«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۰ تیر ۷, دوشنبه

ما نژادی برتر هستیم؛ نژاد جانوران موبور! ـ بازپخشش

می دونی چیه سیاه برزنگی؟ بخت بلندی داشتی که به ریاست جمهوری مان گماشته شدی و از حق هم نگذریم، بسیار خوب به خداوندان جهان سرمایه سود رساندی. خوب! زمانه چنین می خواست و ما ناگزیر به چنان نمایشی از دمکراسی آمریکایی بودیم. از هم اکنون، دیگر اینگونه نخواهد بود و من برای همین آمده ام. پایش بیفتد، خودم گلوله ای در مغز پوک تو و هر سیاهپوست و رنگین پوست دیگری خواهم نشاند. در این کُره ی کوچک، جایی برای اینهمه جُک و جانور که بگونه ای بیم برانگیز هر روز بر شمارشان نیز افزوده می شود، نیست. همانگونه که نیاکان اروپایی مان بهنگام خود، در کشیدن ماشه و کُشتن نزدیک به ۲۰ میلیون سرخپوست،* کم ترین دودلی بخود راه ندادند، ما نیز ناگزیر به انجام آنیم. آنگاه بسیاری از چالش های جهان از آب و هوا گرفته تا دشواری های اقتصادی ـ اجتماعیِ جهانی و منطقه ای خودبخود ناپدید خواهند شد. تنها می ماند یادبودی از آنهمه که ما با گردآوری آنچه بر جای مانده در موزه ها و نمایشگاه هایی برای نشان دادن گذشته ی تاریخی به فرزندان مان، آن ها را گرامی می داریم. آنگاه پاسخ به پرسش فرزندانی کمی زبان درازتر درباره ی چنین گسست تاریخی که چگونه آنهمه آدم یکباره ناپدید شدند نیز کار دشواری نخواهد بود: سر هم کردنِ داستانی در مایه ی چگونگی ناپدید شدن دایناسورها! و برای فرزندانی باز هم زبان درازتر و پرسشی که چگونه تنها نیاکان ما زنده ماندند، پاسخی بس آسان تر و خوش خوراک تر تا بخود و نیاکان شان ببالند:
ما نژادی برتر هستیم؛ نژاد جانوران موبور!

ب. الف. بزرگمهر   ۱۸ آبان ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/11/blog-post_38.html

* بنا بر آمارها و ارزیابی های نسبی، انبوه مردم جهان در آن هنگام بیش از ۲۰۰ میلیون تن نبود. اسپانیایی ها، پرتغالی ها، انگلیسی ها، فرانسوی ها، هلندی ها و ... این "بافرهنگ ترین" ملت های بهره کش جهان آن هنگام که تاکنون نیز برخی بیش تر و برخی کم تر، سَروَری خود بر جهان سرمایه را پاس می دارند، در بازه ی زمانی نه چندان درازی نزدیک به ده درصد مردم آن هنگام جهان را از دم تیغ شمشیر گذراندند یا به گلوله بستند؛ فرهنگ های بزرگی که برخی از آن ها با فرهنگ سده های میانی در آسیا و اروپا پهلو می زد را زیر پا له کردند؛ هرچه زر و سیم و دارایی های ارزشمندشان را دزدیدند و برخی از نوآوری های شان را نیز اندکی پس از آن به نام خود جا زدند.

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!