«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۴ اسفند ۲۳, شنبه

پرسش هایی چند از روشنفکران سردرگمی که پا در جای پای مزدوران گوناگون می نهند

پرسش هایی چند از روشنفکران سردرگمی که پا در جای پای مزدوران گوناگون نهاده، سنگ شان را به سینه می کوبند و گاه بی آنکه بدانند به سیاهی لشکرشان دگرمی دیسند؛ بگمانم باید روشن باشد که روی سخنم در این باره با مزدوران گروهبندی های ریز و درشت کردستان نیست که به هیچ روی نماینده ی مردم نیک اندیش و جوانمردِ آن استان نیستند که آماج سخنم توده های مردم کردستان است که در کنار دیگر خلق های ایران زمین بویژه خلق دلاورپرور آذرآبادگانِ نخش تاریخی چشمگیرِ در پایداری و استواری ایران زمین داشته و با این همه هر از گاهی به دنباله رَوی از تندروترین گروهبندی های مزدور یادشده که خود را زیر پوشش ملی گرایی پنهان می کنند یا ملی گرایانی کورذهن و کوربین بیش نیستند، کشانده می شوند. یکی از واپسین نمونه های آن، نهادنِ کلاهِ گشادی با رویکرد و انگیزش «لات بی همه چیز یانکی»: «دونالد ترامپ» به سر «نابخرد اوغلو»١ نامی در کردستان سوریه بود که زمینه را برای نیروهای «داعش» و پشتیبانان شان در سوریه و ترکیه برای سرکوب «روژاوا» آماده نمود.

آیا می دانید که یکی از پیامدهای انگولک های امپریالیست ها در دستکاری روندهای هازمانی ایران جایگزین نمودن روندی راست روانه بجای روند پیشروی چپ تا همین گذشته ای نزدیک است؟ چشم بهم بزنید، خود را در چنین جریانِ شومی با پذیرفتن ناگزیر پیشمرگی فراراست ترین رده های شان خواهید یافت.

ب. الف. بزرگمهر  ٢٣ اسپند ماه ١۴٠

پی نوشت:

١ ـ آن سپهبد بگمانم گریخته از میدان جنگ، شِکر فراوان نوش جان نموده که از بی پدرمادری چون تو سپاسگزاری نموده است. سپاسگزاری برای چه؟ برای شمارِ بسیار مردمی که با چراغ سبز تو و دستور آن موش شیر شده ی تُرک، بمباران شدند؟!

برگرفته از پی نوشتِ* یادداشتِ «ما نیز هنگامش برسد از تو بگونه ای سزاوار در دادگاه تبهکاران جنگی سپاسگزاری خواهیم نمود»  ب. الف. بزرگمهر   سوم آبان ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/10/blog-post_35.html

٢ ـ «من براستی از گفتگو با سپهبد مظلوم عبدی سرخوش شدم. او از کارهایی که ما انجام داده‌ایم، سپاسگزاری کرد و من از آنچه کردها انجام داده‌اند٬ سپاسگزاری می‌کنم. شاید هنگام آن رسیده است که کردها به سوی منطقه نفتی روانه شوند.»*

برگرفته از تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»  سوم آبان ماه ۱۳۹۸ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب:  ب. الف. بزرگمهر)

* برنامه ی شما امپریالیست ها که مافیای روسیه برهبری «مستر مافیوز روسی»، خرموش های فرمانروا بر ایران و رژیم تبهکار سوریه با آن زرافّه ی عربی پفیوز را نیز دربرمی گیرد، رویهمرفته و در چارچوبِ دربرگیرنده ی (کُلّی) آن، روشن است:

از میان بردن جوانه ی سر زده در روژاوا* که نمونه ای بیمانند از دوستی و آشتی میان خلق های منطقه در کالبد ساختارهایی با توانی بالاتر از چارچوب سرمایه داری پدید آورده و جایگزینیِ هرچند گذرا و ناپایدار آن با نیروهای سازشکار آنجا که در گام پسین و هنوز پیش بینی ناپذیر (دستِکم برای نگارنده ی این نوشته!) از آن گرزی تازه در دستِ امپریالیست ها برای سرکوب جنبش های توده ای ساخته و پرداخته شود.

٣ ـ امیدوارم روزی فرا برسد که کردستان بزرگ (اکنون پراکنده در میان کشورهای ترکیه، روسیه، ایران، عراق و سوریه) کشوری مستقل و به هم پیوسته شود؛ ولی می پندارم، چنین رویایی بدون آزادی و استقلال دیگر خلق های پیرامون و فرارویی فرهنگ آن ها به ترازی که تنها با برقراری «انترناسیونالیسم پرولتری» (کارگرهمبستگی جهانی) امکان پذیر است، شدنی نیست و در شرایطی که زیر نام الله، همه را بجان هم انداخته  و الله اکبر گویان یکدیگر را به خاک و خون می کشند تا چه اندازه کارهای دیگری باید انجام پذیرد تا بدانجا برسیم.

برگرفته از یادداشتِ «یکبار دیگر، دود از کنده برخواهد خاست!»، ب. الف. بزرگمهر   هفتم شهریور ماه ۱۳۹۲ (درج شده در «گوگل پلاس»)

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/09/blog-post_9263.html

 

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!