«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۸ تیر ۲۷, پنجشنبه

راست گفته اند که هم خر هم خرما نمی شود ... ـ بازانتشار

«آقا بیشعور» در غم دوران سپری شده:
چه دوران خوبی بود! همه می نشستند گوش تا گوش؛ بی هیچ حرف و حدیثی؛ بی هیچ اما و اگر و کفر و زندقه! آخوند روضه اش را می خواند یا حدیثی نقل می کرد؛ جماعت ریش الدّین با حظّ و لذّت گوش می سپردند و ضعیفه ها سری می جنباندند و یا یواشکی پچ پچ های پایان ناپذیرشان را پی می گرفتند؛ تنها بیت المال دستمان نبود. اکنون بحمدلله، بیت المال مال خودمان است؛ ولی از آن خلوص قلبی و ملکوتی نشانی نیست؛ البته، همچنان سر می جنبانند و گوش هم می دهند؛ ولی چشم شان گواه چیزهای دیگری است. هرچه هم تاکنون پول های گزاف خرج کرده ایم و پنج تا پنج تا مسجد در هر ده کوره ای ساخته ایم، کسی گوشش بدهکار حرف های مان نیست. هر کس ساز خودش را می زند و از همه بدتر، دست شان برسد، جیب مان را هم می بُرند. راست گفته اند که هم خر هم خرما نمی شود ...

از زبان آن بخت برگشته:      ب. الف. بزرگمهر    ۱۵ خرداد ماه ۱۳۹۵

http://www.behzadbozorgmehr.com/2016/06/blog-post_51.html



برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!