«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۲ آذر ۹, پنجشنبه

باید یاد پیشوای گرانمایه مان: «آدولف هیتلر» را زنده کنیم

«بله! روز و روزگار در میدان جنگ بسیار دشوار است؛ ولی این شَوَندی برای درنگ در پشتیبانی [از اوکراین] نیست [که] واژگون آن، شَوَندی برای بهبود بخشیدنِ آن است.»* ما باید تا واپسین اوکراینی های همچنان جنگنده در میدان جنگ برای شان جنگ ابزار و خوراک و پوشاک بفرستیم تا روس های زورگو و دشمن دمکراسی را به زانو درآوریم؛ آنگاه و شاید زودتر که می تواند همین فردا پس فردا باشد، باید با یورش بارباروسایی زمینگیر کننده ای دشمن بزرگ و بیم برانگیزمان را از پا درآوریم و یاد پیشوای گرانمایه مان: «آدولف هیتلر» را زنده کنیم.

از زبان «بانو هیتلرنژاد»:  ب. الف. بزرگمهر   نهم آذر ماه ۱۴۰۲

* برگرفته از «چوب دو سر گُه»   نهم آذر ماه ۱۴۰۲ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب؛ افزوده های درون [ ] نیز از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

خسته شدم از این همه نام های سر و دُم بریده ی پینگ دینگ دانگ کون چون تانک

خسته شدم از این همه نام های سر و دُم بریده ی پینگ دینگ دانگ کون چون تانک. چهره های شان هم با آن چشم های باریک ماروَش (مانندِ مار) که تخم شان را نیز نمی توانی ببینی، همگی  مانند همدیگرند؛ نه سن و سال شان را می توانی برآورد کنی و نه حتا گاهی وخت ها ژاد (جنس، جنسیت) شان که زن است یا مرد؛ برای بازی «پینگ پُنگ» و گُلف هم که اینجا نمی آیند. برای اینجور بازی ها بهتر است بروند سراغ همچشم بی سر و پای مان در گزینش پیشِ رو که به هر دوز و کَلَکی آراسته است و می تواند جنده بازی را نیز به آن ها که در این زمینه شیرخوارگانی بیش نیستند، بیاموزاند. راستش را بخواهید، من همه ی آن ها را بیش تر از روی بالا بلندی و درازا و پهنای شان می شناسم و تا آنجا که در توان دارم، می کوشم به چشم های شان، چشم ندوزم تا بیش تر گیج و گول شوم. اینک بروید در رسانه های تان هر اندازه دلِ تنگ تان خواست، داستان سر هم کنید. تا آنجا که من آمریکایی ها را می شناسم از شنیدن و خواندن اینگونه داستان سرایی ها نه تنها از من بدشان نخواهد آمد که رای بیش تری نیز می آورم.

از زبانِ «پرزیدنت بادبادی»:  ب. الف. بزرگمهر      نهم آذر ماه ۱۴۰۲ 

جو بایدن [همانا «پرزیدنت بادبادی»]، مهتر جمهور «ایالات متحد» [بخوان: «یانکی» ها»] در سخنرانی خود در «کُلُرادو»، «شی جین پینگ»، مهتر جمهور چین را با نام یکی دیگر از سیاستمداران چینی: «دِنگ شیائوپینگ» که در سال ۱۹۹۷ ترسایی درگذشته، جابجا گرفت. 

برگرفته از «چوب دو سر گُه»   نهم آذر ماه ۱۴۰۲ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب؛ افزوده های درون [ ] نیز از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

عیسا مسیح هم کاری نتوانست کردن! ـ بازپخشش

به بهانه ی سخنان بتازگی بر زبان آمده ی «آفتاب پرستِ ششلول بندهای جامعه جهانی»:

«روش گفتگو با ایران بازسازی شود ... کوشش برای بازگرداندن (سازش هسته‌ای) به چارچوب برجام کارساز نخواهد بود ... شما هنوز هم می‌توانید آن را برجام بنامید؛ ولی باید برجام ۲ یا چیز دیگری باشد؛ زیرا باید خود را (با چند و چون  تازه) سازگار نمود»  بخشی از گفته های «رافائل گروسی» برگرفته از «چوب دو سر گُه»   نهم آذر ماه ۱۴۰۲ (با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر) 

ب. الف. بزرگمهر   نهم آذر ماه ۱۴۰۲ 

***

جحی که پس از سال ها این در و آن در زدن، مایه ای اندک اندوخته و کوله بر پشت به جهانگردی می پرداختی، گذارش به ولایتی افتاد که پیش تر نام نامیِ ایران بر خود داشتی. خود گرسنه بود و پیرامون خویش نیز همه را گرسنه یافت. شگفت زده با خود زمزمه همی کردی:

«شنیده بودیم اینجا کشوری داراست ...» که از درگاه ولایت، آواز تعزیتی شنید. جلوتر رفت و مشتی بخت برگشته و پریشان بدید که خاک بر سر کنان، همی گفتند:
جان و مال و ناموس و بی ناموسی مان به همو وصل بودی که از دست برفت ...

آنجا رفت و گفت:
شكرانه بدهید تا من این مُرده را زنده سازم.

آن بخت برگشتگان، او را خدمت بجای آوردند. چون سیر شد، گفت:
مرا به سر این مُرده برید!

آنجا برفت؛ مُرده را بدید و گفت:
این چگونه مُرد؟

گفتند:
در اثنای مذاکره، شیطان جسمش را بگایید و روحش را قبض کردی و با خود بُردی.*

انگشت در دندان گرفت و گفت:
آه، دریغ! اگر تنها جسمش بودی، در حال زنده شایستی کرد؛ ولی روحش نیز که قبض شدی، عیسا مسیح هم کاری نتوانست کردن؛ چون مُرد، مُرد!

با سود بردن از طنز بسیار زیبای جاودانه عُبید زاکانی :  ب. الف. بزرگمهر   ۳۱ اَمرداد ماه ۱۳۹۷  

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/08/blog-post_87.html

* «در همین قضیّه‌ی برجام، ما در موارد زیادی ـ به‌خاطر اعتماد به حرف آن طرف مقابل، مذاکره‌کننده‌ی مقابل ـ از یک نقطه‌ای صرفِ­‌نظر کردیم، به یک چیزی اهتمام نورزیدیم، یک خلأیی باقی ماند؛ دشمن همین الان از همان خلأ دارد استفاده می کند؛ اینها واقعاً مسائل مهمّی است. وزیر محترم خارجه‌ی ما، آقای دکتر ظریف، یک نامه‌ی گویایی به مسئول اروپایی می نویسند ـ البتّه این بارِ چندم است ـ و موارد نقض روح برجام و جسم برجام [را مطرح می کند]. گاهی می گفتند روح برجام نقض شده، ایشان می گوید که فقط روح برجام نیست، [بلکه] یک جاهایی هم خود برجام ـ یعنی جسم برجام ـ  هم نقض شده به­‌وسیله‌ی آمریکایی‌ها؛ ایشان فهرست کردند فرستادند برای آنها. یعنی این [شخص] دیگر کسی نیست که بگویند مخالفین این مذاکرات هستند که این حرف را می زنند؛ نه، خود وزیر محترم خارجه، چون انسان متدیّنی است، انسان باوجدانی است و انسان صاحب احساس مسئولیّت است، خود ایشان هم این اعتراض را دارد می کند. این به‌خاطر آن است که آنجا یک مسامحه‌ای انجام گرفته از ناحیه‌ی ما؛ اگر این تسامح انجام نمی گرفت، اعتماد به دشمن نمی شد، راه دشمن بسته بود و نمی توانست این کار را انجام بدهد. الان هم ما نمی خواهیم بحث برجام را مطرح کنیم لکن آن جمعی که معیّن شده‌اند برای نظارت بر برجام  ـ که رئیس محترم جمهور است، رئیس محترم مجلس است، وزیر محترم خارجه است و چند نفر دیگر هستند ـ  واقعاً در این مسئله دقّت کنند؛ یعنی باید دقّت کنند، باید مراقبت بکنند ببینند چه اتّفاقی دارد می‌افتد. بالاخره ما یک مواردی را ذکر کردیم؛ بنده در قبول برجام یک شرایطی را به‌طور صریح ذکر کردم، مکتوب هم کردم  ـ زبانی نبود؛ مکتوب فرستادم ـ اینها باید رعایت بشود؛ به‌طور دقیق باید اینها رعایت بشود. وقتی طرف مقابل با وقاحت می‌آید می‌ایستد و یک چیزی را می گوید، ما هرچه در این زمینه کوتاه بیاییم، حمل بر ضعف خواهد شد؛ حمل بر این خواهد شد که ما ناچاریم، ناگزیریم؛ احساس ناچاری در ما، دشمن را تشجیع می کند به اینکه بر فشارهای ناحقّ خودش بیفزاید. این­ هم یک مسئله.»

بیانات «آقا بیشعور پادرهوای نظام»،  ۲۲ خرداد ماه ۱۳۹۶

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=36824 

***

جحی* بر دیهی رسید و گرسنه بود. از خانه آواز تعزیتی شنید. آنجا رفت و گفت:
شكرانه بدهید تا من این مرده را زنده سازم.

كسان مرده او را خدمت بجای آوردند. چون سیر شد، گفت:
مرا به سر این مرده برید.

آنجا برفت؛ مرده را بدید و گفت:
این چكاره بود؟

گفتند: جولاه**

انگشت در دندان گرفت و گفت:
آه، دریغ هركس دیگری كه بودی در حال زنده شایستی كرد؛ اما مسكین جولاه، چون مُرد، مُرد!

جاودانه عُبید زاکانی

* «جحی»، آدمی است کم و بیش با همان خوی و سرشت «دَخو» که گویا خود را دانسته به دیوانگی نیز می زده است. ب. الف. بزرگمهر

** بافنده

۱۴۰۲ آذر ۸, چهارشنبه

با این اگر و مگر که لابلای شان کنشگر سیاسی جا زده نشود!

همه ی این ناکسان و نابکاران نیز به ریسمان ولایت سر تا پا دزد آویخته اند.

با این اگر و مگر که لابلای شان به این بهانه کنشگر سیاسی جا زده نشود! راستی! جنابِ راستی که امیدوارم نامت با رفتارت بخواند، می دانستی که در دوره ی شاه گور بگورشده، سردسته ی بزرگ ترین قاچاقچیان کشور که ریز و درشت های دیگر را نیز در پناه خود داشتند، خواهر دوقلوی شاه گوربگورشده بود؟ اینک نیز همان است؛ همه ی این ناکسان و نابکاران نیز به ریسمان ولایت سر تا پا دزد آویخته اند. اگر راست می گویی و مرد میدانی به سراغ آن بالایی ها برو یا دستکم دست های پلیدشان را رو کن تا آن مشت گیج و گول بر جای مانده نیز که می پندارند سردمداران شان سرگرم پیکار با بگفته ی ریشخندآمیزشان «استکبار جهانی» اند بچشم خود ببینند که آن ها خود بخشی از آن «استکبار» یا بهتر بگویم: سامانه ی تبهکاران اختسادی ـ هازمانی در کشورهای امپریالیستی هستند و پول های گنده شان را نیز در بانک های همان ها چال می کنند.

ب. الف. بزرگمهر   هشتم آذر ماه ۱۴۰۲ 

***

رییس مرکز عملیات سازمان اطلاعات پلیس تهران در ادامه اجرای طرح ارتقا امنیت اجتماعی در محلات جنوب تهران و دستگیری ۵ نفر از اراذل و اوباش متواری و سابقه دار جنوب تهران در این منطقه خبر داد.

به گزارش اسپوتنیک، سرهنگ سعید راستی اظهار داشت: در راستای مطالبات و درخواست مردمی، طرح‌های اقتدار در برخورد با اراذل و اوباش با مشارکت رده‌های تخصصی و انتظامی در محلات جنوب تهران از هفته گذشته آغاز و ادامه دارد.

این مقام انتظامی با بیان اینکه اجرای این طرح در پاسخ به درخواست‌های مردمی در مبارزه با ناهنجاری‌های اجتماعی برنامه‌ریزی شده است تصریح کرد: تیم‌های مختلفی از مأموران این پلیس ضمن اجرای طرح در محلات هرندی، شوش و مولوی، ۵ تن از اراذل و اوباش تحت تعقیب و سابقه دار را شناسایی و دستگیر کردندوی تصریح کرد: پلیس هرگونه بی نظمی و نقض قانون و حقوق شهروندی را چشم‌پوشی نکرده و با مسببین و عاملان آن برابر قانون برخورد خواهد کرد.

سرهنگ راستی با بیان اینکه یکی از مطالبات جدی مردم از پلیس و دستگاه قضائی برخورد قاطع با برهم زنندگان نظم و امنیت عمومی می‌باشد، خاطر نشان کرد: به مردم این اطمینان را می‌دهیم در مراحل آتی این طرح‌ها، برخورد پلیس با اوباش، سخت، قاطع‌تر خواهد بود.

برگرفته از «چوب دو سر گُه»   هشتم آذر ماه ۱۴۰۲

بختی برای ویرایش این گزارش نداشتم.  ب. الف. بزرگمهر

۱۴۰۲ آذر ۶, دوشنبه

سرکوب مان در توان تان نیست؛ ما آغازهای بی پایانیم

عاتکه رجبی، آموزگار از کار بیرون رانده شده ی جنبش انقلابی سال گذشته، در پی بخشنامه ‌ای از «بخش ۲۱ اجرای احکام دادگاه اَنقُلاب مشهد» با وکیلش، محمدباقر رضایی، روز چهارم آذر ماه (۲۵ نوامبر)، «روز جهانی جلوگیری از درشتخویی با زنان»، به بخش یاد شده رفتند. وکیل ایشان درخواست جابجایی (تبدیل) بازه ی زندان به پادافرهِ پولی داده بود که بر پایه ی قانون، فرمان های زیر سه ماه زندانی شدن را دربرمی گیرد. دادرس پرونده با آگاهی از این بندِ یاد شده در فرمان با درخواست وکیل ایشان همداستان نشد و عاتکه برای گذراندن دو ‌ماه زندانی روانه ی زندان مشهد شد.

برگرفته از «تلگرام»  پنجم آذر ماه ۱۴۰۲ (با ویرایش، پارسی و اندک بازنویسی درخور از اینجانب؛ برنام را از بومِ سروده ی آموزگار سرفراز برگزیده ام. با امید به پایداری وی و دیگر زندانیان سیاسی گرفتار در چنگال خرموش های یکی از دیگری دزدتر و بی ناموس تر رژیم پوشالی همچنان آویخته بر گردنِ ایران  ب. الف. بزرگمهر)

زندانی سیاسی را از بند خواهیم رهاند


مشتی نمونه ی خروار از روز و روزگار توده های مردم ایرانِ در بند رژیم ناکسان و نابکاران

به اطلاع افکار عمومی در داخل و سراسر دنیا می رسانم، من جوانمیر مرادی فعال کارگری اهل و ساکن کرمانشاه که طی سالیان گذشته به خاطر فعالیتهای کارگری و دفاع از حقوق کودکان بارها مورد تعقیب بوده و بازداشت شده ام، همچنان تحت فشار نیروهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی هستم.

روز ۲۳ شهریور ۱۴۰۲، دو روز قبل از سالروز قتل مهسا امینی با یک شماره به نام شماره شخصی و بدون مشخص بودن ارقام آن چند بار به گوشی من زنگ زدند و من چون می دانستم از طرف مأموران امنیتی است، پاسخ ندادم.

از ابتدای آبان ۱۴۰۲ چندین بار مأموران امنیتی به درب منزل آمده و اقدام به زدن زنگ خانه کرده اند. بارها با یک شماره ثابت زنگ زده اند و باز هم پاسخ نداده ام.

مأموران اطلاعاتی مدام در اطراف خانه ما در حال پرسه زدن هستند و مدام اعضاء خانواده ام را تعقیب می کنند و باعث ایجاد فضای ترس و وحشت برایشان شده اند.

من مؤکداً اعلام می کنم که هر گونه اتفاقی برای هر یک از اعضای خانواده ام بیافتد، دستگاه های اطلاعاتی جمهوری اسلامی و خود جمهوری اسلامی مسوول خواهند بود.

نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی باید بدانند بعد از ۴۴ سال سرکوب، شکنجه و اعدام و ایجاد فضای ترس و وحشت در جامعه نتوانسته اند مردمی که از هر نظر تحت فشار و تبعیض و فقر و بیکاری و نبود آزادی بوده اند را به سکوت بکشانند.

حالا که جامعه در یک موقعیت انفجاری و بنیان کن قرار دارد، به طریق اولی ایجاد فشار و تهدید، بازداشت و اعمال شکنجه های جسمی و روحی و روانی بر فعالین و تهدید و تعقیب و ایجاد ترس و اضطراب برای اعضای خانواده هایشان هیچ افاقه ای برای حاکمان در جهت برون رفت از بن بستشان نخواهد کرد.

برگرفته از «تلگرام»   پنجم آذر ماه ۱۴۰۲

سرنگون باد رژیم آدمکش ناکسان و نابکارانِ فرمانروا بر میهن مان

فاروق علیزاده، کودک کولبری که با برخورد گلوله ی نیروهای مزدور رژیم خرموش پرور اسلام پیشه به سرش در مرز بانه کُردستان جانباخت.

برگرفته از «تلگرام»   ششم آذر ماه ۱۴۰۲ (با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب؛ برنام نیز از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

سرنگون باد گروهبندی های خرموش اسلام پیشه ی فرمانروا بر میهن مان در جنگی ساز و برگ یافته به جنگ ابزار!

برپا، پایدار و پیروز باد پیشانی یگانه ی خلق های ایران برهبری طبقه کارگر برای سرنگونی رژیم پوشالی اسلام پیشگان

ب. الف. بزرگمهر   ششم آذر ماه ۱۴۰۲

ویدئوی پیوست:  سرنگون باد رژبم آدمکش ناکسان و نابکارانِ فرمانروا بر میهن مان



هم می دزدند، هم با دزدان همکاسه اند، هم آبرو می برند، هم ناموس می درند، هم به حراج می گذارند ... و سرانجام هست و نیست مان را به باد می دهند! ـ بازپخشش

رهبر نادان و نیرنگباز جمهوری اسلامی، امسال را در حالی «سال تولید ملی» اعلام نمود که ورشکستگی شماری از صنایع کوچک و بزرگ و از کار باز ماندن بسیاری طرح های منطقه ای و ملی، سبب پیوستن شمار بازهم بیش تری از کارگران کشورمان به صف بیکاران شد. به گفته ی آن زبانزد زیبا:
«سالی که نکوست از بهارش پیداست!»

در گزارش زیر که تنها مشتی نمونه ی خروار در کشور و اقتصادی بی در و پیکر است، با لحنی اندرزگویانه از «سال تولید ملی» سخن رفته است؛ ولی آیا آخوندی نادان که از «تولید» پیش و بیش از هر چیز دیگر «تولید مثل» به ذهن وامانده اش می آید، چیزی از «تولید ملی» در می یابد؟!

در کنار تاراج بزرگی که در میهن مان در جریان است و روزانه حجم سترگی از سرمایه های ملی به شکل های گوناگون از کشور بیرون برده شده و یا به دست مشتی نادان و نابکار اسلام پناه هدر می رود، بودجه هایی بزرگ برای گسترش مسجدها و حسینیه ها و ترویج آنچه «اسلام» می نامندش و نیز پر نمودن جیب انگل هایی شکم پرست که جز «پایین تنه» ی خود به چیز دیگری نمی اندیشند، هزینه می شود!

اینچنین است آرزو و دورنمای «سال تولید مثل ملی» از سوی رژیم تبهکاری که هر روز ماندنش زیان های بس بزرگ تری برای کشور و میهن مان دربر دارد!

سرنگون باد جمهوری تبهکار اسلامی ـ امریکایی!

ب. الف. بزرگمهر   ۲۱ اردی بهشت ماه ۱۳۹۱

https://www.behzadbozorgmehr.com/2012/05/blog-post_10.html 

***

سود سامسونگ و ال جی در ایران

بررسی وضعیت بازار لوازم خانگی کشور بیانگر ارقام تکان‌دهنده ایست. فقط سامسونگ و ال جی دو برند لوازم خانگی كره جنوبی در سال ۹۰ بیش از سه میلیارد دلار در بازار ایران فروش داشته‌اند و این رقم بیش از تخلف سه هزار میلیارد تومانی بانكی اخیر و بالاتر از تمام سرمایه مورد نیاز برای انتقال آب دریای خزر به مرکز ایران است.

این در حالی است كه بیش از ۷۰ درصد بازار لوازم خانگی ایران در دست كشورهای خارجی است و در این میان كره بیشترین سهم را از این بازار پر سود در دست دارد و به هیچ وجه حاضر نیست در شرایط فعلی دست از این خوان گسترده بکشد.

از سوی دیگر، رفتار كشور كره با ایران نوعی استعمارگری نوین است چرا كه این كشور از یک‌سو ایران را از خرید كالاهای استراتژیك نظیر تجهیزات صنعت نفت محروم ساخته ولی از سوی دیگر، برای كالاهایی نظیر لوازم خانگی بدون محدودیت و با ترفندهای برنامه ریزی شده اقدام می نماید .

در این معامله نابرابر كشور كره، تحریمهایی را كه توسط آمریكایی‌ها علیه ایران تدوین می شود، به صورت داوطلبانه پذیرفته، به‌طوریکه سال گذشته بانك ملت، كشتیرانی جمهوری اسلامی و گروه صنعتی انتخاب از سوی کره مورد تحریم قرار گرفته‌اند.

اطلاعات به‌دست آمده نشان می‌دهد که شركتهای لوازم خانگی كره برای فرار از پرداخت مالیات، كالاهای خود را به صورت باز شده و چند تكه‌ای، در زمان‌های مختلف و از گمركات متعدد به ایران وارد كرده و از این طریق توانسته اند بجای تعرفه ۵۰ درصدی از تعرفه ۱۵ درصدی استفاده كنند و کالاهای خود را با استفاده‌ از حربه‌های مختلف به بازار ایران تزریق کنند.

اهمیت این موضوع در سال تولید ملی وقتی بیشتر به چشم می‌خورد که این شركتها در ایران هیچ كارخانه ای نداشته و فقط با ایجاد چند خط مونتاژ محصولات خود را تكمیل و به بازار عرضه می‌كنند.

استفاده این كارخانجات از تولیدات داخلی نیز تنها محدود به فوم و كارتن بسته بندی از کارخانه‌های ایرانی شده است؛ از طرف دیگر فعالیت اصلی شركتهای كره ای در داخل كشور و ثبت این شركتها در مناطق آزاد است كه این خود كمك شایانی به معافیتهای مالیاتی این شركتها می‌کند.

پیگیری ها نشان می‌دهد دست‌های پشت پرده و دانه‌درشتهای حامیان این جریان، عاملین شركتهای كره ای قاچاقچیان قانون دان هستند كه از خلا های قانونی سوء استفاده كرده و برای گذراندن زندگی خود آب به آسیاب دشمن می ریزند.

جالب این‌جاست که طبق قوانین كشور كره هیچ برند لوازم خانگی غیر كره ای نمی تواند محصولات خود را به این کشور صادر کند و تنها دو شرکت كره ای تولید كننده لوازم خانگی ۹۰ درصد بازار این كشور را در دست دارند و سایر برندها مابقی سهم را در اختیار دارند و در خیابان‌های سئول ـ پایتخت كشور كره ـ نیز به‌ندرت اثری از كالاهای خارجی مشاهده می شود .

وارد کنندگانی در نقش صنعتگر !

بررسی‌ها در بازار لوازم خانگی ایران نشان می‌دهد از آنجا كه طبق مقررات و برای حمایت از تولید داخلی، ارز مرجع به محصولات تمام شده نظیر یخچال ساید بای ساید، اجاق گاز، ماشین لباسشویی و بسیاری از لوازم دیگراختصاص داده نمی شود شركتهای وارد كننده لوازم خانگی از این طریق با تكه ای كردن، محصولات  (SKD) وارد كرده تا بتوانند ارز مرجع دریافت و از سرمایه ارزی ایران استفاده كرده و سود خود را به نهایت برسانند.

این شركتها همان وارد كنندگانی هستند كه امسال در نقش صنعتگر بازی می‌كنند و با وجود گذشت دوماه از سال تولید ملی، همچنان با زیرپا گذاشتن تولیدکنندگان داخلی، در بازار کشور جولان می‌دهند.

ترفند کره‌ای‌ها برای افزایش غیر قانونی قیمت

گشتی در بازار لوازم خانگی نشان می‌دهد شركت‌های کره‌ای با درج كد مدل‌های جدید روی محصولات قبلی خود، آن‌ها را به عنوان محصولات جدید ارایه كرده و از این مسیر افزایش قیمت‌های خودرا بدون مشكل انجام داده‌اند و این در حالیست كه طبق گزارشهای دریافتی سال گذشته از این طریق بیش از ۴۰ درصد افزایش قیمت داشته اند .

صنعت لوازم خانگی یك صنعت پر اشتغال است و در حال حاضر با توجه به اینكه تنها ۳۰ در صد بازار لوازم خانگی ایران تولید داخلی است، اگر سهم بازار شركتهای خارجی محدود شود، بیش از ۲۵۰ هزار فرصت شغلی برای جوانان ایرانی فراهم می شود.

خرید لوازم خانگی خارجی توسط هر خانواده ایرانی نه تنها مشكلات فوق را دامن می‌زند که باعث می شود حجم فروش برندهای خارجی بالاتر رفته و سرمایه گذاری این شركتها برای كیفیت و توسعه محصولات بالاتر رود و بالعكس آن اتفاق است كه برای تولیدكنندگان ایرانی خواهد افتاد .

پیش‌بینی آینده این بازار پر تلاطم نیز دور از ذهن نیست؛ متاسفانه صنعت كفش و نساجی ایران كه زمانی نه دور دست سرآمد منطقه بود، توسط چینی ها به ورطه نابودی كشیده شده است و خدای ناخواسته با این شرایط صنعت لوازم خانگی نیز توسط كشور كره به اضمحلال كشیده می شود .

امید است در سال حمایت از تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی هر فرد در هر جایگاهی كه قرار دارد از جمله قانون گذار، مجری و قاضی و یا نقش مهم‌تری كه هر خانواده ایرانی دارد ،شرایط را برای ماندگاری و سربلندی ایران و ایرانی در حد توان خود فراهم كنند.

«مشرق»

۱۴۰۲ آذر ۵, یکشنبه

چنانچه روسیه سیاستی آماجمندانه تر در زمینه ی همزیستی آشتی جویانه میان خلق ها و ملت ها در پیش گیرد ...

آن خستگی و گسستگی پیامد آن در میان دشمنان آدمی۱، آنگاه از چشم اندازی درخور برخوردار خواهد شد که روسیه سیاستی آماجمندانه تر و باریک بینانه تر در زمینه ی همزیستی آشتی جویانه میان خلق ها و ملت ها در پیش گیرد. راز کامیابی های درخشان «ارتش سرخ اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی»، تنها از توان رزمی فزاینده ی آن بدرازای دوران جنگ سترگ میهنی سرچشمه نمی گرفت که بسی بیش از آن بر پایه ی «کارگرهمبستگی جهانی» («انترناسیوناسیونالیسم پرولتری») استوار بود و به همین شَوَند از پشتوانه ای سترگ که از مرزهای «اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» بسی فراتر رفت و دامنه ای جهانی یافت، برخوردار شد. روشن است که از شما دیوانسالاران کنونی روسیه، بنا بر سرشت طبقاتی تان، چشم در پیش گرفتن و پیشبرد چنان سیاستی نمی توان داشت؛ ولی بگمانم می توان امیدوار بود که از سیاست بیش از اندازه یکسونگرانه ی کنونی تان که از آن میان، نخش خود در راندن دیگر ملت ها و خلق ها به دامن امپریالیست ها را نادیده می گیرد، کاسته شود؛ در این باره، آنچه بویژه در «آرتساخ» که از دیدگاه تاریخی بخشی از ارمنستان است، رخ نمود، شایان درنگ و نشانه ای روشن از کم و کاستی های یکسونگرانه ای استوار شده بر بنیاد بهره وری های کوته بینانه ی بورژوازی خودی (روسی) در ناهمتایی آشکار با سیاست همزیستی آشتی جویانه میان خلق ها و ملت ها بود. پرداختن به ریز و شپش آن، در چارچوب این یادداشت نمی گنجد؛ تنها به این سخن باریک و پاکیزه (نکته) اشاره می کنم که ارمنی های آرتساخ نیز چون «جمهوری خودگردان نخجوان» از هوده ی خودمختاری شناخته شده (سال ۱۹۲۳) در چارچوب «جمهوری آذرآبادگان (آذربایجان) شوروی» برخوردار بودند که از سوی شما دیوانسالاران کنونی روسیه نه تنها نادیده گرفته شد که آن را بسود «جمهوری آذرآبادگان» کنونی با آن کَلّه قوچی تمرگیده در جایگاه مهتری جمهوری و از آن بدتر، رژیم مافیایی ترکیه که بیهوده (ناحق) پای از گلیم خود فراتر نهاده و به هر بهانه ای از شما باژهای خرد و کلان ستانده و می ستاند، زیر پا نهاده شد. درست بر بنیادِ همین کژی ها و کاستی هاست که امپریالیست ها سیاست های راهبردی (تاکتیکی) خود را پیش می برند و چه بدانید یا نه، گاه بخشی یا همه ی سیاست های دوربردی («استراتژیک») تان را در سیاست های اهریمنانه ی خود می گوارند؛ بس فراتر از گنجاندن! برای آنکه نمونه ای بدست داده باشم، یکی از دستاوردهای برجسته ی امپریالیست ها (شاید برجسته ترین شان)، هم در این جنگ و هم در جنگ میان عزراییل و پلستین، کاشتن و پروراندن هر چه فزاینده تر تخم کین و بیزاری از یکدیگر۲ میان خلق ها و ملت هایی است که از بخت بد روزگار از یک ریشه بوده و پاره تن یکدیگر بشمار می روند: برادرکشی و پسرعمو کشی!

ب. الف. بزرگمهر   پنجم آذر ماه ۱۴۰۲

پی نوشت:

۱ ـ روزنامه ای اسپانیایی می نویسد: اوکراینی ها اعتراف می کنند که از درگیری با روسیه خسته شده اند. یک داوطلب اوکراینی که خود را تاراس شناسانده به این نشریه گفت:
«بسیاری از مردم از من درباره ی خستگی جنگ می پرسند؛ و بله! البته، خسته شده ایم.»

روزنامه آمریکایی «واشنگتن پست» بتازگی درباره ی شکاف فزاینده در جامعه اوکراین و از دست دادن روحیه در پس زمینه مبارزه سیاسی شعله ور در سطوح بالای قدرت و شکست در جبهه نوشت؛ همچنین برخی رسانه های اوکراینی و غربی از درگیری احتمالی میان ولادیمیر زلنسکی، مهتر جمهور و والری زالوژنی، فرمانده کل نیروهای مسلح اوکراین خبر دادند.

همانگونه که «پتر پاول»، مهتر «جمهور چک» به نوبه ی خود تاکید کرد، خستگی ناشی از درگیری در اوکراین نه تنها در میان طرف های متخاصم که در میان همه کشورهایی که از کی یف یا مسکو حمایت می کنند، آشکار می شود؛ این امر منجر به افزایش فشار برای پایان دادن به درگیری با نوعی توافق خواهد شد.

گزیده ای برگرفته از «چوب دو سر گُه»   پنجم آذر ماه ۱۴۰۲ 

***

«سخنگوی کرملین»: «پسکوف» درباره ی سخنان «فون درلاین» [بانو هیتلر نژاد] در زمینه ی دهمین سالگرد «میدان» گفت:
هرگز در تاریخ نوین اروپا، کودتا از سوی نیروها در یک کشور  جشن بشمار نیامده است ... در جریان «میدان» (کودتای اوکراین) با آنکه ضمانت های اروپایی، اقتدار مشروع تحت کنترل قرار گرفت، «نازی» ها در اوکراین پدیدار شدند. کودتا در اوکراین به پدیداری رژیمی انجامید که نشان داد برای روسیه و بخشی از مردم بیم برانگیز است ...

گزیده ای برگرفته از «چوب دو سر گُه»   پنجم آذر ماه ۱۴۰۲

بختی برای ویرایش و پارسی نویسی گسترده ی هر دو گزیده گزارش بالا نداشتم.  افزوده ی درون [ ] نیز از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر

۲ ـ «آیا اندکی هم شده، نیندیشیدند که تخم کینه میان ارمنی ها و آذری ها را بیش از پیش می کارند و آن را آبیاری می کنند؟ آیا با سیاست کوته بینانه و نابخردانه ای که در پیش گرفته اند، نمی بینند که به ملی گرایی کور آذری و «داشناک» های تندروی خودمان میدان داده و پای ترکیه و «ناتو» را بیش از پیش به سرزمین های باستانی مان باز می کنند؟» برگرفته از یادداشتِ «چرا می خواهند «آرتساخ» را با آذرآبادگان یکپارچه کنند؟» ب. الف. بزرگمهر   چهارم مهر ماه ۱۴۰۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2023/09/blog-post_26.html

همین دو گزینه است و بس: صالح و اصلح! ـ بازپخشش

پیرو فرمایشات «نشانه خدا»: محمدعلی موحدی کرمانی که یافتن کسانی «صالح و اصلح» برای برگزیدن «نزدیک ترین گزینه به رهبری»۱ را وظیفه (همانا «کاریا» به پارسی!) خوانده و «عبادت» بشمار آورده بود، اینجانب نیز به نوبه ی خویش، همه ی کوشش خود را برای یافتن دو گزینه بکار بستم۲ که از میان آن دو می توان «صالح» تر یا همانا «اصلح» به فرمایش ایشان را برگزید. بگمان من، همین دو گزینه برای گزینش کارپرداز آینده ی خیمه و خرگاه رهبری بس است و سایرین را از همان نخست باید از جایگاه نامنویسی نامزدها راند و اگر پررویی بخرج دادند از کاربرد تیپا خودداری نورزید! خواهشمندم از اینکه اینگونه بی رودربایستی و چیزی حتا فراتر از رُک و پوست کنده گویی، جُستار را در میان نهاده ام، مرا ببخشید؛ بگمانم برای همه بهتر است تا از همان نخست، حساب کار دست شان باشد؛ همین دو گزینه است و بس: صالح و اصلح! دیگر، گزینش با شماست!۳ 

نخستین گزینه، مرتضی حسینی، هموند پیشین «کمیسیون فرهنگی مجلس» در سال ۱۳۹۱ است. «به گفته ی خودش همواره در حال کار فرهنگی بوده است. نماینده ی مردم قزوین است و با آنکه دلبستگی چندانی به شعر، ادبیات و دیگر هنرها ندارد، ارتباط تنگاتنگی با مردم دارد و می گوید که اگر فرهنگ درست شود، امنیت هم درست می‌شود ...»۴ پاسخ های وی به پرسش های یکی از خبرنگاران رسانه های ایران نشان می دهد که تا چه انداره به رهبری نزدیک است. گزیده ای از آن پرسش و پاسخ های کوتاه و فشرده، چنین است:
«نویسنده محبوب شما؟

مقام معظم رهبری.

در جبهه انقلاب اسلامی، در شعر، چند نفر را می‌شناسید؟

خیلی علاقه به این وادی ندارم اما آنهایی که مقام معظم رهبری تایید می‌کنند را دوست دارم و آن هایی که مقام معظم رهبری مورد تایید قرار می‌دهند را ما نیز تایید می‌کنیم.

 در ادبیات چطور؟

در ادبیات نیز همین‌طور.

 در سینما چطور؟

در سینما نیز همین‌طور.

از کدام شخصیت فرهنگی الهام می‌گیرید؟

از مقام معظم رهبری الهام می‌گیرم و فرد دیگری را الگو قرار نمی‌دهم.»۵

دومین گزینه، «نموداراسلام» مرتضی آقاتهرانی، «آموزگار اخلاقِ» دولت نهم و شاید دهم، دارنده ی «کارت سبز» («گرین کارت») «یانکی» ها و بگمان بسیار نیرومند، سوگند وفاداری خورده به پرچم ممالک محروسه ی «شیطان بزرگ» است که همیشه یک پایش در این سو و پای دیگرش در آنسوی اقیانوس است؛ آنگونه که درباره ی وی گفته می شود، افزون بر کابینه ی آن آدم پیزُری یا همانا «بز عزازیل نظام» به شیطان های کوچک و بزرگ نیز درس اخلاق داده و می دهد؛ درست بسان آنچه در شریعت انور اسلام با برنام «مادر رضاعی» از آن یاد می شود که همواره یک پستانش در دهان بچه ی خویش و پستان دیگرش در دهان بچه ی همسایه است؛ با این تفاوت که این آموزگار کمی پا را فراتر نهاده و بگونه ای برای شیطان بچه های آنسوی اقیانوس نیز مادری کرده و می کند. شاید، برخی از این یکی گزینه کمی شگفت زده شده باشند؛ ولی نیک که بنگرند به چشم جان خواهند پذیرفت که وی نیز گزینه ای «صالح» و شاید «اصلح» باشد و برگزیده شدن وی به جایگاه کارپردازِ خیمه و خرگاه رهبری می تواند نه تنها برای «نظام» که حتا تا اندازه ای برای همه ی کسانی که به دونالد ترامپ نامه های «فدایت شوم» می نویسند و برخی از آن ها به تنبان شان نیز ریسیده اند، سودمند باشد. هرچه نباشد، وی آموزگار اخلاق است؛ آموزگاری که «مقام معظم رهبری» را چون دیده‌بانی که از جایی بلند به پایین می نگرد و «نباید روی حرف ایشان حرف زد»۶، می بیند و «التزام عملی به ولایت»۷ را حتا در آن دم که گویا زیر پرچم «یانکی» ها سوگند وفاداری یاد می کرد، پاس داشته است:
«بسیاری می‌گویند ما به ولایت اعتقاد داریم اما باید این موضوع را در عمل هم نشان دهند و اگر نباشد، خود این انحراف است.»۸

من از این دو گزینه، کسانی بهتر سراغ ندارم و از اینکه نمی توانم بیش تر درباره ی هر یک بنویسم، خرسند نیستم؛ زیرا بگمان بسیار، روشن می شد که گزینه ی «اصلح» من کدامیک است!

 ب. الف. بزرگمهر   ۲۸ دی ماه ۱۳۹۵

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/01/blog-post_29.html

 پی نوشت:

۱ ـ « آیت‌الله محمدعلی موحدی کرمانی طی سخنانی در نخستین نشست شورای استانی جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی با اشاره به نقش شورای نگهبان در انتخابات آتی گفت:
هر کس تایید صلاحیت شود وارد فضای رقابتی می‌شود که در آن انتخاب میان صالح و اصلح خواهد بود و ما نیز باید بگردیم و اصلح را پیدا کنیم و به او رای دهیم.این یک وظیفه است و گام برداشتن در این مسیر عبادت محسوب می‌شود. وی ادامه داد: شورای محترم نگهبان حداقل صلاحیت را لحاظ می‌کند اما ما باید دنبال حداکثر صلاحیت باشیم. ما باید بگردیم و نزدیکترین گزینه به رهبری را از نظر ثبات، روحیات، بینش، شجاعت، بی اعتنایی به دنیا و ساده زیستی و عدل پیدا کنیم. ممکن است افرادی، آدم‌های خوبی باشند؛ اما مقبولیت نداشته باشند و رای نیاورند، پس باید همه شرایط را برای رسیدن به گزینه اصلح در نظر گرفت. دبیرکل جامعه روحانیت مبارز در پایان تاکید کرد: نمی‌خواهیم‌ کسی رییس‌جمهور شود که نسبت به پول‌های غارت شده بیت‌المال بی‌تفاوت باشد بلکه می‌خواهیم کسی انتخاب شود که پول‌ها را به بیت‌المال برگرداند و جلوی سوءاستفاده‌ها و رانت‌خواری‌ها را بگیرد.»، برگرفته از «ابتکار»، ۲۶ دی ماه ۱۳۹۵

۲ ـ روشن است که از دید من، یکی از آن دو صالح تر یا همان «اصلح» است؛ ولی اگر همان یکی را برمی گزیدم، دیگر نمی شد نام آن را گزینه گذاشت و خودِ گزینش نیز آرش و مانش خود را از دست می داد. به همین شَوَند، گزینش «اصلح» از میان آن دو را به مردم وامی گذارم!

۳ ـ می خواهی بخواه، نمی خواهی برو «دانشگاه اوین» یا یکی دیگر از «دانشگاه» های مانند آن نامنویسی کن! «الحمدلله ما از این دانشگاه ها فراوان داریم ...» از فرمایشات درِ گوشیِ «مقام معظم رهبری» با گروهی از «سربازان گمنام امام زمان»!

۴ ـ برگرفته از «در ولایت امام زمان، شخصیت فرهنگی اینچنین از آب در می آید!»، ب. الف. بزرگمهر، ٢۵ مهر ماه ١٣٩١

https://www.behzadbozorgmehr.com/2012/10/blog-post_8398.html

۵ ـ برگرفته از «مصاحبه شیرین زبانانه یک نماینده فرهنگی مجلس با فارس»،  «انتخاب»، ۲۵ مهر ماه ۱۳۹۱ (گزارش زیر با همین برنام)

۶ ـ برگرفته از  گزارش «حرف‌های شنیدنی آقاتهرانی درباره جریان انحرافی و انتخابات آینده»، «خبرگزاری فارس»،   ۲۵ امرداد ماه ۱۳۹۱ (گزارش زیر با همین برنام)

۷ و ۸ ـ همانجا

***

مصاحبه شیرین زبانانه یک نماینده فرهنگی مجلس با «فارس»

نویسنده محبوب شما؟

مقام معظم رهبری.

در جبهه انقلاب اسلامی، در شعر، چند نفر را می‌شناسید؟

خیلی علاقه به این وادی ندارم اما آنهایی که مقام معظم رهبری تایید می‌کنند را دوست دارم و آن هایی که مقام معظم رهبری مورد تایید قرار می‌دهند را ما نیز تایید می‌کنیم.

در ادبیات چطور؟

در ادبیات نیز همین‌طور.

در سینما چطور؟

در سینما نیز همین‌طور.

«سیدمرتضی حسینی» عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در پاسخ به سوالاتی در خصوص فرهنگ گفت: علاقه‌ای به شعر، ادبیات و سینما ندارم.

با توجه به اهمیت این بحث و آگاهی از نوع نگاه اعضای کمیسیون فرهنگی،  فارس سوالات مشابهی را با اغلب اعضای این کمیسیون انجام داده است.

اولین قسمت این مجموعه مصاحبه ارائه می گردد:

خودتان را معرفی کنید؟

سید مرتضی حسینی هستم؛ نماینده مردم قزوین. تحصیلاتم حوزوی است و فعلا هم نماینده هستم.

تعریف شما از فرهنگ چیست؟

فرهنگ به مجموعه‌ای از آداب، سنن، دین، مذهب و همه آن چیزی که یک عده به آن دین می‌گویند و عده‌ا‌‌ی به آن فرهنگ می‌گویند.

مهمترین کار فرهنگی که کردید، چیست؟

همیشه در حال کار فرهنگی بوده‌ام.

از کدام شخصیت فرهنگی الهام می‌گیرید؟

از مقام معظم رهبری الهام می‌گیرم و فرد دیگری را الگو قرار نمی‌دهم.

آیا کمیسیون فرهنگی گزینه اول شما بود؟

گزینه اول من کمیسیون امنیت بود. من دو تا گزینه داشتم و هر دوی آن‌ها پر شده بود. به همین دلیل به این کمیسیون آمدم.

چرا کمیسیون فرهنگی در مجلس مشتری نداشت؟

زیرا این کمیسیون هم مانند دیگر کار‌های فرهنگی در مظلومیت است و دستوراتش اجرا نمی‌شود و یا اهمیت خاصی به آن داده نمی‌شود و افراد هم می‌گویند برای چه به این کمیسیون برویم؛ وقتی این کمیسیون مورد حمایت رئیس مجلس و مجموعه قرار نمی‌گیرد. در حالیکه کمیسیون فرهنگی باید اثرگذار باشد و اگر حرف‌های این کمیسیون تاثیر‌گذار باشد و از آن حمایت شود به طور حتم از آن استقبال خواهد شد.

مهم‌ترین دلیلی که آمدید کمیسیون فرهنگی؟

به این دلیل که من خودم نیز آدم فرهنگی هستم و علاقمند به این حوزه بودم و اعتقاد دارم که اگر فرهنگ درست شود، امنیت هم درست می‌شود؛ صنایع و چیز‌های دیگر نیز درست می‌شود. هر مشکلی که داریم در فرهنگ مان است.

مهمترین معضل فرهنگی کشور؟

دانشگاه‌های علوم انسانی. علوم انسانی یکی از معضل‌های مهم فرهنگی است که تربیت‌شدگان علوم انسانی هستند که مدیر هستند و همین می‌شود که مدیریت‌های ما مشکل دارد.

نیاز فرهنگی نسل جوان را چقدر می‌شناسید؟ زیاد / کم / متوسط

متوسط

مهمترین نیاز فرهنگی نسل جوان را چه می‌دانید؟

ازدواج، کار

اگر وزیر ارشاد بودید، اولین کاری که می‌کردید، چه بود؟

در سه بخش، کار‌هایم را اولویت قرار می‌دادم؛ یکی از آن‌ها بحث فرهنگ عمومی است و بخش دوم، تربیت هنرمندان متعهد و بخش سوم کنترل سینما و تئاتر.

اگر نماینده نبودید، چکاره می‌شدید؟

من کار آخوندی انجام می‌دادم؛ زیرا معتقدم یک امام جماعت موفق می‌تواند مدیر اجتماع باشد.

آخرین کار فرهنگی که کردید؟

کار ما همیشه فرهنگی بوده است.

آخرین فیلمی که دیدید؟

قلاده‌های طلا و خوابم میاد.

با خانواده به سینما می‌روید؟

تا امروز که نرفته‌ام. سینما یک بار رفته‌ام و آن هم برای دیدن همین فیلم بوده است که بروم و ببینم چه فیلمی است.

اگر کارگردان بودید، درباره چه سوژه‌ای فیلم می‌ساختید؟

در تاریخ سرزمین مان و در تاریخ جنگ تحمیلی، سوژه‌های زیادی وجود دارد که ما از آن غافل مانده‌ایم.

اگر هنرمند می‌شدید چه رشته‌ای را انتخاب می‌کردید؟

به این معنا ذوق هنری ندارم و من بیشتر به کار‌های سیاسی و مسائل اجتماعی علاقه دارم.

آخرین کتابی که خواندید؟

کتابی که رزمنده و آزاده محترم نوشته‌اند به نام «پایی که جا ماند».

مهمترین کتابی که خواندید؟

کتاب‌های زیادی خواندم؛ اما کتاب «تشیع در ایران» برای من بسیار اهمیت داشته است.

نویسنده محبوب شما؟

مقام معظم رهبری.

هنرپیشه‌ای که از کارش خوشتان می‌آید؟

در پی این نبوده‌ام که بدانم از بازی کدام بازیگر خوشم می‌آید؛ اما به نظرم فردی که در نقش حضرت یوسف بازی کرد، بازی خوبی را ارائه داد.

اگر قرار باشد درباره فرهنگ با کسی مشورت کنید، او چه کسی است؟

در کمیسیون با خیلی‌ها مشورت می‌کنیم؛ اما در این وادی‌ها نیستیم.

در جبهه انقلاب اسلامی در شعر، چند نفر را می‌شناسید؟

خیلی علاقه به این وادی ندارم؛ اما آنهایی که مقام معظم رهبری تایید می‌کنند را دوست دارم و آن هایی که مقام معظم رهبری مورد تایید قرار می‌دهند را ما نیز تایید می‌کنیم.

در ادبیات چطور؟

در ادبیات نیز همین‌طور.

در سینما چطور؟

در سینما نیز همین‌طور.

چند موسسه فرهنگی خصوصی را می‌شناسید؟

خیلی‌ها را می‌شناسم؛ اما با ارتباطات و سر زدن به سایت‌های این موسسات با آن‌ها آشنایی دارم و به دنیا و خبرهای‌شان سر می‌زنم.

تعریف شما از جنگ نرم چیست؟

جنگ نرم مانند موریانه‌ای است که بدون دردسر در ظاهر پیش می‌آید و خورنده اعتقادات و فرهنگ جامعه است.

به نظر خودتان چقدر در مقابله با جنگ نرم موثر بوده‌اید؟

نمی‌دانم، اما در مسجدی که کار می‌کردم، احساس می‌کنم می‌توانم به خودم ۱۵ بدهم.

نمره به عملکردتان در این مدت نمایندگی؟

در بحث نمایندگی دو سه مطلب را باید در نظر گرفت؛ در رابطه با رسیدگی به مردم و ارتباط با مردم به خودم ۱۷ می‌دهم و ارتباط تنگاتنگی با مردم دارم؛ اما در بخش قانونگذاری که بخش مهم نمایندگی است، فکر نمی‌کنم خود مجلس نیز در این چند ماهه موفق باشد و من نیز یکی از همان‌ها هستم.

درباره این چند اسم نظرتان را بگویید

وزیر ارشاد: آدم خوبی است

سینمای ایران: آلوده به خیلی از مسائل تهاجم فرهنگی

جواد شمقدری: مثل گذشته‌اش نیست و از گذشته‌اش عبور کرده است

رییس کمیسیون فرهنگی: آدم وارسته و پاک و یک معلم اخلاق

فوتبال: علاقه‌مند نیستم

هالیوود: مجموعه تهاجم فرهنگی

سینمای دفاع مقدس: ضعیف است

کمیسیون فرهنگی: نیرو‌های خوبی جمع شده است؛ اگر بتوانند موفق باشند.

فیلم هندی: اگر در تلویزیون نشان داده شود، می‌بینم.

فیلم لاله: دارای نقایص فراوانی است که اگر نقایص آن برطرف شود، شاید برای آن طرف مرزی‌ها خوب باشد.

آرزوی فرهنگی شما چیست؟

این علوم انسانی که در آن غرب‌زدگی کاملا پیداست، اصلاح شود.

برگرفته از «انتخاب»   ۲۵ مهر ماه ۱۳۹۱

این گزارش از سوی اینجانب، تنها در نشانه گذاری ها تا اندازه ای ویرایش شده است.   ب. الف. بزرگمهر 

***

حرف‌های شنیدنی آقاتهرانی درباره جریان انحرافی و انتخابات آینده

حجت‌الاسلام والمسلمین مرتضی آقاتهرانی در گفت‌وگویی تفصیلی با خبرنگاران فارس به بیان ناگفته‌هایی از نحوه شکل‌گیری جبهه پایداری انقلاب اسلامی پرداخت و از نقش آن در انتخابات مجلس نهم گفت.

وی معتقد است «اگر اصولگراها در انتخابات مجلس بیشتر با یکدیگر صحبت می‌کردند، به توافقات بهتری می‌رسیدند؛ اگر چه جلسات مختلفی در این زمینه برگزار شد.»

آقاتهرانی اضافه کرد:
«انتخابات مجلس نهم خوب بود؛ تلخی‌ انتخابات گذشته این بود که گاهی اوقات برخی از افراد، طرف مقابل را خراب می‌کردند که امر شایسته‌ای نبود و نباید بین اصولگراها این حالت‌ها بوجود آید؛ رقابت باید رقابت سالم باشد و ادب و احترام یکدیگر را باید حفظ کرد.

وی مقام معظم رهبری را دیده‌بانی توصیف کرد که از محل مرتفعی نگاه می‌کنند و اظهار داشت:
«درک افراد [از مسائل] متفاوت است ولی همانند جبهه وقتی فرمانده حرف آخر را می‌زند، دیگر نباید روی حرف ایشان حرف زد.»

آقاتهرانی می‌گوید:
«یک‌بار که خدمت حضرت آقا مشرف شدیم، حرف اصلی ایشان این بود که در تاریکی‌ها نورافکن بیندازید و بصیرت‌دهی کنید؛ در واقع این مسئله‌ای است که همه به آن نیاز داریم.»

«بعد از آن بود که نشست‌های خاصی را برگزار کردیم و... آرام‌آرام طی جلساتی خدمت آیت‌الله یزدی، آیت‌الله مصباح و آیت‌الله خوشوقت می‌رفتیم که آیت‌الله مصباح قبل از انتخابات مجلس نهم فرمودند چرا اعلام موضع و اعلام نمی‌کنید تا عده‌ای که مثل شما فکر می‌کنند با شما هم مسیر شوند».

جبهه پایداری انقلاب اسلامی اینگونه شکل گرفت و دبیر کل آن، درباره نظر مقام معظم رهبری در این زمینه هم گفت:
«نسبت به اصل تشکیل جبهه، خیلی زود متوجه شدیم که مقام معظم رهبری حساسیتی ندارند؛ برای اینکه یک نوع تشکل است تا دوستان به صورت تشکیلاتی کار کنند و منظم جلو بروند.»

حجت‌الاسلام والمسلمین آقاتهرانی این نکته را هم می‌گوید که اگر قانون اجازه دهد، جبهه پایداری به شکل تشکل عمل می کند؛ اما اگر خلاف قانون بود، نام جبهه ثبت خواهد شد.

استاد اخلاق دولت که مدتی است درس اخلاقش برای اعضای کابینه احمدی‌نژاد تعطیل شده است، درباره جریان انحرافی گفت:
«انحراف جایگاه‌های مختلفی دارد؛ گاهی در عقاید، اقتصاد، اخلاق و سیاست وجود دارد.»

وی افزود:
«ممکن است فردی نماز شب بخواند و در اعتقاد مشکلی نداشته باشد و به فروع اسلام هم به خوبی عمل کند؛ اما در سیاست سکولار بوده و التقاطی فکر کند و اینگونه نیست که وقتی کسی در ساحتی منحرف شد، الزاماً در ساحت‌های دیگر نیز منحرف باشد.»

آقاتهرانی بر همین اساس می‌گوید که برخی از موارد مطرح شده درباره جریان انحرافی واقعیت ندارد و برخی از موارد هم واقعیت دارد و البته متذکر می‌شود که در برخی از موارد نیز دولت مورد اتهام قرار می‌گیرد و هیچ دفاعی برای اینکه مورد اتهام قرار نگیرد، نمی‌کند.

او که تصریح می‌کند در دولت بر اساس وظیفه ی خود، درباره تفکر اصیل اسلامی و تفکرات انحرافی در حد ممکن روشنگری کرده است، در عین حال تاکید دارد:
«اگر کار به کرسی‌های آزاداندیشی کشیده و مطرح شود خیلی از موارد روشن خواهد شد.»

این استاد اخلاق در بخش پایانی گفت‌وگو با «فارس» آنچه مهم است [را] التزام عملی به ولایت دانست و در این خصوص توضیح داد:
«بسیاری می‌گویند ما به ولایت اعتقاد داریم اما باید این موضوع را در عمل هم نشان دهند و اگر نباشد، خود این انحراف است.»

وی با بیان اینکه جریان انحراف به نوعی می‌تواند در همه جا باشد و انحصار آن به اشخاص و نامگذاری در این زمینه درست نیست، بدون ذکر نام از کسی «نوشتن نامه بی‌بسم‌الله، نامه بی‌سلام و والسلام» را نشانگر انحراف دانست.

خبرگزاری فارس   ۲۵ امرداد ماه ۱۳۹۱

این گزارش از سوی اینجانب، تنها در نشانه گذاری ها تا اندازه ای ویرایش شده است.   ب. الف. بزرگمهر

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!