«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۰ آذر ۹, سه‌شنبه

من و الله با هم قرارداد شفاهی داریم

«خرگوش دلاور نظام» در جایگاه نگهبانی و پاسخگویی به آمدِگان (کمی ترسیده و نگران از درگیری) ۱:
کجا عمو، سرت را پایین انداخته و می خواهی درِ اتاق نامحرم را بازکنی؟! اول باید مانند این بقیه که در سالن گوش تا گوش نشسته و منتظرند، ژتون بگیری ...

«عمو سام» (با چشم دریدگی):
فرقش چیه؟ مگه بدون ژتون نمی تونی بکنی؟!

«خرگوش دلاور نظام» (همچنان نگران و کوشا برای نباختن خود در برابر لَندِهورِ درون آمده):
نه! تو از کجا سر و کله ت پیدا شده؟ انگار تو باغ نیستی! نمی فهمی شرعی نیست؟! باید به او که در آن گوشه پس در نشسته
۲ و دستاری بسر دارد، پول بدی و ژتون بگیری.

«عمو سام» (با همان چشم دریدگی):
که چی بشه؟!

«خرگوش دلاور نظام» (در حالیکه کمی دل و جرأت پیدا کرده):
... که حلال بشه و الله قبول کنه.

«عمو سام» (با کمی برانگیختگی):
نمی فهمم. الله ژتون می خواد چیکار؟! من که دفعه اولم نیس. الله با من! بدون ژتون می کنم و خواهی دید که قبول می کنه و هیچی پیش نمیاد. ما با هم قرارداد شفاهی داریم.

ب. الف. بزرگمهر   نهم آذر ماه ۱۴۰۰

پی نوشت:

۱ ـ دوشنبه ی گذشته، سعید خطیب‌زاده، توتی وزارت برونمرزیِ گروهبندی های خرموش اسلام پیشه ی فرمانروا بر میهن مان در واکنش به پیشنهاد آمریکا برای گفتگوی سرراست و رودرو در وین، این پیشنهاد را نپذیرفت (بجای «رد کرد») و گفت:
«اگر آمریکا برای رفع تحریم‌ها و رفع واقعی تحریم‌ها بیاید، می‌تواند بلیت بازگشت به اتاق برجام را دریافت کند.«

برگرفته از تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»   هشتم آذر ماه ۱۴۰۰ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

۲ ـ پسِ در نشینی به آرشِ «زن بِمُزدی»، بنگرید به یادداشت «تلخك را پرسيدند كه پسِ در نشینی چه باشد؟»  ب. الف. بزرگمهر   ۱۴ تیر ماه ۱۴۰۰

https://www.behzadbozorgmehr.com/2021/07/blog-post_49.html

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!