«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۰ مرداد ۹, شنبه

این ها در کدام پله ی انقلاب اسلامی ات می گنجد؟

هان کیر خر مادربخطا! این ها در کدام پله ی انقلاب اسلامی ات می گنجد؟*

«رقیه عمادی، پرستار بخش «آی‌سی‌یو» کرونای بیمارستان صیاد شیرازی گرگان:
در ایام شیوع کرونا فجایعی را در بیمارستان می‌بینیم که شاید در هیچ فیلم ترسناکی قابل توصیف نباشد. دیدن مادر باردار مبتلا به کرونایی که زجر تنفسی می‌کشد و همزمان فرزند داخل شکمش به علت کمبود اکسیژن بالا و پایین می‌کند و تو نمی‌توانی هیچ کاری برایش انجام دهی، غیرقابل وصف است. در موردی دیگر، چندی پیش مادر باردار مبتلا به کرونایی در همین بیمارستان زایمان کرد و فرزندش به خاطر کمبود اکسیژنی که می‌کشید، سیاه و کبود به دنیا آمد. مادر ۲۲ ساله مبتلا به کرونایی داشتیم که بعد از زایمان، فرزندش را به «بخش ویژه» بردیم و مادر به علت شدت بیماری جانش را از دست داد و نتوانست حتی یک بار فرزندش را بغل کند. این بچه هیچ حسی از مادرش پیدا نکرد و یتیم شد. لحظه‌ای که بیمار دست مان را می‌فشارد و با وحشت به چشم مان نگاه می‌کند تا کاری برایش انجام دهیم و بتواند راحت‌تر نفس بکشد، بسیار دردآور است.» برگرفته از «تلگرام» («ایسنا») نهم امرداد ماه ۱۴۰۰

ب. الف. بزرگمهر   نهم امرداد ماه ۱۴۰۰

* حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین مراحل پنج‌گانه‌ی تحقق اهداف انقلاب اسلامی و نسبت آن با الگوی پیشرفت، گفتند: مرحله‌ی اول در این فرایند، شکل‌گیری انقلاب اسلامی است و پس از آن باید بلافاصله نظام اسلامی تشکیل شود که هنر بزرگ امام خمینی رحمه‌الله نیز ایجاد نظام اسلامی بود. رهبر انقلاب، مرحله‌ی سوم که اکنون در آن قرار داریم را «تشکیل دولت اسلامی»، یعنی تشکیل دولتی براساس الگوها و معیارهای کاملاً اسلامی، خواندند و افزودند: تا وقتی این مرحله به‌طور کامل محقق نشده است، نوبت به «تشکیل جامعه‌ی اسلامی» نمی‌رسد و در این صورت، موضوع سبک زندگی اسلامی نیز صرفاً در سطح گفتمان‌سازی در جامعه باقی خواهد ماند. ایشان، گام نهایی در مراحل پنج‌گانه‌ی اهداف انقلاب اسلامی را تحقق «تمدن اسلامی» دانستند و خاطرنشان کردند: تمدن اسلامی، کشورگشایی نیست بلکه به معنای تأثیر پذیرفتن فکری ملت‌ها از اسلام است.

آسمان ریسمان بافی های «حضرت کیر خر نظام» در دیدار با هموندان «شورای عالی مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت»،  برگرفته از «تارنگاشت کیر خر نظام»  ششم اردی بهشت ماه ۱۳۹۵

از یادداشت «پله ای از این فراتر نمی تواند در کار باشد ...»  ب. الف. بزرگمهر  ۲۷ دی ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2020/01/blog-post_63.html

هر روز مات می مانی، چه بگویی و چه بنویسی؟ ـ بازپخشش

روزانه به چنین خبرهای ناگواری برخورد می کنیم۱ و دیگر بخشی از زندگی مان شده است؛ گویی رویدادی است چون دیگر رویدادهای روزانه:
از رختخواب برخاستن و دست و رو شستن گرفته تا خوردن چاشتی و رفتن به سرِ کار و بلاهایی که در هر گوشه ای بویژه چشم براه کارگران و زحمتکشان اند تا جانش را بستانند!

با آنکه کار در برخی رشته ها و زمینه ها بیم برانگیزتر از رشته های و زمینه های دیگر است، در ولایت خرموش های تبهکار کم تر جداگانگی میان شان می بینی! جانشِکَر (جانشکار یا همانا «عزراییل» تازی!) که گویی همزمان، هزاران جانِ سگ دارد با داس بلندش، در همه جای این ولایت، هستی چشمگیری یافته و زندگی درو می کند! سخن، آنگونه که سراینده ی نامدار و زنده کننده ی زبان پارسی: فردوسی سروده بود، تنها بر سر ماندن و رنج بردن در این سرای سپنج،۲ نیست که بیش تر بر سرِ هنوز نیامده و پا نگرفته، رفتن است!

آیا به آن خو گرفته ام؟ بیگمان نه! ولی هر روز مات می مانی، چه بگویی و چه بنویسی؟ و این خود نشان از آن دارد که جای نشستن و نوشتن را در روندی گام بگام شتابنده، برخاستن، به جنگ ابزار ساز و برگ یافتن و رژیم خرموش های تبهکار را بزیر کشیدن، می گیرد!

در اینجا ناچارم یکبار دیگر،۳ این نکته (سخن باریک و پاکیزه) را بیفزایم که سخن از شیوه ی نگرش و برخوردِ «یا هیچ یا همه چیز»، سیاه سپید یا «گورخری» در میان نیست که همه ی کنش های رستایی ـ سیاسی کوچک و بزرگ دیگر را در چارچوب آماج دوربردیِ بزیر کشیدنِ رژیم خرموش های تبهکار باید دید و جای داد؛ وگرنه، دچار گونه های بسیار گوناگونی از کژدیسگی ها و کژروی هایِ پیامد کوته بینی سیاسی شده، راه بجایی نخواهیم برد.

سخن بسیار باریک «ارستو» که سده ها پیش گفته بود: «آدمی، جانوری سیاسی است» را از یاد نبریم و در دام نیرنگبازی های کلان خرموش های رژیم توسری خور از بیگانه ی دزدان اسلام پیشه نیفتیم که همراه با واپس نشینی ناگزیر در برابر فشار نیرومند توده های بجان آمده، بر کشاندن کارگران و زحمتکشان و ساختارهای رستایی ـ سیاسی شان به پذیرش چارچوب تنگ رستایی و مهار نمودن آن پامی فشارد که دستِ بالا و در خوش بینانه ترین برخورد در چارچوب «آنارکو سندیکالیسم»۴ مانده، شکست خواهد خورد. از دید نگارنده، کار و کنش رستایی در سرشتِ خود، کاری سیاسی است که در کالبد رستایی انجام می پذیرد.۵ زیر بار نیرنگبازی های رژیم خرموش ها رفتن، پیش و بیش از هر چیز، کلاه بر سر خود نهادن و خودفریبی است. چنانچه آدمی، جانوری سیاسی است، شَوَندی برای لاپوشانی آن ندارد؛ افزون بر آنکه:
«طبقه ی کارگر میهن مان، واپسین سنگر پایدار و نگهدارنده ی ایران زمین و ملات پیوست خلق های سرزمین ایران است که با بریدن و شکستن آن، نه ایران زمینی در کار خواهد بود و نه رژیم پلید جمهوری اسلامی!»۶

ب. الف. بزرگمهر   ۲۹ اُردی بهشت ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/05/blog-post_647.html

پی نوشت:

۱ ـ بامداد یکشنبه، ۲۲ اُردی بهشت ماه ۱۳۹۸، نارسایی در یکی از دیگ‌های گدازش پولاد و پارگی زنجیر گِرانکِش (جرثقیل) به رخداد سخت ناگوار و تلخِ سوختگی بالای ۸۰% و در پی، جان باختن چهار تن از کارگران آنجا انجامید.

برگرفته از «تلگرام اتحادیه آزاد کارگران ایران»   ۲۹ اُردی بهشت ماه ۱۳۹۸ (با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

۲ ـ چنین است رسم سرای سپنج     بخواهد که مانی بدو در به رنج (شاهنامه فردوسی)

۳ ـ پیش از این، چندین بار به آن اشاره نموده و دستکم یک بار نیز با سود بردن از نوشتار بس ارزنده ی دانشمند تیزبین انقلابی: «و. ای. لنین» به نام «دو تاکتیک سوسیال دمکراسی در انقلابِ دمکراتیک» تا اندازه ای به آن پرداخته ام.

۴ ـ «آنارکو سندیکالیسم»، نگرش و شیوه ای هرج و مرج جویانه (آنارشیستی) درون جنبش های رستایی کارگری است که نقش اتحادیه های کارگری را بزرگ تر از آنچه هست یا می تواند به آن دست یابد، ارزیابی نموده، آن ها را جایگزین حزب های سیاسی چپ می بیند. زمینه ی تاریخی پیدایش آن، ریشه در اندیشه های هرج و مرج جوی («آنارشیست») انقلابی روس در سده ی نوزدهم ترسایی: «میخاییل باکونین» دارد و به کوشش برخی پیروان وی در میان جنبش نارسای کارگری روسیه ی آن هنگام، نمودهایی از آن در دوره ای کوتاه مدت دیده شده است؛ با این همه، نمودارترین جنبش های «آنارکو سندیکالیستی» با دامنه و گسترش چشمگیرتر از آنِ اسپانیاست.

در میهن مان: ایران با آنکه به شَوَند کار رویهمرفته پربار کمونیستی در گذشته، «آنارکو سندیکالیسم» کم تر زمینه ای برای پیدایش و نمود یافته، در دوره ی نزدیک به چهل سال کنونی با روند واگرایانه ی اقتصادی ـ اجتماعی، رویش و گسترش زیانبار گرایش های سوسیال دمکراتیک در میان چپ های ایران بر زمینه ای از روندهای واگرایانه ی تاریخی و بستری از نولیبرالیسم امپریالیستی که نارسایی های چشمگیر زمینه ی ذهنی بایسته برای دگرگونی های انقلابی به سود نیروهای کار و زحمت از پیامدهای آن است، آبشخورِ رویش «آنارکو سندیکالیسم» فراهم آمده است.

برگرفته از پی نوشتِ یادداشتِ «نشانه ای از روحیه والای همبستگی کارگری در ایران!»، ب. الف. بزرگمهر    ۱۱ شهریور ماه ۱۳۹۵

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/09/blog-post.html 

۵ ـ در نوشتار دیگری که از چند روز پیش به این سو نیمه کاره مانده به آن بیش تر خواهم پرداخت و در هماوندی با نارسایی هایی که در این زمینه، هر از گاهی در گفتارها و نوشتارهای دیگران می بینم و یکی از چشمگیرترین شان، نوشته ای در بخشی نارسا و سردرگم از آموزگار آزاده: محمد حبیبی است، آن را تا اندازه ای که تندرستی ام راه می دهد، خواهم شکافت. این آموزگارِ هم اکنون زندانی در رژیم خرموش ها در یادداشت کوتاهی از آن میان، نوشته بود:
«... کنش های تشکل های صنفی، چه معلمی و چه کارگری، نوعی فعالیت سندیکالیستی است. در سندیکا خواسته ها در سطح مطالبات صنفی باقی می ماند؛ از همین جهت است که در ادبیات رادیکال، چنین کنش هایی رفرمیستی تلقی می شود.» (محمد حبیبی، زندان اوین پانزدهم اردیبهشت هزار و سیصدو نود و هشت (منتشر شده در «سایت جامعه نو»، برگرفته از «تلگرام») ـ برجسته نمایی های متن، همه جا از آنِ من است.    ب. الف. بزرگمهر

۶ ـ برگرفته از یادداشت «هر اعتصاب کارگری، نه تنها صنفی که نیز سیاسی است!»، ب. الف. بزرگمهر    ۱۳ بهمن ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/02/blog-post_76.html

زیرنویس تصویر:

درگذشت جانگداز چهار کارگر در پی سوختگی. چه کسانی و کدام نهادها پاسخگوی آنند؟

دستپخت مشتی دزد سر گردنه که از ویروس کرونا هم برای خود دکان ساخته اند

این است دستپخت مشتی دزد سر گردنه و خیانتکاران دو یا چندملیتی برای توده های میلیونی مردم ایران که از ویروس کرونا هم برای خود دکان ساخته و به هیچ چیز جز انباشتن جیب های خود و بار زدن به کشورهای دیگر نمی اندیشند (گزارش زیر).

«دنیایی که برای فروپاشی جمهوری اسلامی ایران در این تلنگر سنگین کرونا، آماده بود امروز در حیرت است که چگونه توانستیم با لطف خدا، هم بیماری را مهار کنیم و هم دارو و تجهیزات مناسب تولید کنیم و هم توانستیم برای ساخت واکسن در ۶- ۵ پلتفرم، گام های موثری برداریم.» از یاوه گویی های انباشته از دروغ دزد مادربخطای بیشرمی به نام سعید نمکی، تمرگیده در جایگاه وزیرِ جان ننه شان: «بهداشتِ» رژیم خرموش پرور، «خبرگزاری فارس»  پنجم امرداد ماه ۱۴۰۰

سرنگون باد گروهبندی های خرموش اسلام پیشه ی فرمانروا بر میهن مان!

مرگ بر رژیم پوشالی اسلام پیشگان یکی از دیگری دزدتر و بیشرم تر!

ب. الف. بزرگمهر   نهم امرداد ماه ۱۴۰۰ 

***

کارکنانی که ۱۸ ماه بی وقفه در صف مقدم مبارزه با کووید۱۹ حاضر بوده اند و بسیاری از ایشان تا مرز شهادت در دفاع از سلامت مردم نیز پیش رفته اند، اکنون در اوج خستگی باید در برابر موج بیماری بزرگتر از تمام امواج قبلی همچنان در صف مقدم بمانند.

تکمیل ظرفیت بستری بیمارستانها،  فقط به معنی اشغال تخت نیست که با افزودن تخت های سیّار و بیمارستانهای صحرایی قابل جبران باشد؛ بلکه به معنی اشباع کامل ظرفیت کادر ارائه دهنده خدمت نیز هست.

تخت و تجهیزات بدون حضور کارکنان آموزش دیده و آماده به کار نمی تواند بیماران را نجات دهد.

اکنون باید هشدار دهیم که ظرفیت جسمی و روانی کارکنان نظام سلامت در تمام عرصه ها، چه عرصه خدمات بهداشتی و درمانی سرپایی و چه خدمات درمانی بستری به حد اشباع نزدیک شده و ادامه این فشار فزاینده، سبب افت شدید عملکرد ایشان خواهد شد.

علیرغم ضرورت حضور همه نهادها و سازمانها برای کنترل اپیدمی، اکنون فقط سنگر مراکز بهداشتی درمانی کماکان با ایثار بی بدیل مدافعان سلامت، فعال باقی مانده است و اگر خدای ناکرده به هر دلیل این خط نیز در هم شکسته شود، امیدی برای کاهش مخاطرات و پیامدهای ناگوار  آن باقی نخواهد ماند.

از نامه ی مِهتَرانِ دانشگاه های علوم پزشکی ایران به آخوند پفیوز امنیتی: حسن فریدون روحانی شده و مشتی دزد تمرگیده در جایی با نام دهان پرکن «ستاد ملی مدیریت بیماری کرونا» ،  برگرفته از «خبرگزاری پشم و شیشه آنور خط»  نهم امرداد ماه ۱۴۰۰

بختی برای ویرایش این گزارش نداشتم.  برجسته نمایی های  متن همه جا از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر

 

«اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» کجا، رژیم سرمایه داری مافیایی کجا؟!

از تک تک چهره های شان پیداست که از دیدن این آقا ترش کرده و از ایستادن کنار وی در چنان آیینی (جشن «روز نیروی دریایی روسیه») ناخشنودند؛ ناخشنودی نه چندان ناروا. من هم اگر جای آن ارتشبدهای سه گانه بودم که هر یک نشان (مدال) های یادگاری چندی از دلاوری های دوران جنگ با «نازی» ها و  «رژیم ددمنش هیتلری» بر سینه دارند و دو تای شان نیز به بالاترین نشان سرفرازی: «دلاور اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» نیز دست یافته اند از ایستادن در کنار «مستر مافیوز روسی» شرمگین می شدم؛ شَوَند آن نیز با آنکه «مستر مافیوز» و دیگر گماشتگانِ دیوانسالارِ سرمایه داری مافیایی در آن کشور، بارها کوشیده اند تا روسیه کنونی را دنباله ی خردمندانه ی نخستین کشورِ کارگران و زحمتکشانِ جهان جا بزنند، چون روز روشن است:
«اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» کجا، رژیم سرمایه داری مافیایی از هر دو سو در منگنه کجا؟! رژیمی که نه راه پس و بازگشت به گذشته را دارد* و نه راه پیش، آنگونه که هنوز با خوش باوری بسیار بیجا و بیم برانگیز در چارچوب سیاست های کوتاه برد و به همان اندازه کوته بینانه بر بنیاد «پراگماتیسم» برای گشودن گرهِ نزدیکی با کشورهای امپریالیستی باخترزمین می کوشد و پاسخی دلخواه نمی گیرد. 

ب. الف. بزرگمهر   نهم امرداد ماه ۱۴۰۰

* ناگفته نگذارم که با همه ی کاستی ها و نارسایی های پیامدِ زیر پا نهاده شدن بنیادهای «سوسیالیسم دانشورانه» در آن کشور از سوی دیوانسالاران رخنه کرده در ساختارهای توده ای و سازماندهی بویژه از دوران رهبری «ژوزف استالین» و خوب پروار شده و جا افتاده در دوره های پس از مرگ وی، در واپسین همه پرسیِ برای روشن نمودن سرنوشتِ آن کشور (یکی دو سال پیش از فروپاشی آن کشور)، بیش از  ۷۵⸓ رای دهندگان به پابرجایی سامانه ی سوسیالیستی در آنجا رای داده بودند.  ب. الف. بزرگمهر

خوزستان تشنه را با خون سیراب کردند!

اگرچه اینجا خبرها دیگر حتی از طریق ملاقات هم به من نمی‌رسد و فرصت اندک مکالمه تلفنی‌ام در حضور مامور حراست تنها دریچه ارتباطم به دنیای بیرون است، اما گزارش‌های تلویزیون حکومت به خوبی مرا در جریان وضعیت اسفبار خوزستان قرار داد.

به خوبی در این سالیان دریافته‌ام که هر آنچه تکذیب کردند را باید به عنوان عمل حادث شده در نظر بگیرم و این بار نوبت تکذیب و سیل دروغ‌ها درباره خوزستان بود. آنچه از میان اخبار پی‌ بردم، این است که مردم تشنه را با سرب داغ پاسخ‌ گفته‌اند و آن سرزمین داغدار را دوباره خون‌چکان کرده‌اند. تابستان داغ است؛ درست مثل تابستان ۶۷، همین قاتلان هم بودند! آن روز در کسوت «هیأت مرگ» و امروز در کسوت «رئیس جمهور»! دوباره خونریزی و کشتار! اگرچه روی دریای خون عزیزان ما به مسند می‌رسند، اما طوفان دادخواهی کاخ شان را ویران خواهد کرد.

خون زندانیان سیاسی اعدام شده در ۶۷ با خون جوانان کشته شده در خیابان‌ها از آبان ۹۸ تا تیر۱۴۰۰ در خوزستان و لرستان به فاصله زمانی ۳۳ سال در همین جغرافیا بهم گره‌خورد و این را اثبات کرد که تا زمانی که عاملین و آمرین نسل کشی ۶۷ به میز محاکمه کشیده‌ نشوند، هیچ نسلی در امان نخواهد ماند. عزم ما نقطه پایان دادن به تداوم خونریزی و جنایت است! عزم ما دادخواهی است!

با درود به جوانان غیور شهرهای به پاخاسته که این روزها خودم را نه در میان دیوارها که دوشادوش آنها می‌بینم و نبضم با ضرب‌آهنگ قدم‌هایشان بر خیابان‌ها می‌تپد و با تعظیم در مقابل شهدای تشنه لب خوزستان، دوباره فریاد دادخواهی‌ام را بلند می‌کنم [و] خطاب به حکومت می‌گویم که خواهر و برادر مرا چرا کشتید؟ و تا زمانی که برای پاسخ دادن این سوالم مقابل دادگاه قرار نگیرید، من صدایم خاموش نخواهد شد؛ حتی در زندان جهنمی سمنان!

مریم اکبری منفرد   امرداد ماه ۱۴۰۰ ـ زندان سمنان

برگرفته از «هرانا»  هشتم امرداد ماه ۱۴۰۰

زیرنویس پرتور:

زندانی سیاسی: مریم اکبری منفرد

درود بر این بانوی دلاور و استوار

ب. الف. بزرگمهر   هشتم امرداد ماه ۱۴۰۰

۱۴۰۰ مرداد ۸, جمعه

گر سگی بانگی زند در بام كهدان غم مخور! ـ بازپخشش

«... انتخابات در کشور ما قد برافراشتن ملّی است؛ ملّت با انتخابات در مقابل دشمن سینه سپر میکند، عرضِ‌اندام میکند؛ اهمّیّت انتخابات این است. وقتی دشمن مشاهده میکند که بعد از ۳۷ سال با این ‌همه فشار، با این تحریمهای ظالمانه، با این تبلیغات غرض‌آلود و خباثت‌بار نتوانسته است مانع مردم از بیعت با نظام بشود، عظمت این انقلاب در چشم او هیبت پیدا میکند، ملّت ایران عظمت پیدا میکند؛ انقلاب او عظمت پیدا میکند؛ انتخابات این است ... انتخابات، نشان دادنِ وفاداری ملّت ایران است. یک ملّتِ قریب به هشتاد میلیونی در این میدان پُر از دشمن، میدان مین، میدان مقابله‌ها و مبارزه‌های غرض‌آلود و خباثت‌آلود این‌جور شجاعانه، این‌جور دلیرانه حضور خودش را اعلام میکند؛ انتخابات این است. ببینید چقدر مهم است!»

برگرفته از «بیانات در دیدار مردم نجف‌آباد»، پنجم اسپند ماه ۱۳۹۴

... اما آن بزرگانِ صاحب توفیق كه وجودشان به زینت حلم و وقار مُزَیّن است، اگر هزاربار، مجموع اتباع او را در برابر او كون بدرند، سر مویی غبار بر خاطر مبارك او ننشیند. لاجرم چندانكه زنده است، مرفه و آسوده روزگار بسر می برد. او از اهل و اتباع خشنود و ایشان از او فارغ و ایمن؛ اگر وقتی تهمتی به او رسانند، بدان التفات ننماید و گوید:
گر سگی بانگی زند در بام كهدان غم مخور!

جاودانه عُبید زاکانی

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/02/blog-post_44.html

حاجی، بازار رواج است رواج! ـ بازپخشش

حراج دختری نُه ساله در «ننگرهار» افغانستان!

حاجی، بازار رواج است رواج
كو خریدار؟ حراج است حراج !

می فروشم همه ی ایران را
عرض و ناموس مسلمانان را

رشت و قزوین و قم و كاشان را
بخرید این وطن ارزان را !

یزد و خوانسار حراج است حراج
کو خریدار؟ حراج است حراج

زنده یاد اشرف الدین حسینی گیلانی (نسیم شمال)

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/09/blog-post_2058.html

قرار بود انقلاب برای آن ها زندگی آبرومندانه فراهم کند ... ـ بازپخشش

دخمه ای است و همه ی دار و ندارِ خانواده ای عیالوار همین است. قرار بود انقلاب برای آن ها نیز که «سند دست های پینه بسته شان است»، زندگی آبرومندانه فراهم کند؛ زندگی آبرومندانه ای که نه برای آن ها و نه برای هیچکس فراهم نشد؛ حتا برای دزدان و میوه چینان انقلاب که هنوز نمازهای پر آب و تاب می خوانند و رهبرشان: «علی بابا» را گاه گداری به اندرزگویی وامی دارند که شب های ماه رمضان پرخوری نکنید ... عیش و عشرت تان را جلوی چشم مردم انجام ندهید تا دل  شان کباب شود ...

نمازهایی که از هزاران ناسزای چارواداری و ناموسی بدتر است! خوشبختانه درهای توبه باز است؛ چند بار تاکنون توبه کرده اند، نمی دانم؛ ولی خُمس و زکات می پردازند و به دلار نیز می پردازند تا بر میلیاردهای «علی بابا» افزوده شود و میانجی شان شود تا در آن جهان نیز به آن ها بد نگذرد و خرده حسابی با خداوند بخشنده ی مهربان نداشته باشند ... زندگی به همین سادگی و با خوبی و خوشی می گذرد. بر چشم حسود لعنت!

ب. الف. بزرگمهر  سوم اسپند ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/02/blog-post_969.html

آیا همان یکی ما را بس نیست؟! ـ بازپخشش

برای ما که جنسیت نداریم، تفاوتی نمی کند که پسری هستی یا دختری. ببین از ما چه خواسته ای؟! و اگر کسی تاب دیدن خوشبختی تان را دارد، چه؟ باید بیگمان او را آنچنان بدبخت کنیم که شما را به یاد آورد؟! بگمانم، خوشی زیر دلت زده که اینچنین پرت و پلا می گویی!

ما در آن پایین نماینده ای گماشته ایم که حرف مفت بسیار بر زبان آورده و می آورد و بجای آنکه کاری خداپسندانه انجام دهد با شیطان سَر و سِر دارد و نشست و برخاست های پشت پرده اش با آن ملعون را «نرمش قهرمانانه» می نامد! آیا همان یکی ما را بس نیست؟!

از زبان خدای لمیده بر عرش:  ب. الف. بزرگمهر   ۲۸ اسپند ماه ۱۳۹۵

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/03/blog-post_42.html

۱۴۰۰ مرداد ۷, پنجشنبه

من یک زنم. فرزند ایرانم. نام من «کیمیا»ست

با سلام و احترام به همه کسانی که مرا هموطن خودشان می‌دانند. از راه دور به خاک خوزستان بوسه می‌زنم که هر چه داریم از همان خاک خشکیده است. اشک هایم از دیدن ویدیوهایتان بند نمی‌آمد. خواستم بگویم در برابر محبت‌ها و موج همدلی‌تان در شبکه‌های اجتماعی، همیشه سر تعظیم فرود می‌آورم. قدردان حمایت‌های ورزشکاران، هنرمندان، پیشکسوتان و مربیانی هستم که مرا یکی از خودشان می‌دانند ... سپاسگزارم از همه‌ی رسانه‌هایی که با جریان‌سازی غیراخلاقی صداوسیما همراهی نکردند. همان مردانی که سال‌هاست بلندگوی عادی‌سازی تبعیض جنسیتی شده‌اند. آخر آنها تحقیر زنان خود را در خانه کافی نمی‌دانند و در رسانه به اصطلاح ملی هم به زن ستیزی‌شان ادامه می‌دهند. من یک زنم. فرزند ایرانم. تکواندوکارم. با مبارزه بزرگ شده‌ام و به مبارزه ادامه می‌دهم. نام من «کیمیا»ست.

از «اینستاگرام» کیمیا علیزاده، تکواندوکار ایرانی که در هماوردی های المپیک ۲۰۲۰ توکیو زیر پرچم سپیدِ تیم پناهندگان در هماوردی های تکواندو همپاست، برگرفته از «اسپوتنیک»   ششم امرداد ماه ۱۴۰۰

درود بر کیمیا! پایدار و سرفراز باشی!    ب. الف. بزرگمهر   هفتم امرداد ماه ۱۴۰۰

آنچه هم اکنون به چشمِ خود می بینید، تَه رنگی از حکومت امیرالمومنین را نیز دربردارد

«امروز افتخار همه ما این است که حکومت اسلامی ما در مسیر راه امیرالمومنین باشد که البته همه ما می‌دانیم که حکومت چهل و چند ساله جمهوری اسلامی ایران با حکومت مولایمان امیرالمومنین فاصله دارد؛ اما اگر تلاش بر ادامه دادن همان مسیر و مطلوب هم همان باشد، این تلاش، ایثار و فداکاری ما باید ادامه یابد و حکومت ما هر روز رنگ حکومت امیرالمومنین بگیرد.»* باید کار را انشاء الله تا جایی پی گیریم که کسی یارای آمدن به کنار حوض کوثر را نداشته باشد؛ چه منافق باشد یا معاند یا عوام النّاسِ سراپا تقصیر! ما بحمدلله در همین مسیر حرکت می کنیم و از این کشور که هنوز نام ایران بر خود دارد، در فرجام کار، ولایتی خواهیم ساخت که هیچ جانور دیگری جز شتر یارای ماندن در آن را نداشته باشد. آنچه هم اکنون در خوزستان و نه تنها خوزستان که در جاهایی که زمانی دورتر از پرآب ترین سرزمین های این مرز و بوم بوده اند به چشمِ خود می بینید، خود بهترین نشانه ی «تلاش، ایثار و فداکاری» حکومت اسلامی مان است و تَه رنگی از حکومت امیرالمومنین را نیز دربردارد.

ب. الف. بزرگمهر   هفتم امرداد ماه ۱۴۰۰

* از تازه ترین یاوه گویی های آخوند پفیوز امنیتی: حسن فریدون روحانی شده، برگرفته از «خبر آنورِ خط» هفتم امرداد ماه ۱۴۰۰

۱۴۰۰ مرداد ۶, چهارشنبه

کارگران نیروی سترگ خود را می باورند و به طبقه کارگر فراز می یابند

کارگران نیروی سترگ خود را می باورند و بیش از پیش یگانه شده به طبقه کارگر فراز می یابند.

همه ی شوراها و ساختارهای یکی از دیگری پوشالی ترِ نانخور رژیم زیر پوستین اسلام و دیگر ساختارهای مزدور و جیره خواری که می کوشند جنبش کارگری ایران را در چارچوب کنشگری های خُرد و تکه پاره ی اقتصادی نگاه دارند را باید فراخور روز و روزگار خویش، پس زد یا نادیده گرفت تا گورشان را گم کنند.

پیش بسوی سازمانیابی گسترده در سندیکاها و شوراهای ناوابسته ی کارگری!

ب. الف. بزرگمهر   ششم امرداد ماه ۱۴۰۰

ویدئوی پیوست: سخنانی برآمده از دل و جان و دریافتی فراز یافته از نیروی دورانساز کارگر



دستمال توالت و آزمون های دهگانه ی الهی! ـ بازپخشش

نوشته است:
سختى ها (دردِ سرها) مانند دستمال توالت اند؛ يكى مى كشيم، ده تا مي آید!

از «گوگل پلاس» با اندک ویرایش درخور از اینجانب:    ب. الف. بزرگمهر

... و من در حال خنده با خود می اندیشم:
... و بیگمان بجای ... پاک کردن، نوبت آزمون های دهگانه ی الهی است* که هر بار بیش تر از پیش ناپاک شوی!

ب. الف. بزرگمهر   دوم خرداد ماه ۱۳۹۴ («گوگل پلاس»)

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/05/blog-post_37.html

* «آمریکایی‌ها در این مذاکرات، بر سر موضع عنادآمیز خود، محکم ایستادند و یک قدم هم جلو نیامدند. آمریکایی‌ها در زبان و وعده می‌گویند تحریم‌ها را بر می‌داریم؛ اما تحریم‌ها را برنداشتند و برنمی‌دارند؛ ضمن آنکه شرط هم می‌گذارند و می‌گویند که باید در همین توافق جمله‌ای بگنجانید که بعداً درباره برخی موضوعات صحبت شود و گرنه توافقی نخواهیم داشت. آنها می‌خواهند با گذاشتن این جمله، بهانه‌ای برای دخالت‌های بعدی خود درباره اصل برجام و مسائل موشکی و منطقه‌ای فراهم کنند و اگر ایران حاضر به بحث درباره آنها نشود، بگویند توافق را نقض کرده‌اید و توافق، بی‌توافق ... آمریکا هیچ ابایی از نقض قول و تعهدات خود ندارد؛ همان‌طور که یکبار توافق را نقض کردند و کاملاً هم بی‌هزینه بود. اکنون هم که به آمریکایی‌ها گفته می‌شود، تضمین دهید که توافق را در آینده نقض نخواهید کرد، می گویند تضمین نمی‌دهیم. (از بیانات «بصیرت العظما» در واپسین دیدار با آخوند پفیوز امنیتی و هموندان دولت نامور به «زهدان اجاره ای» برگرفته از «تارنگاشتِ کیر خر نظام خرموش پرور»   ششم امرداد ماه ۱۴۰۰)

بانوی زیبا مرا سرفراز می کنید؟ ـ بازپخشش

جشن و پایکوبی در «جمهوری سرفراز دمکراتیک خلق کره»

ب. الف. بزرگمهر   ۲۶ فروردین ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/04/blog-post_99.html



کاری است که شده و خودِ «آقا» جلودار آن بودند ...

پاسخ از زبان «سیّد از خر جسته» به نماینده ی مچ بگیر مَهِستان فرمایشی۱:
آنوخت که ما نوشتیم، هنوز هواپیمایی خریداری نشده بود؛ شاید سرگرم خریدن بودند؛ ولی کار هنوز جوش نخورده بود. وختی که خریدند، مدتی گذشته بود و ما هنوز سرگرم نوشتن دنباله ی گزارش بودیم. تحریم های ملی و بیمه ای را هم برای برخی برداشته بودند و ما کمی ذوق زده بودیم که آن را برای همه نوشتیم تا «آقا» را خوشحال کنیم. خوب! بحمدلله ایشان، همانگونه که خودشان زمانی پیش تر فرموده بودند به ریز و شپش کارها کاری ندارند و تنها به کُلیات می پردازند. حالا هم انشاء الله جنابعالی و دیگر دوستان دلواپس تان با پیروی از سیره ی رهبر مُعَظَّم، کار را همینجا ختم به خیر کنید و نروید ریز و شپش «بسته شفاهی» و اینا را زیر و رو کنید که مو از ... ـ ببخشید! گلاب به روی تان ـ لَگَن گُه بیرون بکشید۲ و آبروی مان را بیش تر بریزید؛ کاری است که شده و خودِ «آقا» جلودار آن بودند ...

ب. الف. بزرگمهر   ششم امرداد ماه ۱۴۰۰

پی نوشت:

۱ ـ «اخیراً وزارت خارجه، گزارشی درباره برجام به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ارائه کرده که دارای ایرادات اساسی است. قرار بود که این گزارش، هر ۶ ماه در صحن علنی مجلس قرائت شود؛ اما این اتفاق نیفتاد. از سوی دیگر، گزارشی که اخیراً به مجلس ارائه شده، پر از توهم بوده و تاریخ را تحریف کرده است. وزیر امور خارجه در این گزارش، مطالب متناقضی را مطرح کرده بگونه‌ ای که یکجا گفته ꞌتحریم‌ های مالی و بیمه‌ ای لغو شدهꞌ و در جای دیگر اعلام کرده که ꞌاین تحریم‌ ها هنوز برداشته نشده و باقی مانده استꞌ. همچنین وزیر امور خارجه در یکجا مطرح کرده که ꞌما هواپیما خریداری کردیمꞌ و در جای دیگر، عنوان کرده که ꞌهواپیما نخریدیم.ꞌ ... جالب است که همین گزارش ظریف، نشان می‌ دهد نکاتی که روحانی در مورد قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ ها و صیانت از حقوق ملت ایران مطرح کرده، خلاف بوده است.» گفته های علیرضا سلیمی، هموند گروه مهتران مَهستان شورای اسلام پیشگان، ششم امرداد ماه ۱۴۰۰ (برگرفته از «اسپوتنیک»  ششم امرداد ماه ۱۴۰۰)

۲ ـ بجای زبانزدِ «مو را از ماست بیرون کشیدن» و با اشاره به شوخی زشت و زیبا ولی پرآرشِ زیر که آن را دانسته دستکاری نموده و رنگی سازگار با روز و روزگار کنونی به آن داده ام:
با رونوشت برداری از هماوردی های جهانی ورزشی در رشته های گوناگون، نمایندگان دولت های گوناگون جهان سرمایه داری نیز هماوردی ویژه ای سامان داده بودند که پرچانه ترین نمایندگان هر کشور در آن همپا شده بودند. جلوی هر نماینده، لگنی انباشته از گُه نهاده و با سوت داور، هر آن کس که بیش ترین اندازه از لگن را در کوتاه ترین زمان سر می کشید، برنده ی هماوردی شناخته می شد و پیشکشی نیز دریافت می کرد. هنوز اندکی از آغاز هماوردی نگذشته، نماینده ی ولایت اسلام پیشگانِ خرموش پرور، ناگهان دست از خوردن کشید و وختی شَوَندِ کنار کشیدن وی را پرسیدند، گفت: بخدا! یک مو در آن دیدم که حالم را بهم زد ...

۱۴۰۰ مرداد ۵, سه‌شنبه

کار و فرآوری از آنِ ماست؛ خورد و برد از آنِ شما! ـ بازپخشش

ب. الف. بزرگمهر   ۱۹ خرداد ماه ۱۳۹۴

http://www.behzadbozorgmehr.com/2015/06/blog-post_9.html



نشانی از گذشته ای نه چندان دور

نشانی از گذشته ای نه چندان دور را بِرُخ می کشند

ب. الف. بزرگمهر   پنجم امرداد ماه ۱۴۰۰

زیرنویس پرتور:
جشن «روز نیروی دریایی» در «سِواستاپُل» روسیه



درست فرود بیا! خیتی بالا نیاری

مرده شور برده، درست فرود بیا! خیتی بالا نیاری

ب. الف. بزرگمهر   پنجم امرداد ماه ۱۴۰۰

زیرنویس پرتور (اسپوتنیک):
بازیکن تیم تنیس روی میز سوریه (بازی های المپیک توکیو)



شمارش دارایی های نخستین وزیر به پایان رسید! سایرین سرگرم حساب و کتابند! ـ بازپخشش

بر پایه اصل ۱۴۲ قانون اساسی، رییس جمهور و وزیران باید دارایی هایشان را به رییس قوه قضایی اعلام کنند.

به تازگی شمارش دارایی های نخستین وزیر به پایان رسید:
آقای نعمت زاده: هزار میلیارد تومان!

رییس جمهور و سایر وزیران هنوز درحال حساب و کتابند!

از «گوگل پلاس» با اندک ویرایش و پارسی نویسی درخور بویژه در نشانه گذاری ها از سوی اینجانب:  ب. الف. بزرگمهر

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/01/blog-post_7151.html

هركه كار خدا كند به یقین روزیش میشود فراوانا ـ بازپخشش

گربه چون موشكان بدید بخواند
رِزقِكُم فی السّماء حقّانا

من گرسنه بسی به سر بردم
رزقم امروز شد فراوانا

روزه بودم به روزهای دگر
از برای رضای رحمانا

هركه كار خدا كند به یقین
روزیش میشود فراوانا

بعد از آن گفت پیش فرمایید
قدمی چند ای رفیقانا

موشكان جمله پیش می رفتند
تنشان همچو بید لرزانا

ناگهان گربه جست بر موشان
چون مبارز به روز میدانا

پنج موش گزیده را بگرفت
هر یكی كدخدا و ایلخانا

بخشی از چکامه ی «موش و گربه» ی جاودانه عُبید زاکانی

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/07/blog-post_9360.html

بدهکارترین متهم نامدار جهان! ـ بازپخشش

چند روزی هست که دوباره پرونده کرسنت و بیژن زنگنه بر سر زبان ها افتاده است؛ ولی، این بار مساله جدی است. بسیار هم جدی! ماجرا هم از اینجا دوباره بحث انگیز شده که «دادگاه لاهه» که مسوول بررسی این پرونده است از «شرکت ملی نفت ایران» خواسته به علت تغییر دولت در ایران، اگر همچنان پیگیر این پرونده هستند، درخواست دادرسی و شکایت خود را در نامه ای اعلام کنند؛ ولی امروز که واپسین مهلت فرستادن شکایت بوده، خبری از درخواستنامه ی دادرسی و پی گیری دوباره ی این پرونده از سوی «شرکت ملی نفت» نیست! آرش این حرکت «شرکت نفت» این است که دراین پرونده هیچگونه تخلفی روی نداده و با پس گرفتن شکایت، پرونده خود به خود بسته می شود؛ ولی شوربختانه این پرونده با پس گرفتن شکایت ایران فرجام نمی یابد؛ چون دادخواست دیگری در این باره از سوی شیخ نشین های «امارات» در کار است.

اماراتی ها پس از از میان برداشتن یکسویه ی قرارداد از سوی ایران به «دادگاه لاهه» شکایت بردند و اکنون با کناره گیری ایران از پیگیری این تبهکاری و رشوه خواری به گمان بسیار بالا در دادگاه پیروز خواهند شد و «دادگاه لاهه» ایران را مبلغی میان ۸ تا ۱۲ میلیارد دلار به خاطر از میان برداشتن یکسویه ی قرارداد و دیرکرد صدور گاز جریمه خواهد کرد. جدا از این جُستار و افزون بر پرداخت دیرکرد و غرامت، «شرکت ملی نفت ایران» بر پایه ی «قرارداد کرسنت» می باید گاز «میدان سلمان» خود را به مدت ۲۵ سال و با یک سی ام بهای جهانی گاز به «امارات» بفروشد.

به این ترتیب و از هم اکنون می توان فرنام «بدهکارترین متهم جهان» را بر روی بیژن نامدار زنگنه نهاد که اگر تاکنون نامی نداشته، زین پس برای همیشه نامدار خواهد بود!

از «گوگل پلاس» با ویرایش، پارسی نویسی و بازنویسی درخور از سوی اینجانب؛ عنوان نیز از آنِ من است.    ب. الف. بزرگمهر

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/12/blog-post_17.html

۱۴۰۰ مرداد ۴, دوشنبه

هر چه شما بفرمایید، همان را می گوییم! ـ بازپخشش

رونوشتی برابر اَسلِ (اصل) آن در ایرانِ خرموش زده

ـ اعتراف می کنی با دشمن همکاری داشته ای؟!

ـ بله، چاره ای نیست؛ اعتراف می کنم ...

ـ از همکاری هایت با دشمن بگو تا مردم آن را بدانند.

ـ به همین شمشیر بالای سرتان که تیزی اش را روی گردنم احساس می کنم، سوگند، نمی دانیم از کدامیک بگوییم. هر چه شما بفرمایید، همان را می گوییم!

ب. الف. بزرگمهر   ۱۳ خرداد ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/06/blog-post_84.html

زیرنویس تصویر:

یک ماه پس از بازداشت شماری از کنشگران مدنی در عربستانِ زیر چکمه ی خاندان پلیدِ سعودی، دستگاه دادگستری آن کشور اعلام کرد که بازداشت‌شدگان به همکاری با دشمن اعتراف کرده‌اند.

 

برگرفته از تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»  ۱۳ خرداد ماه ۱۳۹۷ (با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

باش تا کشیده ی جانانه ای دیگر و شاید آذرخشی نیرومندتر از دی ماه سال گذشته ـ بازپخشش

امروز داشتم دنبال چیزی در اینترنت می گشتم که در یکی از تارنگاشت ها به گفته های آخوندِ از ایران و جهان ناآگاهی به نامِ ناصر مکارم شیرازی برخوردم که گویا دیروز یا همین امروز در آموزشگاهی دینی، سخنانی درباره ی پوشش زنان از خود در کرده بود. در آن تارنگاشت، افزون بر آن به گفته های یکی دو ماه پیش وی نیز اشاره شده بود که یکی از آن ها چشمم را گرفت:
«برخی معنای اجبار را درست متوجه نشده‌اند و الزام و اجبار را اشتباه گرفته‌اند. الزام یعنی این که موارد قانونی و شرعی باید رعایت شود؛ اما اجبار به معنای تحمیل غیر منطقی است ...»

با خود گفتم، چنانچه واماندگی این آخوند نادان که شاید نمی داند در پس رویدادها لنگ لنگان راه می رود و بجای بسیاری چیزهای ارزشمندی که یا فرو ریخته اند یا دارند فرو می ریزند، انگشت روی نقشی بازمانده از نقش های ایوان دوره ی قاجاری نهاده و خرده گیری می کند را نادیده بگیریم، بنیاد سخن وی، تنها در چارچوبی که چند جای آن شکسته و چوب آن نیز پوسیده، درست است؛ زیرا «اجبار» در برابر «اختیار» آرش و مانش می یابد و هنگامیکه اختیاری در کار نباشد، اجباری نیز در کار نخواهد بود. با این همه، اینکه به این شَوَند، چادر و روبنده و روسری، آنگونه که وی بر زبان رانده «الزام آور» است، چون در «قانون» آمده، خود یاوه ای آمیخته به سفسطه است؛ زیرا قانون را چیزی سپندینه (مُقَدّس) و یکبار از آسمان فروافتاده، پنداشته یا بشمار آورده که چنین نیست و به آن در اینجا بیش تر نمی پردازم. تنها این نکته را به این آخوند نادان یا خود را به نادانی زده و سایر همپالکی هایش گوشزد می کنم که روسری از سر برداشتن های چند دختر و زن جوان در اینجا و آنجا و پشتیبانی همه سویه ی توده های مردم در پیِ آن، همه ی آن «الزام ها» را یکبار برای همیشه، زیر پا خرد کرد و پوچی آن ها را نه تنها در ایران که در جهان به نمایش نهاد. اگر هنوز درنیافته اید، باش تا کشیده ی جانانه ای دیگر و شاید آذرخشی بزبان کژدم گزیده ی خودتان: «انشاء الله» نیرومندتر از دی ماه سال گذشته تا جان تان را بگیرد! اینگونه که برمی آید، کشیده هایی که یکی دو تا نیز نبود، هنوز برخی را از خواب خوش پنبه دانه ای و رویای قجری نپرانده است.

ب. الف. بزرگمهر   ۱۵ خرداد ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/06/blog-post_5.html

اگر مرا به رهبری برگزیده بودید ... ـ بازپخشش

اگر مرا به رهبری برگزیده بودید، اینگونه به شِشدر فرونمی ماندید!

ب. الف. بزرگمهر  ۱۶ امرداد ماه ۱۳۹۴

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/08/blog-post_7.html



«هفت تپه» در جوش و خروش

هر چه همبسته تر باد جنبش توده ای ـ کارگری!

پیش بسوی پیروزی بر گروهبندی های خرموش اسلام پیشه ی فرمانروا بر میهن مان!

پیروز باد پیشانی یگانه ی خلق های ایران برهبری طبقه کارگر برای سرنگونی رژیم پوشالی دزدسالار!

ب. الف. بزرگمهر   چهارم امرداد ماه ۱۴۰۰

ویدئوی پیوست (برگرفته از «تلگرام سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه»  سوم امرداد ماه ۱۴۰۰): هفت تپه در جوش و خروش



برافتو

ساز و آوازِ بختیاری

بهمن علاءالدین (مسعود بختیاری) 

ببین اینک دست در دست هم دادن،
جان برای هم دادن چه اندازه* آسان است
ببین حالا وختی با هم باشیم،
راندن دشمن چه اندازه آسان است.

دیگر شب تاریک برای دیدن پگاه
به رَه مَنِشین! خواب خواهد ربود ترا
اکنون می توانی؛ از نتوانستن مگو دیگر!
خود پاشو و همانند آفتاب برآ!

بیا با هم پیمانی ببندیم،
اینک که من و تو همدرد همیم؛
نباید بنشینی، من که برمی‌خیزم!
اینک که من و تو ستونِ همدیگریم،
همانند آفتاب، خود برخیز و برآ!
همانند چشمه پاک و روان باش،
نه همانند آبِ بی جنب و جوش!

برگرفته از «تلگرام»   چهارم امرداد ماه ۱۴۰۰ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

* واژه ی چندی که در ساز و آواز گوش را می نوازد، رساتر و باریک تر از کاربرد «چه اندازه» است که آن را جایگزین «چقدر» نموده ام.  ب. الف. بزرگمهر

ویدئوی پیوست: برافتو



چشمم آب نمی‌خورد ... ـ بازپخشش

چشمم آب نمی‌خورد
از این باران‌های بی‌موقع
که شیشه‌های پنجره را
هاشور می‌زند
و سیل‌هایی
که صندوق‌های خیریه با خود می‌آورد

چشمم آب نمی خورد
از این ابرهای اقساطی
که با بهره های ۲۰٪ نزول می کند
لطفا به پمپ آب بگو
خواب عمیق چاه را آشفته تر مکن
این خاک
فقط به لطف چشمه سبز می‌شود!

اکبر اکسیر

«برگرفته از «تلگرام»»

https://www.behzadbozorgmehr.com/2020/05/blog-post_24.html

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!