«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ آذر ۳۰, یکشنبه

روندی ضدانقلابی که شیرازه ی سرزمین ایران را از هم خواهد پاشاند ... ـ بازانتشار

به گزارش زیر باریک شوید! از برخی سویه ها بخوبی روشنگر بازارگرم کنی و سیاه بازی «گفتگوهای مرگ و زندگی»۱ رژیم تبهکار جمهوری اسلامی با «شیطان بزرگ»، همدستان و ریزه خواران روسی و چینی آن هاست.

بسیار دور از ذهن و حتا کودنی است، اگر بپنداریم، «سنا» و «کنگره» ی سرمایه دارانِ بزرگ «یانکی» نمی دانند که دولت آن کشور در گفتگوهای یادشده، بی آنکه کوچکترین امتیازی به رژیم ورشکسته ی جمهوری اسلامی داده باشد، آنچنان بر خرِ مراد سوار است که دیگر نیازی به آویزان کردن هویجی خوشبو در جلوی بینی «خر» نیز نداشته و تنها با سُک و شلاق بر کون و کپلش، آن را به جنبش در سمت و سوی دلخواه وامی دارد. بنابراین، ستیز و هیاهوی برخاسته میان نهادهای یادشده با دولت «یانکی» ها یا آنگونه که در گزارش زیر آمده: «کاخ سپید» از سویی، در چارچوب بازارگرمی نمایش گزینش میان «سگ زرد» و «شغال»۲ و همچشمی های انتخاباتی آینده میان دو حزب ساخته و پرداخته ی امپریالیست های «یانکی» می گنجد که یکی از آن ها («حزب دمکرات») افزونه ای۳ بر آن حزب دیگر («جمهوریخواه») بیش نیست و از سوی دیگر، بازارگرمی به سود مزدوران و سرسپردگان شان در حاکمیت تبهکار جمهوری اسلامی، دولت «زهدان اجاره ای» و سایر نیروهای با گرایش های نولیبرال و لیبرال دمکرات پیرامون آن را پی می گیرد؛ کوششی که با کش دادن ماجرا و سیاه بازی، روفتن هرچه گسترده ترِ «دلواپسان سهم خواه» از میدان «نرمش قهرمانانه» و همداستانی ننگین را نیز در سر می پروراند؛۴ روندی که بر بنیاد پندار و اراده ی این و آن استوار نبوده و از زمینه های عینی روشنی برخوردار است؛ روندی ضدانقلابی که چنانچه با برآمدی انقلابی و به هنگام درون ایران روبرو نشود، برخلاف پندار خوش باوران و اهریمن دلبستگانِ «الله کرمِ» حاکمیت و پیرامون آن و نیز برخورد نادانشورانه ی حزب توده ایران و برخی دیگر از نیروهای همانند با گرایش های «سوسیال دمکراتیک»، شیرازه ی سرزمین ایران را از هم خواهد پاشاند و پیوند تاریخی خلق های آن را دستکم برای دوره ای خواهد گسست.

ب. الف. بزرگمهر   دهم اسپند ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/03/blog-post_78.html

پی نوشت:

۱ ـ بجای کاربرد «گفتگوهای هسته ای» که تنها پوششی بر کوشش های جانکاهانه رژیمی بی آبرو و ورشکسته برای گرفتن پایوری خود از «شیطان بزرگ» است، آن را «گفتگوهای مرگ و زندگی» نامیده ام و می پندارم که این برنام، ماهیت این گفتگوها را بهتر بازمی تاباند.

۲ ـ بجای آن ها می توان «بازها» («جمهوریخواهان») و «کبوترها» («دمکرات ها») نیز نوشت.

۳ ـ  «افزونه»، پارسیِ «زائده» است.

۴ ـ برگرفته هایی از یک گفتگوی رسانه ای با «رابرت آینهورن»، مشاور ارشد پیشین دولت «باراک اوباما» در امور هسته‌ای و مهار جنگ ابزار و تحلیلگر ارشد کنونی در «بنیاد بروکینگز» همراه با افزوده های اینجانب در میان [ ] در برخی جاها. پرسش ها و برخی پاسخ های آن مشاور پیشین را برجسته نمایش داده ام. ب. الف. بزرگمهر

یکی دیگر از جُستارهایی که این روز‌ها بر آن بسیار پافشاری شده و از چالش های مهم مورد ستیزه در جریان گفتگوها قلمداد می‌شود، بازه ی زمانی است که ایران بتواند از برنامه‌ای صلح آمیز به سوی فرآوری جنگ ابزار برود که از آن با عنوان «زمانِ گریز» نیز یاد می‌شود. با توجه به اینکه به نظر می‌رسد، دیدگاه‌ها در این باره به هم نزدیک نیست، به نظرتان راه به جلو برای سازش بر سر این جُستار چیست؟

آشکار است که باید کوشش نمود تا این زمان هر چه بیشتر افزایش یابد. هنگامی که ایران تصمیم بگیرد و بتواند مواد اتمی بسنده فرآوری کند تا بتواند در جنگ ابزار اتمی بهره برده شود. اینکه این زمان چه اندازه باشد، یک تصمیم سیاسی است. برخی می‌گویند این زمان باید یکسال یا بیشتر از آن باشد؛ چرا که «جامعه جهانی» باید زمان بسنده داشته باشد تا بتواند از فرآوری جنگ ابزار از سوی ایران جلوگیری کند؛ داده های هسته‌ای ایران ممکن است نیاز به پژوهش بیشتر داشته باشد؛ «شورای امنیت سازمان ملل متحد» یا «شورای حکام آژانس» نیاز به زمان داشته باشند؛ و از همین رو، برخی از یکسال سخن می‌ گویند؛ اما از دیدگاه دیگر، اگر راه های مطمئن شناسایی تصمیم ایران در مرحله های نخستین وجود داشته باشد و همچنین روش‌های تنبیهی نیرومندی باشد که ایران بداند در صورت تصمیم به ساخت جنگ ابزار با آن روبرو خواهد شد، این‌ها می‌تواند موردهای بازدارنده ایران باشد؛ حتی اگر بازه زمانی کوتاه تری در نظر گرفته شود. این جُستار سختی برای گشایش است. برای بیشتر کردن این بازه ی زمانی، باید توانایی غنی‌سازی ایران،‌ شمار سانتریفوژ‌ها و اورانیوم غنی شده ی درون ایران را بسیار کاهش داد. از دید من، هم اکنون این مهم‌ترین جُستار مورد اختلاف نظر است.

شما از موردهای بازدارنده سخن می گویید. در نوشتار «بروکینگز»، یکی از این راه‌ها را تصویب یک قطعنامه در «شورای امنیت سازمان ملل» بر شمردید. به نظرتان، تصویب چنین قطعنامه‌ای یک نقطه منفی نیست، آن هم هنگامی که طرفین در حال دستیابی به سازش هستند؟

هر قطعنامه‌ای که بخواهد تصویب شود، پس از دستیابی به سازش خواهد بود. یکی از آماج های قطعنامه سازمان ملل این است که پشتیبانی «جامعه جهانی» از یک سازش را نشان دهد و بگوید که «شورای امنیت»، پشتیبان و خواستار اجرای کامل آن است. در چنین قطعنامه ای از دید من، منطقی است که کشور‌ها بروشنی اشاره کنند که اگر ایران بر خلاف قطعنامه عمل کند، با واکنش نیرومند جهانی روبرو خواهد شد. [به این ترتیب، ما بی آنکه در کردار هیچگونه تعهدی به گردن بگیریم، آن ها را از چهار سو خوب می بندیم که تکان نتوانند بخورند؛ بسیاری چیزها را ناچار به گردن خواهند گرفت که تنها جنبه ی یکسویه با ما و پنج کشور ندارد. آن ها بیش از پیش با «جامعه جهانی» روبرو خواهند بود که با کوچک ترین سرپیچی شان، آماده ی بیرون دادن قطعنامه است. نمی دانم سن و سال شما به جنگ با عراق و صددام حسین قد می دهد یا نه؟! کم و بیش به همانگونه و این برای آینده، در صورت تصمیم به آغاز جنگ بسیار سودمند خواهد بود.] من می‌دانم که شاید سخت باشد تا همه ی اعضای شورا بر سر چنین جُستاری همداستان شوند؛ اما از دید من این مهم است که آن‌ها درباره یک سازش نیرومند همداستان شوند؛ چنین قطعنامه‌ای می‌تواند ایران را وادار به پیروی از سازش کند. 

جُستار دیگر ستیزه بر سر موشک‌های بالستیک ایران است. «تهران» می‌گوید دراین باره سخن نمی گوید؛ چرا که هماوندی به برنامه هسته‌ای ندارد. از سوی دیگر از «۵+۱» می‌شنویم که بناست، درباره ی همه جُستارهایی که در قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل آمده، گفتگو شود و در «قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت» به جُستار موشک‌های بالستیک اشاره شده است. پیشنهاد شما برای طرفین گفت‌وگو دراین باره چیست؟ چگونه می‌توان دراین باره گفتگو کرد و به نتیجه هم رسید؟

سخت است. چون همآنگونه که گفتید «تهران» گرایشی به گفت‌وگو در این مورد ندارد. آن‌ها می‌گویند گفتگو برای سازش درباره برنامه هسته‌ای است و نه توانایی دفاعی ایران و ایران می‌گوید موشک‌های بالستیکی که می‌خواهد از آنِ خود داشته باشد برای حمل کلاهک هسته‌ای نیست. در نتیجه ایران در برابر گنجاندن این جُستار در «پیمان نامه» ایستادگی خواهد کرد؛ اما برای اینکه طرفین به بن‌بست نرسند، می‌توان گفت که این جُستار در پیمان نامه گنجانده نشود؛ [همان «بسته شفاهی»؛ نمی دانم این عبارت را چه کسی درست کرد؛ ولی به هر رو، چیز سودمندی است؛ دستِکم برای آن ها! و هر چیز ناخوشایندی را هم می توان در آن تپاند تا به کسی برنخورد!]؛ اما ایران به عنوان یک گام اعتماد ساز، برای مدتی (مانند ۵ سال) آزمایش موشک‌های نیرومند‌تر از آنچه که تا کنون آزمایش کرده را متوقف کند. [آگر به خاطر داشته باشید، بسان همان گام اعتمادسازی که چندین سال پیش، نه ما که خودِ آخوند کودنی که هم اکنون رییس جمهوری این کشور است، پیش کشید و برای گفتگوگران این سوی میز آنچنان باورنکردنی بود که چشم های برخی از آن ها از شگفتی و خرسندی گرد شده بود. یکی از آن ها این ماجرا را برای یکی از رسانه ها با آب و تاب گفته بود. گرچه، پذیرش چنین پیشنهادی با توجه به رودستی که یکبار خورده اند، دشوار به دیده می آید؛ ولی از سوی دیگر، پشتوانه ی حاکمیت ایران در میان مردم از آن هنگام تاکنون بسیار کاهش یافته است و همین که تن به «پیمان نامه ژنو» داده اند، گواه بر آن است.] شاید این دلخواه برخی از اعضای «پنج به علاوه یک» نباشد؛ اما می‌تواند راهی سودمند برای رسیدگی به جُستار موشک‌های بالستیک باشد؛ بویژه با توجه به اینکه در «پیمان نامه» نخواهد آمد؛ احتمالا ایرانی‌ها گرایش بیشتری به تن دادن به آن خواهند داشت .[در اینجا، مشاور پیشین آشکارا دروغ می گوید؛ زیرا بسان «پیمان نامه ننگین ژنو»، منظور بخشی از «پیمان نامه» است که  رسما منتشر نخواهد شد تا افکار عمومی را دلواپس و مردم ایران را بیش تر سرافکنده نکند.   ب. الف. بزرگمهر]

برگرفته از نوشتار: «”جانور“ را به اندازه ای راه خواهیم برد تا از خستگی از پای درآید!»، ب. الف. بزرگمهر   ۲۶ اردی بهشت ماه ۱۳۹۳

http://www.behzadbozorgmehr.com/2014/05/blog-post_7124.html 

***

«کاخ سپید»: اوباما طرح سنا درباره گفتگوها با ايران را «وتو» می کند

«کاخ سپید» روز شنبه نهم اسپند ماه اعلام کرده است که باراک اوباما، رييس جمهوری «ایالات متحد»، طرح تازه ارائه شده به «سنا» که به «کنگره» اجازه می دهد در هرگونه توافق‌ احتمالی هسته‌ای با ايران اعمال نظر کند را «وتو» خواهد نمود.

به گزارش «رويترز»، «برنادت ميهان»، سخنگوی «شورای امنيت ملی کاخ سپید» روشن نمود که «باراک اوباما» به روشنی گفته است، اکنون هنگام درخوری نيست که «کنگره» بخواهد درباره ی ايران لايحه‌ای تصويب کند.

وی افزود: «ايالات متحد بايد به گفتگو‌کنندگان ما بهترين بخت ممکن برای کامیابی را بدهد؛ نه اينکه کوشش‌ های آن‌ها را دچار پيچيدگی کند.»

بر بنیاد طرح ارائه شده به سنای «ایالات متحد» در روز جمعه (آدینه)۱، هشتم اسپندماه، هر گونه توافقی بر سر برنامه هسته‌ای ایران می بایست به تاييد کنگره ایالات متحد برسد.

طرح «بازبينی توافق هسته‌ای با ايران» از دولت «باراک اوباما» می‌خواهد که در صورت دستيابی به هر توافق با ايران، متن اين توافقنامه در مدت پنج روز در اختيار «کنگره» نهاده شود.

گزارش ها نشان می دهد که اين طرح، همچنين رییس جمهوری آمریکا را از وانهادن (تعليق)۲ و از میان برداشتن (الغا)۳ تحريم‌های «کنگره» عليه ايران تا ۶۰ روز پس از توافق فرجامین با تهران جلو می گیرد (منع می‌کند)۴.

«باب کورکر»، ریيس «کميته روابط خارجی مجلس سنا» که از پشتیبانان اين طرح است، روز آدینه بار ديگر بر بایستگی تصويب آن پافشاری نمود (تاکيد کرد)۵ و گفت (اظهار داشت)۶:
«اين جُستار دارای اهميت است که ما بايد کاری کنيم تا از کليت تحريم‌های کنگره [عليه ايران] پاسداری شود.»

«گروه روابط خارجی»، بهمن‌ماه نیز طرح تحریم‌های تازه علیه ایران را تصویب کرد؛ ولی (اما)۷ قانونگذاران «ایالات متحد» با توجه به گفتگوهای ایران و «گروه ۱+۵» که هم‌اکنون در جریان است، موافقت کرده بودند که این طرح تا ۴ فروردین به «سنا» ارائه نشود.

هم اکنون (در حال حاضر)۸ نیز روشن (مشخص)۹  نیست، طرحی که روز آدینه ارائه شد، چه هنگامی در «کمیته» به رای‌گیری گذاشته شود.

«رادیو فردا»     دهم اسپند ماه ۱۳۹۳

این گزارش از سوی اینجانب تا اندازه ای ویرایش و پارسی نویسی شده است؛ برجسته نمایی های متن یز از آنِ من است.    ب. الف. بزرگمهر

پارسی نویسی:

۱ ـ بجای «جمعه» بهتر است «آدینه» بکار برد و نوشت.

۲ ـ بجای واژه ی از ریشه عربی «تعلیق» می توان «آمیخته واژه» ی: «وانهادن» را بکار برد. در «واژه نامه دهخدا»، «وانهادن» به آرش های:
نهادن، مقرر کردن، نصب نمودن، نشاندن، پاها را به زیر نهادن، بازنهادن و عوض و بدل کردن آمده که از دید من، هیچکدام از آن ها آرش درست «وانهادن» نیست. این واژه را بگونه ای باریک می توان بجای واژه ی از ریشه عربی «تعلیق» (و نه آرشی دیگر!) بکار برد.

۳ ـ بجای «الغا» و «الغا نمودن» می توان «از میان برداشتن» را بکار برد. این آمیخته واژه را همچنین می توان بجای واژه های گوناگون دیگری از ریشه ی عربی چون «باطل کردن» و «لغو کردن» نیز بکار برد.

۴ ـ  بجای «منع کردن» می توان بسته به ساختار و آرش عبارت یا جمله از «بازداشتن» و «جلوگیری نمودن» سود برد.

۵ ـ  بجای «تاکید» می توان از واژه ی «پافشاری» در بسیاری جاها سود برد.

۶ ـ بجای «اظهار داشتن» و «بیان داشتن» می توان از «گفتن» سود برد.

۷ ـ بجای واژه ی از ریشه عربی «امّا» بهتر است، واژه ی پارسیِ «ولی» («ولیک») از ریشه باستانی «لیک» را بکار برد.

۸ ـ بحای «در حال حاضر» می توان «هم اکنون» نوشت و بکار برد.

۹ ـ بجای واژه ی «مشخص» در بسیاری جاها می توان از واژه ی «روشن» سود برد.

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!