«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۴ دی ۱۰, چهارشنبه

فرزانه زیلابی، یار و غمخوار پایدار کارگران و ستمدیدگان

درودی از جان و دل برآمده به فرزانه زیلابی، یار و غمخوار پایدار کارگران و ستمدیدگان

ب. الف. بزرگمهر ١٠ دی ماه ١۴٠۴

* فرزانه زیلابی، وکیل دادگستری، در حساب کاربری خود نوشت:
«امروز ⁧ قدرت بی‌قدرتان⁩ در کف خیابان‌ها رساتر از هر تهدید است. ما همه با هم ایستاده‌ایم؛ از هر قوم، مذهب و عقیده. صدای معترضان در هر گوشه، فریاد آزادی، عدالت و تغییر است. اتحاد ما را نمی‌توان شکست داد.»

فرزانه زیلابی از وکلای شریف دادگستری است که همواره پناه و همراه کارگران زحمت‌کش، آموزگاران محبوس و اقشار نیازمند بوده و درد امروز جامعه را با تمام وجود لمس می‌کند.

او پیش‌تر وکالت کارگران هفت‌تپه، بازنشستگان تأمین اجتماعی خوزستان و شماری از معلمان عضو کانون صنفی معلمان خوزستان را بر عهده داشته است.

برگرفته از «تلگرام اتحادیه آزاد کارگران ایران»   ١٠ دی ماه ١۴٠۴

فریدون ـ سروده ای برای کودکان ـ بازپخشش

فریدون مهربان است
عزیز کودکان است

به نرمی می‌زند حرف
همیشه خوش‌زبان است

به هر جا کودکان‌اند
فریدون در میان است

فریدون نیست ترسو
خودش یک پهلوان است

نمی‌گوید مگر راست
که حُسنش* در همان است

سروده ای از عباس یمینی شریف برای سرودهای گروهی کودکان ایران

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/06/blog-post_17.html

* بیسوات ده بار بهت گفتم، حَسَنَش نخون؛ ر..ی تو وزن شعر!

برنام  بالای تصویر و سرود واره ی زیر آن از آنِ من است. ب. الف. بزرگمهر

بازانتشار:

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/01/blog-post_95.html

پی افزوده:

حال می توان بجای فریدون، رییسی یا هر دست اندرکار دیگری نشاند؛ همگی شان بحمدلله مهربان، راستگو، درستکار و دلاورند. سور و سات و تریاک مان که فراهم باشد، برای ما توفیری نمی کند؛ حتا می تواند شیخ زیگزاگی باشد. می دانید که در اسلام عزیز، سپید و سبز و زرد و بنفش و حتا سیاه برزنگی به شرط آنکه هوای برادران خود را داشته باشند و از تکروی بپرهیزند، همگی سر و ته یک کرباسند. پروردگارا! صدهزار مرتبه شکر!

از زبان «کیر خر نظامِ خرموش پرور»:  ب. الف. بزرگمهر   ۲۲ اسپند ماه ۱۴۰۲


۱۴۰۴ دی ۸, دوشنبه

گفته های این بانوی جوان با آن پله ها جور در می آید ـ بازپخشش

«ما شهروند نیستیم؛ هیچ‌ وقت نبودیم. ما اسیریم؛ میلیون‌ها اسیر!» ـ ترانه علیدوستی

می بینی کیر خر؟! اینهمه از بصیرتِ نداشته ات گفتی و  سَرِ مُقَلّدین را خوردی؛ ولی هرگز نتوانستی در یک گزاره ی ساده، چیزی بگویی که همه بی درنگ و بی هیچ اگر و مگری آن را دریابند؛ کاری که این بانوی جوان در انجام آن کامیاب بوده و آنچه جلوی دیدگان همه ی جهانیان روی داده و می دهد را به سادگی و با بصیرتی همه سویه بر زبان آورده است. می توانی به میدان بیایی و با برخ کشیدن آن گروه کوچکِ بادنجان دور قاب چین و بویژه گماشتگان و سرکوبگران رنگ و وارنگت بِداوی (از کارواژه ی داویدن به آرشِ «ادعا کردن») که این شهروندان در بند نیستند؛ ولی دستار سیاهت را نزد خود داور کنی به تو گوشزد خواهد نمود که حتا اندکی از حقیقت را نگفته ای. از این که بگذریم، سخنان آن بانوی جوان، مرا باری دیگر به یاد پله های «انقلاب اسلامی» ات انداخت و با خود گفتم:
این گفته ها با آن پله ها جور در می آید که از آن میان، گفته بودی:
«مرحله‌ی سوم که اکنون در آن قرار داریم ... ՛تشکیل دولت اسلامی՝، یعنی تشکیل دولتی بر اساس الگوها و معیارهای کاملاً اسلامی»* است. به این ترتیب، در پایان این پله (مرحله) به بند کشیده شدن همه ی شهروندان بر بنیاد «الگوها و معیارهای کاملاً اسلامی» به فرجام می رسد و زمینه برای پله ی چهارم: «تشکیل جامعه‌ی اسلامی»* که در آن، «موضوع سبک زندگی اسلامی نیز صرفاً در سطح گفتمان‌سازی در جامعه باقی [نخواهد] ماند»* از هر باره آماده می شود که همانا برده نمودن به بند کشیده شدگان و بفروش رساندن شان در بازارهای «ششلول بندهای جامعه جهانی» از آن میان، چون «حوری» و «غلمان» است. ناگفته نگذارم که نمونه هایی از چنین پدیده ای که نشانه ای از هرج و مرج میان دو پله ی سوم و چهارم است از چندی پیش به این سو در آن بازارها بچشم می خورد.

خِرَد و بصیرت من، شوربختانه به آنجا نمی رسد که بتوانم درباره ی واپسین پله ات: «تحقق تمدن اسلامی»* چیزی بگویم؛ ولی تا همینجای آن (پایان پله چهارم)، دیگر نیازی به جاکش خانه ای به نام بهشت آسمانی نخواهد بود. در همین کُره خاکی که چندان خاکی هم نیست، همه ی این ها بحمدلله، انشاء الله، ماشاء الله، فراهم خواهد شد. با این همه، اگر پنداشته ای که تو و نمونه هایی چون «سیسی» مصری، «عین الله رژیم همسایه» («رجب طیّب») یا آن کلیددار بی پدر مادرِ خانه ی خدا در چنان همبودی، جایی بَرین خواهید یافت و ششلول بندها شما را بالای سرشان خواهند نشاند، کور خوانده ای! نقش همگی تان در چنان «انگاره همبود»ی (جامعه فرضی)، بیش از سرکوبگران برگزیده از میان خود زندانیان در اردوگاه های مرگ آلمان نازی یا گناهکاران چماق بدست یا تازیانه بدستی که مسوولیت زدن و شَل و کور کردن دوزخیان نگونبخت را بر دوش شان نهاده اند، نخواهد بود.** 

ب. الف. بزرگمهر   ششم بهمن ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2020/01/blog-post_821.html

* حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین مراحل پنج‌گانه‌ی تحقق اهداف انقلاب اسلامی و نسبت آن با الگوی پیشرفت، گفتند: مرحله‌ی اول در این فرایند، شکل‌گیری انقلاب اسلامی است و پس از آن باید بلافاصله نظام اسلامی تشکیل شود که هنر بزرگ امام خمینی رحمه‌الله نیز ایجاد نظام اسلامی بود. رهبر انقلاب، مرحله‌ی سوم که اکنون در آن قرار داریم را «تشکیل دولت اسلامی»، یعنی تشکیل دولتی براساس الگوها و معیارهای کاملاً اسلامی، خواندند و افزودند: تا وقتی این مرحله به‌طور کامل محقق نشده است، نوبت به «تشکیل جامعه‌ی اسلامی» نمی‌رسد و در این صورت، موضوع سبک زندگی اسلامی نیز صرفاً در سطح گفتمان‌سازی در جامعه باقی خواهد ماند. ایشان، گام نهایی در مراحل پنج‌گانه‌ی اهداف انقلاب اسلامی را تحقق «تمدن اسلامی» دانستند و خاطرنشان کردند: تمدن اسلامی، کشورگشایی نیست بلکه به معنای تأثیر پذیرفتن فکری ملت‌ها از اسلام است.

آسمان ریسمان بافی های «حضرت کیر خر نظام» در دیدار با هموندان «شورای عالی مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت»،  برگرفته از «تارنگاشت کیر خر نظام»  ششم اردی بهشت ماه ۱۳۹۵

** نگاره ای از نگاره گر فرانسوی: «گوستاو دوره» Gustave Doré)) که آن را همراه با چندین نگاره ی دیگر در سده ی ۱۸۰۰ ترسایی با الهام از داستان «کمدی الهی» (Divina Commedia) کارِ «دانته الیگیری» کشیده بود و «فرانتس لیست» که بیش تر کارهایش را می پسندم، بر پایه ی آن، همنوایی (سمفونی) خود را ساخت. نگاره ی پیوست را از پیوند زیر برگرفته ام:

https://www.youtube.com/watch?v=hko1TNkgUUE

زیرنویس تصویر:

در دوزخ آسمانی ـ ریسمانی نیز به همان کاری گماشته خواهی شد که در دوزخ زمینی تاکنون آن را پی گرفته ای، بیشرف!

ب. الف. بزرگمهر   ششم بهمن ماه ۱۳۹۸

مگر ما اینجا کیر خریم؟! ـ بازپخشش

حالا آقای رئیس‌جمهور که هیچ؛ [توی مغزش بخورد!] وزیر خارجه و عناصر وزارت خارجه هم همین‌جور؛ [هر غلطی که بذهن شان می آید که نباید بزبان آورند.] هیچ معنی ندارد با اینها مذاکره کردن؟!* [مگر ما اینجا کیر خریم؟!]

ب. الف. بزرگمهر   ۱۵ شهریور ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/09/blog-post_9.html

افزوده های درون [ ] همه جا از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر

* از بیانات حکیمانه ی «کیر خر نظام»، برگرفته از «حلقه وصل»  ۱۳ شهریور ماه ۱۳۹۷



۱۴۰۴ دی ۷, یکشنبه

فتحعلی شاه قاجار و فتحعلی شاه گربه ها ـ بازپخشش

فتحعلی شاه قاجار با شمار بسیاری زن که بگمانم خودش هم نمی دانست چند تا هستند. برای آنکه پر بیراه نگویم و ترازی برای سنجش بدست داده باشم، تنها در یکشب، پنج همسر وی همزمان با هم زاییدند و شماری شازده ی نوزاد به کشور نگونبخت مان در آن هنگام افزودند تا سپس به نوبه ی خویش، بلای جان مردم شوند.

این هم «فتحعلی شاهِ» گربه ها که نمی دانم شمار گربه های مادینه اش چندتاست؛ ولی هر چند تا هم که باشند به اندازه ی همسران «صیغه» و «مُتعه» و ... آن یکی فتحعلی شاه که بخش بسیار بزرگ و آبادی از ایران را با همه ی پایداری ها و جانفشانی های بزرگ مردم آران و آذربایجان و داغستان و ... در جنگ با روسیه تزاری از دست داد، نمی رسد؛ وگرنه، می بایستی خداوندش ـ چنانچه خداوندی داشته باشد ـ حرمسرایی بزرگ، انباشته از مادینه گربه ها و نرینه گربه هایی اخته شده برای پیشخدمتی برایش فراهم می کرد که خوشبختانه چنین ..خُلی دیگر در تاریخ مان ندیده ایم.

ب. الف. بزرگمهر   ۱۷ فروردین ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/04/blog-post_19.html

اگر جاده پیچید، ولی فقیه نپیچید، تکلیف چیست؟! ـ بازپخشش

زیر عنوان «جاده انقلاب» نوشته است:
درجاده انقلاب روی تابلویی نوشته بودند، جاده لغزنده است؛ دشمنان مشغول کارند. با احتیاط برانید؛ سبقت ممنوع! دیر رسیدن به پست و مقام بهتر از هرگز نرسیدن به امام است. حداکثر سرعت بیشتر از سرعت ولی فقیه نباشد. اگر پشتیبان ولایت نیستید؛ لااقل کمربند دشمن را نبندید؛ با دنده لج حرکت نکنید و با وضو وارد شوید. این جاده مطهر به خون شهداست.» از «گوگل پلاس» جواد فراهانی

اگر جاده پیچید، ولی فقیه نپیچید، تکلیف چیست؟!

ب. الف. بزرگمهر    هفتم دی ماه ١٣٩١

https://www.behzadbozorgmehr.com/2012/12/blog-post_6043.html

۱۴۰۴ دی ۶, شنبه

تو هنوز هم به همان زیبایی هستی! ـ بازپخشش

ب. الف. بزرگمهر   ۲۴ اردی بهشت ماه ۱۳۹۴

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/05/blog-post_38.html



این هم تندیسِ آقا بیشعور چندین هزار سال پیش ژاپن ... ـ بازپخشش

این هم تندیسِ آقا بیشعور چندین هزار سال پیش ژاپن، گرم سخنرانی آتشین و خودنمایی های گنده گوزانه:
«... گفتم که ما باید در همین صف مقدم با متانت و بدون هیچگونه تغییری در وضعمان پیش برویم تا مردم پشت سرمان بیایند و همین کار را کردیم. سرها را انداختیم پایین و بدون اینکه به روی خودمان بیاوریم که اصلاً سرباز مسلحی در مقابل ما وجود دارد، رفتیم نزدیک! به مجرد اینکه به یک متری این سربازها رسیدیم، من ناگهان دیدم مثل اینکه آنها بی‌اختیار پس رفتند و یک راهی به قدر عبور سه چهار نفر باز شد ...»

ب. الف. بزرگمهر    هشتم تیر ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/08/blog-post_79.html



خودشان بلدند چگونه عمل کنند ... ـ بازپخشش

زبانزدهایی در هماوندی با جُستار رهبری و مدیریت به همراه تفسیر آن ها از کشورهای گوناگون درج کرده که بویژه یکی از آن ها از کشور هاییتی چشمم را می گیرد و آن را درخور «آقا بیشعور نظام» می بینم:
«اگر میخواهی جوجه‌هایت سر از تخم بیرون آورند، خودت روی تخم ها بخواب!»

تفسیر: اگر در پی آن هستی که کارت را به بهترین شیوه انجام دهی، آن را به کسی دیگر مسپار!

از «گوگل پلاس» با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر

با خود می اندیشم:
با آنکه آفتاب زندگی سرتاپا آلوده و ننگینش لب بام است، بد نبود وی را مدتی هم شده به یک مرغداری بومی در کشور یادشده می فرستادند تا در پایان زندگی، شاید سرانجام چیزکی از مدیریت آموخته، مردم هم دمی آسوده تر شده، بختک سیاه تمرگیده بر سینه شان را کم تر احساس کنند ...

به هر رو، اگر کارکرد «آقا بیشعور نظام» را در هماوندی با زبانزد یاد شده، برآورد کرده و بسنجیم، روشن  می شود که وی، نه تنها هیچگاه روی تخم هایش نخوابیده که از جوجه های سر از تخم درآورده اش نیز پاسداری نکرده است! شعار وی در زندگی که از نابخردی و ناکارآزمودگی اش، کمابیش در هر کاری جز سخن سرایی و یاوه بافی، سرچشمه می گیرد، چیزی در این مایه بوده است:
«خودشان بلدند چه جوری عمل بکنند ...»*

ب. الف. بزرگمهر    هشتم اردی بهشت ماه ۱۳۹۵

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/04/blog-post_246.html

* «ما اگر چنانچه به توافقی هم برسیم، بلدیم چه‌جوری عمل بکنیم که بعد آنها نتوانند جمهوری اسلامی را پشت در نگه دارند. این را مسوولین نظام جمهوری اسلامی بلدند که چه جوری عمل بکنند ...»

در دیدار اعضاى «مجلس خبرگان رهبرى»، پس از برگزاری هفدهمین همایش آن مجلس

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=29151

پارسی نویسی:

واژه های «اگر» و «چنانچه» که آن رهبر نادان و «همه فن حریف» از آن میان در زمینه ی کاربرد زبان پارسی، آن دو را همیشه با یکدیگر بکار برده و می برد، با تفاوت بسیار ناچیزی در کاربرد خود به یک آرش هستند. به این ترتیب، «اگر چنانچه»، همانا «اگر اگر» یا «چنانچه چنانچه» است و باید تنها یکی از آن ها را بکار برد!

از «پی نوشتِ» نوشتار «آن بیشرف ها، همانجا پنهان شده اند که باید می شدند ...»، ب. الف. بزرگمهر، پنجم دی ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/12/blog-post_415.html

۱۴۰۴ دی ۵, جمعه

تندیسی او را باید! تندیسی به همان برازندگی منش استوار و پایدار وی ـ بازپخشش

سرهنگ عزت الله سیامک، آدمی از تراز نو و شرف مردم آزاده ی ایران، در دادگاه تجدید نظر نظامی رژیم کودتایی شاه گوربگور شده!

ب. الف. بزرگمهر   ۱۴ خرداد ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/06/blog-post_65.html


مگر «دزدهای محترم»، چشم و ابروی شان سیاه تر از آنِ ما «نمایندگان قاطبه اهالی» است؟! ـ بازپخشش

گزارش زیر با برنام «موسسه اسراء (جوادی آملی) برای چه از دولت بودجه می گیرد؟» که جُستارِ آن، «دزدی های محترمانه ی پیش بینی شده در لایحه بودجه سال ۱۳۹۳» است، از زبان یکی از نمایندگان مجلس فرمایشی جمهوری اسلامی بیرون آمده و شایسته ی درنگ و برخوردی بایسته از سوی همه ی ایرانیانی است که به میهن خود دلبسته و نگران آینده ی آنند!

این به گفته ی آن نماینده: «دزدی های محترمانه!»، مرا به یاد گفتگوی راه دوری در هفته ی گدشته با یکی از دوستان، پیرامون دشواری های سرِ راه بالندگی و پیشرفت کشورمان و درآمدن از چاهی که رژیم تبهکار فرمانروا برای مردم میهن مان کنده، انداخت. در بخشی از این گفتگو که زمینه ی آن را به یاد نمی آورم، وی گفت:

به هر رو، با اوضاعی که این رژیم تاکنون پدید آورده، درآمدن از چاه و رهایی ایران از گرفتاری و تیره روزی پدید آمده، کار ساده ای نیست و هر رژیمی نیز که سرِ کار آید با دشواری های بسیاری روبرو خواهد بود (نقل به مضمون).

ناگفته نگذارم که آن دوست، هنوز چشم امیدی به دگرگونی های مثبت و رو به جلو به سود توده های مردم از درون رژیم جمهوری اسلامی دارد و با بایستگی (ضرورت) سمتگیری همه ی نیروهای ملی ـ میهنی ایران برای سرنگونی این رژیم تبهکار که دستِکم از سه سال و اندی پیش به این سو از سوی اینجانب در میان نهاده شده، همداستان نیست.

با نادیده گرفتن اختلاف دیدگاه*، سخن وی را نمی پسندم و نادرست می دانم. انقلاب بهمن ۱۳۵۷ نیروی سترگی را آزاد نمود که از جان و دل آماده ی هرگونه فداکاری در راه آبادانی کشور و برپایی اقتصادی ملی بود؛ بخش عمده ای از این نیرو در جنگ گرانبارشده ی امپریالیست ها و صددام بر ضد کشورمان و بویژه، پیگیری نابجا و نادرست جنگ در خاک عراق، از دست رفت یا زمینگیر و از کار افتاده به خانه بازگشت. در همین دوره و تنها کم تر از دو سال پس از پیروزی انقلاب، نیروهای ضدانقلابی که بخشی از آن ها از همان نخست به زیر پرچم "اسلام" درآمده بودند، گام بگام به بلندترین پایه ها و جایگاه های مدیریتی حاکمیت جمهوری اسلامی دست یافتند و با کشتار نیروهای پیشرو و بستن هر صدای مخالفی به بهانه ی جنگ، جلوی بایسته ترین اقدامات انقلابی و از آن میان، «اصلاحات ارضی» به سود دهگانان کم زمین و بی زمین و نیز «ملی شدن بازرگانی خارجی» برای نخستین سمتگیری های برپایی اقتصادی ملی را گرفتند؛ زان پس با چیرگی بیش تر بر جایگاه های گرهی سیاست و اقتصاد کشور، کار را بدینجا رساندند که می بینیم.

بیگمان، نوسازی و بازسازی اقتصادی ویران شده و سمتگیری برای ساختمان اقتصادی ملی، کاری درازمدت و نیازمند برنامه های روشن در زمینه ی گوناگون و از همه مهم تر، طرح های آمایش سرزمین است؛ ولی نخستین گام ها را چنانچه حاکمیت و دولتی ملی بر سرِ کار باشد، می توان با شتابی درخور و بسنده برداشت؛ زیرا مهم ترین آخشیج (عنصر)های آن که سرمایه های بزرگ و نیروی انسانی است با همه ی پلشتی ها و دله دزدهای انجام شده و فراری دادن های ویژه کاران و اندیشمندان که رهسپار کشورهای دیگر می شوند، خوشبختانه همچنان در کشورمان هست و بسان دوره ی انقلابی بهمن ۵۷، بسیاری از نیروهای میهن پرست، ویژه کاران برجسته و نیروهای کاردان به کشور بازخواهند گشت. برای آنکه در زمینه ی مورد گفتگو، راه دور نروم، آمارهایی که چندی پیش کسی زیر برنام «با یک روز درآمد نفت!»در «گوگل پلاس» درج کرده بود را گواه می گیرم:
«خیلی شفاف اعلام شده، ایران سالانه ۲۱۷ میلیارد دلار از فروش نفت و گاز (معادن، پتروشیمی، مالیات و ... رو حساب نكردیم) درآمد دارد. ۲۱۷ میلیارد دلار = ۲۳۸۷۰۰ میلیارد تومان .... یعنی روزانه کم و بیش ۶۵۰ میلیارد تومان (دلار به بهای ۱۱۰۰ تومان)!

به این ترتیب، با درآمد یك روز نفت و گاز كشور، می توان بدون وام، كل ”مسكن مهر“ یعنی ۳۱۰۰۰ واحد ۷۵ متری را از با بهای هر متر مربع ۳۰۰۰۰۰ تومان ساخت و به پایان رساند و به رایگان به مردم داد؛

 با در آمد پنج روز نفت و گاز می توان یارانه ی نقدی همه ی كسانی كه ثبت نام كرده اند، یعنی ۷۲ میلیون و پانصد هزار نفر را واریز كرد!

با درآمد کم و بیش یک ماه نفت و گاز میتوان گره بسیاری از دشواری های سی ساله مملكت را گشود؛ و اگر قرار باشد که این پول میان مردم بخش شود، به عبارتی نفری ۲۸۹۳ دلار و اگر بینگاریم که حتا ۲۰۰۰ دلار آن را هم مالیات و هزینه ی دولت بشمار آوریم، باز سهم هر نفر، کم و بیش ۹۰۰ دلار یعنی یک ملیون هشصت هزار تومان می شود؛ به سخنی دیگر: نفری ۱۵۰ هزار تومان در ماه!» (از «گوگل پلاس» با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

در اینجا سخن بر سرِ انجام کارهای بی پشتوانه به گونه ی احمدی نژاد نیست که همزمان با پیشبرد سیاست «سرمایه داری نولیبرال» در کشور به سود سرمایه داران بزرگ ایران و جهان و گشوده بودن دست و بال دلالان و سوداگران و داد و ستدگران هست و نیست مردم، برخی تزریق های پولی نابجا به انجام رساند که تنها به بحران و تورم بیش تر انجامید! به آمارهای یادشده، تنها از دیدگاه آماری (کمّی) باید نگریست و بس! تفاوتی هم نمی کند که اینجا و آنجا اشتباهاتی نیز در برداشته باشد؛ ولی به هر رو، نشاندهنده ی آن است که سرمایه به اندازه ای بسنده برای اجرای نخستین و درنگ ناپذیرترین کارها برای جبران گند و گه کاری هایی که آغاز آن بویژه به دوره ی ریاست جمهوری رفسنجانی پلید بازمی گردد در کشور هست. درباره ی نیروی انسانی کارآمد نیز می پندارم با کمبودی آنچنان روبرو نیستیم و اگر هم باشیم با درپیش گرفتن اقتصادی برنامه ریزی شده، می توان آن را با شتاب بهبود بخشید.

بنابراین، سخن بر سر بخش کردن (توزیع) ناعادلانه، ضدملی و ضدخلقی سرمایه ها در کشور ماست که مهم ترین جایگاه ها و پایگاه های سیاسی و اقتصادی آن در مشت سرمایه داری بازرگانی و چپاولگران اقتصادی جای گرفته است که از رهگذر درآمدهای نفتی و صادرات و واردات بی در و پیکر به درازای بیش از سه دهه آنچنان پول پارو نموده اندکه نمی دانند با آن چکار کنند! سخن بر سرِ حاکمیتی ضدملی و ضدخلقی است که تنها در اندیشه ی گرفتن پایوری (تضمین) هستیِ انگلی خود بر سرزمین ایران به بهای تیره روزی های بیشتر و به خاک نشست توده های مردم تا مرز نابودی آنان است. دشواری کار در اینجاست که تا گره آن گشوده نشود، کشورمان نه تنها سامان نخواهد یافت که به خواری و سرافکندگی بیش تر تن داده و بیم تکه تکه شدن آن هر روز افزایش بیش تری می یابد!

سخن بر سرِ سرنگونی حاکمیت سوداگران و بازرگانان بزرگ، بزرگ مالکان و دیوانسالاران کارچاق کن شان در کالبد رژیمی مذهبی، ضدملی و ضدخلقی است که کم ترین نشانه ای از «اسلام انقلابی» ادعایی آغاز انقلاب بهمن ۵۷ یا حتا اسلامی خواهان پیشرفت در آن دیده نمی شود؛ حاکمیتی که نه راه پس و نه راه پیش دارد و میهن مان را با خود به سوی نابودی به پیش می راند!

ب. الف. بزرگمهر    ۲۰ بهمن ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/02/blog-post_10.html

* در این اختلاف دیدگاه که بیگمان دیگرانی چون وی را نیز دربرمی گیرد، بیش و پیش از یافتن پاسخ برای چگونگی سرنگونی، دریافتن چرایی جُستار از اهمیت بنیادین برخوردار است!  

***

موسسه اسراء (جوادی آملی) برای چه از دولت بودجه می گیرد؟

عضو «کمیسون امینت ملی و سیاست خارجی» از دزدی محترمانه ۱۸۹ میلیارد تومانی در لایحه ی بودجه سال ۱۳۹۳ خبر داد.

به گزارش خبرنگار پارلمانی باشگاه خبرنگاران، احمد بخشایش، نماینده مردم اردستان در نشست علنی امروز در گوشزدی شفاهی از دزدی محترمانه در لایحه بوجه ۹۳ به مبلغ ۱۸۹ میلیارد تومان در قالب ۵۱ موسسه خبر داد و گفت:
«در جدول شماره ۱۷ با عنوان: «کمک به اشخاص حقوقی غیر دولتی، موضوع جزء ۳» نام ۵۱ سازمان و نهاد به چشم می‌خورد که طبق برنامه ی قوه ی مجریه، مبلغی حدود ۱۱۹ میلیارد تومان به عنوان کمک هزینه اعتبارات هزینه‌ای و ۷۰ میلیارد تومان در قالب دارایی‌های تملک سرمایه‌ای دریافت می‌کنند.»

وی افزود:
«در موضوع تحقیق و تقحص صورت گرفته از سازمان تامین اجتماعی که فقط ۸۴ صفحه بود، دیدیم که با نمایندگان چه کار کردند؛ گفتند ۳۷ نماینده بن دریافت کرده‌اند؛ بعد از آن گفتند ۱۷۰ نماینده، بن گرفتند که هردوتای آن دزدی محترمانه است! اما چه طور است که در جدول شماره ۱۷، تعداد ۵۱ موسسه دزدی محترمانه انجام می‌دهند؟»

عضو «کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس» افزود:
«”موسسه ایران“، ۳۰۰ میلیون تومان پول می‌گیرد! از یکی از آن‌ها پرسیدم شما چه کاری می‌کنید؟ گفت: من در سال ۴ فصلنامه صادر می‌کنم!»

بخشایش تاکید کرد:
«من استاد پایه ۲۲ دانشگاه هستم؛ ۱۰ جلد کتاب دارم. اگر هر فصلنامه را ۱۰ میلیون در نظر بگیریم، در یکسال می‌شود ۴۰ میلیون؛ پس ۲۶۰ میلیون تومان در جیب خود می‌گذارد!»

نماینده ی اردستان، رو به نمایندگان گفت:
«قدرتمندان مجلس، نمایندگانی که قوی هستند چرا در بودجه دست می‌برند؟»

وی با اشاره به نام برخی از این نهادها گفت:
«بنیاد سعدی، بنیاد حکمت اسلامی صدرا (با ریاست محمد خامنه‌ای)، بنیاد اسراء (زیر نظر عبدالله جوادی آملی) برای چه پول می‌گیرند و اسامی پرطنطراقی مثل مهدویت و شرکت‌های مختلف برای چه پول می‌گیرند؟»

بخشایش در پایان تاکید کرد:
«این‌ها پول بیت المال است و پول بیت المال هدر می‌رود؛ به داد بودجه برسید!»

نهم بهمن ماه ۱۳۹۲

برگرفته از «تارنگاشت معادله» (با ویرایش درخور بویژه در نشانه گذاری ها از سوی اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

مگسی که رویایش را روی بال هایش می نگارد! ـ بازپخشش

پیشکش به «ولی سفیه نظام خرموش پرور اسلام پیشگانِ سگ مذهب»  ب. الف. بزرگمهر   ۵ دی ماه ١۴٠۴

تصویر گونه ای «مگس میوه» را درج کرده و نوشته است:
فرگشت (تکامل) بسیار شگرف گونه ای مگس میوه

به تصویر این گونه ی ویژه از «مگس میوه» (G tridens) خوب باریک شوید! چنین به دیده می آید که این «مگس میوه»، دو مورچه روی بال‌های خود دارد!

شگفت‌آور است که در روند فرگشت، روی بال‌های شفاف این مگس میوه، تصویر دو مورچه نقش بسته است. هنر فرگشت طبیعت، دو مورچه با شش پا، دو شاخک و یک سر، سینه و شکم، به خوبی روی بال‌های این مگس، نگاشته است.

سایر مگس‌ های میوه در خانواده ی بزرگ مگس‌های میوه هم نشانه هایی روی بال‌های خود دارند؛ ولی، هیچیک نشانی چنین ویژه از خود ندارند.

این مگس را نخستین بار دکتر «بریژیت هوارث» در «دانشگاه زاید» امارات بازشناخته است.

از «گوگل پلاس» با ویرایش و پارسی نویسی درخور از سوی اینجانب؛ عنوان نیز از آنِ من است.    ب. الف. بزرگمهر 

می نویسم:
خوب! این مگس، رویاهایش را روی بال هایش نقش کرده است! دیگر لازم نیست مانند شتر خواب پنبه دانه ببیند!*

ب. الف. بزرگمهر     ۲۹ آبان ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/11/blog-post_6413.html

* شتر در خواب بیند پنبه دانه!

بازپخشش در پیوند زیر:

https://www.behzadbozorgmehr.com/2025/12/blog-post_58.html

۱۴۰۴ دی ۴, پنجشنبه

اقتصادِ بالادستی و اقتصادِ پایین دستی ـ بازپخشش

پاسخ درِگوشی آخوند پفیوز امنیتی به بخشی از بیانات حکیمانه ی «حضرت کیر خر»۱ در دیدار با فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی و نیروی پدافند هوایی ارتش:
قربانت گردم! شما که بحمدلله چشم بصیرت تان جهان را خیره و بی تاب کرده، لابد استحضار دارید که مسوولان ما در دولت و اینا با سود بردن از «روش ها و کارهای کاملاً منطقی، پیچیده و پیش‌رونده‌ای» که حضرتعالی با بصیرتی بیمانند به آن اشاره فرموده اید، تاکنون بخشی از این راه را پیموده و «دشمن را زمین‌گیر کرده اند»؛ هم اکنون، اقتصادمان تا اندازه ای بسیار به دو بخش بالادستیِ «اقتصاد سیاه و بدبوی نفتی» که بخش عمده ای از آن به «جامعه جهانی» صادر می شود و «مردم»۲ هم از آن بهره مند می شوند و پایین دستیِ «اقتصاد پاک و پاکیزه ی و غیره» که «عوام النّاس» بی چشم و رو هنوز بخش ناچیزی از نفت و گاز ولایت را می بلعند، بخش شده است؛ به این ترتیب، دولت مان مفتخر است که بخش بزرگی از فرمایشات حضرتعالی درباره ی «اقتصاد بدون نفت» را جامه ی عمل پوشانده و همراه با آن، خواسته های «اقتصاد جامعه جهانی» را نیز موبمو اجابت کرده و خشنودشان نموده است. آن بخش ناچیز را هم انشاء الله به بخش بالا دستی جابجا کنیم، گام نهایی را برداشته و تضمین «جامعه جهانی» که «تأمین‌کننده‌ی عمق راهبردی کشور است» را نیز در جیب خواهیم داشت. برای آنکه از اختلاط مفاهیم و موضوعات که سر در گُمی و بحث و فحص های پراکنده ی دلسوختگان و دلواپسان خودی و ناخودی و بیخودی را در پی خواهد داشت، پیشاپیش جلوگیری نموده باشم به عرض می رسانم که هر دو بخش بالادستی و پایین دستی، همسو و همگام با یکدیگر به بهترین وجه من الوجوه، آرمان متعالی حضرتعالی برای دستیابی به «اقتصاد مقاومتی» که معاندان از آن با نامِ زشتِ «اقتصاد مقاربتی» یاد می کنند را شکل داده و تَجَلّی بخشیده اند. درباره ی زمینگیر شدن دشمن نیز علی الخصوص پس از «پُلِتیک» بکار برده شده برای افزایش یکباره ی بهای بنزین با همراهی و پشتوانه ی آن رهبرِ آسمانی، آنچنان «اَظهر مِن الشمس» است که نیاز به بازگویی ندارد. انشاء الله، سایر مشکلات مان نیز با جناب آقای ترامپ که از قضا شیفته و فریفته ی بیانات محکمِ و آتشین حضرتعالی است بزودی حل و فصل شده، مرحله ی تازه ای از انقلاب اسلامی را درنوردیم.

ب. الف. بزرگمهر   ۲۰ بهمن ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2020/02/blog-post_9.html

پی نوشت:

۱ ـ «اگر مسوولان هوشیارانه عمل کنند، می توان با استفاده از شرایط تحریم، اقتصاد کشور را از وابستگی به نفت که عامل مهم بسیاری از مشکلات است، نجات داد. البته برخی افراد باهوش در داخل هیأت حاکمه‌ی آمریکا متوجه این موضوع هستند و گفته‌اند، نباید بگذاریم ایران، اقتصاد بدون نفت را تجربه کند و به همین دلیل باید مسیری را باز بگذاریم تا اقتصاد ایران بکلی از پول نفت جدا نشود که مسوولان بخصوص مسوولان اقتصادی باید در این خصوص هوشیار باشند ... اکنون در بخش های گوناگون کشور، روش ها و کارهای کاملاً منطقی، پیچیده و پیش‌رونده‌ای در جریان است که تأمین‌کننده‌ی عمق راهبردی کشور است و دشمن را زمین‌گیر کرده است.

بیانات در دیدار با فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی و نیروی پدافند هوایی ارتش، برگرفته از تارنگاشت «کیر خر نظام»   ۱۹ بهمن ماه ۱۳۹۸

۲ ـ آنچه در زیر یادآور شده ام، تنها یک نمونه از شیوه ی نگرش و چارچوب تنگی است که آخوند پفیوز امنیتی از «مردم» یاد نموده است؛ برای وی و کسانی چون «کیرِ خرِ نظام» که بهنگام خود، در تنگنا ناگزیر «حقیر» نیز می شوند و براستی خوار و فرومایه نیز هستند، توده های میلیونی مردم ایران از آن میان، مردم بسیار ستمدیده و بیش از اندازه تنگدست در استان هایی چون کهکیلویه و بویراحمد یا سیستان و بلوچستان و بسیاری جاهای دیگر ایران که با سیلی نیز نمی توانند چهره ی خود را سرخ نگهدارند، بخشی از مردم بشمار نمی روند و از آن ها دست بالا با واژه ها و عبارت هایی چون «اقشار ضعیف» که برگردان همان واژه ی «مُستضعف» بیرون پریده از قرآن و دگردیسه شده در آغاز انقلاب توده ای بهمن ۱۳۵۷ است، یاد می کنند:
«مردم باید دقیقاً بدانند دولت پای قولی که به آنها داده ایستاده است؛ این سرمایه و اعتمادی که می‌گوییم البته بسیار گسترده و وسیع است، اما یک بخش‌ آن در همین است که دولت به مردم اعتماد دهد که چگونه به اوراق همانند اسکناس اعتماد ‌کنند و این در جامعه بسیار مهم است و امیدواریم از این فرصت بسیار مناسب و خوبی که در بازار سرمایه ایجاد شده مخصوصاً در این شرایط بتوانیم بهره‌برداری و استفاده بیشتری کنیم.
...
در زمینه سهام عدالت، کاملاً موافق هستم که مردم هم سودش را بگیرند و هم بتوانند در بازار تبادل کنند؛ چون این سهام برای مردم است و آنها باید بتوانند هر وقت بخواهند استفاده و جابجا کنند و البته این حرکت خواص اقتصادی برای تولید کشور هم دارد و در واگذاری به بازار سرمایه و اقتصاد کمک می‌کند. هر چه ما بتوانیم میان اقتصاد و بخش دولتی و شبه دولتی فاصله بیندازیم به نفع مردم است؛ باید اقتصاد را به خود مردم واگذار کنیم؛ خیلی چیزها را باید به مردم واگذار کنیم. اگر مردم و سازمان های مردم نهاد، در کمک به اقشار آسیب‌پذیر درست فعال شوند، از دولت بهتر کار می‌کنند.» برگرفته از «ایرنا»  ۱۴ آبان ماه ۱۳۹۷

برگرفته از پی نوشتِ یادداشتِ «آنجا که حتا کلاه داوری را نیز ربوده باشند ...» ب. الف. بزرگمهر   پنجم دی ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/12/blog-post_92.html

چنانچه به پرچانگی های بیشمار این آخوند بیشرم باریک شوید، خواهید دید که دریافت وی از واژه ی «مردم» تنها و تنها دربرگیرنده ی سوداگران و بازرگانان خرد و کلان است و بس! گفته های زیر، نمونه ای از شیوه ی نگرش این کارچاق کن بی همه چیز را نشان می دهد:
«دولت تلاش کرد تا اوراق در جامعه جایگاه مطمئنی پیدا کند، چراکه این کار بازار سرمایه را هم تسهیل می‌کند ... مردم باید دقیقاً بدانند دولت پای قولی که به آنها داده، ایستاده است؛ این سرمایه و اعتمادی که می‌گوییم البته بسیار گسترده و وسیع است؛ اما یک بخش‌ آن در همین است که دولت به مردم اعتماد دهد که چگونه به اوراق همانند اسکناس اعتماد ‌کنند و این در جامعه بسیار مهم است و امیدواریم از این فرصت بسیار مناسب و خوبی که در بازار سرمایه ایجاد شده مخصوصاً در این شرایط بتوانیم بهره‌برداری و استفاده بیشتری کنیم ...» برگرفته از گزارش «رهبران ۴ کشور بزرگ واسطه شدند با رییس جمهورآمریکا ملاقات کنم»، «ایرنا»   ۱۴ آبان ماه ۱۳۹۷

برگرفته از پی نوشتِ یادداشتِ «آیا جایی سراغ دارید که خدای ناکرده، تیرشان به چشم و چال کسی فرو رفته باشد؟» ب. الف. بزرگمهر   ۱۹ آبان ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/11/blog-post_75.html 

نه تنها نفت که گاز و دیگر دارایی های بنیادین ایران سال هاست که دیگر ملی نیست

نه تنها نفت که گاز و دیگر دارایی های بنیادین ایران در «بخش اختساد فرادستی» سال هاست که سرراست و ناسرراست (زیر پوشش و با همدستی کارچاق کن های ایرانی تبارشان) دیگر ملی نیست؛* افزون بر آنکه واژه ی «ملّی» در رژیم تبهکار و سزاوار سزنگونی فرمانروا بر میهن مان نیازمند بازاندیشی و بازنگری است.

ب. الف. بزرگمهر  چهارم دی ماه ١۴٠۴

* تاراج بی حساب و کتاب داراییهای مردم ایران از زبان مهدی پازوکی استاد دانشگاه علامه طباطبایی و از مدیران پیشین سازمان برنامه و بودجه: نفت دیگر ملی نیست/سپاه پاسداران دارد زیر پول خفه می شود.

وی از سهمیه های ارزی کلان نماینده ی ولی فقیه در سپاه پاسداران و سهمیه ی ۳۰ میلیون یورویی قرارگاه «قُرب بقیة الله» سپاه پاسداران به نام «کار فرهنگی»، پرده برمی دارد.

برگرفته از «تلگرام»   چهارم دی ماه ١۴٠۴

ویدئوی پیوست:  نه تنها نفت که گاز و دیگر دارایی های بنیادین ایران سال هاست که دیگر ملی نیست




پلنگ زیبا و باشکوه جنگل‌های هیرکانی مازندران در دمادم برآمدن خورشید

برگرفته از «تلگرام»   چهارم دی ماه ١۴٠۴  (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب.  ب. الف. بزرگمهر)

ویدئوی پیوست:  پلنگ زیبا و باشکوه جنگل‌های هیرکانی مازندران در دمادم برآمدن خورشید



 

۱۴۰۴ دی ۱, دوشنبه

سرزمینی سوخته، مردمی تنگدست، گرسنه و ناچار به کوچ! ـ بازپخشش

سرنوشت استانی با توانمندی های آزموده پس از سی و اندی سال فرمانروایی رژیمی تبهکار!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۱ آبان ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/11/blog-post_12.html

کاهش سهمیه ی آرد و افزایش بهای آرد آزاد، جیره بندی نان در شهرستان سراوانِ استان سیستان و بلوچستان را در پی داشته است!



۱۴۰۴ آذر ۳۰, یکشنبه

شب یلدا با همه ی درد و رنج های مان شاد باد!

برگرفته از «تلگرام اتحادیه آزاد کارگران ایران»   ٣٠ آذر ماه ١۴٠۴



به ولایت انباشت و پخش خوش آمدید! خانه ی خودتان است ... ـ بازپخشش همراه با پی افزوده

به گفته های «پهلوان بی بخار یزدی»۱ در نیمچه گزارش زیر اندکی باریک شوید؛ وی که از اختساد و سیاست، کم و بیش همان اندازه سرش می شود که «کیر خرِ» سخت دلباخته به زبان بازی و کاربرد آرش ها و مانش های تازه سرِ زبان ها افتاده،۲ از سویی بدرستی «بخشی نگری» در پیشبردِ سیاست های اختسادی ـ هازمانی و فرهنگیِ دولت را می نکوهد۳ و از سوی دیگر «راهبرد ساخت کریدورها [گذرگاه ها] در کشور» را زمینه ای برای دگردیسی ایران زمین به «کانون انباشت و پخش» یا همانا «هاب» (hub) بزبان کژدم گزیده اش در سامان پیرامون ایران دانسته است؛۴ بی آنکه درباره ی چند و چون آن که کدام زمینه یا زمینه هایی را دربرمی گیرد، نکته ای گفته باشد؛ آماج سخن وی از کاربرد واژه ی «راهبرد» نیز که دیگرانی از آن میان الف بچه های تمرگیده در جایگاه رهبری سازمانی سیاسی با پیشینه ی تاریخی آن را نادرست بکار می گیرند بگمان بسیار واژه ی از ریشه لاتینی «استراتژی» است۵ که اگر چنین باشد، همه ی دیگر کنش های اختسادی ـ هازمانی و فرهنگی در پرتوی ساخت گذرگاه ها و انباشت و پخشِ فرآورده های گوناگون این یا آن کشورِ پیرامون ایران از آن میان، بویژه روسیه و هند، آنچنان رنگ می بازند که می توان همه شان را نادیده گرفت؛ اختسادی بسیار ساده و انگلی بسان دستگاه گوارشِ انگل های گیاهی و جانوری چون برخی پیچک ها و زالو۶ که نه به آنچنان کارخانه و نه به کارگرانی پایدار۷ که موی دماغ «رژیم آسمانی ـ ریسمانی ـ ریدمانی» شوند، نیازمند است. تازه همین را هم که هنوز به فرجامی درخور نرسانده اند، وامدار «مامان روسیه» یا همانا «خرس مهربان و نادان روسی» هستند که با دادن وام های با بهره ی بسیار ناچیز و کمک های بی دریغِ فنی ـ اختسادی، خرموش های اسلام پیشه را از هر باره یاری نموده اند؛ نامادریِ کم خِرَدی که از خاور گرفته تا باختر، از "دوست" گرفته تا حتا دشمنان خونی اش به پستان های پر شیرش آویخته و شیره ی جانش را می کشند.

با نادیده گرفتن آنچه «پهلوان بی بخار یزدی» درباره ی توده های مردم هست نیست از داده ی ایران بر زبان رانده و با کاربرد واژه ی تازی «اقشار» گویی با گله ای از گوسپندان سر و کار دارد، روشن نیست آماج سخن وی از نیازمندی به «تصمیم‌گیری شجاعانه اقتصادی ... و تأثیرات آن بر اقشار آسیب‌پذیر» (بنگرید به پی نوشت شماره ی ۳ در زیر همین یادداشت) بگونه ای باریک چیست و کدام اندیشه ی نابخردانه و پلید تازه ای برای بریدن گوش توده های مردم ایران در سر می پرورانند.

با این همه، بر پایه ی آنچه در بالا آمد، پیشنهادم به رژیم توسری خورِ دزدانِ اسلام پیشه ی ننگ ایران و ایرانی و دولت پوشالی ملیجک چاچول زبان چنین است:
جز دو وزارتخانه ی «راهسازی و شهرک سازی ویژه ی برادران خرپول مسلمان» و وزارتخانه ی بسیار از هر سویه بایسته ای با نام ساختگی «وزارت کشور» که بهتر است «وزارت سرکوب» نامیده شود، درِ همه ی وزارتخانه های بیخودی سرِ پا را تخته نموده و وزارتخانه ی تازه ای به نام «انبارداری و پخش کالا» یا چیزی در این مایه به آن دو بیفزایید تا کارها انشاء الله با شتاب بیش تری پیش رفته، کارها سر و سامان یافته و هیاهو و جنجال همیشگی در خیابان ها، یکبار برای همیشه رخت بربندد.

موفق و موید باشید و دام تان پربرکت باد!

ب. الف. بزرگمهر   ۱۰ فروردین ماه ۱۴۰۴

https://www.behzadbozorgmehr.com/2025/03/blog-post_56.html

پی نوشت:

۱ ـ واژگونِ «پهلوان اکبر بزدیِ» نامدار ایران بی هیچ سنجشی نابجا با وی («قیاس مع الفارق»)

۲ ـ نویسنده ی آگاه و تیزبین ایتالیایی: «ایگناتسیو سیلونه» در نوشته بسیار ارزشمند خود به نام «مکتب دیکتاتورها» از آن میان، چنین می گوید:

«... زبان بازی (لفّاظی) یکی از بخش های جدایی ناپذیر عمل فرمانروایی است؛ ولی تقاوت سیاستمدار با سخنور این است که سیاستمدار از زبان بازی هم به عنوان یکی از ابزارهای کارش بهره می برد؛ ولی اختیار خود را به دست آن نمی دهد.»

برگرفته از نوشتارِ «نیرنگبازی هایی از همه سو!»  ب. الف. بزرگمهر   ششم آبان ماه ١٣٩١

https://www.behzadbozorgmehr.com/2012/10/blog-post_28.html

۳ ـ نخست دستیارِ مِهتر جمهور با پافشاری بر رویکرد یکپارچی و همدلیِ پزشکیان و رها کردن بخشی‌نگری در دولت و بایستگی دربرگیرندگی کنش های همه ی بخش‌های دولت گفت:
«نیازمند تصمیم‌گیری شجاعانه اقتصادی و با پیوست‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و تأثیرات آن بر اقشار آسیب‌پذیر هستیم.» برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا»   ۲۸ اسپند ماه ۱۴۰۳ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب؛ برجسته نمایی بوم نیز از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

۴ ـ وی درباره ی کنش های زیربنایی دولت چهاردهم بر این نکته پافشرد که:
«راهبرد دولت ساخت کریدورها در کشور است تا تبدیل به ꞌهابꞌ* منطقه‌ای شویم که در توسعه روابط با سایر کشورها بویژه حوزه سیاسی بسیار موثر است و در دولت چهاردهم مصمم هستیم ساخت کوریدورهای شمال ـ جنوب و غرب ـ شرق را به نتیجه برسانیم.» (همانجا ـ برجسته نمایی های بوم از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

* «هاب» به آرشِ «کانون»، «مرکز» و «قطب» («hub»)، واژه ای دربرگیرنده کم و بیش در هر زمینه ای از ساخت و سازماندهی کانونمند روسپی خانه هایی زیر برنام «حجاب و عفاف» گرفته تا انباشت نفت و گاز و برق و اینا برای داد و ستدهای نان و آبدار با همه جا بویژه "کشورهای برادر مسلمان" است.  ب. الف. بزرگمهر  ششم فروردین ماه ۱۴۰۴

۵ ـ  راهبرد

از دید من، هیچکدام از واژه های برابر یاد شده در بالا به آرش واژه ی از ریشه لاتینیِ «تاکتیک» نیست. ریشخندآمیزترین شان، واژه های «ترفند» و «شگرد» است که تنها در چارچوب های ادبی از آرش و مانش برخوردار است و در پهنه های دانشورانه لنگ می زنند و کاربردشان درست نیست؛ از آن میان، در این باره، آرش و مانش «تاکتیک» که تنها پهنه ی نظامی را دربرنمی گیرد نیز سخت بیمایه می کنند. حتا واژه ی «راهکار» که در بالا از آن یاد شده از آرشی عمومی و نه کاربردی در چارچوبی دانشورانه برخوردار است.

من واژه ی راهبرد را از سال ها پیش بجای «تاکتیک» بکار برده ام و یکبار نیز درباره ی آن و نیز واژه «استراتژی» در پی نوشتِ یکی از نوشتارهایم چنین نگاشته ام:
بجای واژه ی از ریشه لاتینی «تاکتیک» می توان از واژه ی «راهبرد» سود جست؛ (در واژه نامه ی اینترنتی دهخدا افزوده شد. پنجم آذر ماه ۱۳۹۴)؛ همچنین در پهنه ی جستارهای اجتماعی و سیاسی می توان بجای آن، «سیاست راهبردی» گفت و نوشت.

«کاربرد آمیخته واژه ی «راهبرد»، بیش از آنکه برای واژه ی از ریشه لاتینی «استراتژی» درخور باشد، بگونه ای نسبی، همتراز واژه ای دیگر از ریشه لاتینی: «تاکتیک» است.

افزوده ی زیر از سوی کاربری که واژه ی «راهبرد» را همتراز «استراتژی» بشمار آورده، خود گویای درستی کاربرد «راهبرد» بجای «تاکتیک» است:
«برنامه‌ریزی جهت رسیدن به اهداف؛ راههای رسیدن به اهداف برنامه»

«اهداف» یا همانا آماج ها در جمله ی یادشده، همانا «استراتژی» است که برای دستیابی به آن، راهبردهایی (تاکتیک) درخور برنامه ریزی می شوند.

بجای «استراتژی» می توان از آمیخته واژه ی «دوربرد» یا «سیاست دوربردی» سود جست.» (در واژه نامه ی اینترنتی دهخدا افزوده شد. پنجم آذر ماه ۱۳۹۴)

برگرفته از پی نوشت شماره ی یازدهِ نوشتار «از شیوه ی برخورد دانشورانه ی لنین به جُستارهای اجتماعی ـ اقتصادی و چگونگی برکشیدن و کاربست سیاست های دوربردی و راهبردی وی بیاموزیم»  ب. الف. بزرگمهر ۱۱ آذر ماه ۱۳۹۴

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/12/blog-post.html

۶ ـ اجرای برنامه ی اقتصادی امپریالیستی به سود بهره کشان بزرگ و کوچک جهان و ایران در کالبد گسترش هرچه بیش تر بخش خصوصی بویژه در پهنه های خدمات و بازرگانی؛ کوچک نمودن بخش های دولتی و دگردیسه نمودن آن به پیشکار یا نوکر اجرای برنامه های آن ها و جلوگیری از گسترش و نیرومندی بخش تعاونی اقتصاد به عنوان بخش پیوسته ی دولتی؛ ساده تر نمودن بازهم بیش تر سامانه ی اقتصادی کشور با واردات کالاهای گوناگون از دسته بیل ساخت اندونزی گرفته تا کارگر چینی (نیروی کار نیز کالاست! پرارزش ترین و کم ارزش ترین آن در سامانه ی سرمایه داری!)، پذیرش سرمایه گذاری های بزرگ امپریالیستی بویژه در صنعت نفت و نابودی بازهم بیش تر اقتصاد نارسای ملی ایران؛ از میان بردن و فراری دادن نیروهای کاردان کشور، پژوهشگران، نوآوران و اندیشمندان رشته های گوناگون با سیاست های سرکوبگرانه، بگونه ای که از نیش کژدم به دامن اژدهای امپریالیستی پناه برده و سپردن هرچه بیش تر پهنه های مدیریت و ساماندهی به دست مشتی بوزینه ی مقلد که بزرگ ترین هنرشان، خواندن نمازها و نیایش های روزانه و شبانه به درگاه خداوند همراه با آروغ هایی از ته گلوست، همه و همه و بسیاری نابکاری های ناگفته ی دیگر در اینجا، اقتصاد کشورمان را بسان اندام های گوارشی جانوران انگل و دیگر جاندارانی چون پشه که از خوراکی آماده (در بیش تر موردها: خون!) تغذیه می کنند، ساده نموده است. در چنین اقتصادی، گام بگام نیاز به فرآوری های صنعتی و بگونه ای کلی فرآوری کالاهای مادی و معنوی و نیز همراه با آن، طبقه ی کارگر دست ورز و اندیشه ورز زدوده شده و از میان برداشته می شود. ناموزونی رشد اقتصادی ـ اجتماعی در شرایطی که خاستگاه ارزان، فراوان و پرکار کارگران نژاد زرد (بگونه ای عمده: چینی و ژاپنی) در دسترس بزرگ سرمایه داران جهان است و فن آوری های پیشرفته در زمینه ی ساخت آدمواره ها (آدمک های ساختگی) در آستانه ی برداشتن گام هایی غول آسا به پیش برای آزاد نمودن دست و اندیشه ی بسیاری از آدمیان از فرآوری است، پیامدهای ناهمتا با هستی و فرهنگ آدمی را اینگونه نشان می دهد و این تنها سویه ای از دیگر سویه هاست ...» 

برگرفته از نوشتار «نموداری از پیامدهای پیشبرد سیاست های اقتصادی امپریالیسم در ایران!»، ب. الف. بزرگمهر     دهم امرداد ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/08/blog-post.html

۷ ـ بخودی خود روشن است که جز بخش های اندکی نیازمند کارگران فنی، بخش بزرگی از چنین اختسادی، کارگران ساده ی ناپیوسته (بحای «فصلی») با کم ترین نیازی به آموزش های فنی پیچیده را برای ساخت جاده و ریل و اینا (از زبان رهبر کونکونک باز نظام در سال های جوانی) دربرمی گیرد. 

***

عارف: نیازمند تصمیم‌گیری‌های شجاعانه اقتصادی هستیم/ اساتید بزرگ اقتصاد به دولت کمک کنند

 ـ معاون اول رئیس‌جمهور با تاکید بر رویکرد انسجام و وفاق دکتر پزشکیان و رها کردن بخشی‌نگری در دولت و لزوم جامعیت در اقدامات تمام بخش‌های دولت تصریح کرد: نیازمند تصمیم‌گیری شجاعانه اقتصادی و با پیوست‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و تأثیرات آن بر اقشار آسیب‌پذیر هستیم.

ـ وی در خصوص اقدامات زیربنایی دولت چهاردهم تصریح کرد: راهبرد دولت ساخت کریدورها در کشور است تا تبدیل به «هاب»* منطقه‌ای شویم که در توسعه روابط با سایر کشورها به ویژه حوزه سیاسی بسیار موثر است و در دولت چهاردهم مصمم هستیم ساخت کوریدورهای شمال ـ جنوب و غرب ـ شرق را به نتیجه برسانیم.

برگرفته از «تلگرام خبرگزاری خرموش نشان ایر و اینا»   ۲۸ اسپند ماه ۱۴۰۳

* «هاب» یا «مرکز» و «قطب» (hub) واژه ای دربرگیرنده به آرش «کانون انباشت و پخش» کم و بیش در هر زمینه ای است.  ب. الف. بزرگمهر  ششم فروردین ماه ۱۴۰۴

پی افزوده:

سخنان بر زبان آمده ی این نماینده ی خیمه و خرگاهی فرمایشی* تازه ترین نمونه از پیگیری چنان سیاستی که دست و پای اختسادِ وامانده ی رژیم پلید فرمانروا بر میهن مان را در پوست گردو نهاده را چگونه باید ارریابی نمود؟ همچنان فرار به جلو و پیگیری سیاست ایران بر باد ده؟ از دید من، بله! جز این نیست و نمی تواند باشد.

ب. الف. بزرگمهر  ٣٠ آذر ماه ١۴٠۴

* مهتر کارگروه اختسادی «دبیرخانه مجمع تشخیص»:

سیاست‌های بانک مرکزی در دو سه سال اخیر منجر به سرکوب صادرات و تشویق واردات شده (برگرفته از «تلگرام»   ٢٩ آذر ماه ١۴٠۴)

ویدئوی پیوست: به ولایت انباشت و پخش خوش آمدید! خانه ی خودتان است ... ـ بازپخشش



برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!