«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۸ دی ۲۹, یکشنبه

موشکی که با دُم شیر بازی می کند! ـ بازانتشار

یادداشتی بایسته بمناسبت بازانتشار این یادداشت کهنه

عرّ و تیزهای بیمایه تر از آنچه لات بی سر و پای «یانکی» بر ربان رانده بود از دهان کسی نه چندان خوش پیشینه، چون قاسم سلیمانی در این باره که «دریای سرخ، دیگر برای حضور آمریکایی‌ها امن نیست»، «من خودم به تنهایی در مقابلت می‌ایستم» و «من حریف تو هستم»، یاوه گویی های آکنده از دروغِ سخنگوی طالبان در واپسین روز سرنگونی آن رژیم واپسگرا در افغانستان را در یادم زنده کرد و ناخودآگاه چنین زمزمه ای از سرم گذشت و شاید بر زبانم آمد:
کسی باید به این قاسم بدپوز و بدپیشینه بگوید اینهمه شکر میل نکند!

چنین آدمی و نیز دیگرانی چون "رهبرِ" درِ پیتی و آخوند پفیوز امنیتی که هیچکدام پیزی انجام کاری دلاورانه را ندارند و بهنگام شکار ریدن شان می گیرد، چنانچه ریگی به کفش نداشته باشند، باید دستکم خونسردانه تر از دیگرانی که از انجام کارهای دلاورانه ترسی بخود راه نمی دهند، بیندیشند و سنجیده تر سخن گویند؛ بویژه آنکه در رژیمی میوه چین انقلابی بزرگ، هنوز از مسوولیت اجتماعی بزرگی در برابر توده های مردم ایران برخوردارند؛ مسوولیتی که پس از چهل سال آزگار، همچنان در هیچ زمینه ای نه آن را درست دریافته و نه درست به انجام رسانده اند. به هر رو، نباید گذاشت به پشتوانه ی توده های مردمی که پشتیبان شان نیستند، یاوه بگویند و هیزم بیار آتش جنگی شوند که چنانچه درگیر شود، چون آن سخنگوی پرهیاهو و گزافه گوی «طالبان»، خود جلوتر از دیگران خواهند گریخت. سخن از ترس و جا خوردن نیست که جلوگیری از گزافه گویی است و بویژه کسانی با نام ریشخندآمیز «سردار» را دربرمی گیرد که آزمون های ناگوار و تلخی در پیشانی های جنگ با «صددام» از خود بر جای نهاده و گاه سپاهی بزرگ را زیر آتش سنگین توپخانه و یورش سنگین زمینی دشمن رها کرده و بدامن ننه شان گریخته اند.

ب. الف. بزرگمهر   چهارم اَمرداد ماه ۱۳۹۷


***

موشکی که با دُم شیر بازی می کند!

به بهانه ی ژاژخایی های علی لاریجانی در اندونزی 

نخست یک خاطره که چندان بی ربط نیست!

شاید هنوز بسیاری «سخنگوی پرگوی رژیم طالبان» را به یاد داشته باشند؛ کسی که تا روز پیش از سرنگونی آن رژیم سنگدل، فرهنگ ستیز و ضد افغان با پررویی و گستاخی ادعا می کرد که در همه ی جبهه ها، نبرد به سود «نیروهای اسلام» در جریان است!

یادم نیست یک هفته یا یکماه پس از سرنگونی آن رژیم به دست نیروهای امپریالیستی که البته با دستیاری و همکاری همه سویه ی رژیم جمهوری اسلامی با «استکبار جهانی» به انجام رسید، خبرنگاری زرنگ از اروپای باختری این «جناب سخنگو» را در حالی که عینکی تیره به چشم زده و در کنار خودروی خود در یکی از شهرهای پاکستان، سرگرم گفتگو با کسی با تلفن همراه خود بود، به دام انداخته بود. وی که از به دام افتادن خود، برافروخته شده بود، با شتاب سوار خودروی گُنده و گرانبهای خود شد و از دست خبرنگار و فیلمبردار همراه وی گریخت. دیدن چنین صحنه ای روی صفحه ی تلویزیون، با آنکه همواره کوشش می کنم کمتر شگفت زده شوم۱مرا شگفت زده نمود؛ زیرا دستکم چنین انتظاری نداشتم که «سخنگوی رژیم طالبان»، پس از سرنگونی آن رژیم، آنگونه آسان و بی دغدغه، در خیابانی در یکی از شهرهای پاکستان سرگرم گفتگو با تلفن همراهش باشد؛ آنهم با چنان سرو وضع آراسته ای که با چهره ی نه جندان خوشایند و موهای ژولیده ی وی در مقام سخنگوی آن رژیم پلید سنجیدنی نبود! پس از آن به اندیشه فرو رفتم:
... چه جای شگفتی؟ همه چیز همانگونه است که باید باشد ... مردمی که همچنان خونشان بر زمین ریخته می شود ... و این "گوریل انگوری" با آن شکم بزرگ و طبل مانند، سر و رویی آراسته و چهره ای گل انداخته در جامه ی زیبای پاکستانی یا شاید افغانی!  

***

اندکی پس از سرکوب سنگدلانه و ناجوانمردانه ی توده های مردم بحرین به دست حاکم دست نشانده ی این کشور و نیروهای عربستان سعودی، علی لاریجانی، رییس مجلس شورای جمهوری اسلامی، چنین  ادعایی را برزبان می راند:
«برای دفاع از ملت‌های مسلمان سیستم‌های موشکی طراحی کرده‌ایم»۲

به گزارش خبرگزاری مهر:
«رئیس مجلس شورای اسلامی با بیان این که ما پیشرفت‌های دفاعی خود را پنهان نمی‌کنیم و برای دفاع از خود و ملت های مسلمان سیستم‌های موشکی مجهز طراحی کرده‌ایم، گفت: اسرائیل و آمریکا باید بدانند اگر بخواهند در مقابل مسلمانان رفتار خشن داشته باشند، ما حتماً مقابل آنها خواهیم ایستاد.»۳

بر زبان راندن چنین سخنانی را آنهم در شرایطی که بهانه ها و انگیزه های گوناگونی برای آفرینش درگیری های تازه ای میان عرب ها و ایران از سوی امپریالیست ها به سرکردگی امپریالیست های ایالات متحده فراهم می شود، چگونه باید تعبیر و تفسیر نمود؟

در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران توان کم ترین حرکت "نابجا" در پشتیبانی از مردم به جان آمده ی بحرین را ندارد و باید همه گونه کوششی به انجام برساند تا پای به درگیری و جنگ تازه ای مانند جنگ با رژیم «صد دام» نگذارد، چنین سخنان پوچ و بیمایه ای، آنهم از سوی دانشجوی ترسوی پیشین که حتا شهامت شرکت در تظاهرات دانشجویی دوران شاه گور بگور شده را نیز نداشته، چه معنا و مفهومی جز به دست دادن بهانه ای تازه به دست دشمنان مردم ایران دارد؟

علی لاریجانی از کدام ملت مسلمان می خواهد با سامانه ی موشکی اش پشتیبانی نماید؟ آیا کسی از وی نپرسید جرا با داشتن چنین سامانه ی موشکی از مردم مسلمان بحرین که بخش عمده ی آن را نیز شیعیان دربرمی گیرند، پشتیبانی نکردید؟ یا شاید سامانه ی موشکی  مورد ادعای وی چنان دوربرد است که چندان درخور بحرین، به خاطر نزدیک بودن آن، نبوده است؟! چنین یاوه گویی تحریک آمیزی از کجا مایه می گیرد؟ آیا وی می پندارد که مردم ایران پشتوانه ی چنین ژاژخاییدن هایی هستند؟

گفته می شود که یک سیاستمدار حتا اگر شمشیری برّا در دست دارد با زبانی نرم گفتگو می کند. آیا این ایرانی تبار تازی، براستی شمشیری برّا در کف دارد که چنین بر دشمن تا بُن دندان مسلّح میهن مان می تازد؟! یا شاید دانسته دست به چنین تحریک ناشایست و بیجایی می زند و از کیسه ی مردم تیره روز ایران مایه می گذارد؟

ب. الف. بزرگمهر          ۲۲ خرداد ماه ۱۳۹۰


پانوشت:

۱ـ «تنها کودن ها شگفت زده می شوند» ـ اُسکار وایلد

۲ ـ گزارش خبرگزاری مهر، ۱۳۹۰/۰۳/۱۹

۳ ـ همانجا

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!