«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۱ شهریور ۹, چهارشنبه

به ما نفت و گاز برسانند؛ دیگر چکار داریم با مردم ایران چگونه رفتار می کنند

به ما نفت و گاز برسانند؛ دست شان را باز هم بیش تر باز بگذارید تا هر کار شایست و ناشایست که دل شان خواست با مردم ایران انجام دهند. به ما چه آنجا با زندانیان سیاسی چنین و چنان می کنند. به ما چه زن باردار را شکنجه کرده و تازیانه زده اند. بگفته ی خودشان: خلایق هر چه لایق!

از زبان این شغال بیشرم و آبرو:  ب. الف. بزرگمهر   نهم شهریور ماه ۱۴۰۱ 

***

جوزپ بورل، مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا می‌گوید در حالی که کشورهای اروپایی خواهان رهایی از نفت روسیه هستند، نفت ایران به‌عنوان یک منبع انرژی برای آن‌ها بهتر خواهد بود. او افزود: ایران هم‌اکنون نفت خود را به چین می‌فروشد و احیای برجام برای ایران نیز خوب خواهد بود؛ زیرا وارد بازارهای جهانی شده و نفت خود را به بهای بهتری به فروش می‌رسانند.

آقای بورل در پاسخ به این پرسش که آیا احتمال بازگشت نفت ایران به بازارهای جهانی تا زمستان وجود دارد، گفت:
«این موضوع ساده‌ای نیست؛ ولی باید ابتدا گام‌های نهایی در توافق احیای برجام برداشته شود. ما هنوز در آن نقطه نیستیم.»

برگرفته از «خبرخوان» تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا» که از آغاز درگیری در اوکراین تاکنون، نه تنها بر شمار دروغ های شاخدارش درباره ی روسیه افزوده شده که گاه از هیچ و پوج خبری از تبهکاری های روسیه از خود در کرده یا با وارونه نمایی آنچه رخ داده و می دهد، گناه تبهکاری های نابخشودنی باند «نازی» فرمانروا بر اوکراین، نامور به «باندرا» و رژیم پوشالی و ابزار دست «یانکی» ها در آنجا را بگردن روسیه افکنده و می افکند.   هفتم شهریور ماه ۱۴۰۱

بختی برای ویرایش گسترده ی این گزیده گزارش نداشتم.  ب. الف. بزرگمهر

نمادی از خَریّت در ترازِ جهانی

او سوسیالیسم را در سینی زرین به ما پیشکش کرد (بانوی حَلَبی)

شنگول منگول های یکی از دیگری مزدورتر! یادتان رفت گفته های «مارگارت تاچر» که خودش به خود برنامِ «آهنین» بخشیده بود را نیز بیفزایید که در گفتگو با آن هنرپیشه ی پیشین فیلم های ششلول بندی نامور به «تگزاسی»: «رونالد ریگان» چیزی در این مایه گفته بود:
او (گورباچف) سوسیالیسم را در سینی زرین به ما پیشکش کرد؛ چیزی که به هیچ رو چشم براه آن نبودیم.

اگر زمانی در آینده قرار باشد نمادی از خَریّت در تراز جهانی ساخته شود، «گوربی» با گوش هابی بزرگ و کفتری ریده بر پیشانی اش شایسته ترین نامزد آن است.

ب. الف. بزرگمهر   نهم شهریور ماه ۱۴۰۱ 

***

درگذشت میخائیل گورباچف، آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی، واکنش‌های جهانی را به دنبال داشت و از جمله جو بایدن، رئیس جمهوری ایالات متحده، او را «رهبری نادر» نامید که «جهان را امن‌تر ساخت».

آقای گورباچف شامگاه سه‌شنبه پس از یک دوره بیماری سخت و مزمن در سن ۹۱ سالگی در مسکو درگذشت.

جو بایدن در بیانیه‌ای گفت که گورباچف آینده‌ای متفاوت را تصور کرده بود و شجاعت آن را داشت که برای دستیابی به چنین آینده‌ای موقعیت خود را به خطر بیندازد. رئیس جمهوری ایالات متحده افزود: «نتیجه [چنین اقداماتی] یک جهان امن‌تر و آزادی بیشتر برای میلیون‌ها نفر بود.»

میخائیل گورباچف تقریبا تمام دو دهه آخر عمر خود رادر حاشیه سیاست گذراند و پس از اقدام روسیه در انضمام شبه‌جزیره کریمه به خاک خود در سال ۲۰۱۴ و نیز حمله نظامی این کشور به اوکراین به طور متناوب از کرملین و کاخ سفید درخواست می‌کرد که روابط خود را بهبود ببخشند.

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد نیز از گورباچف به عنوان سیاستمداری نام برد که مسیر تاریخ را تغییر داد و گفت که «او بیش از هر فرد دیگری تلاش کرد تا جنگ سرد به پایانی صلح‌آمیز بینجامد.»

بوریس جانسون، نخست وزیر بریتانیا، اظهار داشت: «من همواره شهامت و درستی او برای پایان دادن به جنگ سرد را ستایش می‌کنم... در زمانه‌ای که پوتین به اوکراین تجاوز نظامی کرده، تعهد نامتزلزل او به باز کردن جامعه شوروی الگویی برای همه ما خواهد ماند.»

همچنین اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا، از آقای گورباچف به عنوان «یک رهبر قابل اعتماد و مورد احترام» یاد کرد و اظهار داشت: «او نقشی حیاتی در پایان یافتن جنگ سرد و فرو انداختن پرده آهنین ایفا کرد. او راه را برای اروپای آزاد گشود ... این میراثی‌ست که ما فراموش نخواهیم کرد.»

آخرین رهبر اتجاد جماهیر شوروی چهره‌ای مورد احترام در غرب بود که گاهی با اسم مستعار و محبت‌آمیز گوربی از او یاد می‌شد. این احترام ناشی از کاهش تنش‌های هسته‌ای میان ایالات متحده و شوروی در دهه ۱۹۸۰ و بیرون آوردن اروپای شرقی از پشت پرده آهنین بود.

او در سال ۱۹۹۰ به خاطر مذاکره با رونالد ریگان، رئیس جمهور وقت ایالات متحده، برای دستیابی به یک معاهده تاریخی هسته‌ای برنده جایزه نوبل صلح شد.

برگرفته از تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا» که از آغاز درگیری در اوکراین تاکنون، نه تنها بر شمار دروغ های شاخدارش درباره ی روسیه افزوده شده که گاه از هیچ و پوج خبری از تبهکاری های روسیه از خود در کرده یا با وارونه نمایی آنچه رخ داده و می دهد، گناه تبهکاری های نابخشودنی باند «نازی» فرمانروا بر اوکراین، نامور به «باندرا» و رژیم پوشالی و ابزار دست «یانکی» ها در آنجا را بگردن روسیه افکنده و می افکند.   نهم شهریور ماه ۱۴۰۱

بختی برای ویرایش این گزیده گزارش نداشتم.  ب. الف. بزرگمهر

 

۱۴۰۱ مرداد ۳۱, دوشنبه

شایاترین جاها برای آغاز بازه ی زمانی دیگری از جنگ جهانی سوم

یادداشتی نیمه کاره جا مانده از چندین روز پیش

با آنکه همه ی نگاه ها به درگیری در اوکراین دوخته شده، سرزمین های پیشین یوگسلاوی همراه با سرزمین کُره شایاترین (مستعدترین) جاها برای آغازِ بازه ی زمانی (فاز) دیگری از «جنگ جهانی سوم» است که در کردار بگونه ای خزنده از سال ها پیش آغازیده است. آغاز آن را می توان از زمانِ زیر پا نهاده شدن چندین پیمان برجسته ی جهانی میان «اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» و سپس روسیه در یکسو و امپریالیست های «یانکی» در سوی دیگر برای کاهش جنگ ابزارهای کشتار گروه های میلیونی و میلیاردی توده های مردم جهان (اتمی و ...) نشانه گذاری نمود که در دوره ی روی کار آمدنِ لات بی همه چیز «یانکی»: «دونالد ترامپ» با آفرینش و رونماییِ نیروی فرازمینی (فضایی) که زمینه های آن از سال ها پیش تر فراهم شده بود، شتاب بیش تری یافت و از کالبد خزنده به کالبدِ پرنده درآمد. این دوره با همه ی فراز و نشیب های خود، دیدگانِ روس ها، چینی ها، بسیاری از نیروهای با گرایش چپ و بگونه ای دربرگیرنده تر،توده های مردم جهان را بیش از پیش گشود* و رویهمرفته کمک بسیار بزرگی برای گرداندنِ سرِ خر سیاست هایی دوپهلو و همراه با زد و بند با امپریالیست های «یانکی»، انگلیسی و اروپای باختری با چشمداشتی ناروا و نادادگرانه بزیان کشورهای نامور به «پیرامونی» بسوی سیاستی بهتر سمتگیری شده بسود توده های کار و رنج در جهان نمود. یورش پیشدستانه ی روسیه به اوکراین، زمینه ی چرخشی بنیادین و شتابنده در این روند را فراهم نمود که همچنان با فراز و نشیب هایی از آن میان، ندانمکاری شگرف روسیه در برسمیت شناختن رژیم پوشالی و ابزار دست «یانکی» ها و انگلیس و بگفتگو نشستن های ناروا و بیهوده با آن** پی گرفته شده است. با این همه، بیم بازگشت به سیاست های گذشته با کوچک ترین واپس نشینی «یانکی» ها برای گرفتن آرایشی نو، هم در روسیه و هم در چین به این شَوَند که رویکردهای رهبری هر دو کشور بر بنیاد سیاستی استوار، پیگیر و باریک بسود نیروهای کار و رنج استوار نیست را نباید و نمی توان دستِکم گرفت. نمودهایی از دودلی و ناپیگیری و نیز کوشش هایی بیش تر زیرِجُلی برای رسیدن به همداستانی هایی نادرست و نابجا با امپریالیست ها در ماه ها و هفته های گذشته گواه آن است.

به هر رو، بایستگی پشتیبانی همه سویه از هر دو پیشانی یاد شده در بالا، نه تنها برجستگی کمتری در سنجش با اوکراین و تایوان ندارد که بویژه در درگیری های فزاینده میان «سِربستان» با همسایگان کنده شده از یوگسلاوی بکوشش سازمان دوزخی «ناتو» از برجستگی بیش تری برخوردار است. نباید فراموش نمود که اینجا از گذشته ای دور تاکنون، چنانچه دوره ی هستی یوگسلاوی را بدیده نگیریم، کانونِ آشوب های بزرگی در اروپا بوده است. برای آنکه نمونه ای روشن بدست داده باشم، برای هیچ و پوج نبود که یکی از تبهکارترین رهبران کشورهای امپریالیستی به نام «وینستون چرچیل» در گرماگرم «جنگ جهانی دوم» و درخواست های چندین باره ی رهبری «اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» برای گشوده شدن پیشانی دیگری در باختر برای رویارویی با «آلمان نازی» که تا اندک زمانی پیش از آن، همه ی اروپای باختری و پیرامون آن را در چنگ داشت و بکوشش جانفشانه ی «ارتش سرخ» در آن بازه ی زمانی، ناگزیر به واپس نشینی تا مرزهای خود شده بود، بجای کرانه های فرانسه (یا دست بالا بلژیک) که از دیدگاه رزمی و سپاهیگری بهترین جا برای آغاز یورش گازانبری از هر دو سوی خاور و باختر بود، بر گشودن پیشانی تازه از سوی انگلیس و «ایالات متحد» در بالکان پا می فشرد!

از دید من با بدیده گرفتن بسیاری شَوَندها که در اینجا ناگزیر از کنار همه ی آن ها گذشته ام، هم اکنون و در آینده ی نزدیک با انگیزش امپریالیست های «انگلوساکسون» و همکاری تنگاتنگ آلمان، چشمِ پیدایش پیشانی تازه ای در بالکان را باید داشت؛ جایی که چنانچه جنگی تازه در آن درگیرد از زمینه هایی درخور برای گسترش مهارناپذیر به همه سو و کشانده شدن بسیاری کشورهای دیگر به آتش جنگی سهمناک برخوردار است؛ بالکان از دیدگاه تاریخی و جغرافیای سیاسی (ژئوپلیتیک) سست ترین جا و به همین شَوَند، شایاترین بستر برای پیشبرد سیاست های تبهکارانه ی امپریالیست ها برهبری «یانکی» ها در رویارویی با شاخ های تازه ی روسیه و چین و همه ی جهان ستمدیده و زیر پا لگدمال شده است. امیدوارم برجستگی پشتیبانی همه سویه از «سِربستان» از سوی همه ی نیروهای پیشروی جهان بویژه چینی ها که می پندارم باید سیاست کنشگرانه تری در پیش گیرند، بدیده گرفته شده و به جامه ی کردار درآید. امیدوارم آن ها و دیگران، هر یک به فراخور توانایی خود، سیاست «کارگر  همبستگی جهانی» («انترناسیونالیسم پرولتری») را جایگزین سیاست های ملی گرایانه نمایند و چون زنجیری پیوسته به یکدیگر و ناگسستنی در برابر نخشه های اهریمنی هارترین دشمنان آدمی در روی این خورشیدگَردِ کوجک بایستند.

زنده و استوار باد همبستگی هر چه فزاینده ترِ همه ی خلق ها و ملت های ستمدیده ی جهان!

نابود باد امپریالیسم!

ب. الف. بزرگمهر   ۳۱ امرداد ماه ۱۴۰۱  

* ... اینکه چنین کارهایی تاکنون به انجام نرسیده از خوشباوری فرمانروایان در داد و ستدهای نان و آبدار با «یانکی» ها و «باهماد [سرمایه داران] اروپا»، سرچشمه می گرفت. با روی کار آمدنِ لات بی همه چیز «یانکی»: «دونالد ترامپ» که در کردار، کوبه های سنگینی به سرمایه داری امپریالیستی زد و چهره ی راستین آن را آشکارتر نمود، جای خود را به هشیاری بیش تر (بویژه چین) و بدبینی درخور داد؛ روندی که از دید من، ریشه دارتر خواهد شد.

برگرفته از پی نوشتِ یادداشتِ «نقشه ی دستگاه دیوانسالاری اهریمنی ات نگرفت؛ سُنبه پر زور بود»  ب. الف. بزرگمهر   ۱۱ اسپند ماه ۱۴۰۰ در پیوند زیر:

https://www.behzadbozorgmehr.com/2022/03/blog-post_78.html

** «این همان ندانمکاری بزرگی است که از آن می ترسیدم ...»  ب. الف. بزرگمهر   نهم اسپند ماه ۱۴۰۰

https://www.behzadbozorgmehr.com/2022/02/blog-post_7.html

«باید هر چه زودتر کار را با رژیم پوشالی اوکراین به فرجام رساند»  ب. الف. بزرگمهر   ۱۷ اردی بهشت ماه ۱۴۰۱

https://www.behzadbozorgmehr.com/2022/05/blog-post_7.html

۱۴۰۱ مرداد ۳۰, یکشنبه

با بیش تر شدنِ دست ها، پته هایی که هر بار روی آب می آید کم تر توی چشم می زند

خبرنگار:
آیا با این رویکرد و گماشتن ناظر شرعی در هر شعبه ی بانکی،* گره دشواری های مالی نظام گشوده می شود و اختساد بانکی کشور بهبود می یابد؟ بگفته ی جنابعالی «شورای فقهی بانک مرکزی»، چهارمین سال خود را پشت سر می نهد. آیا این رویکرد از آنِ گذشته است یا بتازگی سرِ زبان نمایندگان مجلس افتاده است؟ و اگر چنین است، «اصلاح رفتار‌ها در تامین مالی متقاضیان تسهیلات و سود بانکی» و انجام مصوبات آن که در دستور کارتان قرار گرفته تا هنگامِ گماشتن ناظر شرعی در فرجام کار که به آن اشاره کردید تا کی بدرازا خواهد کشید؟

مِهتَر «شورای فقهی بانک مرکزی» و هموند «مجمع تشخیص مصلحت نظام سگ مذهب»:
لابد شنیده اید که ماهی را هر وخت از آب بگیری، تازه است؟** ما باید خو بگیریم که بجای دیدن نیمه ی تهی لیوان، نیمه ی پر آن را نگاه کنیم و خوش بین باشیم. درباره ی گره گشا بودن گماشتن ناظر شرعی، اگر راستش را بخواهید، پاسخم منفی است! ولی، چنین رویکردی دستکِم این خوبی را دارد که با بیش تر شدنِ دست ها، پته هایی که هر بار روی آب می آید به بزرگی پیش نیست و کم تر توی چشم می زند؛ بدین سان، سر نخ ها آسوده تر گم و گور می شوند. این بخشی از کارآموزی برادران پس از دست بکار شدن شان است که انشاء الله روحانیت را بیش از پیش درگیر چالش ها نموده از وابستگی سنتی شان به گرفتن خمس و زکات می کاهد.

ب. الف. بزرگمهر   ۳۰ امرداد ماه ۱۴۰۱

* «با توجه به نبود دستگاه نظارتی بر بانک‌ها و شعب آنها، رویه‌ها و داد و ستد وجوه طی این سال‌ها بسیار نامناسب است؛ زیرا از این طریق، مطابق بودن یا نبودن کار بانک‌ها و شعب با شرع مشخص می‌شود. خوشبختانه با روی کار آمدن جناب آقای دکتر صالح‌آبادی و عزم ایشان مبنی بر این‌که نظام بانکی را اصلاح کند، ابعاد مختلف که یک بُعد آن هم بُعد شرعی است، مورد توجه قرار گرفت. بر همین اساس با تشکیل شورای فقهی بانک مرکزی که چهارمین سال خود را پشت سر می‌گذراند، انتظار می‌رود شاهد اصلاح رفتار‌ها در تامین مالی متقاضیان تسهیلات و سود بانکی باشیم. البته انجام این کار نیازمند مصوباتی است که بخشی از آن، پیش از این در شورای فقهی بانک مرکزی به نتیجه رسیده و بخش دیگر در در دستور کار قرار دارد. علاوه براین، باید توسط شورای پول و اعتبار به دستورالعمل تبدیل و به سوی بانک‌ها ابلاغ شود که پس از این مرحله به ناظر نیاز خواهد شد. ناظر هم مطابق دستورالعمل و ꞌچک‌لیستیꞌ که در اختیارش قرار می‌گیرد، کار نظارت را انجام می دهد. افرادی که به عنوان ناظر تعیین می‌شوند باید یک دوره آموزشی بگذرانند ...»

از گفته های مِهتَرِ «شورای فقهی بانک مرکزی» و هموند «مجمع تشخیص مصلحت نظام» به نام «غلامرضا مصباحی مقدم» در گفت و گویی رسانه ای درباره گفتگوهای درگرفته در «مهستان فرمایشی نظام خرموش پرور» پیرامونِ آنچه «ناظرین شرعی در بانک ها» نامیده شده است. (برگرفته از «آفتاب»  ۳۰ امرداد ماه ۱۴۰۱)

** این هم یکی دیگر از زبانزدهایی است که در نظام دزدسالار اسلام پیشگان، آرش و مانش پیشین خود را از دست داده است.

۱۴۰۱ مرداد ۲۹, شنبه

آنگونه می نگری که می زی! ـ بازپخشش

نوشته ای است به عنوان «لذت زندگی» که گویا از یکی از داستان های «پائولو کوئیلیو» برگرفته شده است:
«دو میمون روی شاخه درختی نشسته بودند و به غروب خورشید نگاه می کردند.

یکی از دیگری پرسید: چرا هنگام غروب رنگ آسمان تغییر می کند؟

میمون دوم گفت: اگر بخواهیم همه چیز را توضیح بدهیم، مجالی برای زندگی نمی ماند. گاهی اوقات باید بدون توضیح از واقعیتی که در اطرافت می بینی، لذت ببری ...

میمون اول با ناراحتی گفت: تو فقط به دنبال لذت زندگی هستی و هیچ وقت نمی خواهی واقعیت ها را با منطق بیان کنی !

در همین حال هزار پایی از کنار آنها می گذشت..

میمون اول با دیدن هزارپا از او پرسید: هزارپا، تو چگونه این همه پا را با هماهنگی حرکت می دهی؟

هزارپا جواب داد: تا به امروز راجع به این موضوع فکر نکرده ام؟!

میمون دوم گفت: خوب فکر کن! چون این میمون درباره ی همه چیز توضیح منطقی می خواهد!

هزار پا نگاهی به پاهایش کرد و خواست توضیحی بدهد:
خوب اول این پا را حرکت می دهم؛ نه، نه. شاید اول این یکی را. باید اول بدنم را بچرخانم ...

هزار پا مدتی کوشید تا توضیح مناسبی برای حرکت دادن پاهایش بیان کند؛ ولی هرچه بیشتر می کوشید، ناموفق تر بود. پس با ناامیدی کوشید راه خودش را پی گیرد؛، ولی متوجه شد که نمی تواند.

با ناراحتی گفت: ببین چه بلایی به سرم آوردی؟! آنقدر کوشیدم، چگونگی حرکتم را توضیح دهم که راه رفتن یادم رفت!

میمون دوم به اولی گفت: می بینی؟!هنگامی که می کوشی همه چیز را توضیح دهی، اینگونه می شود! سپس، دوباره به غروب آفتاب خیره شد تا از آن لذت ببرد... پائولو کوئیلیو»

از «گوگل پلاس» با ویرایش درخور بویژه در نشانه گذاری ها از سوی اینجانب: ب. الف. بزرگمهر

آقای کم و بیش جا افتاده ای که گویا گلویش نیز بفهمی نفهمی پیش خانم نویسنده ی یادداشت بالا گیر کرده و بهانه ای برای خودنمایی می جوید، چنین می نویسد:
«سلام ... خانوم. صبح شما به خیر. خدا میدونه بدون اغراق و مداهنه میگم که این متن، جوهر طرز زندگی، چگونگی تفکر و ادراک و احساس و بینش ما رو در هیات یک تمثیل زیبا بیان کرده. کاملا درسته.

سهراب سپهری هم با خط بطلان کشیدن بر روی شناختهای عقلانی و منطق عقلانی که به شدت نیازمند تجزیه و تحلیل و توضیحه گفته:
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
که در افسون گل سرخ
شناور باشیم!

سهراب حتی در لحظه ای که داره شعر میگه و میخواد زندگی رو تعریف کنه در همون لحظه از درختی که محو تماشای اون بوده یک سار می پره و سهراب ، تعریف زندگی رو پیدا میکنه و میگه:
زندگی یعنی...
یک سار پرید!

بله. زندگی رو باید زیست؛ نه تفسیر و تحلیل کرد. در لحظه زیستن، یعنی آماده بودن بر ای مواجهه با هر حادثه غافلگیر کننده ای. اما متاسفانه بشر اسیره ! اسیر ذهن و منطق عقلانی! و برای رهایی از این قفس تنگ و فرو شکستن همه پیش فرضها و پیش زمینه های ذهنی و موهوم باید مومنانه و سرسختانه تلاش کنه. رسیدن به همچین نگاه و ادراک زلالی، کار آسونی نیست؛ ولی اگر انسان واقعا بخواد به این مرتبه از ادراک برسه و زیبایی حیات را بی واسطه کلمات و تعقل متداول درک کنه، می تونه موفق بشه؛ چون این توانایی بالقوه در ما هست و فقط باید با یک تحریک شدید و کوبنده، فعال بشه. ممنون از پست زیبای شما ... مثل همیشه گل کاشتی ... عزیز. روزت خوش و روزگارت نیلوفری.» و در یادداشتی دیگر می افزاید:
«... عزیز!

تو هرجور که دوست داری میتونی منو صدا کنی؛ چون اصل کاری همون صدا کردنه! تو دنیایی زندگی می کنیم که آدم ها منتظرن، دیگران صداشون کنن و حتی نمیخوان صدای محبوبشون را هم تمنا کنند! ولی سهراب به ارزش حیاتی صدا کردن دیگری پی برده و گفته:
صدا کن مرا

صدای تو خوب است...

ممنون از صفا و صمیمت و درک و محبتت مهربان بانو.»

از «گوگل پلاس» با اندکی ویرایش در نشانه گذاری ها از سوی اینجانب: ب. الف. بزرگمهر

خنده ام گرفته است؛ از همه چیز ... به شوخی و جدی می نویسم:
«ناگفته نماند که این آقای پایولو کوییلو که گویند بسیاری جستارهای نوشته هایش را از مولانای ما کش رفته، این داستان را هنگامی نوشته که کتاب هایش فروش خوبی داشته اند و کم کم شروع کرده است جور دیگری به جهان نگریستن!»

خانم نویسنده ی یادداشت، برایم می نویسد:
«سلام آقا بهزاد ... ممنون از كامنت تان ... این كامنت باعث می شه برم و بیشتر در مورد نوشته های پائلو كوئیلو مطالعه كنم»

از اینکه در اندیشه ی کار بیش تر افتاده، خرسند می شوم و پاسخ می دهم:
بسیار کار خوبیه! ولی این جمله ی جالب را نه به عنوان «کلمات قصار» که من از همه ی آن ها متنفرم که به شکلی پویا و دینامیک به خاطر بسپارید؛ از مارکس است؛ ولی کلمات قصاری که گویا در زمان مانند قندیل هایی یخ بسته آویزانند، نیست:
«این هستی آدم هاست که شعور اجتماعی شان را تعیین می کند و نه برعکس!»

این گفته درباره ی همه آدم ها صدق می کند و کسی را از آن گریزی نیست؛ حتا کسانی که آن را خوب درمی یابند نیز ناچارند، زندگی شان را دگرگون کنند؛ وگرنه خود به یکی از آن قندیل ها دگردیسه می شوند که در لحظه ای از دوران زندگی خود یخ بسته و دیگر پیشرفتی نداشته اند.

با آرزوی کامیابی برای شما!

ب. الف. بزرگمهر    ۲۷ مهر ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/10/blog-post_7425.html

خوب! جز شیرینی خورانِ آشتی، چیز دیگری بر جای می ماند؟!

بحمدلله جای نگرانی نیست؛ ما خودمان به تنهایی یکی از این نهادها هستیم: «نهادِ علی بابا»!* اینجوری بهتر است؛ کم تر توی چشم می زند و انشاء الله سر و ته دشواری های مان هم خواهد آمد. شکم خودمان هم که خوب کار نمی کند، اگر خدا بخواهد، باز خواهد شد. نمی شود که بخوری، ولی نتوانی برینی؛ هر دو لازم و ملزومِ یکدیگرند. «چهل دزد بغداد» هم که در این چهل سال و اندی، شمارشان در ولایت مان ماشاء الله روز بروز افزایش یافته نیز به نان و نوای بیش تری خواهند رسید. ریز و شپش کارشان را هر کدام خود دانند و ما به آن کاری نداریم. نمی شود که روی ریسمان الهی همه از سر و کول هم بالا بروند؛ بیم پاره شدن آن می رود و خودمان هم که بالایِ بالای آن آویزانیم، کَاَنَّهُ پرت خواهیم شد. خوب! جز شیرینی خورانِ آشتی، چیز دیگری بر جای می ماند؟!

از زبان «کیر خر نظام خرموش پرور»:  ب. الف. بزرگمهر   ۲۹ امرداد ماه ۱۴۰۱

* پیشنهادی که «باهماد اروپا» درباره ی از نو زنده نمودنِ  بده بستان هسته ای با ایران [بخوان: رژیم دزدسالار فرمانروا بر ایران!] در «گفتگوهای ویَن» بگردن گرفت، از میان برداشتن بی درنگ راهبست (تحریم) های ۱۶۰ نهاد (entitiy) ایرانی، دربرگیرنده ی بانک ها در برابر کاهش گام بگامِ تراز کنش های هسته ای «تهران» را دربر دارد.

برگردانِ گزیده گزارشی برگرفته از «آرتی» به تاریخ  ۲۸ امرداد ماه ۱۴۰۱ به یاری «گوگل» (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب؛ برجسته نمایی های بوم و افزوده های درون [ ] نیز همه جا از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

۱۴۰۱ مرداد ۲۶, چهارشنبه

بارون بارون

بارون بارون بارونه هِی

دستته وِ دستم چش انتظارم هِی

گل باغَمی تو چش و چراغَمی تو

امشو اول بهاره موقعه ی کشت و کاره

گل باغمی تو چش و چراغمی تو

بارون بارون بارونه هِی

دستته وِ دستم چش انتظارم هِی

گل باغَمی تو چش و چراغَمی تو

امشو اول بهاره موقعه ی کشت و کاره

گل باغمی تو چش و چراغمی تو

برگرفته از «تلگرام» ۲۶ امرداد ماه ۱۴۰۱

ویدئوی پیوست: بارون بارون



۱۴۰۱ مرداد ۲۵, سه‌شنبه

ما همگی باید از «قانون جنگل» پیروی کرده و آن را پاسداریم

پسر جان! این بچه بازی ها که تا دقیقه ی ۹۰ کار را کش می دهید و سپس هول هولکی همه چیز را می پذیرید، کنار بگذار!* آمد و نیامد دارد و یکبار می بینی به هر شوندی دیر می کنی و باید با گردن کژ پیش مان بیایی تا کار بیخ پیدا نکند. ما همگی باید از «قانون جنگل» پیروی کرده و آن را پاسداریم تا هر کس جایگاه خود را بشناسد و پایش را فراتر از گلیم خود دراز نکند. خوب! پیش تر ها «شیر» فرمانروای بی چون و چرای جنگل بود و همه ی جک و جانوران ریز و درشتِ دیگر ناچار به فرمانبرداری از او بودند. با پیروزی «بلشویک» ها در روسیه، شیر جایگاه خود را رفته رفته از دست داد و با کمرنگ شدن «قانون جنگل» پس از «جنگ جهانی دوم» از آن شکوه و یال و کوپال چیزی بر جای نماند؛ ولی زمانی دراز نگذشت که «گاومیش» جایگزین «شیر» شد و با آنکه از آن شکوه و ترسناکی و نوای تُندرآسا برخوردار نیست؛ ولی شاخ های بسیار تیز و نیرومندی دارد و از شیر ناآرام تر است. شما که بگفته ی رهبرتان، «نرمش قهرمانانه» را آزموده اید؛ نمی خواهید که کون تان را با شاخ وی در اندازید؟! فرجام (آخر و عاقبت) خوبی ندارد.   

پند و اندرز «شغال اروپایی» با لبخندی دورویانه به «کودک خردسال نظام»:  ب. الف. بزرگمهر   ۲۵ امرداد ماه ۱۴۰۱

* ایالات متحده می گوید تنها در صورتی توافق هسته ای ایران را تمدید خواهد کرد که تهران از خواسته های "خارجی" خود دست بردارد

ند پرایس، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا روز دوشنبه اعلام کرد که ایران باید برخی از مواضع خود در قبال شرکای پیمان را کنار بگذارد، اگر می‌خواهد برنامه جامع اقدام مشترک را احیا کند و تاکید کرد که تهران «خواسته‌های غیرقابل قبول بیشتر را که فراتر از محدوده برجام است» کنار بگذارد.

پرایس گفت که ایالات متحده پاسخ خود را به نسخه "نهایی" متن توافق ارائه شده توسط اتحادیه اروپا به صورت خصوصی ارائه خواهد کرد.

... پاسخ تهران به آخرین پیش نویس متن، دوشنبه شب درست پیش از ضرب الاجل تعیین شده از سوی بروکسل به جوزپ بورل، نماینده ارشد اتحادیه اروپا تحویل داده شده است.

متن نهایی ارائه شده توسط مذاکره‌کنندگان اتحادیه اروپا شامل این الزام است که ایران به سؤالات آژانس بین‌المللی انرژی اتمی «با هدف شفاف‌سازی آن‌ها» پاسخ دهد؛ در ازای اینکه سایر طرف‌های توافق به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی توصیه کنند که تحقیقات ۲۰۱۹ در مورد کشف این موضوع را کنار بگذارد: ذرات اورانیوم در مکانی که قبلاً به عنوان یک سایت هسته ای اعلام نشده بود.

در حالی که ایران از ماه مارس تلاش کرده بود بخش تحقیقاتی مذاکرات را به پایان برساند، ایالات متحده و اتحادیه اروپا قبلاً استدلال کرده بودند که نمی توانند از طرف آژانس بین المللی انرژی اتمی مذاکره کنند و اصرار داشتند که این یک موضوع جداگانه و غیر مرتبط با برجام است. رافائل گروسی، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی متعهد شده است تا زمانی که ایران توضیح ندهد اورانیوم از کجا آمده و اکنون کجاست، تحقیقات را متوقف نخواهد کرد.

تا همین اواخر، ایران همچنین خواستار آن بود که هرگونه احیای توافق هسته‌ای شامل حذف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از فهرست سازمان‌های تروریستی خارجی توسط آمریکا شود. در حالی که گزارش شده است که واشنگتن در حال بررسی این خواسته بود، آنها در ازای آن امتیازات مربوط به امنیت را می خواستند و در نهایت تصمیم گرفتند که واحد نظامی را در لیست سیاه نگه دارند.

برگردان گزیده گزارشی برگرفته از «آرتی» به تاریخ  ۲۴ امرداد ماه ۱۴۰۱ به یاری «گوگل» (بختی برای ویرایش این گزیده گزارش نداشتم.  برجسته نمایی های بوم نیز همه جا از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

... و سهم او که در آن بالا جا خوش کرده، چه اندازه است؟

اگر گواهمندیِ آن نماینده ی فرمایشی خیمه و خرگاه نظام* را برای رو به نابودی رفتنِ ایران در هر زمینه ای از آب و هوا و خشکسالی و سیلاب های پی در پی و کمیاب شدن بلدرچین گرفته تا تنگدستی و روسپیگری در میان توده های مردم و تبهکاری های گسترده ی مالی و پولشویی و تَنگسالی (قحطی) و الی ماشاء لله هر چیز دیگر بکار گیریم به چه برآیندی خواهیم رسید؟ بله، درست دریافتید: آن ۵⸓ نیز کم و بیش از میان برداشته می شود و گناه همه ی نادانی ها، نابکاری ها و تبهکاری ها بگردن توده های میلیونی مردمِ ایران است؛ شَوَندِ آن نیز پیشاپیش روشن است؛ زیرا نه فرهنگ دارند؛ نه از «علم آخوندی» چیزی سرشان می شود و نه ذَرّه ای بصیرت که راه را از چاه بشناسند؛ و سهم او که در آن بالا جا خوش کرده، چه اندازه است؟ «استغفرالله رَبّی و اَتوب اَلیه»! زبان بدهان بگیر و هیچ مگو! این ها که گفتی و نوشتی در برابر کاریای سترگی که وی بر دوش دارد، خرده ریزی بیش نیست. الله وی را برای پند و اندرزگویی به مومنین و غیرمومنین و راهنمایی بسوی «جهان باقی» در «مقام مُعَظّمِّ رهبری» نشانده و اگر هر از گاهی «خدا قُوَّت» نیز بر زبان می آورد، روی سخنش با شما نیست.

ب. الف. بزرگمهر   ۲۵ امرداد ماه ۱۴۰۱

* محمد مولوی در جلسه علنی امروز مجلس و در جریان بررسی گزارش کمیسیون عمران در خصوص فروریزش ساختمان متروپل آبادان بیان کرد: حادثه متروپل لکه سیاهی در مدیریت ساخت و ساز و مدیریت شهری کشور است. مدیرانی که به جای تعهد به قانون و مردم به فرد و حزب و ریاست متعهد شدند این حادثه را رقم زدند. در گزارش کمیسیون عمران به طور دقیق به علل وقوع این حادثه اشاره نشد. در این گزارش شخص مجرم و متخلف معرفی نگردید. این گزارش‌ها بعد از حادثه به درد هیچ جایی نمی خورد. مردم امروز داغدار هستند و این گزارش دردی از آن‌ها دوا نمی‌کند.

وی در ادامه اظهار کرد: مسئولان و دستگاه‌های نظارتی باید جست‌وجو کنند چه کسانی در وقوع این حادثه نقش داشتند؟ حتی اگر مشخص شود که بنده نیز سهمی داشتم باید با من برخورد شود.

نماینده مردم آبادان در مجلس تصریح کرد:
آنچه که امروز پیداست گویا ۹۵ درصد، مردم آبادان و جانباختگان مقصر هستند و تنها ۵ درصد، سهم مسئولان است. ما انتظار داشتیم گزارشی دقیق‌تر ارائه گردد که موارد استنکاف از قانون نیز در آن مشخص باشد. همچنان بعد از گذشت دو ماه از این حادثه مشکلات پابرجاست. بخشی از این مشکلات به وجود ناهماهنگی در سازمان منطقه آزاد اروند بازمی‌گردد. چرا زمانی که یک متر آسفالت انجام می‌دهند صدها عکس منتشر می‌کنند اما امروز که ۴۳ نفر از هم‌وطنان‌مان در زیر آوار جان باخته‌اند پشت میزهای مدیریتی خود نشسته‌اند.

مولوی تأکید کرد: تسهیلات حمایتی که قرار بود به مردم ارائه دهند کجاست؟ افراد را بیچاره کردند. کسبه خیابان امیری نابود شده‌اند. منطقه آزاد اروند مردم آبادان را آزار می‌دهد. استمرار مدیرعامل منطقه آزاد اروند براساس استعلامات گرفته شده غیرقانونی است و باید تغییر کند.

برگرفته از «ایسنا»   ۲۵ امرداد ماه ۱۴۰۱

بختی برای ویرایش گسترده ی این گزارش نداشتم.  برجسته نمایی های بوم نیز از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر

۱۴۰۱ مرداد ۲۴, دوشنبه

قانون های شتری در پهنه ی آزمون! ـ بازپخشش

امروز رفتم بیمه میگم اگه ترمزم برید، سرپایینی هم بود، سمت راست دو تا آدم ایستاده بودن و سمت چپ یه پورشه بود چیکار کنم؟

گفت خوب معلومه بزن به دو تا آدما چون دیه شون رو بیمه میده؛ ولی اگه بزنی به پورشه، بیمه فقط ۵ میلیون میده، بدبخت میشی!

از «گوگل پلاس» با اندک ویرایش درخور از اینجانب؛ برنام از آنِ من است.    ب. الف. بزرگمهر

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/05/blog-post_89.html

ماشین های جوجه کشی اسلام! ـ بازپخشش

ب. الف. بزرگمهر  ۲۵ اردی بهشت ماه ۱۴۰۰

https://www.behzadbozorgmehr.com/2021/05/blog-post_16.html 

زیرنویس ویرایش شده ی پرتور از سوی ب. الف. بزرگمهر ـ برگرفته از «اسپوتنیک»:
مسلمانان در نیایش جشن نامور به «فِطر» در «کانون اسلامی لوکزوما» (اندونزی)



۱۴۰۱ مرداد ۲۳, یکشنبه

داده ای نویدبخش، نه تنها برای روسیه و چین که برای همه ی جهان لگدکوب شده از سوی امپریالیست ها

این داده ای نویدبخش برای آینده، نه تنها برای روسیه و چین که برای همه ی جهان لگدکوب شده از سوی امپریالیست هاست؛۱ هرچه فزاینده تر باد! امپریالیست ها و بویژه «یانکی» ها و برادران «انگلوساکسون» شان در آن آبخستِ بزرگِ کناره ی اروپا، چشم دیدن چنین هماوندی ها و گسترش هر چه بیش تر آن را ندارند. امیدوارم هماوندی های میان آن دو کشور بزرگ و نشانه گذار بر جهان، همراه با گسترش بیش تر از ژرفای درخور و هر آن فزاینده تری نیز برخوردار شده، نه تنها پهنه ی «توژی»۲ و «کاسه بشقاب فروشی» میان یکدیگر که پهنه ی های دیگر چرخه های اختسادی و دورپیمایی فرآوری هازمانی۳ را نیز دربرگیرد که بخودی خود و در روندی گام بگام، نیازمند در هم تنیده شدنِ هر آن بیش تر و یکپارچه شدنِ تار و پود آن چرخه در همه ی کشورهای هموند با یکدیگر بگونه ای است که در فرجامِ کار به خودپویی (autodynamism) بینجامد. همین جُستار که در اینجا تنها به اشاره ای کوتاه به آن بسنده نمودم،۴ در زمینه ی همکاری های گسترده تر در چارچوب «بریکس»، «پیمان شانگهای» و سایر پیمان های اختسادی ـ سیاسی میان این دو کشور و کشورهایی چون هند، برزیل، «آفریکای جنوبی» و دیگر کشورهایی که در آینده به آن ها خواهند پیوست نیز خود را نشان خواهد داد؛ رخنمون هایی با پیچیدگی های بیش تر سیاسی یا باریک تر: جغرافیایی ـ سیاسی (ژئوپلیتیکی) و ناهمتایی (تضاد) های درونی از آن هم پیچیده تر در همجوش های نیم بند اختسادی که از ساختاری درست و درمان برخوردار نیستند.

بدین سان، آنچه چندی پیش درباره ی آفرینش هماوندی های جهانی دادگرانه در چارچوب یکی از پیمان های یاد شده در بالا بر زبان «ولادیمیر پوتین» رانده شد، تنها با چنین رویکردی آگاهانه و پیاده نمودن آن در روندی گام بگام، جامه ی کردار بخود خواهد پوشید؛ وگرنه، پس از چندی یا از سوی پیمان های اختسادی ـ سیاسی امپریالیست ها با کشورهای ریز و درشت دنباله روی شان که بر بنیاد کلان سرمایه های امپریالیستی (کارتل ها و تراست ها و ...) پای گرفته و با همه ی زمینگیری آن، همچنان از خودپویی نسبی برخوردار است، در خود گواریده شده یا بر بنیاد افزایش و گسترش ناهمتایی های درونی چنان همجوش های نیم بندی با سرکوب از میدان گردش اختسادی جهان بیرون رانده شده و نابود خواهند شد؛ افزون بر آنکه چنان همکاری هایی، هر اندازه نیز که در چارچوبِ این یا آن پیمانِ نام برده در بالا گسترش یابند، افزایشِ بیش از پیشِ همچشمی های گرگ منشانه ی اختسادی ـ سیاسی در چارچوب سرمایه داری امپریالیستی را در پی داشته و فرارویی به جنگ جهانی دیگری که از توان نابودی این خورشیدگَردِ کوجک برخوردار است را ناگزیر خواهد نمود.

آنچه آوردم، اشاره به چشمِ اسفندیار چنان همکاری هایی است که چنانچه هر چه زودتر درونمایه ای روشن یابد و از آماجی دورنگرانه که در چارچوب سیاستِ کاسه بشقاب فروشی نمی گنجد، برخوردار شود بسود روسیه، چین و همه ی جهانِ کار و رنج خواهد بود. برای من، روشن تر از روز است که چنان رویکردی بدون سمتگیری های همه سویه ی اختسادی ـ سیاسی به سوی سوسیالیسم یا همانا سمتگیری سوسیالیستی با بن بست روبرو خواهد شد.

 ب. الف. بزرگمهر    ۲۳ امرداد ماه ۱۴۰۱

پی نوشت:

۱ ـ داد و ستد روسیه و چین به فرازگاهِ (نقطه عطف) بزرگی می رسد

نماینده سیاسی «پکن» در مسکو، روز آدینه ی گذشته، گفت که هماوندی های اختسادی روسیه و چین با همه ی روز و روزگار دشوار جهانی، رویش پایداری نشان می دهد و پیش بینی کرد که داد و ستد شاید در سال کنونی به ۲۰۰ میلیارد دلار برسد. وی با گواه گرفتنِ داده های گمرک چین گفت:
در هفت ماه نخست سال، داد و ستد «پکن» و «مسکو» ۲۹⸓ افزایش یافت و به ۹۷/۹۱ میلیارد دلار رسید.

وی با اشاره به زمینه های گوناگون دانشورانه و فنی میان دو کشور افزود:
همه این ها پایه ای نیرومند برای همکاری های بازرگانی و اختسادی برای رسیدن به ترازی تازه است.

برگردان گزیده گزارشی برگرفته از «آرتی» به تاریخ ۲۲ امرداد ماه ۱۴۰۱به یاری «گوگل» (با ویرایش، پارسی و پاکیزه نویسی درخور از اینجانب:  ب. الف. بزرگمهر)

۲ ـ توژی واژه ی کهن ایرانیِ است که گویا همچنان در افغانستان کاربرد دارد. این واژه بدرازای زمان، دگردیسه شده و با افزوده شدن «ع» عربی به آن و جایگزینی «ز» بجای «ژ» به کالبدِ عربی نمای «توزیع» درآمده و کاربرد بسیار ناشایستی در زبان پارسی یافته است. با بدیده گرفتن کاربرد کنونی آن در اینجا و آنجای پهنه ی آریانا از آن میان، گویا در زبان «پشتو»، هیچگونه شوندی مَنتیکی (منطقی) برای کاربرد آن واژه ی عربی نما در پارسی نیست و می توان و باید همان «توژی» را بکار برد.

۳ ـ فرآوری هازمانی (به آرشِ گسترده ی آن)، دربرگیرنده ی فرآیندها و روندهای «فرآوری» به آرش ویژه ی آن، «داد و ستد»، «ترابری کالا»، «توژی» و «کاربری» (مصرف) است که فرآوری کالا بنیاد آن را می سازد؛ بگونه ای که بدون بدیده گرفتنِ آن، پژوهش هماوندی های فرآوری به آرشِ گسترده ی آن از آرش و مانشی دانشورانه برخوردار نیست.

۴ ـ افزون بر آنکه پرداختن بیش تر به این جُستار در چارچوب این یادداشت نمی گنجید، بخت و شکیبایی بسنده برای انجام آن را نداشتم و بگمانم در آینده نیز نخواهم داشت. با این همه، کار پژوهشی خوب سمتگیری شده ی دانشورانه در این باره را به همه ی رفیقانِ چپ راستین بویژه جوان ترها سپارش می کنم.  ب. الف. بزرگمهر

۱۴۰۱ مرداد ۲۲, شنبه

برای چه دست روی دست گذاشته و این پا آن پا می کنیم؟!

من دارم آتش می گیرم. برای چه دست روی دست گذاشته و این پا آن پا می کنیم؟! همه ی کوششم با این همه راه رفته به تایوان بر باد رفت. کونم بیش تر از این می سوزد که چینی ها در تله ای که برای شان کار گذاشته بودیم، نیفتادند و بجای آن، هم با رزمایش چندین روزه پیرامون آن آبخست و برُخ کشیدن نیروی رزمی شان بریشِ همه مان خندیدند و هم به آماج های سیاسی خود دست یافتند. ما باید هر چه زودتر و به هر بهانه ای جنگ با روس ها و چینی ها را بیاغازیم.

از زبان این زنکِ آتش افروزِ:  ب. الف. بزرگمهر   ۲۲ امرداد ماه ۱۴۰۱



۱۴۰۱ مرداد ۱۸, سه‌شنبه

نه جانم! رهبر الدنگ ما

ب. الف. بزرگمهر   ۱۸ امرداد ماه ۱۴۰۱



خوب! اینک به هواداران خود چه بگوییم؟!

خوب! اینک به هواداران خود چه بگوییم؟! بگوییم که هر چه شما خواسته بودید، پذیرفته و زیر بار رفته ایم؟ بگوییم که کوچک ترین دستاوردی جز از چفت و بست درآمدنِ اندوخته های بانکیِ برخی از دست اندرکاران بلندپایه مان نداشته ایم؟ شما خود را جای ما بگذارید! این که سر تا پا سرافکندگی است؛ سرافکندگی پشتِ سرافکندگی ...

از زبان خرموش علی باقری کَنِه:  ب. الف. بزرگمهر    ۱۸ امرداد ماه ۱۴۰۱



ما آمدن این پرنده را به فال نیک می گیریم ...

آن پرنده را روی آن درخت می بینید. درست پیش پایِ شما پیدایش شد. ما تاکنون چنین پرنده ی زیبا و خوشخوانی در این آبخست ندیده بودیم؛ گویی از خودِ بهشت به اینجا آمده تا به شما که با جنگ و ستیز میانه ای ندارید، خوشامد بگوید. ما آمدن این پرنده را به فال نیک می گیریم و امیدواریم با آن ها در آنسوی تنگه که چون خود ما چینی هستند، درگیر جنگ نشویم. شما هم که از آن سوی اُکیانوس ها به آبخست ما قدم رنجه کرده اید، بیگمان در پی آشتی دادنِ ما و همزیستی آشتی جویانه اید که رنج این همه راه را بر خود هموار کرده اید؛ درست می گویم؟

ب. الف. بزرگمهر   ۱۸ امرداد ماه ۱۴۰۱

زیرنویس پرتور:
بانوی جنگ افروز، «نانسی پلوسی»، نامور به «کُ... پلاسیده» در فرودگاه «تایپه» (تایوان)

۱۴۰۱ مرداد ۱۷, دوشنبه

درست است که ما گاویم؛ ولی از شما گاوتر نیستیم

به اندازه ای از ما شیر دوشیده اید که شیری برای گوساله های خودمان نداریم. خوراک درست و درمانی هم که نمی دهید تا دوباره جان بگیریم و بتوانیم شیر بیش تری بدهیم.* درست است که ما گاویم؛ ولی از شما گاوتر نیستیم؛ ماااا ... ماااا

ب. الف. بزرگمهر    ۱۷ امرداد ماه ۱۴۰۱

* «باهماد فرآورندگان کالاهای کشاورزیِ» فرانسه هشدار داد که کاربرانِ (مصرف کنندگان) فرانسوی به شَوَندِ کمبودِ خوراکِ دامیِ پیامدِ خشکسالی، شاید با کمبود شیر و کالاهای لبنی در پاییز و زمستانِ امسال روبرو  شوند.

برای فرآوری شیر به خوراک دامی، بیش تر به یونجه و بلال (ذُرَّت) نیاز دارید که امسال، کم و بیش ناپیدا بود. «یانیک فیالیپ»، مِهتُر کارگروه اختسادی در «اف ان سی ای ا» («FNSEA») به «فیگارو» گفت: «از این رو، ما در این پاییز و زمستان با بیم ته کشیدن (تمام شدن) شیر روبرو هستیم.» وی افزود:
«به شَوَندِ خشکسالی که امسال کشور را فرا گرفته، دام هایی که در این هنگام بیش تر در چراگاه ها (علفزارها) هستند، چیزی برای خوردن ندارند.»

برگردان گزیده گزارشی برگرفته از «آرتی» به تاریخ ۱۶ امرداد ماه ۱۴۰۱ به یاری «گوگل» (با ویرایش، پارسی و پاکیزه نویسی درخور از اینجانب:  ب. الف. بزرگمهر)

دمکراسی چیست؟ ـ بازپخشش

دمکراسی به این آرش است که ما می توانیم دیکتاتورِ خودمان را خودمان برگزینیم.

برگرفته از «گوگل پلاس»

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/09/blog-post_5100.html


 

۱۴۰۱ مرداد ۱۶, یکشنبه

آفتاب به سرِ درخت ناربندان است ... ـ بازپخشش

آفتاب به سرِ درخت ناربندان است 

عاشق به میان کوچه سرگردان است 

سیصد گُل سرخ و یک گُل نصرانی 

ما را ز سرِ بریده می ترسانی؟ 

گر ما ز سر بریده می ترسیدیم 

در کوچه ی عاشقان نمی گردیدیم 

ای خدا حبیبم نیومد 

ای خدا طبیبم نیومد 

ای خدا دلبرم نیومد 

ای خدا سرورم نیومد 

تا ترا دیدم ندادم دل به کس 

عاشقم کردی به فریادم برس

این ترانه ای کهن است. ژوکوفسکی به سال ١٨٨۵ ترسایی در اسپهان آن را به صورتی دیگر نیز بایگانی نموده و پیداست که چیزهایی از آن را خواننده ی ترانه بنا بر سرشت بازاری و پیش پا افتاده ی خود بر متن اصلی در بالا افزوده است. ناربَند (یا ناروَند) سطر نخست ترانه را که اراکی ها به نارون (درخت انار) می گویند، وی در برگردان روسی به آرش درخت زبان گنجشک آورده است. در کناره ی کتاب نیز آورده که سطر ششم ترانه به صورت زیر نیز خوانده می شود:
در مجلس عاشقان نمی رقصیدیم

این توضیح از سوی اینجانب ویرایش و پیرایش شده است.   ب. الف. بزرگمهر

برگرفته از «کتاب کوچه»، «حرف آ»، دفتر سوم، احمد شاملو، «انتشارات آرش» و «چاپ ارزان»، چاپ دوم، تابستان ١٩٩۵
 
https://www.behzadbozorgmehr.com/2012/06/blog-post_09.html

چرا درست از میان چنین جای تنگی؟

گفتگوی نه چندان پندارآمیز خبرنگاری موشکاف با «کیربی»*

ـ شما با اشاره به هنجارهای جهانی و آزادی کُنش در دریاها و آسمانِ باختر ꞌاُکیانوس آرامꞌ از بایستگی پشتیبانی از ترابری های هوایی و دریایی استاندارد از راه «تنگه تایوان» سخن رانده اید.** با نگاهی حتا گذرا به نخشه ی آن سامان می توان بروشنی دید که در آنجا جز چین و تایوان و دورتر، فیلیپین در جنوب و ویتنام در باختر و شمار ناچیزی از آبخست ها از آنِ این یا آن کشور، خشکی دیگری در کار نیست و تا چشم کار می کند، اُکیانوسی دامن گسترده است. چه انگیزه ای شما را وامی دارد که از میان این همه راه ها که کم و بیش همه شان از دیدگاه اختسادی بس سزاوارتر از آن تنگه ی باریک است، درست همین تنگه را برای رفت و آمد ناوها و هواپیماهای رزمی تان برگزیده اید؟ خوشبختانه یا شوربختانه، بندر بزرگِ «هُنگ کُنگ» نیز سال هاست به کشور چین بازگردانده شده است و می انگارم بویژه در روز و روزگار پرآشوب کنونی، نه تنها شما را به آنجا راه نمی دهند که چشم دیدن تان را هم ندارند.    

ـ خوب! هم ناوی ها و هم نیروهای هوابردمان از اینکه روزهای پی درپی در میان اُکیانوس این ور و آن ور بروند که ارزشی هم برای مان ندارد، دلشان می گیرد و برخی از آن ها دریازده می شوند؛ آن ها رفت و آمد از درون یا بر فراز آن تنگه را بیش تر خوش دارند و بختی هم هست تا سر و گوشی بیش تر آب دهند و یادی هم از گذشته های دورتر کنند که همه ی آن سرزمین پهناور که «تایوان»، ناخن کوجکی از آن همه است، در چنگ برادران «انگلوساکسون» ما بود. افزون برآن، مگر نمی دانید که ما خوب یا بد، خو گرفته ایم تا در هر جای تنگی، انگشت مان را فرو کنیم تا به اندازه ای گشاد شود که آزادانه به هر سو دلمان خواست برویم؟ شما که خود شهروند «ایالات متحد» هستی، بیگمان آگاهی که همه ی این ها که بر زبان آوردم، در چارچوبِ پاسداری از دمکراسی، آزادی و هوده ی آدمی می گنجد. به همین شَوَند است که ما هیچ جای تنگ را چه تنگه باشد یا هر سوراخ دیگری برنمی تابیم. امیدوارم پاسخ شما را داده باشم؛ وگرنه، ناچارم چگونگی انجام آن را همینجا نشان تان دهم!   

ب. الف. بزرگمهر    ۱۶ امرداد ماه ۱۴۰۱

* نام خانوادگی این تبهکار گستاخ مادربخطا را به لُری بخوانید، سزاوارتر است.

** «کاخ سپید» [بخوان: کاخ روسیاه!]، روز پنجشنبه ی گذشته به آگاهی رساند که کشتی‌ها و هواپیماهای نیروی دریایی «ایالات متحد» [بخوان:«یانکی» ها!] در دو هفته آینده از «تنگه ی تایوان» رفت و آمد (عبور) خواهند کرد. «جان کیربی»، سخنگوی [تبهکار و سزاوار تیربارانِ یانکی» ها] در «شورای امنیت ملی» شان، مانورهای رزمجویانه ی (نظامی) چین در آن سامان (منطقه) را دادباخته خواند (محکوم کرد) و گفت که «پنتاگون» به ناو هواپیمابر «یو اس اس رونالد ریگان» و همپایانش («اسکورت» هایش) دستور داده تا برای پایش بر چند و چونِ رویدادها در نزدیکی «تایوان» بمانند؛ این کشتی ها بتازگی از پیرامون ژاپن به «دریای چین خاوری» جابجا شده اند. این سخنگو همچنین آزمایش های موشکی چین را «ناپاسخگویانه» و «در ناهمتایی با آماج های دیرینه ی ما برای پاسداری از همزیستی آشتی جویانه (صلح) و پایوری در سراسر تنگه تایوان و در آن سامان» [ارواخ مَشکت توله سگ!] خواند و دادباخته شمرد. وی گفت:
«ما چون (مانند) چندین دهه ی [گذشته]، برابر با هنجارهای جهانی (قوانین بین‌المللی) از کُنش (عملیات) در دریاها و آسمانِ باختر ꞌاُکیانوس آرامꞌ، پشتیبانی از ꞌتایوانꞌ و پاسداری از اُکیانوس های هند و آرام، دست نخواهیم کشید (منصرف نخواهیم شد).» «کیربی» افزود:
چون (به عنوان) بخشی از این کوشش، «ایالات متحد» [بخوان:«یانکی» ها!] در دو هفته ی آینده ترابری (ترانزیت) های هوایی و دریایی استاندارد از راه تنگه تایوان را انجام خواهد داد.

برگردان گزارشی برگرفته از «آرتی» به تاریخ » ۱۴ امرداد ماه ۱۴۰۱ به یاری «گوگل» (با ویرایش، پارسی و پاکیزه نویسی درخور از اینجانب؛ برجسته نمایی های بوم و افزوده های درون [ ] نیز همه جا از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

۱۴۰۱ مرداد ۱۱, سه‌شنبه

سخنرانِ پرنده

ریشخندی دلنشین درباره ی زنکی پرچانه به نام «نانسی پلوسی»* که بگمانم نام خانوادگی وی همتراز با واژه ی پلاسیده در پارسی باشد؛ گرچه چنین نیز نباشد، کم و بیش هر کسی که آنجایش می پلاسد، خودبخود چانه اش گرم می شود و آسمان ریسمانِ بیش تری می بافد.

ب. الف. بزرگمهر   ۱۱ امرداد ماه ۱۴۰۱

* «امیدوارم سخنران پرنده بزودی به پایگاه خانگیِ خود بازگردد و با کسانی که دستکم اندازه ای دلبستگی به اینکه چگونه سیاست ورزی (دیپلماسی) [درباره ی روسیه چون پشتیبان تروریسم] داد و ستد می کند، بِستیزد.»

برگردان گفته های «ماریا زاخاروا»، سخنگوی «وزارت برونمرزی روسیه»، برگرفته از گزارشی در «آرتی» به تاریخ ۱۱ امرداد ماه ۱۴۰۱ به یاری «گوگل» (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!