«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۵ تیر ۱۵, دوشنبه

گوشه ای از مَنِشِ فرومایه ی لات بی همه چیز «یانکی» که نیازمند هوچیگری برای پوشاندن نارسایی های خود است

به نظر می‌رسد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، علاقه دارد با نمایش‌های چشمگیر، قدرت شخصی خود را به رخ بکشد.

او خود را با اعضای کابینه و مقاماتی احاطه کرده است که به صورت علنی از او تمجید می‌کنند. او به رهبران جهان که از چشمش افتاده‌اند، حمله می‌کند و برخی از بزرگ‌ترین شرکت‌های آمریکایی را تحت فشار قرار می‌دهد تا مطابق خواست او عمل کنند.

دونالد ترامپ که به نیمه ی دومین دوره ریاست جمهوری خود در کاخ سفید نزدیک می‌شود، اخیرا در گفت‌وگویی گفت: «قدرت من هیچ محدودیتی ندارد.»

چنین رویکردی با آنچه در ادبیات سیاسی آمریکا «تجربه آمریکایی» خوانده می‌شود، در تضاد است؛ تجربه‌ای که ۲۵۰ سال پیش با اعلام استقلال از سلطه پادشاهی بریتانیا آغاز شد.

منتقدانش می‌گویند اگر آن انقلابیون، امروز را می‌دیدند (پرتور یپوست) و رئیس کنونی کشور را می‌شناختند، احتمالا نظر مثبتی درباره او نداشتند.

میلیون‌ها نفر در آمریکا و سراسر جهان در اعتراض‌های ضد دونالد ترامپ با شعارهای «نه به پادشاه»، «دموکراسی نه سلطنت» و «ما قانون اساسی داریم، نه پادشاه» راهپیمایی کرده‌اند.

منتقدان او می‌گویند ترامپ در حال گسترش اختیارات خود تا سطحی است که روسای‌جمهور پیشین حتی جرأت آزمودن آن را نداشتند. برای مثال، او پیش از آغاز جنگ علیه ایران، مجوز کنگره را دریافت نکرد. همچنین بیشتر قانون‌گذاران را از عملیات نظامی در ونزوئلا برای گرفتن نیکلاس مادورو، رئیس جمهور این کشور، بی‌اطلاع نگه داشت.

او همچنین با استفاده از اختیارات اضطراری، بدون نیاز به تصویب قانون، تعرفه‌های تجاری را در سراسر جهان اعمال کرد. اقدامی که دیوان عالی بعدا آن را مغایر قانون اساسی اعلام کرد.

به گفته منتقدان، ترامپ با به‌کارگیری وزارت دادگستری برای تحقیق و پیگرد آن دسته از افرادی که آنها را دشمنان خود می‌داند، از جمله جیمز کومی، رئیس پیشین اف‌بی‌آی، در حال از میان بردن مرز سنتی میان کاخ سفید و دستگاه دادستانی فدرال است؛ مرزی که پس از رسوایی واترگیت در دوران ریچارد نیکسون برقرار شد.

دونالد ترامپ اخیرا در پاسخ به پرسشی درباره اعتراض‌های «نه به پادشاه» گفت: «من احساس نمی‌کنم پادشاه باشم. برای اینکه چیزی تصویب شود، باید از جهنم عبور کنم.»

البته ترامپ با این وعده به قدرت رسید که تقریباً در همه حوزه‌های سیاست و حکمرانی آمریکا تغییراتی گسترده و بنیادین ایجاد کند. از مهاجرت و تجارت گرفته تا روابط آمریکا با متحدان سنتی‌اش، بسیاری از رأی‌دهندگانی که در انتخابات ۲۰۲۴ به جای جو بایدن، رئیس‌جمهور پیشین، از ترامپ حمایت کردند، بی‌تردید انتظار تغییرات اساسی داشتند.

براساس تازه‌ترین نظرسنجی‌های یوگاو، چهار نفر از هر پنج جمهوری‌خواه از عملکرد دونالد ترامپ رضایت دارند. با این حال، در میان همه رای‌دهندگان آمریکایی، میزان محبوبیت او به کمتر از ۴۰ درصد کاهش یافته است. رقمی که در مقایسه با ابتدای دومین دوره ریاست جمهوری او به طور قابل توجهی پایین‌تر است.

جولیان زلیزر، استاد تاریخ و امور عمومی دانشگاه پرینستون، می‌گوید دونالد ترامپ نخستین رئیس جمهوری نیست که تلاش کرده اختیارات خود را گسترش دهد. اما او افزود: «رئیس جمهور دیگری را به یاد نمی‌آورم که تا این اندازه پیش رفته باشد و تا این حد شیفته ی قدرت باشد»؛ اما جاشوا تروینو، مدیر ارشد اندیشکده محافظه‌کار انستیتوی سیاست آمریکا اول، هشدار می‌دهد که نباید تصویر حساب‌شده دونالد ترامپ را با گسترش اختیارات نهاد ریاست جمهوری اشتباه گرفت.

جاشوا تروینو به من گفت: «به آسانی می‌توان ظاهر را با واقعیت درباره رئیس جمهور دونالد ترامپ اشتباه گرفت.»

او با اشاره به فرانکلین دی. روزولت و ریچارد نیکسون به عنوان روسای جمهور پیشین که کوشیدند قدرت اجرایی را گسترش دهند، گفت: «من به شدت با این ایده مخالفت می‌کنم که دونالد ترامپ در تاریخ آمریکا کاری کاملا منحصر به فرد انجام می‌دهد.»

اینکه دقیقا یک سیاستمدار تا چه اندازه باید قدرت داشته باشد، از دیرباز موضوع بحثی داغ در آمریکا بوده است. در قرن هجدهم، بنیان‌گذاران آمریکا چنان نگران سپردن قدرت بیش از حد به یک رئیس کشور بودند که برخی از آنها می‌خواستند به جای یک رئیس جمهور، یک هیئت اجرایی کشور را اداره کند؛ اما برخی دیگر خواهان قدرت بیشتر بودند.

جان آدامز، دومین رئیس جمهور آمریکا، در سال ۱۷۸۷ در نامه‌ای به توماس جفرسون، سومین رئیس جمهور آمریکا، نوشت: «تو از قدرت یک نفر می‌ترسی. من از قدرت عده‌ای اندک. هر دو کاملا موافقیم که مردم باید نمایندگی کامل، منصفانه و واقعی داشته باشند. تو نگران سلطنت هستی، من نگران اشراف‌سالاری. بنابراین، من ترجیح می‌دادم قدرت بیشتری به رئیس جمهور و قدرت کمتری به مجلس سنا داده شود.»

در مقطعی، بنیان‌گذاران آمریکا حتی عنوان‌هایی را بررسی کردند که به‌وضوح یادآور مقام‌های سلطنتی بود. آنها پیشنهادهایی مانند «اعلیحضرت»، «جناب عالی» و «اعلیحضرت منتخب» را برای رئیس‌جمهور مطرح کردند. حتی عنوانی معادل «عالیجناب قدرتمند» نیز مورد بحث قرار گرفت.

گفته می‌شود جرج واشنگتن، توماس جفرسون و بنجامین فرانکلین درباره همین گونه مسائل قانون اساسی در میخانه میدلتون، در بندر آناپولیسِ مریلند، بحث می‌کردند؛ میخانه‌ای که از خود آمریکا قدیمی‌تر است. این میخانه افتخار می‌کند که هر سه تن از بنیان‌گذاران آمریکا در سال‌های آغازین جمهوری تازه‌تاسیس این کشور در آنجا نوشیده‌اند.

من در همان‌جا با لورین راس دیدار کردم که شصتمین سالروز تولد خود را جشن می‌گرفت. او گفت دوست دارد تولد آمریکا را نیز جشن بگیرد، اما درباره آینده کشور نگران است؛ او به من گفت: «قرار نیست این طرف و آن طرف بدوم و بگویم زنده باد آمریکا، ما آزادیم.» او گفت بویژه نگران کاهش کمک‌های مالی به خانواده‌های نیازمند و کودکان دارای نیازهای ویژه است. همچنین از کنگره ابراز خشم کرد که «فقط اجازه داده است او [دونالد ترامپ] هر کاری دلش می‌خواهد انجام دهد و همه قوانینی را که در گذشته رفتار روسای جمهور را محدود می‌کرد، نادیده بگیرد.»

دیگر آمریکایی‌هایی که در آن میخانه با آنها صحبت کردم، فقط مشتاق برگزاری جشن‌های چهارم ژوئیه بودند. جشن‌هایی که دولت دونالد ترامپ وعده داده بزرگ‌تر و بهتر از همیشه خواهد بود.

جان ناکس به من گفت نمی‌خواهد درگیر بحث‌های سیاسی پیرامون رئیس جمهور کنونی شود.

جان ناکس که از آتلانتا آمده بود، گفت اگر مردم با دونالد ترامپ مخالف هستند، زمان ابراز این مخالفت انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر است، نه جشن‌های چهارم ژوئیه.

در آن سوی کشور، در نقطه‌ای دیدنی در کیستون داکوتای جنوبی، هواپیماهای نظامی بر فراز منطقه در پرواز هستند و ماموران سرویس مخفی برای سفر رئیس جمهور در روز جمعه آماده می‌شوند. او شامگاه پیش از آغاز جشن‌های دویست و پنجاهمین سالگرد از کوه راشمور دیدن خواهد کرد؛ جایی که چهره ی چهار رئیس جمهور بر صخره‌های گرانیتی آن تراشیده شده است.

دونالد ترامپ از تصاویر طنزگونه‌ای استقبال کرده که چهره او را در کنار جورج واشنگتن، توماس جفرسون، آبراهام لینکلن و تئودور روزولت بر دامنه کوه نشان می‌دهد. بسیاری از هوادارانش از این ایده استقبال می‌کنند. حتی طرحی در کنگره مطرح شده که خواستار افزودن چهره دونالد ترامپ به این بنای نمادین است.

تری دیویس و تیم برک از جمله گروهی از دوستان قدیمی هستند که با موتورسیکلت‌های خود از یک پارک ملی به پارک ملی دیگر در قلب آمریکا سفر می‌کنند. آنها تلاش کردند برای مراسم آتش‌بازی رئیس جمهور در شامگاه جمعه بلیت تهیه کنند؛ اما موفق نشدند.

از آنها می‌پرسم آیا می‌توانند تصور کنند که چهره دونالد ترامپ نیز به این بنای ملی افزوده شود؟

تری، ۷۲ ساله، می‌گوید چهره دونالد ترامپ باید در مرکز و بزرگ‌تر از همه باشد. او می‌افزاید: «پیش از آنکه که او هدایت این کشور را به دست بگیرد، هرگز نسبت به هیچ رئیس جمهور دیگری تا این اندازه احساس شور و اشتیاق نداشته‌ام.»

این موتورسواران همچنان ترامپ را فردی بیرون از ساختار سیاسی متعارف و غیرسیاستمدار می‌دانند و همین ویژگی را گرامی می‌دارند. آنها همچنین از این که او از اختیارات ریاست‌جمهوری خود برای مقابله با دموکرات‌ها و دولت فدرالی که به باورشان بیش از حد در زندگی مردم دخالت می‌کند استفاده کند، استقبال می‌کنند.

تیم می‌گوید: «مدت‌ها پس از آنکه او قدرت را ترک کند، ۲۰ یا ۳۰ سال دیگر، باور دارم تاریخ‌نگاران خواهند گفت او به دلیل کارهایی که برای کشور انجام داده، یکی از بزرگ‌ترین روسای جمهور تاریخ ملت ما بوده است.»

آنچه رئیس جمهور با اختیارات خود انجام می‌دهد، فقط بر شهروندان کنونی کشور تاثیر نمی‌گذارد که می‌تواند شیوه استفاده روسای جمهور آینده از قدرت را نیز شکل دهد.

جولیان زلیزر، تاریخ‌دان، گفت: «هر مرحله از گسترش قدرت ریاست جمهوری پیامدهای بلند مدتی داشته است.»

او افزود: «این روند، سابقه‌هایی واقعی ایجاد می‌کند که روسای جمهور آینده می‌توانند از آنها استفاده کنند. سابقه‌هایی که پیش از این وجود نداشت. همچنین فرایند عادی‌سازی را تقویت می‌کند، به گونه‌ای که این اقدامات به بخشی از انتظارات ما از روسای جمهور تبدیل می‌شود.»

الگوی ریاست‌جمهوری آمریکا در سال ۱۷۸۹ شکل گرفت؛ زمانی که جورج واشنگتن به عنوان نخستین رئیس‌جمهور این کشور سوگند یاد کرد. «واشنگتن» در سخنرانی مراسم تحلیف خود از اختیاراتی که به او سپرده شده بود با نوعی فروتنی و احتیاط یاد کرد و گفت کسی که در جایگاه رهبری قرار می‌گیرد «باید بیش از هر کس از کاستی‌ها و ناتوانی‌های خود آگاه باشد».

با توجه به اینکه ترامپ خود را «بزرگ‌ترین رئیس‌جمهور تاریخ» خوانده است، دشوار بتوان تصور کرد او نیز چنین نگاهی داشته باشد.

سارا اسمیت

برگرفته از «بی بی سی»  ١۴ تیر ماه ١۴٠۵ خورشیدی (بختی برای ویرایش این گزارش نداشتم. برنام از آن من است. ب. الف. بزرگمهر)

زیرنویس پرتور:

دومین کنگره قاره‌ای در حال رای‌گیری درباره اعلامیه استقلال در سال ۱۷۷۶

 

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!