«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۷ بهمن ۲۹, دوشنبه

بیانیه جمعی از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران و فعالین کارگری درکردستان در ارتباط با ادامه بازداشت جعفر عظیم زاده و پروین محمدی

حدود بیست روز از ادامه بازداشت و زندان جعفر عظیم زاده و پروین محمدی، رییس و نایب رییس هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران، توسط نهادهای امنیتی می گذرد و در این مدت به پیگیری های اعضای اتحادیه از شرایط بازداشت و وضعیت سلامتی آنان، جواب و اطلاع دقیقی داده نشده است. در حالی که اوضاع نابسامان و بد اقتصادی، تورم و گرانی، پشت ما کارگران و قشر مزدبگیر جامعه را خم کرده است، در شرایطی که سفره کارگران و اکثریت توده مردم روز به روز خالی تر می شود، متاسفانه جواب اعتراض و مطالبه رهبران و فعالین کارگری، بازداشت و زندان آنان شده است. جرم کسانی مثل جعفر عظیم زاده و پروین محمدی، دفاع از حق کارگران و مردم برای یک زندگی شایسته انسانی است. از نظر ما زندانی کردن این رهبران در دوره اخیر نه تنها سرکوب و خفه کردن اعتراض و مطالبه به حق کارگران که نشان دهنده ی بی توجهی عمیق سیستم به وضعیت فلاکتبار مردم می باشد.

ما جمعی از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران و فعالین کارگری در کردستان، ضمن حمایت کامل از حق اعتراضات و اعتصابات توده های مردم از جمله کارگران، معلمین، رانندگان، بازنشستگان و بیکاران، برخوردهای امنیتی دوره اخیر با رهبران و فعالین این اعتراضات را محکوم کرده و خو اهان آزادی فوری و بی قید و شرط جعفر عظیم زاده و پروین محمدی، رییس و نایب رییس هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و سایر رهبران و فعالین بازداشتی می باشیم. بی شک، مبارزه ما تا رهایی کامل این عزیزان و محقق شدن مطالبات مان ادامه خواهد داشت

«اتحادیه آزاد کارگران ایران»   ۲۸ بهمن ماه ۱۳۹۷


از این کیر خر به آن کیر خر و کیر خری دیگر و باز هم هیچ

«واقعا تعجب دارد ‌که چرا از تشییع مرحومه پوران شریعتی در حسینیه ارشاد جلوگیری شد. این ‌اتفاق در حالی رخ داد که خانواده دکتر شریعتی هماهنگی های لازم را با ‌فرمانداری انجام داده بودند؛ اما در کمال تعجب و البته تاسف، امروز صبح بهانه ‌آوردند که باید از جای دیگری هم اجازه گرفته می شد و به همین دلیل از تشییع ‌همسر دکتر شریعتی در حسینیه ای که ایشان در آنجا با سخنرانی هایش ‌تاثیرگذاری زیادی در انقلاب داشت، ممانعت به عمل آورده شد.‌» (گفته های هاشم صباغیان، «ایرنا»  ۲۹ بهمن ماه ۱۳۹۷)

دنباله ی سخنان ناگفته ی هاشم صباغیان:
«انگار در این ولایت، هر جایی کیر خری نشانده اند که کاره ای نیست؛ از این کیر خر به آن کیر خر و کیر خری دیگر و باز هم هیچ؛ دشواری های دیگر گریبانگیر مردم به یکسو، سرگردانی و سردواندن شان هم خود دشواری بزرگی است. بدبختی اینجاست که پیش تر نیز نمی گویند از چند کیر خر باید پروانه ی انجام کاری را دریافت کنی و اگر بپرسی نیز نمی گویند، کدام کیرِ خرِ اندر کار را باید دید. این ها از آن آفتابه دار خدابیامرز مسجد شاه [دانسته، نام شاه را بکار می برد!] که در گوشه ای سایه دار می نشست و به مومنینی که برای وضو به کنار حوض میان مسجد می شتافتند تا یکی از آفتابه های پلاستیکی به رنگ های گوناگون را برای شستشوی خود بردارند، بدترند؛ آن خدابیامرز، هنگامی که از همان گوشه به مومنی در کنار حوض، امر و نهی می کرد که کدام آفتابه را بردارد یا برندارد، رنگ آن را نیز بر زبان می آورد و مومن با آنکه درنمی یافت کدام جداگانگی میان آفتابه ی سبز یا نارنجی که هر دو تا خرخره پر آب شده بودند، هست، ناگزیر به امر وی که آفتابه داری بیش نبود، گردن می نهاد تا نمازش را بهنگام بخواند. در این ولایت شیر تو شیر، این هم در کار نیست؛ نه می دانی چرا پروانه ی انجام مراسم را دادند؛ نه می دانی چرا آن را زیر پا نهاده و می گویند از جای دیگر هم می بایستی پروانه صادر می شد؛ نه می دانی آنجا کجاست و آیا راست می گویند یا دروغ می گویند! آن هم درست آن هنگام که همه راه افتاده و به «حسینیه ارشاد» آمده اند. به هر کار دیگرشان که باریک می شوی، همین داستان است. از چه می ترسند؟ مگر این بانوی مرحوم، ارث پدرشان را خورده بود یا مانند آن بانو که پسرانش را پس از رنج و آزار بسیار در زندان کشتند و پنهانی در خاوران بخاک سپردند، نماد «حسینیه ارشاد» بود که از بردن نامش ترس مرگ داشته باشند؟! شما بگو! با این همه کیر خر نشانده در اینجا و آنجا به عنوان فرماندار و استاندار و وکیل و وزیر بیکاره، چه خاکی بسر کنیم؟!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۹ بهمن ماه ۱۳۹۷

۱۳۹۷ بهمن ۲۸, یکشنبه

ما به چشم های مردم کاری نداریم ... ـ بازانتشار

برخورد سرد کرمانی ها با آخوند پفیوز امنیتی!

پس کجا هستند برادران و خواهران کرمانی ما؟! نکند خدای ناکرده ما را با آغا محمدخان قاجار جابجا گرفته اند؟! ما به چشم های مردم کاری نداریم؛ به جیب های شان چشم داریم!

با درود بی پایان به مردم کرمان و از زبان آخوند پفیوز امنیتی:
ب. الف. بزرگمهر   ۲۳ اردی بهشت ماه ۱۳۹۵ 

http://www.behzadbozorgmehr.com/2016/05/blog-post_42.html



ببند آن دهان هرزه گوی گاله را


۱۳۹۷ بهمن ۲۷, شنبه

نویسندگی دست به قلم شدن نیست؛ پر و لبریز شدن است! ـ بازانتشار

تصویرنوشته ای را درج کرده (تصویر پیوست) و نوشته است:
«اگر با کارگاه‌های نویسندگی نویسنده نشدید، این راه تضمینی ست. گواهی هم می‌دهند!»

از «گوگل پلاس» با اندک پارسی نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر

نگاهی به جمله می اندازم و بی درنگ سویه ی تبلیغاتی و بازاریابی آن نظرم را جلب می کند. از خود می پرسم:
نویسنده شدن با کارگاه نویسندگی و همراه گواهی؟! تضمین چه چیزی را می دهند؟ این که تو نویسنده شده ای؟! و آن گواهی به چه کار می آید؟!

برایش می نویسم:
از این ریشخندآمیزتر نمی شود! نویسندگی به چه آرشی؟ نویسندگی که دست به قلم شدن نیست؛ برای نمونه، نگاه کنید به نگارش صادق هدایت؛ بسیار معمولی و پایین تر از بسیاری ادیبان همدوره ی خود وی است. نمونه از آن بهتر، اونوره بالزاک فرانسوی است که در میان ده نویسنده ی برتر جهان نیز شاید برترین شان باشد. در کتاب سامرست موآم بخوانید که در هر صفحه نوشته اش کلی غلط املایی و حتا انشایی داشته است. آنچه یک نویسنده یا بطور کلی هنرمند را هنرمند می کند، پر و لبریز شدن است؛ استعداد بیگمان نقشی مهم دارد؛ ولی تنها بسان رج نخست دیواری است که قرار است بالا برود و این دیوار به آسودگی بالا نمی رود و هر آدمی نیز آن اندازه پر و لبریز نمی شود که چیزی از آن لبریز شدن، دیگران را سیراب کند. در هر زمینه ای که کار می کنی، باید مایه ای داشته باشی و چیزی در شما بجوشد؛ وگرنه، اگر ده ها کلاس اینگونه هم بروی، دستِ بالا یک فرمالیست خواهی شد.

اگر به عنوان نمونه، نوشته می شد آموزش خبرنگاری یا پیشه ی مشخص دیگری، بهتر بود. نویسندگی واژه ای دهان پرکن است. به جز این ها، شیوه و زاویه نگرش و نوآوری هاست که هنرمند می سازد و یادمان نرود که تفاوت بسیار بزرگی میان کار پژوهشی و دانشورانه با کار هنرمندانه است؛ زیرا اگر در کاری بر بنیاد دانشورانه، پایه ی کار بر اصل تعمیم است، به این آرش که اگر به عنوان نمونه، فرمول آب را یافتی که H2O  است در همه جای دیگر نیز همین است (تعمیم)، بنیاد کار هنری از هرگونه ی آن بر یکتایی و بیمانندی آن است به این آرش که همین و دیگر هیچ چیزی بسان آن؛ از همین روست که در کار هنری، تقلید کاری زشت و ناپسند و زننده است و بسیاری کارها را نمی توان هنر بشمار آورد و مهم ترین نکته در دریافت جستار، دریافت همین تفاوت میان کار دانشورانه و پژوهشی با کار هنری است!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۵ بهمن ماه ۱۳۹۳ («گوگل پلاس») 


برای همین است که برخی کون شان را با شاخ گاو درنمی اندازند ... ـ بازانتشار

گاوه عجب نشانه ای رفته! برای همین است که برخی کون شان را با شاخ گاو درنمی اندازند و ترجیح می دهند سوار خر بشوند؛ تفاوتی هم نمی کند که پالانش چه رنگی باشد:
سبز، بنفش و حتا سیاه!

مهم آن است که به هر رو سوارِ خر باشند؛ دور و برشان از گاوهایی اینچنین خبری نباشد و کامروایی کنند: صبح کم الله والعافیه!

در جامعه ی اروپایی، به این گروه از آدم ها را که از دیدگاه طبقاتی درست بسان کشور خودمان، لایه های میانگین به بالای اجتماع را دربر می گیرند، «هپی ویو پیپل» («Happy View People») می گویند. می توانیم برای آن هم فشرده ای از سه حرف نخست درست کنیم:
هوپ!

ب. الف. بزرگمهر    هشتم تیر ماه ۱۳۹۲


پایبندی خریّت آمیزِ رژیم خرموش ها به پیمانی زیر پا نهاده شده


۱۳۹۷ بهمن ۲۵, پنجشنبه

ما نان پدرمان را خوردیم، ولی براهی که او نشان می داد، نرفتیم ...


به آن ها گفته ایم: آسیاب به نوبت!


خدایا سپاس که ما را آدم نیافریدی ـ بازانتشار

سوسیالیسم همین است دیگر! هر چه دارید از دست تان می گیرند ...


بیانیه اتحادیه آزاد کارگران ایران پیرامون دستگیری جعفر عظیم زاده و پروین محمدی

جعفر عظیم زاده و پروین محمدی، چهره های سرشناس جنبش کارگری ایران، سال های طولانی در دفاع از حقوق و منافع کارگران ایران در برابر تهاجمات و دست درازی های کارفرمایان و همه دم و دستگاه های حاکمیت و مدافعان کارفرمایان و چپاولگران دسترنج های کارگران فعالیت کرده اند و بارها توسط دستگاههای قضایی، امنیتی و انتظامی بازداشت و زیر فشار های روحی و جسمی قرار گرفته اند.

جعفر عظیم زاده که قبلا به خاطر همین فعالیت‌ها به شش سال حبس محکوم شده بود، در اعتراض به امنیتی کردن فعالیت های کارگری و اجتماعی بهمراه اسماعیل عبدی از رهبران جنبش معلمان، به دنبال صدور بیانیه مشترکشان در زندان دست به اعتصاب غذا زد و در نتیجه ۶۳ روز اعتصاب غذا، صدمات جسمی از قبیل دچار شدن به زخم معده و ناراحتی قلبی به او وارد آمد و با وجود تحت مداوا بودنش از زمانی که در نتیجه اعتراضات گسترده داخلی و بین‌المللی از زندان آزاد گردید، همچنان از درد صدمات وارده در دوران زندان رنج می برد.

جعفر و پروین از پیگیرترین فعالین کارگری و حامیان و مدافعان اعتراضات کارگری بوده و در جریان اعتصابات و تظاهراتهای خیابانی کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه و گروه ملی فولاد اهواز نقش بسزایی در انعکاس اخبار آنها و جلب حمایتهای داخلی و بین‌المللی برای به ثمر رساندن مبارزات شان ایفا نمودند.

کارگران، معلمان، دانشجویان، مزدبگیران محروم، کارگران اخراجی و بیکار و همه انسان های شریف و آزادیخواه!

دستگاه سرکوبگر مدافع کارفرمایان و دزدان و غارتگران به خاطر وحشت از گسترش بیش از پیش جنبش مطالباتی و اعتراضات کارگران در برابر چپاول هست و نیست تان، به خاطر وحشت از اعتصابات و اعتراضات وسیعی که به دلیل بحران های اقتصادی، ورشکسته شدن و تعطیلی کارخانه ها و مراکز کارگری بزرگ به عبث تنها راه نجات خود را در سرکوب شدید و بازداشت و زندانی کردن فعالین و رهبران جنبش های اعتراضی از جمله جنبش کارگری یافته اند و اکنون که فصل تعیین دستمزد فرا رسیده و اتحادیه ازاد کارگران و بخصوص جعفر عظیم زاده و پروین محمدی هر ساله در تجمعات و اقدامات اعتراضی به سطح نازل دستمزدها نقش بسزایی ایفا کرده اند، نهادهای امنیتی با دستگیری ایشان قصد دارد تا مانع از اعتراضات ما کارگران برای مطالبه افزایش دستمزدها شود.

سرکوب هر اعتراض و بازداشت فعالین اگر با پاسخ درخور و قدرتمندتر از تاکنون مواجه نگردد، شرایط فلاکتبارتر و وحشتناک تری برای طبقه کارگر و اکثریت مردم رقم خواهند زد.

باید سرکوب هر اعتراض کارگری و اجتماعی و بازداشت هر فعال و رهبر این اعتراضات توسط دستگاه های سرکوبگر را با قدرت با براه انداختن اعتصابات، اعتراضات و تجمعات خیابانی پاسخ داد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران، همه تشکّل ها، نهادها و سازمان های کارگری و مدافع حقوق انسانی در ایران و در خارج کشور را فرا می خواند تا به بازداشت جعفر عظیم زاده و پروین محمدی اعتراض کرده و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط آنها شوند.

«اتحادیه آزاد کارگران ایران»  ۲۳ بهمن ماه ۱۳۹۷

نامه ی اتحادیه آزاد کارگران ایران به سازمان جهانی کار درخصوص دستگیری جعفر عظیم زاده و پروین محمدی

دبیر کل محترم سازمان جهانی کار؛

احتراماً به عرض می رساند:
جعفر عظیم زاده رئیس هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران روز ۲۹ ژانویه ( نهم بهمن) با حمله نیروهای امنیتی دستگیر شده و لوازم شخصی و لب تاپ و گوشی های تلفن ایشان را نیز ضبط نموده اند. متعاقب با آن با حمله به منزل پروین محمدی، نائب رئیس هیأت مدیره اتحادیه، ایشان را بازداشت و تمام لوازم شخصی ایشان را نیز ضبط کرده اند. جعفر عظیم زاده که بعد از دستگیری در سال ۲۰۱۴ (۱۳۹۳) بخاطر فعالیت های صنفی و کارگری به شش سال حبس محکوم شده بود و در اعتراض به امنیتی کردن فعالیت های صنفی توسط سیستم قضایی و نهادهای امنیتی در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده بود، بعد از ۶۳ روز اعتصاب به مرخصی درمانی آمد که در نتیجه این اعتصاب غذای طولانی به صدمات جسمی شدیدی از قبیل ناراحتی قلبی و زخم معده دچار شده است. دستگیری جعفر عظیم زاده برای تحمل حکم حبس شش ساله صورت گرفته و هم اکنون در زندان اوین بسر می برد. ضمن اینکه دستگیری پروین محمدی بدون ارائه هیچ نوع مدرک و دلیلی صورت گرفته و بعد از انتقال ایشان به زندان اوین، تاکنون اجازه ملاقات و تلفن نداشته و خانواده ایشان نسبت به وضعیت پروین در بیخبری کامل بسر می برند و مسئولین دادسرای مستقر در زندان اوین با بی اعتنایی به پیگیری های خانواده ایشان و دیگر اعضای اتحادیه از پاسخگویی نسبت به وضعیت پروین محمدی امتناع می کنند که با توجه به بیماری دیسک کمر و میگرن شدید پروین، نگرانی خانواده ایشان مضاعف گشته است.

دستگیری این دو همکار ما همزمان با روند جدیدی از سرکوب کارگران در ایران اتفاق افتاده است. اخیراً و بدنبال اعتصاب کارگران شرکت هفت تپه و فولاد اهواز نهادهای امنیتی با دستگیری تعداد زیادی از کارگران هفت تپه از جمله اسماعیل بخشی و علی نجاتی و همچنین بیش از چهل نفر از کارگران فولاد اهواز به سرکوب خواست و مطالبات این کارگران اعتصابی پرداختند. این موارد در حالیست که برای تعداد زیاد دیگری نیز از کارگران، پرونده های قضایی تشکیل شده و احتمال صدور احکام حبس و زندان برایشان وجود دارد.

گستردگی نقض حقوق کارگران در گزارش های هرساله سازمان عفو بین الملل به تفصیل عنوان شده است.

این تعرض نیروهای امنیتی به کارگران در حالی صورت می گیرد که هر بار دولت ایران، نمایندگان تشکل دولتی خانه کارگر را به نشست های ILO می فرستد و با ریاکاری، وضعیت فلاکتبار ما کارگران را در گزارش هایش نزد سازمان جهانی کار لاپوشانی کرده و تصویر دیگری در این باره ارائه می دهد و در عوض کارگران را مورد سرکوب قرار داده و بجای پاسخگویی به خواست کارگران، آنان را دستگیر کرده و مورد آزار و اذیت قرار می دهد.

در ایران، کارگران اجازه ایجاد تشکل خود را ندارند و کارگرانی که برای پیگیری خواست و مطالبات خود دست به ایجاد تشکل های کارگری خود می زنند با خشن ترین سرکوب ها مواجه می شوند و دولت ایران کوچکترین اعتنایی به حقوق کارگران ندارد و با ارائه گزارش های دروغین به مجامع بین المللی قصد دارد تا نگذارد صدای ما کارگران به شما برسد.

جناب آقای دبیرکل!

با وجودی که کشور ایران یکی از اولین کشورهایی بود که به سازمان جهانی کار پیوست و اولین مقاوله نامه را در سال ۱۹۵۷ امضا کرد، اکنون و پس از گذشت ۶۲ سال از این تاریخ، جمهوری اسلامی ایران کماکان از امضای تعداد زیادی از مقاوله نامه های این سازمان سرباز زده است، از جمله سه مقاوله نامه پایه ای سازمان جهانی کار ( ۸۷، ۹۸، ۱۳۸) که دو مقاوله نامه از آن ها (۸۷ و ۹۸) مربوط به حق تشکل یابی و سازمان دهی نشست ها و پیشبرد مذاکرات جمعی است.

در واقع، دولت ایران نه تنها از امضای این مقاوله نامه ها سر باز می زند، بلکه با تمام فعالان کارگری که کوچک ترین تلاشی در این جهت داشته باشند با شدت و خشونت برخورد می کند. نمونه جعفر عظیم زاده و پروین محمدی یکی از این موارد هستند.

اکنون این دو عضو اتحادیه ما در زندان بسر می برند، تنها به این دلیل که از خواست و مطالبه خود و هم طبقه ای هایشان دفاع کرده اند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران با ارسال این نامه از شما درخواست می کند به سبب مسوولیتی که برعهده دارید، این موضوع را به عنوان یک مورد نقض آشکارحقوق انسانی کارگران در ایران مد نظر قرار داده و با توجه به بی گناهی جعفر عظیم زاده و پروین محمدی و دیگر کارگران زندانی موکداً از مقامات مسوول در ایران بخواهید حکم آزادی بی قید و شرط ایشان را صادر کنند و رفع منع قضایی از این کارگران صورت گیرد.


۹۷/۱۱/۲۴
––––––––––––
رونوشت به تمامی اتحادیه های بین المللی کارگری و نهادهای حقوق بشری

۱۳۹۷ بهمن ۲۳, سه‌شنبه

فرمان های سپندینه، یکبار از آسمان فرو آمده و تا روز رستاخیز پابرجا می مانند

در پاسخ به فرمایشات بانو مُکَرّمه معصومه ابتکار،* نکته های زیر را به آگاهی می رسانم:
اولا که ما تا قرن بیست و یکم، راه بسیاری در پیش داریم و تازه در آستانه ی قرن پانزدهم هستیم؛

ثانیا، تعجب آن معصومه ی مُکَرّمه و ربط دادن احکام دین مبین اسلام به این یا آن تاریخ، تعجب ما را نیز برانگیخت و نشان داد که معلومات اسلامی این بانو به اندازه ی خرگوشی بیش نیست و شاید در اساس به اندازه ی هویجی کوچک نیز بویی از اسلام نبرده باشند؛ زیرا این احکام مقدس، یکبار از آسمان نازل شده و تا روز قیامت و حتا پس از آن پابرجا می مانند و لذا، بدون تاریخند؛

ثالثا، اگر تاکنون بگوش این بانوی مُکَرّمه نخورده که ما «بنیادگرا» یا بگفته ی غربی ها: «فوندامنتالیست» هستیم، ما هم اکنون آن را بگوش شان فرو می کنیم و برای فهم بهتر ایشان و دیگرانی چون وی، توضیحات زیر را می افزاییم تا کاملا شیر فهم شده، انشاء الله تعالی از خواب خرگوشی بیدار شوند! وقتی می گوییم: «بنیادگرا» به این معناست که ما ساختمان و آسمانخراش و پل و ابنیه نمی سازیم. به عمق فرو می رویم و ریشه های مان در گذشته را می جوییم. از همینجا می توان نتیجه گرفت و باید برای این بانوی مُکَرّمه و دیگرانی چون وی روشن شود که ما اصلا و ابدا رو به جلو و بالا حرکت نمی کنیم؛ درست بالعکس، عقب عقب، رو به پایین و سراشیبی می رویم و آنجا که لازم باشد، مانند موشی نقب زن، نه آنگونه که آن لعنت الله علیه: «کارول مارکیز» توصیف کرده بود که راه های تازه برای پیشرفت و رسیدن به روشنایی حفر می کند که چاله چوله های قدیمی و کهنه ی پرشده که حفرشان آسان تر است را می یابیم تا انشاء الله، هر چه زودتر به ۱۴۰۰ سال پیش برگشته، ریشه های مان را دریابیم. این کار از برخی سویه ها سخت تر از نقب زنی بسوی روشنایی و آنچه آن لعنت الله علیه، پیشرفت نامیده بود، است؛ زیرا هرچه پایین تر می رویم، هم تاریک تر است و هم گرما و هُرم زمین نفسگیرتر می شود. با این همه، همانگونه که پیش تر نیز عرض کردم، بحمدلله «در این چهل سال به اندازه ی چهارسد سال به این کشور خدمت شده است و به اندازه ی چهارسد سال رشد و پیشرفت کرده‌ایم.»** برخی آن را پیشرفت معکوس می نامند؛ ولی از دید ما راه درستِ پیشرفت همین است. در این چهل سال ازگار، بحمدلله چاله چوله و گودال های بسیاری کنده و به اندازه ای گود کرده ایم که اگر کسی درون هر کدام از آن ها بیفتد و انشاء الله، دست و پایش نشکند، یارای بیرون آمدن از آن را نیز نداشته و ناگزیر به همراهی با ما شود.

رابعا، همانگونه که در ثانیا نیز به آن اشاره کردیم، تعجب ایشان، اساسا بی معناست؛ انگار این باتوی مُکَرّمه ی جاافتاده در این ولایت زندگی نمی کند یا خدای ناکرده، کور و کر است و نمی تواند آنچه ما در بالا توضیح دادیم و در عمل آن را بکار بسته ایم را ببیند یا از زبان دیگران بشنود. همینکه در بسیاری از شهرها و روستاها مردم در زیرزمین های قدیمی یا در گورها و حتا کاریزهای عمیق پناه می گیرند تا به آرامش الهی دست یابند، خود بهترین نشانه از پیشرفت به آن سویی است که ما برای مسلمین خواستاریم. سن ازدواج هم همین حکم را دارد که در شرع انورمان، برای دختر، یکبار برای همیشه، نُه سال درنظر گرفته شده و ازدواج پیامبر عظیم الشان مان با عایشه در همین سن و سال، بهترین نمونه و سرمشق برای همگی ما مسلمانان است.  

از زبان یکی از واپسگراترین و تاریک اندیش ترین خرموش های اسلام پناه دوره ی کنونی:   ب. الف. بزرگمهر  ۲۳ بهمن ماه ۱۳۹۷
  
* «ما طرفدار این نیستیم که سن ازدواج کلاً بالا برود یا پایین بیاید بلکه بحث ما این است که سن ازدواج از یک سنی نباید پایین‌تر بیاید. یک دختر زیر ۱۳ سال که هیچ حقوق اجتماعی نداشته و کودک محسوب می‌شود، چرا باید وارد یک مسوولیت سنگین به نام ازدواج شود؟ آیا او آگاهی کافی برای انتخاب دارد؟ اینکه بگوییم سرپرست او برای او تصمیم بگیرد به معنای خدشه‌دار کردن حقوق انسانی نیست؟ آیا در قرن بیست و یکم می‌توانیم اینگونه احکام اسلامی را ببینیم؟»

از گفته های «ننه ی خشکسالی پیشین نظام سگ مذهب» و یکی از ننه چغندرهای کنونی نظام با برنام «دستیار امور زنان و خانواده ریاست جمهوری ایران» (برگرفته از تارنگاشت «بهزیستی» ۱۴ بهمن ماه ۱۳۹۷) که بگمانم، این بار زهدان زنان ایرانی را نشانه گرفته و می خواهد اجاق همگی شان را کور کند. برجسته نمایی های متن از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر

** سخنان بس حکیمانه ی «نشانه خدا»: محمد یزدی، در مراسم پایانی «یازدهمین اجلاسیه جامعه مدرسین حوزه و علمای بلاد»، پژوهشگاه عَلّامه طباطبایی در قم، برگرفته از «ایسنا» ۱۳ دی ماه ۱۳۹۷

برگرفته از یادداشت «در این چهل سال به اندازه ی چهارسد سال پیشرفت کرده‌ایم»، ب. الف. بزرگمهر   ۱۴ دی ماه ۱۳۹۷

۱۳۹۷ بهمن ۲۲, دوشنبه

کجا از اینجا بهتر؟


خواستن که می خواهند؛ ولی کون انجامش را ندارند ـ بازانتشار

در زیر گزیده ای از گفته های دوپهلو و نیرنگبازانه ی یکی از نخودچی کشمش های نظام (عباس عراقچی) درباره ی آنچه «ساز و کار ویژه ی مالی اروپا» نام گرفته و در ماهیت، گونه ای پناه بردن و پشت دادن به امپریالیست های اروپای باختری در برابر امپریالیست های «یانکی» است را آورده ام؛ پناه بردن و پشت دادنی بیهوده، بی بار و بر، خودگولزنک* و فریبا که جز سر دواندن مردم ایران و بخشی از رژیم سگ مذهب و سزاوار سرنگونی فرمانروا بر میهن مان بیش نیست و تنها روزنه ها و سوراخ هایی برای پیگیری فرار سرمایه از ایران، پولشویی و برخی دیگر از خورد و بردهای تبهکارانه با سرمایه داری نولیبرال و وابسته (کُمپرادور) و نمایندگان و کارچاق کن های آن در پلیدترین رژیم و دولت تاریخ ایران را همچنان باز نگه می دارد. برخی از این تبهکاران و از آن میان، قَرِه نوکر «یانکی» ها در کشورمان: محمدجواد ظریف و نخودچی کشمش یادشده بگمانم از همان نخست نیک می دانستند که این رویکرد نه آبی برای رژیم در کلیّتِ آن گرم خواهد نمود و نه توده های میلیونی مردم ایران از آن سودی خواهند برد. امپریالیست های اروپایی، همزمان با بازی خورد و بردِ قند و انگبین، مردم ایران را سرمی دوانند و پاچه ورمالیده هایی در جایگاه وزیر و وکیل در انجام آن، همدست و دستیارشان هستند.

دوپهلوگویی های نخودچی کشمش نیرنگباز در گُزیده ی برگرفته بگمانم خود به اندازه ای بسنده گویاست و بویژه با آزمون های پشت سر نهاده شده، نیازی به شکافتن بیش تر ندارد. با این همه، لابلای آسمان ریسمان بافتن های وی به بنیادِ برخی جُستارها گاه در جمله ای کوتاه میان [ ] اشاره نموده ام. از دید من، پرگویی های دامنه دار وی را می توان در یک جمله که به واقعیت نزدیک تر است، فشرده نمود:
خواستن که می خواهند؛ ولی کونِ انجامش را ندارند!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۱ آبان ماه ۱۳۹۷


* گرچه، نه برای همه که برای برخی از گیج و گول های درون و پیرامون نظام سگ مذهب!

***

به عقیده من، اراده سیاسی کشورهای اروپایی برای اینکه درمقابله با تحریم های آمریکا به ایران کمک کنند امری واضح و روشن است؛ سابقه ندارد اروپا به عنوان نزدیکترین متحد واشنگتن وارد چنین اقداماتی شده باشد و به کشوری بخصوص ایران، برای ایستادگی در برابر تحریم های ایالات متحده کمک کند.

متاسفانه به دلیل سیطره ای که دلار و سیستم مالی آمریکا بر نهادهای اروپایی دارد، ایجاد مکانیزمی که با این سیطره دلار سروکار نداشته باشد و آمریکایی ها نتوانند آن را در چمبره ی تحریم های خود قرار بدهند، کار آسانی نیست؛ با این حال بر روی آن کار می کنند.

سازوکار ویژه مالی اروپا از نظر فنی، مالی و حقوق جزئیاتی دارد که رسیدن به آنها زمانبر است.

امیدوار هستیم در آینده بسیار نزدیک این سازوکار اعلام و در اروپا رسما ثبت شود و بعد از آن به تدریج عملیاتی خواهد شد. البته اینکه اروپایی ها بسیار آهسته تر از تصور ما حرکت کردند، یک واقعیت است؛ همچنین، اینکه مواضع سیاسی آنها بسیار خوب بوده هم یک واقعیت است و موضوع دیگر به این بازمی گردد که هنوز به راهکارهای عملیاتی نرسیده اند و انتظارات ما را برآورده نکرده اند.

باتوجه به اینکه این سازوکار پیچیدگی های بسیاری دارد، هنوز تاریخی برای آن اعلام نشده و فعلا روی آن کار می شود. امیدواریم به زودی این برنامه انجام شود.

تحریم ها قبلا در آن ظرفیتی که می توانست اعمال بشود، پیش تر اعمال شده بود. اروپایی ها هم خود را آماده کرده بودند همزمان با رسمی شدن تحریم های آمریکا آن ها هم صراحتا و رسما این سازو کار ویژه مالی را اعلام کنند. ان شاءالله، همین روزها این سازوکار اعلام خواهد شد.

اگر او [خوک پمپئو] اطمینان خاطر دارد که ما به برنامه های هسته ای قبل از برجام باز نمی گردیم، شاید از این جهت است که می داند کماکان برجام به نفع جمهوری اسلامی ایران است [خر خودتی! کدام «برجام»؟! از این سویه است که می داند دست ایران زیر ساتور «قطعنامه فصل هفتم منشور سازمان ملت ها» رفته و کوچک ترین سرکشی از آن، بهترین بهانه برای زمینه سازیِ یورش نظامی به میهن مان را فراهم خواهد نمود. دسته گلی که به آب داده اید!] ...

برنامه هسته ای ما هیچگاه تعطیل نشده است که بخواهد دوباره از سر گرفته شود و همچنان با قوت ادامه دارد [سانتریفیوژهای ما بحمدلله همچنان با قُوّت برای خود می چرخند]. در برخی حوزه های خاص ما سرعت خود را کمتر کردیم؛ وگرنه، هیچ حوزه ای در برنامه هسته ای ما تعطیل نشده که فعالیت آن بخواهد از سر گرفته شود. در تمام حوزه ها آمادگی داریم مجددا به سرعت گذشته یا حتی سرعت جدید تری برگردیم و با سرعت بیشتری برنامه خود را ادامه بدهیم.

درحال حاضر در بخش هسته ای شرایطی بهتر نسبت به پیش از برجام را داریم؛ بخش تحقیق و توسعه ما در این سال ها به نحوی پیشرفت کرده است که اگر قبل از برجام روی ماشین های «آی آر یک» کار می کردیم، امروز روی ماشین های «آی آر هشت» کار می کنیم که نسل بسیار پیشرفته است و نسبت به ماشین های قبل از برجام، بیست برابر قدرتمندتر هستند [از خودشان خریده ایم و خوب می چرخند].

«کیک زرد» ما با ۳۷۰ تن که بعد از برجام وارد کشور شد، الان به مراتب بیش از گذشته است و حدود ۹۰۰ مهندس و تکنسین ما روی رآکتور آب سنگین اراک کار می کنند. خیلی راحت می توانیم برنامه های هسته ای خود را با سرعتی به مراتب بیشتر از گذشته به نقطه ای که برنامه جمهوری اسلامی ایران است، برسانیم؛ ولی اینکه ما چگونه حرکت می کنیم براساس منافع خودمان و تشخیصی است که از صلاح و مصلحت کشور انجام می دهیم [التفات دارید که دست مان زیر ساتور «قطعنامه فصل هفتم منشور سازمان ملت ها» است].

ما گرفتار تحریکات مایک پمپئو وزیر امور خارجه آمریکا و دیگر همفکران او نخواهیم شد؛ جمهوری اسلامی ایران تا امروز حرکت بسیار هوشمندانه و خردمندانه ای داشته است و بدون آنکه دچار احساسات شویم، پیش رفته ایم [آنچه در کردار رخ داده، گردنسپاری به «کاپیتولاسیون» در پی دستینه نمودن قرارداد ننگینِ نامور به «هسته ای» است].

مقام معظم رهبری هم فرمودند تا زمانی در برجام می مانیم که برای ما منافعی به دنبال داشته باشد و آن زمان که منافع برجام برای ما کمتر از حد انتظار باشد، برای خروج از آن لحظه ای تردید نخواهیم کرد [باز هم خودت را به خریّت زدی و دروغ سر هم کردی. «کیرِ خرِ نظام» چنین شکری میل فرموده بودند: اگر آن ها پاره کنند، ما آتش می زنیم!] ...

امروز بر روی ماشین های پیشرفته تری کار می کنیم و منابع اولیه ما پیشرفته تر از گذشته است. همچنین دانشمندان ما در وضعیت بهتری هستند و زیر ساخت های لازم برای توسعه سریع برنامه آماده شده است؛ علاوه براین، باید بگویم که برنامه غنی سازی ما هیچگاه تعطیل نشده است، ولی طبق برجام با ظرفیت محدودی حرکت می کنیم که این ظرفیت بلافاصله قابل گسترش است؛ از این جهت هیچ
نگرانی وجود ندارد [چه کنیم؟! برجام دست و بال مان را بسته است].

گزیده ای از گزارش «عراقچی: گرفتار تحریکات پمپئو و همفکران او نخواهیم شد»، «ایرنا»   ۱۸ آبان ماه ۱۳۹۷ (با ویرایش درخور، تنها در نشانه گذاری ها از اینجانب؛ افزوده های درون [ ] نیز از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

نمایشی دوسویه


۱۳۹۷ بهمن ۲۱, یکشنبه

می بینید؟! سده ها گذشته و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم ... ـ بازانتشار

می بینید؟! به همین سادگی است و از روی آن می توان فرمول های پندآموز و راهگشای بیشمار دیگری نیز ساخت و برای فراموش نشدن به در و دیوار خانه آویخت؛ این، یکی از آن هاست که سرراست با فرمول در تصویر نمایش داده شده، هماوند و واژگون آن است:
«سیاستمداران خوب از سوی مردمی بد برگزیده می شوند»!

چنانچه این یکی درست باشد، آن یکی را نیز می توان پذیرفت؛ ولی از این که بگذریم، شیوه ی گواهمندی افلاتونی ـ ارستویی «نوشته تصویر» چشمگیر است؛ شیوه ای که سده ها بر شیوه ی اندیشگی و کار و کردار مردم جهان فرمانروایی بی برو برگرد داشته و زیر سایه ی سامانه ی به تباهی کشیده شده ی سرمایه داری، همچنان در همه ی پهنه های اجتماعی کاربردی فراوان دارد. پیامد آن، اگر نه جایگزین شدن چنین شیوه ی کهنه و فرسوده ای بجای گواهمندی دانشورانه بر بنیاد «دیالکتیک ماتریالیستی» که دواندن رگه هایی از سفسطه و مغلطه در این یکی و آنگونه که زبانزد زیبای خودمان می گوید: «آمیختن دوغ و دوشاب با یکدیگر» است؛ سفسطه و مغلطه ای که از آن میان، برای سخن سرایی های بیمایه، گول زننده و مردم فریب جا باز می کند و به آن میدان می دهد. در این باره، شیوه ی برخورد «خواجه نصرالدین»۱ که برای رهایی دختر جوانی گرفتار شده در دربار یکی از امیران دوره ی ایلخانی ایران در سده های میانی، خود را بجای ستاره شناسی بغدادی به نام حسین غزالی بغدادی جا زده و تازه به حضور امیر رسیده، شایان درنگ است. وی برای جلوگیری از همبستر شدن امیر با آن دختر که در همان روز، آهنگ انجام آن را دارد با بهره وری از دانش مرده ریگ آن روزگار که هنوز براستی دانش نیست و نیز سود بردن از شیوه های گواهمندی بر بنیاد «منطق صوری» فرمانروا که خود از پوچ بودن آن ها نیک آگاه است از ستارگان سرنوشت سازی سخن می راند که گویا با آن همبستری زورمدارانه ناهمداستانند و با سخن سرایی بیمانند خود، وی را از چنان کاری تا آن هنگام که ستارگان همداستان شوند، پرهیز می دهد.

امیر که از سخنان «خواجه نصرالدین»، پاک گیج و گول و گرفتار احساسات دوگانه ی ترس از یکسو و خواستِ همبستری با زیباروی تازه به چنگ آمده از سوی دیگر شده به ستاره شناس گردن درازی در میان درباریان و دیوانسالاران پیرامون برای سخن گفتن، میدان می دهد. ستاره شناس که چون دیگر "دانشمندانِ" پیرامون نمی خواهد به این سادگی از چشم امیر بیفتد و خدای ناکرده کار و بارِ نان و آبدار خویش را از دست بدهد، چنین می گوید:
«”همکار من، حسین غزالی بغدادی [همانا ”خواجه نصرالدینِ“ به کالبد آن ستاره شناس درآمده] که در دانش نظیر ندارد با نام بردن ستاره ها، چنان فضل و دانش خود را آشکار ساخت که جای تردید در آن نیست؛ اما ...

”خواجه نصرالدین“ را لرزه بر اندام افتاد.

... چرا اعلم علما، حسین غزالی بغدادی، حالت شانزدهم ماه را در صورت نجومی یادآور نگردید و حال آنکه بی ذکر این نکته، تصور آنکه روز دوشنبه، روز فوت رجال است، خیالی باطل است. کره ی مریخ در فلکی خاص است و صعود آن در فلک دیگری و نزول آن در فلک سِیُّم [سوم] و محاق آن در فلک چهارم است و با این ترتیب، برخلاف تصور غزالی، کره ی مریخ چهار فلک دارد؛ نه یک فلک.“

دانشمند ساکت شد و لبخندی بر چهره اش نقش بست.

درباریان از شکست دانشمند تازه وارد دلخوش بودند. به گفتگو با یکدیگر پرداختند. از بیم از دست دادن مقام و شغل خود می خواستند هر تازه واردی را از میان ببرند که هر تازه واردی سدی در راه انتفاع ایشان بود؛ اما هنگامی که ”خواجه نصرالدین“ کاری را بر عهده می گرفت، هرگز آن را بر زمین نمی نهاد.

با لحنی تحقیرآمیز به بیانات خود افزود:
”محتمل است که همکار دانشمند و محترم من در بسیاری از شعب علم از من برتر باشد؛ اما در مورد نجوم، بیانات ایشان معرف جهل کامل بود.

ای اعلم علما! بر طبق نوشته ی ابن بضا، منزل کره مریخ در برج عقرب است؛ صعود آن در نور و نزول آن در برج سرطان و محاق آن در برج میزان است؛ اما رابطه ی آن با روز دوشنبه، همواره ثابت است؛ زیر که تنها از آن راه بر حیات سران تاجدار نفوذ می کند.“

”خواجه نصرالدین“ همچنانکه سخن می گفت باکی از آنکه جهل او افشاء گردد، نداشت؛ زیرا که خود خوب می دانست که در مباحثات، آنکه فصیح تر سخن می گوید، فائق می آید و او در این زمینه برای خود رقیبی نمی دید.

همچنان ایستاده، در انتظار خلاف گویی های دانشمند بخارایی بود و جواب های آینده ی خود را آماده می کرد.

دانشمند ساکت ماند. از جهل و نادانی ”خواجه نصرالدین“  به شک افتاده بود؛ اما میان ظنّ و یقین، فاصله بسیار است و می ترسید خود اشتباه کرده باشد ...»۲

می بینید؟! سده ها گذشته و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم ...

ب. الف. بزرگمهر    ۱۷ اردی بهشت ماه ۱۳۹۶


پی نوشت:

۱ ـ  ... نام راستین وی «خواجه نصرالدین» است. این هم یکی از شوخی های تلخ تاریخی است که ملاهای نادان و دشمن وی پس از مرگش بر سرش آورده و بسیاری جکایت های بی معنی به وی بسته اند.

برگرفته از یادداشت «فیل شان یاد هندوستان کرده است!»، ب. الف. بزرگمهر، ۲۳ تیر ماه ۱۳۹۲

وی را به نادرست «ملا نصرالدین» می نامند؛ «بیچاره خواجه نصرالدین شوخ، زیرک و جاگرفته در دل توده های بزرگی از مردم آسیای میانی و باختری که اینچنین نامش را آلوده اند!»

برگرفته از پی نوشت نوشتار «گر وقت شود که دزد گیرند، در خیمه هر آنچه هست گیرند!»، ب. الف. بزرگمهر،  دهم اردی بهشت ماه ۱۳۹۵

۲ ـ برگرفته از کتاب ارزنده، خواندنی و دلنشینِ «شهرآشوب»، نوشته ی «لئونید سالاویف»، نویسنده ی والای اتحاد شوروی که بسی بیش از ما ایرانیان و دیگر مردمان کشورهای پهنه ی آریانا با فرهنگ این پهنه ی گسترده آشنایی داشته است. برگردان از داریوش سیاسی، چاپ دوم، نوروز ۱۳۶۰، انتشارات هُدهُد (با اندک ویرایش درخور در نشانه گذاری ها از سوی اینجانب؛ برجسته نمایی های متن و افزوده های درون [ ] همه جا از آنِ من است. دانسته از پارسی نویسیِ آن، خودداری ورزیدم.  ب. الف. بزرگمهر)

شما چشم دیدن فروش پفک نمکی و چیپس و اینا را هم ندارید؟!

ما به آن ها گفته ایم، بیایند! ما تا دل تان بخواهد چیپس، پفک نمکی و حتا خروس قندی و آدامس های خروس نشان کهنه داریم و می توانیم آن ها را زیر نام «مواد خوراکی» و اینا جا بزنیم که با تحریم آمریکایی ها روبرو نشود؛ پول و سرمایه  هم مانند همیشه می توانند هر اندازه دل شان خواست، بیاورند و در بانک های ما جای دهند. داد و ستدی که در کار نباشد، دیگر چه تحریمی؟! شتر دیدی، ندیدی! نام آن را هم که حساسیت برانگیز شده بود و هر کس می شنید، گوش هایش تیز می شد، کنار نهاده و نامی تازه برای آن برگزیده ایم: «اینس تکس» که به آرش «ابزار پشتیبانی از بده بستان های بازرگانی و سوداگری و اینا»ست.  گیریم که خواسته باشیم کمی هم به آقای ترامپ دهن کژی کرده باشیم؛ ما هم برای خود آدمیم و باید به جهانیان نشان دهیم که می توانیم بی وابستگی به شما کارهای مان را سر و سامان دهیم.۱ ما این ساز و کار را تنها با سه هزار یورو راه انداخته ایم۲ و شرکت های کوچک مان در همه ی اروپا بویژه اروپای باختری از آن بهره مند می شوند. از سوی دیگر، هم دست آن ها را زیر ساتور «قطعنامه فصل هفتم منشور سازمان ملت ها» نگاه می داریم و از فشار کمرشکنِ درونی به خرموش های خوب پروار شده مان در خودِ ایران می کاهیم و هم آن ها چیزکی خواهند داشت تا به مردم کشورشان نشان دهند و آنچه رهبر نابخردشان با برنامِ «اقتصاد مقاومتی» از آن یاد می کند، اندکی هم شده، راه خواهد افتاد. دستِکمِ کم آن، کودکانِ کار آن کشور چیزهای بیش تری برای فروش در خیابان ها خواهند داشت تا شکم خانواده های بخت برگشته شان را سیر کنند. «اینس‌تکس در چارچوب استانداردهای تراز بالای جهانی کار خواهد کرد و دوراندیشیِ پیکار با پولشویی و دستیابی مالی تروریسم را بدیده خواهد گرفت.»۳

ما در این چارچوب تا هنگامی که آن ها قراردادهای «فا تُف» و «سی تُف» را دستینه نکرده و زیر بار آن نرفته اند از آن ها نفت و گاز نخواهیم خرید و داد و ستدهای بزرگ کالایی که شما بتوانید روی آن انگشت بنهید، در کار نخواهد بود. همین را هم که با سرمایه ای ناچیز پایور نموده و هنوز آنچنان نیز راه نیفتاده با منت نهادن به سرشان انجام می دهیم و اگر بتوانیم برنامه ی موشکی شان را بخوابانیم و قراردادهای تازه را نیز بریش شان ببندیم، دیگر نخواهند توانست از جای شان جُنب بخورند.

خوب! شما که همه ی این ها را می دانستید. این هوچی بازی ها برای چیست؟! آقای ترامپ کم بود و اینک، شما نه تنها پا در جای پای وی نهاده اید که روی دست شان نیز زده اید؟! نمی بینید که شرکت های کوچک و میانگین اروپایی رو به ورشکستگی می روند و بسان پیش از آغاز «جنگ جهانی دوم»، زمینه های نیرومند شدن و سربرآوردنِ فاشیسم و گونه هایی از نازیسم را فراهم می آورند؟ سیاست شما و رییس جمهورتان ما را به همان سو می راند. «کریستین لاگارد»، بهنگام خود، بسیار درست و باریک روی چنین سیاستی که به جنگ جهانی دیگری خواهد انجامید، انگشت نهاده بود.۴

آیا می پندارید، همزمان با نظامی کردن آسمان پیرامون زمین، اروپا و روسیه و چین را درگیر جنگی خانمان برانداز نموده و خود از آن دور خواهید ماند تا در گام پسین، دیگران را زمینگیر یا نابود کنید؟ پنداری بس بیم برانگیز، کوته بینانه و خام است؛ نه مردم اروپا و نه دیگر مردم جهان، «بارباروسا»یی۵ دیگر را برنخواهند تابید. مردم اروپا این آزمون بس تلخ و جانگداز که از آن میان، جانِ بیش از پنجاه میلیون آدم را گرفت، پشت سر نهاده و حتا اگر کلان سرمایه داری اروپایی ناگزیر به تن دادن به آن باشد، نخواهند گذاشت باری دیگر رخ دهد.

ب. الف. بزرگمهر   ۲۱ بهمن ماه ۱۳۹۷

پی نوشت:

۱ ـ از زبان رییس شورای اروپا: «دونالد سوسک» که زمانی پیش تر در گفتگو با خبرنگاران در سوفیا (صوفیه ـ بلغارستان) گفته بود:
اروپا باید سپاسگزار خواسته ‌های تازه ی آقای ترامپ باشد که نشان داد «ما باید همه ی پنداشت های مان را دور بریزیم ... و پشت به پشت خود داشته باشیم.»

برگرفته از تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»  ۲۶ اُردی بهشت ماه ۱۳۹۷ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)
  
۲ ـ به گفته طرف‌های اروپایی از «اینس‌تکس» یا همانا «ساز و کار مالی ویژه ی اروپا» در آغاز، تنها برای فروش مواد خوراکی، دارو و ساز و برگ پزشکی به ایران سود برده خواهد شد؛ ولی از گسترده ‌تر شدنِ پهنه ی کار آن در آینده برخوردار است. «اینس‌تکس» به عنوان شرکتی با سرمایه ی ۳ هزار یورو در پاریس پایور شده و در گروه کارگزار آن، هموندانی از فرانسه و آلمان دارد.

بنیاد داده ها برگرفته از تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا» به تاریخ ۱۱ بهمن ماه ۱۳۹۷ با ویرایش، پارسی و فشرده نویسی درخور از اینجانب است. ب. الف. بزرگمهر

۳ ـ همانجا (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

۴ ـ کریستین لاگارد، رییس «صندوق جهانی پول»، سی تیر ماه گذشته، در نشست گروه نامور به «بیست» گفته بود که بدترین سناریو در پی جنگ بازرگانی، ایستادن دامنه ی نیم درصدی «فرآوری آمیغ درونی» («تولید ناخالص داخلی») در پهنه ی جهانی است که به کاهش ۴۳۰ میلیارد دلاری رویش اقتصادی جهان خواهد انجامید.

برگرفته از تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»   ۳۱ تیر ماه ۱۳۹۷

۵ ـ یورش برق آسای نزدیک به چهار میلیون نیروی نظامی بسیار خوب ساز و برگ یافته زیر رهبری «آلمان نازی» به «اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» در تابستان ۱۹۴۱با زیر پا نهادن تبهکارانه ی قرارداد بسته شده با نخستین کشور کارگران و زحمتکشان جهان، بی هیچ فراخوان جنگی از پیش و کشت و کشتار و نابودی همه سویه ای که دامنه و درنده خویی آن، در تاریخ آدمی دیده نشده است!
  
زیرنویس تصویر:
«ریچارد گرنل»، نماینده ی سیاسی «یانکی» ها در آلمان، در گفتگویی رسانه ای که متن آن، ۲۱ بهمن ماه در روزنامه ی آلمانی «فرانکفورتر آلگماینه زایتونگ» درج شده، درباره ی «ساز و کار مالی داد و ستد اروپا با ایران» نامور به «اینس‌تکس»، آن را ناسازگار با کوشش های لات بی سر و پای «یانکی» در افزایش فشار به رژیم خرموش های اسلام پیشه ی همچنان فرمانروا بر میهن مان برای بازگشت به گفتگوهای تازه بر سر گستره‌ای از چالش های گوناگون دانسته و با نام بردن از چیزی به نام «دکترین ترامپ»* که مرغ پخته نیز از شنیدن آن خنده اش می گیرد، گفته است:
«ما از نیرومندترین تحریم‌های شدنی سود می‌بریم؛ همزمان، پیشنهاد انجام گفتگوها را نیز در میان می نهیم تا ببینیم آیا رفتار برخی کشورها دگر می‌شود یا نه.»**

* بجای «دکترین» می توان بسته به مورد، واژه های «آموزه»، «انگاره» یا «جهان بینی» بکار برد.

برگرفته از پی نوشتِ نوشتار «بجای پرگویی، سیاست و سازمان حزب را بر بنیاد حزب تراز نو لنینی بهبود بخشیم!»، ب. الف. بزرگمهر   سوم دی ماه ۱۳۹۴

** بنیاد نوشته، برگرفته از تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا» به تاریخ ۲۱ بهمن ماه ۱۳۹۷ است که از سوی اینجانب، ویرایش، پارسی و بازنویسی شده است.  ب. الف. بزرگمهر
برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!