«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۵ مهر ۱۴, سه‌شنبه

بگو! حرف مفت و خمپاره مفت! ـ بازپخشش

مُشتی گاگولِ بخت برگشته در زندانی با نام ریشخندآمیز «لیبرتی» (آزادی) زیر خمپاره و موشک «اسلام ناب محمدی» برای هیچ و پوچ جان می سپارند؛ مهر تابان رنگ برنگ می شود! و آن "رهبر عقیدتی" زنباره از ترس چه کسی خود را پنهان نموده است؟ بیگمان از ترس «از ما بهتران جهان» نیست! همه می دانند که جایی در سوییس خود را به موش مردگی زده است. هنوز هم پاسخی برای بیشمار پرسش های هوادارانش درباره ی رویدادهای عراق و چگونگی فرار و به خدمت درآمدن خداوندان بزرگ سرمایه نیافته تا با ظهور خویش چشم ها را خیره کند؟!

«ای گلوله ها ببارید؛ ما هم سینه هایمان را سپر خواهیم کرد ...» سخنرانی "تاریخی" اش در امجدیه یادش مانده است؟ اکنون، گاگول های عقیدتی کجای شان را باید سپر خمپاره و موشک نمایند؟! شرمت نشود! از آن ها مایه بگذار و بگو! سینه اگر نشد، جای دیگری از بدن که برای خمپاره درخور باشد! بگو! حرف مفت و خمپاره مفت!

ب. الف. بزرگمهر   ۱۴ آبان ماه ۱۳۹۴

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/11/blog-post_5.html

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!