«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۵ خرداد ۲, شنبه

شاخاب پارس از دیدگاه تاریخی، زمین ریخت شناسی و جغرافیای سیاسی بخشی از سرزمین ایران است

با نادیده گرفتن همه ی بگومگو و ستیزه هایی که پیرامون بسته شدن تنگه ی هرمز  از سوی رژیم دزدسالار اسلام پیشگان و برخی کشورهای دیگر در جریان است و دودِ آن در فرجام کار بیش و پیش از دیگران به چشم خود این رژیم تبهکار و توده های مردم ایران می رود، «شاخاب پارس، جز باریکه هایی از کرانه های پیرامون عربستان و آبخست های شیخک ها و خرسک های درون آن از دیدگاه تاریخی، زمین ریخت شناسی [«ژئومورفولوژی»] و از همه برجسته تر، جغرافیای سیاسی [«ژئوپلیتیک»]، بخشی از سرزمین ایران است و به هیچ رو، دریای آزاد بشمار نمی رود!»؛ زیرا با پیشروی آب در خشکی روبروییم و بر زبان رانده شدن دریای آزاد که این روزها از زبان مارگزیده ی خداوندان سرمایه ی جهان و ریزه خوارانش نمی افتد جز پرگویی بیش نیست.*

ب. الف. بزرگمهر  دوم خرداد ماه ١۴٠۵

* برگرفته از یادداشِتِ «ما بیدی نیستیم که با این بادها بلرزیم»  ب. الف. بزرگمهر   چهارم دی ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/12/blog-post_73.html

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!