«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۰ شهریور ۹, سه‌شنبه

ما اینجا به یکدیگر دروغ نمی گوییم ... ـ بازپخشش

ما اینجا به یکدیگر دروغ نمی گوییم؛ زندگی مان با همه ی سختی به اندازه ای ساده است که جایی برای دروغ و نیرنگ بر جای نمی نهد.

ب. الف. بزرگمهر   ۱۹ دی ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/01/blog-post_11.html



مگر آموزش چند سال بدرازا می کشد؟! ـ بازپخشش

کدام مأموریت آموزشی؟* مگر آموزش چند سال بدرازا می کشد؟! به سال های پشت سر نگاه کن، عروسک نمایشی هیچکاره ی روی صحنه! همه ی مزدوران سرکوبگر و تن دادگان به ننگ نوکری بیگانه، در این میان باید گواهی «فوق دکترا» گرفته باشند. بیخود نکوش، پافشاری در چنگ اندازی به سرزمین ها و دارایی های کشورهای دیگر را با چنین ترفندهایی بپوشانی! ما ایرانی ها به آن می گوییم: تف سر بالا! تفی که بر چهره ی نسناس خودت: جناب «کوهِ اَن»** و دیگر عروسک های خیمه شب بازی امپریالیست ها فرود می آید.

ب. الف. بزرگمهر   ۲۴ بهمن ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2020/02/blog-post_89.html

* وزیران جنگ کشورهای هموند «سازمان پیمان آتلانتیک شمالی» («ناتو»)، دیروز ۲۳ بهمن‌ماه، همداستان شدند تا مأموریت آموزشی این سازمان تبهکار را در عراق گسترش دهند. «نیروهای باختری می‌کوشند با بهبود توانمندی ارتش عراق از نوزایی (تجدید حیات) گروهبندی ՛داعش՝ در این کشور جلوگیری کنند» گفته ی عروسک نمایشی هیچکاره ای به نام «ینس استولتنبرگ» با فرنامِ «دبیرکل ناتو»  ۲۴ بهمن ماه ۱۳۹۸ (با ویرایش، پارسی و پاکیزه نویسی درخور از اینجانب:  ب. الف. بزرگمهر)

** برگردان نام خانوادگی این عروسک خیمه شب بازی (stool+ten+berg) به پارسی. واژه ی میانی «ten»، هم جمع «stool» به آرش «اَن ها» و هم در بخشی، واژه ای پیوندی برای چسباندن دو واژه ی پس و پیش آن است.

ب. الف. بزرگمهر   ۲۴ بهمن ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2020/02/blog-post_89.html


مرده شور آن خدا با این نشانه هایش را ببرد ... ـ بازپخشش

دو تصویر کنار یکدیگر از دو «نشانه خدا» (آیت الله) است که یادم نمی آید از کدامیک از تارنگاشت ها برداشته ام. دست راستی، جانوری بدپیشینه هم در دوره ی جوانی و هم در دوران میانسالی و هم در دوره ی کنونی است. از واپسین شاهکارهایش، برپا نمودن اتاق شکنجه در زیرزمین ساختمانی پیشکش شده از سوی «آقا بیشعور نظام» برای دم و دستگاه وی است که در آن آخوندهای «مخالف خوان» و ناخشنود را شکنجه می کردند یا شاید هنوز هم می کنند. این یکی را چندان نمی شناسم؛ ولی می پندارم، چنانچه وی را در یکی از جنگل های آفریقا یا سوماترا لخت و پتی ول کنند، همه ی میمون ها از ترس سر به بیابان های پیرامون بگذارند و جنگل و درختانش را فراموش کنند. با خود می اندیشم:
این ها که نشانه های خدایند، خودش چگونه جانوری باید باشد؟ می گویند به اندازه ای بزرگ است که در خِرَد آدمی نمی گنجد! بیگمان به چهره اش هم نمی توان نگریست؛ تازه، اگر هم جنین اندیشه ای به سرت بزند، هنوز کاری انجام نداده، تخماقی از سوی فرشتگان همراه بر سرت فرود می آید و ناچاری بگریزی:
کور شوید! دور شوید!

مرده شور آن خدا با این نشانه هایش را ببرد! همه را جان به سر کرده اند ...

ب. الف. بزرگمهر    دوم دی ماه ۱۳۹۵

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/12/blog-post_59.html

مِهترمان ژادهای «آنتیک» را دوست دارد ـ بازپخشش

مِهترمان ژادهای آنتیک را دوست دارد. او اینجا کاره ای نیست؛ نظامی ها فرمان را در دست دارند. آن ها هستند که سیاستگذاری ها و برنامه ریزی های کلان پیش بینی شده در پشت پرده را به بوته ی آزمایش نهاده و به پیش می برند؛ گرچه نظامی ها از همان آغاز، همه کاره بوده و سنگپایه های جمهوری و دمکراسی مان را نیز آن ها چیده و تاکنون همواره پشتوانه ی دستگاه دیوانسالاری و دیپلماسی مان بوده اند. با این همه، در روز و روزگار بیم برانگیز کنونی، آنها ناساز با گرایش جمهوری و دمکراسی مان در نگاه داشتن شان در پشت پرده، هر بار بیش از پیش به جلوی پرده رانده می شوند و ناگزیر بیش تر بچشم می خورند. ما دیگر چون گذشته ای نه چندان دور، سَروَرِ جهان نیستیم؛ ولی خودمان هنوز آن را نباوریده و به گردن نگرفته ایم؛ بگونه ای که کوشش مان برای نشان دادن سَروَری و برتری خود بر جهان، همزمان با جابجا شدن و پراکندگی هر چه بیش تر و پرشتاب ترِ کانون های کلان اقتصادی بجاهای دیگر و پیدایش شاخ هایی رویهمرفته نیرومندتر از تنها شاخ گذشته، به دست و پا زدن های نوزادی شیرخوار می ماند که مَکیدنِ شیر از پستانِ مادری گریزپا را بگونه ای سرشتی هوده خود می پندارد و چشم براه وی می ماند. به همین شَوَند، ناگزیر به راه اندازی جنگی جهانگیر هستیم. جنگ های کوجک و بزرگ منطقه ای، دیگر نیازهای ما برای پاسداری از آنچه داشته ایم و گام بگام از دست رفته و می روند را برنمی آورند؛ برای همین، همراه با آرایش آشکارتر جنگی در برابر شاخ های برافراشته و پاسداری از چیرگی مان از آن میان، بر کشورهای همپیمان خود در «پیمان ناتو»، ناچار به بزک کردن دَم و دستگاه دیوانسالاری مان هستیم. اینک، بهتر درمی یابید چرا مِهترمان به چیدن ژادهای «آنتیک» در پیرامون خود، دل بسته است.

از زبان این جِنِّ بوداده:  ب. الف. بزرگمهر    ۲۶ بهمن ماه ۱۳۹۹

https://www.behzadbozorgmehr.com/2021/02/blog-post_14.html

خدمت مولانا خواهیم آمد تا چنان کنیم! ـ بازپخشش

شخصی پیش دانشمندی رفت و گفت:
چون در نماز می ایستم کیرم بر می خیزد؛ تدبیر چه باشد؟

گفت: از مرگ پدر و مادر یاد کن.

 

گفت: فایده نمی کند.

 

گفت: نفس واپسین.

 

گفت: سودی نمی کند.

 

چندان که از این نوع گفت، هیچ درنگرفت. دانشمند ملول شده گفت:

ای مردک بیا در کون من بسپوز.

 

گفت: من نیز به خدمت مولانا از بهر آن آمدم تا هرچه فرماید، چنان کنم!

 

جاودانه عُبید زاکانی 

*** 

تجاوز شرعی به زندانی و شکنجه شرعی وی

پاسخ های شرعی شیخ مصباح یزدی

١ ـ آیا اعتراف گیری تحت فشار و شکنجه روحی و روانی و جسمی اعتبار اسلامی دارد ؟

 پاسخ: اعتراف گیری از ضد ولایت فقیه به هر شکلی جایز است.

٢ ـ اعتراف گیری با استفاده از مواد مخدر و افیون و داروهای کدوئینه جایز است ؟  

پاسخ: اعتراف گیری از ضد ولایت مطلقه به هر شکلی جایز است.

٣ ـ آیا بازجو میتواند به زندانی تجاوز جنسی کند تا اعتراف بگیرد ؟  

پاسخ: احتیاط واجب آن است که قبل از اینکار حتما وضو بگیرد و هنگام عمل ذکر گوید. اگرزندانی زن است هم از فرج و هم از دوبر دخول اشکال ندارد. بهتر است در محل بازجویی کس دیگری نباشد. اما اگر زندانی مرد است، احوط است در حضور دیگر باز جویان دخول صورت گیرد.

٤ ـ اگر زن زندانی حامله شود تکلیف چیست ؟ یا آن فرزند حرامزاده است؟  

پاسخ: فرزند ضعیفه ضد ولایت مطلقه فقیه مطابق نص قران مجید در هر صورت حرامزاده است؛ چه توسط بازجو باردار شود چه توسط شوهرش. اما اگر بازجو فرزندی طفل متولد شده را گردن نهد، بنابر احتیاط واجب طفل حلال زاده و شیعه اثنی عشری است.

۵ ـ آیا تجاوز جنسی در زندان به مردها و پسران جوان لواط محسوب نمی شود؟  

پاسخ: خیر . چون زندانی بدون میل و رغبت به آن تن داده است. البته اگر جوان مفعول را خوش آمده باشد، احتیاط مستحب آن است که دیگر این عمل تکرار نگردد.

٦ ـ تجاوز به دختران باکره در زندان چه حکمی دارد؟  

پاسخ: اگر قرار است زن را اعدام کنند، برای بازجو به اندازه یک حج تمتع واجب صواب دارد و به همان اندازه بر گناهان دختر افزوده میشود؛ اما اگر زندانی قرار نیست اعدام شود، به اندازه زیارت کربلا برای بازجو صواب دارد. 

***

تُف بر آن شرع و این اسلام که چنان کرد و چنین کند!   ب. الف. بزرگمهر

http://www.behzadbozorgmehr.com/2012/01/blog-post_04.html

 

۱۴۰۰ شهریور ۸, دوشنبه

بزرگ ترین سرمایه های ملی ایران و افغانستان، فرار را بر قرار زیر چکمه ی دزدان و تبهکاران برتر می شمارند

پنج زن جوان هموند «گروه روباتیک افغانستان» پس از دگرگونی های این کشور و نیرو گرفتن «طالبان» راهی مکزیک شدند. دولت مکزیک بگرمی پذیرای این پنج زن جوان شد که برنده ی پاداش های جهانی نیز هستند. وزیر اموربیرونی آن کشور، خود به این زنان ویزا داد (پرتور پیوست). ساخت دستگاه دَم و بازدم برای بیماران دچارِ «کرونا» شده با سود بردن از تکه پاره های خودرو، تنها یکی از نوآوری های این زنان کارآمد است.

بنیاد داده ها برگرفته از گزارشی سست همراه با پرگویی از «اسپوتنیک» به تاریخ چهارم شهریور ماه ۱۴۰۰ با ویرایش، پارسی و فشرده نویسی درخور از اینجانب است.  ب. الف. بزرگمهر



تو گاو از خر باز نمی شناسی؟ ـ بازپخشش

پیشکش به توده های زحمتکش مردم ایران

روستایی ماده گاوی داشت و ماده خری با كُرّه. خر بمرد. شیر گاو به كُرّه خر می داد و ایشان را شیر دیگر نبود و روستایی ملول شد و گفت: خدایا تو این خر كُرّه را مرگی بده تا عیالان من شیر گاو بخورند.

روز دیگر در پایگاه رفت. گاو را دید مرده. مردك را دود از سر برفت و گفت: خدایا من خر را گفتم. تو گاو از خر باز نمی شناسی؟

جاودانه عُبید زاکانی

https://www.behzadbozorgmehr.com/2011/06/blog-post_3631.html

آقا بیشعور ما هم اینجوری شیرجه زد تو بازار سرمایه داری؛ ولی ... ـ بازپخشش

... بجای جهانی شدن، انگشت نمای جهان شدیم!

به گزارش زیر باریک شوید! گند و چرکی است که این بار از دُمل دیگری بر کالبد اقتصادی بیمار و رنجور که سر باز نموده، بیرون ریخته است. کسی که آن را درج کرده، در بالای آن نوشته است:
«پدیده شاندیز» با ٩٤٠٠٠ میلیارد تومان بدهی امروز از سوی دادگاه انقلاب پلمب شد. («گوگل پلاس»)

... و دیگری با طنزی غم انگیز چنین نوشته است:
سرانجام، ما مشهدی ها هم جهانی شدیم! (همانجا)

نمی دانم رقم نوشته شده تا چه اندازه درست است؛ ولی این نکته که «دادستانی» رژیم تبهکار، ناچار به بازگویی آن شده، بخودی خود، گواه بزرگ بودن آن است. ناخودآگاه به یاد «یلتسین»، آن مردک الکلی، چند ماهی پس از فروپاشی اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی در پی کودتای مافیایی وی و تنی چند از همدستانش افتادم؛ تصویر پلیدش با دستی که به نشانه ی شیرجه در آب نمایش داده بود و نوشته ی زیر تصویر از وی که «شیرجه می زنیم تو بازار سرمایه داری! تنها دو سال بس است ...» (نزدیک به آنچه وی گفته بود!)، جلوی دیدگانم پدیدار شد.

دنباله ی سخن وی، بیگمان چنین پنداری بود:
«... تا اقتصاد بازار بسان کشورهای بزرگ سرمایه داری به چرخش درآید»!

کم تر از دو سال بدرازا کشید که افزون بر موج گسترده ی کوچ روشنفکران و بویژه ویژه کاران و دانشمندان برجسته ی آن کشور به کشورهای اروپای باختری، کانادا و ایالات متحد، سرمایه های هنگفتی از آن کشور به سوی باخترزمین سرازیر شد و سرمایه دارانی مافیایی که خود آن حرامزاده یکی از آن ها بود، گاه یکشبه به ثروت هایی کهکشانی دست یافتند؛ به آن اندازه که به عنوان نمونه، یکی از آن ها بخش بسیار کوچکی از این درآمد غیرقانونی و دزدی از سرمایه ای که از آن توده های رحمتکش مردم آن کشور بود، باشگاه فوتبال بسیار بزرگی در انگلیس را خرید و این تنها یک نمونه بود. پس از آن، روند مافیایی رویش و گسترش سرمایه داری انگلی در آن کشور پهناور که به هیچ روی، کم ترین همانندی با رویش و گسترش سرمایه داری در برونزد (شکل) کلاسیک آن در اروپای باختری و آمریکای شمالی نداشت و نمی توانست داشته باشد، ناهنجاری های اجتماعی ـ اقتصادی بی پیشینه ای را در آن کشور پدید آورد که رشد منفی جمعیت کشور، تنها یکی از نمودارهای آن بشمار می رفت. دیگر آمارهای ناهنجاری های اجتماعی از درصد «ترکش سان»* گسترش بیمانند بیکاری در اقتصادی که پیش از آن با چنین پدیده ای از بنیاد آشنا نبود، خودکشی بویژه در میان جوانان و نوجوانان و روسپیگری، دستِکمی از فرار انبوه ویژه کاران به کشورهای باختری نداشت. گشودن درهای اقتصاد کشور به روی سرمایه داران اروپایی و امریکایی و جاهای دیگر  که جز چاپیدن و بهره کشی و انباشت سرمایه ها در کشورهای خود و برجای نهادن اقتصادی بیمار، ورشکسته و وابسته به سامانه ی زمینگیر شده سرمایه داری، چیزی دربرنداشت از دیگر پیامدهای «شیرجه زدن به اقتصاد بازار» بود.

«آقا بیشعور» ما، گرچه الکلی نیست و تنها گهگاهی تریاک می کشد، بیش تر به گوشت و تخم بلدرچین دلبسته است که گویا پزشکان برای تندرستی اش سپارش نموده اند؛ اینکه تندرستی وی به کارکرد بهتر مغز و شیوه ی اندیشیدنش نیز کمکی نموده باشد، نه تنها نشانه ای مثبت در دست نیست که می پندارم عملکردی واژگون داشته است. به هر رو با دستبرد فراقانونی وی به اصل ۴۴ قانون اساسی انقلاب بهمن ۵۷ و از جا درآوردن دروازه های اقتصادی کشور که پیش از وی، آنهم بگونه ای فراقانونی و بر ضد قانون اساسی کشور از سوی «اُم الفساد والمُفسدین»: اکبر بهرمانی (رفسنجانی) تا اندازه ای گشوده شده بود، کشور ما نیز شیرجه ی نیمه کاره ی خود به بازار سرمایه داری را پی گرفت و آنچه از دستاوردهای پیروزی انقلاب و پیکار جانفشانه ی توده های مردم در پیش از انقلاب برجای مانده بود را نیز آن مردک پیزُری سیب زمینی پیاز پخش کن زیر پا نهاد و کارها را با مهرورزی هرچه بیش تر به سود اربابان بهره کش جهان راست و ریس نمود. پیامد آن، این همه گند و گه کاری است که هر از گاهی، گوشه ای از آن در جایی سر می زند؛ سرزدن هایی که از دست رژیم تبهکار در می رود و به پنهان نمودن آن ها و نگفتن واقعیت ها به توده های مردم ایران با همه ی کوشش های جانکاهی که بکار می برند، کامیاب نمی شوند:
رژیمی میوه چین انقلاب شکوهمند مردم، ضدانقلابی، ضدخلقی، ضد کار و کارگر، ضد زن، ضد فرهنگ پربار ایران زمین، ضد جوانی و شادی، خرافه پراکن، فرومایه، دروغگو، نابکار و اسلام پیشه که در همدستی با کشورهای امپریالیستی در کارِ بازی خورد و بردی است که پیامد آن نابودی ایران و گسستگی خلق های ایران زمین خواهد بود! چنین رژیمی سزاوار سرنگونی است و شرایط عینی آن از دیدگاه تاریخی، دستِکم از چندسال پیش به این سو فراهم شده است؛ کمبود بزرگ در این میان، نبود حزب طبقه کارگری ساز و برگ یافته به سوسیالیسم علمی و آنچنان برنامه ای انقلابی برای دگرگونی ریشه ای است که بتواند جنبش زیر خاکستر را شعله ور نموده، آن را درست رهبری کند؛ حزبی که بجای یاوه گویی و روده درازی های سردردآور، پوچ و ناروشن، بتواند نقش اسب پیشروی کالسکه ای به گل نشسته را بر دوش بگیرد و گزینه ای روشن پیش روی توده های مردم ایران بگذارد!

ب. الف. بزرگمهر   ۱۳ دی ماه ۱۳۹۳   

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/01/blog-post_54.html

پارسی نویسی:

* آمیخته واژه ی «ترکش سان» را بجای «انفجاری» بکار برده ام. 

***

تبلیغات رسانه‌ها و «صدا و سیما» برای شرکت‌های «پدیده شاندیز»، «تبرک» و «پردیسبان» ممنوع شد!

دادستانی کل کشور با توجه به گسترده‌تر شدن ابعاد تخلفات مالی شرکت‌های «پدیده شاندیز»، «تبرک» و «پردیسبان» تمامی تبلیغات رسانه‌ای این شرکت‌ها در صدا و سیما و روزنامه‌ها را ممنوع کرد.

سید مرتضی بختیاری معاون امنیتی، سیاسی دادستان کل کشور در گفتگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس گفت:
«با توجه به درخواست دادستان عمومی و انقلاب مشهد مقدس از دادستان کل کشور در رابطه با تخلفات مالی صورت گرفته در شرکت های پدیده شاندیز، تبرک و پردیسبان، که پرونده قضایی آنان در شعبه ۹۰۴ بازپرسی دادسرای انقلاب اسلامی مشهد در حال بررسی است، طبق دستور دادستان کل کشور، صدا و سیما، رسانه های نوشتاری، دیداری و گفتاری، شهرداری ها، فرودگاه ها، راه آهن و تمام معابر از درج و انتشار هر گونه آگهی تبلیغاتی و تجاری در مورد این شرکت ها منع شدند و این دستورالعمل طی نامه کتبی به ریاست سازمان صدا وسیما، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزیر مسکن، راه و شهرسازی اعلام شده است.»

معاون امنیتی سیاسی دادستان کل کشور افزود:
«تا اطلاع ثانوی و تعیین تکلیف پرونده قضایی هر گونه تبلیغات و انتشار آگهی تجاری در مورد شرکت های مذکور ممنوع است.»

این ممنوعیت دربرگیرنده ی رسانه های پهنه ی فضای مجازی، روزنامه ها، صدا و سیما و غیره می شود؛ بنابراین فعالیت تارنگاشت این شرکت ها بسان «پدیده شاندیز» ممنوع است.

با بدیده گرفتنِ برخورد به هنگام مقامات قضایی در این پرونده، همه ی تارنگاشت های این شرکت ها فیلتر شده تا مردمی که از ماجرا ناآگاهند، در دام شان نیفتند.

برگرفته از «خبرگزاری فارس»  ۱۰ دی ماه ۱۳۹۳

این گزارش از سوی اینجانب تا اندازه ای ویرایش و پارسی نویسی شده است.    ب. الف. بزرگمهر

منم و همین الاغ! ـ بازپخشش

ب. الف. بزرگمهر  ۲۵ بهمن ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/02/blog-post_18.html



رفتیم، زدیم، نشاندیم؛ ساده تر از روم باستان! ـ بازپخشش

همه چیزشان عوضی۱ است؛ حتا نام های شان! آن یکی، ملّا اختر محمد منصور نام داشت که چند روز پیش با یورش موشکی «شیطان بزرگ»، تکه تکه شد و آنچنان سوخت که از گوشش نیز کم ترین نشانه ای برجای نماند که بگوییم تکه ی بزرگش، گوشش بود؛ و این یکی، ملّا هیبت‌الله آخوندزاده۲ نام دارد که جانشین وی شده است. هرچه این یکی، چهره ای روشن، دستِکم به اندازه ی اختری کم سو نورانی دارد، آن یکی که اختر بختش به خاموشی گرایید از هیبتی ترسناک چون الله برخوردار بود.۳

با خاموشی ملّا اختر، آنچه مزدوران رسانه ای «شیطان بزرگ» از زبان «مبارک»۴، «روند احیا و تثبیت صلح در افغانستان»۵ نامیده اند، گشوده شد که هنوز چند و چون آن، نقش نوکران منطقه ای و از آن میان رژیم تبهکار دزدان اسلام پیشه در میهن مان در چنین گشایشی (؟)، چندان روشن نیست. آنچه روشن است، خرسندی بیش از اندازه ی «مبارک» از مرگ آن رهبر بداختر است که چنین سپارش یا بهتر است بگویم: دستوری نیز فرموده است:
«طالبان باید از بخت بدست‌ آمده برای گزینش تنها راه راستین، برای پایان دادن به نبردهای درازمدت بهره مند شود؛ [و] برای آشتی جویی۶ در روندی که فرجام آن آشتی پایدار و سازواری۷ است به دولت افغانستان بپیوندد.۸»۹ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از سوی اینجانب؛ افزوده ی درون [ ] نیز از آن من است.  ب. الف. بزرگمهر)

آیا آن رهبر بد اختر، کشت و کشتار و «جهاد در راه اسلام»۱۰ یا آنچه بگونه ای ریشخندآمیز و بی هیچگونه آرش و مانشی روشن، «پیکار با استکبار جهانی» خوانده می شود را بیش از اندازه جدی گرفته بود و چندان همسو با سیاست های خداوندان امپریالیست و نوکران منطقه ای اش ره نمی پیمود؟ پرسشی که پاسخ به آن، هنوز دشوار است.

آیا برگزیده شدن یا برگماری شتاب آمیز ملّا هیبت‌الله آخوندزاده به رهبری آن گروه دوزخی را گونه ای دهن کژی به «یانکی» ها و آنچه آن رسانه ی مزدور از زبان روزنامه ی «وال‌استریت‌ ژورنال» آورده بود،۱۱ باید انگاشت؟

بگمان نیرومند نه! زیرا یافتن و برکشیدن رهبری تازه که از آمادگی برای نرمش بیشتر و همسویی فراتر از آن بخت برگشته با سیاست های منطقه ای امپریالیست ها برهبری «یانکی» ها برخوردار باشد، می توانست به همان اندازه برنامه ریزی شده و همزمان با (یا شاید حتا پیش تر) از سر راه برداشتنِ ملّا اختر آغازیده باشد. بگمانم، سخنان همراه با خرسندی و دستور «مبارک» و نیز برگماری شتاب آمیز نزدیک ترین دستیار رهبر جان سپرده بجای وی تا اندازه ای بسیار، گواه این گفتار است. اینکه روندها و ستیزه های درونی دستیابی به بالاترین رده های فرماندهی در چنان گروهی، در آینده چگونه پی گرفته شود و بهره برداری «یانکی» ها از این گروه دوزخی چه سمت و سو یا برجستگی بیش تر یا کم تری یابد، جُستار دیگری است که در اینجا به آن نمی پردازم؛ ولی از این ها که بگذریم، شیوه های کارکرد و "منطق" امپریالیست های «یانکی» در از میان برداشتن یکی و نشاندن دیگری بجای وی، چشمگیر است؛ "منطق"ی برخاسته از زورگویی، بی پرده و کمابیش بی هیچ آراستگی به ادعاهای دمکراسی:
رفتیم، زدیم، نشاندیم! به همین سادگی؛ ساده تر از روم باستان!

ب. الف. بزرگمهر   ششم خرداد ماه ۱۳۹۵

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/05/blog-post_100.html

پی نوشت:

۱ ـ عوضی به آرش جابجا شده!

۲ ـ نام کوچک وی، «هبت الله» است که آن را دانسته، «هیبت الله» نوشته ام.

۳ ـ بر بنیاد برخی کیش های آیین های ترسایی و اسلام و شاید برخی دیگر کیش ها، خداوند کالبد آدمی را از روی کالبد خویش آفرید و جان بخشید. چرایش را نمی دانم؛ ولی می پندارم، چهره و اندام ملا اختر، بیش از هر کسی به الله می ماند.

۴ ـ همانا «بَرَک حسین اوباما»

۵ ـ رئیس‌جمهوری آمریکا رسما مرگ ملا منصور، رهبر طالبان افغانستان را در حمله هوایی ایالات متحده تائید کرده و می‌گوید کشته شدن او «گام مهمی» در روند احیا و تثبیت صلح در افغانستان است.

برگرفته از تارنگاشت وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»، سوم خرداد ماه ۱۳۹۵

 http://www.radiofarda.com/content/f35_obama_molla_mansour_taliban_afghanistan/27751326.html

پارسی نویسی:

۶ ـ بجای واژه ی از ریشه عربی «مصالحه»، بهتر است از آمیخته واژه ی پارسی «آشتی جویی» سود برد.

۷ ـ بجای واژه ی از ریشه عربی «رفاه»، می توان بسته به مورد از واژه ها یا آمیخته واژه های «سازواری»، «فراخ زیستی» یا «آسوده زیستی» سود برد.

۸ ـ بجای «ملحق شدن» باید «پیوستن» گفت و نوشت. 

***

۹ ـ به گفته رئیس‌جمهوری آمریکا «طالبان باید از فرصت به‌دست‌آمده برای انتخاب تنها راه واقعی، جهت پایان دادن به نبردهای طولانی استفاده کند؛ برای مصالحه در روندی که به سوی صلحی پایدار و رفاه می‌انجامد، به دولت افغانستان ملحق شود».

برگرفته از تارنگاشت وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»، سوم خرداد ماه ۱۳۹۵

۱۰ ـ نمونه ای از برداشت این گروه دوزخی و وابسته به امپریالیست های «یانکی»، انگلیس و نوکران منطقه ای شان: پاکستان، عربستان و نیز تا اندازه ای رژیم اسلام پیشه ی ایران از آیین وامانده ی اسلام در گذشته ای دورتر، در دوران حاکمیت رژیم دمکراتیک و پیشروی افغانستان به زهر آلودن آب چاه دبستانی دخترانه در یکی از روستاها یا شهری کوچک در آن کشور بود که به مرگ شماری کودک انجامید.

۱۱ ـ  روزنامه وال‌استریت‌جورنال گفته است کاخ سفید امیدوار است حمله اخیر ضربه‌‌ای اساسی به طالبان وارد کرده و به اختلافات و نبردهای داخلی آنها برای پیدا کردن رهبر جدید دامن بزند.

برگرفته از تارنگاشت وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»، سوم خرداد ماه ۱۳۹۵

۱۴۰۰ شهریور ۷, یکشنبه

بله! این پسر به اندازه ای باهوش است که ... ـ بازپخشش

هم کردها، هم افغان ها و هم برخی ملت ها و خلق های دیگر بزرگ پهنه ی (فلات) آریانا به همان اندازه ایرانی هستند که باشندگان کشور کنونی ایران، خود را ایرانی بشمار می آورند!

سرلشکر محمدحسین باقری، رییس ستاد کل نیروهای مسلح ایران، پس از دیدار روز ۲۵ امرداد ماه گذشته با رجب طیب اردوغان، گفته بود که آنکارا و تهران دیدگاه مشترکی درباره ی همه پرسی استقلال کردستان عراق دارند (رسانه ها)

از زبان رجب طیّب:
بله! این پسر به اندازه ای باهوش است که سخن ما را بسیار زود دریافت. دیدگاه های ما درباره ی همه پرسی کردها به اندازه ای به هم نزدیک است که حتا نیاز به گرفتن عکس در زیر دو پرچم نیافتیم؛ همین پرچم ترکیه برای همه مان بس است! گرچه، کمابیش همه شان به اندازه ی این پسر باهوش اند؛ پول ها و سپرده های شان را به بانک های ما می سپارند؛ پای زنان شان را برای دوره های کارآموزی به اینجا باز کرده اند و بسیاری چیزهای ناگفته های دیگر، دیدگاه های ما را به هم نزدیک نموده است؛ گرچه، باریک تر بگویم: آن ها را به ما نزدیک تر کرده است. اکنون هم قرار گذاشتیم، مانند دوره ی آن پادشاه قاجار که با اشاره ی انگلیس «یک قشون کوه پیکر با تمام لوازم و مهمات آن از طرف کارگزاران اعلیحضرت قدرقدرت شاهنشاهی ایران به افغانستان [فرستاد تا] آن مملکت را خراب و ویران نماید»۱، هر زمان که ما اشاره کردیم، نیروهای قَدَر قدرت و سرداران ولایت به یاری برادران سرباز ترک خود بشتابند تا این مردمان زبان نفهم کوه نشین را سر جای شان بنشانیم.۲ 

ب. الف. بزرگمهر    چهارم شهریور ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/08/blog-post_55.html

پی نوشت:

۱ ـ همینکه خطر حمله ناپلئون به هندوستان علنی شد، انگلیسی ها با دادن رشوه و خدعه و نیرنگ در سال های ١٢١۵ ـ ١٢٢٤ ـ ١٢٢۷ ق. (١٨٠٠ ـ ١٨٠٩ ـ ١٨١٢ م.) چند معاهده با دولت ایران منعقد کردند. رجال نادان و پول پرست و خیانتکار دربار قاجار در این معاهدات متعهد شدند که ... هر عهد و شرطی را که با هر یک از دولت های فرنگ بسته اند باطل و ساقط سازند و لشکر سایر طوایف فرنگستان را از حدود متعلقه به خاک ایران راه عبور به طرف هندوستان و به سمت بنادر هند ندهند (معاهده ١٢٣٤ میان ایران و انگلیس) و نیز از طرف دیگر، دولت ایران قبول کرد هرگاه پادشاه افغانستان تصمیم بگیرد که به هندوستان حمله نماید، چون سکنه هند رعایای اعلیحضرت پادشاه انگلستان می باشند، یک قشون کوه پیکر با تمام لوازم و مهمات آن از طرف کارگزاران اعلیحضرت قدرقدرت شاهنشاهی ایران به افغانستان مامور خواهد شد که آن مملکت را خراب و ویران نماید و تمام جدیت و کوشش را بکار خواهند برد که این ملت بالکل مضمحل شده و پریشان گردد.“ («فراموشخانه و فراماسونری در ایران»، جلد نخست، پیشگفتار، اسماعیل رایین، انتشارات امیرکبیر، تهران، ١٣۵۷)

برگرفته از نوشتار «پیشرفت آنها، پسرفت ما»، ب. الف. بزرگمهر   ششم اسپند ماه ۱۳۹۱

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/02/blog-post_25.html

۲ ـ ناگفته پیداست که کردها و کردستان به همان اندازه، پاره تن ما ایرانیانِ سرزمین کنونی ایران هستند که افغان ها یا دستکم بخش سترگی از کشور کنونی افغانستان، پاره تن ما بوده و همچنان هستند. لشکرکشی های تبهکارانه و بس نابخردانه به خلق های پاره تن مان در افغانستان و جاهای دیگری از سرزمین ایران آن هنگام و نیز گرجستان و برخی سرزمین های دیگر قفقاز و حتا سرزمین های کانونی ایران کنونی از سوی دولت های ترک تبار قاجاری ریشه گرفته از آسیای میانی، آنچنان زخم های ژرف بر روح و روان آن خلق ها برجای نهاد که نشانه های تلخ و ناگوار آن برای همیشه بر جای ماند. هم اکنون نیز گویی تاریخ در دوری گردابی و نه آنچنانکه باید و شاید: مارپیچی بالارونده، پی گرفته می شود که بیم چنان تبهکاری ها و نابخردی های بزرگ از سوی رژیم دزدان اسلام پیشه که بویی از فرهنگ ایران نبرده و خود را پاره ای از پهنه ی تناور آریانا نمی دانند، می رود. با آنکه نه این رژیم چنگ انداخته بر سرزمین ایران و نه رژیم ترک تبار قاجار، هر کدام بگونه ای کم تر هماوندی و همبستگی خونی و تباری با خلق های همریشه ی آریایی داشته و دارند، دانسته و آگاهانه واژه ی «نابخردی» را در کنار واژه ی «تبهکاری» بکار برده ام؛ زیرا در فرجام کار، چه آن هنگام و چه هم اکنون، تنها آن ها نبوده و نیستند که بار پاسخگویی به تاریخ را بر دوش داشته باشند؛ باریک تر بگویم: این بار تاریخی، بیش از چنان رژیم هایی که می آیند و می روند، بر دوش ما ایرانیان بوده، هست و در آینده نیز خواهد بود. نکته ی برجسته ی دیگری نیز که بگمانم آن را باید آویزه ی گوش نمود و خود را به فراموشی نسپرد، چنین است:
هم کردها، هم افغان ها و هم برخی ملت ها و خلق های دیگر بزرگ پهنه ی (فلات) آریانا به همان اندازه ایرانی هستند که باشندگان کشور کنونی ایران، خود را ایرانی بشمار می آورند!

بچه کانگورو! ـ بازپخشش

ب. الف. بزرگمهر    ۲۴ اسپند ماه ۱۳۹۵

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/03/blog-post_20.html



هرچی هست، روی همین زمین سفت است! ـ بازپخشش

نوشته است:
خدا را می شود همه جا احساس کرد ... خدای مهربان را که نباید تنها در آسمان ها به دنبالش گشت!

می شود خدا را همین جا میان آدم ها پیدا کرد ... در دل کسی که امید را به زندگی ناامیدی بر می گرداند؛ در چشمان کسی که خنده را به جای غم در دل ها می نشاند؛ در دستان کسی که از بزرگی و مهربانیش گره از کار بسیاری گشوده و در قلب و روح بسیاری دیگر که اندازه ی خوبی های شان به بلندای آسمان است.

از «گوگل پلاس» با اندک ویرایش درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر

می نویسم:
... به همین دلیل هیچ ضرورتی ندارد، هنگام دعا کردن، دست ها را به آسمان بلند کرد. از آسمان موشک و بمب فسفری ممکن است ببارد؛ ولی از کمک و یاری نشانه ای نیست. هرچه هست، روی همین زمین سفت است.

ب. الف. بزرگمهر  سوم امرداد ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/07/blog-post_99.html

این خرس روسی روی پشت بام مان چکار می کند؟!

این همه از امنیت ملی سخن گفته و می گویند؛ بفرما! این خرس روسی روی پشت بام مان چکار می کند؟!

ب. الف. بزرگمهر   هفتم شهریور ماه ۱۴۰۰

زیرنویس پرتور:

کالیفرنیا ـ «ایالات متحد»



دَم و دستگاه دیوانسالاری تو اَروسک خیمه شب بازی همه ی آن ها را به کشتن داد

می خواهم سر به تن همه ی آن ها که تن به ننگ همکاری با نیروهای امپریالیستی و دیگر بیگانگان در کشور خودشان یا هر جای دیگر دادند، نباشد؛ ولی دَم و دستگاه دیوانسالاری تو پفیوز که اَروسک خیمه شب بازی دون پایه ای ـ دون پایه تر از «ترامپ» و حتا مِهتَر پیشینت ـ هستی و با بیشرمی دروغ پشت دروغ سر هم می کنی تا خودت را بزرگ تر از آنچه هستی، نشان دهی، همان ها را نیز به دَمِ چک مزدوران «طالبان» سپرد و به کشتن داد.۱ سرشت پست و فرومایه ات از این گفته های ناخودآگاه بر زبان آمده، بیش از پیش روشن می شود:
«... من به آنها دستور دادم که هر اقدامی را برای اولویت بندی حفاظت از نیروها انجام دهند و اطمینان حاصل شود که آنها از تمام اختیارات، منابع و برنامه‌های لازم برای حفاظت از مردان و زنان ما برخوردارند.»۲ گویی خون سربازان و سربازمزدورانِ «یانکی» رنگی جز خون افغان ها و دیگر مردم جهان دارد۳: شاید خونی برنگ خونِ کِرم ها و زالوها؟! گرچه همین نیز نمایشی بیش نیست؛ زیرا خونِ فرزندانِ توده های تنگدست مردم «ایالات متحد» که شمار بسیاری شان به جنگ های امپریالیستی در همه جا فرستاده می شوند نیز برای اَروسکان تبهکاری چون تو تنها تا آنجا ارزش دارد که بسود کلان سرمایه داران خرپول «یانکی» در اینجا و آنجا بر زمینی که از آنِ دیگران است، ریخته شود.

ب. الف. بزرگمهر   هفتم شهریور ماه ۱۴۰۰

پی نوشت:

۱ ـ جو بایدن، رئیس جمهوری ایالات متحده، روز یکشنبه ۳۱ امرداد گفت که واشینگتن نسبت به خارج کردن شهروندان آمریکایی و افغان‌های در معرض خطر از افغانستان، «تعهدی تزلزل‌ناپذیر» دارد.

آقای بایدن طی یک مصاحبه مطبوعاتی در کاخ سفید اظهار داشت:
«روشن بگویم؛ خارج کردن هزاران نفر از کابل امری سخت و دردناک است و مسئله این نبوده که چه زمانی شروع شده. ما راهی طولانی در پیش داریم و هنوز امکان اشتباهات بسیاری وجود دارد.»

وی اظهار داشت: «ما در حال اجرای یک برنامه برای انتقال امن این گروه از آمریکایی‌ها به محوطه فرودگاه هستیم. اما به دلایل امنیتی، نمی‌توانم جزییات آن را بازگو کنم ...اما یک بار دیگر باید تاکید کنم، همان‌طور که قبل از این نیز گفته‌ام؛ هر آمریکایی که می‌خواهد به خانه بازگردد، به خانه بازخواهد گشت.»

آقای بایدن سپس تصریح کرد که ایالات متحده همچنین به افغان‌های متحد غرب و نیز آن دسته از افغان‌ها که در معرض خطر هستند، از جمله فعالان حقوق زنان و روزنامه‌نگاران، کمک خواهد کرد.

وی در ادامه این نشست خبری در پاسخ به این پرسش که آیا ایالات متحده مهلت ۳۱ اوت (۸ شهریور) برای خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان را تمدید خواهد کرد، گفت:
«امیدواریم که مجبور به تمدید آن نشویم؛ اما باید ببینیم که چقدر از این فرایند طی شده و بعد دراین‌باره گفت‌وگو کنیم.»

وزارت دفاع ایالات متحده روز شنبه اعلام کرد که بر اثر هرج و مرج در مقابل دروازه‌های فرودگاه، هفت نفر کشته شدند. شبکه خبری اسکای تصاویر سربازانی را نشان داد که بر بالای دیوار تلاش می‌کنند مجروحان را از زیر دست و پا خارج کنند.

یک مقام ناتو اعلام کرده که در یک هفته گذشته دست‌کم ۲۰ نفر در فرودگاه کابل یا اطراف آن کشته شده‌اند. برخی از آنها هدف گلوله قرار گرفته‌اند و برخی دیگر نیز بر اثر هجوم و ازدحام جمعیت جان باخته‌اند.

برگرفته از تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»   یکم شهریور ماه ۱۴۰۰

۲ ـ جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا روز شنبه اعلام کرد که «به احتمال بسیار بالا» در ۲۴ تا ۳۶ ساعت آینده حمله دیگری در فرودگاه کابل علیه نیروهای آمریکایی در افغانستان روی خواهد داد.

سفارت آمریکا در افغانستان نیز با صدور اطلاعیه‌ای از شهروندان این کشور خواسته به دلیل «تهدیدات امنیتی» از رفتن به سمت فرودگاه کابل خودداری کنند.

رئیس جمهور آمریکا در بیانیه‌ای نوشته است، وضعیت موجود همچنان بسیار خطرناک است و تهدید حملات تروریستی به فرودگاه همچنان بالاست.

جو بایدن اضافه کرده است، فرماندهان ما به من اطلاع دادند که احتمال بسیار بالا حمله در ۲۴ تا۳۶ ساعت آینده وجود دارد. من به آنها دستور دادم که هر اقدامی را برای اولویت بندی حفاظت از نیروها انجام دهند و اطمینان حاصل شود که آنها از تمام اختیارات، منابع و برنامه‌های لازم برای حفاظت از مردان و زنان ما برخوردارند.

برگرفته از تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»  هفتم شهریور ماه ۱۴۰۰

بختی برای ویرایش دو گزیده گزارش بالا نداشتم. برجسته نمایی های بوم، همه جا از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر

۳ ـ بجای «... رنگین تر است»

۱۴۰۰ شهریور ۶, شنبه

اینجا همه محرم هستند! ـ بازپخشش

ب. الف. بزرگمهر   هفتم اردی بهشت ماه ۱۳۹۴

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/04/blog-post_555.html



ما درست همین را می خواهیم؛ گرچه، تنها برای بازه ای از زمان! ـ بازپخشش

ما درست همین را می خواهیم؛۱ گرچه، تنها برای بازه ای از زمان! ما چشم انداز آینده را باریک تر از شما که کوته بینانه در پی خورد و برد از سفره ی رنگین ایرانید، می بینیم. کاری که ما در پی انجام آنیم با آنکه در سنجش با خورد و بردِ بی درد سرِ شما ریسک هایی دربردارد، چون تیغی دولبه، هم واپسگرایان تاریک اندیش را برای پذیرش بازهم بیش تر خواست های مشترک مان با شما زیر فشار می نهد و برجای مانده ی گردنکشی گاوی که از دوره ی «بَرَک حسین اوباما» روی آن سوار شده ایم را خرد کرده، آن را بزانو درمی آورد و هم از آن برجسته تر که شما و بسیاری دیگر چون شما یا آن را نمی بینید یا خود را به ندیدن می زنید، جلوی روند جنبش انقلابی و گردش به چپ در آن کشور که از پیشینه ی بیم برانگیزی در این زمینه نیز برخوردار است را می گیرد و بحران را بسود دست نشاندگان دلخواه مان که همین رییس جمهور روحانیِ شما و دولت وی نیز دستِکم بگونه ای گذرا و ناگزیر بخشی از آن است را دگرمی دیسد.۲ این رویکرد با دستکاری در پیشانیِ نبردِ درونی درگیر در ایران، افزون بر دامن زدن به سردرگمی هرچه بیش تر در میان نیروهای انقلابی و جلوگیری از یگانگی جنبش سراسری که کانون های بیم برانگیز آن، هم اکنون نیز چشمِ همه مان ـ هم شما و هم ما! ـ را می آزارد، بخشی از نیروهای سردرگم کنونی و آینده را بسوی همکاری با دست نشاندگان دلخواه مان که سازمان های خبرچینی شما با بخشی از آن ها همکاری نزدیکی دارند، می راند و بخشی دیگر از نیروهای ناهمداستان با رژیم موش های اسلام پناه را بر بنیاد احساسات ملی گرایانه («ناسبونالیستی») به پشتیبانی از آن رژیم وامی دارد. با چنین رویکردی که به ریز و شپش آن در اینجا نمی پردازیم، آن پیشانی سهمگین را پیشاپیش شکانده ایم و آنگونه که زبانزدی پرکاربرد در میان ایرانیان می گوید:
آشِ شله قلم کاری درست کرده ایم که همه چیز در آن یافت می شود و هر نخود لوبیایی برای خود سر می شود!

با اوضاعی که هر روز، بیش از پیش زمینگیر می شویم و شاخ هایی چون روسیه و چین و هند در آنسو و شاید برزیل و آرژانتین در نزدیکی خودمان در آینده ای کمی دورتر و نیز همین اتحادیه ی سرهم بندی شده و شکسته بسته ی خودتان، همه جا از زمین روییده و می رویند، نمی توانیم تا چندین و چند سال دیگر با رژیمی کلنجار برویم که خودمان به ماندگاری آن کمک نموده و هم اکنون نیز با کمک به نیرومندی بخشی از آن در برابر بخش دیگر، ناگزیر به سرِ پا نگه داشتن شان در بازه ای از زمانیم؛ گرچه، همانگونه که می بینید از زدنِ توسری های بایسته که از دوره ی «بَرَک حسین اوباما» آغاز شده، هیچگاه دریغ نورزیده و آن را همچنان پی می گیریم تا رژیم رو بمرگ، باز هم بیش تر گیج و گول و برافروخته شده به سرکوب بیش از پیشِ مردم ایران روی آورد. آنگاه، یکبار دیگر با سود بردن از زبانزدی دیگر از ایرانیان، نان مان در روغن است! 

خوب! آقای وزیر، اینک خودت بگو! کدام سیاست و رویکرد، باریک تر، برخوردار از بُرِش بیش تر و چشم اندازی پیروزمندانه تر است و زودتر پاسخ می دهد؟۳

از زبان لات بی سر و پای «یانکی» یا «خوک پمپئو» که چکیده ی کار و رهنمود سیاسی کارشناسان و تحلیلگرانی که پا در جای پایِ تحلیلگرانی برجسته چون «برژینسکی» و «کی سینجر»ا۴ نهاده اند را روخوانی می کند:   ب. الف. بزرگمهر   سوم خرداد ماه ۱۳۹۷  

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/05/blog-post_632.html

پی نوشت:

۱ ـ «با این روش [سیاست زور و فشار «یانکی» ها به موش های سگ مذهب اسلام پیشه] ناهمداستانیم؛ زیرا این گروه از تحریم‌ها که قرار است بر ضدِّ ایران به انجام برسد، کمکی به گفتگو نمی‌کند و واژگونِ آن، واپسگرایان را نیرو می‌ بخشد و [نیز جایگاهِ] رییس جمهور روحانی [بخوان: نوکر پاچه ورمالیده ی خودمان!] را سست می‌کند. این کار می‌تواند منطقه را با بیم های بیشتری روبرو نماید.»

ژان ایو لودریان، در واکنش به سیاست زور و فشار «یانکی» ها به موش های سگ مذهب اسلام پیشه، گفتگو با رادیو «فرانس اَنتَر»، دوم خرداد ماه ۱۳۹۷ (برگرفته از گزارشِ «فرانسه: سیاست جدید آمریکا محافظه‌کاران را در ایران تقویت می‌کند»، تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا» با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب؛ افزوده های درون [ ] نیز از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر

۲ ـ «هدف اصلی سخنان دونالد ترامپ، مایک پومپئو، جان بولتون و دیگر سردمداران دولت آمریکا روشن است. برنامه ی آنها ”تغییر رژیم“ در ایران، روی کار آوردن حکومتی دست‌نشانده ی خود و بازگرداندن چرخ تاریخ به عقب است.» برگرفته از «اعلامیۀ کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران: سیاست‌های جنگ‌طلبانه و مخرّب دولت آمریکا و متحدان آن و خطرهای جدّی‌ای که حاکمیت ملّی میهن ما را تهدید می‌کند!» یکم خرداد ماه ۱۳۹۷

 آماج امپریالیست بسرکردگی «یانکی» ها، دستِکم در بازه ای از زمان، دگرگونی یا سرنگونی رژیم بگونه ای کُلّی و دربست نیست. هیچ رژیمی چون رژیم سگ مذهبان اسلام پیشه به پیشبرد سیاست های امپریالیستی در منطقه بویژه سیاست های دوربردی و راهبردی «یانکی» ها یاری نرسانده است. نمایش امپریالیست ها برهبری «یانکی» ها در بزرگنمایی نیروی رژیم از آن میان، در عراق و سوریه با آماج های از پیش سمت و سو یافته ای، کمابیش بسان بلایی که به سرِ «صددام» آوردند، انجام می پذیرد؛ وگرنه، اگر می خواستند، می توانستند از همان نخست، جلوی نابکاری های موش های اسلام پیشه را بویژه در عراق بگیرند. برای آنکه پر بیراه نگفته و نمونه ای بدست داده باشم، بمبارانِ یکی دو سال پیشِ پایگاه موشکی رژیم در سوریه و با خاک یکسان نمودن آن که با هزینه ای سرسام آور از جیب مردم ایران ساخته و پرداخته و آماده ی بهره برداری شده بود را یادآور می شوم. برگرفته ی یاد شده در بالا، افزون بر کُلی گویی نهفته در آن، این نکته را نیز نادیده می گیرد که رژیم ایران بویژه از دوران آغاز جان ننه اش: «نرمش قهرمانانه» یِ رهبرِ دَرِ پیتی و کالبد یافتن دولتی که بدرستی به «زهدان اجاره ای» نامور شد ـ و بگمانم هنوز برخی مانش این نامگذاری رسا را بدرستی درنمی یابند ـ نه تنها یکپارچه نیست که دو پارچه شدن یا حتا شاخه شاخه شدنِ آن به شکافی آشکار در سر تا پای هِرَم رژیمِ پوشالی انجامیده است. ندیدن چنین پدیده ای از سوی هر نیروی سیاسی، چه راست و چه چپ، در خوش بینانه ترین برخورد، نشانه ای از ناپختگی سیاسی است و در کردار به موضعگیری سیاه سپید بسود یا زیان این یا آن بازوی رژیم سگ مذهب می انجامد. در این باره، آنچه در متن نوشته از زبان «یانکی» ها آورده ام، بگمانم شایان درنگی درخور است!

۳ ـ در این نوشته، چنین انگاشته ام که سخنان آن وزیر سر تا پا از سر نادانی است که چنین نمی تواند باشد. در دورانی که گرایش های انگلی سرمایه داری امپریالیستی، بیش ازپیش رخ می نمایاند، آن ها نیز سیاست را بگونه ای نسنجیدنی با گذشته ای نه چندان دور با سیاه بازی درمی آمیزند. این نکته را نیز یادآور می شوم که این نوشته، تنها بخشی (گرچه بخش برجسته تر آن!) از نکته هایی که در سر داشتم و پیش نویس آن را از چندی پیش فراهم نموده بودم، دربرمی گیرد؛ اگر آن اسبِ روغن کشیِ بی پدر مادر درون سرم، اندکی هم شده، در گوشه ای می تمرگید ... 

۴ ـ تا آنجا که می بینم، در میان بلندپایگانِ دِم و دستگاه دیوانسالاریِ پیرامونِ لات بی سر و پای «یانکی» به چنین کارشناسان و تحلیگران تراز بالایی برنمی خورم. تنها کسی در میان شان که اندکی باریک تر از دیگران می اندیشد و او نیز در شمار چنان کارشناسان تراز بالایی نمی گنجد، وزیر جنگ شان: «جیمز مَتیس»، نامور به «سگ دیوانه» است که با سود بردن از گفته ی سراینده ی بزرگ خودمان، سعدی شیرازی، باید گفت: تو خود حدیث مُفصّل بخوان از این مُجمل!

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!