«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۰ فروردین ۲۳, دوشنبه

اگر دشمن کور خوانده، چجوری تا دل کوه آمده و آنهمه تجهیزات ارزشمند را نابود کرده؟!

ما گفته بودیم که در جزئیات دخالت نمی کنیم و تنها به مسائل راهبردی و دوربردی چون ساخت پله های انقلاب اسلامی تا چند قرن آینده می پردازیم؛ نگفتیم که شما مقلدان پا در کفش مان کنید که کَاَنَّهُ برای همگی تان گشاد است و عینا رفتار ما را تقلید کند. این عین بی بصیرتی است. کَاَنَّهُ هر کسی را برای کاری ساخته اند و شما هنوز این را نفهمیده اید. از کدام نمونه بگویم که کم تر شرم آور باشد؟! آن از موشک پرانی تان به هواپیمای اوکرایینی که از ترس هجمه ی عَنقریب آمریکایی ها جهت را گم کرده و در تنبان تان ریده بودید یا شاید می خواستید این عمل شنیع را بگردن جنگنده های «شیطان بزرگ» بیندازید و ننه من غریبم جهانی بپا کنید؛ دیگری، جابجا گرفتن دوست و دشمن، درست در میانه ی رزمایش جنگی و زدن ناو خودی و آبروی اسلام و مسلمین را بردن؛ و حالا برای چندمین بار، انفجار در تأسیسات نطنز که هر بار بگردن رژیم اشغالگر قدس می اندازید و حتا نمی دانید هوایی آمده اند یا زمینی یا شاید این بار زیرزمینی در دل آن کوه نفوذ کرده اند. ببینید برادر دانشمندمان: عین الله، در این باب چه گفته است:
«دشمن دلش می‌خواهد یاس و ناامیدی را در دل ملت ما بکارد؛ اما کور خوانده است ... بار قبل (اقدام تروریستی در تیرماه ۹۹) هم که اقدام خبیثانه کردند و سالن مدرن مونتاژ سانتریفیوژ را از بین بردند، بخش قابل توجهی از آن سالن را احیا کردیم و همین امروز این سالن را سرِ پا کردیم؛ ضمن اینکه در دل کوه داریم سالن های متعدد و پیشرفته می سازیم.»*

خوب! حالا این کار ما نیست که در چنین مسائلی دخالت کنیم؛ ولی انگار این برادر نمی فهمد که پول علف خرس نیست که در بیت المال جمع کرده باشیم و فردا یا پس فردا با گردن کژ اینجا بیایند و برای احیای سالن و تجهیزات سوخته، درخواست برداشت از «صندوق توسعه ملی» کنند. دیگر این که در «... دل کوه داریم سالن های متعدد و پیشرفته می سازیم» بجای بر نمی خورد و جز قمپز در کردن چیز دیگری نیست. اگر دشمن کور خوانده، چجوری کورمال کورمال تا دل کوه آمده و آنهمه تجهیزات ارزشمند را نابود کرده؟ برای همین و دیگر موردهای اسف انگیز به این برادر و دیگر برادران دست اندر کار توصیه می کنیم بجای حل مسائل راهبردی و دوربردی و کارهایی که عقل شان به آن ها قَد نمی دهد به همین کارهای زمینی گاه بسیار پیش پا افتاده بپردازند و اندرز پیامبر عظیم الشّأن اسلام به شتربانش را آویزه گوش خود نمایند که فرمود:
«از این پس، نخست زانوی شتر را ببند و آنگاه توکّل کن! (اَعقِل و توکّل!** 

از زبان کیر خر نظام خرموش پرور:  ب. الف. بزرگمهر   ۲۳ فروردین ماه ۱۴۰۰

* برگرفته از «ایسنا»   ۲۳ فروردین ماه ۱۴۰۰

** برگرفته از «کتاب کوچه»، حرف الف. دفتر دوم، زنده یاد احمد شاملو، چاپ دوم، تابستان ۱۹۹۵ و درج شده در پیوند زیر:

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/09/blog-post_4921.html

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!