«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ خرداد ۵, دوشنبه

... روزه داران ماه نو بینند و ما ابروی دوست ـ بازانتشار

صبحدم خاکی به صحرا بُرد، باد از کوی دوست
بوستان در عنبرِ سارا گرفت از بوی دوست

دوست گر با ما بسازد، دولتی باشد عظیم
ور نسازد، می‌بباید ساختن با خوی دوست

گر قبولم می‌کند، مملوک خود می‌پرورد
ور بِراند، پنجه نتوان کرد با بازوی دوست

هر که را خاطر به روی دوست رغبت می‌کند
بس پریشانی بباید بُردنش چون موی دوست

دیگران را عید اگر فرداست، ما را این دَمَست
روزه داران ماه نو بینند و ما ابروی دوست

هر کسی بی خویشتن، جولان عشقی می‌کند
تا به چوگانِ که در خواهد فتادن گوی دوست

دشمنم را بد نمی‌خواهم که آن بدبخت را
این عقوبت بس که بیند، دوست همزانوی دوست

هر کسی را دل به صحرایی و باغی می‌رود
هر کس از سویی به در رفتند و عاشق سوی دوست

کاش باری باغ و بستان را که تحسین می‌کنند
بلبلی بودی چو سعدی یا گلی چون روی دوست

شیخ اجل سعدی شیرازی


برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!