«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۸ تیر ۳۰, یکشنبه

ما خوک های پرخور از هفت دولت آزادیم ـ بازانتشار

ماچه سگ پلید همراه با «ترومپت گوسخراش» و «اُسقف اَعظَم»* نیویورک در مهمانی شام «بنیاد نیکوکاری آلفرد اسمیت»!

«اُسقُفِ» چاق و چلّه در حالیکه با نوشیدن جامی شراب، شاد و شنگول شده و آن دو عروسک خیمه شب بازی را به خنده واداشته، دم گرفته است:
ما خوک های پرخور از هفت دولت آزادیم
جز شورش بردگان، دیگر غمی نداریم
برای سرگرمی شان هر روز ترفندی داریم

ما «جامعه جهانی» را از جان و دل خواهانیم
برای پاسداری از آن، البته دمکراسی داریم
اگر کم آوردیم، گلوله هم تا بخواهید داریم

ب. الف. بزرگمهر     یکم آبان ماه ۱۳۹۵


* آن ها هم از اینگونه فرنام های عوضی و ریشخندآمیز دارند! مرده شور هرچه «اَعظَم» و «مُعَظَّم» و «عَظیم الشان» را ببرد ...

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!