«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۷ آذر ۲۰, سه‌شنبه

دین افیون توده هاست! ـ بازانتشار

به گزارش زیر اندکی باریک شوید! ساخت امامزاده ای ساختگی برای به چنگ آوردن زمین های ملی و چراگاه یک روستا! پدیده ای چشم آشنا و دیرپا در میهن مان که در رژیم تبهکار اسلام پیشگان فرمانروا بر ایران، درازا و پهنای بی پیشینه ای یافته است: 
افزایش شمار امامزاده‌ها از ۱۵۰۰ به ۱۱ هزار تنها در ۳۵ سال گذشته! (گزارش زیر)

هنگامی که شمارگان یادشده در آن آمار را دیدم، مغزم سوت کشید. با آنکه آمار باریک و روشنی درباره ی شمار امامزاده های راستین و دروغین در کشورمان در دست نیست، بخوبی می دانم و آروین های شخصی در بازدید برخی از منطقه های ایران در دوره ی کاری ام (رمین شناسی اکتشافی) گواه آن است، بیش از ۹۰ درصد همان ۱۵۰۰ امامزاده نیز ساختگی و بی «شجره نامه» (بجای آن، «درخت نامه» نیز می توان گفت و نوشت!) بوده یا «درخت نامه» ای ساختگی داشته اند. روشن است که این شمار افزایش که نسبت آن بر بنیاد آمار یادشده در این سال های آزگار از ۷۰۰ درصد نیز سر زده، همگی ساخته و پرداخته ی رژیم نادان پرور اسلام پیشگان تبهکار بوده است. در شرایطی که به جز یکی دو سال نخست پس از انقلاب بهمن ۵۷، در همه ی این سال ها از زاد و رود توده های مردم و حتا لایه های اجتماعی میانگین ایران به شَوَند تنگدستی و نبود چشم اندازی روشن برای آینده بسیار کاسته شده، اجاق امامزادگان، بس گرم بوده و یکی در پی دیگری امامزاده های نو پس انداخته اند:
امامزاده هایی یکی از دیگری کلاهبردارتر و حرامزاده تر! جز این نیز نمی تواند باشد. تا چنان تبلیغات خر رنگ کنی که خوشبختانه در چندین سال گذشته با دریده شدن صورتک اسلام پناهی رژیم در روندی  واژگون از اثرگذاری آن بس کاسته شده در کار نبود، دزدان فرمانروا بر کشور به هیچ رو نمی توانستند به این آسانی و آسودگی چنان حجم بی پیشینه ی تاریخی از دارایی ها و درآمدهای کشور را چپاول نموده به بانک های کشورهای امپریالیستی، ترکیه، دُبی و حتا آبخُست های میان اقیانوس ها جابجا کنند.

کارکرد رژیم ایران بربادده «جمهوری اسلامی» که نه جمهوری است و نه "اسلام" آن به اسلامی که توده های پاکدل مردم به آن باورمندند یکی است، یکبار دیگر سخن پرمایه ی آن دانشمند فرزانه که گفته بود: «دین، افیون توده هاست»* را سبز نمود؛ رژیمی سزاوار سرنگونی که مردم ایران را به همراه خود در باتلاق گند و بدبویی خودساخته فرومی کشاند و هر روز بر بیم تکه تکه شدن ایران زمین می افزاید.

ب. الف. بزرگمهر   ۲۹ مهر ماه ۱۳۹۴


پی نوشت:

* کیش، افیون (تریاک) توده هاست (Die Religion ist das Opium des Volkes). خاستگاه این گفتاورد (نقل قول) از دیباچه ی کاری نوشته شده در سال۱۸۴۳ ولی منتشر نشده از کارل مارکس به نام: «سهمی در نقد فلسفه ی حقوق هگل» (A Contribution to the Critique of Hegel's Philosophy of Right)

***

«امامزاده‌سازانِ زمین‌خوار» به دادگاه معرفی شدند!

چکیده :خداکرم جلالی، رییس «سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری» از معرفی «امامزاده‌سازانِ زمین‌خوار» به دادگاه خبر داد. این ها می خواستند با «ساخت امامزاده‌ جعلی» در روستای انباجِ  لواسانات کوچک در استان تهران، زمین های ملی و خاستگاه های طبیعی را به چنگ آورند ...

خداکرم جلالی گفته است که «اصلاً مشخص نیست امامزاده‌ای در آن‌جا بوده است یا خیر که البته با انجام اقدامات و هماهنگی‌های صورت گرفته، جلوی ادامه روند ساخت‌ و ساز و نصب گنبد و سازه این امامزاده گرفته شد تا پرونده و ابهامات آن روشن شود.»

او پیش‌تر گفته بود که از اداره اوقاف خواسته شده تا اعلام کند که چنین امامزاده‌ای سندیت دارد یا خیر.

ساکنان روستای انباج می‌گویند که زمین‌خواران، محل چرای دام آن‌ها را برای ساخت امامزاده برگزیده اند تا بتوانند «در پوشش یک مکان مذهبی و به نام خدمت‌رسانی به زائران، اقدام به تصرف اراضی محدوده آن و ساخت‌وساز کنند.»

شمار امامزاده‌ها در ایران در ۳۵ سال گذشته از ۱۵۰۰ به ۱۱ هزار افزایش یافته است. «سازمان اوقاف و امور خیریه» که اداره ی امامزاده ‌ها را بر دوش دارد از سوی شماری از نمایندگان مجلس ایران به «فساد و زمین‌خواری» متهم شده است. (از رسانه های درون و برون ایران)

از «گوگل پلاس» با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب:    ب. الف. بزرگمهر


هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!