پس کی کار را می آغازی؟ آلمان چشم و چراغ ما برای بازگرداندن آب رفته به جوی است! دیر کنیم، بختی بسیار خوب را از دست می دهیم؛ نباید دست دست کرد و چشم براهِ انجام کارهای دیگری شد که بسیاری از آن ها در روند پیشرفت کار انجام شدنی است. ما که نباید برای همیشه دنباله روی دونالد ترامپ و دیگر گاومیش های دَم و دستگاهش باشیم که هر کدام شان یک ساز می زند. این بهترین بختی است که ارتش یگانه ی خودمان را بسازیم و آنچنان ساز و برگ دهیم که جلوی بازگشتِ آنچه آن ها سوسیالیسم نام نهاده و چیزی جر گنجشک را رنگ کردن و بجایِ بلبل جا زدن بیش نیست را بگیریم.
همین توله سگ یهودی تبار کار را به پیش خواهد برد؛ همین بس که بتواند با موشک های دوربردی آن کاخ افسانه ای را بر سر دست اندرکارانِ دیوانسالاری روسیه فرود آوَرَد. دیر کنیم شاید چنین بختی ارزنده را برای همیشه از دست دهیم؛ بویژه آنکه آن اَنتر کوچولوی روسی سودای تزار شدن در سر می پروراند. ما می توانیم در نخستین گام این بخت را برایش فراهم کنیم و ببینیم کار چگونه پیش خواهد رفت؛ همه چیز را که نمی شود پیشاپیش برآورد کرد ...*
ب. الف. بزرگمهر ١۶ مهر ماه ١۴٠۵
* از زبان «قارچ زهری همچنان جا خوش کرده بر پای درختی بزرگ و ریشه دار»
برگرفته از یادداشتِ «ماری لُمپن» یا «قارچ زهری همچنان جا خوش کرده بر پای درختی بزرگ و ریشه دار» در پیوند زیر:
ب. الف. بزرگمهر سوم
اردی بهشت ماه ۱۴۰۱

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر