وختی من هستم، دیگر نیازی به عیسا نیست. پاپی جان نازنین و مَلوس مان: «پاپ لئو» هم باید خودش را با روز و روزگارِ کنونی هماهنگ نموده و از خودشیرینی برای این و آن پرهیز کند.١ جهانِ کنونی، جایی برای داد و ستد و بده بستان های نان و آبدار است؛ نه جایی برای پند و اندرز (موعظه) و وِردخوانی که خودِ خدا هم برای آن تره خرد نمی کند؛ نمونه اش هم خودت که «اگر من در کاخ سپید نبودم، تو هم در واتیکان نبودی.» خدا بدش نمی آید، زمین زیبای ما از این همه جک و جانور که آن را پر کرده و شبانه روز بچه های ریغو پس می اندازند، آسوده شود؛ برای همین، مرا جایگزین عیسا نمود تا از درد و رنج شان کاسته، کارشان را یکسره کنم. سپارشم به آن ها این است که چشم در چشم من ندوزند تا کار به عزراییل و میکاییل و جان شِکَر بکشد.
می دانید که من پرچانگی را چندان خوش
ندارم؛ «همینجا خدای بزرگ خودمان، عیسا و «روح القُدقُد» را گواه می گیریم
که سخن مان را فردا پس فردا و دیگر نمی دانیم تا کِی، زیر پا ننهیم!»٢
ب. الف. بزرگمهر ٢۶ فروردین ماه ١۴٠۵
پی نوشت:
١ ـ «باید خودش را به عنوان پاپ جمعوجور کند، از عقل سلیم استفاده کند، دست از جلب رضایت چپهای افراطی بردارد و روی این تمرکز کند که یک پاپ بزرگ باشد، نه یک سیاستمدار».
برگرفته از تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا» ٢۴ فروردین ماه ١۴٠۵
«من پاپی نمیخواهم که فکر کند داشتن سلاح هستهای برای ایران اشکالی ندارد. پاپی نمیخواهم که حملهٔ آمریکا به ونزوئلا را بد بداند ...» برگرفته از تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا» ٢۴ فروردین ماه ١۴٠۵ و گنجانده شده در یادداشتِ «لات بی همه چیز یانکی گام بگام مرزهای گستاخی را درمی نوردد» (همانجا)
ب. الف. بزرگمهر ٢۴ فروردین ماه ١۴٠۵
https://www.behzadbozorgmehr.com/2026/04/blog-post_54.html
٢ ـ درودهای از دل و جان برخاسته مان را ... پیشکش رهبر عظیم الشان تان کرده، خواستار بیرون آمدن شان از آن سوراخ موش هزارتو و پیگیری سخن سرایی های یکی از دیگر درخشان ترشان درباره ی استکبار جهانی و پله های انقلاب اسلامی و اینا هستیم؛ مُعَظَمُ لله نیک می دانند که ما و برادر شیر به شیرِ «انگلو ساکسون» مان تا چه اندازه به «اسلام ناب مُحَمَّدان» دلبسته بوده و همچنان چشم امید به گسترشِ آن در قفقاز و آسیای میانه داریم. «همینجا خدای بزرگ خودمان، عیسا و «روح القُدقُد» را گواه می گیریم که سخن مان را فردا پس فردا و دیگر نمی دانیم تا کِی، زیر پا ننهیم! حضرت نشانه خدا! بیرون بیایید؛ از هوای آفتابی سرشار و سرخوش شوید و هیچ نترسید!»

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر