«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۰ فروردین ۱۰, سه‌شنبه

زمینی سزاوار زیستن و پاسداشت زندگی! ـ بازپخشش

اینجا گوشه ای از زمین زیبای ماست: کوه های آلپ با ماهی رخشان بر فرازش! زمینی گرد که هیچ جای آن را براستی گوشه ای از آن نمی توان بشمار آورد و هر جای آن، کانونی است پیوسته و وابسته به کانون های دیگر؛ زمینی سزاوار زیستن و پاسداشت زندگی و نه برای نابود کردن زیست بوم آن که خود ما آدمیان نیز چنانچه سزاوار چنین نامی باشیم، بخشی از آنیم. آن وابستگی و پیوستگی بگونه ای دربرگیرنده است که می توان سروده ی بسیار زیبا و ژرف اندیشانه ی شیخ اجل سعدی شیرازی که از آن میان، می گوید: «چو عضوی بدرد آورد روزگار  دگر عضوها را نماند قرار» بر گستره ی بسیار بزرگ تری از همبودهای آدمی، دربرگیرنده ی زیست بوم زمین و حتا سپهر بیکرانه گسترش داد.

ما که در بسیاری از کشورهای مان، بدار آویختن، تیرباران و یا هرگونه کشت و کشتار آدمی را از قانون های خود زدوده و آن را تبهکاری نامیده ایم، آیا از این هوده برخورداریم که روی سر مردم و زیست بوم کشورهای دیگر، بُمب و تبهکارانه تر از آن، «مادربُمب» ۱۰ تنی بیفکنیم؟ چنین ناهمتایی بزرگ و نیرنگ  چشمگیری را چگونه برمی تابیم؟! آیا نباید همه ی نیروی خود را بر ضد ددمنش ترین نیروهای ضدتاریخی جهان گرد آورده، خواهان نابودی همه ی بمب ها و جنگ ابزارهای جهان شویم؟

در هر جای جهان که هستیم، برخیزیم و شعار سراینده ی بزرگ ایرانی: ناصر خسرو قبادیانی را پیشه کنیم که گفت:
خلق همه یکسره نهال خدایند هیچ نه بشکن ازین نهال و نه برکن!

... و ما سازگار با نیازها و خواست های دوران، خواهیم افزود:
زمین سزاوار زیستن و پاسداشت زندگی است؛ مرگ بر سرمایه داری امپریالیستی! نابود باد جنگ و آدمکشی در همه جای زمین!

ب. الف. بزرگمهر    سوم اردی بهشت ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/04/blog-post_40.html

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!