«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۸ مهر ۱, دوشنبه

یکی دو نتیجه گیری سرِدستی از دو گزارش آماری ـ اقتصادی ـ بازانتشار

انگل ها و زالوهای اجتماعی نیازی به اقتصادی فرآورنده ندارند؛ آن ها هر چیزی را که ارزش خرید یا فروش داشته باشد، حتا ناموس دختران و دخترکان ایرانی را به داد و ستد می گذارند.

گزیده هایی از دو گزارش اقتصادی و آماری درباره ی اوضاع اقتصادی ایران را چندی پیش برگزیده بودم (گزارش های زیر) که روی آن کار بیش تری انجام دهم و هربار دشواری های گریبانگیر سبب می شد که نتوانم کاری بیش از گردآوری داده ها به انجام برسانم. اکنون نیز کاری بیش از یکی دو نتیجه گیری بر بنیاد برخی آمارهای آمده در این دو گزارش انجام نداده ام؛ نتیجه گیری هایی که می پندارم حتا بی بازگویی اینجانب و تنها با اندک باریک بینی و سنجش چند آمار با یکدیگر نیز می توان به آن ها دست یافت. پیش از این نیز گزارش ها و آمارهای اقتصادی دیگری، نادرستی و پوچ بودن برخی ادعاهای دولت آخوند امنیتی، درباره ی بهبودی اقتصاد بی سر و سامان ایران را نشان داده بود. با این همه می پندارم که در این زمینه، کم کاری چشمگیری، بویژه در میان ویژه کاران این رشته ها در ایران، دیده می شود که می تواند و باید بهبود یابد؛ ویژه کارانی که بجای کارهایی چنین پایه ای و نشان دادن آن حقیقت هایی که با شمارگان و ریاضی در اندیشه ی کم تر کسی جای می گیرد با بهره وری از نمودارهای تحلیلی و هماوندی های آماری ـ آقتصادی، در بسیاری موردها و به گفته ی آن زبانزد زیبا «هنوز غوره نشده، مویز می شوند» و چپ و راست تن به گفتگوهای رسانه ای برای دستیابی به نام و شاید نانی چرب تر می دهند.  

در یادداشت زیر، بر بنیاد آنچه از گزارش های یادشده برگرفته ام به یکی دو نتیجه گیری سرِدستی بسنده شده است.

***

افزایش درآمدهای صادراتی و وارداتی در ده ماه نخست امسال۱ که همچنان بگونه ای عمده بر صادرات نفت خام و واردات بی رویه و از آن میان بخش بزرگی به میانجیگری شیخک نشین های شاخاب پارس استوار است از سویی و کاهش نسبی تورم در نخستین ماه زمستان امسال در سنجش با همان ماه در سال گذشته از سوی دیگر نشان می دهد که گردش مالی داد و ستدهای سوداگران و بازرگانان بزرگ ایرانی نه تنها در سنجش با گذشته بدتر نشده که بهبود بازهم بیش تری یافته است؛ همین بهبودی نسبی و سود سرشاری که بازرگانان یادشده هم از صادرات و هم از واردات کالاها به چنگ می آورند را دولت نیرنگباز آخوندِ زرزرو، به عنوان بهبود اقتصاد ایران جا زده است؛ اقتصادی که تنها دربرگیرنده ی بخش توزیع و امور بازرگانی نیست و آمارهای ارائه شده از سوی دولت «زهدان اجاره ای» نیز حتا با نادیده گرفتن دستکاری هایی که برخی به آن اشاره می کنند، نمودار اوضاع اقتصادی کشور در کلیّت خود و چنان نتیجه گیری هایی شتاب زده۲ درباره ی بهبود اوضاع اقتصادی نیست.

«بنابر گزارش بانک مرکزی ایران، در دی ماه شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی به شمارگان  ۲۱۲.۳ رسیده است که به آرش بیشتر از دو برابر شدن بهای کالاها و خدمات در سه سال گذشته است.»۳و نیز:
«کاهش تورم به آرش ارزان شدن کالاها و خدمات نیست که نشاندهنده آن است که شتاب رشد بهای کالاها و خدمات کاسته شده است. این به آرش آن است که در دی ماه امسال نسبت به دی ماه سال گذشته، بهای کالاها و خدمات بیش از ۱۶درصد افزایش پیدا کرده است.»۴ (برجسته نمایی ها از آن من است.   ب. الف. بزرگمهر)

در کنار این نمودارها از کار افتادن شمار بازهم بیش تری از کارگاه ها و کارخانه های فرآوری کالا در ایران در سنجش با سال گذشته و سال های پیش از آن که نمود روشن آن، بیکارشدن شمار هرچه بیش تری از کارگران و نیز افزایش بیکاری همه گیر در میان جوانان، زنان و حتا ویژه کاران رشته های گوناگون است، نشانه ای گویا در پیشبرد دستورهای نهادها و بنگاه های جهانی امپریالیستی بدست دولت «زهدان اجاره ای» است؛ دولتی که از دید من، «پلِ پیروزی امپریالیست ها» در به زانو درآوردن فرجامین رژیم تبهکار و به خاک و خون کشیده شدن ایران در پی آن خواهد بود!

بر بنیاد این نمودارها، حتا با نادیده گرفتن واقعیت های اقتصادی ـ اجتماعی دیگری که در اینجا به آن ها پرداخته نشده، گفته های محمدباقر نوبخت، رییس به اصطلاح «سازمان مدیریت و برنامه ریزی» که «رویش (رشد) اقتصادی» شش ماه نخست امسال را مثبت خوانده و ادعا نموده که گویا اقتصاد از دوران رکود بیرون آمده،۵ دروغی شاخدار بیش نیست.

ادعای اداره ی کشور بر بنیاد آنچه «اقتصاد مقاومتی»۶ خوانده شده و بر زبان آن رهبر دَبَنگ نیز افتاده از آن نیز ریشخندآمیزتر است؛ زیرا در پی از کاربازماندن شمار بازهم بیش تری از کارگاه ها و کارخانه های فرآوری کالا و افزایش نسبت و سنگینی بخش های خدماتی غیر مُولّد در سال گذشته، اقتصاد ایران روز بروز بیشتر به دستگاه گوارش جانوران خونخواری چون پشه، شپش و زالو همانندی می یابد.۷ در چنان اقتصاد غیرمولدی، نفت یا هر تک کالای دیگری چون کاکائو یا موز که شاهرگ و بنیاد اقتصاد رویهمرفته تک کالایی در این یا آن کشور است، نقش همان خون را دارد که سوداگران بزرگ درون و برون در همدستی با یکدیگر بر آن چنگ انداخته و نه تنها نیازی به بخش های اقتصادی فرآورنده (مولد) نمی بینند که آن ها را چون همچشمی ناهمراه و سرِ خر می پندارند که باید از سر راه برداشته شوند؛ پدیده ای که بویژه از ده سال پیش به این سو، بگونه ای چشمگیر در اقتصاد ایران دیده می شود و نمودار روشن آن، پرداخت کمینه دستمزد کارگران کشور، پایین تر از «خط بینوایی» (یا «خط تنگدستی») است؛ به سخنی ساده تر و گویاتر که ماهیت آن «اقتصاد مقاومتی» را نیز به بهترین شکلی نمایش می دهد:
دیگر به مرگ نگرفته و نمی گیرند که به تب خشنود نمایند که به مرگ گرفته اند تا نابود نمایند!۸ 

انگل ها و زالوهای اجتماعی نیازی به اقتصادی فرآورنده ندارند؛ آن ها هر چیزی را که ارزش خرید یا فروش داشته باشد، حتا ناموس دختران و دخترکان ایرانی را به داد و ستد می گذارند.۹ 

ب. الف. بزرگمهر   دوم اسپند ماه ۱۳۹۲


پی نوشت:

۱ ـ «تراز بازرگانی ایران به منفی یک میلیارد دلار رسید»، برگرفته از «بی بی سی»:

۲ ـ در بهترین حالت آن، شتابزده! با بدیده گرفتن ماهیت رژیم تبهکار و دروغگو، کاربرد ویژگی: «نیرنگبازانه»، درست تر و سزاوارتر است.

۳ ـ «نرخ تورم در ایران به ۱۶.۳ درصد رسید»، برگرفته از «بی بی سی»:

۴ و ۵ ـ  همانجا

۶ ـ درباره ی «افتصاد مقاومتی» یا آنگونه که بسیاری به طنز آن را «اقتصاد مقاربتی» می نامند، محمدباقر نوبخت، رییس «سازمان مدیریت و برنامه ریزی» گفته است:
«در سال های گذشته با درآمدهای نفتی ۵۵ تا ۶۰ میلیارد دلار کشور اداره می شد؛ اما بهای فعلی نفت خام در بازارهای جهانی شوکی را به اقتصاد کشور وارد کرده است. بنابراین با اقتصاد مقاومتی می توانیم کشور را اداره کنیم.» (برجسته نمایی ها از آن من است.   ب. الف. بزرگمهر)
«نرخ تورم در ایران به ۱۶.۳ درصد رسید»، برگرفته از «بی بی سی»:

از دید من، گفته های این پادوی رژیم و بگمان بسیار، نوکر و مزدور امپریالیست ها، جز زمینه سازی برای آماده نمودن توده های مردم ایران برای پذیرفتن بار بازهم سنگین ترشده ی سیاست های نولیبرالیستی امپریالیست ها بر دوش اقتصاد ناتوان و ازکارافتاده ی ایران بیش نیست. هماوندی بسیار نزدیک چنین سیاستی با جُستار کاهش بهای جهانی نفت را چنانچه بخت یار باشد و سرگیجه های کمابیش همیشگی بگذارند، در نوشتاری جداگانه روشن خواهم نمود. 

۷ ـ «اجرای برنامه ی اقتصادی امپریالیستی به سود بهره کشان بزرگ و کوچک جهان و ایران در کالبد گسترش هرچه بیش تر بخش خصوصی بویژه در پهنه های خدمات و بازرگانی؛ کوچک نمودن بخش های دولتی و دگردیسه نمودن آن به پیشکار یا نوکر اجرای برنامه های آن ها و جلوگیری از گسترش و نیرومندی بخش تعاونی اقتصاد به عنوان بخش پیوسته ی دولتی؛ ساده تر نمودن بازهم بیش تر سامانه ی اقتصادی کشور با واردات کالاهای گوناگون از دسته بیل ساخت اندونزی گرفته تا کارگر چینی (نیروی کار نیز کالاست! پرارزش ترین و کم ارزش ترین آن در سامانه ی سرمایه داری!)، پذیرش سرمایه گذاری های بزرگ امپریالیستی بویژه در صنعت نفت و نابودی بازهم بیش تر اقتصاد نارسای ملی ایران؛ از میان بردن و فراری دادن نیروهای کاردان کشور، پژوهشگران، نوآوران و اندیشمندان رشته های گوناگون با سیاست های سرکوبگرانه، بگونه ای که از نیش کژدم به دامن اژدهای امپریالیستی پناه برده و سپردن هرچه بیش تر پهنه های مدیریت و ساماندهی به دست مشتی بوزینه ی مقلد که بزرگ ترین هنرشان، خواندن نمازها و نیایش های روزانه و شبانه به درگاه خداوند همراه با آروغ هایی از ته گلوست، همه و همه و بسیاری نابکاری های ناگفته ی دیگر در اینجا، اقتصاد کشورمان را بسان اندام های گوارشی جانوران انگل و دیگر جاندارانی چون پشه که از خوراکی آماده (در بیش تر موردها: خون!) تغذیه می کنند، ساده نموده است. در چنین اقتصادی، گام بگام نیاز به فرآوری های صنعتی و بگونه ای کلی فرآوری کالاهای مادی و معنوی و نیز همراه با آن، طبقه ی کارگر دست ورز و اندیشه ورز زدوده شده و از میان برداشته می شود. ناموزونی رشد اقتصادی ـ اجتماعی در شرایطی که خاستگاه ارزان، فراوان و پرکار کارگران نژاد زرد (بگونه ای عمده: چینی و ژاپنی) در دسترس بزرگ سرمایه داران جهان است و فن آوری های پیشرفته در زمینه ی ساخت آدمواره ها (آدمک های ساختگی) در آستانه ی برداشتن گام هایی غول آسا به پیش برای آزاد نمودن دست و اندیشه ی بسیاری از آدمیان از فرآوری است، پیامدهای ناهمتا با هستی و فرهنگ آدمی را اینگونه نشان می دهد و این تنها سویه ای از دیگر سویه هاست که در اینجا بیش تر به آن نمی پردازم.»
برگرفته از نوشتار «نموداری از پیامدهای پیشبرد سیاست های اقتصادی امپریالیسم در ایران!»،  ب. الف. بزرگمهر، دهم امرداد ماه ۱۳۹۲

۸ ـ وضعیت زندگی کارگران، زحمتکشان و حتا بخش هایی از کارمندان و بازنشستگان فرودست در میهن ما روز بروز بدتر و بدتر می شود. توده های گسترده ای از مردم، نمی توانند کمترین و بنیادی ترین نیازمندیهای یک زندگی «بخور و نمیر» را فراهم کنند و چرخ زندگی شان نمی چرخد. پیش تر، آنگونه که زبانزدی توده ای می گوید: «به مرگ می گرفتند، تا به تَب راضی کنند». اکنون حتا این زبانزد، کاربرد خود را درباره توده ی کار و زحمت از دست داده است. حاکمیت مهرپرور بازرگانان و داد وستدگران درون و برون ایران، چنان گلوی آنها را می فشارد و لقمه نانشان را بریده است که براستی باید گفت: «به مرگ گرفته اند که نابود کنند»!
برگرفته از نوشتار «به مرگ گرفته اند که نابود کنند!»، ب. الف. بزرگمهر، ۱۱ آذرماه ۱۳۸۹

۹ ـ یکی از واپسین نمودهای چنین پدیده ی رنج آوری که از دید من، چنانچه نمونه های الله بختکی آن را کنار بگذاریم، بی هیچ گمان و گفتگو، باندهای جاکشِ اسلام پیشه در سازماندهی آن دست دارند، دستگیری ۵۴ زن روسپی ایرانی از میان ۱۰۰ زن روسپی دستگیر شده، آنهم تنها در یکی از مهمانسراهای شهر کوالالامپور مالزی است.

آخوند امنیتی بیشرم در سالگشت انقلابی سربریده، در روز ۲۲ بهمن ماه گذشته با زبان بازی از آن میان، گفته بود:
«جمهوری اسلامی ایران تبلور شریعت در ظرفیت یک ملت بزرگ است ...» و من در یادداشتی همراه با تصویر پلید وی نوشتم:
«این آخوند امنیتی راست می گوید! این همه زن روسپی و صیغه ای و بی خانمان و آواره در همه جای جهان، بهترین نشانه ی این گنجایش است؛ مگر همین چند روز پیش نخواندی که از ۱۰۰ زن روسپی دستگیر شده از سوی پلیس مالزی در تنها یک مهمانسرای کوالالامپور، ۵۴ تن شان ایرانی بوده اند؟

هنگامی که به گفته ی پلیس آن کشور از شمار ۱۰۰ زن نگونبخت، ۲۰ تن از خودِ آن کشور و از سایر کشورهای جهان جز ایران، تنها ۲۶ تن با روسپیگری در آن مهمانسرا روزگار می گذرانده اند، آیا شمار ۵۴ ایرانی در برابر همه ی آن ها، نشانه های تبلور شریعت در .. و ... یک ملت گُنجا را به نمایش نمی گذارد؟! بلوری از این روشن تر می خواهی؟»
از نوشته تصویر «بلوری از این روشن تر؟!»، ب. الف. بزرگمهر، ۲۲ بهمن ماه ۱۳۹۳

*******

گزیده هایی از دو گزارش اقتصادی و آماری درباره ی اوضاع اقتصادی ایران

گمرک ایران گزارش داده که در ده ماه نخست سال، تراز بازرگانی ایران به کم و بیش، منهای یک میلیارد دلار کاهش پیدا کرده است.

در ده ماه نخست سال صادرات غیرنفتی ایران ۴۲ میلیارد و ۳۵۴ میلیون دلار و واردات ایران ۴۳ میلیارد و ۶۷۷ میلیون دلار بوده است.

سال گذشته تراز بازرگانی ایران در ده ماه نخست سال سه میلیارد و ۵۵۰ میلیون دلار منفی بود که در ده ماه نخست سال به کمتر از یک سوم کاهش پیدا کرده است.

گزارش تازه نشان می دهد که در این مدت، نسبت به مدت همانند سال پیش، صادرات بیشتر از ۲۴ درصد و واردات بیشتر از ۱۵ درصد افزایش پیدا کرده است.

سنجش درآمدهای صادراتی در ده ماه نخست امسال با سال گذشته نشان می دهد، صادرات کالاهای ایرانی در این مدت هشت و نیم میلیارد دلار افزایش پیدا کرده است.

تراز بازرگانی ایران در ده ماه نخست سال گذشته سه میلیارد و ۵۵۰ میلیون دلار منفی بود که در ده ماه نخست سال به کمتر از یک سوم کاهش پیدا کرده است

در برابر [آن]، واردات کالاهای خارجی در این مدت نسبت به ده ماه نخست سال گذشته بیشتر از پنج میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار افزایش نشان می دهد.

بنابر گزارش گمرک ایران، نزدیک به ۶۰ درصد از کالاهای صادراتی ایران را میعانات گازی و محصولات پتروشیمی تشکیل می دهد و عمده افزایش درآمدهای صادراتی مربوط به این بخش است.

«تراز بازرگانی ایران به منفی یک میلیارد دلار رسید»، برگرفته از «بی بی سی»:

***

بانک مرکزی ایران گزارش داده که نرخ تورم در نخستین ماه زمستان به ۱۶.۳ درصد کاهش پیدا کرده است که در سنجش با تورم دی ماه سال گذشته، بیش از ۲۲ درصد کاهش نشان می دهد.

نرخ تورم در نخستین ماه زمستان سال گذشته ۳۸.۴ درصد بوده است.

بنابر گزارش بانک مرکزی ایران، در دی ماه شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی به شمارگان  ۲۱۲.۳ رسیده است که به آرش بیشتر از دو برابر شدن بهای کالاها و خدمات در سه سال گذشته است.

گزارش تازه نشان می دهد که روند کاهش تورم در یک سال گذشته در حالی پی گرفته شده که در ماههای کنونی روند کاهشی آن کندتر بوده است.
...
در نیمه ی سال گذشته خورشیدی، رشد تورم به بالای ۴۰ درصد رسید؛ ولی پس از آن، روند فروکش آن آغاز شد و گزارش تازه نشان می دهد که از شتاب رشد تورم کاسته شده است.

در دو سال کنونی، ایران با رشد منفی اقتصادی همراه با تورم بالا روبرو بوده است و دولت می گوید که در شش ماه نخست سال رشد اقتصادی مثبت شده و کشور از دوران رکود خارج شده است.

محمدباقر نوبخت، رییس «سازمان مدیریت و برنامه ریزی» گفته است:
«در سال های گذشته با درآمدهای نفتی ۵۵ تا ۶۰ میلیارد دلار کشور اداره می شد؛ اما بهای فعلی نفت خام در بازارهای جهانی شوکی را به اقتصاد کشور وارد کرده است. بنابراین با اقتصاد مقاومتی می توانیم کشور را اداره کنیم.»

کاهش تورم به آرش ارزان شدن کالاها و خدمات نیست که نشاندهنده آن است که شتاب رشد بهای کالاها و خدمات کاسته شده است. این به آرش آن است که در دی ماه امسال نسبت به دی ماه سال گذشته ،بهای کالاها و خدمات بیش از ۱۶درصد افزایش پیدا کرده است.

منتقدان سیاست اقتصادی دولت کاهش نرخ تورم را به رکود ژرف نسبت داده اند.

«نرخ تورم در ایران به ۱۶.۳ درصد رسید»، برگرفته از «بی بی سی»:

این گزیده گزارش ها از سوی اینجانب، ویرایش و پارسی نویسی شده است؛ برجسته نمایی ها و افزوده های درون [ ] از آنِ من است.    ب. الف. بزرگمهر

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!