تا اندازه ای به چشم پزشک داستانی از زنده یاد عزیز نسین می مانند؛ با این جداگانگی که در کناری می ایستند و نگاه می کنند تا ببینند چه می شود و سرانجامِ کار به کجا می انجامد؛ اگر خوب پیش رفت، دنبال آن راه می افتند و نمایش های «هموطن دلسوز» و ... می دهند یا خود را «سخنگو و نماینده ی توده های مردم جا می زنند؛»۱ و چنانچه خوب پیش نرفت، می گویند دیدید؟ ما گفته بودیم که بیمار کور می شود!
آماج سخنم همه ی سازمان ها و گروهبندی های در سرشت خود راستگرایی است که پوستین چپ بر دوش داشته و ناتوانی خویش در پیشبرد سیاست های راهبردی (تاکتیکی) و گاه دوربردیِ خوب سمت و سو یافته ای بسود «طبقه کارگر» و نزدیک ترین لایه های هازمانی پیرامونِ شان در به انجام رساندنِ کاریای خود را زیر آرنگ های دربرگیرنده (عمومی) و بی رنگ و بویی چون آزادیخواهیِ سمت و سو نگرفته ای، پنهان می کنند؛ با این همه، برخی های شان که زبر و زرنگ ترند و زبان دیپلماسی را خوب آموخته اند با بر زبان راندن «نبرد طبقاتیِ» خُشک و تُهی می کوشند تا خود را کمی بیمه کنند.٢ مرده شور چنین سازمان ها و گروهبندی هایِ دروغینی را بِبَرَد که چون شمشیری آخته و خون چکان در دل طبقه کارگر٣ جای گرفته و نیروی سترگ آن برای به انجام رساندنِ دگرگونی های بنیادین بسود نیرو های کار و رنجبران را سمت و سویی دیگر می بخشند.۴
ب. الف. بزرگمهر دهم اردی بهشت ماه ١۴٠۵
پی نوشت:
١ ـ «سخنگوی اصلی و صادق جنبش مردمی» برگرفته از یادداشتِ «بخاطر عظمت شما، بخاطر بزرگواری شما ...» ب. الف. بزرگمهر ۱۶ مهر ماه ۱۳۹۸
https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/10/blog-post_8.html
٢ ـ بنگرید به یادداشتِ «گربه ای فرجام اندیش چشم براه چگونگی پایان ماجرای درگیری با چندین سگ گرگی درنده» ب. الف. بزرگمهر دهم امرداد ماه ۱۴۰۲
https://www.behzadbozorgmehr.com/2023/08/blog-post_2.html
٣ ـ اگر ناآگاهی آن میلیون ها و میلیاردها توده های مردمی ناآگاه نگاه داشته شده به شوند هستی پر از رنج و درد همیشگی که کم تر زمانی برای آموختن برجای می نهد تا اندازه ای دریافتنی و بی هیچ گمان و گفتگو بخشودنی است، ایدئولوژی زدگی این ایدئولوژی زدوده شدگان، کاری دانسته و آگاهانه، برخاسته از جایگاه طبقاتی شان است. جز تنی چند انگشت شمار، هیچکدام از این روشنفکران برخاسته از لایه های میانی و میان به بالای جامعه، نه تنها چپ به آرش راستین آن نیست که در میان شان، نیروهای مزدور سرمایه در ایران و جهان، چون خنجرهای آخته ای که تنها صورتکی از چپ بر چهره دارند نیز کم نیستند.
ب. الف. بزرگمهر ۲۵ فروردین ماه ۱۳۹۸
https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/04/blog-post_14.html
۴ ـ «حزب چپ اروپا» (EL) گروهبندی سیاسی در پهنه ی اروپاست که گروه هایی از برخی «سوسیالیست» ها و [نامور به] کمونیست در کشورهای گوناگون «باهماد اروپا» در ژانویه ٢٠٠۴ ترسایی را با آماج شرکت در گزینش های مَهستانی («پارلمانی») اروپا آن را بنیاد نهاده و سپس در ماهِ مِی همان سال در رُم ایتالیا هنجار یافت (برسمیت شناخته شد).
برگرفته از «ویکیپدیا» (با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب؛ برجسته نمایی های بوم نیز از آنِ من است. ب. الف. بزرگمهر)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر