«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۷ آذر ۲۵, یکشنبه

اینجا توی سر سگ بزنی، تحلیلگر، کارشناس اقتصادی، روشندل سیاسی و ... می زاید

نوشته ای است در رسانه ی دروغپرداز وابسته و مزدور «رادیو فردا» که کم تر پیش می آید، یکی از آن ها را بخوانم و بیش تر، گزارش های خبری آن را به شوند همان وابستگی باز می کنم و می خوانم تا ببنم چه سمتگیری هایی دارند و چگونه مخ خوانندگان شان را می شویند. در گذشته، گاه گداری گفتگوهایی با این یا آن مشاور این یا آن رییس جمهور یا تحلیلگری دست اندار کار از خود «یانکی» ها در آنجا درج می شد و گاه نکته های چشمگیری دربر داشتند که از آن ها بهنگام خود در نوشتارهایم سود برده ام؛ اکنون از آن ها نیز نشانی نیست. همان پاچه ورمالیده ها و روشنفکران خودفروخته ی گاه تبهکاری هستند که در ستونی زیر برنام: «نگاه سوم ...» چرت و پرت ها و نوشته های گاه از اینجا و آنجا دزدیده شده شان را پی می گیرند و بدرد آنکه پِهِن نیز بارشان کنی نیز نمی خورند. مدت ها می شود که هیچکدام از نوشته های شان را نمی خوانم؛ نام شان را که می بینم بس است تا صفحه را با شتاب پایین و بالا کنم.

به هر رو، این یکی را باز کردم تا ببینم درباره ی یورش به ایران، چه چیزی برای گفتن دارد. چیزی نیست جز آنکه نتانیاهو یا همانا «نادان یابو» چنین گفت و سخنگوی وزارت امور بیرونی رژیم سگ مذهب اسلام پیشگان به آن گفته ها، چنان پاسخ داد و یا «سپاه پاسداران بر روی موشک‌های خود عبارت ”اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود“ را به زبان عبری می‌نویسد.»:
خبرنامه ای فشرده با مایه ای رویهمرفته هوادارانه از «نادان یابو» که در پایان، برای آنکه وزنه در یکسو چندان سنگین نشود، نوشته است:  
«با این حال، صحبت از حمله به ایران در کلام رهبر اسرائیل، اتفاق کم‌سابقه‌ای است.» و سپس می افزاید:
«احتمال بالا گرفتن درگیری و حمله اسرائیل به ایران چقدر است؟ چقدر ممکن است مقامات ایران از خط قرمزی که نتانیاهو می‌گوید، گذر کنند و بقای اسرائیل را در عمل به خطر بیاندازد؟ در صورت به وقوع پیوستن جنگ مستقیم، چه عواقبی در انتظار هر طرف است؟ در برنامه‌ای که می‌شنوید به بررسی چنین احتمالاتی پرداخته‌ایم.»
  
به این ترتیب، برایم روشن می شود که باید آن برنامه ی شنیداری را بکار بیندازی و گفتگوی حضرت آقا با حسنقلی یا حسینقلی روشندلی (در گذشته برای آنکه به کوران برنخورد، مردم بسیار فرهیخته ی ایران به آن ها روشندل می گفتند!) را بشنوی. با آنکه می دانم آنجا چشم دیدن کسانی چو من را ندارند، برایش نوشتم:
عمو جان! پیش از آنکه برنامه ات را باز کنیم، کمی نوشتاری آن را بنویس که ببنیم چند مرده حلاجی. اینجا توی سر سگ بزنی، تحلیلگر، کارشناس اقتصادی، روشندل سیاسی و حتا تازگی ها هجونویسی پیوسته به مشتی جَک و جانورِ مدعی طنزنویسی که سال ها پیش طنزش تا اندازه ای طنز بود، می زاید. اینجوری که خوب نیست؛ وگرنه، خدای نکرده جریان آن زن بیچاره در شب زفاف پیش می آید:
شخصی زنی بخواست. شبِ اول از بینی و بغلش گندی به دماغش رسید. چون به كار مشغول شد از آنجا نیز گندی عظیم بدو رسید. گفت:
خاتون، لطفی كن؛ تیزی بده، باشد كه دماغم پاره ای خوش شود. (جاودانه عُبید زاکانی)

ب. الف. بزرگمهر  ۲۵ آذر ماه ۱۳۹۷

نه چادر، نه روسری؛ خاک بر سر آن توسری!


چشم دیدن هیچکدام تان را ندارم! ـ بازانتشار

تصویرنوشته ای است چشم براه نگاهی از الله (تصویر پیوست). کسی که آن را درج کرده، بانویی است با روسری و روبنده که حتا چشم و ابرویش را به دشواری می توان دید. («گوگل پلاس»)

اینک گویی خودِ الله نادیده و ناشنیده است که در گوشم زمزمه می کند تا از زبان من برای وی پیام بفرستد:
من که چشمی برای دیدن تو و دیگران ندارم؛ اگر هم داشتم، چگونه می توانستم ترا ببینم و اندکی هم شده محظوظ* شوم؟! برای همین، چشم دیدن هیچکدام تان را ندارم!

ب. الف. بزرگمهر   ۱۸ مهر ماه ۱۳۹۴

* در اینجا الله ناگزیر از زبان اصیل خویش که زبان پارسی را نیز گاییده، سود برده است!

کارپرداز خیمه و خرگاه رهبری، سرش با کونش بازی می کند ... ـ بازانتشار

طوطی دولت زهدان اجاره ای در پاسخ به پیشنهادی درباره ی نشست های رودرروی رسانه ای با بزرگنمایی ریشخندآمیز آخوند پفیوز امنیتی و کوچک نمودن «بز عزازیل نظام» گفته است:
«رییس‌جمهور مشغله ی فراوانی دارد و نمی تواند به همه پاسخ بدهد.»*

می دانید که در این ولایت، آرش کمابیش همه چیز و حتا برخی زبانزدها بگونه ای دگر شده که گاه مانشی واژگون یافته اند؛ به عنوان نمونه، در گذشته برای پافشاری در پاک بودن چیزی می گفتیم:
«مثل کون ملّا پاک است»! اکنون، ته تنها کون ملّا پاک نیست که از سرتاپایش، ناپاکی و پلشتی می بارد.

به عنوان نمونه ای دیگر، ا گر می گفتیم: «انقلاب» به یاد این می افتادیم که باید شاه و رژیم ستمشاهی را سرنگون نمود و بجایش رژیمی از آن توده های مردم نشاند؛ اکنون، این واژه ی سپندینه برای کارگران و زحمتکشان جهان، در این ولایت هر آرشی دارد جز سرنگونی بهره کشان و خودکامگان و ستمگران؛ از سرکوب مردم ستمدیده به هر بهانه ای و «یا توسری یا روسری» یا همانا توی گونی کردن زورکی زنان گرفته تا پولشویی، دله دزدی و ساخت و پاخت با اهریمنان دشمن ایران به بهانه ی نرمش قهرمانانه که همگی در این واژه زورچپان شده و شنیدن آن، بسیاری را به دلشوره می اندازد! «رهبر انقلابی» که دیگر جای خود دارد؛ کسی که براستی ضدانقلابی است و از توان رهبری یک نانوایی نیز برخوردار نیست. بصیرت داشته و نداشته اش هم بخورد توی مغز پوکش!

با این حساب، گفته ها نیز در زبان کژدم گزیده ی بلندپایگان نظام دگردیسه شده و مانشی دیگر می یابند؛ هنگامی که آن طوطی می گوید:
«... مشغله ی فراوانی دارد.»، در کردار چنین از آب درمی آید که «... سرش با کونش بازی می کند»! یادم رفت بگویم که «رییس‌جمهور» نیز در این ولایت سگ مذهب، جز «کارپرداز خیمه و خرگاه رهبری» آرش و مانشی ندارد. به این ترتیب، برگردان گفته های طوطی به زبان آدمیزاد چنین خواهد بود:
کارپرداز خیمه و خرگاه رهبری، سرش با کونش بازی می کند و به کسی جز رهبری یا همانا «آقا بیشعور نظام» پاسخگو نیست! این نیز بماند که به وی نیز آنچنان پاسخگو نیست و سرِ وی را تاکنون چندین بار به تاق کوبیده است. به هر رو، بگذارید به همین بسنده نمایم که با پستانِ مادر گزیده ای روبروییم که پایش بیفتد و کوچک ترین بختی بیابد، «آقا بیشعور» را همراه با سایر جانوران درون خیمه و خرگاه، یکجا به «یانکی» ها و خداوندان انگلیسی اش خواهد فروخت؛ مردم یا از دید این بوزینگان: «عوام النّاس» که جای خود دارند؛ آن ها را با "نرمشی قهرمانانه" پیش تر فروخته اند.

ب. الف. بزرگمهر    ۱۷ فروردین ماه ۱۳۹۶


* محمدباقر نوبخت، طوطی دولت زهدان اجاره ای، در نشست رسانه ای، «ایسنا»، ۱۵ فروردین ماه ۱۳۹۶

شما چرا شرم و حیا سرتان نمی شود؟!


بعله! ما اینیم ...


دو ملیجک جهان سرمایه ـ بازانتشار

دو مَلیجَکِ جهان سرمایه داری! آن گُنده بَک که به خرس های پرخور روسی می ماند، برخاسته از یکی از پلیدترین خاندان های نسل اندر نسل مزدورِ عربستان و نوکر دست به سینه ی «یانکی» ها، کلیددار آینده ی خانه خداست (بیچاره خدا!) که در به خاک و خون کشیدن توده های مردم یمن، تاکنون نقشی بنیادین بازی نموده و این یکی، «مستر مافیوز روسی» است که هنوز از توبره ی برجای مانده از دوران «اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» می خورد و سری نیز در کاهدان امپریالیست ها بسرکردگیِ «یانکی» ها دارد؛ مردکی آبزیرکاه که به یاریِ رهبر کوته بین و ملّی گرای حزب آب رفته ای همچنان نامور به «کمونیست» در آن کشور توانست تا اندازه ای بسیار، ملی گرایی («ناسیونالیسم») و حتا ملی گرایی خودبزرگ بینانه و تند روسی را بجای «کارگرهمبستگی جهانی» («انترناسیونالیسم پرولتری») بنشاند و در همان راهی گام بردارد که کاسه بشقاب فروش های چینی از دیرزمانی به این سو رهسپارند.

ب. الف. بزرگمهر   ۲۸ خرداد ماه ۱۳۹۷


شادباش به رهبر و دولت جمهوری اسلامی! ـ بازانتشار

با انتشار کلاهبرداری یکصد هزار میلیارد تومانی (۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰) مرسل جلالی و گریختن وی به کشوری ناروشن، رکورد اختلاس ایرانی شکسته شد و سردار حسین پهلوان، مدیر عامل «شاندیز مشهد» در رده ی دوم جایگاه ایستاد.

پس از پروژه شانديز بزودی چشم براه خبر تازه درباره ی یکی از بزرگترين چپاول های اموال عمومی به نام «برج های دو قلوی كيش» و «بازار كيش» باشيد! به گفته ی یکی از آگاهان قوه قضایی كه خبر آن در روزنامه «قانون» آمده، كلاهبرداری كه تا ده سال پيش، پیشه ی ماشين شویی داشت با سود بردن از رانت دولت پیشین، بيش از صدهزار ميليارد تومان به جيب زده و به كشور ناروشنی گریخته است.

مرسل جلالی، صاحب امتیاز طرح «برج های دو قلو» و «بازار بزرگ كيش» با سود بردن از رانت، بهترين زمين های كيش را به بهایی کم و بیش رايگان از آنِ خود نمود و پس از جابجایی ده ها هزار ميليارد تومان به حسابی ناروشن از کشور گريخت.

رکوردداران اختلاس های بزرگ تاکنون به تومان:

برج های دو قلو و بازار كيش
۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
پدیده شاندیز مشهد
۹۶۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
بابک زنجانی  
۸۵۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
تبهکاری بانکی
۱۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
منصور آریا و همدستان
۳۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
دانشگاه ایرانیان
۱۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
تامین اجتماعی 
۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
صادق محصولی
۳۷۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
معاون بانک مرکزی
۳۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
رحیمی معاون نخست احمدی نژاد
۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
بنیاد شهید
۱۷۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
مجموع نمایندگان (۳۰۰ نماینده ی مجلس × ۵۰۰۰۰۰۰۰۰)
۱۵۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
مجموع
۲۹۹۳۹۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
جمعیت ایران
۸۰۰۰۰۰۰۰ تن
سهم دزدیده شده از هر ایرانی
۳۷۴۲۳۷۵ تومان

از «گوگل پلاس» با ویرایش و پارسی نویسی درخور و نیز محاسبه ی دوباره از اینجانب:    ب. الف. بزرگمهر

پی نوشت:

شمارگان بالا تنها دربرگیرنده ی برخی دزدی های کلان روی آب آمده است. روشن است که محاسبه ی انجام شده، دله دزدی های کوچک و بزرگ دیگر و بسیاری از دزدی های "قانونی" گروه بزرگی از شکمبارگان الله از مصباح یزدی گرفته تا خود رهبر نابکار "ساده زیست" + ۹۵ میلیارد دلاری که از بودجه عمومی کشور و ده ها جای دیگر، سهمیه هایی ماهیانه و سالیانه دارند را دربرنمی گیرد.

به صفرها که می نگری، سرگیجه می گیری و در مورد من که کم و بیش همیشه سرگیجه دارم، سرسام آور است. بیچاره که دستش از همه جا کوتاه است و بیگمان سرش سوت کشیده به رهبر و دولتی انباشته از دزدانی گردن کلفت، شادباش گفته است. نخواستم برنام نوشته اش را دست بزنم و تنها بجای «شادباش» را جایگزین «تبریک» نمودم؛ ولی، بگمانم اینگونه سزاوارتر باشد:
«شادباش به رهبر دزدان و شکمبارگان الله!» که «دولت دزدان» و همه ی آن های دیگر در شکم اندرزگویش می گنجد.

ب. الف. بزرگمهر     ۱۵ اردی بهشت ماه ۱۳۹۴


رژیمی تا این اندازه پوشالی و بی در و پیکر، سزاوار سرنگونی هر چه زودتر است

به گزارش زیر اندکی باریک شوید! این تنها نمونه ای است از میان هزاران هزار نمونه در زمینه های گوناگون که بدرازای چهل سال، ایران را به چنین منجلابی کشانده است. چنین رژیم پوشالی و ایران برباددهی که در آن از خاک گرفته تا «و اینا»ی وردِ زبانِ آن "رهبرِ" کیرِ خرِ حرامزاده قاچاق می شود و دزدانی نابکار، فرمانروای راستین آنند و هر روز، بهترین فرزندان ایران را بدار می آویزند یا در زندان ها بکشتن می دهند،، سزاوار سرنگونی هر چه زودتر است.

ب. الف. بزرگمهر   ۲۵ آذر ماه ۱۳۹۷

***

نقشه فراری دادن «باقری درمنی» در یکی از اعزام‌ها ناکام ماند

پرونده فساد اقتصادی باقری درمنی طی ۹ جلسه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی صلواتی رسیدگی حکم اعدام در مورد آن صادر و در دیوان عالی کشور تایید شد، شامل ١٥٥ جلد و ٣٢٥ صفحه کیفرخواست است.

جرائم متهم از قبل طراحی شده بوده و با تصمیم جمعی با دیگر متهمان پرونده به صورت باندی و سازمان یافته صورت گرفته است.

حمید باقری درمنی با ترغیب و تشویق [دزدان خرد و کلان جای گرفته در سرتاپای نظام سگ مذهب اسلام پیشگان!]، دستور به فرار و خروج از کشور تعدادی از متهمان موثر و کلیدی پرونده از جمله جوانمیر محمدی و محمد خزاعلی، محمدرضا نصیری، محمد جزایری و مجید باقری درمنی را می‌دهد.

متهمان در قالب شرکت‌های شش گانه تحت هدایت و مدیریت مستقیم باقری درمنی و با تبانی و مشارکت مدیران وقت شرکت‌های مربوطه و مدیران سابق شرکت نفت جی با ارائه اسناد مجعول از شرکت نفت جی، قیرهایی را با کلاهبرداری تحصیل نموده‌اند. [پیدا کنید کلان دزد نامدار زنگوله پا را!]

باقری درمنی بخش قابل توجهی از اموال و دارایی‌های خود را به صورت صوری به اشخاص مورد اعتماد انتقال داده است.

وی با عملیات مجرمانه و در سطح گسترده و به نحو سازمان یافته از طریق ارتکاب جعل، استفاده از سند مجعول، پرداخت رشوه، کلاهبرداری کلان، فرار مالیاتی، انتقال صوری اموال، ترغیب و تشویق افراد موثر و کلیدی شبکه به فرار و خروج از کشور و با استفاده از چهار کارشناس رسمی دادگستری و یک شعبه بانک ملی و آلوده کردن سیستم اداری و چند مسئول وقت شرکت نفت، مرتکب این جرائم شده است.

در زمان محاکمه حمید باقری درمنی در دادگاه و بررسی ابعاد مختلف آن، به نام و عنوان یکی از نهادها تماسی جعلی و مشکوک مبنی بر احضار باقری درمنی ارسال می‌شود، ماموران زندان پس از وصول این نامه فورا قاضی و دادستان تهران را در جریان قرار داده و مقام‌های قضایی از اعزام وی جلوگیری می‌کند. (پیگیری تماس و منشا آن به سرعت انجام و اقدام می‌شود)

ماجرا از این قرار بوده است که در جریان رسیدگی به پرونده باقری درمنی قاضی صلواتی به ماموران زندان و تیم بدرقه تاکید بسیاری برای اهمیت اعزام‌های صورت گرفته کرده بود و در نتیجه به حفاظت ندامتگاه اوین تاکید شده بود تمامی اعزام‌های متهم باید با هماهنگی قاضی صلواتی و مقامات مسئول در قوه قضاییه صورت بپذیرد.

بلافاصله پس از ارسال تماس جعلی و مشکوک و برقراری برخی تماس‌ها از سوی جریان وابسته به درمنی حفاظت و اطلاعات قوه قضاییه به پرونده ورود می‌کند و سرانجام تیم فرار شناسایی و دستگیر می‌شود.

با دستگیری تیم فرار مشخص می‌شود این افراد بدون وابستگی به نهادی ولی با عنوان جعلی قصد داشته‌اند با ارسال نامه‌ و تماس ها وی را از ندامتگاه اوین به منظور اعزام برای رسیدگی به پرونده خارج کنند و در اعزام صورت گرفته مقدمات فرار وی را فراهم آورند.

یک مقام آگاه در پرونده می‌گوید مبلغ مشخص شده برای انجام این عملیات ده میلیارد تومان در نظر گرفته شده بود که باید به صورت نقد در اختیار گروه قرار می‌گرفت.

گفتنی است [این «گفتنی است»، سزاوار داستان سرایی برای کودکان است!] با هوشیاری مسئولین قضایی دخیل در پرونده و در نتیجه ناکام ماندن عملیات فراری دادن باقری درمنی تیم فرار پولی دریافت نکرده است.

در حال حاضر افراد دستگیر شده در مرحله تحقیقات و تکمیل پرونده در دادسرا هستند.

«خبرگزاری مهر»   ۲۴ آذر ماه ۱۳۹۷

بختی برای ویرایش این گزارش نداشتم. برجسته نمایی های متن و افزوده های درون [ ]، همه جا از آنِ من است.   ب. الف. بزرگمهر

۱۳۹۷ آذر ۲۳, جمعه

هوای این یابو را باید داشت

هم این «یابو»* و هم «یابو»ی خودمان، هر دو خشک مغز و نادانند. با این همه، اگر یابوی خودمان، بیش تر زبانش کار می کند و الاغ چموشِ پندارش آنگاه که بویژه بایسته است بجای پای نهادن از آنجا به جهان راستین برای انجام کاری درخور، جایی در ابر و مه همان جهان گم و گور می شود، این یابو بیش از هر اندام دیگر بدنش، سُم خود را بکار می گیرد و لگد می زند. هوای این یابو که گاه سرِ هیچ و پوچ برانگیخته می شود و جفتک می پرانَد را باید داشت؛ بویژه هم اکنون که وزیر جنگ نیز شده است. از سوی دیگر، کونِ این یابو سخت گُهی است و پرونده های خود و زنش که پُربرگ تر نیز شده، بیم برکناری و حتا بزندان افکنده شدنش را پررنگ تر نموده است. هوای این یابوی بیم برانگیز را باید داشت. روی سخنم، هم با توده های مردم ایران، هم با توده های مردم اسراییل و هم با دست اندرکاران نظامی هر دو کشور است؛ نه آن ها که چون این کودن از جان مردم مایه می گذارند و دهان گل و گشادشان را به جنگجویی می گشایند که همه ی آن ها که به فرجام کار می اندیشند. رسیدگی به حساب این یابو، دولت ریشخندآمیزش که خود وی به تنهایی، افزون بر نخست وزیری، پاسخگوی چندین وزارتخانه ی یکی از دیگری برجسته تر نیز شده با خود مردم اسراییل از یهودی و مسیحی و مسلمان و بی باوران به آسمان، بی هیچ خودی و ناخودی و بیخودی شدنی است. هر پاسخ نادرست و بیجایی به این یابو، بی جدانمودن حسابِ توده های مردم اسراییل از چنان رژیمی که از این گوشه چشم، همانندی بسیاری با ایران خودمان دارد، آب به آسیب امپریالیست ها و سیهونیست ها ریختن است.

مرگ بر امپریالیسم! نابود باد سیهونیسم و همه ی گونه های رونوشت شده ی آن در کالبد این یا آن کیش و آیین!

زنده و پاینده باد همبستگی توده های مردم جهان از هر ملیت و رنگ و نژاد و کیش و آیینی!  

ب. الف. بزرگمهر    ۲۳ آذر ماه ۱۳۹۷

* آقای نتانیاهو که از ماه گذشته وزیر دفاع کشورش نیز شده است، مدعی شد:
«آنها می‌خواهند نیروهای نظامی ایران را به اینجا بیاورند؛ در فاصله ۱۵۰۰ کیلومتر از ایران، در مجاورت مرز ما و موشک‌هایی با برد ۴۰۰ تا ۷۰۰ کیلومتر را با خود بیاورند که همه خاک اسرائیل در تیررس آن باشد و همینطور ۸۰ هزار شبه نظامیان شیعه را با هدف صریح نابودی ما وارد کنند.»

نخست‌وزیر اسرائیل تاکید کرد که کشورش رویه همیشگی از بین بردن خطرات را زمانی که هنوز کوچک هستند، در ارتباط با طرح ایران برای تثبیت نظامیان و هم‌پیمانانش در اطراف اسرائیل، بکار برده و پیشاپیش برای خنثی کردن این تهدید تلاش کرده است.

بقای ما، خط قرمز ما در برخورد با رژیم ایران است. ما هر اقدام لازم برای دفاع از اسرائیل در مقابل رژیم ایران که صراحتا از نابودی اسرائیل سخن می‌گوید را انجام می‌دهیم.

دولت و ارتش اسرائیل از سه سال پیش حضور نظامی ایران در سوریه را «تهدیدی جدی» و بمنزله «تنگ شدن طناب دار به دور گردن اسرائیل» دانسته و در راستای مبارزه با آن، صدها بار به «اهداف ایرانی و هم‌پیمانانش در سوریه» حمله کرده است.

برگرفته از گزارش «نتانیاهو: اگر موجودیت اسرائیل تهدید شود به درون مرزهای ایران حمله می‌کنیم»، تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»  ۲۲ آذر ماه ۱۳۹۷

بختی برای ویرایش این گُزیده گزارش نداشتم. برجسته نمایی های متن از آنِ من است. ب. الف. بزرگمهر

۱۳۹۷ آذر ۲۱, چهارشنبه

چشم هایت را که ببندند مختاری ... ـ بازانتشار

شانزده سال گذشت از روزی که محمد مختاری در ۱۲ آذر ۱۳۷۷ خورشیدی در رشته کشتارهای زنجیره‌ای از سوی مزدوران «وزرات اطلاعات»، بی جان شد.

مختاری از سرایندگان، نویسندگان، مترجمان و منتقدان کنونی ایران و از کنشگران «کانون نویسندگان ایران» بود.

وی چندین سال در «بنیاد شاهنامه» کار می کرد. از اعضای «کانون نویسندگان ایران» و همچنین عضو هیات دبیران آن بود. او در پاییز ۱۳۷۷ ترور شد. مختاری آثاری در بررسی آثار سرایندگان دوره ی کنونی از آن میان، نیما یوشیج و منوچهر آتشی دارد.

برای نخستین‌بار، سروده های «پل سلان»، سراینده ی آلمانی را به فارسی برگرداند و درباره‌اش نوشت.

محمد مختاری، روز پنج‌شنبه ۱۲ آذر ۱۳۷۷ پیش از شامگاه برای خرید از خانه اش بیرون رفت و دیگر بازنگشت. گروهی از اعضای «وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی» او را ربوده و کشتند.

دو فرزند مختاری به نام‌های سیاوش و سهراب از وی به یادگار مانده اند ...

از «گوگل پلاس» با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر

آن هنگام، دیگر به هیچکس جز خودمان پاسخگو نخواهی بود


۱۳۹۷ آذر ۲۰, سه‌شنبه

دین افیون توده هاست! ـ بازانتشار

به گزارش زیر اندکی باریک شوید! ساخت امامزاده ای ساختگی برای به چنگ آوردن زمین های ملی و چراگاه یک روستا! پدیده ای چشم آشنا و دیرپا در میهن مان که در رژیم تبهکار اسلام پیشگان فرمانروا بر ایران، درازا و پهنای بی پیشینه ای یافته است: 
افزایش شمار امامزاده‌ها از ۱۵۰۰ به ۱۱ هزار تنها در ۳۵ سال گذشته! (گزارش زیر)

هنگامی که شمارگان یادشده در آن آمار را دیدم، مغزم سوت کشید. با آنکه آمار باریک و روشنی درباره ی شمار امامزاده های راستین و دروغین در کشورمان در دست نیست، بخوبی می دانم و آروین های شخصی در بازدید برخی از منطقه های ایران در دوره ی کاری ام (رمین شناسی اکتشافی) گواه آن است، بیش از ۹۰ درصد همان ۱۵۰۰ امامزاده نیز ساختگی و بی «شجره نامه» (بجای آن، «درخت نامه» نیز می توان گفت و نوشت!) بوده یا «درخت نامه» ای ساختگی داشته اند. روشن است که این شمار افزایش که نسبت آن بر بنیاد آمار یادشده در این سال های آزگار از ۷۰۰ درصد نیز سر زده، همگی ساخته و پرداخته ی رژیم نادان پرور اسلام پیشگان تبهکار بوده است. در شرایطی که به جز یکی دو سال نخست پس از انقلاب بهمن ۵۷، در همه ی این سال ها از زاد و رود توده های مردم و حتا لایه های اجتماعی میانگین ایران به شَوَند تنگدستی و نبود چشم اندازی روشن برای آینده بسیار کاسته شده، اجاق امامزادگان، بس گرم بوده و یکی در پی دیگری امامزاده های نو پس انداخته اند:
امامزاده هایی یکی از دیگری کلاهبردارتر و حرامزاده تر! جز این نیز نمی تواند باشد. تا چنان تبلیغات خر رنگ کنی که خوشبختانه در چندین سال گذشته با دریده شدن صورتک اسلام پناهی رژیم در روندی  واژگون از اثرگذاری آن بس کاسته شده در کار نبود، دزدان فرمانروا بر کشور به هیچ رو نمی توانستند به این آسانی و آسودگی چنان حجم بی پیشینه ی تاریخی از دارایی ها و درآمدهای کشور را چپاول نموده به بانک های کشورهای امپریالیستی، ترکیه، دُبی و حتا آبخُست های میان اقیانوس ها جابجا کنند.

کارکرد رژیم ایران بربادده «جمهوری اسلامی» که نه جمهوری است و نه "اسلام" آن به اسلامی که توده های پاکدل مردم به آن باورمندند یکی است، یکبار دیگر سخن پرمایه ی آن دانشمند فرزانه که گفته بود: «دین، افیون توده هاست»* را سبز نمود؛ رژیمی سزاوار سرنگونی که مردم ایران را به همراه خود در باتلاق گند و بدبویی خودساخته فرومی کشاند و هر روز بر بیم تکه تکه شدن ایران زمین می افزاید.

ب. الف. بزرگمهر   ۲۹ مهر ماه ۱۳۹۴


پی نوشت:

* کیش، افیون (تریاک) توده هاست (Die Religion ist das Opium des Volkes). خاستگاه این گفتاورد (نقل قول) از دیباچه ی کاری نوشته شده در سال۱۸۴۳ ولی منتشر نشده از کارل مارکس به نام: «سهمی در نقد فلسفه ی حقوق هگل» (A Contribution to the Critique of Hegel's Philosophy of Right)

***

«امامزاده‌سازانِ زمین‌خوار» به دادگاه معرفی شدند!

چکیده :خداکرم جلالی، رییس «سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری» از معرفی «امامزاده‌سازانِ زمین‌خوار» به دادگاه خبر داد. این ها می خواستند با «ساخت امامزاده‌ جعلی» در روستای انباجِ  لواسانات کوچک در استان تهران، زمین های ملی و خاستگاه های طبیعی را به چنگ آورند ...

خداکرم جلالی گفته است که «اصلاً مشخص نیست امامزاده‌ای در آن‌جا بوده است یا خیر که البته با انجام اقدامات و هماهنگی‌های صورت گرفته، جلوی ادامه روند ساخت‌ و ساز و نصب گنبد و سازه این امامزاده گرفته شد تا پرونده و ابهامات آن روشن شود.»

او پیش‌تر گفته بود که از اداره اوقاف خواسته شده تا اعلام کند که چنین امامزاده‌ای سندیت دارد یا خیر.

ساکنان روستای انباج می‌گویند که زمین‌خواران، محل چرای دام آن‌ها را برای ساخت امامزاده برگزیده اند تا بتوانند «در پوشش یک مکان مذهبی و به نام خدمت‌رسانی به زائران، اقدام به تصرف اراضی محدوده آن و ساخت‌وساز کنند.»

شمار امامزاده‌ها در ایران در ۳۵ سال گذشته از ۱۵۰۰ به ۱۱ هزار افزایش یافته است. «سازمان اوقاف و امور خیریه» که اداره ی امامزاده ‌ها را بر دوش دارد از سوی شماری از نمایندگان مجلس ایران به «فساد و زمین‌خواری» متهم شده است. (از رسانه های درون و برون ایران)

از «گوگل پلاس» با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب:    ب. الف. بزرگمهر


۱۳۹۷ آذر ۱۹, دوشنبه

خوب! اینک که گندِ کار درآمده، بهتر است مدتی آفتابی نشوی

خوب! اینک که گندِ کار درآمده، بهتر است مدتی آفتابی نشوی و اره و تیشه ات را هم یا در جایی پنهان کنی یا چون آن تروریست نامدار کشورتان که گفتند، کالبد بیجانش را در اقیانوس انداخته ایم تا خوراک کوسه ها و آبزیان دیگر شود، آن ها را جایی نزدیک کرانه های ایران در شاخاب پارس بیندازی تا سپس از آن سناریوی تازه ای بسازیم و آن مردک چلاق را به پایکوبی واداریم. به آن کُرّه خرهایت بگو، این بار گندِ کار را در نیاورند؛ ایرانی ها را با آن دَمکُنی برسرها یکی نباید گرفت. بسیاری از آن ها چون همین ایرانی تباران خودمان هستند که شرکت های بزرگ فن آوری راه انداخته، پول پارو می کنند و زنان شان نیز بهترین ریاضیدان ها، برترین خلبان ها و ... از کار درمی آیند و به اقتصاد ما یاری می رسانند. آن ها با همه ی بدبختی هایی که به یاری انگلیسی ها روی سرشان گرانبار کرده و مُشتی آخوند شکمباره بالای سرشان کاشته ایم، چون بیش تر یهودیان اسراییل، مردمانی باهوش و کارآمدند ...

ب. الف. بزرگمهر   ۱۹ آذر ماه ۱۳۹۷

***

روزنامه ی «نیویورک‌تایمز» در گزارشی پر آب و تاب به هماوندی های میان «جرد کوشنر»، «شاه دامادِ» لات بی سر و پای «یانکی» و مشاور خاورمیانه ی «کاخ سپید» یا همانا «کاح روسیاه» با عربستانِ زیر چکمه ی خاندان پلید سعودی پرداخته است. در این گزارش از زبان بلندپایگان «یانکی» و یکی از شهروندان عربستان که نامی از آن ها برده نشده، آمده است که «شاه داماد»، پس از کشته شدن جوان ناکام: «جمال آقا»، بگونه ای نارسمی [بجای «غیررسمی»] با محمد سلمان زاده هماوندی داشته است. برپایه ی همین گزارش از زبان خاستگاه عربستانی، «شاه داماد» درباره ی چگونگی گذار [بجای «عبور»] از توفان با ‌سلمان زاده رایزنی کرده است.

بنیاد خبر، برگرفته از «خبرخوان» تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا» به تاریخ  ۱۸ آذر ماه ۱۳۹۷ است که گزیده ای از آن را ویرایش، پارسی و پاکیزه نویسی نموده و در برخی جاها واژه هایی از خود در آن گنجانده ام. افزوده های درون [ ] نیز از آن من است.  ب. الف. بزرگمهر  ۱۹ آذر ماه ۱۳۹۷

تو تنها نیستی! من اینجام، کنارت ... ـ بازانتشار

ب. الف. بزرگمهر   ۲۸ تیر ماه ۱۳۹۲


تصویر از «گوگل پلاس»


خوب! روشن است که چنین کارفرمایی، آماج های دیگری در سر دارد ...

آماج هایی که آخوند پفیوز امنیتی و دیگر کلان دزدان تمرگیده در «دولت زهدان اجاره ای» اش را باید به پاسخگویی درباره ی یک یک آن ها واداشت!  

خاستگاه های کارگری در «گروه ملی فولاد ایران» در اهواز گفتند:
«دلیل برپایی این اعتراض یک ماهه، بی‌‌تفاوتی کارفرمای کارخانه در قبال پرداخت مطالبات کارگران و تامین مواد اولیه برای آغاز تولید است.» این داویدِ کارگران هنگامی به میان آمده که بتازگی دو ماه از سه ماه مزدِ پرداخت نشده ی کارگران، پرداخت شد و بگفته ی «روابط عمومی گروه ملی فولاد ایران» از روز گذشته نیز بارگیری مواد پایه ای فرآوری برای پیگیری آن آغاز شده و بزودی با  آماده‌سازی و بازساری های بایسته، فرآوری دوباره از سر گرفته می‌شود.

بر پایه ی گفته های پرخاشگران، درحالی این دشواری ها پی گرفته می شود که کارگران از یک ماه پیش، پی درپی بدنبال به انجام رسیدنِ نویدهای مسوولان در پرداخت هوده ها و دیرکردها، در برابر نهاد‌های گوناگون دولتی در استان خوزستان گرد هم آمده اند.

کارگران بر این نکته پافشرده اند که:
«در چند اجتماعی که کارگران مقابل ساختمان استانداری استان خوزستان برگزار کرده‌اند، مسوولان استانی وعده ی پرداختِ مطالبات معوقه را بهمراهِ تعیین تکلیف وضعیت گروه ملی داده بودند که متاسفانه تا امروز عملی نشده و ما همچنان منتظر  تامین امنیت شغلی با آغاز تولید هستیم.»

«ایلنا»   ۱۸ آذر ماه ۱۳۹۷

این گزارشِ با همه ی کوتاهی آن، شلخته از سوی اینجانب، ویرایش، پارسی و پاکیزه نویسی شده است. برجسته نمایی های متن، برنام و زیربرنام نیز از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر

پارسی نویسی:

ـ «خاستگاه» بجای «منبع»

ـ «بی بند و باری» بجای «بی تفاوتی»

ـ «بستانکاری» بجای «مطالبات»

ـ «داوید» از ریشه ی داویدن بجای «ادعا» (ادعا کردن)

ـ «بازساری» بجای «تعمیر»

ـ «بتازگی» بجای «اخیرا»

ـ «موادِ پایه» بجای «مواد اولیّه»

ـ «فرآوری» بجای «تولید»

ـ «پرخاشگر» بجای «معترض»

ـ «به انجام رسیدن» در اینجا بجای «تحقُّق»

ـ «نوید» بجای «وعده»

ـ «هوده» بجای «حقوق»

ـ «دیرکردها» در اینجا بجای «مُعَوَّقات»

ـ «گرد هم آمدن» بجای «تَجَمُّع» یا «تَجَمُّع کردن»

ـ «بر نکته ای پا فشردن» در اینجا بجای «تصریح کردن»؛ در بیش تر باره ها می توان «روشن کردن [نکته ای]» یا «آشکار نمودن» را نیز بجای آن بکار برد.

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!