آن یکی آنچنان دمکرات و گشاده رو بود که همزمان با دیدار خود با «لات بی همه چیز یانکی» برای جابجایی آشتی جویانه و سپردنِ آرام و بی درد سرِ جایگاه خود به وی و دوری گزیدن از هوچی بازی های خوشایند رسانه هایی بیکاره ترفندی بکار گرفت تا «همزمان با این دیدارها، نوکران، اسب ها و سگ های شان نیز به دیدار یکدیگر بشتابند!»١ ناساز با وی و باید افزود: سنجش ناپذیر، مردکی نادان و زنباره به نام «دونالد ترامپ» که بیشینه مردم جهان دستش را خوانده و با جنگولک بازی های وی کم و بیش آشنا شده اند، وختی کسی را برای گفت و شنود زورگویانه نمی یابد، یکی از مزدورانِ تاکنون کم تر شناخته شده ی «یانکی» ها در میان ولایتمداران را فرامی خواند تا وی را بی آنکه جیک بزندِ، گفتگو کند.٢
ب. الف. بزرگمهر ٣٠ فروردین ماه ١۴٠۵
پی نوشت:
١ ـ بنگرید به یادداشتِ «... نوکران، اسب ها و سگ های شان نیز به دیدار یکدیگر شتافتند!» ب. الف. بزرگمهر ۲۳ آبان ماه ۱۳۹۵
https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/11/blog-post_83.html
٢ ـ گمان بد نبرید! این شیوه ی نگارش که در آن بجای «مفعول باواسطه» (به عنوان نمونه با پادرمیانی سلطان عّمّان!)، «مفعول بی واسطه» (آورد و بُردِ بی واسطه با «شیطان بزرگ» و گاه گداری همدستانش!)، بکار رفته، در پارسی سده های میانی ایران کاربرد بسیاری داشته است! اکنون که مردم ایران را به همان سو می کشانند و می خواهند فرهنگ آن هنگام را با کمی عربی و انگلیسی بیش تر به خوردمان بدهند، زبان پارسی هم به عنوان بخشی از فرهنگ، خواه ناخواه، چنین سمت و سویی می یابد! شاید، کمی شتاب ورزیده ام؛ ولی خواستم یکی از پیشگامان حرکت فرهنگی تازه باشم و فرموده ی «آقا» را در این زمینه به اجرا درآورم!
برگرفته از پانوشتِ یادداشتِ «هم سیلی به گوش و بناگوش تان می نوازیم و هم شما را (گفتگو) می کنیم ...» ب. الف. بزرگمهر ۲۵ فروردین ماه ۱۳۹۳
https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/04/blog-post_14.html
پی افزوده:
«هیچ انسان فرهیخته ای، هیچ خلقی و هیچ حاکمیت دانا و صلح جویی، بویژه در منطقه استراتژیک خاورمیانه و آسیای جنوب و جنوب باختری، خواهان برافروختن جنگی دیگر در این منطقه نیست. همه می دانند که برافروخته شدن چنین جنگ هایی، خطر گسترش آن به کشورشان و کاربرد سلاح های نوین کشتار جمعی دربرگیرنده سلاح های اتمی را دربرداشته و دود آن به چشم همه خواهد رفت. امپریالیست ها نیز با همه درنده خویی شان و با وجود نیاز زیادی که به جنگ افروزی برای حل دشواری های اقتصادی و سیاسی شان دارند، چنان آتش برافروخته مهارناپذیری را نمی خواهند و ریسک آن را به گردن نمی گیرند. آنها، سیاست های ماجراجویانه خود را که همیشه آماج های اقتصادی ـ و در مورد منطقه ما بویژه نفت ـ را در نهاد خود دارد، گام به گام و بسیار حساب شده، پی می گیرند. گرچه، سیاست های پراگماتیستی آنها که در مجموع خود سیاست هایی کوته بینانه و سودجویانه است، گاه با شکست هایی سخت در اینجا و آنجا همراه می شود، ولی کاربرد روش های تجزیه و تحلیل علمی در نهادهای پژوهش های استراتژیک این کشورها که به هیچ روی با نهاد زیر رهبری "باهوش" ترین آخوند حاکمیت جمهوری اسلامی ـ به عنوان نمونه ـ سنجش پذیر نیست، به آنها امکان پیشبرد دقیق تر، حساب شده تر، با ریسک بسیار کمتر و تصحیح های به هنگام را می دهد. بدینسان آنها، بویژه در دوران کنونی، توانسته اند بخوبی موقعیت هایی را برای دشمنان خود فراهم نمایند که نه راه پس و نه راه پیش برایشان برجای نمانده است. چنین وضعیتی را که بی شباهت به بازی موش و گربه نیست با حاکمیت جمهوری اسلامی نیز انجام می دهند. حاکمیتی که به خاطر دور شدن از توده های مردم زحمتکش و تولید کنندگان ثروت های مادی و معنوی، بیش از پیش تکیه گاه های خود را از دست می دهد و بهتر بازیچه دست آنها قرار می گیرد.»
تاریخ به ما نمی گوید چکار کنیم، به ما می گوید چکار نکنیم! ب. الف. بزرگمهر ۱۱ فروردین ١٣٨٨

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر