«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۰, پنجشنبه

همه شان به یکدیگر می مانند؛ یادآور داستانِی کوتاه از زنده یاد عزیز نسین

تا اندازه ای به چشم پزشک داستانی از زنده یاد عزیز نسین می مانند؛ با این جداگانگی که در کناری می ایستند و نگاه می کنند تا ببینند چه می شود و سرانجامِ کار به کجا می انجامد؛ اگر خوب پیش رفت، دنبال آن راه می افتند و نمایش های «هموطن دلسوز» و ... می دهند یا خود را «سخنگو و نماینده ی توده های مردم جا می زنند؛»۱ و چنانچه خوب پیش نرفت، می گویند دیدید؟ ما گفته بودیم که بیمار کور می شود!

آماج سخنم همه ی سازمان ها و گروهبندی های در سرشت خود راستگرایی است که پوستین چپ بر دوش داشته و ناتوانی خویش در پیشبرد سیاست های راهبردی (تاکتیکی) و گاه دوربردیِ خوب سمت و سو یافته ای بسود «طبقه کارگر» و نزدیک ترین لایه های هازمانی پیرامونِ شان در به انجام رساندنِ کاریای خود را زیر آرنگ های دربرگیرنده (عمومی) و بی رنگ و بویی چون آزادیخواهیِ سمت و سو نگرفته ای، پنهان می کنند؛ با این همه، برخی های شان که زبر و زرنگ ترند و زبان دیپلماسی را خوب آموخته اند با بر زبان راندن «نبرد طبقاتیِ» خُشک و تُهی می کوشند تا خود را کمی بیمه کنند.٢ مرده شور چنین سازمان ها و گروهبندی هایِ دروغینی را بِبَرَد که چون شمشیری آخته و خون چکان در دل طبقه کارگر٣ جای گرفته و نیروی سترگ آن برای به انجام رساندنِ دگرگونی های بنیادین بسود نیرو های کار و رنجبران را سمت و سویی دیگر می بخشند.۴

ب. الف. بزرگمهر  دهم اردی بهشت ماه ١۴٠۵

پی نوشت:

١ ـ «سخنگوی اصلی و صادق جنبش مردمی»  برگرفته از یادداشتِ «بخاطر عظمت شما، بخاطر بزرگواری شما ...»   ب. الف. بزرگمهر   ۱۶ مهر ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/10/blog-post_8.html

٢ ـ  بنگرید به یادداشتِ «گربه ای فرجام اندیش چشم براه چگونگی پایان ماجرای درگیری با چندین سگ گرگی درنده»  ب. الف. بزرگمهر   دهم امرداد ماه ۱۴۰۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2023/08/blog-post_2.html

٣ ـ اگر ناآگاهی آن میلیون ها و میلیاردها توده های مردمی ناآگاه نگاه داشته شده به شوند هستی پر از رنج و درد همیشگی که کم تر زمانی برای آموختن برجای می نهد تا اندازه ای دریافتنی و بی هیچ گمان و گفتگو بخشودنی است، ایدئولوژی زدگی این ایدئولوژی زدوده شدگان، کاری دانسته و آگاهانه، برخاسته از جایگاه طبقاتی شان است. جز تنی چند انگشت شمار، هیچکدام از این روشنفکران برخاسته از لایه های میانی و میان به بالای جامعه، نه تنها چپ به آرش راستین آن نیست که در میان شان، نیروهای مزدور سرمایه در ایران و جهان، چون خنجرهای آخته ای که تنها صورتکی از چپ بر چهره دارند نیز کم نیستند.

ب. الف. بزرگمهر   ۲۵ فروردین ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/04/blog-post_14.html

۴ ـ «حزب چپ اروپا» (EL) گروهبندی سیاسی در پهنه ی اروپاست که گروه هایی از برخی  «سوسیالیست» ها و [نامور به] کمونیست در کشورهای گوناگون «باهماد اروپا» در ژانویه ٢٠٠۴ ترسایی را با آماج شرکت در گزینش های مَهستانی («پارلمانی») اروپا آن را بنیاد نهاده و سپس در ماهِ مِی همان سال در رُم ایتالیا هنجار یافت (برسمیت شناخته شد).

برگرفته از «ویکی‌پدیا» (با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب؛ برجسته نمایی های بوم نیز از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!