«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ تیر ۶, جمعه

اکنون، کار ما سخت تر است! ـ بازانتشار

تصویری که گویا در بنیاد خود، نشان از داوری کمبوجیه، یکی از شاهنشاهان ساسانی دارد، درج کرده و نوشته ی زیر را نیز در توضیح آن افزوده است:
تابلوی زیر مربوط به یک اثر تاریخی مربوط به دوران هخامنشی است که در آن، قاضی سیسامنس در جریان یکی از قضاوت های خود رشوه دریافت می کند. این موضوع به آگاهی کمبوجیه می رسد؛ او دستور کشتن قاضی خلافکار و پوست کندن وی را می دهد تا از آن، برای روکش صندلی قضاوت بهره برند. سپس فرزند او را به قضاوت می گمارد تا با نشستن بر همان صندلی که پوست پدرش بر آن کشیده شده است، حد و حدود خود را بشناسد.

این مجازات با این هشدار به فرزند سیسامنس همراه می شود:
«به یاد داشته باش که این پوستین صندلی از کجا آمده است و مواظب تصمیماتی که می گیری باش»!

این دو تابلو که با هم تصویر شده اند و از سوی فرمانروای شهر پراگ سفارش داده شد، در دادگستری آن شهر آویزان شد تا هشداری باشد به قاضیان برای تصمیم گیری های خود. این، یکی از دلایلی است که نگاره های این تابلو با اینکه روایت کننده ی داستانی رخ داده در پیش از زاده شدن است، جامه هایی هماوند با سده ی پانزده ترسایی دربر دارند. با این همه، این تابلو به همین سادگی، تنها روایت کننده ای خشک و خالی نیست ... «جرارد دیویدِ» نگاره گر کوشیده است تا همه ی جزئیات داستان را در تابلو بیاورد. به عنوان نمونه، در بخش پشتی تابلو که در پایین به آن پرداخته ام، صحنه ی دریافت رشوه از سوی قاضی دیده می شود؛ جایی که پول به او پرداخت شده است.

نکته ی چشمگیر دیگر، ساختمانی است که در پس زمینه دیده می شود و یکی از لژهای شهر پراگ است. کمبوجیه، همانا فرد ریشوی تاحدار در تابلوی سمت راست است. افرادی که در کنار کمبوجیه دوم ترسیم شده اند، اعضای شورای شهر پراگ هستند! دو بشقابی که در کنار صندلی قضاوت بر روی دیوار آویزان شده، بی ارتباط با داستان نیستند؛ بشقاب سمت چپی هماوند با دساتان هرکول و همسر خیانتکارش است که به مجازاتی دردناک می رسد. سیسامنس هم مجزات خیانت در عدالت را اینجا دریافت می کند. بشقاب سمت راستی آپولو و مارسیاس را نشان می دهد. مارسیاس به جهت نافرمانی از آپولو که خدای او بود به سرنوشتی همانند دچار شده و پوست وی نیز کنده می شود !

و در فرجام،  واپسین پرده ی داستان، هماوند با پسرِ قاضی مجازات شده است که در پشت صحنه قرار دارد و بر روی صندلی قضاوت می نشیند. از واژگانی که کمبوجیه به او می گوید تا سالیانِ سال برای هشدار دادن به قاضیان اتریشی بهره برده می شده است.

برگرفته از «گوگل پلاس» با ویرایش و پارسی نویسی درخور از اینجانب؛ بخش هایی از آن را نیز پیراسته ام. ب. الف. بزرگمهر

می نویسم:
اکنون تکلیف ما سخت تر است؛ چون اگر جُستار را تعمیم دهیم، نه تنها پوست پدر یا همانا «آقا» که پوست فرزند یا همانا «آقازاده» را نیز باید کند و مبلی با روکش دورویه فراهم نمود و نوه ی «آقا» را بجای نشاندن بر مسند کار از هرچه تخت و جایگاه محروم نمود تا مانند سایر مردم عادی زندگی نماید.

ب. الف. بزرگمهر    ۲۱ مهر ماه ۱۳۹۲


هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!