«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۵ مهر ۱۱, شنبه

این کُس از آن دونالد است

نمی خواستم این چیزهای زشت و زیبا را بنویسم؛ ولی از بس در روزهای گذشته نام تنگه ی تاریخی هرمز را «ترامپ» خواندی، ناچار به انجام آن شدم:
اگر مردی برو تنگه ی ملانیای بخت برگشته یا همانا «نمالیا» را بچنگ آور و به شیوه ی چشم و گوش آشنای لات و لوت های نونوار شده ی ایرانی تبار از آن میان، گروهبندی های دزد اسلام پیشه که تنی چند از آن ها را برای هنجارمند نمودن (رسمیت بخشیدن به) آماجِ بنیادینی که با راهنمایی «عمو سام» دستچین شان نموده ای، نام خود را بر آن خالکوبی کن
:
«این کُس از آن دونالد است»؛ گرچه ناچاری دل به دریا زده و بیم نوش جان کردنِ سیلیِ سخت دیگری از وی را بجان بخری! برو نترس پرچانه!

ب. الف. بزرگمهر  ١١ مهر ماه ١۴٠۵

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!