«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۵ تیر ۲۳, سه‌شنبه

هر دو سوی میدان نبرد و ستیز، دروغگو، لافزن و نیرنگبازند ...

هر دو سوی میدان نبرد و ستیز، دروغگو، لافزن و نیرنگبازند و در همان آن که برای کنار آمدن با یکدیگر و یافتن راهی میانبُر که نه سیخ بسوزد و نه کباب، گفت و شنودهای گُل و بُلبُلِ خود را در دیدنی ترین جاها و باشکوه ترین کاخ های جهان پی می گیرند، بر سر چیرگی بر «تنگه ی هرمز» و دستیابی به آنچه «طلای سیاه» نامیده شده، جنگ و ستیزهای هر از گاهی خود را نیز فراموش نمی کنند؛ جنگ و ستیزهایی از دید من بیش تر زرگری که تاوان آن را نه تنها توده های مردم ایران و «ایالات متحد» باید بپردازند که هر بار، بار سنگین تری بر دوشِ «خر» نهاده شده و می شود؛ آنچه کم و بیش برای هر دو سو، کم تر از هر چیز دیگر در میان است؛ با این همه، سخن بر سر از دست ندادن بهره وری های نامور به «مِلّی» با مانشی ویژه برای یکسو و به چنگ آوردن آن ها از سوی دیگری است١ که از نیروی بیش تری نیز برخوردار بوده و «خر» را خواه ناخواه بسویی می کشانند تا کمرش را بشکانند.٢ برای دستیابی به چنین آماجی که رویهمرفته در چارچوب بنیادی ترین آماج مان می گنجد، « ... هر چه از دست مان برآید، برای خوشایندشان به انجام می رسانیم تا با انگیزه ی باز هم بیش تری ... بکوشند.»٣ ما نیک می دانیم که «ناساز با افسانه سرایی های رژیم پوشالی سگ مذهبان اسلام پیشه درباره ی پایداری در برابر آنچه «استکبار جهانی» می خوانند، هستی ننگین چنین رژیمی برای امپریالیست ها بویژه برادران شیر به شیر انگلیسی و «یانکی» سودمند بوده و در بازه ای زمانی که دورنمای آن به چگونگی تراز نیروها بویژه در خود ایران بستگی دارد، همچنان تا اندازه ای سودمند خواهد بود.»۴

ب. الف. بزرگمهر  ٢٣ تیر ماه ١۴٠۵

پی نوشت:

١ ـ بهره وری ملی همانا بهره وری سرمایه داری بویژه در دوره ی امپریالیستیِ آن است

همه جا از «بهره وری های (منافع) ملی» سخن می گویند:
فراواژه ای (عبارتی) نادرست، گول زننده و پرکاربرد که بویژه با گسترش هرچه فزاینده تر «گلوبالیسم سرمایه داری»، هم بر کاربرد آن افزوده شده و هم همچشمی ها و تنش های سیاسی میان گروهبندی های کلان و کلان تر سرمایه داران را در گستره ی جهانی گسترش داده است؛ همچشمی هایی یادآور شاخ به شاخ شدن جانورانی چون غوچ های کوهی، گاوها و گاومیش ها با یکدیگر و در کنارشان شاخ و شانه کشیدن های جانوران ریز و درشت دیگر

بنگرید به یادداشتِ «فراواژه ای نادرست، گول زننده و پرکاربرد»  ب. الف. بزرگمهر   یکم اسپند ماه ۱۴۰۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2025/02/blog-post_19.html

٢ ـ «... هر بار که خواسته ایم خرمان را از پل «شیطان بزرگ» رد کنیم و انشاء الله عاقبت بخیر شویم، حتا اگر شده در آخرین لحظه که گامی کوچک برای رستگاری مانده به اندازه ای شلوغ بازی درآورده و خر را آنچنان ترسانده اید که بجای آن گام کوچک، همانجا روی پل، آنهم در آن نیمه که آن ها در ساختش زحمت بسیاری کشیده و عَرَق ریخته اند، شروع به شاشیدن کرده و آبروی مان را برده است؛ طبیعی است که آن ها بدگمان شده و با خود می اندیشند، نکند می خواهند ما را ریشخند کنند. نتیجه آنکه خر را با هَش و چَش عرعرکنان بسوی خودمان برگردانده و دماغ مان را سوزانده اند؛ مگر ما چند «سیّد از خر جسته» داریم که هم زبان ما را خوب می فهمد و هم با آن ها از بچگی بزرگ شده و کَاَنَّهُ خانه زادشان است؟ این بار با خواهش و تَمَنّا و من بمیرم تو بمیری راضی اش کرده ایم تا در نخش میانجی وساطت کند و انشاء الله این خرِ صاحب مرده که خودمان باشیم از پل صراط بسلامت به آنسو برسد و بالاخره عاقبت بخیر شویم. می خواهید با این شلوغ بازی ها و سنگ اندازی ها این هم کونش را کژ کند برود و دست مان را در حنا بگذارد؟ می بینید؟! کرم از خودتان است که با سخن چینی و بدگویی پشت سر ما و برادران و خواهرانی که شبانه روز برای اسلام عزیز زحمت می کشند، همه ی درهای رحمت خداوندی را بروی خود می بندید و ما را هم جان بسر می کنید.»

برگرفته از یادداشتِ «بجای گل و بلبل گفتن و شنیدن با خاتواده، پشت سر ما سخن چینی می کنید؟!»  ب. الف. بزرگمهر   ۱۲ امرداد ماه ۱۴۰۳ 

https://www.behzadbozorgmehr.com/2024/08/blog-post_47.html 

٣ ـ ما کارِ نوکران حلقه بگوش و خبرچینان مان را در ببار نشاندنِ آرنگِ «نخست، آمریکا» ارژ می نهیم و برای دستیابی به این آماج بسان نیاک خود از همکاری با خود اهریمن نیز سر باز نمی زنیم؛ چه برسد به این ها که هر چه از دست مان برآید، برای خوشایندشان به انجام می رسانیم تا با انگیزه ی باز هم بیش تری برای دستیابی به آماج های راهبردی مان بکوشند. ما همه ی آنچه نیاک مان «هیتلر» از خود به یادگار نهاده را پاس می داریم و این نکته که آرایش نیروها بر بنیاد «جغرافیای سیاسی»*کالبد فرجامین یافته و شیوه های کارکرد سیاسی را روشن می کند، چراغ راهنمای خود در یافتن درست ترین راهکارها می دانیم.

بنگرید به یادداشتِ «دمکراسی از این زیباتر در جهان یافت نمی شود»  ب. الف. بزرگمهر  ٢٩ خرداد ماه ١۴٠۵ 

https://www.behzadbozorgmehr.com/2026/06/blog-post_19.html 

۴ ـ ناساز با افسانه سرایی های رژیم پوشالی سگ مذهبان اسلام پیشه درباره ی پایداری در برابر آنچه «استکبار جهانی» می خوانند، هستی ننگین چنین رژیمی برای امپریالیست ها بویژه برادران شیر به شیر انگلیسی و «یانکی» سودمند بوده و در بازه ای زمانی که دورنمای آن به چگونگی تراز نیروها بویژه در خود ایران بستگی دارد، همچنان تا اندازه ای سودمند خواهد بود. بدین سان، جنگولک بازی هایی که از چندی پیش در گفتگوهای میان نماینده ی لات بی همه چیز «یانکی»: «دونالد ترامپ» با گروه انگلوفیل «نخودچی کشمش های هسته ای» تاکنون پی گرفته شده و درونمایه ی آن چون گذشته، بر توده های مردم ایران پوشیده است از چارچوبی بسته برای زیر فشار نهادن خرموش ها و به فرمانبرداری باز هم بیش تر واداشتن شان فراتر نرفته و نخواهد رفت. برآیندِ این گفتگوها، هر چه باشد ـ و به همین شوند، بخش بزرگی از آن، جنگولک بازی بیش نیست! ـ نه تنها به گرم شدن آبی برای توده های مردم بجان آمده ی ایران نخواهد انجامید که با همه ی توان خواهند کوشید تا جلوی سازمانیابی هرچه بیش تر توده های کار و رنج در سازمان های رستایی ـ سیاسی شان را بگیرند.

بنگرید به یادداشتِ «روند فروپاشی رژیم پوشالی سگ مذهبان اسلام پیشه بیم برانگیزتر از همیشه» ب. الف. بزرگمهر   ۲۱ خرداد ماه ۱۴۰۴

https://www.behzadbozorgmehr.com/2025/06/blog-post_11.html

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!