«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۲ آبان ۹, سه‌شنبه

انشاء الله آنچنان رستگار شوی که گُرز اسلام بدست بگیری

نماز بخوان بابام جان! به پند و اندرزهای نمازیار، پاسخ‌یار، رصدیار، اردویار، رقابت‌یار و تشکل‌یار از دل و جان گوش بده تا انشاء الله آنچنان رستگار شوی که از بازیگوشی های کودکانه یکباره دست برداشته، گُرز اسلام بدست بگیری و توی کُت و کول و مغز دشمن بکوبی؛ اگر چنانچه گرز هم نشد که چندان با دوران ما سازگار نیست و بهانه بدست «جامعه جهانی» می دهد که ما را بیش تر بدوشند، باتوم و اینا هم بد نیست. اسلام به شما دانش آموزان نیاز دارد؛ ولی البته همینجوری نمی شود ره صد ساله را یکشبه پیمود؛ باید برای رستگاری به چکش کاری های اسلام یاران تن بدهی تا هر چه آت و آشغال و خرده شیشه و اینا که در مغزت انباشته ای، دور ریخته شده و خرد و خمیر شوند. آن هنگام دیگر انشاء الله بزرگ تر هم شده ای و پنجه هایت آماده ی گرفتن گرز و باتوم و اینا خواهد بود. اندرزی پدرانه نیز برای تو و همسالانت دارم که مبادا این چیزها و اینا را عوضی بکار گیری و من بابِ مثال، توی مغز دختر جوان و زیبارویی که از کنارش رد می شوی و به تو نیم نگاهی هم نمی کند، بکوبی و الم شنگه ی جهانی راه بیندازی؛ پای بیضه ی اسلام در کار است و دشمن نیز همه جا در کمین مان نشسته است. انشاء الله در پناه اسلام یاران، گرزبدستی شایسته برای اسلام عزیز از آب و گل در آیید.

... و من الله توفیق  حقیر سلطانعلی گدای ورشکسته به تقصیر

ب. الف. بزرگمهر   نهم آبان ماه ۱۴۰۲ 

***

دانش‌آموزان باید فایلی صوتی نماز خواندنشان را در یک سامانه دولتی برای داوری بارگذاری کنند! آغاز فعالیت نمازیاران در آموزش و پرورش!

اصغر باقرزاده، معاون پرورشی وزارت آموزش و پرورش گفت مدیران مدارس جهت اجرای فریضه دینی نماز ۶ نفر از والدین دانش‌آموزان را برای نقش‌هایی از جمله «نمازیار» و «رصدیار» معرفی می‌کنند. او افزود دانش‌آموزان هم باید فایلی صوتی از نماز خواندنشان در یک سامانه دولتی برای داوری بارگذاری کنند!

به گزارش روابط عمومی معاونت پرورشی و فرهنگی، اصغر باقرزاده در این باره گفت: با توجه به ضرورت استفاده از ظرفیت والدین دانش‌آموزان در راستای اجرای برنامه فراگیر پرورشی و فرهنگی، از همه مدیران مدارس خواسته شده است اسامی ۶ نفر از والدین علاقه مند و توانمند در قالب نقش‌های نمازیار، پاسخ‌یار، رصدیار، اردویار، رقابت‌یار و تشکل‌یار را در سامانه سیدا ثبت کنند همچنین از همه مدیران خواسته شده همه دانش آموزان یک فایل صحیح خوانی نماز از خود، در سامانه بارگذاری کنند تا داوری توسط نمازیاران انجام شود!

برگرفته از «تلگرام»   ششم آبان ماه ۱۴۰۲ (بختی برای ویرایش این گزارش نداشتم.  ب. الف. بزرگمهر)

  

... بمب خر است! ـ بازپخشش

همین که نترکیده، مایه خرسندی است؛ ولی سُهش این دختربچه ی بیگناه پلستینی و خنده اش ماجرای دیگری دارد ... بمب، خر است!

از «گوگل پلاس» با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر 

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/08/blog-post_10.html



پس آفتابه یادت نره! ـ بازپخشش

نوشته است:
«آقایون،خانوما!

ما دو تا استاد روحانی بزرگوار داریم،موندیم هدیه روز معلم چی بهشون بدیم!!!

منتظر پیشنهادات شما بزرگواران هستیم!» از «گوگل پلاس»

برایش به شوخی می نویسم:
به یکی حلیه المتقین؛ به آن دیگری آفتابه!

با سه تا علامت شگفتی در پایان نوشته اش که خوب شیرفهم شوم، پاسخ می دهد:
«الان علم پیشرفت کرده! توی توالت ها شیلنگ میذارن!!!»

می نویسم:
آره! شما درست می گی که علم پیشرفت کرده؛ ولی آخوند واقعی از اون نابش، هیچوقت آفتابه رو با شیلنگ عوض نمی کنه. آفتابه یه مزایای دیگه ای هم داره که شاید شما سنت قد نده؛ داستان هاشو حتما نشنیدی. ولی مطمئن هستم اگه بگم باورت نمی شه! مهم ترین سودمندیش اینه که شیشه مشروب و میشه توش قایم کرد؛ برد توی توالت که کسی دیگه اونجا سر خر نمی تونه بشه، خورد. واقعا اتفاق افتاده؛ البته توی دوره زمونه ی اون شاه گوربگور شده! اگه هم فکر می کنی که آخوندا مشروب نمی خوردن سخت در اشتباهی.

دوباره می نویسد:
«خوب بالاخره از هر وسیله ای ممکنه استفاده های غلطی هم بشه! ولی شیلنگ از باب طهارت راحت تر مورد استفاده قرار میگیره! آخوند هم اگر آخوند باشه هرگز شراب نمی خوره! اگر شراب بخوره آخوند نیست،شراب خواریه که لباس آخوند پوشیده!!!»

دوباره می نویسم:
به نظرم بازهم حق با شماست. مثلا توی مملکت ما از خط کش بجای خط کشیدن برای کتک زدن استفاده می شده و هنوز هم میشه. در اینکه آخوند راست راستکی هم مشروب نمی خوره با شما همداستانم و همینطور استدلال درست بعدیش؛ ولی دشواری توی کشور ما همینه دیگه که نه از هیچ چیزی برای اون منظوری که ساخته شده، سود برده میشه و نه هیچ آدمی سر جای خودشه. اگر اینجور بود که ببخشید این شیر توشیری که الان می بینی، نبود و مردم سر و سامانی داشتند! خوب، انتخابش با خودته؛ می تونی بجای آفتابه، شیلنگ براش بخری؛ ولی اگه واقعن بزرگوار باشن، آفتابه رو ترجیح می دن! بالاخره، من دو تا پیرهن از تو بیش تر پاره کردم. خود دانی!

یادم رفت برات بنویسم که فردا در اصل «روزمعلم» نبوده و نیست؛ روز جهانی کارگره که "بزرگوار"هایی شاید مانند این دو بزرگوار (بی احترامی به آن ها نمی کنم و اگر آدم های براستی شریفی هستند، سلام مرا هم به آن ها برسانید! از نظر شکل بیرونی می گم) برای اینکه از کارگر و روز کارگر می ترسیدن و الان هم می ترسن، نام این روز رو گذاشتن «روز معلم»! بازهم یک دلیل دیگه برای اینکه ببینی هیچ چی توی این مملکت سر جای خودش نیست!

پاسخ می دهد:
«روز معلم که ۱۲ اردیبهشته بزرگوار! پس فردا! چون کلاس ما فردا هست، گفتیم دست خالی نریم!!!»

... و من سپارش می کنم:
پس آفتابه یادت نره! از یکی از اون دو تا بزرگوار هم، اون که سن و سالی داره، داستان «آفتابه دار مسجد شاه» (گوربگور شده) را بپرس. حتمن می دونه؛ بامزه است.

راستی، هدیه رو که انشاء الله از روی خلوص نیت می بری و چشمداشتی به نمره ی بهتر نداری؛ انشاء الله! موفّق و اونجور که اونا می گن (الان البته کمی دِمُده شده) مؤیّد باشی!

واپسین پاسخ وی چنین است:
«انشاءالله ـ داستان آفتابه دار را هم خوندم،جالب بود! حس مسوولیت پذیری رو نشون میده! از هم نوشتاری با شما استفاده کردم و از ادبتون ممنونم. موفق و پایدار باشید» 

***

از شما چه پنهان، این شاید نخستین باری است که کسی از ادب من سپاسگزاری می کند. هرچی به مغزم فشار می آورم که یک نمونه ی دیگر و نزدیک به زمان کنونی پیدا کنم، چیزی یادم نمی آید.

با خود می اندیشم:
تو پیش تر این قدر با ادب نبودی! یواش یواش داری پیر می شی!

ب. الف. بزرگمهر   دهم اردی بهشت ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/04/blog-post_4145.html

۱۴۰۲ آبان ۸, دوشنبه

باید چیزی برای گفتن داشته باشی ...

وزیر کار نادرست نفرموده اند؛ آماج شیرین زبانی شان از در پشتی بود که ناخواسته از در پایینی در شد؛ گناهی هم ندارند. باید چیزی برای گفتن داشته باشی؛ بویژه اگر بیکاره هم باشی. تا اندازه ای یادآور خودنمایی آفتابه دار مژگت نامور به نام شاه گوربگور شده!*

ب. الف. بزرگمهر   هشتم آبان ماه ۱۴۰۲

«به گزارش اکوایران و بنا به داده‌های مرکز آمار، تورم ماهانه از ۲ ⸓ امسال به ۲.۳ ⸓ در مهر ماه رسیده است. تورم ماهانه مان به اندازه ی تورم سالانه‌ی سایر کشورها هست و وزیر [پوشالی] کار میگن در پهنه ی اختساد یکی از اولین‌ها هستیم!

برگرفته از «تلگرام»   هشتم آبان ماه ۱۴۰۲

* بنگرید به نوشتار نمودی روشن از فرهنگ ادعایی در «ولایت آقا بیشعور»!  ب. الف. بزرگمهر   ۲۳ تیر ماه ۱۳۹۳ 

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/07/blog-post_14.html

یعنی چند سال میشه تا اون موقع؟ ـ بازپخشش

یعنی چند سال میشه تا اون موقع؟ کاش کمی حساب کتاب یاد می گرفتم ... من که سرم نمی شه؛ ولی بالاخره پیشرفت می کنیم ...

به بهانه ی سخنان بس حکیمانه ی «کیرِ خرِ نظام» درباره ی دستیابی به «تمدن نوین اسلامی ـ ایرانی» در سال ۱۴۴۴:  ب. الف. بزرگمهر   چهارم آبان ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/10/blog-post_46.html



۱۴۰۲ آبان ۷, یکشنبه

پاس و سپاسی جانانه او را شاید!

پوران ناظمی، کنشگر مدنی، در یک آواپوشه (فایل صوتی) با فراخواندن (مخاطب قرار دادن) «حفاظت قوه‌ی [جان ننه شان] قضائیه»، دادستان کرمان و جیرفت، «حفاظت اطلاعات سپاه و نیروی انتظامی» و «وزارت اطلاعات» می‌گوید:
«تا وختی وکلای منتخب نتوانند در تمام مراحل بازجویی‌ حضور داشته باشند و تا وختی دادگاه‌ها با حضور هیأت منصفه برگزار نشود، نافرمانی مدنی تنها شیوه‌ی اعتراض من است.»

بتازگی (اخیرا) «شاخه ی نخست (شعبه‌ی اول) دادگاه انقلاب جیرفت»، پرونده‌ای برای بانو پوران ناظمی سر هم بندی کرده و با دروغ بستن هایی سنگین از آن میان، «اهانت به مقدسات اسلام»، «اقدام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی»، «محاربه» و  «افساد فی‌الارض» وی را بزهکار (متهم) شناخته است

بانو پوران ناظمی [که پاس و سپاسی جانانه از سوی هر ایرانی بزرگمنشی او راشاید!] در بخشی از این آواپوشه، در واکنش به آن دروغ بستن ها می‌گوید:
«من نه تنها از شما درخواست تخفیف مجازات ندارم، بلکه در پیشگاه ملت ایران درخواست می‌کنم، اگر فعالیت مدنی و الزام به رعایت حقوق بشر جنایت است، اگر اقدام مسلحانه داشته‌ام، اگر توهین به اسلام کرده‌ام با ارائه‌ی سند محاکمه شوم.» و در پایان، «ورود وکلای مستقل در پرونده، ارائه‌ی دلیل مستند بر این اتهامات و محاکمه‌ی عادلانه با حضور هیأت منصفه» را تنها درخواست خود می داند.

برگرفته از «تلگرام»   ششم آبان ماه ۱۴۰۲ (با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب؛ افزوده های درون [ ] و برچسته نمایی های بوم نیز از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

ویدئوی پیوست: پاس و سپاسی جانانه او را شاید

شوربختانه تارنگاشتم گنجایش بارگیری این ویدئوی ارزنده و گواهمند را نداشت. آن را می توانید از آن میان، در نشانی«تلگرام» BehzadBozorgmehr@ بیابید.


نگران ... ـ بازپخشش

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/03/blog-post_1.html



۱۴۰۲ آبان ۵, جمعه

باید کاری کرد!

باید کاری کرد! با سخنرانی هایی بیمایه و برُخ کشیدنِ دستاوردهایی که بسیاری از آن ها دستاوردی راستین نیستند یا سر یکدیگر را در همایش هایی از آن هم بیمایه تر تراشیدن، کاری از پیش نمی رود. «عزراییل» روزانه جان بسیاری از توده ی مردم بی پناه غزه از آن میان کودکان و زنان را می دِرَوَد و بریش یک یک تان که از مرگ دیگران نیز دستاویزی برای پیشبرد سیاست های کوته بینانه و یارگیری های نو به نو می تراشید، می خندد. او را با شما کاری نیست.

ب. الف. بزرگمهر   پنجم آبان ماه ۱۴۰۲

وزارت بهداشت غزه: شمار جاباختگان در نوار غزه به ۷۳۲۶ نفر از آن میان، ۳۰۳۸ کودک، ۱۷۲۶ زن و ۴۱۴ سالخورده رسیده است.

برگرفته از «چوب دو سر گُه»   پنجم آبان ماه ۱۴۰۲ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

۱۴۰۲ آبان ۲, سه‌شنبه

آن "فرهنگِ" سزاوار نابودی و این نشانه های شرم آورش

سخنگوی وزارت بهداشت غزه:
شمار جانباختگان بمباران نوار غزه از سوی اسرائیل [همانا عزراییل!] به ۵۷۹۱ تن افزایش یافت که از آن میان ۲۳۶۰ کودک و ۱۲۹۲ زن را دربرمی گیرد. 

«نتانیاهو» [بخوان: نادان یابوی سزاوار دار!] در یک همایش رسانه ای با «امانوئل مکرون» [همانا قارچ روییده بر دمکراسی باخترزمین!] گفت:
«حماس آزمونی برای باخترزمین و فرهنگ است. <...> اگر حماس شکست بخورد، پیروزی برای فرهنگ خواهد بود. <...> این نبرد اروپا است؛ این نبرد امریکاست.این نبرد فرهنگ است، این نبرد برای دل و جان و آینده ی خاورمیانه و سایر جهان است.»

برگرفته از «چوب دو سر گُه»   دوم آبان ماه ۱۴۰۲ (با ویرایش، پارسی و اندک بازنویسی درخور از اینجانب؛ برنام و برجسته نمایی های درون [ ] نیز از آن من است.  ب. الف. بزرگمهر)

۱۴۰۲ آبان ۱, دوشنبه

چپ چپ نگاهم نکنید ... ـ بازپخشش

چپ چپ نگاهم نکنید! از جای دوری به اینجا نیامده ام. لانه ام همین دور و برهاست و نیازی هم به دله دزدی مرغ و تخم مرغ ندارم. ساکنین این خانه به من و همنوعانم دلبستگی فراوان دارند. یکی از کارهای شان پرورش روباه است و برای آن بنگاه هایی هم ساخته اند؛ نه برای روباه هایی چو من که خانه زادم؛ برای روباه هایی که از جاهای دیگر به اینجا می آیند ...

از زبان آن روباه خانه زاد:  ب. الف. بزرگمهر   ۱۹ اَمرداد ماه ۱۳۹۴ 

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/08/blog-post_63.html

۱۴۰۲ مهر ۳۰, یکشنبه

نقد ریشه ای چگونه نقدی است؟ ـ بازپخشش

پاسخی فشرده و شاید نه چندان رسا به یک پرسش

انتقادی رویهمرفته آبکی از بخشی از حاکمیت تبهکاری است که هست و نیست مردم ایران را به باد داده است:
«... در چند روز اخیر دو اتفاق به ظاهر کم‌اهمیت در فضای مجازی افتاده که امواج تاثیرگذاری آن در عالم واقعی سیاست قابل تصور نیست. جالب آنکه هر دو درباره سوریه اند؛ یکی از موضع مخالفت با آن و دیگری موافقت. اما هر دو اتفاق برای ما و سوریه هزینه آور بوده است.

یکی آنکه بخشدار سابق کیش در وبلاگ خود مطلبی بر علیه حمله احتمالی امریکا به سوریه منتشر کرده و بهانه ای دست رسانه های نادان تر از خود داده است که بگویند ایرانی ها دختران اوباما را تهدید به تجاوز کرده اند!

دوم اینکه خانم نعیمه اشراقی مطلبی از قول هاشمی در صفحه فسبوک خود منتشر کرده که مدعی شده هاشمی گفته است دولت سوریه مردم خود را بمباران شیمیایی می کند؛ و همین هم بهانه ای می شود برای حمله به موضع رسمی دیپلماسی ما در قبال سوریه.

البته اشکال از فیسبوک و وبلاگ نیست، وگرنه وزیر امور خارجه همین دولت هم در فیسبوک حضور دارد. معاون اول دولت و سخنگوی دیپلماسی و برخی از وزرا هم دارند وارد فیسبوک می شوند. اشکال از آدم های نابلد در عالم سیاست و عالم ارتباطات است.

اشکال از دولتی است که به یک جوان بیست و چند ساله مسئولیت بخشداری منطقه مهم کیش را می دهد و او چند سال بعد هم آنچنان ناپخته می ماند که چنین مهملاتی در وبلاگش می نویسد که بهانه بیگانه شود.» از «گوگل پلاس»

برایش می نویسم:
«داداش جان! ننوشتی چرا این آقای ظریف مریف، هنوز نیومده با خانم نانسی پلوسی لاس خشکه ی اینترنتی میزنه و چرا اسمش رو دوجور بکار می بره:
اینجا سید محمد جواده و اونجا تنها جواد خالی؟!

ببینم؛ این عالیجناب بالاخره گفته بود دولت سوریه رو سر مردم خودش بمب شیمیایی می ریزه یا نه؟!

ضمنن کار از این حرف ها که نوشتی، گذشته؛ یعنی واسه ی فاطی تنبون نمی شه.»

با ناخشنودی و بسان کم و بیش بیش تر آدم هایی که متوجه کاستی و کم مایگی نوشته شان می شوند، ولی به چیز دیگری بند می کنند، شیوه ی آمیخته ی به شوخی و کنایه ام را که چیزی جز گوشزدی به وی برای پرت نشدن از آن ور پشت بام است، بهانه کرده، می نویسد:
«ادبیات عالی متعالی»

این بار ناچارم روشن تر بنویسم که چرا و کجا چنین «ادبیات عالی متعالی» کاربرد می یابد:
«درباره ی نقدهایی که ریشه ای نیست، دانسته چنین ادبیاتی بکار می برم. کار از این حرف ها گذشته آقای ... و زیاد وقتی هم برای بهبود ریشه ای اوضاع نیست و از اون گذشته امیدی هم به این دولت و حاکمیت نابکار نیست. برای همین اینجوری برای شما می نویسم. وگرنه، جستاری جدی را برایش ارزش قائلم و از شما هم تاکنون یکی دوبار چیزهایی بازانتشار داده ام. به هر رو، آب نباید در هاون کوبید!»

کسی دیگر چنین واکنش نشان می دهد:
«از نظرتون نوع تفکرتون مشخصه و برای خودتون محترم اما جسارتا میتونم بپرسم نقدهای ریشه ای از نظر شما دقیقا به چه نقدهایی گفته میشه؟ اون دسته از نقدهایی که با نوع تفکر شما همخوانی داره؟

یا مخالفتی با تفکرات شما نداشته باشه؟»

پرسش خوبی است؛ گرچه همراه با یک پیشداوری نادرست در کالبد پرسش. ناچارم در کوتاه ترین و فشرده ترین شکل ممکن پاسخ وی را بدهم. اینگونه از آب در آمد:
...

پرسیده اید که نقد ریشه ای چگونه نقدی است.

بیگمان چنان نقدی آنگونه نیست که با نظر و باور کسی همخوانی داشته باشد. برعکس ، هر کسی باید بکوشد تا نظر خود را تا حد ممکن مستدل و منطقی ارائه دهد و افزون بر آن، درونمایه ی نظر (یا در اینجا نقد) نیز تا اندازه ی ممکن با واقعیت هماهنگ و سازگار باشد. نوشتم: «تا اندازه ای» به این دلیل که نظر یا نقد می تواند در چارچوب «منطق صوری» و در چارچوب بیرونی خود کم و کاستی نداشته باشد؛ ولی از درون انباشته از ناهمتایی (تناقض) باشد.

منظور من از «نقد ریشه ای»، همانا نقد علمی و بگونه ای مشخص نقدی برپایه ی کاربرد باریک اندیشانه ی «دیالکتیک ماتریالیستی» است که لزوما و همیشه در ناهمتایی با «منطق صوری» نیست و آن را تکمیل می کند. از دید من، تنها چنین نقدی می تواند تا اندازه ی بسیاری به واقعیت، واقعیتی که هر آن در حال شدن است، نزدیک شود. دانسته می نویسم: «نزدیک شود»؛ زیرا هماهنگی کامل آنچه آدمی می پندارد و بر زبان می راند، هر اندازه نیز از جهت منطق درونی و بیرونی خوب و نیرومند باشد، با واقعیت که امری عینی و بیرون از اراده ی ماست، هیچگاه امکان پذیر نبوده و واقعیت عینی همیشه مقدم بر آن چیزی است که در اندیشه و ذهن آدمی بازتاب می یابد.

در زمینه ی دانش های اجتماعی، با توجه به آنکه بیش تر جامعه های آدمی و از آن میان جامعه ی ایران که با آن سر و کار داریم، جامعه ای طبقاتی است و در آن ها طبقات و لایه های با منافع آشتی ناپذیر (در اصطلاح لاتینی: آنتاگونیسم) در کنار لایه های با منافع آشتی پذیر در کنار یکدیگر قرار دارند، باورها و نظریات گوناگونی، حتا گاه زیر یک نام، شکل می گیرند که به شدت در رویارویی با یکدیگر هستند؛ به عنوان نمونه، در کنار برداشت عدالت خواهانه از اسلام به سود نیروهای کار و زحمت و تولید کنندگان ثروت های مادی و معنوی جامعه با "اسلام امریکایی" (به گفته ی آقای خمینی)، "اسلام انگلیسی" که کهنه تر و ریشه دارتر و پاچه ورمالیده تر از آن یکی است و بطورکلی اسلام زالوهای اجتماعی که نمودهای آن امروزه بسیار روشن و آشکار در میهن مان به چشم می آید نیز روبروییم. با این حساب، زاویه های نگرش گوناگونی به واقعیت های اجتماعی و اقتصادی و ... پدید می آیند که همه ی آن ها به یک نسبت علمی نیستند و یا حتا آنگونه که در برخی  سامانه های فلسفی ـ اجتماعی باخترزمین چون «نسبیت گرایی» (رلاتیویسم) ترویج و تبلیغ می شود، اینگونه نیست که چون هر کس گوشه ای از واقعیت را می بیند، پس همه ی آن ها بطور نسبی درست می گویند یا برعکس هیچکدام آن ها بازهم بگونه ای نسبی درست نمی گویند.

از زاویه ی دید من که «دیالکتیک ماتریالیستی» را یگانه دیدگاه علمی و فلسفی می دانم و سایر دیدگاه ها را که در بهترین حالت آن، آمیزه ای از راست و ناراست در کنار یکدیگر (سفسطه آمیز) می بینم، نقد ریشه ای باید بر این پایه استوار باشد که در گفتار آسان و در کردار بسیار دشوار است و افزون بر دانشی که هر روز باید نو شود، نیازمند ورزیدگی بسیار نیز هست. چنین نقدی، در هر زمینه ای و در هر چارچوب بزرگ و کوچکی که انجام گیرد، هم واقعیت در حال شدن (دگرگونی و گاه دگردیسی) را و اینکه در چه مرحله ای از شدن است درنظر می گیرد و آنگونه که آدمی سده ها به آن خو گرفته، تنها برشی مکانی ـ زمانی از آن را بجای کل واقعیت جا نمی زند و هم آن حلقه ی بنیادین که دیگر حلقه های واقعیت با آن درگیرند را کوشش می کند تا بیابد و برپایه ی آن فرآیند حلقه های دیگر را دریابد. چنین روش و رویکردی به پژوهنده کمک می کند تا افزون بر آنچه گفته شد، اندازه ی بزرگی و کوچکی و شتاب رشد و گسترش این یا آن حلقه را بهتر دریابد؛ یکی را بزرگ تر از آنچه هست و دیگری را کوچک تر از آنچه براستی هست، درنظر نگیرد و نیز فرآیندهایی که هنوز در مرحله ی رشد جنینی خود هستند نیز تشخیص دهد. به این ترتیب، چنین امکانی برای یک دیالکتیسین ماتریالیست ورزیده پیش می آید که بتواند روند رویدادهای آینده را در چارچوبی منطقی تشخیص دهد (در اینجا اشاره ام به یکی از جستارها و مانش های مهم این فلسفه و شیوه ی نگرش به نام «منطقی» و «تاریخی» است که به آن در اینجا بیش تر نمی پردازم). می خواستم برای حسن ختام، نمونه ای تاریخی بیاورم که بیگمان از نظر دریافت جُستار بسیار بهتر بود؛ ولی چنانچه به همین گفته های آقای ... اندکی باریک شوید که برای وی احترام قائلم و وی را آدمی اندیشمند می دانم، خواهید دید که بجای برخورد دقیق به ریشه ی دشواری ها به چیزهای فرعی و غیر مهم پرداخته و آن ها را با بزرگنمایی درمیان نهاده است.

خوب! همین شیوه نیز با اینکه همه ی آن «خرده واقعیت» ها به نوبه ی خود مهم هستند، می توانند واقعیت بزرگ تری را که این «خرده واقعیت» ها نمودهایی از آن هستند را بپوشاند و این کار غیرعلمی است. اگر به عنوان نمونه  به برنامه ی «آخوند ریش حنایی» تازه روی کار آمده (حسن فریدون بعدا روحانی!) باریک شوید، می بینید که جدا از سخنان یاوه و ادعاهای بیهوده، مهم ترین نکته در یک برنامه ریزی اقتصادی ـ اجتماعی، یعنی سمتگیری اجتماعی به سود کدام طبقات و لایه های اجتماعی که باید به آن نخست و پیش از همه پاسخ داده شود تا برپایه ی آن مدل رشد اقتصادی روشن شود در آن دیده نمی شود و از لابلای آن می توانی دریابی که چنین برنامه ای که براستی برنامه نیست و در اینجا بیش تر به آن نمی پردازم، پیش و بیش از هرچیز به سود بازرگانی سوداگر و دلال از سویی و پیگیری همان راه پیموده شده از دوران بازگشایی دروازه های اقتصادی به روی سرمایه امپریالیستی از دوره ی رفسنجانی پلید تاکنون (همچنین دربرگیرنده ی احمدی نژاد که بیش از آن دو سیاست های دیکته شده ی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول را در کشورمان به اجرا در آورد) نوشته شده است؛ سیاستی که کمر ایران را شکانده و کشورمان را به آستانه ی تکه تکه شدن کشانده است. این نمونه ای از برخورد غیر ریشه ای به جستارها و دشواری های اجتماعی است که نه تنها آن دشواری ها را ازمیان برنمی دارد که آن ها را بدتر و بدتر می کند. اجازه بدهید که در اینجا یش تر به آن نپردازم.

نکته ی ای نیز جدا از این ستیزه (بحث) و به بهانه ی پرسش شما مایلم یادآور شوم:
بهره کشان درون و همدستان آن ها در بیرون ایران، دانسته و آگاهانه، توده ی مردم و بویژه نیروهای مذهبی خوب و ناآلوده را از مارکسیسم و فلسفه ی علمی ترسانده و آن را بگونه ی مذهب یا دینی بی خدایی معرفی نموده اند. مارکسیسم، دین و مذهب و آیین و یا فرقه نیست. مارکسیسم، دانش رهایی نیروهای کار و زحمت از چنگ بهره کشی و ساختن جامعه ای است که بسیاری از امامان شیعه و از همه آشکارتر حضرت علی (جامعه ی بی طبقه )، آرزوی آن را در سر می پرورانده اند. مارکسیسم، رهنمون عمل است و نه تنها رهنمون عمل مارکسیست ها که همه ی کسانی که خواهان پایان سامانه ی بهره کشانه ی امپریالیستی، پایان فرمانروایی زر و زور و فریب هستند. درست به همین دلیل است که همه ی بهره کشان جهان از آن می ترسند؛ زیرا راهکارها و چگونگی برخورد ریشه ای (علمی) به جستارهای اقتصادی ـ اجتماعی را بدست داده است.

مارکسیسم را بی هیچ ترسی باید آموخت و به این ابزار، ساز و برگ یافت؛ وگرنه، همچنان از توده ی مردم سواری می گیرند؛ خون مردم را به شیشه می کشند و میلیاردها ثروت شان را جلوی دیدگان آن ها به جیب می زنند و در حالیکه خود با همه ی هستی انگلوارشان به «جهان فانی» چسبیده اند، ما و شما را به «جهان باقی» حواله می دهند!

ب. الف. بزرگمهر    ۲۰ شهریور ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/09/blog-post_282.html

۱۴۰۲ مهر ۲۹, شنبه

آب ما با آب آسیابان ها در یک جوی نمی رود

«پاپی جان» رو به «پدر کیری»:
ـ می شود ما با هم پرچمدار همزیستی آشتی جویانه در جهان باشیم؟

پدر کیری:
ـ نه! نمی شود؛ این با سرشت پلید آدمی که همیشه خواهان جنگ و خونریزی است، جور در نمی آید. راه دور نمی روم؛ خود من با کلاهخودی که بر سر دارم، نمونه ای از آنم. چوبدستم نیز که همیشه آن را با خود همراه دارم، همین گوشه کنار است. آب ما با آب آسیابان ها در یک جوی نمی رود.  دستگاه دیپلماسی شما چندان نادرست نمی گوید که دیدار میان ما می‌تواند به سردرگمی هر چه بیش تر پیروان مان که بدون آن هم به اندازه ای بسنده گیج و گولند، دامن بزند.* همان یک دیدار در هاوانا بس بود.

ب. الف. بزرگمهر   ۲۹ مهر ماه ۱۴۰۲ 

***

پدرسالار مسیحی ابراز تاسف می کند: "انسان ها نمی توانند بدون جنگ زندگی کنند".

رهبر کلیسای ارتدکس روسیه گفت: جهان باید همچنان برای به حداقل رساندن اثرات خصومت ها تلاش کند.

پدرسالار مسیحی ابراز تاسف می کند: "انسان ها نمی توانند بدون جنگ زندگی کنند".

اسقف اعظم کلیسای ارتدکس روسیه، پاتریارک کریل، روز پنجشنبه گفت که درگیری های مسلحانه بخشی جدایی ناپذیر از وجود بشریت است. او در جشنواره مذهبی "ایمان و کلمه" که در منطقه مسکو برگزار شد، گفت که این بدان معنا نیست که جامعه بین المللی نمی تواند یا نباید به دنبال به حداقل رساندن هزینه های انسانی و رنج ناشی از آنها باشد.

پدرسالار گفت: «متاسفانه باید اعتراف کرد که به نظر می‌رسد بشریت نمی‌تواند بدون جنگ زندگی کند» و افزود که این بخشی از «طبیعت فاسد انسانی است». رئیس کلیسای ارتدکس روسیه معتقد است که مردم در سراسر جهان هنوز باید برای غلبه بر این تمایلات مخرب تلاش کنند.

پدرسالار اظهار داشت: «ما می‌توانیم و [ما] باید... آسیب‌های ناشی از میزبانان را به حداقل برسانیم.» سخنان او در بحبوحه ادامه درگیری بین مسکو و کی یف و تشدید تنش تازه بین اسرائیل و گروه شبه نظامی فلسطینی حماس مستقر در غزه بیان شد.

کریل سپس گفت که مردمی که دارای ایمان و عقاید یکسان هستند، تعهد شدیدتری برای انجام این کار دارند. رهبر کلیسا به ویژه به روس ها و اوکراینی ها اشاره می کرد که بیش از یک سال و نیم درگیر مبارزه طولانی مدتی هستند. او افزود که این دو قوم "از یک غسل تعمید می آیند."

سخنرانی او تنها یک روز پس از آن انجام شد که پارلمان اوکراین در اولین قرائت لایحه ای را با هدف ممنوعیت اساسی کلیسای ارتدکس اوکراین (UOC) به دلیل ارتباط آن با مسکو تصویب کرد.

لایحه ۸۳۷۱ رسماً ممنوعیت هر سازمان مذهبی "مرتبط با روسیه" را پیش بینی می کند. نویسندگان آن معتقدند که همچنان "به شهروندان اوکراین اجازه می دهد تا حق آزادی جهان بینی و مذهب تضمین شده توسط قانون اساسی اوکراین را درک کنند."

برگرفته از «آرتی»   ۲۸ مهر ماه ۱۴۰۲ (بختی برای ویرایش این گزیده گزارش و گزارش در پی آمده نداشتم.  برجسته نمایی های بوم نیز همه جا از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر) 

***

باشد که ما برای اوکراین صلح طلب باشیم

پاپ خطاب به پاتریارک کریل: باشد که ما صلح‌جوی اوکراین باشیم

پاپ فرانسیس عید پاک خود را به کریل پاتریارک ارتدوکس روسیه ارسال می کند و برای مردم اوکراین دعا می کند که آنها آرزوی "سپیده دم جدیدی را دارند که به تاریکی جنگ پایان می دهد".

نویسنده: سالواتوره سرنوزیو

"برادر عزیز! باشد که روح‌القدس قلب‌های ما را متحول کند و از ما صلح‌جویان واقعی بسازد، به‌ویژه برای اوکراین جنگ‌زده، تا گذر بزرگ عید پاک از مرگ به زندگی جدید در مسیح برای مردم اوکراین، که آرزوی طلوع جدیدی را دارند، به واقعیت تبدیل شود. به تاریکی جنگ پایان دهید.»

پاپ فرانسیس این سخنان را به رئیس کلیسای ارتدکس روسیه، پاتریارک کریل، نوشت، زیرا مسیحیان پیرو تقویم ژولیانی عید پاک را در روز یکشنبه جشن گرفتند.

نامه تبریک عید پاک پاپ به سایر پاتریارک های کلیساهای شرقی نیز ارسال شد و در وب سایت پاتریارک مسکو منتشر شد.

وزن رنج انسان

پاپ فرانسیس خاطرنشان کرد که بشریت در حال حاضر "سنگین تمام رنج خانواده انسانی ما را احساس می کند که توسط خشونت، جنگ و بسیاری از بی عدالتی ها له شده است."

او نوشت، با وجود این رنج‌ها، «ما هنوز با قلب‌های سپاسگزار به خداوندی می‌نگریم که همه بدی‌ها و دردهای دنیای ما را بر دوش خود گرفته است».

"مرگ مسیح آغاز زندگی جدید و آزادی از بندهای گناه و فرصتی برای شادی عید پاک ما بود که همه راه را از سایه تاریکی به نور ملکوت خدا باز می کند."

پاپ همچنین از پدرسالاران شرقی دعوت کرد تا برای یکدیگر دعا کنند و "به پیام انجیل مسیح قیام کرده و کلیسا به عنوان راز جهانی نجات شهادت دهند."

به این ترتیب، او گفت: "همه می توانند به پادشاهی عدالت، صلح و شادی در روح القدس وارد شوند."

پاپ خطاب به اسقف روس: «کلیسا از زبان عیسی استفاده می کند نه از سیاست»

پاپ آخرین بار در ۱۶ مارس در یک تماس ویدیویی با محوریت جنگ در اوکراین و نقش مسیحیان در ترویج صلح به طور مستقیم با پاتریارک کریل صحبت کرد.

به گفته ماتئو برونی، مدیر دفتر مطبوعاتی مقر مقدس، پاپ فرانسیس برای کمک به "خاموش کردن آتش" جنگ در اوکراین با پاتریارک ارتدوکس روسیه صحبت کرد، زیرا کسانی که "بالاترین بهای را می پردازند" سربازان و غیرنظامیان هستند. زیر بمب بمیر

پاپ در آن مناسبت گفت: «کلیسا نباید از زبان سیاست، بلکه از زبان عیسی استفاده کند.»

دیدار پاپ و پاتریارک لغو شد

پاپ فرانسیس جمعه گذشته در مصاحبه ای با روزنامه آرژانتینی La Nacion فاش کرد که قرار بود در ماه ژوئن با اسقف کریل در اورشلیم دیدار کند، اما افزود که این دیدار باید لغو شود.

وی گفت: «متأسفم که واتیکان مجبور شد دیدار دوم با اسقف‌سالار کریل را که ما برای ژوئن در اورشلیم برنامه‌ریزی کرده بودیم لغو کند.» «اما دیپلماسی ما معتقد بود که ملاقات بین ما در این لحظه می‌تواند منجر به سردرگمی زیادی شود.»*

پاپ و پاتریارک در سال ۲۰۱۶ شخصاً در هاوانا، کوبا ملاقات کردند و بیانیه مشترکی را با یکدیگر امضا کردند.

برگرفته از تارنگاشت «واتیکان»   ۱۶ مارس ۲۰۲۲

بیش از این چکار می توانیم بکنیم که کون مان به شاخ گاو آشنا نشود؟

شیخک کمی جوان تر و هنوز ناآشنا به پدرسوختگی های سیاسی:
ـ همین؟!

پاسخ کوتاه و بی درنگ شیخ الرییس:
ـ بله همین؛ بیش از این چکار می توانیم بکنیم که کون مان با شاخ گاو آشنا نشود؟ لا اله الاالله! نمی گذارند، آب خوش از گلوی مان پایین برود؛ هر روز یک جور بازی است که پای ما هم خواه ناخواه به آن ها کشیده می شود ...

ب. الف. بزرگمهر   ۲۹ مهر ماه ۱۴۰۲ 

***

کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و کشورهای جنوب شرق آسیا، حملات اسرائیل به غیرنظامیان در غزه را محکوم کردند و خواستار آتش بس شدند. در بیانیه نشست شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا که امروز در ریاض برگزار شد، آمده است که باید ورود کمک های بشردوستانه و امدادی تضمین شود ... همه ی طرف های مرتبط را به تلاش برای دستیابی به راه حل مسالمت آمیز برای درگیری براساس راه حل دو کشوری تشویق می کنیم.

کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و جنوب شرق آسیا اعلام کردند که از ابتکار عربستان، اتحادیه اروپا و اتحادیه عرب برای احیای روند صلح حمایت می کنیم. ریاض صبح امروز میزبان نشست شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا بود که به بررسی حمله به نوار غزه پرداخت.

برگرفته از «چوب دو سر گُه»   ۲۸ مهر ماه ۱۴۰۲(بختی برای ویرایش این گزیده گزارش نداشتم.  ب. الف. بزرگمهر)

۱۴۰۲ مهر ۲۷, پنجشنبه

چندان خوشحال نباشید! ـ بازپخشش

آقایان و خانم های محترم هیات تحریریه!

 

چندان خوشحال نباشید. نیروهای ناتو همراه با مشتی عرب خودفروخته و صد البته موشک های مرگبارشان که بسیاری مردم غیرنظامی در این کشور و تاسیسات آبی بیمانند آن را نابود کرد، به پیشروی در خاک این کشور ادامه می دهند.

 

آن نیروهای مخالف که از آنها نام برده اید، لات و لوت ها و اوباش هستند؛ نه نیروی انقلابی یا مردمی.

 

آماج چنین کشت و کشتار بیمانندی نیز روشن است: نفت سبک لیبی برای چرخاندن اقتصاد سیری ناپذیر سرمایه.

 

راستی یادم رفت که ما هم در آن سهم داریم! فردا یا پس فردا یا پسون فردا، بنزین ارزان تر می شود و ما کمی بیش تر ماشین سواری می کنیم یا شاید به یک تعطیلات کوتاه مدت با اتومبیل هایمان به فرانسه خواهیم رفت. آه که چقدر لذت بخش است. به قول آن برنامه ی تبلیغاتی تلویزیون این کشور کوچولو و از زبان آن بچه کوچولو: فکانسی! فکانسی!*

 

... همه چیز به زودی فراموش می شود. انگار نه انگار که جنگی بوده و مردمی نابود شده اند. آه به ما چه! ما که کاری از دستمان برنمی آید  ...

 

در نشیمنگاه بیگانه نشسته ایم و برایش قلم می زنیم ...

 

راستی از آشوب های لندن و منچستر و بیرمنگام چه خبر؟!

 

آره می فهمم؛ می فهمم. «من یک قلمزن بیچاره هستم ...»

 

ب. الف. بزرگمهر   دوم شهریور ۱۳۹۰

 

https://www.behzadbozorgmehr.com/2011/08/blog-post_24.html

 

این چند خط به مناسبت نوشتار «خداحافظ جناب سرهنگ» برای تارنگاشت پارسی زبان وابسته به دولت هلند به نام «رادیو زمانه» فرستاده شد.

 

* فکانسی به زبان نئاندرتالی می شود تعطیلات

۱۴۰۲ مهر ۲۶, چهارشنبه

برنامه ای که ریخته بودی با آنکه مهار کار از دستت در رفت تا اندازه ای ببار نشست

نگران نباش یابو! برنامه ای که ریخته بودی تا با یک تیر هم پرخاش های گسترش یابنده ی اسراییلی ها که برخی از آن ها خواهان دادگاهی شدنت بودند را فرونشانی و سمت و سویی دیگر به آن ببخشی و هم باری دیگر، دادگاه رسیدگی به دله دزدی های کوچک و بزرگت را به آینده وانهی با آنکه آنگونه که با هم بررسی و پیش بینی کرده بودیم، خوب پیش نرفت و مهار کار از دستت در رفت، ولی تا اندازه ای ببار نشست و آتش دشمنی میان توده های مردم اسراییل و پلستینی ها را تیزتر کرد؛ بگونه ای که اکنون نه تنها می توانی آن باریکه سرزمین را بیش تر و آسوده تر تکه پاره کنی که هر اسراییلی پرخاشگری را بگیری و بزندان افکنی. خوب! این دستاورد چندان بدی نیست؛ افزون بر آنکه دست ما و برادران شیر به شیر «انگلوساکسون» مان نیز برای گسترش دامنه ی درگیری و کشاندن آن به خاک دشمن خونی مان: روسیه بازتر شد؛ می دانی که شمار بسیاری از پیروان یکی از دیگری نادان تر آن دین و آیین های وامانده اش که بسیار زود گول می خورند و پا در تله های مان می نهند در آنجا زندگی می کنند. یادت نرود که از سوی ما به سازمان «موساد» نیز شادباش بگویی. خدا پشت و پناه همه شان! خودت هم دیگر بهتر است بازنشسته شوی و کار را بدست سپاهیان بدهی که دنباله ی کار را پی گیرند. اینجور بهتر خواهد بود. تفنگداران دریایی ما و انگلیسی ها هم هستند؛ نگران دادگاه نباش!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۶ مهر ماه ۱۴۰۲ 

جنگ برای چه؟! داستان آن بز را شنیده ای؟

جنگ برای چه؟ داستان آن بز را شنیده ای که می گفت:
«منم منم بزبزه ها دو شاخ دارم به هوا»؟

یکبار که مانند تو دو پایش را به هوا بلند کرده بود و همین ها را از آن بلندی که در آن جولان می داد و عر و تیز می کرد تا همه ی ما را بترساند با تیزی گوشخراش تر از همیشه به دره پرتاب شد؛ شاخ و دست و پایش شکست و دیگر از جا برنخاست؛ از بس واشِ می خورد.

ب. الف. بزرگمهر   ۲۶ مهر ماه ۱۴۰۲



تو باز هم کُس گفتی پسر؟! ـ بازپخشش

تو باز هم کُس گفتی پسر؟! این بار خون ننه مرکل را هم بجوش آوردی. می خواهی برگشتنا یکی از آن دَمکنی ها برایت سپارش بدهم تا روی سرت بگذاری؟ آنوخت می توانی هر چه دلِ تنگت خواست، بنالی؛ کَکِ کسی هم نمی گزد ...

از زبان لات بی همه چیز «یانکی»:  ب. الف. بزرگمهر   ۳۱ شهریور ماه ۱۴۰۰

https://www.behzadbozorgmehr.com/2021/09/blog-post_42.html



۱۴۰۲ مهر ۲۵, سه‌شنبه

همه مان گاه گداری نیازمند چنین بازی هایی هستیم

بیگمان پنداشتید من هم به بیماری رهبر بزرگ مان در آنسوی اَبَردریا دچار شده ام؟! نه! بازیگوشی کوچکی بیش نبود؛ همه مان از آن الف بچه ی پرروی یهودی گرفته که هر بار توپ و تانک تازه از ما درخواست می کند، گرفته تا آن بلانسبت شما: «کُسخل انگلیسی» با موهای همیشه آشفته و بسیاری دیگر از مِهتَران این یا آن کشور، آنگاه که کم تر کسی به سخنان شان گوش فرامی دهد و نیم گاهی هم به آن ها نمی کند، نیازمند چنین بازی هایی هستیم؛ رهبر بزرگ مان که در برابر «گاومیش» همچشمش در گزینش آینده ی مِهتَری کشورشان کم می آورد، جای ویژه ی خود را دارد؛ افزون بر این با آشفته بازارِ بی پیشینه ای که با آن روبرو شده ایم و بَرّه های خوب ترسایی مان گاهی برای دست به آب رفتن دستمال کاغذی کم می آورند، باید بیش از پیش آن ها را شنگول و سرخوش نگه داشته، خنده ی کم کم فراموش شده را بر لبان شان بنشانیم. شما که دردمان را خوب درمی یابید؟

از زبان اولاغ پا در رکاب «یانکی» ها رو به مِهتَر میزبان:  ب. الف. بزرگمهر   ۲۵ مهر ماه ۱۴۰۲ 

***

* شولتز هم به «نشانگانِ بایدنِ سرگشته» دچار شد

کاربران رسانه های هازمانی ـ خبرچینی به ویدئویی از رهسپاری «اولاغ شولتز»، مِهتَر آلمان به تیرانا، پایتخت آلبانی که روی فرش سرخ راه خود را  گم کرد، دلبستگی نشان دادند. فیلمی که در رسانه ی خبرچینی «ایکس» نمایش داده شده، «شولتز» را نشان می دهد که  پس از پیاده شدن از خودرو به جلو می رود و از راهبند فرش سرخ رد می شود و سپس از پشت راهبند بسوی نخست وزیر آلبانی که به پیشواز وی آمده، می رود.

بسیاری از کاربرانِ آن رسانه، «شولز» را با «جو بایدن» [بخوان: «پرزیدنت بادبادی»] مِهتَر «یانکی» ها که هر از گاهی گُه گیجه می گیرد و نمی داند به کدام سو برود، سنجیدند.

بنیاد داده ها برگرفته از «چوب دو سر گُه» به تاریخ ۲۵ مهر ماه ۱۴۰۲ با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب است. افزوده های درون [ ] نیز از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر

* نشانگان بجای «سَندرُم»

https://t.me/ir_sputnik/14999

۱۴۰۲ مهر ۲۳, یکشنبه

جهانی ریشخندآمیز، همچنان انباشته از بیداد ...

کارچاق کن های عزرائیل (اسراییل) و «یانکی» ها نگران آن چند سپاهی عزرائیلی در بند پلستینی ها هستند؛ آن ها کَکِ شان هم برای شمار بسیاری غیرنظامی از آن میان، زنان و کودکان پلستینی نگزید  که زیر بمباران های ددمنشانه ی عزرائیل جان باختند؛ آن ها هم اکنون نیز هیچ غمی برای مردم آواره در کنار مرزهای کشوری که خودکامه ای چون عبدالفتاح المزدور الموزی (بجای «السیسی») فرمانفرمای آن است و حتا مرز خود را بروی مردم پریشانِ گریخته از دست عزرائیل بست، ندارند. از سوی دیگر، چین، روسیه و شمار بسیاری کشورهای ریز و درشت دیگر را می یابید که یا در اندیشه ی فروش کاسه بشقاب های خود و زد و بندهای نان و آبدار با امپریالیست ها هستند یا دست شان آنچنان بسته است که ناچارند با چشمانی از کاسه درآمده، این همه ناروایی را بنگرند و لال بمانند. از «نظامِ خرموش پرور سزاوار سرنگونی» در میهن بخت برگشته ی خودمان که دستی دراز در پدید آوردن چنین کشتارگاهی داشت و همچنان دارد نیز هیچ نگویم، سنگین ترم؛ جهانی ریشخندآمیز، همچنان انباشته از بیداد که زیر پای گرگ ها، خوک ها و دیگر جَک و جانورانی چون جوندگان، دست و پا می زند ...

ب. الف. بزرگمهر   ۲۳ مهر ماه ۱۴۰۲ 

***

یک منبع آگاه اطلاع داد که قطر و ایالات متحده در تلاش برای نهایی کردن توافق بر سر آزادی غیرنظامیان اسیر شده توسط شبه‌نظامیان حماس هستند، این جنبش با آزادی زندانیان به شرط توقف بمباران غزه توسط اسرائیل موافقت خواهد کرد.

پیش از این گزارش شده بود که قطر تلاش های زیادی برای متقاعد کردن حماس برای آزادی اسرای اسرائیل به انجام می‌رساند. دوحه، آنکارا و قاهره با اسرائیل و حماس گفت‌وگو می‌کنند و در عین حال ارتباط خود با واشنگتن را حفظ می‌کنند.

یک منبع ناشناس آگاه از مذاکرات گفت: "روز ۱۴ اکتبر، نشست های سازنده ای برگزار شد و به نظر می رسد حماس آماده آزادی اسرای غیرنظامی است، اما می گوید تا زمانی که بمباران ادامه دارد نمی تواند این کار را انجام دهد. آنها از اسرائیلی‌ها خواستند تا برای زمان کوتاهی بمباران غزه را متوقف کنند تا اسرای غیرنظامی اسرائیلی را بتوانند آزاد کنند".

شاخه نظامی جنبش فلسطینی حماس روز شنبه از عملیات طوفان الاقصی علیه اسرائیل خبر داد. ارتش اسرائیل از آغاز عملیات آهنین علیه حماس در نوار غزه خبر داد. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اسرائیل، در خطاب به ملت، اعلان جنگ کرد و گفت کشور در وضعیت جنگی قرار دارد و دستور بسیج گسترده صادر شده است. ارتش اسرائیل در حال پاکسازی مناطق پرجمعیت است.

بر اساس داده های وزارت بهداشت فلسطین، تا روز ۱۵ اکتبر ۲۰۲۳، تعداد فلسطینیان کشته شده در نوار غزه در نتیجه بمباران اسرائیل از ۲۳۰۰ نفر گذشت و بیش از ۹۷۰۰ نفر مجروح شدند..

گردان های القسام (شاخه نظامی حماس) اعلام کردند که ده ها سرباز و افسر اسرائیلی را اسیر کرده اند.

گزیده گزارشی برگرفته از «چوب دو سر گُه»   ۲۳ مهر ماه ۱۴۰۲ (بختی برای ویرایش آن نداشتم.  ب. الف. بزرگمهر 

۱۴۰۲ مهر ۲۱, جمعه

وختی «کُسخل میرزای جامعه جهانی» زبان و فرهنگ روسی را می ستاید ...

وختی «کُسخل میرزای جامعه جهانی» زبان و فرهنگ روسی را می ستاید، باید نگران پیشامدهای ناگواری بود. این همان مردک تبهکار و کاسه داغ تر از آشی است که بیش ترین نخش را در انگیزش جنگ افروزی میان خلق های پاره تن یکدیگر داشت و آن بچه پرروی یهودی را به جنگ و خونریزی برانگیخت و دلگرم نمود؛ جانوری بدشگون که باید از آن دوری جُست و چنانچه بیش از اندازه موی دماغ شد، تیری در دل شوم وی نشاند تا هم خود برای همیشه آسوده شود و هم دیگران نگران پیشامدی ناگوار نباشند.

ب. الف. بزرگمهر   ۲۱ مهر ماه ۱۴۰۲ 

***

بوریس جانسون، نخست وزیر پیشین انگلیس در گفتگو با یکی از رسانه های اوکراینی به فرهنگ روسی دلباختگی نشان داد. روزنامه نگاران از وی پرسیدند که آیا نگرش او درباره ی روس ها از زمان آغاز «کنش رزمی ویژه» روسیه در اوکراین دگر شده است؟

جانسون در پاسخ گفت:
«من هنوز یک دوستدار روس ها («روسوفیل») هستم. من هنوز زبان، فرهنگ و فرهیختگی روسی را می ستایم. تنها یک آدم تهی مغز آن را نخواهد ستود.»

گزیده گزارشی برگرفته از «چوب دو سر گُه»  ۲۱ مهر ماه ۱۴۰۲ (با ویرایش، پارسی و فشرده نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!