«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۸ آبان ۹, پنجشنبه

«کارچاق کن واگذاری»! ـ بازانتشار

به گزارش کوتاه زیر اندکی باریک شوید! گزارشی که آن را کوتاه تر نیز می توان نمود و در یک یا دستِ بالا دو جمله فشرد. سخن بر سر واگذاری برجای مانده ی شرکت های «بخش دولتی» به «بخش خصوصی» است که گویا برخی از «مدیران و مسوولان» رژیم با آن ناهمداستان اند؛ روندی که پیشینه ی آن به نخستین سال های پیروزی انقلاب بازمی گردد و پس از زیر پا نهاده شدن «اصل ۴۴ قانون اساسی» از سوی رهبر دَبَنگ و دروغگو، در دوره ی کنونی شتابی سرسام آور گرفت و به بهانه هایی چون «کوچک نمودن دولت»، «کارآفرین نمودن همه ی مردم ایران!»، «ناکارآ بودن اقتصاد دولتی» و یاوه های سفسطه آمیز دیگری در همین مایه، بخش سترگی از ساختارها و حتا زیرساختارهای بنیادین اقتصاد ملی ایران نابود شد؛ آن هم در شرایطی که همزمان با چنین نابکاری در گونه ی خویش، بیمانند تاریخی و باید افزود: فراقانونی، «سازمان برنامه و بودجه» که در کمابیش همه ی کشورهای جهان، نقشی راهبردی و دوربردی در پیش بینی ها و سمتگیری های اقتصادی ـ اجتماعی و پبشبرد سیاست های خرد و کلان، منطقه ای و کشوری دولت ها دارد بگونه ای سخت گمان برانگیز از هم پاشانده شد۱ تا کم ترین مهار، بررسی، بازرسی، ارزیابی و بازبینی آنچه به جریان افتاده بود، در کار نباشد. آروین ها و پیامدهای بلاخیز آن نیازمند بازگویی نیست و بیش از آنکه بر زبان آید، توده های مردم ایران، آن را با پوست و گوشت و حتا استخوان خویش بگونه ای گزنده و دردناک می چشند.

هنگام خواندن این گزارش، این پرسش ها بگونه ای آزاردهنده، پی در پی در ذهنم می چرخید:
آیا چنین کاری (واگذاری) نیازمند دم و دستگاهی در اندازه و گنجایش یک وزارتخانه است؟ ... به این آقا (تصویر پیوست) چه نامی باید داد؟ «وزیر امور اقتصادی و دارایی» که چیزی دهان پرکن بیش نیست ... شاید «وزیر واگذاری»؟! نه! این هم سزاوار نیست؛ کدام وزیر؟! او همچون سایرین در آن دم و دستگاه پوشالی، گماشته ای بی سر و پا بیش نیست؛ ... کدام کار در زمینه ی اقتصاد و دارایی برای کشور و توده های مردم ایران به انجام رسانده؟! آیا کار وی همچون رییس پفیوز، نادان و پاچه ورمالیده ای که نمی دانم به چه شَوَندی از مدتی پیش به این سو همواره مرا به یاد «اشرف غنی»، نوکر حلقه به گوش «یانکی»ها در افغانستان، می اندازد و تنها به سرانجام رساندن آنچه «برجام» نامیده شده را در دستور کار داشت، تنها همین واگذاری شرکت های «بخش دولتیِ اقتصاد»۲ به «بخش خصوصی» است یا کارهای اقتصادی دیگری هم در آن "وزارتخانه" انجام داده است؟ ...

بگمانم، بیش از این نیست؛ به این ترتیب، برنام سزاوار برای وی چنین خواهد بود:     
«گماشته ی واگذاری برجای مانده های اقتصاد ایران به بخش خصوصی و شرکت های امپریالیستی»! یا کوتاه و فشرده: «کارچاق کن واگذاری»!۳    

ب. الف. بزرگمهر    پنجم فروردین ماه ۱۳۹۶


پی نوشت:

۱ ـ تا آنجا که به یاد می آورم، هیچکدام از آقایان "اقتصاددان" و اقتصادنادان روی صحنه به این نابکاری در هنگام خود، واکنشی سزنده نشان ندادند؛ خودم نیز به شَوَند بیماری و باید بیفزایم: کوتاهی نابخشودنی، پیش نویس هایم در این باره را فراموش نموده و یادداشتی درخور ننوشتم! 

۲ ـ چنانچه «بخش دولتیِ اقتصاد» بگوییم و بنویسیم، سخنی چندان نادرست بر زبان نیاورده و ننوشته ایم؛ ولی اگر عبارتِ «اقتصاد دولتی» را بکار بریم، در دامِ سفسطه ای ساخته و پرداخته ی اندیشکده های ویژه کارِ ساخت و پرداخت چنین سفسطه هایی در کشورهای بزرگ امپریالیستی می افتیم و خواه ناخواه به پیشبرد آماج های ناسزا و تبهکارانه ی کلان سرمایه داری امپریالیستی در نابودی اقتصاد ملی کشورمان یاری رسانده ایم. در این باره نیز مدت هاست می خواهم نوشته ای درخور و موشکافانه (تئوریک ـ سیاسی) بنویسم؛ ولی همچنان ننوشته ام! این را نیز شاید بتوان کوتاهی نام نهاد؛ گرچه، چون تیراندازی که تیرهای ترکشش رو به پایان می نهد، ناچارم گاهی دست نگاه دارم ...

۳ ـ به عنوان بخشی از سرسپردگی های رژیم ورشکسته در آنچه برای لاپوشانی و کم تر شرمگین شدن، «برجام» نام نهاده اند؛ همچنانکه آن پاچه ورمالیده را می توان کوتاه و فشرده: «کارچاق کن پایوری بیضه ی نظام» نامید؛ کارچاق کنی که چنانچه پایش بیفتد، ایران را دودستی پیشکش «یانکی»ها خواهد نمود. گرچه، این نامگذاری گذراست و به باور من با پیشرفت خورد و بردهای کلان امپریالیست ها با رژیم مافیایی روسیه و پیدایش پیشانی های تازه (؟!) که هنوز چند و چون آن بگونه ای همه سویه برایم روشن نیست، اوضاع با شتاب رنگی دیگر بخود خواهد گرفت.   

***

واگذاری تمام شرکتهای دولتی تایکسال آینده/مشکلات سودآوری حل می شود

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از وزارت امور اقتصادی و دارایی، علی طیب نیا گفت:
«برغم برخی مشکلات و موانع تمامی شرکت های دولتی قابل واگذاری تا یکسال آینده واگذار خواهد شد.»

وزیر امور اقتصادی و دارایی افزود:
«تا یک سال آینده واگذاری تمامی شرکت های دولتی قابل واگذاری به بخش غیردولتی با بررسی و رفع برخی از مشکلات همچون سودآوری کم برخی از این شرکت ها با توجه به دارایی های قابل توجهی که دارند، اجرایی خواهد شد.»

وی تصریح کرد:
«با توجه به مخالفت برخی از مدیران و مسئولان روند اجرای واگذاری شرکت های دولتی به بخش خصوصی با مشکل مواجه خواهد شد.»

«خبرگزاری مهر» ۳۰ اسپند ماه ۱۳۹۵

کافر چرا؟! زد خنده اسلام پیشه بر ریش ما ـ بازانتشار

 ب. الف. بزرگمهر  ۱۸ شهریور ماه ۱۳۹۴

http://www.behzadbozorgmehr.com/2015/09/blog-post_16.html



ابرویی که آرزویش را داشتی


۱۳۹۸ آبان ۸, چهارشنبه

هر ردیف بودجه، پدر و مادر دارد! ـ بازانتشار

می گوید: «هر ردیف بودجه، پدر و مادر دارد»؛ ولی یادش می رود که بگوید، کُلِّ بودجه ی کشور به این ترتیب، بی پدر مادر است. نیک می داند که رژیم خرموش های تبهکار فرمانروا بر ایران که «دولت زهدان اجاره ای» نیز بخشی از آن را دربرمی گیرد، افزون بر نابکاری، زمینگیر و ناکارآمد است.* با این همه، تنها از دست درازی های همچشمان می گوید و گند و گه کاری های دولتش و از آن میان نابکاریِ بباد دادن یکباره ی سرمایه های سترگ و کاهش ناگهانی دوسوم ارزش پول ملی کشور که چند و چون آن همچنان روشن نیست را نه تنها  به "فراموشی" می سپارد که زیرجُلی از «دولت زهدان اجاره ای» پشتیبانی نیز می کند. شیوه و منطق درونی گفتار بگونه ای است که با برجسته کردن نیمی از حقیقت، نیمه ی دیگر آن را لاپوشانی می کند؛ کاری بیش از سفسطه بازی و گونه ای تبهکاری که این روشنفکر مزدور، در سنجش با دیگر خرموش های نظام با خرمرد رندی بیش تری آن را بکار گرفته و می کوشد تا گناه ناکارآمدی و زمینگیر بودن دولتش که بویژه در رخداد سخت ناگوار تندآب های ویرانگرِ خانه و کاشانه ی مردم ایران در بسیاری جاها خود را بیش از پیش به نمایش نهاد را به گردن آن های دیگر بیندازد و به پندار خویش، بار «دولت زهدان اجاره ای» را سبک کند. یک زبانزد کهن می گوید:
«زمین که سخت شد، گاو از چشم گاو می بیند!» و گفته های باهوش الدوله ی نظام خرموشی با همه ی درستی آن، نمونه ای درخور و گواه این زبانزد است.

ب. الف. بزرگمهر   ۱۹ فروردین ماه ۱۳۹۸




* «زمینه‌های اقتصادی اعتراض‌های دی ماه سال گذشته با اعتراض‌های دهه ۷۰ مشترک بود؛ اما زمینه‌های اجتماعی اعتراض‌های ۹۶ متفاوت و خیلی عمیق‌تر بود. برخی فکر می‌کردند می توان بدون تضعیف نظام، دولت را تضعیف کرد؛ اما تجربه اعتراضات دی ماه نشان داد که تضعیف دولت و نظام یک مسیر است.» گفته های شایان درنگِ حسام الدین آشنا، مشاور آخوند پفیوز امنیتی، حسن فریدون روحانی شده در «دولت زهدان اجاره ای»، در گفتگو با «خبرگزاری ایسنا» به تاریخ ۲۱ دی ماه ۱۳۹۷ (برجسته نمایی های متن از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

درج شده در یادداشتِ «باید به تو نشانِ هوش بخشید، آقای باهوش الدوله!»، ب. الف. بزرگمهر   ۲۳ دی ماه ۱۳۹۷

یادتان باشد؛ از نفت پاسداری کنید!

«ما از نفت نگهداری می‌کنیم. یادتان باشد؛ من همیشه این را گفته‌ام: از نفت پاسداری کن!»۱

دنباله ی گفته های لات بی همه چیز:
«بچه که بودم همیشه به پدرم می گفتم: اگر تو از مادر خوب نگهداری نکنی و به او آب نرسانی، او هم به ما نان نمی دهد. اینک نیز چنانچه ما نیروهای نظامی مان را برای پاسداریِ چاه های نفتِ آنجا گسیل نکنیم، آن ها نخواهند توانست چون مادری مهربان به ما نفت رایگان بدهند. کارها که کمی روبراه شد، همین مظلوم کوبانی که از ما سپاسگزاری کرد۲ و کسانی چون وی را آنجا به پاسداری می گماریم تا هم هزینه ها کاهش یابد و هم گُرز خوبی برای هر کس و ناکسی که به چاه های نفت چشم دوخته باشد، فراهم شود.۳

ب. الف. بزرگمهر   هشتم آبان ماه ۱۳۹۸

پی نوشت:

۱ ـ گفته های پریروز لات بی همه چیز «یانکی»: «دونالد ترامپ» در جریان یک سخنرانی در گردهمایی نیروهای پلیس در شهر شیکاگو («ایالات متحد»)، برگرفته از گزارش «واکنش مسکو و تهران به طرح آمریکا برای حضور نظامی در میدان‌های نفتی سوریه»، تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»  هشتم آبان ماه ۱۳۹۸ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب:  ب. الف. بزرگمهر)

۲ ـ «ما نیز هنگامش برسد از تو بگونه ای سزاوار در دادگاه تبهکاران جنگی سپاسگزاری خواهیم نمود»، ب. الف. بزرگمهر   سوم آبان ماه ۱۳۹۸

۳ ـ «خبرگزاری رویترز» از زبان لات بی همه چیز «یانکی» گزارش داده که «اکسون‌موبیل» یا یک «تراست» نفتی دیگر می‌تواند برکشیدن (استخراج) و فروش نفت از میدان‌های سوریه را بدست گیرد ... به گزارشِ «خبرگزاری آسوشیتدپرس»، وزیر جنگ «یانکی» ها گفته است که می خواهند سود فروشِ نفت به کردها برسد «تا از زندانی‌ها پاسداری کنند و نیروهای خود را ساز و برگ داده، در رویارویی با ՛داعش՝ به ما یاری برسانند.»، برگرفته از گزارش یاد شده در پی نوشت شماره یک (با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب:  ب. الف. بزرگمهر)

چشم همگی، روشن! هر چند گذرا هم باشد ...

گویند: کاچی به از هیچی؛ تا ببینیم زمانه چه زاید ...

کارگران، توده های فرودست و زحمتکش!

همانطور که اطلاع دارید، اسماعیل بخشی، نماینده ی کارگران «نیشکر هفت‌تپه» و عضو «سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه» به دلیل دفاع از حقانیت طبقه کارگر و زحمتکشان جامعه با شعارِ «نان، کار، آزادی» مورد محاکمه قرار گرفت و همراه با مدافعان طبقه کارگر به بیش از یک قرن زندان محکوم شدند.

در اینجا جا دارد از همسر گرامی اسماعیل، فرزند دلبند و خانواده گرامی اسماعیل بخشی به دلیل پیگیری و تحمل مشقات فراوانی که تاکنون متحمل شده اند، تشکر و قدردانی شود.

همچنین از تلاش های پیگیرانه ی وکیل مدافع کارگران هفت تپه، خانم فرزانه زیلابی، تشکل ها و سازمان های مدافع حقوق کارگران در داخل و خارج کشور که برای آزادی اسماعیل بخشی تلاش کرده اند، تشکر و قدردانی می کنیم.

«سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه»، آزادی موقت اسماعیل بخشی را به خانواده و بستگان اسماعیل بخشی، به کارگران هفت‌تپه و تمام کارگران و مردم زحمتکش، به تشکل های کارگری و فعالین و مدافعان کارگران، تبریک و شادباش گفته و خواستار پایان دادن به پرونده سازی علیه کارگران هفت تپه از جمله علی نجاتی، عضو «سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه» می باشیم.

زنده باد اتحاد و همبستگی طبقاتی کارگران!

«سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه»   هشتم آبان ماه ۱۳۹۸

برنام و زیربرنامِ نوشته از آن من است.  ب. الف. بزرگمهر

کَاَنَّهُ اگر بموقع میدان را از دست شان نگیرید ...

رهبر آینده ی مسلمین جهان در فرجامِ کار ـ بازانتشار

همان گربه ی جاودانه عُبید زاکانی است که پنج پنج می گیرد!

ب. الف. بزرگمهر   هفتم آبان ماه ۱۳۹۳



باید همه ی کوشش خود را برای به دادگاه کشاندن رژیم ددمنش ترکیه و پشتیبانان وی بکار گرفت

جمعی از وکلا، اساتید دانشگاه و فعالان مدنی روژهلات کوردستان و ایران در محکومیت حمله اشغالگرانه ترکیه و اشغال شمال سوریه بیانیه‌ای منتشر کرده و خواستار اقدام عاجل شورای امنیت سازمان ملل برای پایان دادن به اشغالگری خاک سوریه از سوی رژیم ترکیه شدند.

متن بیانیه به این شرح است:
دومین بیانیه وکلا، استادان دانشگاەها و فعالان مدنی در محکومیت تجاوز ترکیه و اشغال بخشی از سوریه و آثار محنت بار آن.

ما امضا کنندگان این بیانیه در ارتباط با وقایع تلخ ناشی از یورش نظامی ترکیه به مناطق عمدتا" کردنشین شمال سوریه و اشغال بخشی از آن که تاکنون منجر به کشته و زخمی شدن گروه زیادی از غیرنظامیان و آواره شدن بیش از ۳۰۰ هزار نفر از ساکنین آن شده است، بار دیگر توجه آزادیخواهان جهان، دولت ها، دبیرکل سازمان ملل متحد و سازمان های فعال در امور حقوق بشر و حقوق بشردوستانه را به موارد زیر جلب میکنیم:
۱ ـ حمله نظامی ترکیه همراه با تروریست های همپیمان این کشور از جمله؛ جبهه النصره، احرار الشام و ارتش به اصطلاح ملی و داعشیان فراری و ... به شمال سوریه و اشغال بخشی از آن، زنگ خطری برای امنیت و صلح منطقه ای و بین المللی است.

به موجب «بند ۴ ماده ۲» منشور ملل متحد، کلیه اعضا (دولتها) متعهدند:
«در روابط بين‌المللي خود از تهديد به زور يا استعمال آن عليه تماميت ارضي يا استقلال سياسي هر كشوري يا از هر روشی كه با اهداف ملل متحد مباينت داشته باشد اجتناب نمايند.»

مفاد این بند بارها در قطعنامەهای مختلف مجمع عمومی و شورای امنیت، تکرار و بر آن تاکید شده است.

ديوان بين المللي دادگستری نيز در آرای متعدد از جمله در قضایای كانال كورفو، نيكاراگوئه و كنگو بر اهميت اجرای این مقرره تاكيد و آن را سنگ بنای سازمان ملل متحد و منشور آن اعلام کرده است.

افزون بر این، بر اساس قواعد و مقررات حقوق بین الملل، هرگونه توسل به زور جز در موارد دفاع مشروع (آن هم با مجوز شورای امنیت) ممنوع است.

دولت ترکیه در نامه مورخ ۹ اکتبر ۲۰۱۹ خطاب به شورای امنیت سازمان ملل، حمله نظامی خود را دفاع مشروع تلقی کرده است.

پیش شرط مسلم دفاع مشروع، وجود حمله قبلی است؛ در حالی که نیروهای کرد سوریه تا پیش از این تجاوز، هیچ عملیات مسلحانەای علیه ترکیه انجام نداده بودند.

دولت ترکیه مزوّرانه مدعی ست «چشمداشتی به خاک سوریه ندارد و تنها برای دفع تهدیدات گروه نظامی موسوم به «پی. وای. دی.» (PYD) به سوریه حمله کرده است و این اقدام مغایر مفاد بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد نیست!» علیرغم مخالفت صریح دولت سوریه، تجاوز نظامی ترکیه با هماهنگی و همراهی نیروهای تروریستی مخالف دولت مرکزی صورت گرفته است که خود دلیلی روشن بر غیرقانونی بودن این تجاوز و نقض حاکمیت ملی این کشور است.

از سویی دیگر، در نظام حقوق بین الملل، هیچ دولتی نمی تواند تجاوز و تصرف بخشی از سرزمین کشور همسایه را با ادعای فقدان قصد لطمه زدن به تمامیت ارضی کشورِ مورد هدف، توجیه کند.

این واقعیت بخوبی در رای معروف «کانال کورفو» که در سال ۱۹۴۶ توسط دیوان بین المللی دادگستری صادر گردید و عملا" به صورت رویه حقوقی دیوان درآمده،  نمایان است.

دیوان، عملیات مین روبی تنگه «کورفو» توسط انگلیس، بدون رضایت آلبانی را محکوم کرد. درحالی که دولت انگلیس، مین روبی تنگه را تنها برای تامین امنیت کشتی‌رانی بین المللی و جلوگیری از آسیب های بعدی به کشتی ها عنوان کرده و مدعی بود: هیچ نیت سوئی علیه تمامیت ارضی و استقلال سیاسی آلبانی نداشته است. در رای دیوان آمده است؛ «حضور انگلیس در سرزمین آلبانی و لو به طور موقت صرفنظر از نیت و انگیزه آن، چون بدون اجازه دولت آلبانی صورت گرفته است، در نظام حقوق بین الملل معاصر جایگاهی ندارد.»

دیوان، اقدام انگلیس را تجلی سیاست توسل بزور دانست که در گذشته نیز سابقه داشته و موجب سوء استفادەهای زیادی شده است. امروز هم تهاجم گسترده دولت ترکیه به خاک سوریه و اشغال بخشی از آن، صرفنظر از هر انگیزەای که کشور متجاوز دارد، مصداق بارز نقض قواعد آمره حقوق بین الملل است.

ما امضا کنندگان این بیانیه از جامعه جهانی و دولتها تقاضا داریم با انجام اقدامات موثر جهت امحاء آثار این تجاوز که همانا ملزم کردن ترکیه به عقب نشینی کامل و فوری از خاک سوریه و پرداخت غرامات ناشی از این اشغالگری می باشد، به تکلیف مقرر در مواد ۴۲ و ۴۸ طرح مسوولیت بین المللی دولتها در برابر اقدامات متجاوزانه عمل کنند.

۲ ـ دولت ترکیه خواهان تاسیس منطقەای امن به طول ۴۰۰ تا ۵۰۰ کیلومتر و به عمق ۳۲ کیلومتر است. رییس جمهور آمریکا که حق تصمیم گیری برای سایر کشورها را ندارد با حضور نیروهای ترکیه و تروریست های همراه با آن در عمق ۳۲ کیلومتری خاک سوریه موافقت کرده است. با توجه به مخالفت صریح دولت مرکزی سوریه، ایجاد هر نوع منطقه امن در خاک سوریه، مغایر مقررات حقوق بین الملل و پذیرش آثار تجاوز کشور اشغالگر و نقض یکی دیگر از قواعد آمره حقوق بین الملل است. ترامپ که در سیاست خارجی آمریکا فقط به نتایج مالی آن برای دولت خود می اندیشد، حق ندارد مجوز حضور نیروهای بیگانه در سرزمین کشور ثالثی را صادر کند.

همه دولت ها و جامعه بین المللی موظفند، اشغالگری ترکیه با بهانه ایجاد منطقه امن در خاک سوریه که خود نقض قواعد آمره در حقوق بین المللی است محکوم کرده و با همکاری های منطقه ای و فرامنطقه ای با این اقدام شوم مقابله کنند.

مساله دیگری که دولت ترکیه با تاسیس منطقه به اصطلاح امن به دنبال آن است، اسکان غیرقانونی آوارگان جنگ سوریه در مناطق محل سکونت کردهاست.

این اقدام نیز مصداق بارز پاکسازی قومی و از مصادیق شناخته شده نقض قواعد آمره حقوق بین الملل است که جرم انگاری هم شده است.

ما به عنوان بخشی از جامعه غیردولتی در نظام بین الملل، ضمن اعلام مخالفت با تاسیس منطقه ی به اصطلاح امن در خاک سوریه، حضور ارتش اشغالگر ترکیه و عوامل تروریست متحد آن در شمال سوریه را به شدت محکوم می کنیم و جامعه بین المللی از جمله جمهوری اسلامی ایران و روسیه را به مقاومت در برابر این بدعت خطرناک فرا می خوانیم.

۳ ـ در طول هشت روز تهاجم غیرقانونی ترکیه به شمال شرق سوریه، شاهد نقض مقررات مسلم حقوق بین الملل بشردوستانه از جمله اعدام خودسرانه و هدف قرار دادن غیرنظامیان، زنان، کودکان و سالمندان و کشتن اسرای جنگی، آتش زدن و تخریب اموال دولتی و مردم و بکارگیری سلاحهای ممنوعه و غیرمتعارف (بمبهای فسفری) هستیم.

مطابق مقررات حقوق بین الملل، دولت ترکیه موظف است خسارات وارده به آسیب دیدگان را جبران و به آنها غرامت پرداخت کند. مضافا" مطابق کنوانسیونهای چهارگانه ژنو ۱۹۴۹ و پروتکل های الحاقی آن، کشور اشغالگر موظف است نسبت به تعقیب و محاکمه مرتکبان این جنایات غیرانسانی اقدام نماید. از تمامی دولتها می خواهیم نسبت به الزام ترکیه جهت پرداخت غرامت به آسیب دیدگان و شناسایی ناقضان مقررات حقوق بین الملل و تعقیب و محاکمه آنها اقدام کند. چنانکه دولت اشغالگر به مفاد کنوانسیون های چهارگانه و پروتکل های الحاقی ترتیب اثر ندهد از جامعه بین المللی تقاضا داریم جنایتکاران جنگی را در دادگاه ویژەای با حضور قضات بین المللی و سوری تعقیب و محاکمه نمایند.

این بیانیه تسلیم سفارت روسیه و دفتر سازمان ملل متحد در تهران شده است. چنانکه آن را تأیید می‌کنید از هر راه ممکن برای سایر گروها و کانال‌ها در فضای مجازی و یا رسانه های نوشتاری، شنیداری و دیداری داخلی و خارجی بفرستید.

امضا کنندگان:

۱ ـ ستار عزیزی                 

۲ ـ صالح نیک‌بخت

۳ ـ یوسف مولایی

۴ ـ حجت مرادی

۵ ـ مهدي هداوند

۶ ـ کیوان عزیزی

۷ ـ  آزاد اشراقی

۸ ـ  فاطمه سلیمانی

۹ ـ رمضان حاجی مشهدی

۱۰ ـ  بهروز کیا

۱۱ ـ  حیدر منصوری

۱۲ ـ  مازيار طاطايي

۱۳ ـ  بهزاد حکیمی زاده

۱۴ ـ  آزاد محمودپور

۱۵ ـ  پدرام انصاری

۱۶ ـ  علی رضایی بزاز

۱۷ ـ  ابوبکر رسولی

۱۸ ـ فرزاد کاکائی

۱۹ ـ  جمیل اکبری

۲۰ ـ  آیت عباسی

۲۱ ـ  سجاد خسروی

۲۲ ـ  پریسا خادمی

۲۳ ـ  شهين اسمعيلي

۲۴ ـ  علي اصغر بهرام زاده

۲۵ ـ  اسفندیار آبنوس

۲۶ ـ  جمال خضرنیا

۲۷ ـ  سیروان هوشمندی

۲۸ ـ  آزاد عزیزی

۲۹ ـ  اسماعیل رحیمی

۳۰ ـ  سامان گلالی زاده

۳۱ ـ  محمدرحیم احمدی

۳۲ ـ  وحید خسروی

۳۳ ـ  مصلح قربانی

۳۴ ـ  ابراهیم عزیزی

۳۵ ـ  مصطفی منصوری

۳۶ ـ  آرش کمانگر

۳۷ ـ  حميد حاتمي زاده

۳۸ ـ  شيرزاد محمودي

۳۹ ـ  يونس شريفي

۴۰ ـ روح الله وکیلی

۴۱ ـ شهاب تجری

۴۲ ـ  اکرم محمدی

۴۳ ـ  تحسین حیدری

۴۴ ـ  حسین عشقی

۴۵ ـ  شیرکو ملایی

۴۶_ ثریا افراه

۴۷ ـ  ارکان درستکار

۴۸ ـ  حامد بهرام آبادی

۴۹ ـ  میترا میری

۵۰ ـ عمران فرخ مرادی

۵۱ ـ  عرفان عارفی

۵۲ ـ  بیژن قنبری

۵۳ ـ  محمد کریمی

۵۴ ـ  بهروز نعلبندی

۵۵ ـ  محمد دولت آبادی

۵۶ ـ  مختار محمدپور

۵۷ ـ  رستم رحيمي

۵۸ ـ  اميد ويسي

۵۹ ـ  رامين ظاهري

۶۰ ـ  سميه اكبري

۶۱ ـ  روح اله آرام دوست

۶۲ ـ  مسعود يوسف پور

۶۳ ـ  محمد اكبري راد

۶۴ ـ  رضا شهسواري مجد

۶۵ ـ  امير سجادي             

۶۶ ـ  آرمان كيانفر

۶۷ ـ  بهمن پيري

۶۸ ـ تورج محمدي زاد

۶۹ ـ  پروين رشيدي

۷۰ ـ  حسن پايه دار

۷۱ ـ  علي عمرزاده

۷۲ ـ  فرزاد كرمي

۷۳ ـ  آروين شيخي

۷۴ ـ  رحمت اميني

۷۵ ـ  عزيز حسيني وارسته

۷۶ ـ  محمد رسولي

۷۷ ـ  فرهاد سلطاني

۷۸ ـ  سيد صلاح الدين مصطفوي

۷۹ ـ  امين فرزان

۸۰ محمد نبي سليمان نژاد

۸۱ ـ  سروش تنهايي

۸۲ ـ  سيد عباس جزايري

۸۳ ـ  نريمان سليماني

۸۴ ـ  سياوش محترمي

۸۵ ـ  علي اشرف منتي

۸۶ ـ  سحر عباسي پا امامي

۸۷ ـ  فاطمه ميرزا زاده

۸۸ ـ  محمد علي شيخ الاسلامي

۸۹ ـ آرش رستمی

۹۰ ـ  زکریا زاهدی

۹۱ ـ  باسط احمدی

۹۲ ـ  پرویز امیریان

۹۳ ـ  صدیقه مرادی

۹۴ ـ  عثمان مزین

۹۵ ـ  ماجد وثوقی

۹۶ ـ  محمدرضا احمدی

۹۷ ـ  ابراهیم رستمی

۹۸ ـ  فرهاد لارتی

۹۸ ـ  علی امیری مابینی

۹۹ ـ  سیامک ملامحمدی

۱۰۰ ـ  مریم نوری

۱۰۱ ـ  خلیل پرواز

۱۰۲ ـ  سعید صادقی

۱۰۳ ـ سید هیمن مجیدی

۱۰۴ ـ  میثم رضایی

۱۰۵ ـ  مهدی موسوی

۱۰۶ ـ  کامیل راست خدیو

۱۰۷ ـ  فرشاد اسماعیلی

۱۰۸ ـ  محمد تیموری

۱۰۹ ـ  محمد جواد زارعی

۱۱۰ ـ  سمیره نصری

۱۱۱ ـ  قادر آب خضر

۱۱۲ ـ  فواد متوسل

۱۱۳ ـ  سيد شهاب الدين صادقي

۱۱۴ ـ  عليرضا شجاع

۱۱۵ ـ  رسول همتيان

۱۱۶ ـ  فرمن جعفری

۱۱۷ ـ  مهدی شاهمرادی

۱۱۸ ـ  عبدالباسط پورزادی

۱۱۹ ـ  عباس مجیدی

۱۲۰ ـ  رسول رازی

۱۲۱ ـ  راحله امینی

۱۲۲ ـ  مرتضی جهانی

۱۲۳ ـ  پیمان رادمنش

۱۲۴ ـ  سیروس پای فشرده

۱۲۵ ـ  سید محمد اکبری

۱۲۶ ـ  میثم غلامی

۱۲۷ ـ  مصلح احمدی

۱۲۸ ـ  علی امیریان

۱۲۹ ـ  عبد محمد فریادیان

۱۳۰ ـ  باسط صمدی

۱۳۱ ـ  حسین حیدری

۱۳۲ ـ  سید یزدان حسینی

۱۳۳ ـ  محمد مهرانی

۱۳۴ ـ  سوران فداكار

۱۳۵ ـ بابك عزيزي

۱۳۶ ـ  بهروز رستمي

۱۳۷ ـ  مهدي حاتمي

۱۳۸ ـ  مريم حسين كوچك

۱۳۹ ـ  جمال مشتاق

۱۴۰ ـ  هوشمند عليزاده

۱۴۱ ـ  عباد روحي

۱۴۲ ـ  زانيار سجادي

۱۴۳ ـ  كمال اماني

۱۴۴ ـ فرهاد وفائي

۱۴۵ ـ  كوروش دادخواه

۱۴۶ ـ  هادي مستوفي

۱۴۷ ـ  سلما ساعدي

۱۴۸ ـ  صلاح ويسي

۱۴۹ ـ  مسعود ابراهيمي

۱۵۰ ـ  سيد مهدي حسيني

۱۵۱ ـ  مرضیه افشین پور

۱۵۲ ـ  حامد غباری

۱۵۳ ـ  شهریار سلیمی

۱۵۴ ـ  جلای خدایی

۱۵۵ ـ  حسین جیوار

۱۵۶ ـ  میلاد ملک احمدي

۱۵۷ ـ  سميه كرمي

۱۵۸ ـ  اسعد معروفي

۱۵۹ ـ  كوروش قنبري

۱۶۰ ـ  رضا پيري

۱۶۱ ـ  سيروس اميري

۱۶۲ ـ  علي سليمان جهان

۱۶۳ ـ  سارا سليماني

۱۶۴ ـ  يزدان گل محمدي

۱۶۵ ـ  يحيي اميني

۱۶۶ ـ  گزيزه علائي اردلان

۱۶۷ ـ مهدي رزم گر

۱۶۸ ـ  يوسف طالع

۱۶۹ ـ  فرزاد حسين پناهي

۱۷۰ ـ  احمد كريمي

۱۷۱ ـ  آزاد رضائي

۱۷۲ ـ  سعيد خاني

۱۷۳ ـ  امير رشيدي

۱۷۴ ـ  رزگار مرادي

۱۷۵ ـ  عبدالباسط رسولي آذر

۱۷۶ ـ  حيدر خدامرادي

۱۷۷ ـ  يوسف يار محمدي

۱۷۸ ـ  پيمان سلامي

۱۷۹ ـ  شرافت كريمي

۱۸۰ ـ  مهرداد غلامي

۱۸۱ ـ  منصور صالحي

۱۸۲ ـ  برزان بهرامي

۱۸۳ ـ  يدالله مرادقلي

۱۸۴ ـ  ياسين ميرزايي كلهر

۱۸۵ ـ  محمدزاهد اسدزاده

۱۸۶ ـ  زاهد شاكري

۱۸۷ ـ  حسين خضري

۱۸۸ ـ  نقي شعبانيان

۱۸۹ ـ  بختيار جواهري

۱۹۰ ـ  مراد احمدنسب

۱۹۱ ـ  هدايت قادري

۱۹۲ ـ  مسعود حيدري زاده

۱۹۳ ـ  شهرام كبودوند پور

۱۹۴ ـ  بهزاد ايزدي

۱۹۵ ـ  حشمت رحماني

۱۹۶أصلان نجف كيا

۱۹۷ ـ  نريمان گلي زاده

۱۹۸ ـ  جعفر عبدالله زاده

۱۹۹ ـ  عبدالله جهان بين

۲۰۰ ـ  محمد شيرازي

۲۰۱ ـ  بهاره زرافشاني

۲۰۲ ـ  امیرعلی صادقی

۲۰۳ ـ  حميد طالبي قاديكلايي

۲۰۴ ـ  حامد دارابي

۲۰۵ ـ  مسعود ضميران

۲۰۶ ـ  اكبر ويزواري

۲۰۷ ـ  عارف كرمي

۲۰۸ ـ  امید آقایی

۲۰۹ ـ  الف شرافت

۲۱۰ ـ  هوشمند عليزاد

۲۱۱ ـ  علي ساكني

۲۱۲ ـ  عبدالباسط عزيزي

۲۱۳ ـ  مهدي خزائي

۲۱۴ ـ  مهدي وشمگير

۲۱۵ ـ  فردين احمدي

۲۱۶ ـ  محمود كوشش صبا

۲۱۷ ـ  فتح الله حقاني

۲۱۸ ـ  رحيم رحيمي

۲۱۹ ـ  ابراهيم رمضاني

۲۲۰ ـ  عدنان حسن پور

۲۲۱ ـ  كامران حليمي

۲۲۲ ـ  علي رمضانيان 

۲۲۳ ـ حامد دارايي

۲۲۴ ـ  كيوان جلالي

۲۲۵ ـ ابراهيم طالبي

۲۲۶ ـ  سيروان عبده زاده

۲۲۷ ـ  عثمان عزيزي

۲۲۸ ـ  مختار زارعي كمانگر

۲۲۹ ـ  بختيار دنياديده

۲۳۰ ـ  حميد مقدسي

۲۳۱ ـ  سيران نديمي

۲۳۲ ـ  كامران كسرايي

۲۳۳ ـ  هاني قادري

۲۳۴ ـ  سيد مراد موسوي

۲۳۵ ـ  عبداللطيف ولدبيگي

۲۳۶ ـ  منيژه زيبايي

۲۳۷ ـ  اويس راسخ راد

۲۳۸ ـ  اسعد اردلان

۲۳۹ ـ  توران زندي

۲۴۰ ـ  كاظم ايمانزاده

۲۴۱ ـ  آزاد فلاحي

۲۴۲ ـ  نجم الدين جباري

۲۴۳ ـ  اسعد شيخي

۲۴۴ ـ  نرمين عزيزي

۲۴۵ ـ  محمود چلبي

۲۴۶ ـ  قادر عزيزي

۲۴۷ ـ  اكبر نمازي

۲۴۸ ـ  صيد احمد عزيزي

۲۴۹ ـ  مصطفي بيگي

۲۵۰ ـ  مجيد نجفي

۲۵۱ ـ  هيرش حدادي

۲۵۲ ـ  هنگامه قبادي

۲۵۳ ـ  صديق كريمي

۲۵۴ ـ  شكري حسن زاده

۲۵۵ ـ  جوتيار رشيد زاده

۲۵۶ ـ  مهدي زمستاني

۲۵۷ ـ  اكبر سردارزاده

۲۵۸ ـ  احسان آسا

۲۵۹ ـ  احمد فعله گري

۲۶۰ ـ  محمد ابراهيمي

۲۶۱ ـ  مهدي كرد

۲۶۲ ـ  امير خزالي

۲۶۳ ـ  محمد خالد نبي نيا

۲۶۴ ـ  گلەباغ رسولي پناه

۲۶۵ ـ  اسلام عباسيان

۲۶۶ ـ  بابك كريمي 

۲۶۷ ـ  فرزاد حيدري

۲۶۸ ـ  فريدون فلاحي

۲۶۹ ـ  تريفه رسولي پناه

۲۷۰ ـ  آوات رسولي پناه

۲۷۱ ـ  روناك رسولي پناه

۲۷۲ ـ  صديقه حجت پناه

۲۷۳ ـ  حيدر مظفري

۲۷۴ ـ  ياور وفائي

۲۷۵ ـ  فريبرز فتحي

۲۷۶ ـ  اقبال مهدی زاده

«خبرگزاری فرات»   نهم آبان ماه ۱۳۹۸

این بیانیه از سوی اینجانب، تنها در نشانه گذاری ها ویرایش شده است. برنام نیز از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!