«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۸ خرداد ۵, یکشنبه

چه خرموش دلسوزی!

می خواهند کودکان کار را دوباره یا شاید برای چندمین بار از خیابان های شهر بروبند تا کسانی که سوار بر خودروها در رفت و آمدند با دیدن آن ها دل آزرده و افسرده نشوند و شهر نیز نمایی آراسته بخود بگیرد بویژه چنانچه پای مهمانانی از سایر کشورها در میان باشد. جز این واپسین گفته که خودم افزوده ام، آنچه آمد، چکیده ی سخنان خرموشی دلسوز به نام عبدالعظیم رضایی، دستیار سیاسی فرمانداری تهران در ویدئوی پیوست است. نیازی به بیش تر گفتن و نوشتن نمی بینم. ویدئو که از «تلگرام اتحادیه آزاد کارگران ایران»، آن را برگرفته ام، ببینید. به اندازه ای بسنده گویای گوشه ای از درد و رنج یکی از آسیب دیده ترین لایه های اجتماعی میهن مان در زیر سایه ی سنگین رژیمی تبهکار و انباشته از دزدان اسلام پیشه است؛ رژیمی شوم و سزاوار سرنگونی!

ب. الف. بزرگمهر   پنجم خرداد ماه ۱۳۹۸


برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!