«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۰ فروردین ۲۲, یکشنبه

روح، خانه می خواهد چکار؟! ـ بازپخشش

گفته ای از یکی از نمودارهای خدا: حضرت حجت الاسلام «پناه بر خدا» با عنوان «ارزش هر آدمی به اندازۀ مسأله‌ای است که دارد» در «گوگل پلاس» درج کرده که می گوید:

«آیا مسألۀ ما به اینجا رسیده است که فاصلۀ ما در بهشت با امام حسین(ع) چقدر است؟

اگر به بعضی‌ها بگویید مسألۀ من این است که «خانۀ من در کدام مرتبۀ بهشت خواهد بود» به شما می‌خندند. اینها اتفاقاً همان کسانی هستند که اگر خانۀ آنها در تهران یک کوچه بالاتر یا پایین‌تر باشد برایشان بزرگ‌ترین مسأله است! یعنی برای ۵۰ ـ ۶۰ سال زندگی دنیا، این برایش مسأله است که محل زندگی‌اش کجا باشد؛ ولی برای زندگی بی‌نهایت و ابدی آخرت برایش مهم نیست خانه‌اش کجا باشد!»

می نویسم:
دلیلش بسیار ساده است! چون در آن جهان، بر پایه ی آنچه در دین و مذهب و داستان های مذهبی آمده، روحی بیش نیستی. روح، خانه می خواهد چکار؟! هرجایی که بخواهد، می نشیند؛ هرجا بخواهد، می رود و از درون چیزهای دیگر هم رد می شود. کسی چه می داند؟ شاید از درون خودِ خدا هم بتواند رد بشود؛ روح است دیگر! درست مانند این تصویر که کسی ناسزای «سگ تو روحت» را جان بخشیده است:
آنوقت، خدا چه ناسزایی به روح آن آدم خداآزار خواهد داد، من نمی دانم!

ب. الف. بزرگمهر   ۳۰ تیر ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/07/blog-post_1665.html

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!