که آن را در لفافه بپیچانیم؛ بدی دیگر آن این است که بلافاصله از سوی دشمن برداشت ناروا می شود؛ من باب مثال، وقتی از ناراحتی یا خشم به برادری می گویید: «خیلی آقایی!»، دشمن همین را به پای این حقیر می نویسد و ما را نشانه می گیرد؛ البته ما می دانیم که باادب ترین آدم ها در میان همین گروه ممدوح یافت می شوند.]

ایشان با اشاره به دو خطبه توفانی حضرت زهرا(س) پس از رحلت پیامبر اعظم(ص) که در عین مضامین مهم و اعتراضی و اعلام خطر درباره انحراف از مفاهیم برجسته اسلامی، با کلمات محکم و متین و بدون بیان حتی یک کلمه توهین‌آمیز بیان شده است، افزودند: مکتب اهل‌بیت از مسائلی مانند قول بغیر علم، غیبت، تهمت، بدگویی و بدزبانی مبرّا است و شما مداحان نیز باید این معارف را در زبان و عمل به مردم تعلیم دهید. [حتا اگر دشمن به شما بداخمی کرد و زور گفت، باید با نرمش قهرمانانه به پیشوازش شتافت تا نرم شود.]

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با ابراز خرسندی از حرکت رو به رشد دستگاههای تبلیغی کشور از جمله بخش مداحی، از ابتکارات خوب مداحان در مناسبتهای ماه مبارک رمضان و عزاداری محرم که متناسب با شرایط کرونا انجام شد، تقدیر و در پایان خاطرنشان کردند:
بدانید دشمنان در مقابله با جمهوری اسلامی هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند و اسلام و جمهوری اسلامی رو به قوت و اقتدار روزافزون است. [از نشانه های زیر بار بیش تر رفتن در «برجامِ سگ مرده»!]

ایشان افزودند: البته مشکلات و فراز و نشیب‌ها همواره وجود داشته و دارد. افرادی خدمت می‌کنند و افرادی هم ظرفیت ها را از دست می‌دهند اما جمع‌بندی همه اینها، حرکت رو به جلو است.

پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، هشت تن از مداحان و شاعران از استانهای مختلف کشور به قرائت اشعار و مدایحی در فضائل حضرت فاطمه‌ی زهرا سلام‌الله‌علیها پرداختند.

برگرفته از «تارنگاشت کیر خر نظام»   ۱۵ بهمن ماه ۱۳۹۹

دانسته از ویرایش و پارسی نویسی این گزارش خودداری ورزیده ام. افزوده های درون [ ] همه جا از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر

چه خوب که نیستی، ببینی رفیق مائو!

چه خوب که نیستی، ببینی رفیق مائو! سه جهانی که در پندار خود می پروراندی با اینکه آن هنگام نیز چندان فربود نبود و اندیشه ی آن نه از آنِ تو که ازِ اندیشکده های «از ما بهتران باخترزمین» برای بهم ریختن و آبکی نمودنِ شیوه ی اندیشگی و برخورد طبقاتی دانشورانه بیرون جَسته بود، دهه ها پیش از هم پاشید و ساختگی بودن مرزهای جهان های ساخته و پرداخته ات را بروشنی نشان داد. اینک با جهانی ـ و رویهمرفته تنها یک جهان و نه بیش! ـ سر و کار داریم که در آن گربه های تیزچنگ چینی همراه با گربه های «یانکی» و دیگر جاها موش می گیرند؛ چه سیاه، چه سپید؛ چه چینی، چه ماچینی یا از هر دوزخ درّه ای دیگر. این هم یکی از فرآورده های چنان درهم ریختنی است: «مانکن موش» هایی خوش آب و رنگ از همه جا برای خوشایند و سرگرمی گربه ها!

ب. الف. بزرگمهر   ۱۱ فروردین ماه ۱۴۰۰

زیرنویس پرتورها:
هفته ی مُد چین در پِکَن



۱۴۰۰ فروردین ۱۰, سه‌شنبه

اکنون نوبت برخورد فیزیکی است! ـ بازپخشش

خواهرم، موهایت را بپوشان! وگرنه، کار به برخورد فیزیکی خواهد کشید! برخورد شیمیایی و اینا را که پیش تر آزموده ای و از رو نرفته ای!* اکنون، نوبت برخورد فیزیکی است؛ ما تنها یک بار امر به معروف می کنیم ... برادر از چند متری نزدیک تر بیایی، گلوله دریافت خواهی کرد. پرسش دینی داری از همانجا که ایستاده ای، بپرس!

از زبان عالِم عالیقدر، «نمودار اسلام» حاج آقا مگوزید بر ما:  ب. الف. بزرگمهر   ۱۹ امرداد ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/08/blog-post_68.html

* آماج سخن، اسیدپاشی برادران همچنان پنهانی بسیج و حزب الله یا بگفته ای سربازان گمنام امام زمان است.

زمینی سزاوار زیستن و پاسداشت زندگی! ـ بازپخشش

اینجا گوشه ای از زمین زیبای ماست: کوه های آلپ با ماهی رخشان بر فرازش! زمینی گرد که هیچ جای آن را براستی گوشه ای از آن نمی توان بشمار آورد و هر جای آن، کانونی است پیوسته و وابسته به کانون های دیگر؛ زمینی سزاوار زیستن و پاسداشت زندگی و نه برای نابود کردن زیست بوم آن که خود ما آدمیان نیز چنانچه سزاوار چنین نامی باشیم، بخشی از آنیم. آن وابستگی و پیوستگی بگونه ای دربرگیرنده است که می توان سروده ی بسیار زیبا و ژرف اندیشانه ی شیخ اجل سعدی شیرازی که از آن میان، می گوید: «چو عضوی بدرد آورد روزگار  دگر عضوها را نماند قرار» بر گستره ی بسیار بزرگ تری از همبودهای آدمی، دربرگیرنده ی زیست بوم زمین و حتا سپهر بیکرانه گسترش داد.

ما که در بسیاری از کشورهای مان، بدار آویختن، تیرباران و یا هرگونه کشت و کشتار آدمی را از قانون های خود زدوده و آن را تبهکاری نامیده ایم، آیا از این هوده برخورداریم که روی سر مردم و زیست بوم کشورهای دیگر، بُمب و تبهکارانه تر از آن، «مادربُمب» ۱۰ تنی بیفکنیم؟ چنین ناهمتایی بزرگ و نیرنگ  چشمگیری را چگونه برمی تابیم؟! آیا نباید همه ی نیروی خود را بر ضد ددمنش ترین نیروهای ضدتاریخی جهان گرد آورده، خواهان نابودی همه ی بمب ها و جنگ ابزارهای جهان شویم؟

در هر جای جهان که هستیم، برخیزیم و شعار سراینده ی بزرگ ایرانی: ناصر خسرو قبادیانی را پیشه کنیم که گفت:
خلق همه یکسره نهال خدایند هیچ نه بشکن ازین نهال و نه برکن!

... و ما سازگار با نیازها و خواست های دوران، خواهیم افزود:
زمین سزاوار زیستن و پاسداشت زندگی است؛ مرگ بر سرمایه داری امپریالیستی! نابود باد جنگ و آدمکشی در همه جای زمین!

ب. الف. بزرگمهر    سوم اردی بهشت ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/04/blog-post_40.html

دانشگاه بزها

ب. الف. بزرگمهر   دهم فروردین ماه ۱۴۰۰

جایی در ایتالیا ـ پرتور برگرفته از «اسپوتنیک»



۱۴۰۰ فروردین ۹, دوشنبه

مگر ما اینجا کیر خریم؟! ـ بازپخشش

حالا آقای رئیس‌جمهور که هیچ؛ [توی مغزش بخورد!] وزیر خارجه و عناصر وزارت خارجه هم همین‌جور؛ [هر غلطی که بذهن شان می آید که نباید بزبان آورند.] هیچ معنی ندارد با اینها مذاکره کردن؟!* [مگر ما اینجا کیر خریم؟!]

ب. الف. بزرگمهر   ۱۵ شهریور ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/09/blog-post_9.html

افزوده های درون [ ] همه جا از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر

* از بیانات حکیمانه ی «کیر خر نظام»، برگرفته از «حلقه وصل»  ۱۳ شهریور ماه ۱۳۹۷



سده هاست که می گویند او خواهد آمد ـ بازپخشش

تصویر پیوست را همراه با سروده ی بلندبالایی در همان مایه ی «او خواهد آمد ...» درج کرده است و من از خود می پرسم:
آیا تنها خودفریبی آدمی ساده با اندیشه های نیکخواهانه ی مذهبی است یا ترانه لالایی برای خواب کردن و از پا انداختن مردمی که خود باید برای گرفتن حقوق از دست رفته ی خود بجنبند و چشم به کوله باری آماده از سوی کسی دیگر نداشته باشند؟ ...

به هر رو، در کردار اجتماعی چه تفاوتی می کند که با کدام انگیزه، آگاهانه یا ناآگاهانه، نوشته شده است؛ زیرا فرآورده و پیامدِ آن، توسری خوردن و به بردگی واداشته شدن بازهم بیش تر و «راضی به رضای خدا بودن» است؛ ولی در همان دین و مذهب، همچنین گفته شده است:
«از تو حرکت، از خدا برکت» که این یک بسی درست تر و سازگارتر با واقعیت های تاریخ آدمی است و من، همه ی شعارهای فریبنده یا خودگولزنک دیگر در پوشش دین و مذهب یا پوشش های فلسفی که جز لالایی برای خواب کردن توده های مردم و فراهم آوردن زمینه ی بهره کشی بیش تر از آن ها چیزی بیش نیست را به کناری می نهم و تنها همین شعار را می چسبم که از همه بهتر و درست تر است:
«از تو حرکت، از خدا برکت»!

ب. الف. بزرگمهر   ۱۹ مهر ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/10/blog-post_93.html

۱۴۰۰ فروردین ۸, یکشنبه

وختی ما هستیم، شما برای چه زنده اید؟




یک پوزه بند برایش بگیرید، بهتر از هر درمانی است


ره آسمان درونست، پرِ عشق را بجنبان ... ـ بازپخشش

هله عاشقان بکوشید که چو جسم و جان نماند
دلتان به چرخ پرّد، چو بدن گران نماند

دل و جان به آب حکمت ز غبارها بشویید
هله تا دو چشم حسرت، سوی خاکدان نماند

نه که هر چه در جهانست، نه که عشق جانِ آنست
جز عشق هر چه بینی، همه جاودان نماند

عدم تو همچو مشرق، اجل تو همچو مغرب
سوی آسمان دیگر که به آسمان نماند

ره آسمان درونست، پرِ عشق را بجنبان
پر عشق چون قوی شد، غم نردبان نماند

تو مبین جهان ز بیرون که جهان درون دیده‌ست
چو دو دیده را ببستی ز جهان، جهان نماند

دل تو مثال بامست و حواس ناودان‌ها
تو ز بام آب می‌خور که چو ناودان نماند

تو ز لوح دل فروخوان به تمامی این غزل را
مَنِگر تو در زبانم که لب و زبان نماند

تن آدمی کمان و نفس و سخن، چو تیرش
چو برفت تیر و ترکش، عملِ کمان نماند

مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی

نوشته و تصویر از «گوگل پلاس»

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/04/blog-post_26.html

بازی مرگبار با مردم یمن را پایان دهید، آدمکش ها! ـ بازپخشش

بازی مرگبار با مردم یمن را پایان دهید، آدمکش ها!* دستکم به اندازه ی لات بی سر و پای «یانکی» تمرگیده بر کرسی ریاست جمهوری تان، دل آن را داشته باشید و رُک و پوست کنده بگویید که از رژیم ددمنش عربستان زیر چکمه ی خاندان سعودی، همه سویه پشتیبانی می کنید. سپارشنامه بجای قطعنامه» از خود در نکنید، مادربخطاهای روزگار! همه ی مردم جهان و از آن میان در کشور خودتان با سرشت تبهکارانه ی سامانه ی سرمایه داری امپریالیستی، بیش از پیش آشنا شده اند. می بینید؟! هنوز جوهر قرارداد خشک نشده به مردم یمن یورش آورده اند و آنچنان کوته بین نیز هستند که درنمی یابند، روندی که آغاز شده به چنگ اندازی سرراست شما آدمکشان بر همه ی آن بیابان انباشته از نفت و بیرون راندن شکمبارگان و خرسکانی که کاری جز خوردن و کردن و ریدن و در میان آن ها نیایش به درگاه الله ندارند، خواهد انجامید و این، بیگمان سویه ی دلخوشکنک آن برای کسانی چو من خواهد بود که چشم دیدن چنین جانوران ددمنشی را ندارند.

ب. الف. بزرگمهر   ۲۹ آذر ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/12/blog-post_20.html

* بر بنیاد گزارش های رسانه ای، دیروز، تنها اندکی پس از آغاز آتش بس میان نیروهای یمن با گروهبندی تبهکار عربستان زیر چکمه ی خاندان سعودی و شیخک های تخم سگ درون و پیرامون شاخاب پارس که همگی از پشتیبانی همه سویه ی امپریالیست ها برهبری «یانکی» ها نیز برخوردارند، آن گروهبندی تبهکار با بمباران بندر حدیده که از آن میان به مرگ چهار کودک انجامید، آتش بس را شکست. این گروهبندیِ ابزار دست امپریالیست ها در منطقه ای بحران زده، بخوبی شیوه های فریبکارانه و ناجوانمردانه ی خداوندان خود در پیمان شکنی را رونویسی نموده و بکار می بندند. 

ما که دیگه چیزی واسه پنهان کردن نداریم! ـ بازپخشش

ای وای! چرا حالا همه تون به اونجای ما چشم دوختین؟! ما که هر چی خواسته بودن، دادیم و دیگه چیزی واسه پنهان کردن نداریم!

ب. الف. بزرگمهر   هشتم آذر ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/11/blog-post_66.html

«نفوذ در محیط زیست، یکی از مباحث مدِّ نظر در مسأله نفوذ بوده و چند سال است که آمریکا و اسراییل از طریق عوامل خود در محیط زیست، در مکان‌های حساس و حیاتی کشور نفوذ پیدا کرده و دوربین‌های خود را به کار گذاشته تا به عنوان مثال از فلان حیوان مراقبت داشته باشند. عوامل نفوذ در محیط زیست دستگیر شدند؛ اما متأسفانه، حمایت‌هایی از نفوذی‌ها شد. البته مدارک نفوذ آنان بصورت کامل موجود است.» گفته های دادستان کل رژیم سگ مذهب اسلام پیشگان: «نمودار اسلام والمسلمین» محمدجعفر منتظری،

برگرفته از خبرگزاری آنا»  هشتم آذر ماه ۱۳۹۷


آب گوارا را از سرچشمه ی گل آلود نشده ی آن بنوشیم! ـ بازپخشش

خود را «دانشجویان خط امام» می خوانند؛ خطِ کدام امام، روشن نیست! تصویری از یک تلویزیون کهنه درج کرده و می نویسد:
«به اعتقاد نگارنده، ادامه ی وضعیت موجود باعث بروز شکاف و بی اعتمادی روز افزون جامعه نسبت به این رسانه می شود و به فراخور آن، این امر باعث تبدیل وضعیت ”رسانه ملی“ به ”رسانه ی حکومتی“ خواهد شد که مسلماً در تراز جمهوری اسلامی که خود را متکی به آراء عمومی می داند، نخواهد بود.»

از «گوگل پلاس»

اگر آنچه نوشته شده را با خوش بینی بنگریم که من چنین نمی نگرم و برای آن ـ از روی نمونه کارهای دیگرشان ـ دلیل های بسیار دارم، انتقادی آبکی و خودگولزنک بیش نیست! با دادن عنوان هایی چون «رسانه ملی» و «متکی به آراء عمومی» به پندار خود، هندوانه هایی گنده زیر بغل رژیم تبهکار و دستگاه رسانه ای اش نهاده اند؛ کاری کودکانه در جهان سیاست و گوشزدی که تنها لبخند تبهکاران فرمانروا را در پی خواهد داشت و خواهند گفت:
بگذار از اینگونه انتقادها در میان گذارند! این خود نشانه ای بر دمکراسی اسلامی ماست ... هرچه نباشد به کمک برادران این سو و آن سوی اقیانوس،* انشاء الله این دمکراسی را که برتر از آنِ طالبان و داعش است به سراسر جهان صادر نموده، تخم اسلام عزیز را به همه جا خواهیم پراکند ... این هم بخشی از بازی برد ـ برد میان ماست که بر سرِ آن با آن ها همداستان شده ایم ...

آیا جوان های کم تجربه ای هستند که تازه پا در جهان سیاست نهاده و از تاکتیک و استراتژی و جستارهای اجتماعی، همان اندازه درمی یابند که «آقا بزرگ عظیم الشان»** شان درمی یابد؟

آیا نمی دانند که «شکاف و بی اعتمادی روز افزون جامعه» نه تنها به آن رسانه که بگونه ای ریشخندآمیز ملّی اش می خوانند که همه ی دم و دستگاه حاکمیت پلید از همان روزهای نخست بر سر کار آمدن دولت بورژوا لیبرال «مهدی موش» (مهدی بازرگان) آغاز و در میانه ی جنگ با رژیم صددام، آنگاه که ناروا پای در خاک کشور همسایه نهادیم و شعار کودنانه ی: «راه قدس از کربلا می گذرد» سر دادیم، گسترده تر و روزبروز بر شتاب آن افزوده شد؟!

نه! نمی شود که این همه را ندانند؛ بویژه آن میرزابنویس شان که خرده سوادی نیز دست و پا کرده، انشاء می نویسد، بیگمان چیزهایی می داند.

آیا ترس از گسترش هرچه بیش تر اندیشه های سوسیالیسم علمی و چپ راستین، بویژه میان جوانان نیست که رژیم ورشکسته و پوسیده از درون را به تکاپو برای جلوگیری از گرایش هرچه بیش تر جوانان مسلمان به سوی چپ واداشته و در کنار گروهک های چپ نمای تروتسکسیتی که دست شان را برای پراکندگی هرچه بیش تر نیروی چپ تا اندازه ای باز گذاشته اند ـ و من نمودها و نشانه های فراوانی از آن در دست دارم! ـ به گونه هایی از چپ نمایی در میان سازمان های جوانان و دانشجویان با باورهای دینی نیز میدان داده اند؟

درست به همان دلیلی که اشاره کردم، نمی خواهم و نمی توانم همه ی آن ها را به یک چوب رانم و چنین انگی بر پیشانی همگی شان بنهم؛ ولی در این زمینه که رژیم پلید و تبهکار جمهوری اسلامی به یاری مشاورین اروپایی و امریکایی خود به چنین کارهایی دست می یازد نیز کم ترین تردیدی ندارم. به هر رو، آنچه مهم تر است، هشیار بودن جوانان مسلمان پاک سرشت، پاک اندیش و خواهان سرفرازی و پیشرفت میهن است که به دام چنین جریان های مخالف خوان دروغین نیفتند! نمونه ی تاریخی آن را نیز خوشبختانه یا شوربختانه در کشورمان داریم که شایان بررسی و آموختن است:
چگونگی پیدایش و گسترش «انجمن های حجتیه» در دوره ی رژیم گوربگورشده ی پادشاهی در همکاری تنگاتنگ با «ساواک» آن رژیم که به دستگیری و زندان افتادن بسیاری از جوانان مذهبی استوار و آماده برای فداکاری در راه سرفرازی میهن خود انجامید؛ انجمنی دوزخی در هماوندی با دیگر سازمان دوزخی و همچنان کنشگر در ایران به نام «فراماسون ها» که رهبرشان در آغاز انقلاب و بگمانم بیش تر برای گوشزد درباره ی نیروی پشتوانه ی خود یه رهبر انقلاب: روح الله خمینی گفته بود:
ما سی هزار نیروی سازمان یافته داریم؛ همگی را در اختیار شما می گذاریم! (نقل بسیار نزدیک به مضمون)

تا چه اندازه رهبر آن انجمن دوزخی: شیخ حلبی، درباره ی شمارگان نیروهایش راست یا دروغ گفته بود را نمی دانم؛ ولی آنچه روشن است، بسیاری از نیروهای شان که کسانی بویژه پیرامون رهبر دروغگو و دَبَنگ کنونی ـ و بگمان بسیار خود وی ـ از مهره های آن هستند و من در این باره کم ترین تردیدی ندارم، گام بگام و بگونه ای سازمان یافته در حاکمیت جمهوری اسلامی نفوذ کردند؛ برجای ماندگان نیروهای انقلابی مسلمان را یا کشتند یا بیرون رانده، خانه نشین شان کردند ـ و در این زمینه به هیچ روی منظورم گروه های نامیده شده با برنامِ «اصلاح طلب» نیست که چشم دیدن شان را هم ندارم! ـ تا اینجا که همه ی حاکمیت و بخش عمده ای از حاشیه ی امن پیرامون آن را از آنِ خود نمودند:
نیروهایی بگونه ای عمده وابسته به امپریالیسم انگلیس!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۲ آبان ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/11/blog-post_42.html

 * واژه هایی چون امپریالیست، مستکبر، شیطان بزرگ یا کوچک را دانسته از قلم می اندازند!

** یکی از عبارت های عربی که حال مرا به هم می زند!

احساس «اصحاب کُهُف»! ـ بازپخشش

می گویند کسانی که برای زیارت به کربلا رفته و تازه بازگشته اند، احساسی چون احساس «اصحاب کُهُف» یافته اند! می بینند که نان به یکباره هزار تومان و گوجه فرنگی شش هزارتومان شده است. خدا کند، سکته نکنند؛ وگرنه دیگر بختی برای بیدار شدن نخواهند یافت.

از «گوگل پلاس» با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب:  ب. الف. بزرگمهر

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/12/blog-post_20.html



دِ بنال دیگه نفله! ـ بازپخشش

وزیر امور بیرونی روسیه، چندی پیش با اشاره به شیوه ی برخورد دستگاه دیوانسالاری «یانکی» ها به چالش های پدید آمده از آن میان، گفته بود:
«نخست، تحریم می‌کنند؛ سپس تحریم‌های بیشتری به انجام می رسانند و تنها پس از آن، در گفتگو را می گشایند۱ همین شیوه برخورد زورگویانه و چکشی که از دید من، در بازه زمانی درازتر، پیامدهای ناگوارتری برای سامانه ی امپریالیستی زمینگیر شده بویژه امپریالیست های «یانکی» بهمراه خواهد داشت و چون تیغی دولبه، تن و بدن خودشان را نیز خواهد بُرید با دیگر کشورها و از آن میان، رژیم موش های توسری خور اسلام پیشگان فرمانروا بر ایران در پیش گرفته شده و می شود؛ شیوه برخوردی افزون بر آنچه آمد، کوته بینانه و بی چشم انداز از دیدگاه سیاسی که پرداختن به آن، جُستار این یادداشت نیست.

گفته ی به نمک طنز آغشته ی لاوروف، گرچه از گوشه چشمی دیگر، شایان درنگ و بررسی است و هنگامیکه آن را خواندم، در کنارش یادداشتی کوتاه برای کاری برجای مانده از گذشته نگاشتم۲، مرا به یاد آن شوخی شاید نه چندان خوشایند کهنه انداخت:
مردکی غول پیکر و کلّه خر را به باغی بزرگ فراخواندند تا شیری زنجیر گسسته را بکُشد. به او شماری کنیزکان زیبا و دلربای خداوند آن باغ را نشان دادند و گفتند:
اگر آن شیر را بتوانی بکُشی، به اِذنِ خداوندمان می توانی یکی از این کنیزکان را برگزینی و بگایی.

مردک پذیرفت و پا به درون باغ نهاد. چندان بدرازا نکشید که لَه لَه زنان بازگشت و گفت:
قربانت گردم، شیر را گاییدم! حالا چه کسی را باید بکُشم؟

اینک با چشم پوشی بجا و نابجا بر برخی سویه های دیگر و آنچه در پشت پرده ی نمایش های روحوضی سیاسی از هر سو و در همه جا در جریان است، ماجرای لات بی سر و پای «یانکی» در جایگاه رییس مُشتی کلّه خر کوته بین تا اندازه ای به این شوخی زشت و زیبای کهنه می ماند؛ کله خری که درنمی یابد، هنگامی که گلوی دیگری را آنچنان سخت فشرده ای که راه دَم و بازدَمش را بسته و چهره اش به کبودی گراییده، چگونه می تواند گفتگو کند:
دِ بنال دیگه نفله!

ب. الف. بزرگمهر  سوم مهر ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/09/blog-post_30.html

پی نوشت:

۱ ـ گفته ی سرگئی لاوروف در حاشیه یک گردهمایی اقتصادی در شهر ولادی‌وستوک روسیه درباره ی شیوه ی برخورد دستگاه دیوانسالاری «یانکی» ها به چالش های پدید آمده میان دو کشور

برگرفته از تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»  ۲۱ شهریور ماه ۱۳۹۷ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

۲ ـ تا جانت بالا بیاید مردک نادان! از تعهد اخلاقی سخن گفته بودی؛ یادت می آید؟

۱۴۰۰ فروردین ۷, شنبه

سرانجام، کسی می بایستی پا پیش می گذاشت ...


کاسه ی صبر مردم ایران ـ بازپخشش

کار حمیدرضا بیدقی

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/06/blog-post_98.html



... حتا اگر اصغر قاتل باشد! ـ بازپخشش

شوخی یا جدی نوشته است:
«بریم رای بدیم؛ بعد تو برگه رای بنویسیم: میرحسین موسوی! بعد مقام معظم رهبری متوجه می‌شه چقدر میرحسین محبوبه و رئیس‌جمهورش می‌کنه!»

از «گوگل پلاس»

می نویسم:
«از زبان مقام مُعظّم رهبری، دامت برکاته:
هر پایی که در حوزه ی انتخاباتی نهاده شود و هر رایی که روی آن نوشته شود، رای به نظام جمهوری اسلامی است؛ نفْس ورود به حوزه ی انتخاباتی، به معناى اعتماد به جمهورى اسلامى و اعتماد به ساز و كار انتخابات است؛ در درجه‌ى دوم هم، رأى به كسى است كه یا شما یا آن برادر و خواهر دیگر یا بنده‌ى حقیر تشخیص داده‌ایم كه براى آینده‌ى كشور مفیدتر از دیگران است؛ حتا اگر اصغر قاتل باشد!

دامت برکاته = دامت پربرکت تر و گسترده تر باد!»

ب. الف. بزرگمهر  ۱۷ خرداد ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/06/blog-post_9765.html

به مرگ گرفته اند که نابود کنند! ـ بازپخشش

وضعیت زندگی کارگران، زحمتکشان و حتا بخش هایی از کارمندان و بازنشستگان فرودست در میهن ما روز بروز بدتر و بدتر می شود. توده های گسترده ای از مردم، نمی توانند کمترین و بنیادی ترین نیازمندیهای یک زندگی «بخور و نمیر» را فراهم کنند و چرخ زندگی شان نمی چرخد. پیش تر، آنگونه که زبانزدی توده ای می گوید: «به مرگ می گرفتند، تا به تَب راضی کنند». اکنون حتا این زبانزد، کاربرد خود را درباره توده ی کار و زحمت از دست داده است. حاکمیت مهرپرور بازرگانان و داد وستدگران درون و برون ایران، چنان گلوی آنها را می فشارد و لقمه نانشان را بریده است که براستی باید گفت: «به مرگ گرفته اند که نابود کنند».

در کنار این توده سترگ و زندگی سیَه روزشان، سرمایه داران و بویژه بازرگانانی که اکنون به جز کالاهای دیگر، حتا ناموس مردم را نیز ـ بی یا با پوشش اسلامی ـ داد و ستد می کنند، به اندازه ای پروار شده اند که آقازاده ها و خانم زاده هایشان گاه برای آرایش مو و گیسویشان تُک پایی به بهترین و گران ترین آرایشگری های (باید می گفتم: «بوتیک های آرایش و زیبایی») پاریس می روند و برمی گردند. در کنار آنها، لایه های میانه حالی که در میانشان مدّعیان پیشین پیشرفت و عدالت اجتماعی به سود زحمتکشان کم نیستند و در یکی دو دهه کنونی آبی به زیر پوستشان دویده، فربه تر شده اند را نیز نباید از قلم انداخت. این گروه، با نیم نگاهی به آینده نه چندان روشن (البته به دلیل اُفق دید کوتاهشان!)، بیشتر در پی خرید و فروش خانه و ویلا و زمین در ایران و اگر دستشان برسد چارگوشه گیتی اند؛ دلمشغولی شان نیز آنگونه که نُقلِ زبانشان است، بچه هایشان هستند: دُردانه بچه هایی خودخواه که باید رویشان "سرمایه گذاری" نمود؛ به آموزشگاه های ویژه "تیزهوشان" فرستادشان و صدالبته به شکمشان نیز رسید که: «عقل سالم در بدن سالم است»! بسیاری از آنها، بویژه در میان خانم هایی که اکنون خود بدون آنکه کسی وادارشان کند، خانه نشین شده اند، یا سازمان های نیکوکاری راه انداخته اند و یا در اینگونه سازمان ها که مانند قارچ همه جا روییده اند، دستی برای یاری به سوی تهیدستان یا آسیب دیدگان اجتماعی گشوده و نمونه ای از یک «جامعه اسلامی» را چهارده سده پس از پیدایش اسلام، به نمایش گذاشته اند: ثروتمندانی که خداوند برکتشان داده، دستِ مستمندانی را که به سویشان دراز شده، «فی سَبیل الله» می گیرند تا شب با وجدان و خاطری آسوده سر بر بالش گذارند!

در چند سال گذشته، به کوشش و همیاری دولت مهرپرور بازرگانان و لابد برای سیرنمودن شکم همان ها که دستشان به دهانشان می رسد، آنچنان بی رویه کالا به کشور وارد و انباشت کرده اند که معاون وزارت صنایع، چندی پیش، بخشی از بِلبِشویی و هرج و مرج پدیدآمده را چنین لو داد:
«در سال ۸۸ بیش از ۸۳ درصد از مجموع ۴۰ میلیلرد دلار واردات کالاهای صنعتی به کشور، اضافی و بیخودی بوده است»!!! (اخبار صدا و سیمای جمهوری اسلامی، ۲۵ شهریور ۱۳۸۹).

پیشبرد سیاست پلید و ایران برباد ده «تجارتخانه نمودن ایران» که بهشت برینِ زالوهای اجتماعی در میهن ماست، نه تنها کمر تولیدکنندگان درونی را شکسته و بسیاری از آنها را ورشکست نموده که بیکاری هرچه گسترده تر کارگران و زحمتکشان، بی چیزی و بی نوایی لگام گسیخته را در پی داشته است. از همین روست که حاکمیت زالوپرور و بیدادگر با شتاب هرچه بیشتر همه قوانین و لایحه های پیش تر تصویب شده روایط کارگر ـ کارفرما را بازهم به سود کارفرمایان دگرگون می کند، همزمان جلوی رشد و گسترش سازمان ها و سندیکاهای کارگری را می گیرد و کوشش ددمنشانه خود را برای نابودی آنچه اینجا و آنجا سر برون کرده، هرچه بیشتر پی می گیرد؛ سیاستی که نه تنها به سیه روزی بازهم بیشتر زحمتکشان و توده های فرودست می انجامد که هستی لایه های میانی و بالایی جامعه و نیز سیاستمداران کوته بین شان را به چالش کشیده و آنها را نیز به درّه ای که خود در پیدایش و ژرفش آن نقش داشته اند، سرنگون خواهد نمود.

مُستمندی توده انبوه مردم و شکاف طبقاتی* به اندازه ای رسیده که بی گفتگو، دیر یا زود، شورش های گرسنگان را در پی خواهد داشت: شورش هایی پرهرج و مرج، نابود کننده و کور که آغازگر هرچیزی به جز پیشرفت و سربلندی ایران خواهد بود. آنگاه شاید «نه از تاک نشان مانَد و نه از تاک نشان»!

ب. الف. بزرگمهر   ۱۱ آذرماه ۱۳۸۹

https://www.behzadbozorgmehr.com/2010/12/blog-post_02.html

* «شکاف طبقاتی» را نباید تنها افزایش فاصله یا حتا قطب بندی طبقاتی پنداشت. در چنین پدیده ای، همانگونه که نام آن تا اندازه زیادی گویاست، شکاف میان طبقات به اندازه ای می رسد که تقریبا جامعه را به دو پاره بخش می نماید؛ پاره هایی که هنوز در بُن اندکی به یکدیگر پیوسته و درّه ای در میانشان پدید آمده است. این پدیده که از مدت ها پیش در میهن ما به چشم می خورد، زمینه های ازهم گسیختگی و فروپاشی همه جانبه اقتصادی ـ اجتماعی و سیاسی کشور را از هرباره آماده نموده، یکپارچگی آنچه از ایران برجای مانده را نیز به چالش کشیده است.

در نبود نیروی چپ در پهنه ی اجتماعی، صفحه را از آن رو گذاشته اند! ـ بازپخشش

به بهانه ی بازپخششی دیگر

آنچه در یادداشت زیر، آنهم تا اندازه ای نارسا و نه چندان دربرگیرنده، درباره ی منش و شیوه برخوردِ فرومایه ای به نامِ مهدی بازرگان («مهدی موش») یادآور شده بودم، می تواند شایان درنگِ آن چند الف بچه ی نادان و جویای بختِ (فرصت طلب) تمرگیده در رهبری آن حزب وامانده نیز باشد که با کوته بینی از کسی که هنوز جوهر گماشتگی اش به جایگاه نخست وزیری در آغاز روی کار آمدن رژیمی تازه خشک نشده، همین حزب درجا زده و وامانده را با گواه گرفتن "قانون" سال ۱۳۱۰ رضاخانی، غیر قانونی اعلام کرده بود، یاد وی را زنده نموده اند:
«... پس از انقلاب از سوی نخست‌وزیر دولت موقت زنده‌یاد آقای بازرگان به‌مقام ریاست دانشگاه تهران- درواقع نخستین رئیس دانشگاه تهران در جمهوری اسلامی- برگزیده شد.» برگرفته از تارنگاشت «حزب توده ی نامور به ایران» به تاریخ ۱۲ آذر ماه ۱۳۹۹ (برجسته نمایی از آنِ من است. ب. الف. بزرگمهر)

ب. الف. بزرگمهر   هفتم فروردین ماه ۱۴۰۰ 

***

نوشته ای با عنوان «اندیشه اجتماعی مهندس بازرگان» از غلامعباس توسلی به مناسبت سالروز درگذشت مهدی یازرگان از یکی از تارنگاشت ها برگرفته و در صفحه ی خود درج نموده است:
«امروز، سالروز درگذشت مرحوم مهندس بازرگان است. روانشاد، مهندس مهدی بازرگان ۸۷ سال زندگی کرد که حداقل ۷۰ سال آن را صرف فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی، علمی و سیاسی کرد. هر چند فعالیت محوری و رسمی ایشان استادی دانشگاه و آموزش رشته‌های فنی و اختصاصا ”ترمودینامیک“ بود، اما نبوغ و جامع‌نگری او اجازه نمی‌داد که فقط به تعلیم و تعلم و آموزش تخصصی بسنده کند، بلکه از همان آغاز زندگی، اعتقادات دینی و ایمان به خدا و یقین به آخرت، انگیزه‌های نیرومندی را در وجود او زنده نگه می‌داشت که لحظه‌ای از دغدغه جامعه و مردم و تعمق در آیات الهی و جست‌وجو در مبانی دین اسلام و نشان دادن راه مستقیم و طریق رستگاری غافل نمی‌ماند. او در سراسر زندگی‌اش تلاش کرد که معنای ژرف زندگی انسان را در رابطه با دستورات قرآنی به خوبی درک کند و راه را از چاه بازشناسد و آن را به هم‌نسل‌ها و به خصوص نسل جوان منتقل کند.

از این رو مهندس بازرگان به عنوان یک روشنفکر دینی برطیف وسیعی از تحصیلکرده‌ها تاثیر گذاشت و بالاتر از آن به عنوان یک مصلح اجتماعی یکی از پایه‌گذاران جنبش نوگرای اسلامی در ایران و حتی در جهان اسلام معاصر شناخته شد که با مصلحینی همچون سیدجمال‌الدین، اقبال لاهوری، برابری می‌کند و قابل مقایسه است و در زمان خود نقش برجسته‌ای در روند تحولات فکری، اجتماعی و سیاسی معاصر باقی گذاشته است که قابل انکار نیست. اکنون او نه فقط برای نسل خود و نسل‌های بعد از خود به لحاظ مشی و منش و اخلاق و رفتار اسوه حساب می‌شود، بلکه نوشته‌ها و گفته‌ها و به‌طور کل مجموعه آثارش در برگیرنده و نشان‌دهنده تلاش‌های او برای ”بازیابی ارزش‌ها“ و ”بازگشت به قرآن“ و ورود به چالش‌هایی است که تحولات عصر جدید آن را ایجاب کرده است.

شادروان مهندس بازرگان همگام با آیت‌الله طالقانی و شهید مطهری و دیگر پیشگامان نهضت اسلامی معاصر، دورانی را رقم زدند که در تاریخ اندیشه اسلامی معاصر ایران همواره روشن و زنده باقی خواهد ماند. بی‌مورد نیست در اینجا به مجموعه آثار ایشان که در حدود ۳۰ جلد را شامل می‌شود و تاکنون بیش از ۲۰ جلد آن منتشر شده است، اشاره داشته باشیم. این مجموعه آثار که هنوز در حال جمع‌آوری و انتشار است، شامل مطالعات قرآنی، مطالب اعتقادی، مسایل اجتماعی، مباحث علمی و فنی و مسایل مربوط به تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی است که به مناسبت در هر دوره، به صورت سخنرانی، مقاله و کتاب طی ۷۰ سال عمر پر برکت ایشان به تدریج منتشر شد و اکنون با نظم خاص در یک مجموعه آثار جمع‌آوری و منتشر می‌شود. به عنوان مثال چند جلد از این آثار که به مسایل اجتماعی و اعتقادی اختصاص یافته ازجمله مجلد چهارم، هشتم و شانزدهم عناوینی به شرح زیر را شامل می‌شود: در وصف صنعت، ارمغان فرهنگ، آتیه صنعت در ایران چگونه باشیم؟ اول به فکر ایران، دوم به فکر ایران، سوم به فکر ایران!!! قیمتی‌تر از نفت، بازی جوانان با سیاست، ترمودینامیک در زندگی، سازگاری ایرانی…. بعضی عناوین جلد هشتم: مذهب در اروپا، کار در اسلام، سرچشمه استقلال، از خداپرستی تا خودپرستی، جنگ میان دیروز و فردا، احتیاج روز، سر عقب‌افتادگی ملل مسلمان. اندیشه‌های بازرگان در طول زمان، نوسانات اندکی داشته به طوری که از اولین سخنرانی در فرانسه، زیر عنوان مقلد نباشیم (دوره دانشجویی) تا بحث‌های آخری زیر عنوان آخرت و خدا هدف بعثت انبیا به عنوان تحولات و فردگرایی وی می‌توان ملاحظه کرد.

بازرگان علاوه بر مقالات و کتب و آثار فکری مانند: عشق و پرستش یا ترمودینامیک انسان، یا انقلاب ایران در دو حرکت که در مجموعه مذکور جمع شد. در تحلیل‌ها و انتقادات سیاسی و پیش‌نویس قطعنامه ‌کنگره‌ها و نهضت و اظهارنظرهای سیاسی مشارکت فعال داشته هر چند نام ایشان روی این کارهای گروهی حک نشده است. آثار و اندیشه‌های بازرگان در کلیت خود منعکس‌کننده‌ جهت‌گیری‌هایی است که اجزای آن مقوم یکدیگر بوده و مبتنی بر جهان‌بینی، هویت‌بخشی با تکیه بر آیات قرآنی و مبانی اسلام نوشته شده است و طیف وسیعی از موضوعات اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی مهم‌ترین است که می‌تواند مورد استفاده همگان قرار گیرد. روانش شاد.» (از «گوگل پلاس»)

می نویسم:
ببخشید! ناچارم رک و پوست کنده بنویسم:
این آقای مهندس بازرگان از نظر اجتماعی، آدمی کودن، وامانده و واپسگرا بود. در خاطرات یکی از زندانیان دوره ی شاه به نکته ی جالبی درباره ی وی به شوخی اشاره شده است که بهتر بود عمامه ی آقای طالقانی را روی سر وی گذاشت.

از کوتاه بودن جمله سوء تفاهم نشود. منظور آن زندانی سیاسی این بود که آقای طالقانی بسیار بهتر و ژرف تر از مسایل سیاسی و اجتماعی سر در می آورد. کارکرد آقای بازرگان نیز این ها را بخوبی نشان می داد؛ شخصیت و دریافت وی از انقلاب بزرگ بهمن در جمله ی معروف وی بخوبی دریافتنی است:
ما نم نم باران می خواستیم؛ ولی سیل آمد.

این آدم کودن و رویهمرفته تیره اندیش از همان ابتدای نخست وزیری اش به همه کاری دست زد تا جلوی جریان سیل راه افتاده را سد یا آن را منحرف کند؛ اگر به عملکرد وی بیش تر باریک شوید، او از نظر جایگاه طبقاتی کم و بیش در همان جایی قرار داشت که "مرغ توفان" در آن بود. بدبختی "مرغ توفان" در آن بود که کمی پایش را آنورتر نهاد و زودتر چهره ی راستین خود را به نمایش گذاشت و توده ی مردم در خیابان ها بدرستی شعار می دادند:
«بختیار، بختیار، نوکر بی اختیار!» ولی این یکی که مانند بیش تر آدم های وامانده، آبزیرکاه تر بود، شکیبایی پیشه نمود و در حاشیه ی جریان انقلابی خود را حفظ کرد.

با این همه، اگر از من بپرسند: از نظر شخصیتی (و تنها از این نظر منظورم هست!) کدامیک از این دو را باصداقت تر می دانی، بیگمان "مرغ توفان" را برخواهم گزید!

دادن عنوان هایی چون «روشنفکر دینی» و «مصلح اجتماعی» به چنان آدمی جز گزافه گویی (باید یاوه گویی می نوشتم!) بیش نیست.

در نبود مدیریت درست انقلابی از همان نخست، بورژوازی لیبرال ضربه خورده از انقلاب در کالبد چنین آدم هایی به بالاترین پایگاه ها و جایگاه ها در رژیم جمهوری اسلامی دست یافت و بزرگ ترین ضربه ها را به پیشرفت جریان انقلابی زد؛ همزمان راه را برای مغازله با «شیطان بزرگ» و ورود عناصر فرصت طلب به درون حکومت گشود.

ب. الف. بزرگمهر   ٣٠ دی ماه ١٣٩١

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/01/blog-post_2614.html

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!