«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ اسفند ۷, پنجشنبه

دانشجوی زندانی، کارگر زندانی، آموزگار زندانی، زندانی سیاسی، بی هیچ اگر و مگر و درخواستی بیجا آزاد باید گردد!

کارگران و زحمتکشان! مردم آزادیخواه!

احضار و بازداشت و صدور احکام سنگین و ناعادلانه محکومیت برای دانشجویان شدت یافته است. سها مرتضائی، نازنین محمدنژاد، پریسا رفیعی، مرجان اسحاقی، مصطفی هاشمی زاده، امیرمحمد شریفی، محمد شباهتی، کامیار ذوقی، محمد خانی، علی یونسی، امیرحسین مرادی، الهام صمیمی، فرزاد سامانی، صهیب بادروج، شهاب الدین نظری، و حامد قره اوغلایی از جمله دانشجویانی هستند که در هفته های گذشته، و در دورانی که به علّت کرونا دانشگاهها تعطیل هستند به اشکال مختلف احضار و بازداشت شده اند. بخشی از این جوانان با وثیقه های میلیاردی به طور موقت آزاد، تعدادی از آنان وضعیتشان نامشخص و سایرین را به طور غیابی احکام زندان و محرومیت از هر نوع فعالیت صنفی داده اند که هم اکنون با پرونده سازی های امنیتی و احکام قضایی در زندان بسر می برند.

دانشجویان فرزندان ما هستند. سرنوشت ما با فرزندانمان گره خورده است. خیال خامی است اگر عاملان و آمران این احکام ظالمانه تصور کنند ما از فرزندان مان حمایت نخواهیم کرد. ما فراموش نمی کنیم آنگاه که آنان دست در دست ما فریاد برمی آوردند "فرزند کارگرانیم – کنارشان می مانیم". آنان از یک زندگی شایسته برای خود و برای پدران و مادرانشان، از حقّ حیات آنان و از آزادی دفاع می کردند.

برای ما روشن است که گسترده تر شدن احضارها و بازداشت ها که علاوه بر دانشجویان، فعالین کارگری، فرهنگی، بازنشستگان مطالبه گر، فعالین زن و کنشگران سایر حوزه مدنی و اجتماعی را هم فرا گرفته است نتیجه ترس و وحشت از به هم پیوستگی نارضایتی های عمیق موجود است و لذا می خواهیم تا این روشنایی در خدمت حمایت از فرزندان دانشجوی ما قرار گیرد.

به جعل پرونده و پرونده سازی علیه دانشجویان پایان دهید. حداقل خواست ما آزادی تمامی دانشجویان زندانی و مختومه اعلام کردن تمامی این پرونده های جعلی علیه آنان و همه فعالین و کنشگران دیگر است.

جای دانشجو ،کارگر، معلم، اهل قلم و هیج انسان مطالبه گری به صرف مطالبه گری زندان نیست!

دانشجوی زندانی – کارگر زندانی– معلم زندانی– زندانی سیاسی بی قید و بی وثیقه آزاد باید گردد!

دوستان گرامی لطف کنید؛ امضاء خود را به آدرس زیر ارسال نمایید .

farakhaneam@gmail.com

باز نشر، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

http://t.me/syndica_7tape

https://t.me/syndica_7tape/3839

دست در دست هم کوشا برای ناتوان نمودن و از میان برداشتن جنبش کارگری و توده ای ایران

همه ی دَم و دستگاه های دراز و پهنِ دیوانسالاری های امپریالیستی و نهادهای دنباله روی «هوده ی آدمی» شان این ها* و شمار باز هم بیش تری از تبهکاری های گروهبندی های خرموش اسلام پیشه ی فرمانروا بر میهن مان را می بینند و دَم برنمی آورند. همه ی این دروغگویان و نیز تا اندازه ای ریزه خواران روسی و چینی شان که هر کدام بگونه ای دستی در سفره ی گشوده ی ایرانِ تهیدست شده دارند، نه تنها بر این تبهکاری ها چشم فرو می بندند که در کردار به آن دامن نیز می زنند. بخشی از گفته های «جو سیرینسیونه»، پژوهشگر سازمان «کوینسی» در «واشینگتن» و از هواداران سرسخت «برجامِ سگ مرده» که جان همه ی کلان خرموش های دزد اسلام پیشه به آن بند است، نمونه و نموداری از چنین رویکردی را بازمی گوید که کم و بیش از سوی دیگران نیز دنبال می شود:
«شما نمی‌توانید هنگامی که سرگرم گفتگو درباره ی ꞌسانتریفوژꞌ هستید، جستار هوده ی آدمی («حقوق بشر») را هم روی میز بگذارید؛ چون آنگاه یک اهرم فشار در دست ایران [بخوان: کلان خرموش های دزد فرمانروا بر ایران] می نهید و می‌گویید:
ꞌآهای ایران بیا ده تن یا سد تن از این گروگان‌ها را آزاد کن و ꞌسانتریفوژꞌهای بیشتر داشته باش.ꞌ

شما برای اینکه اهرم‌های سوی رویارو را بگونه ای پایا ناتوان تر کنید، باید هر‌چه بیشتر از جُستارها کم کنید؛ بهره وری اقتصادی، در برابر بهره وری امنیتی! و دولت بایدن، چند و چون آن را اینگونه می‌بیند که با چنین سازشی از دمای آن کاسته، هر دو سو امنیت بسُهند (احساس کنند) و سپس به زینه (مرحله) ی پسین درآیند ...»**

ب. الف. بزرگمهر   هفتم اسپند ماه ۱۳۹۹

* گزارش زیر از «اتحادیه آزاد کارگران ایران» به تاریخ ششم اسپند ماه ۱۳۹۹، برگرفته از «تلگرام»   هفتم اسپند ماه ۱۳۹۹

** برگرفته از گزارش «ایران، آمریکا و سرنوشت برجام: دیدگاه جو سیرینسیونه»، تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»  ۲۲ بهمن ۱۳۹۹ (با ویرایش، پارسی و اندک بازنویسی درخور از اینجانب؛ برجسته نمایی های متن، نیز همه جا از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر) 

***

اعمال فشار بر ناهید خداجو از طریق انسداد حقوق بازنشستگی و تهدید به ضبط وثیقه برای اجرای حکم زندان

ماه گذشته آخرین اخطار برای وثیقه‌گذار ناهید خداجو مبنی بر اقدام به ضبط وثیقه ارسال شد که چنانچه ناهید برای اجرای حکم ۶ سال زندان مراجعه ننماید وثیقه ضبط خواهد شد.

نهادهای امنیتی و قوه قضائیه به این اقدام بسنده نکرده اند و از یک ماه گذشته حساب‌های بانکی ناهید که شامل حقوق بازنشستگی او می‌شود را مسدود کرده‌اند.

ناهید خداجو کارگر بازنشسته و عضو هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران است که در تجمع روز جهانی کارگر سال ۹۸ در تهران دستگیر شد و پس از ۳۳ روز بازداشت به قید وثیقه آزاد شد و بعدتر توسط قاضی ایمان افشاری قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به شش سال زندان محکوم گردید و این حکم در دادگاه تجدیدنظر عیناً تأیید شد.

اکنون که شیوع بیماری کرونا هنوز زندانیان محبوس در زندانهای کشور را شدیداً تهدید می‌کند و حکومت نیز هیچ اقدامی برای واکسیناسیون زندانیان براساس معیارهای سازمان جهانی بهداشت انجام نمیدهد، اِعمال فشار بر ناهید خداجو و دیگر کارگرانی که به ناحق به احکام زندان محکوم شده‌اند تنها از سر ضدیت تمام عیار دم و دستگاه حاکم با طبقه کارگر و فعالین ‌و پیشروان آن است.

مگر ناهید خداجو و دیگر کارگران و فعالین کارگری چه جرمی مرتکب شده‌اند که باید به احکام طویل‌المدت زندان محکوم گردند؟ ناهید خداجو تنها به دفاع از حقوق خود و دیگر کارگران پرداخته است و این ناقضان حقوق کارگران و چپاولگران دسترنج طبقه کارگر هستند که باید به جرم دزدی و غارت ثروت‌های جامعه و پایمال کردن حق طبقه کارگر بعنوان اکثریت جامعه محاکمه و زندانی گردند.

ضابطین امنیتی و قضایی، هم جان و هم مال کارگران را نشانه گرفته‌اند تا نابود کنند. هم حداقل معاش بازنشستگی ناهید خداجو را به گرو گرفته‌اند و هم خود وی را در شرایط خطرناک کنونی میخواهند به زندان ببرند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران اقدام منزجر کننده نهادهای امنیتی ‌و قضایی در مسدود کردن حقوق بازنشستگی ناهید خداجو و هم اعمال فشار به وثیقه‌گذار او را شدیداً محکوم مینماید و خواهان منع تعقیب قضایی فوری و بی قید و شرط از ناهید خداجو و دیگر کارگران و فعالین کارگری است.

اتحادیه آزاد کارگران ایران- ششم اسفند نود و نه

برگرفته از «تلگرام»   هفتم اسپند ماه ۱۳۹۹

بختی برای ویرایش این یادداشت نداشتم.  ب. الف. بزرگمهر

بوزینه ها نیز از خدای خود سپاسگزارند! ـ بازانتشار

پیشکش به ناهید خداجو و دیگر زندانیان رستایی ـ سیاسی، کارگران، دانشجویان، روزنامه نگاران و بر و بچه هایی از هر رسته

بحمدلله، هر کدام شان را به دار و درختی بستیم و کمی آسوده شدیم ...

ب. الف. بزرگمهر   ۲۵ مهر ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/10/blog-post_90.html














«بوزینه ها نیز از خدای خود سپاسگزارند!»، ب. الف. بزرگمهر   هفتم خرداد ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/05/blog-post_9293.html

شما فشار به ما را کم تر کنید تا ما در بهتر چاپیدن ایران با شما همکاری کنیم




امام زمان، پیش از همه، گردن ملاهای مفتخوار و اهریمن خو را خواهد زد! ـ بازانتشار

محمد امامی کاشانی، خُطبه خوان نماز آدینه ی تهران با اشاره به سفر «اشتون» به ایران و دیدارش با برخی زنان پیکارجو و آزاده ی ایرانی از آن میان، گفته است:
«دیپلماتی از طرف ”
۵+۱“ می آید به ایران در مورد مسائل انرژی هسته ای؛ اما به کارهای دیگر می پردازد، این اقدامات، نشانگر مسائلی است. این، برای دنیا درسی است؛ البته دنیا آن ۱۰- ۱۵ کشور بالاها نیستند؛ منظورم آنها نیست؛ آنها اراذل و اوباش هستند که اگر امام زمان بیاید گردنشان را می زند.»۱

با خود می اندیشم:
... در کشوری که وزیر امور خارجه اش، آن مردک به گمان بسیار خودفروخته باشد و هر کس در هر جایی، زیر نام ولایت فقیه، هرگونه خواست عمل کند، دیگر سنگ روی سنگ بند نیست و به عنوان نمونه می بینید که یکی دو قاچاقچی، تنها در یکسال بسیاری از جانوران کمیاب ایران را می کشند تا شاید یکی دو تای شان را زنده بگیرند و به شیخک عربی شکم برآمده و کون گنده بفروشند و هنگامی هم که دستگیر می شوند با دادن رشوه و چرب نمودن سبیل این و آن، آزاد می شوند تا هم کار خود را پی گیرند و هم به خونخواهی دستگیر شدنشان و از روی کینه جویی، خدای نکرده گلوله ای نیز در مغز آن شکاربان فداکار شلیک نمایند که:
تا تو باشی در ولایت آقا پایت را از گلیمت درازتر نکنی و دریابی که ما دزدان الله کرم از پایین تا بالا تا چه اندازه دست مان باز است ...

در یک کشور ملوک الطوایفی که لولویی به نام «آقا» آن بالا نشانده اند تا برای خود هر از گاهی حماسه بسازد، گاه گداری مومنین را از پرخوری در شب های ماه رمضان پرهیز دهد و با همین سخنان ساده به درازای تنها ۳۰ سال، پشتوانه ی ۹۵ میلیارد دلاری زیر سر۲ بگذارد و با این همه، آنچنان ساده زیست باشد تا با صندلی که با صندل ۱۴۰۰ ساله ی «رسول الله» پهلو می زند به نشست خبرگان برود، مگر بهتر از این می شود؟! در چنین کشوری، حتا اگر «جرج دبلیو بوش»، خنگی از خنگ های خدا، از زنش خسته شود، می تواند بی آنکه شناخته شود تا مشهد مقدس هم برود و زیر نام نومسلمانی که تازه اسلام ناب محمدی را بازشناخته، چند دختر جوان نیز صیغه کند! دیگر چه جای شگفتی که آن خانم انگلیسی، هر جا دلش خواست، رفت و هر کار دلش خواست، کرد؟! چشم تان کور که کشوری به این خر تو خری در آن بالا درست کرده اید که هیچ چیزی بر سر جای خود نیست! تازه، مگر آن خانم چکار کرده که اینهمه هیاهو براه انداخته اید؟! ترسیدید که آن زن آزاده، گرامی مادر ستار بهشتی، اسرار مملکتی را در اختیار بیگانه نهد؟! آن ها چه نیازی به گرفتن اسرار مملکتی «ولایت آقا» که سیر تا پیازش را بهتر از آن «لولوی سر خرمن» می دانند، دارند؟!

از همه ی این ها که بگذریم، داشتم با خود می اندیشیدم که اگر آن امام نادیده که از کنار «غیبت صغری» و «کبرا»یش تاکنون، صدها هزار آخوند و روضه خوان و مفتخور دیگر در ایران و پیرامون آن نان مفت خورده اند، سر و کله اش پیدا شود و با شمشیری پولادین که نه، شمشیری لیزری پا به میدان نهد، چکار خواهد کرد؛ خوب! پاسخ روشن است! بر پایه ی احادیث، نخست و پیش از بریدن سرِ سران تبهکار جهان به سراغ همین ملاها و آخوندهای خودمان و شاید جلوتر از همه، «اُم الفساد والمفسدین»۳ و پسرِ تشت از بام افتاده اش خواهد رفت و گردن شان را خواهد زد. سپس در ردیف های پسین، شاید سراغ خطبه خوان موش مرده و آبزیرکاه نیز آمده و بپرسد:
این معدن ها و کارخانجات را از کجا و چگونه بدست آورده ای؟! مگر نه آنکه، پیش تر سرِ گور مسلمین برای آمرزش مرده، روضه می خواندی؟! ... و آنگاه که زبانش لال شد، یکبار گردنش را در آن هنگام و بار دیگر در روز رستاخیز بزند!

با این همه، اگر از من می شنوید و کم و بیش می دانم، اگر آن امام زمان هم بود، همین را می گفت:
چشم به من نداشته باشید که برای شما کاری بکنم؛ چشم براه من نباشید! خودتان، مگر دست و پا ندارید؟! این گوی و این میدان! پا به میدان نهید و گردن همه شان را که از دین و مذهب، پیشه ای ساخته و پول هایی گزاف در جیب های تنبان و عبا و هر جای دیگری انباشته اند، بزنید! یا علی مددی!

ب. الف. بزرگمهر     ۲۴ اسپند ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/03/blog-post_1956.html

پانوشت:

۱ ـ «جام جم»، ۲۳ اسپند ماه ۱۳۹۲

۲ ـ منظورم بالش و متکا نیست؛ آن دوره گذشت!

۳ ـ اکبر بهرمانی (بیش تر شناخته شده به نام اکبر هاشمی رفسنجانی)

... تنها کاسه اش را فراموش کرده است! ـ بازانتشار

ب. الف. بزرگمهر   پنجم فروردین ماه ۱۳۹۴

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/03/blog-post_370.html



بی پدر مادرها به دین اسلام درآیید! ـ بازانتشار

آقا بیشعور! دهان گشادت را کمی ببند و چشم هایت را بیش تر باز کن! آمار نوزادانی که هنوز پا به جهان نگذاشته، در همان زهدان مادر پیشفروش می شوند، آن اندازه بالا رفته که «شهیندخت بانو» نیز آمار و حساب و کتاب آن را از دست داده یا رویش نمی شود، آن را بر زبان آورد. تو که برای کودکان و نوجوانان اروپایی نامه ی پر از مهربانی یا به گفته ی آن مردک پیزُری: مهرورزی می نویسی و آن ها را به اسلام آوردن فراخوانده ای، برای یادگاری هم شده، یک نامه نیز برای این نوزادان بخت برگشته بنویس تا چند سال دیگر که انشاء الله بزرگ تر شدند و انشاء الله به دبستان رفتند و انشاء الله از آنجا فراری نشدند، بخوانند و انشاء الله مستفیض شوند. زیرا روشن نیست از زهدان مادر به دامان نامادری مسلمانی فرود آیند و آبی خوش از گلوی شان پایین برود. آنگونه که در خبرها آمده، بخش سترگی از این نوزادان را باندهای گداپرور یا باندهای دیگری برای فروش آن ها به کشورهای دیگر پیش خرید می کنند. با همه ی خریّتِ سرشتی ات، بیگمان این را درمی یابی که در هر دو صورت، چه همواره گرسنه باشی یا به کافرستان فروخته شوی، این گمانه که کیش و آیین پدر و مادر نگونبخت تر از خودت را از دست بدهی، بالاست. آن رنجی که برای نوشتن نامه ای پدرانه به کودکان و نوجوانان اروپایی بر خود هموار کردی، برای این کودکان، چندان بایسته نیست؛ تنها همین بس که بنویسی:
بی پدر مادرها به دین اسلام درآیید!

ب. الف. بزرگمهر    سوم تیر ماه ۱۳۹۵

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/06/blog-post_55.html

شهیندخت مولاوردی، معاون امور زنان و خانواده در دولت «زهدان اجاره ای»:
«آماری از تعداد این نوزادان [نوزادان پیش فروش شده در زهدان مادر] نداریم، اما آنقدر تعداد آن زیاد بوده که تبدیل به یک خبر شده است.» برگرفته از «آرمان امروز»، سوم تیر ماه ۱۳۹۵

کدام کیش و آیین صلح آمیزتر است؟! ـ بازانتشار

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/08/blog-post_15.html



سیاست هایی دوپارچه، آراسته به بمب و موشک و گاز سارین ـ بازانتشار

در هیچ جایی از جهان، تبهکاری نهفته در سیاست کشورهای امپریالیستی بسرکردگی «یانکی» ها از یکسو و رژیم های مافیایی روسیه، ترکیه و سگ مذهبان اسلام پیشه ی فرمانروا بر ایران از سوی دیگر چنین آشکار رخ ننموده بود؛ سیاست هایی دوپارچه، آراسته به بمب و موشک و گاز سارین که «هوده ی آدمی» («حقوق بشر») از زن و مرد و کودک و پیر و جوان و نظامی و غیرنظامی را یکجا پاس می دارند؛ در جایی به این بهانه بمب می ریزند و موشک پرتاب می کنند و در جایی دیگر به همان بهانه که مانشی مُطلق، آسمانی، سخت بی پایه و بی ارزش یافته، اشک تمساح می ریزند. پیشگام تر از همه در پیشبرد چنین سیاست تبهکارانه ای، «یانکی» ها هستند و با آنکه جنگ در سوریه را همه سویه باخته اند، همچنان با پررویی در آنجا مانده و سیاهکارترین نیروهای مزدور از بازماندگان «داعش» گرفته تا دیگر گروهک ها، همگی با فرنام های اسلامی را بازسازی نموده و به میدان جنگی که در آن مردم غیرنظامی به گروگان گرفته می شوند و چون سپری زنده از آن ها سود برده می شود، گسیل می کنند. دیگران نیز در پدید آوردن چنین بلبشویی که هر روز به بهای خونریزی های بیش تر پی گرفته می شود، دستی دراز دارند. نمونه ی زیر، آن دوپارچگی و تبهکاری نهفته در سیاست را آشکارا به نمایش می نهد:
«وزارت خارجه ترکیه در بیانیه‌ای می‌گوید:
در واکنش به بدتر شدن شرایط انسانی در سراسر سوریه بویژه غوطه خاوری (پیرامون دمشق) ما به پیشواز قطعنامه شورای امنیت می‌ رویم“ و می افزاید ”ترکیه پیکار با سازمان‌های تروریستی که یکپارچگی سرزمین سوریه را به خطر می‌اندازند“ را پی می گیرد.»*

مرگ بر امپریالیست ها بسرکردگی «یانکی» ها!

نیروهای همه ی کشورهای یادشده باید یکجا و همزمان از سرزمین سوریه بیرون رفته، سرنوشت آن کشور، رژیم فرمانروا بر آنجا و آن زرافه ی پفیوز عربی را به خود مردم سوریه بسپارند!

ب. الف. بزرگمهر    هفتم اسپند ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/02/blog-post_84.html

* برگرفته از تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور بیرونی یانکی ها: «رادیو فردا»  هفتم اسپند ماه ۱۳۹۶ (با ویرایش، پارسی و پاکیزه نویسی درخور از سوی اینجانب:  ب. الف. بزرگمهر)

زیرنویس تصویر:

... تنها من ماندم. می گویند برادر و خواهرت به بهشت رفته اند. کاش من هم با آن ها می رفتم.

از اندیشه و زبان دخترک آسیب دیده:  ب. الف. بزرگمهر    هفتم اسپند ماه ۱۳۹۶

۱۳۹۹ اسفند ۶, چهارشنبه

کارِ خدا بود! ـ بازانتشار

... از ناخودی ها و بیخودی ها گرفته تا حتا برادران خودی و نخودی، خاستگاه هر چیزی را در زمین می جویند و کم تر چشم به آسمان دارند

درباره ی خاستگاه بوی گندی که کمابیش همه ی تهران را فرا گرفت، گمانه زنی های گوناگون شد و سرانجام روشن شد که هیچکدام درست نمی گویند؛ تنی چند از کارشناسان نهادها گفتند از زباله است؛ ولی از کدام زباله و با چه گنجایشی چنان سترگ که این بو را پدید آورد و درصد آلاینده ها در هوای شهر را یکباره چندین و چند برابر کرد، چیزی نمی دانستند؛ کارشناسانی دیگر خاستگاه آن را از پساب شهری دانستند و باز هم دیگرانی آن را پیامد تراوش گاز از لوله ای ترکیده انگاشتند و سرانجام کسانی آن را با کنش های آتشفشانی دماوند هماوند دانستند و ناهمداستانی کسی که شاید «پدر آتشفشان شناسی ایران» باشد را برانگیختند که گفته بود:
«... من با بوی گوگرد آشنا هستم و بویی که هم اکنون در هوای تهران منتشر شده، ربطی به فعال شدن آتشفشان ندارد.» گویی تنها وی با بوی گوگرد آشناست! می دانید که در کشور ما بویژه پس از آمدن ولایت، توی سر سگ بزنید، پدر این یا آن رشته ی دانشورانه یا هنری و فنی می ریسد. مادر، تنها یکی داریم که آنهم «ننه خشکسالی» از آب درآمد. به هر رو، آن بوی گند، بسیاری از کارشناسان و پدران این یا آن رشته را بجان یکدیگر انداخت؛ ولی خاستگاه آن چون چیستانی بزرگ بر جای ماند. به همین شَوَند و بویژه با این پندار که نکند کار، زیر سرِ دشمن باشد، ناگزیر دست به دامن مقام مُعَظَّم رهبری شدیم که از دانشی گسترده در بسیاری زمینه های دانش و فن و هنر برخوردار و بویژه «دشمن شناسی» شان سرآمد همه است. ایشان با آنکه بیش تر با دشواری ها و چالش های کلان دست و پنجه نرم می کنند و کاری بکارِ چنین چالش های گذرا و ریز و شپشِ دشواری ها ندارند، ما را با آغوش باز پذیرفتند و پرسش های مان را پاسخ فرمودند که در زیر می آید. 

***

ـ بسم الله القاصم الجبارین! با عرض سلام و تَحیّت حضور رهبر عالیمقام و با سپاس از پذیرش مان! بیگمان، جریان این بوی بد که سراسر تهران را فرا گرفت و نگرانی هایی درباره ی فتنه ی دشمن برانگیخت، بگوش حضرتعالی رسیده یا شاید خدای ناکرده، بوی آن دماغ شما را نیز نواخته است. کارشناسان رشته های گوناگون، تاکنون گمانه های گوناگونی پیش کشیده اند که حتا اگر درست نیز باشند، جای باریک آن بو که از کجا برخاسته را روشن نمی کند. با بدیده گرفتن بصیرت جامع الاطرافی (همه سویه) که در شما سراغ داریم، خدمت رسیدیم و دست به نقد، دو سه پرسش در میان می نهیم:
پیش از همه، اینکه آیا چنین بوی ناگواری که سراسر شهر تهران را درنوردید، کار دشمن بود؟ و اگر چنین است، آماج دشمن از چنین کاری چه می تواند باشد؟! از این ها گذشته، اینهمه دَم و دستگاه های گوناگون دولتی نتوانسته اند، جای باریک این بو را بیابند و هر کدام چیزی می گویند که این نیز برای مردم کوچه و بازار از همه پرسش برانگیزتر شده و دلِ دشمن را شاد می کند. حضرتعالی چه فکر می کنید؟

ـ بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم وَ به نستعین! ما هر سه پرسش شما را یکجا پاسخ می دهیم تا انشاء الله مساله حل شود و پرسشی بر جای نماند. خوب! اگر پرسشی ماند، بپرسید.

برخلاف همیشه که فتنه های دشمن در کار بود و کار دست برادران مسوول می داد، این بار، کار دشمن نبود؛ کار خدا بود. برای همین است که هر چه در زمین دنبال آن می گردند، چیزی نمی یابند و این یک اشکال بزرگی است. ما چهل سال آزگار همه را به امور آسمانی دعوت کردیم و از بس گفتیم، زبان مان مو درآورد. با این همه از ناخودی ها و بیخودی ها گرفته تا حتا برادران خودی و نخودی، خاستگاه هر چیزی را در زمین می جویند و کم تر چشم به آسمان دارند. بله! خدا بود که گوزید ... (در اینجا یکی از خبرنگاران جوان تر که از پاسخ «مُعَظَّمَ لّه» جا خورده، ناخودآگاه به میان سخن وی می دود.)

ـ ببخشید! یعنی می فرمایید که خدا هم چون ما آدم ها ...

مُعَظَّمَ لّه که هنوز چانه اش گرم نشده، سخنش بریده شده نیز نمی گذارد تا جوانک که نمی داند دنباله ی سخن را چگونه پی گیرد که زشت نباشد، سخنش را بپایان برساند و بکمکش می شتابد:
ـ بعله! خدا هم چون ما آدم ها دست و پا و چشم و گوش و سر دارد؛ کون هم دارد و همه ی کارهایی که ما آدم ها می کنیم را نیز به انجام می رساند. بیگمان شگفت زده شده اید؟! (اینک، دیگر آن چند خبرنگار سراپا گوشند و جیک شان در نمی آید.) به قرآن و احادیت صدر اسلام بنگرید. معراج رفتن پیامبر عظیم الشّان مان را بیاد بیاورید؛ همگی گواهند که خدا مانند خود ما آدم ها و البته از جنس نرینه است؛ برای همین گفته شده که آدمی را چون «اشرف مخلوقات» از روی خود ساخت و به وی روح و روان بخشید؛ برای همین گفته می شود که نَفَس خدایی در تک تک آدم ها هست. خوب! پیامبر در آن معراج به پرده ای اشاره کرد که میان وی و خدا حائل بود؛ حالا بود یا نبود هم به ما ربطی ندارد. ما باید فرض کنیم که بود؛ وگرنه، پیامبر بزرگوارمان در بازگشت از معراج ناچار می شد برای هر عرب کون نشوری درباره ی شکل و شمایل خدا و طول و عرض تخت عرش و اینا توضیح بدهد. آن پرده، مانعی برای چنان توضیحاتی شد؛ وگرنه، سردرگمی عجیب و غریبی در میان پیروان پدید می آورد. پیامبر اسلام زیرک نیز بود. این چیزهایی که جسمیت خدا از وی گرفته شد و وی به جایی بسیار دورتر از جای پیشین که کمی بالای همین ابرها بود جابجا شد، اگر نگویم همه، بخش عمده ای از آن، دستپخت پیروان ایرانی آن حضرت بود که به دین نخستین، جامه ای فلسفی و دانشورانه پوشاندند و خدا و عرش خدا را به آسمان دسترس ناپذیر هفتم بردند. برای همین به همه تاکید می کردند که نباید به ذات خدا اندیشید و این کار کُفر است. بسیاری از نیاکان اندیشمند خودمان که شاید نوادگان مُغ های پیشین ایران بودند، منظور دیگری نیز از این کار داشتند: رهایی ایران از دست تازیان! و منظور ما از تازیان، بیابانگردان چادرنشینی است که با تمدن و فرهنگ شهری و روستایی آشنایی نداشتند. خوب! این بیابانگردان، عرب بودند؛ برای همین برخی نادان از آن میان گروه هایی که خود را آریایی می نامند، این دو مفهوم را با هم یکی می گیرند که یکی نیست. نیاکان مان با این کار، فرقه های گوناگونی از اسلام در ایران پدید آوردند که دو تای شان ماندگارتر از دیگران شد: شیعه ی هفت امامی یا اسماعیلیه و شیعه دوازده امامی. در واقع این هر دو و همه ی آن فرقه های دیگری که در ایران پا گرفتند، اسلامی با رنگ و بوی ایرانی بودند. بسیاری از آخوندهای کنونی نیز این مسائل را نیک می دانند؛ ولی برای عوام الناس نمی گویند. این پاسخ شما تا اینجای کار؛ دیگر چه پرسشی بود؟

ـ از پاسخ بسیط و ارزنده ی شما بسیار سپاسگزاریم؛ ولی زبانم لال، استغفرالله، خدا برای چه باید از میان این همه جا در کهکشان بزمین بیاید و یکراست در آسمان تهران بگوزد؟!

ـ ولله، ما هم نمی دانیم؛ هیجکس نمی داند. از حکمت خدا کسی سر در نمی آورد، به عنوان نمونه، همین جناب آقای ترامپ که ناچاریم به پابوسش برویم را ببینید! یک لات آسمان جُل است که هم پول و دارایی فراوان دارد و هم به ریاست جمهوری «ممالک محروسه ی شیطان بزرگ» رسیده و بقول معروف: خدا برایش ساخته است؛ خودمان هم نمونه ی دیگری از حکمت خدایی هستیم؛ ولی این ها بکنار. برای آنکه پرسش شما را بی پاسخ نگذاشته باشم، شاید به این دلیل باشد که ما به عنوان نماینده ی خدا در ایران، چندین بار، زبان به تعریف و تمجید از مسوولین ظاهرا پاکدست نظام گشودیم و گفتیم: «مسوولین ما بلدند چجوری عمل کنند...»؛ مسوولینی که یکی از دیگری دزدتر، دغل تر و نابکارتر از آب درآمدند؛ همه جا فساد و پلشتی ببار آوردند و آبروی مان را بردند. شاید خدا خواست، نشان بدهد که بهتر از آن ها بلد است ... و گوشزدی به ما بود. البته این حدس و گمان ماست. نکته ی دیگری هم در سخنان شما بود که به آن اشاره می کنم و سپس باید بروم دست به آب و تا دیر نشده نماز بخوانم:
از اینهمه دَم و دستگاه های گوناگون دولتی نام بردید که یکی از دیگری بیکاره تر است و همه شان بودجه ای می گیرند و حرف مفت تحویل می دهند. برای همین باید بخش خصوصی را گسترش بدهیم و حتا اگر لازم شد، کار را بدست خارجی ها بسپاریم. بندر چابهار که مدیریت آن را به هندی ها داده ایم، ببینید! خوب! آمارها نشان می دهد که نیمی از عوام النّاس در آنجا کپرنشین و سخت تنگدستند؛ چشم شان کور! گناه از خودشان است. اگر کارآمد بودند و بلد بودند چجوری عمل کنند که بندر را به هندی ها نمی دادیم! والسلامُ علیکم و رحمت الله و برکاته!

ب. الف. بزرگمهر   ۱۸ دی ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/01/blog-post_23.html

هنگام آن هم خواهد رسید که چهره ی تازه ای از اسلام ناب محمدی به نمایش بگذاریم! ـ بازانتشار

زمزمه های ذهنی روباه ریش حنایی با سفیر «یانکی ها» در تاجیکستان، در حالی که گل از گلش شکفته است:
به! به! به! سلامُن علیکم و رحمت الله! چه خانم نازنینی؟!

ما شما را در آسمان می جستیم! خوشبختانه، اینجا در تاجیکستان یافتیم. انشاء الله که نمی خواهید کار دست مان بدهید. می دانید که کارِ ما از این حرف ها گذشته و دست دادن که سهل  است، آماده ایم پایش بیفتد چهره ی نازنین تان را نیز غرق بوسه کنیم ... ولی خوب چه می شود کرد؟ اسلامِ عزیز است و «آقا» و جمهوری اسلامی و مشتی زبان نفهمِ بزدل که جرات برداشتن چنین گام هایی را ندارند ... هنگام آن هم خواهد رسید که چهره ی تازه ای از اسلام ناب محمدی به نمایش بگذاریم ... هنوز کمی زود است ...

ب. الف. بزرگمهر    ۲۰ شهریور ماه ۱۳۹۳ 

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/09/blog-post_98.html



در کشوری که سربازان «یانکی» در آن جولان می دهند ... ـ بازانتشار

«لازم نیست که من از هر کسی امتحان بگیرم. می‌خواهم اختیاراتم هر روز کم شود؛ اما اختیاراتم را به افراد نمی‌دهم؛ به نهادها می‌دهم.»۱ 

رییس جمهوری افغانستان که بارها از سوی همچشم خود، دیگر عروسک خیمه شب بازی «یانکی»ها: «عبدالله عبدالله» به کانونمند نمودن نیرو در دست خودش متهم شده، تاکنون بسیاری از بلندپایگان دولتی را پس از آزمونی که خود وی از آن ها گرفته، بکار گمارده است!۲ وی با اشاره به روند بکارگماری ها گفته است:
«اگر من مداخله نمی‌کنم، هیچ کسی دیگری نیز حق مداخله ندارد.»۳

«... ”دفتر هماهنگی امور انسان‌دوستانه سازمان ملت ها“ گزارش داده که از زمستان گذشته تاکنون بیش از ۱۰۳ هزار افغان به شَوَند جنگ از خانه‌های خود آواره شده‌اند ... بر بنیاد آمار ”سازمان ملت ها“ در سال گذشته ی ترسایی، بیش از ۶۶۰ هزار تن از شهروندان افغانستان از خانه‌ و کاشانه ی خود آواره شده‌اند.»۴

می بینید؟! در کشوری که سربازان «یانکی» در آن جولان می دهند و دست شان برای همه گونه تبهکاری باز است، رییس جمهور و دیگر بلندپایگان رژیمی پوشالی، پادوهایی بی سر و پا و ابزار دست هایی بیش نیستند؛ پادوهایی "بلندپایه" که چون نمونه ی یادشده، رییس جمهورش نقشی بیش از مسوول کارگزینی اداره ای چون «اداره ی ریشه کنی مالاریا» برای برگزیدن پادوهایی دون پایه تر، گوش بفرمان و آماده برای کشتن «پشه»۵ های ریز و درشتی که با وزوزشان خواب و آرامش آن ها را ربوده اند، ندارد؛ پادوهایی دون پایه که همچنین باید هشیار باشند تا کسی پیرامون اَرگی که آن "بلندپایگان" را در خود جای داده، ترقّه درنکند!۶ پادوهایی بی سر و پاها که با همه ی "بلندپایگی" شان، آنچنان فرومایه اند که برای پاسداری از چنان مسوولیت ها و جایگاه های ناچیزی، هر از گاه ناگزیر به چنگ و دندان نشان دادن به همچشمان خویش اند.

ب. الف. بزرگمهر     یکم تیر ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/06/blog-post_29.html

پی نوشت:

۱ ـ برگرفته از گزارش «غنی: می‌خواهم اختیاراتم هر روز کمتر شود»، ۳۱ خرداد ماه ۱۳۹۶، برگرفته از رسانه ی مزدور امپریالیست های انگلیسی: «بی بی سی»

۲ ـ بنیاد نوشته را از گزارش «غنی: می‌خواهم اختیاراتم هر روز کمتر شود» («بی بی سی»)، برگرفته ، ویرایش، پارسی و بازنویسی نموده ام. ب. الف. بزرگمهر

۳ ـ همانجا

۴ ـ برگرفته از گزارش «سازمان ملل: بیش از ۶۵ میلیون نفر در جهان آواره شده‌اند»، ۲۹ خرداد ماه ۱۳۹۶، تارنگاشت وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا» (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از سوی اینجانب:  ب. الف. بزرگمهر)

۵ ـ «نگرش و برخوردی کژ و کوله به چالش های افغانستان و جهان»، ب. الف. بزرگمهر، ۱۳ بهمن ماه ۱۳۹۵

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/02/blog-post.html

۶ ـ «به گفته وزارت کشور افغانستان، استفاده از ترقه/پتاقی و شلیک شادیانه از یکسو باعث آزار و اذیت مردم شده و از سوی دیگر، زمینه سوء استفاده برای اخلال امنیت را فراهم می‌سازد.»

برگرفته از گزارش «وزارت داخله افغانستان استفاده از ترقه در روزهای عید را ممنوع اعلام کرد»،  ۳۱ خرداد ماه ۱۳۹۶، «بی بی سی»

نمی خواهی لب های وی را ببوسی؟ ـ بازانتشار

تصویر روی جلد نوشته ای با برنام «سند تفصیلی برنامه ششم» را درج کرده و می نویسد:
آدم باورش نمی شود که «برنامه ششم» پس از انقلاب نوشته شده باشد. اگر قرار بود «انقلاب سفید» پس از ۵۰ سال به روز می شد، دور از ذهن می دانم تفاوت چندانی با «سند تفصیلی برنامه ششم» می کرد؛ از این آشکارتر نمی شد، جهت گیری های خلاف شعارهای اصلی انقلاب به عنوان سند رسمی ملی و حکومتی ارائه شود!

از «گوگل پلاس» با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر

پی نوشت:

من آن سَنَد را نخوانده ام؛ ولی با بدیده گرفتن آنچه در کردار و کارکرد دزدان فرمانروا بر ایران بر اقتصاد و اجتماع ایران رفته و زیان هایی سترگ و در برخی زمینه ها جبران ناپذیری را رقم زده، درست می نماید؛ گرچه از آن چشمگیرتر که درج آن را در پی داشت، این نکته بود:
نوشته ی بالا از آنِ کسی است که با نیروهای درون یا پیرامون رژیم دزدان اسلام پیشه نزدیکی هایی دارد؛ این را از روی سایر نوشته هایش که تاکنون در «گوگل پلاس» دیده ام، می توان تا اندازه ای دریافت؛ به همین شَوَند چشمم را گرفت و به یاد سخنان ترش مزه ی وزیر اطلاعات رژیم تبهکار افتادم که گفته بود:
«دولت لب‌های کسانی را که انتقاد می‌کنند، می‌بوسد و از نقد آن‌ها استقبال می‌کند.»*

نمی خواهی لب های وی را ببوسی؟ کمی هم شده، هوایش را داشته باش و با باریک اندیشی ببوس! مبادا لب هایش به هم دوخته شوند! هرچه نباشد، خودی است ...

ب. الف. بزرگمهر    هفتم شهریور ماه ۱۳۹۵

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/08/blog-post_234.html

* برگرفته از گزارش «دولت لبان منتقدانش را می‌بوسد»، «تارنگاشت ابتکار»، چهارم شهریور ماه ۱۳۹۵

سخن راست را از دیوانه شنو! ـ بازانتشار

سخنان علی یونسی، وزیر سبک مغز پیشین را که می خواندم به یاد زبانزدی افتادم که می گوید:
«سخن راست را از دیوانه شنو»! نه آنکه آنچه وی بر زبان رانده، یکسره راست و درست است؛ ولی رگه هایی از واقعیت و پدیده ای که وی توان دیدن ماهیتش را ندارد، در آن هست.

رژیم تبهکار و ولی فقیه نابخرد و نابکارش با سیلی جانانه ای که به هنگام از توده ی مردم خورده بود و بجای نامزد دلبند وی و نظام وامانده اش، کبوتر بخت ریاست جمهوری، بسان کچلک داستان های کهن بر سر آن مردک بزدل یزدی نشست و فشار از پایین و چانه زنی در بالا را رقم زد، جز یافتن و گماشتن کسی چون احمدی نژاد که در سیاست، چپ نمایی پیشه کند و در اقتصاد، همان راه پیشین را در پیش گیرد، چاره ای نداشت؛ کسی که بتواند این بار، سازی دیگر نواخته، سرِ مردم را بگونه ای دیگر گرم کند و نظام فرسوده را از این ستون به ستونی دیگر برساند؛ کسی که پا به میدان نهادن وی با همه ی سودمندی هایی که برای آفرینش سردرگمی در میان توده ی مردم و بخش هایی از روشنفکران داشت و سرنگونی رژیم تبهکار را اندکی هم شده به آینده وامی گذاشت، پیامدهایی ناخوشایند نیز به همراه خود آورد و آنگونه نشد که مشاوران درون و بیرون «نظام» پند و اندرز داده بودند:
بکوشید تا اپوزیسیون را نیز از درون خودِ «نظام» پدید آورده، نمایشی چون جابجایی «بازها و کبوترهای یانکی» در کشور به روی صحنه ببرید ...

همان «جریان غیراهلی» به گفته ی این آخوند گاگول تا آنجا پیش رفت که کوروش هخامنشی و امام زمان و جن و بسم الله و بهار و خزان را با هم آنچنان آمیخت که رهبرش دوغ را از دوشاب بازنمی شناخت و انگشت به دهان مانده، کم مانده بود تا در چاه پسابی که زیر پایش باز شده بود، فرو غلتد. همراه با آن، پشم و پیله ی نظام مقدس نمای اسلامی، ناخواسته و ناگزیر، یکسره فروریخت و مشتی شپشِ خوش لانه کرده در لابلای آن را به پرواز درآورد؛ چشم و گوش «آقا» را آزرد و رویاهای شیرینِ شُترینش را پنبه نمود.

اکنون، جریان بورژوا لیبرال دلبند باخترزمین با گام نهادن بر پلی لرزان و نااستوار می رود تا کار را به سرانجام دلخواه اربابان سرمایه جهان برساند؛ راهی بن بست که رژیم تبهکار را از آن گریزی نیست؛ نه پلی در پشتِ سر برای بازگشت؛ نه پشتوانه ای مردمی، نه فرمان یا افساری در دست، آنگونه که هنوز با پررویی ادعا می کنند و نه پلی در پیش رو که بر آن امیدی بتوان بست؛ خودکرده را چاره چیست؟

ب. الف. بزرگمهر   ۲۰ تیر ماه ۱۳۹۳       

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/07/blog-post_3404.html 

***

علی یونسی در گفتگو با ماهنامه ی «چهل و دو» از حزب موتلفه:
این «بهترین» حالت برای کشور است که «قدرت» بین دو گروه «دست به دست» شود؛ اما «احمدی نژاد» همه قواعد این دو جریان را به هم ریخت. همه را به رینگ برد و «منهدم» کرد. دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا احساس کردند جایی برای رقابت با خودشان نمانده و باید با جریان «غیراهلی» احمدی نژاد رقابت کنند؛ احساس کردند «غریبه ای» وارد شده که باید علیه او متحد شد.

جریان غیراهلی احمدی نژاد در برابر این دو جریان اصیل تاب نیاورد؛ چون جریان احمدی نژاد یک جریان بی اصالت بود؛ اما جریان هاشمی یک جریان «ریشه دار» پنجاه ساله است... البته الان هر دو جریان اصلاح طلبی در کُما هستند. احمدی نژاد هر دو جریان را شوکه کرده و هنوز قد راست نکرده اند. ضربه ای که احمدی نژاد به اصولگرایان و اصلاح طلبان زد، سنگین بود.این دو جریان هنوز هویت اصلی قبل از احمدی نژاد را پیدا نکرده اند و از آن ضربه گیج هستند. احمدی نژاد فرصت رییس جمهور شدن دوباره را از دست داد. جریان احمدی نژاد به عنوان مسلط و غالب دیگر هیچ گاه به وجود نخواهد آمد.

از «گوگل پلاس» با اندک ویرایش درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر

۱۳۹۹ اسفند ۵, سه‌شنبه

همینجا می خوریم؛ همینجا می رینیم و شُکر خدا می گوییم

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته! ما هنوز اینجاییم. حال مان بحمدلله خوب است و در این سبزه زار خوش و خُرَّم غمِ خورد و خوراک نداریم. همینجا می خوریم؛ همینجا می رینیم و شُکر خدا می گوییم. می گویید زیست بوم پیرامون را آلوده می کنیم؟ چکار کنیم؟ مگر از دست ما کاری دیگر برمی آید؟! خواست خداست و خود او ما را اینگونه آفریده است. شما هم چون دست تان نمی رسد به اندازه ی ما بخورید و برینید به ما رشک می ورزید و زیست بوم و اینا را بهانه می کنید. آن سلامُ علیکُمی هم که بر زبان آوردیم، برای شما بخت برگشتگان نبود؛ سخن خداوند است و پاسخ ما به او برای همه ی نعمت هایی که به ما ارزانی داشته است.* حالا هم بروید پیِ کارتان و وقت مان را بیش از این نگیرید.

از زبان آخوندک سوی راست پَرتور:  ب. الف. بزرگمهر   پنجم اسپند ماه ۱۳۹۹

* «چون نمازگزار از مقام سجود كه سرّ سجود فناء است به خود آمد و حالت هوشياري به او دست داد و از حال غيبت خلق به حال حضور، رجوع كرد، به موجودات سلام مي‌دهد، سلام كسي كه از سفر و غيبت برگشته است، پس از اين رجوع، اول به نبي اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ سلام مي‌دهد و بعد از آن، به اعيان ديگر موجودات و جميع ملائكه خدا و انبياء و مرسلين كه در اين سفر همراه او بودند سلام مي‌كند و سلامت آنها را از خدا تقاضا مي‌كند.» گفته ی آخوند خمینی درباره ی روی سخنِ سلام‌هاي پایانی نیایش، برگرفته از تارنگاشت «مرکز مطالعات و پاسخگویی به شُبهات حوزه علمیه قم»

این جوجه خروس را هم باید دستگیر کرد! ـ بازانتشار

این جوجه خروس را باید برای بزهکاری های زیر دستگیر کرد:

یکم. پرهای ناشایست پا به شیوه ی جوجه خروس های اروپایی؛

دوم. دلبری و خودنمایی در کشاندن جوجه مرغ ها و مرغ های پیرامون بسوی خود؛

سوم. کاربرد النگو با رنگی زننده در یک پا؛

چهارم. بی بصیرتی در شیوه ی نگاه کردن و گردنفرازی؛ و

پنجم. قد و بالای بلند و سینه های برآمده.

مورد ششم نیز گرچه بزهکاری بشمار نمی آید، بسیار گمان برانگیز و شایان بررسی های بیش تر است؛ روشن نیست این جوجه خروس که در این سن و سال دُمی به این بلندی و شقّ و رقّی دارد، چرا دم جنباندن را نیاموخته است؟!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۰ خرداد ماه ۱۳۹۵

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/06/blog-post_45.html

دانش آموزان ما بلدند چجوری ...


نگران نباشید! همه تان بی برو برگرد خواهید مرد؛ کمی دیر یا زود دارد

از زبان این تبهکار:  ب. الف. بزرگمهر   پنجم اسپند ماه ۱۳۹۹ 

***

رئیس مرکز مقابله با بیماری‌های مسری و عفونی در ایالات متحده، طرح جو بایدن، رئیس جمهور منتخب آمریکا برای واکسیناسیون ۱۰۰ میلیون نفر علیه کرونا طی ۱۰۰ روز اول دوره ریاست جمهوری وی را واقع‌گرایانه دانست و گفت که این طرح «قطعا شدنی است».

آنتونی فاوچی روز یکشنبه در مصاحبه‌ای با شبکه تلویزیونی ان‌بی‌سی اعلام کرد که دو واکسن «آسترازنکا» و «جانسون اند جانسون» «به زودی» جهت اخذ مجوزهای لازم به نهادهای مربوطه در آمریکا ارائه می‌شوند و همین امر سرعت واکسیناسیون در برابر ویروس کرونا را افزایش خواهد داد.

وی اظهار داشت: «ما قطعا تنها چند هفته، نه چند ماه، با این اتفاق فاصله داریم.» دکتر فاوچی همچنین تاکید کرد که واکسیناسیون گسترده‌تر به همراه استفاده از ماسک و رعایت فاصله با افراد بهترین راه برای مهار گونه جدید ویروس کرونا است.

تاکنون حدود ۱۰ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر در ایالات متحده واکسینه شده‌اند. ویروس کرونا در این کشور بیش از ۳۹۰ هزار نفر را نیز به کام مرگ کشانده است.

برگرفته از «خبرخوان» تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»   ۲۹ دی ماه ۱۳۹۹ 

***

شمار قربانیان ویروس کرونا در ایالات متحده روز دوشنبه ۵ اسفند از مرز ۵۰۰ هزار نفر گذشت، آماری گیج‌کننده که نقطه عطفی در مواجهه مردم آمریکا با پاندمی کووید-۱۹ محسوب می‌شود.

جو بایدن، رئیس جمهوری ایالات متحده، با صدور اطلاعیه‌ای در بزرگداشت یاد و خاطره کسانی که بر اثر این بیماری جان باخته‌اند، دستور داد که پرچم آمریکا در همه ادارات و اماکن فدرال تا غروب آفتاب جمعه به حالت نیمه افراشته دربیاید.

آقای بایدن گفت: «ما در این موقعیت خطیر به جان‌های از دست رفته و به کسانی می‌اندیشیم که عزیزان خود را از دست داده‌اند. ما به عنوان یک ملت باید یاد آنها را زنده نگه داریم و تنها در این صورت می‌توانیم التیام یابیم، متحد شویم و به عنوان یک ملت عزم کنیم که این پاندمی را شکست دهیم.»

همزمان ناقوس‌ها در کلیسای ملی واشینگتن به یاد جان باختگان ویروس کرونا در ایالت متحده ۵۰۰ بار نواخته شدند.

جو بایدن در پی طنین ناقوس‌ها در سخنانی اظهار داشت: «همان طور که به ابعاد این انبوه مرگ معترفیم، باید تک تک آدم‌ها و زندگی آنها را به یاد بیاوریم. پسری که هر شب با مادر خود تماس می‌گرفت تا جویای احوال او شود. پدر دختری که او زندگی‌اش را روشن کرده بود. بهترین دوستی که همیشه در دسترس بود... پرستاری که به بیمارانش کمک می‌کرد جویای زندگی باشند.»

لحظاتی پس از آن نیز بایدن همراه کامالا هریس، معاون رئیس جمهور، و همسرانشان با لباس و ماسک مشکی مقابل دوربین‌ها ظاهر شدند و در سکوت به سرودی مذهبی گوش دادند.

یک سال پس از درگذشت اولین قربانی ویروس کرونا در سانتا کلارا کانتی ایالت کالیفرنیا، اکنون آمار مبتلایان به این ویروس در آمریکا بالغ بر ۲۸ میلیون نفر شده و ۵۰۰ هزار و ۵۴ نفر نیز بر اثر آن جان باخته‌اند.

حدود ۱۹ درصد مرگ و میر جهانی بر اثر کرونا در ایالات متحده رخ داده است، رقمی خیره‌کننده خاصه با توجه به این واقعیت که مردم آمریکا تنها ۴ درصد جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند.

دکتر آنتونی فاوچی، رئیس مقابله با بیماری‌های عفونی و مسری در آمریکا، به شبکه خبری ای‌بی‌سی گفت:
«این ارقام شگفت‌انگیز هستند. اگر به گذشته برگردیم و وقایع را مشاهده کنیم، می‌بینیم که ما تقریبا از همه کشورها بدتر عمل کردیم، حال آن که کشوری ثروتمند و بسیار توسعه‌یافته هستیم.»

گزیده گزارشی برگرفته از «خبرخوان» تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»   پنجم اسپند ماه ۱۳۹۹

بختی برای ویرایش این دو گزارش نداشتم.  برجسته نمایی های متن، همه جا از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر

۱۳۹۹ اسفند ۴, دوشنبه

آتش سپندینه ی امیدوارى

... و ما

زمستان دیگرى را

سپرى خواهیم کرد.

 

با شورش بزرگى که درون مان هست

و تنها چیزى

که گرم مان مى دارد،

آتش سپندینه ی امیدوارى ست !

ناظم حکمت

برگرفته از «تلگرام»  ۲۵ بهمن ماه ۱۳۹۹ (با اندک ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب؛ برنام را از متن برگزیده ام.  ب. الف. بزرگمهر)

گروهی از كارآگاهان و نه گروهی ازکارشناسان

اینکه آماج سخن آن بانوی زیست شناس از بکارگیری کارآگاهان بجای کارشناسان برای پی بردن به چگونگی گسترش و واگیری ویروسی سیاسی* چه بوده را نمی دانم؛ ولی خودِ گفته که آن را در بوم (متن) زیر برجسته نمایش داده ام از دیدِ من بسیار باریک است.

ب. الف. بزرگمهر   چهارم اسپند ماه ۱۳۹۹

* تازه ترین و چشمگیرترین سمتگیری «کمیسیون سازمان بهداشت جهانی»، روی آوردن کارشناسان آن در شهر «ووهان» چین به بررسی گوشتِ بَستاکِ (منجمد) جانورانِ شگرف و ناشناخته (عجیب و غریب)، چون خاستگاه گسترش و واگیری ویروس کرونا است ... برای یافتن چیزی در «ووهان»، باید گروهی از كارآگاهان و نه گروهی ازکارشناسان به آنجا فرستاده شوند.

گزیده ای از گفته های «آنچا بارانوا»، زیست شناس روسی، برگرفته از «اسپوتنیک»  ۲۵ بهمن ماه ۱۳۹۹ (با ویرایش، پارسی و پاکیزه نویسی درخور از اینجانب؛ برجسته نمایی های متن، همه جا از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!