«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۵ فروردین ۱۲, چهارشنبه

توده های انبوه مردم جهان، تو گاومیش نادان و آماج های «عمو سام» برای آشوب براه انداختن و جنگ افروزی را بخوبی شناخته و در برابرِ آن می ایستند

توده های انبوه مردم جهان، تو گاومیش نادان و آماج های «عمو سام» برای آشوب براه انداختن و جنگ افروزی را بخوبی شناخته و می دانند نابودی شان را خواستارید

این بار هم چون دور نخست مهتری ات بر «یانکی» ها که نیروی سترگ توده های انبوه مردم جهان را نادیده گرفته و چنانچه بلندپایه ترین فرماندهان رزمی با کشیدنِ جفتِ گوش هایت دستور یورش اتمی به «جمهوری سرفراز دمکراتیک خلق کره» را نادیده نگرفته بودند با بمباران آن جمهوری سرفراز و مردم دلاور آن، آتش جنگی ویرانگر با پیامدهای ناروشن برای همه ی جهان هستی دربرگیرنده ی حتا گیاهان را دستکم در بسیاری از کشورهای آسیا و آفریکا و سایر جاهایی که چشم دیدن مردم شان را نداری، برافروخته و کار دست «عمو سام» می دادی. نمونه ی کوچک تر آن، ایران کنونی است که با آنکه با کشاندن جنگ به فراخنای پیرامون زمین از برجستگی «جغرافیایی ـ سیاسی» (ژئوپلیتیکی) سرزمین های گوناگونی فراخورِ جایگاه خود در جهان کاسته  و چین و روسیه را به واکنشی ناخواسته واداشته ای، همچنان از برجستگی «جغرافیایی ـ سیاسی» (ژئوپلیتیکی) ویژه ای برخوردار است.

«ناسزاوارترین کارهایی که دَم و دستگاه دیوانسالاری یاد شده و تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ شان: «رادیو فردا» که به باور من، شایسته ی نام بهتری چون «رادیو دیروز و پریروز» است، می توانند به انجام برسانند و در هنگامه ی جنبش تازه ی توده های مردم ایران، سخت دست اندر کار آنند را بگونه ای فشرده در زیر برمی شمارم و پرداختن به چرایی و چند و چون آن را چنانچه بایسته آید به یادداشت یا نوشتاری جداگانه وامی نهم:

الف. ادعاهای پی در پی و ریشخندآمیز لات بی سر و پای «یانکی» در زمینه ی پشتیبانی از مردم ایران؛ کسی که چندی پیش، سرزمین و مردم «جمهوری سرفراز دمکراتیک خلق کره» را به نابودی با بمب هسته ای تهدید نمود، نمی تواند پشتیبان مردم یا باریک تر: توده های مردم در هیچ جایی از جهان از آن میان، «ایالات متحد» باشد. «توئیت» بازی های وی که بخوبی تراز اندیشگی این آدم نابخرد را نشان می دهد، بیش از هر چیز دیگر به چلغوزهای کفتر یا پرنده ای دیگر می ماند که در هر پرش کوتاه خود، یکی از آن ها را بر جای می نهد: «توئیت»، «توئیت»، «توئیت»، ...

ب. پشتیبانی دروغین وی از جنبش مردم ایران، نه تنها کمکی به این جنبش نمی کند که چون ترمزی جلوی گسترش دامنه ی آن را می گیرد و در آن رخنه پدید می آورد. این پشتیبانی، دو گزینه ی بسیار ناهمتا و ۱۸۰ درجه رودرروی یکدیگر را به پندار می آورد:

ـ یا با گاگولی سر و کار داریم که با آماج نیکی در سر (حُسن نیّت)، ناآگاهانه راه دوزخ را برای ایرانیان فرش می کند؛

ـ یا با دَم و دستگاه دیوانسالاری «یانکی» ها با همه ی کارشناسان و ویژه کارانش روبروییم که چنین آش خوش بویی را برای ایرانیان فراهم نموده و آن را به لات بی سر و پای «یانکی» سپرده اند تا زیر پوششی لات منشانه همراه با هیاهو و گزافه گویی هایی چشم آشنا بخورد مردم ایران بدهد.

ای سرزمین های گوناگونی در جهان کاستید، همچنان از برجستگی «جغرافیایی ـ سیاسی» (ژئوپلیتیکی) در جهان برخوردار است. (به پی نوشتِ شماره ی یکم در زیر بنگرید)

اینک که داده های تازه گواه پاپس کشیدن «عموسام» از رویارویی سرراست با رژیم پوسیده و دزدسالار همچنان فرمانروا بر میهن مان، همراه با بهانه تراشی هایی ریشخندآمیز و در بنیادِ خود هیچ و پوچ است (به پی نوشتِ شماره ی دوم در زیر بنگرید) و پای دولت های اروپای باختری و حتا چین و روسیه را نیز به میان کشیده، با دو گزینه و بگمان بیش تر همراه با آمیزه ای از هر دو٣ روبروییم.

ب. الف. بزرگمهر  ١٢ فروردین ماه ١۴٠۵

پی نوشت:

١ ـ رویارویی گروهبندی های خرموش فرمانروا بر میهن مان با امپریالیست های «یانکی»، همچنان به بازی موش و گربه ای می ماند که هر دو در همدستی با یکدیگر، جنبش فزاینده ی توده ای که طبقه کارگر ایران، گام بگام در کانون آن جای گرفته را آماج تیرهای زهرآگین خود نهاده و خواهان فروکش آنند؛ «گربه» با همه ی «کَف گربه ای»* های بازیگوشانه ای که هر از گاهی بسر «موش» ناتوان شده می زند، نه تنها هنوز خواهان خفه کردن «موش» نیست که به آن در سرکوب باز هم بیش تر جنبش توده ای نیازمند است و ملی گرایی را چه با رنگ و نیرنگ دین و آیینیِ «ضداستکبار جهانی» و چه بدون آن، دامن می زند. آنچه امپریالیست ها از گروهبندی های خرموش فرمانروا بر میهن مان می خواهند، انجام بی چون و چرای همه ی آن چیزهایی است که در کالبد قرارداد ننگینِ نامور به «برجام» بر دوش گرفته و ناچار به «نرمش قهرمانانه» شده اند. رویارویی خرموش های بی پدر مادر با آن ها به هیچ رو از سویه ای توده ای و حتا ملی بگونه ای دربرگیرنده برخوردار نیست؛ و مگر «ملی» و «ملی گرایی» در باور و "فرهنگ" کلان سوداگرانی که جلوی دیدگان توده های مردم ایران، هست و نیست شان را به داد و ستد نهاده و برد و باخت هر چیزی از «کیک زرد» گرفته تا تن و بدنِ خواهر مادرشان، چنانچه سودی دست شان را بگیرد، برای شان یکیست از کدام آرش و مانشی درخور می تواند برخوردار باشد؟

* «کَف گربه ای» بر وزنِ «کَف گرگی» که در کُشتی برای پرت کردن و ناکانونمند نمودن سُهِش (حواس) و نیز گاهی برانگیختن کشتی گیر همچشم به سر یا پیشانی وی نواخته می شود. گربه نیز پیش از کشتن موشی که در کُنج جایی در تنگنا انداخته، همین کار را می کند. خودم در کودکی، گواه آن بوده ام که چگونه موش بیچاره با هر کوبه ی آرام یا تلنگر گربه به سرش، چند گامی گیج و ویج، پاورچین به جلو می رود و می ایستد تا کوبه ای دیگر دریافت کند.

برگرفته از نوشتار و پی نوشتِ «در دام سیاست های ملی گرایانه نیفتیم!»  ب. الف. بزرگمهر   ۱۳ مهر ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/10/blog-post_5.html

٢ ـ «ناسزاوارترین کارهایی که دَم و دستگاه دیوانسالاری یاد شده ... می توانند به انجام برسانند و در هنگامه ی جنبش تازه ی توده های مردم ایران، سخت دست اندر کار آنند را بگونه ای فشرده در زیر برمی شمارم و پرداختن به چرایی و چند و چون آن را چنانچه بایسته آید به یادداشت یا نوشتاری جداگانه وامی نهم:

الف. ادعاهای پی در پی و ریشخندآمیز لات بی سر و پای «یانکی» در زمینه ی پشتیبانی از مردم ایران؛ کسی که چندی پیش، سرزمین و مردم «جمهوری سرفراز دمکراتیک خلق کره» را به نابودی با بمب هسته ای تهدید نمود، نمی تواند پشتیبان مردم یا باریک تر: توده های مردم در هیچ جایی از جهان از آن میان، «ایالات متحد» باشد. «توئیت» بازی های وی که بخوبی تراز اندیشگی این آدم نابخرد را نشان می دهد، بیش از هر چیز دیگر به چلغوزهای کفتر یا پرنده ای دیگر می ماند که در هر پرش کوتاه خود، یکی از آن ها را بر جای می نهد: «توئیت»، «توئیت»، «توئیت»، ...

ب. پشتیبانی دروغین وی از جنبش مردم ایران، نه تنها کمکی به این جنبش نمی کند که چون ترمزی جلوی گسترش دامنه ی آن را می گیرد و در آن رخنه پدید می آورد. این پشتیبانی، دو گزینه ی بسیار ناهمتا و ۱۸۰ درجه رودرروی یکدیگر را به پندار می آورد:

ـ یا با گاگولی سر و کار داریم که با آماج نیکی در سر (حُسن نیّت)، ناآگاهانه راه دوزخ را برای ایرانیان فرش می کند؛

ـ یا با دَم و دستگاه دیوانسالاری «یانکی» ها با همه ی کارشناسان و ویژه کارانش روبروییم که چنین آش خوش بویی را برای ایرانیان فراهم نموده و آن را به لات بی سر و پای «یانکی» سپرده اند تا زیر پوششی لات منشانه همراه با هیاهو و گزافه گویی هایی چشم آشنا بخورد مردم ایران بدهد.

بنگرید به یادداشتِ «جنبش کنونی مردم ایران را پاس داریم و به بار بنشانیم» ب. الف. بزرگمهر   ۱۴ دی ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/01/blog-post_69.html

٣ ـ «بگمان بیش تر» به این شوند که افزون بر ناهمتایی (تناقض) های میان دو گزینه ی یاد شده، هر دو از سویه هایی با یکدیگر همراستا بوده و همپوشانی نیز از خود نشان می دهند که به این واپسین نکته که «یانکی» ها نیز در دستکاری و پیچیده تر نمودنِ جُستار نخش داشته و دارند، دانسته و آگاهانه نپرداخته ام. 

***

اعتراض‌های گسترده علیه سیاست‌های دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، روز شنبه هشتم اسفند در هزاران شهر آمریکا برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری‌های رویترز و فرانسه، این تجمع‌ها روز ۸ فروردین در قالب جنبش «نه به پادشاهی» در هر ۵۰ ایالت آمریکا برنامه‌ریزی شده بود.

این سومین موج از اعتراض‌های سراسری در کمتر از یک سال گذشته است که در مخالفت با سیاست‌های دولت دونالد ترامپ برگزار می‌شود.

تجمع‌های بزرگی در شهرهایی مانند واشینگتن، نیویورک، لس‌آنجلس، بوستون و آتلانتا برگزار شد، اما برگزارکنندگان می‌گویند حدود دو سوم رویدادها خارج از مراکز بزرگ شهری و در مناطق کوچک‌تر و حومه‌ها شکل گرفته است.

گزارش‌ها از فضای متنوع این تجمع‌ها حکایت دارد؛ از حضور هزاران نفر در پارک‌ها و مراکز شهری گرفته تا تجمع گروه‌هایی از شهروندان سالمند در حومه‌ها و راهپیمایی‌ها در مراکز سیاسی مانند «نشنال‌مال» در واشینگتن. در برخی شهرها نیز چهره‌های سرشناس فرهنگی و هنری در کنار معترضان حضور داشتند.

کاخ سفید این تجمع‌ها را کم‌اهمیت توصیف کرده و برخی چهره‌های جمهوری‌خواه نیز از آن‌ها انتقاد کرده‌اند. یک مقام کمیتهٔ ملی جمهوری‌خواهان در کنگره این تجمع‌ها را اقدامی از سوی جریان‌های چپ‌گرا دانسته است.

این اعتراض‌ها در شرایطی برگزار می‌شود که آمریکا در آستانهٔ انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در ماه‌های آینده قرار دارد. برگزارکنندگان می‌گویند در ماه‌های اخیر، میزان مشارکت در فعالیت‌های اعتراضی حتی در ایالت‌های عمدتاً جمهوری‌خواه مانند آیداهو، وایومینگ، مونتانا و یوتا نیز افزایش یافته است.

در کنار انتقاد از سیاست‌های داخلی دولت ترامپ، از جمله نحوه اجرای قوانین مهاجرتی، استفاده از فرمان‌های اجرایی و عملکرد نهادهای فدرال، موضوع جنگ اخیر علیه ایران نیز در بخشی از این تجمع‌ها مطرح بوده است.

در مقابل، دولت دونالد ترامپ از سیاست‌های خود دفاع کرده و می‌گوید استفاده از فرمان‌های اجرایی در چارچوب اختیارات قانونی رئیس‌جمهور و برای تسریع در تصمیم‌گیری‌ها در شرایط بحرانی انجام می‌شود. مقام‌های این دولت همچنین تأکید دارند که سیاست‌های سخت‌گیرانهٔ مهاجرتی با هدف حفظ امنیت مرزها و مقابله با ورود غیرقانونی اجرا شده است.

برگرفته از تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»  نهم فروردین ماه ١۴٠۵ (بختی برای ویرایش این گزارش نداشتم. ب. الف. بزرگمهر)

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!