«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۵ مرداد ۱۴, چهارشنبه

این نمودارترین موش گنداب ولایت، در پیِ تن دادن به خواست های امپریالیست ها و پذیرش نخش مزدوری شان است

این نمودارترین موش گنداب ولایتِ سگ مذهب١ با پنهان نمودن خواست های ناروا و تبهکارانه ی خود در سازش با امپریالیست ها زیر پوشش خواستی سراسری و بسیار بجا برای آزادی زندانیان سیاسی که از آن ها با نام «جوانان معترض»: یا همانا پرخاشگر، همچنان در پی ماندگاریِ برجای مانده های ولایت سگ مذهب و چریدنِ خود و همپالکی هایش از بیکاره ای به نام «مسعود پزشکیان» گرفته که وی را «ملیجک نظام خرموش پرور» نامیده ام تا کارچاق کن های بسیار گمان برانگیز در نخش مزدوران خبرچین و خبرکِشی کشورهای امپریالیستی برهبری «عمو سام» چون «عباس عراقچی»، «محمد باقر قالیباف» و ... در پیِ تن دادن به خواست های امپریالیست ها و پذیرش نخش مزدوری شان است.٢ ناگفته ننهم که در میان گروهبندی های دیگری با نام های شگرفی چون «اصولگرایِ اصلاح طلب»، «اصولگرایِ معتدل» و مانند آن ها٣ نیز جَک و جانورانی که برای نوکری و مزدوری آن کشورهای اهریمنی لَه لَه می زنند، کم نیستند.۴

ب. الف. بزرگمهر  ١۴ اَمرداد ماه ١۴٠۵ خورشیدی

پی نوشت: 

١ ـ در این باره بنگرید به یادداشتِ «پنداربافی های "استراتژیک" موشی پلشت» در پیوند زیر:  ب. الف. بزرگمهر   پنجم شهریور ماه ۱۳۹۵ 

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/08/blog-post_57.html

٢ ـ بخشی از «بیانیه اصلاح طلبان درباره حمایت از همتی در انتخابات»

هم‌میهنان عزیز

ما اصلاح‌طلبان نگران هستیم که گسترش دامنه‌ی نظارت استصوابی عنوانِ «جمهوری اسلامی» را تهدید کند و حاضر نیستیم تسلیم تصمیمات پنهان دیگران برای آینده کشور بشوند. ما عمیقا باور داریم دروغ ممنوع است و تصمیمات پنهانی باید موضوع بحث‌های خانه و بازار و فضای مجازی باشد.

ما اصلاح‌طلبان در آستانه‌ی انتخاباتی قرار گرفته‌ایم که با ردصلاحیت‌های بی‌سابقه این تصور را پرورانده است که جریان کوچک که هیچ مقبولیتی در مردم ندارد می‌تواند جمهوریت نظام را از بین ببرد اما جمهوریت نظام همچون اسلامیت آن محصول انتخاب ملت در انقلاب بود. ما انقلاب کردیم تا انتخاب کنیم و نمی‌خواهیم مهمترین دستاورد انقلاب را از دست بدهیم.

ما اصلاح‌طلبان می‌خواهیم در زمره‌ی همان دلسوزان و نیک‌خواهان نظام جمهوری اسلامی باشیم که با مشارکت کردن به منظور مقاومت در برابر این صحنه‌آرایی به چنین تحقیری اعتراض کنیم. ما با افراد و احزابی که به علت رنجیدگی خاطر نمی‌خواهند از نامزدی حمایت کنند زخم و درد مشترک داریم. اما معتقدیم این توهین و تحقیر ملی نباید به انفعال منجر شود. باید اعتراض کرد و ما با رای خود به عبدالناصر همتی که نشان داده است «صدای بی‌قدرتان» است به قدرتمندان اعتراض می‌کنیم.

ما اصلاح‌طلبان هشدار می‌دهیم که جمهوریت در خطر است.

نظام جمهوری اسلامی ایران گرچه متکی به مشروعیت ناشی از قیام ملت در انقلاب اسلامی ایران است اما برای تجدید مشروعیت خود همواره نیازمند رای ملت است. «میزان رای ملت است» و ملت تنها زمانی در سرنوشت خود مشارکت می‌کند که رقابت معناداری را در صحنه انتخابات ببیند و نپندارد که گزینه‌های پیش‌رو یکی هستند.

ما اصلاح‌طلبان با اصولگرایان رقابت می‌کنیم تا نشان دهیم که یک قرائت و یک روایت از جمهوری اسلامی وجود ندارد.

ما اصلاح‌طلبان با اصولگرایان رقابت می‌کنیم تا نشان دهیم در چارچوب همین نظام سیاسی امکان اصلاح وجود دارد.

انتخابات و جمهوریت مهمترین نقطه تمایز نظام جمهوری اسلامی و نظام سلطنتی است که از همه بیشتر در رای مستقیم همه ملت به دومین مقام کشور و عالی‌ترین مقام اجرایی حکومت متجلی می‌شود و باید این نقطه تمایز را حفظ کرد. انتخابات تنها روش اداره کشور است، مشروعیت انتخابات در نتیجه آن نیست در شیوه برگزاری آن است.

ما اصلاح‌طلبان عمیقا باور داریم که انتخابات اساس مشروعیت نظام است و «انتخاباتِ حداقلی» به سود جمهوری اسلامی نیست حتی اگر اصول‌گرایان فکر کنند نتیجه از روش انتخابات مهم‌تر است اما ما اصلاح‌طلبان روش انتخابات را مهمتر از نتیجه آن می‌دانیم.

٢ ـ بنگرید به یادداشتِ «ما اصلاح طلبان ...»  ب. الف. بزرگمهر  ۳۱ خرداد ماه ۱۴۰۰

https://www.behzadbozorgmehr.com/2021/06/blog-post_23.html

٣ ـ بنگرید به یادداشتِ «متن سخنرانی کوآلای اصلاح طلب میانه روی اصولگرا»

ب. الف. بزرگمهر  ۲۱ خرداد ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/06/blog-post_9092.html

۴ ـ بنگرید به یادداشتِ «... کو مُصلح و مستقل خر و اصل فروش» ب. الف. بزرگمهر     هشتم اسپند ماه ۱۳۹۴

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/02/blog-post_600.html 

***

مصطفی تاج‌زاده از زندان اوین: اعدام جوانان معترض بازی با‌ آتش است

مصطفی تاج‌زاده، زندانی سیاسی و معاون پیشین وزیر کشور جمهوری اسلامی، با انتشار نامه سرگشاده‌ای از زندان اوین خواستار توقف اعدام «جوانان معترض» شد و آن را «بازی با آتش» خوانده که به نوشته او «می‌تواند بار دیگر میهن را گرفتار شعله‌های خانمان‌سوز کند».

این مقام پیشین جمهوری اسلامی در نامه خود خطاب به مقام‌های حکومتی نوشته که «مردم همچنان داغدار خون‌های به‌ناحق‌ریخته‌شده در دی‌ماه گذشته‌اند. پس باید التیام‌بخشیدن به زخم‌ها را سرلوحه سیاست داخلی خود قرار دهد، نه این‌که با اعدام‌ها به زخم ملی نمک بپاشد و اشتباهات پیشین را در این شرایط واقعاً حساس تکرار کند و ناآگاهانه بذر فتنه و فاجعه بعدی را بکارد».

آقای تاج‌زاده در نامه‌اش انجام اعدام‌ها را باعث عمیق‌تر شدن «شکاف حکومت و ملت» دانسته و نوشته که «امکان گفت‌وگو و تغییرات مسالمت‌آمیز را کاهش می‌دهد و خطر ورود مجدد جامعه به چرخه خشونت متقابل را جدا افزایش می‌دهد».

او در پایان نامه‌اش از همه «دلسوزان این سرزمین اهورایی، با هر گرایش سیاسی و اعتقادی» [بمیرم الهی برای این ارواح مَشکَش: دمکرات نابی سخت دلپسندِ لات بی همه چیز یانکی! ب. الف. بزرگمهر] خواسته تا «به هر نحو قانونی و مدنی که صلاح و موثر می‌بینند، مخالفت خود را با این مجازات بی‌بازگشت صریحا اعلام کنند و برای توقف اعدام‌ها چاره‌ای بیندیشند.»ةاز زمان حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ که منجر به کشته‌شدن علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، شد مقام‌های ایران صدور و اجرای احکام اعدام در کشور را افزایش داده‌اند و در هفته‌های گذشته شماری از معترضان بازداشت‌شده در جریان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه پارسال را اعدام کردند.

برگرفته از تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا»  ۱۳ اَمرداد ماه ١۴٠۵ (بختی برای ویرایش این گزارش نداشتم. برجسته نمایی های بوم و افزوده های درون [ ] از آنِ من است. ب. الف. بزرگمهر)

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!