«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۲ شهریور ۱۶, پنجشنبه

بگذارید آن ها دنبال کون تان بدوند نابخردها!

خوب، خاک بر سرها! کار و بارِ فرستادن گندمه به کشورهای براستی نیازمند آن را از همان نخست بی هیچ سرِ خری می آغازیدید؛* اگر بگویید، نمی دانستیم، بیگمان دروغ می گویید؛ کوته بینانه در پی زد و بند با کلان خوک های سرمایه داری باخترزمین دویدید و خواستید دل شان را نرم کنید. اینک نیز هنوز دچار این ندانمکاری هستید که به سازمان پوشالی و ابزار دستی با نام بی آرش و مانشِ «ملت های یگانه» پیام می فرستید.

خاک بر سرها! گندمه ابزار سیاسی بسیار برجسته ای در دستان شما چلمن هاست و می توانید آن را بسود خود بکار گیرید. بگذارید آن ها دنبال کون تان بدوند نابخردها! بیخود نیست که از روسیه نمادی چون خرس قهوه ای نیرومند، ولی کودن و مغزگنجشکی ساخته و پرداخته اند. از همین ولادیمیر ولادیمیرهویج و باند خشک مغز پیرامونش در رهبری روسیه کنونی، پس از بازگویی ندانمکاری های انجام شده در پیِ فروپاشی «اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» از سوی باند «گوربی ـ یلتسین» و دیگر زنهارخوارانی چون «شواردنادزه» و «یاکوولفِ» یکی از دیگری تبهکارتر که شما نیز دنباله روهای همان هایید، ده ها ندانمکاری کوچک و بزرگ دیگر نیز سر زده که همه را چون زنکه آبجی های شلخته ی دوران کهن تر ایران بجای دور ریختن و بهبود روز و روزگار مردم خوب و نیک نهاد روسیه، زیر فرش جارو کرده و همچنان به همین کار سرگرمید. همین ولادیمیر ولادیمیرهویج، تنها آنگاه که در تنگنا گیر می کند از دستاوردهای «اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی»، بی آنکه نام آن را بیاورد، یاد کرده و وخت و بی وخت زبان به نکوهش هوشمندترین، دلاورترین و از جان گذشته ترین انقلابیون همه ی دوران ها که برای نخستین بار توانستند گفته های مارکس و انگلس را سبز کرده و درستی آن را در کردار هازمانی به نمایش نهند، گشوده که در واپسین نمونه ی آن، گویا با سرنگون نمودن امپراتوری تزاری، کار نادرستی به انجام رسانده و روز و روزگار کنونی را پدید آورده اند! آن هنگام که این ها را خواندم از این همه گستاخی و بی چشم و رویی، خون به مغزم سرازیر شد؛ ولی به شَوَندهای سیاسی و از همه برجسته تر که مبادا پیشانی تازه ای افزون بر جنگ کنونی پدید آورم به آن نپرداختم. اینک نیز همچنان به آن نپرداخته ام و شاید دیگر نیازی به آن نباشد؛ تنها یک یادآوری و شاید بهتر است بگویم: گوشزدی بایسته است:
نه لنین آگاه و تیزبین، نه استالین استوار بر باورهای خود که برخی خشک مغزی هایش با خریت های پی در پی شما زد و بندچی های جهان سرمایه سنجش ناپذیر است، نه دزرژینسکی از جان گذشته که خوک های سرمایه داری از این بهترین انقلابی دوران، آدمکشی سنگدل ساخته و پرداخته و بخورد مردم کودن نگاه داشته شده، داده اند و نه «سازمان سرفراز بلشویک» که همه ی آن ها و دیگر انقلابیون بلشویک روسیه و سایر ملیت ها زیر چتر آن، بزرگ ترین شاهکار آدمی و آدمیت در این خورشیدگرد کوچک را یکبار برای همیشه نخش کردند، پاسخگوی روز و روزگار کنونی نبوده و نیستند. خروشچف و گوسپندهای دست پرورده اش که همه ی آن دستاوردهای بیمانند تاریخی را در روندی زیانبار و دردناک زیر پا نهاده تا همین باند مافیایی کنونی دنباله روی کسانی که ناشیانه در برکه ی سرمایه داری شیرجه زده و یکشبه میلیاردها روبل «اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی» را بجیب باندهای خود ریخته و به کشورهای امپریالیستی جابجا نمودند، پاسخگوی گند و گه کاری های پدید آمده اید. با هیچ ترفندی نخواهید توانست آن را از سر خود وا کنید و بدوش دیگران بیفکنید.

این نکته را نیز با آنکه تاکنون چندین بار در یادداشت هایم یادآوری نموده ام، باری دیگر گوشزد می کنم:
روسیه، چین و بگونه ای دربرگیرنده همه ی کشورهای جهان برای دستیابی به دادگری راستین، راهی جز سمتگیری سوسیالیستی پیش روی خود ندارند؛ همه ی راه های دیگر از آن میان، آنچه در چارچوب کنونی «بریکس» به میان آمده و من آن را نه بیش از آغازی خوب می انگارم به بن بست خواهند انجامید. جهان نمی تواند بر بنیاد خرده فروشی کالا میان سرمایه دارانی خُرد به آماجی براستی دادگرانه دست یابد. چنین آماجی، تنها و تنها بر بنیاد پیشبرد سیاست «کارگرهمبستگی جهانی» (انترناسیونالیسم کارگری) دست یافتنی است. در هماوندی با همین نکته، آنچه بویژه درباره ی روسیه شایان درنگ و برخوردی هوشمندانه است، جلوگیری از کشانده شدن به دوی ماراتُنی است که کشورهای امپریالیستی برهبری «یانکی» ها پس از فروپاشی «اتحاد جمهوری های شوروی سوسیالیستی»، آن را چون یکی از گزینه های درخور در سر داشته و سپس برنامه ریزی نمودند.**

ب. الف. بزرگمهر   ۱۶ شهریور ماه ۱۴۰۲

پی نوشت:

* بیانیه وزارت خارجه روسیه درباره مسائل معامله غذایی و صادرات غلات و کود

وزارت خارجه روسیه گزارشی مبنی بر وضعیت صادرات و تامین غلات توسط روسیه پس از پایان یافتن قرارداد غلات دریای سیاه منتشر کرد. بنا به این گزارش:

۱ ـ قرارداد غلات به فقیرترین کشورها در مبارزه با گرسنگی کمکی نکرد. از ۳۲.۸ میلیون تن محموله، کمتر از ۳٪ غلات به کشورهای نیازمند ارسال شد .

۲ ـ پس از خاتمه "معامله"، قیمت غلات فقط کاهش یافت و در ماه اوت، کاهش ۴ ـ ۵ ٪ در ارزش آن ثبت شد.

۳ ـ غلاتی که به عنوان بخشی از "معامله" صادر شد، تنها تولیدکنندگان علوفه اوکراینی را غنی کرد که عمدتاً برای خوراک دام در نظر گرفته شده بود و همچنین به اروپا رفت و نه به آفریقا.

۴ ـ  اوکراین دیگر سبد نان جهان نیست وسهم این کشور در صادرات غلات جهانی تنها ۵ درصد است و مدام در حال کاهش است.

۵ ـ سطح زیر کشت محصولات در اوکراین نیز در حال کاهش است، از جمله به دلیل مسمومیت آنها توسط تشعشعات و سموم ناشی از مهمات اورانیوم ضعیف شده، که کی یف از بهار امسال از آنها استفاده می کند.

۶ ـ اروپا به اوکراین در صادرات غلات کمک نمی کند. از ماه می، عرضه غلات به کشورهای اتحادیه اروپا در مرز اوکراین ممنوع شده است و به احتمال زیاد این وضعیت در زمستان نیز ادامه خواهد داشت.

وزارت خارجه روسیه نیز گزارشی در مورد اینکه چگونه دبیرخانه سازمان ملل متحد و غرب نمی خواستند و نمی خواهند به تعهدات خود در قبال روسیه به عنوان بخشی از "معامله" عمل کنند، منتشر کرد.

۱ ـ برای عملکرد "معامله" لازم است"بانک کشاورزی روسیه " به سوئیفت متصل شود و در عوض، تنها بحث‌های بی‌پایانی درباره ایجاد "مکانیسم‌های غیرمستقیم" از طریق شرکت‌های تابعه و بانک‌های همکار (بدون ضمانت اجرا) بوجود آمد و حساب های بانک کشاورزی روسیه به طور کلی بسته است.

۲ ـ حل مسائل مربوط به بیمه کشتی های روسی جلو نرفت و فقط وعده ها ی توخالی بود و سازوکار یا پلتفرم خاصی برای بیمه ایجاد نشده است.

۳ ـ قرار است بحث رفع انسداد دارایی ها تنها پس از رویه تحقیرآمیز شرکت ها برای شناسایی "وضعیت تحریم فرعی" مطرح شود که با این حال باز هم هیچ تضمینی وجود ندارد.

۴ ـ سازمان ملل در مورد بازسازی خط لوله آمونیاک تولیاتی - اودسا که می تواند کود مورد نیاز ده ها میلیون نفر را تامین کند، سکوت کرده است.

۵ ـ ما از سازمان ملل دعوت کردیم تا گفتگو کنیم، اما ربکا گرینسپن، که مسئول توافق از سوی سازمان جهانی است، نمی خواهد به مسکو بیاید یا حتی گزارشی از کار خود ارسال کند.

در نهایت وزارت خارجه روسیه در مورد اینکه روسیه واقعاً چگونه بدون نیاز به معامله غلات دریای سیاه مشکل گرسنگی را در جهان حل می کند، توضیح داد.

۱ ـ محموله هایی که روسیه ارسال کرده یا در آینده نزدیک ارسال خواهد کرد:

۲۰۰۰۰ تن کود به مالاوی

۳۴۰۰۰  تن کود به کنیا

 ۲۳۰۰۰ تن کود در زیمبابوه

۳۴۰۰۰ تن کود به نیجریه

۵۵۰۰۰ تن کود به سریلانکا

۲۰۰۰۰۰ تن گندم به سومالی، آفریقای مرکزی، بورکینافاسو، زیمباوه، مالی و اریتره.

۲ ـ به همراه آنکارا و دوحه، پروژه ای برای تحویل یک میلیون تن غلات به ترکیه در حال انجام است تا در آنجا فرآوری شده و رایگان به فقیرترین کشورها ارسال شود.

به نظر می رسد در حالی که اروپا به عنوان بخشی از یک "معامله" غلات خوراک را از اوکراین در امتداد دریای سیاه صادر می کرد، آنها سعی کردند کشاورزی روسیه را مسدود کنند و شرایط غیرمنفعتی برای آن ایجاد کنند و سازمان ملل این وضعیت را حل نکرد.

بیانیه وزارت خارجه روسیه در مورد "توافق غلات"

با توجه به افزایش توجه به "ابتکار دریای سیاه" برای صادرات مواد غذایی اوکراین (که در 17 ژوئیه متوقف شد)، ما آن را موجه می دانیم که موضع روسیه را با جزئیات تکرار کنیم.

برخلاف اظهارات هشداردهنده غربی ها و دبیرخانه سازمان ملل در مورد افزایش قیمت مواد غذایی و تشدید تهدید گرسنگی، هزینه غلات در بازارهای جهانی به طور پیوسته در حال کاهش است و در ماه اوت، کاهش حدود ۴ ـ ۵ ٪ بود و از اوج قیمت ها در مارس ۲۰۲۲، کاهش ۲۵ ـ ۴۰٪ داشته است.

به طور کلی، هیچ کمبود فیزیکی جهانی مواد غذایی وجود ندارد و فقط مشکلاتی در توزیع آن وجود دارد، اما نه در تولید.

به پیشنهاد همان غربی ها و اعضای سازمان ملل و نقش اوکراین به عنوان انبار غله جهانی، به شدت اغراق شده است. سهم این کشور در کل صادرات گندم قبلاً ناچیز بود که حدود (۵⸓) است و اکنون با در نظر گرفتن کاهش سطح زیرکشت ناشی از تشعشعات و آلودگی شیمیایی خاکدر نتیجه استفاده از مهمات اورانیوم ضعیف شده توسط غرب به طور عینی بیش از پیش کاهش می یابد.

در عین حال، اوکراینی‌ها فرصت‌های دیگری (به جز دریای سیاه) برای صادرات کالاهای خود از طریق مسیرهای زمینی و رودخانه‌ای به اتحادیه اروپا، در امتداد به اصطلاح "راهروهای همبستگی" دارند.

اگر غربی‌ها و کی یف واقعاً به یک کریدور دریای سیاه نیاز دارند، زمان آن فرا رسیده است که گام‌های ملموسی برای رفع تحریم‌های غیرقانونی یکجانبه علیه نهادهای داخلی که در تولید و صادرات محصولات کشاورزی و کودهای شیمیایی دخیل هستند، بردارند. موضوعات مربوط به عادی سازی فعالیت بانک ها و شرکت ها، ایجاد لجستیک و بیمه حمل و نقل و از سرگیری تامین قطعات یدکی است.

روسیه موضع اصولی خود را که به وضوح توسط ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه در ۴ سپتامبر بیان شد، تاکید می کند که ما آماده بررسی امکان احیای طرح دریای سیاه خواهیم بود، اما تنها پس از الزامات لغو تحریم ها از سوی شرکت های روسی درگیر در این موضوع در صورتی که زمینه برای فعالیت روسیه در محصولات کشاورزی و کودهای شیمیایی به طور کامل برآورده شود.

برگرفته از «چوب دو سر گُه»   ۱۶ شهریور ماه ۱۴۰۲ (بختی برای ویرایش این گزارش نداشتم.  ب. الف. بزرگمهر)

** سال ها پیش در نوشته ای به آن اشاره نموده بودم که آن را در بایگانی بر جای مانده ی خود پس از واپسین بار بر باد رفتن نوشته ها و پیش نویس هایم نیافتم. آنچه در زیر آورده ام، کم و بیش همان درونمایه را دارد که چند سال پیش که «پرزیدنت بادبادی» تازه روی کار می آمد یا آمده بود از زبان وی نوشتم:
«ما به گرایش های نیرومند سرمایه داریِ رژیم های فرمانروا بر چین و روسیه با همه ی دشواری های چالش برانگیزی که با آن ها درگیرند با خوش بینی می نگریم و بخشی از سیاست کژدار و مریزمان با این دو کشور بر این پایه استوار شده است. شاید جریان کار با چینی ها به این شَوَند که آن ها آسان تر زیر بار می روند، برای مان کم تر چالش برانگیز باشد؛ ولی با روسیه با آنکه رژیمی مافیایی در آنجا بر سر کار است، بیگمان کاری سخت تر در پیش داریم. مردم آنجا به آسانی به سیاست های ما تن نخواهند داد و روشن است که رژیم فرمانروا بر آنجا هرچه زمان بگذرد، زیر فشارِ فزاینده ی منگنه ای خردکننده نهاده خواهد شد. ما ناچاریم همه ی این ها را بدیده بگیریم و از فشار بیحا و نابهنگام خودداری کنیم. ما آن ها را به دو ماراتنی کشانده ایم که از هر سویه به سود ماست؛ زیرا از توانایی های بسیار بیش تری در سنجش با آن ها برخورداریم که بدرازای زمان خود را نشان خواهد داد؛ همین بس که خرس روسی را تا آنجا که در توان داریم، بدوانیم و از پا بیندازیم؛ تنها آن هنگام، چشم اندازی روشن برای یکسره نمودن کار پدیدار خواهد شد.» برگرفته از یادداشت « ما کار را از همانجا پی می گیریم که گاومیش و گروهش به پایان خواهند رساند»  ب. الف. بزرگمهر   ۱۱ آذر ماه ۱۳۹۹

https://www.behzadbozorgmehr.com/2020/12/blog-post.html

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!