«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۵ مرداد ۴, یکشنبه

اقتصاد مقاومتی + آتش به اختیار ـ بازپخشش

می بینی آقا بیشعور عوضی؟! اینجا میاندوآب است و آن چماق بدست نیز از مامورین شهرداری آن شهر برای اجرای درست «اقتصاد مقاومتی» یا بهتر بگویم: مقاربتی است که افزون بر بهم ریختن دار و ندار آن دستفروش بخت برگشته، خودش را نیز به باد کتک گرفته است؛ آنهم با جماق! به این چه می گویند؟! بگمانم «اقتصاد مقاومتی + آتش به اختیار»! نام خوبی برای آن برگزیده ام؟ نه؟! چند چندش نیز چندان برجسته نیست؛ نباید همیشه چون نرمش قهرمانانه «۵ + ۱» یا نمازخوانی قهرمانانه «۱ + ۱» با بچه باز بیت* بسان آنچه جاودانه عُبید زاکانی آن را لو داد، باشد. هان؟!

خوب! اینک برو به ریش و پشمت برس و برای «جهان باقی» درازترشان کن!

ب. الف. بزرگمهر   ۱۱ آبان ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/11/blog-post_2.html

* مولانا قطب الدین در حجره ی مدرسه یكی را می گائید. ناگاه شخصی دست به در حجره نهاد؛ باز شد.

مولانا گفت: چه می خواهی؟

گفت: هیچ. جایی می خواستم كه دو ركعت نماز بگذارم.

گفت: اینجا جایی هست؟ كوری نمی بینی كه ما از تنگی جا دو دو بر سر هم رفته ایم؟

جاودانه عُبید زاکانی

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!