«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۰ خرداد ۱۸, سه‌شنبه

من بمیرم، سَن آلله، بیایید پای صندوق رای! ـ بازپخشش

در زیر گُزیده ای از پرچانگی های «کیر خر نظام» که در بخشی از آن به بازارگرمی برای گزینش آینده ی جان ننه شان: «نمایندگان مردم» برای مجلسی فرمایشی پرداخته را آورده و لابلای آن، چیزهایی فراخور هر جُستار، درون [ ] افزوده ام. هنگامی که این پرچانگی ها را می خواندم، باری دیگر با خود اندیشیدم:
باید بسیار نادان، نابکار، گستاخ و خرمردِ رند باشی که بتوانی اینگونه با من بمیرم، تو بمیری و وعده های سر خرمنی گوش آزار، توده های مردم خرموش زده را به آمدن پای صندوق های رای فرابخوانی و بی هیچ چشم انداز روشنی در پیش رو دلگرم شان کنی! فراخوانی که چکیده ی آن، چنین از آب درمی آید:
من اولوم (من بمیرم)، سَن آلله (ترا خدا)، بیایید پای صندوق رای!

ب. الف. بزرگمهر  ۱۷ بهمن ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2020/02/blog-post_6.html 

***

هر کس ایران عزیز، امنیت میهن و آبروی وطن را دوست دارد و در پی حل مشکلات است، باید در پای صندوق رأی حضور یابد تا عزم و اقتدار ملی ایرانیان، بار دیگر به منصه‌ی ظهور برسد. [بار دیگر؟ آماج سخن حضرتعالی، «نرمش قهرمانانه» ای تازه است؟!]

ملت ایران در دهه‌ی فجر توانست با عزم راسخ خود و با رهبری امام بزرگوار که رهبری بی‌نظیر در دنیا بود، بنای پوسیده و فاسد چندهزارساله‌ی استبداد، ظلم، فساد، سلطه‌ی بیگانگان و لگدمال شدن مردم را واژگون و بنای مردم‌سالاری را به جای آن پایه‌ریزی کند. [ملت ایران تا هنگام براندازی رژیم گوربگور شده ی پادشاهی از هیچگونه رهبری درخور از سوی هیچ حزب و سازمان سیاسی و کسی برخوردار نبود؛ واقعیتی به تاریخ پیوسته (حقیقت) که آن را نمی توان پنهان نمود. «امام بزرگوار» تا چند ماه پیش از پیروزی انقلاب توده ای بهمن ۱۳۵۷ حتا خواب رهبری انقلاب را نمی دید و نمی توانست ببیند؛ او پس از آنکه کشورهای امپریالیستی بویژه «یانکی» ها و امپریالیست های انگلیسی از پا بر جا ماندن شاه آبروباخته، نومید شده بودند و از گردش به چپِ جنبش توده ای خیز برداشته، نگران و بیمناک بودند، دانسته و آگاهانه از سوی رسانه های نیرومند امپریالیستی ـ سیهونیستی، بزرگ شد و باد کرد و چون بادکنکی با رنگ های بچه گولزن به آسمان سر کشید؛ همین و بس و نه بیش از آن! باز هم الاغ چموش سخن را به میدان روانه کردی، دروغگوی مادربخطا؟!  ولی چنانچه، وی را با خودت می سنجی که چنین می انگارم، بله! شاید اگر گرداندنِ یک نانوایی را به وی می سپردند، دستکم کار به آتش سوزی و گلاویز شدن برادران و سوختن در تنور نانوایی و اینا نمی کشید.]

البته نظام اسلامی علاوه بر مردمی بودن، دینی نیز هست و بر همین اساس مردم‌سالاری در ایران «مردم‌سالاری اسلامی» است. [خودت بُریدی و خودت دوختی! چه هنرمندی تو!]

ملت ایران در چهل سال گذشته و با وجود سرما و یخ‌بندان با حضور پرشکوه در راه‌پیمایی ۲۲ بهمن، اجتماع عظیم خود را به رخ جهانیان کشیده است که من با همه‌ی وجود از ملت ایران تشکر می کنم. [این ها را سال ها پیش آن آخوند دهن دریده ی اورمیه بزبان ترکی رو به نمازگزارانی که شمارشان بسیار بیش از امروز بود، گفته بود و مردم نمی دانستند آماج سخن آن آخوند دهن دریده، براستی سپاسگزاری از آمدن شان در آن روز بگمانم بسیار سردتر از همیشه است یا ریشخند و خوار نمودن شان! از پی نوشت یادداشت «توی سر سگ بزنی از لانه اش بیرون نمی آید»، ب. الف. بزرگمهر    هشتم دی ماه ۱۳۹۶  

http://www.behzadbozorgmehr.com/2017/12/blog-post_510.html ]

ان‌شاءالله ملت ایران با حضور عظیم خود در راه‌پیمایی ۲۲ بهمن، ضربه‌ی کوبنده‌ای بر سیاست های دشمن وارد خواهد کرد [تا ما نرمش قهرمانانه ی دیگری را رقم بزنیم!].

برگزاری پرشور انتخابات و حضور همگانی مردم در پای صندوقهای رأی، تضمین‌کننده‌ی امنیت کشور خواهد بود زیرا دشمنان از پشتوانه‌ی مردمی نظام بیش از امکانات تسلیحاتی آن هراس دارند. [خدای نکرده، مبادا شعارهای بَد بَد سر بدهید؛ بیشرف، بیشرف بگویید و باز هم آبروی مان را نزد «جامعه جهانی» ببرید! این حقیر که بزبان خود اقرار کرد و می داند، شما دوستش ندارید؛ تسویه حساب، ان‌شاءالله باشد برای پس از صندوق رای!]

در کشور مشکلات و گرفتاری‌هایی وجود دارد که برخی ناشی از تحریمها، و علت برخی هم کم‌کاری‌ها است. [خدا ذلیل کند این آخوند پاچه ورمالیده را که هر بار گریه و زاری مان به هوا می رود به سوی چادر دشمن، غش می کند و کار دست مان می دهد.] اما با وجود این مشکلات، مردم به دلیل آنکه در انتخابات، موضوع آبروی نظام و امنیت کشور در میان است، به میدان خواهند آمد.

در قضاوت ناظران بین‌المللی نسبت به هر کشور، مسائلی نظیر میزان حضور مردم در انتخابات و چگونگی روی کار آمدن مسوولان و نهادهایی نظیر مجلس، تأثیرگذار است؛ بنابراین شرکت انبوه مردم در انتخابات مجلس از این زاویه نیز کاملاً ضروری است. [ما اگر نتوانیم همین اندازه خرچ کنیم، دشمن ما را باز هم به پُل می برد و برای چندمین بار ضربه فنی مان می کند. کمی جوانمردی بخرج دهید؛ این حقیر چند بار و تا کِی باید نرمش قهرمانانه کند؟!]

... هنگامی که مردم افراد شایسته را برگزینند، راه‌های تازه و چاره‌اندیشی‌های جدید در روند حل مشکلات کشور و مردم پدیدار می شود. [می توان در کنار «شبکه های خرید و فروش صلاحیت»، شبکه ی خرید و فروش بصیرت نیز راه اندازی نمود تا شایسته سالاری به نحو احسن انجام پذیرد. البته، برای جلوگیری از هرگونه برداشت نابجا، احوط بر آن است که نام این شبکه ی تازه «خرید و فروش بصیرت منهای یک» نهاده شود؛ وگرنه، بصیرت زده می شویم.]

اقتصاد، فرهنگ، پیشرفت علمی و مسائلی از این قبیل بسیار مهم است؛ اما اساس همه‌ی این مسائل انتخابات است؛ چرا که اگر انتخابی عمومی، قوی و درست انجام شود، همه‌ی مشکلات بتدریج حل خواهد شد. [اگر در بیش از چهل سال آزگار این پیشرفت ها ببار ننشسته، بدلیل آمدن آفراد بی بصیرت در مجلس بوده، وگرنه، تاکنون همه ی مسائل حل و فصل شده بود.]

وقتی برخی رسانه‌های خائن خارجی، جمعیت عظیم میلیونی ملت را چندهزارنفره می خوانند، اما تحرک چند صد نفر در خیابانها را به اسم ملت ایران جا می زنند، طبعاً مردم به این رسانه‌ها اعتماد نمیکنند البته به شرطی که از داخل به این رسانه‌ها مایه‌ی تبلیغات سوء داده نشود. [... دوستان مان در رژیم ایران با دروغ بستن به من و دیگر دست اندرکاران کشورهای اروپای باختری و آمریکای شمالی که گویا پشتیبان آشوبگران هستیم و به آن ها یاری رسانده ایم، اندرز داده بودند که راهپیمایی مردمی دوشنبه گذشته و اگر درست دریافته باشم، در همان یک میدانِ تهران را ببینیم تا بدانیم مردمِ راستین چه کسانی هستند ... اندرز آن نُنُربچه ی وزارتخانه ی اجاره ای  کنجکاویم را برانگیخت تا مردم راستین آن کشور را بهتر بشناسم. نخستین پدیده ای که چشمم را گرفت و از شما په پنهان، انگشت بدهان ماندم، شمار بسیار کم «مردم راستین» به میدان آمده در آن کلانشهر غول پیکر بود ... چگونه می شود که حتا یک آشوبگر هم درون این مردم راستین نتوانسته، رخنه کند و آشوب راه بیندازد؟! نه کسی از پشت چاقو و خنجر خورده، نه گلوله ای از دور یا نزدیک در رفته و کسی را کشته یا زخمی کرده و نه حتا الف بچه ای با تفنگ ساچمه ای، چشم و چال کسی را نشانه گرفته است! همه با خوبی و خوشی در آن میدان گرد هم آمده اند و سرُمرُ گنده، بی هیچ رخداد ناگواری به خانه های شان بازگشته اند! ماجرا کمی بودار است ... سر و ته این ماجرا با هم نمی خواند و من چشمم از این مردم راستین آب نمی خورد ...

برگرفته از یادداشتِ «من چشمم از این مردم راستین آب نمی خورد» ب. الف. بزرگمهر   هفتم آذر ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/11/blog-post_962.html]

گویندگانی که تریبون دارند یا به‌واسطه‌ی جایگاه خود میتوانند در رسانه‌ها و فضای مجازی حرف بزنند، نباید جوری اظهار نظر کنند که دشمن با بزرگ‌نمایی حرف آنها، برای دلسرد کردن مردم، خوراک گیرش بیاید. [ما خودمان اینجا هستیم و دیگر نیازی به بیش از آن نیست.]

وقتی شما بدروغ می گویید، این انتخابات مهندسی شده و یا اینکه انتخابات نیست، انتصابات است، مردم دلسرد می شوند. [البته از ویژگی های «مردم‌سالاری اسلامی» یکی همین است که ما چند نامزد دستچین کنیم و شما از میان آن ها برگزینید؛ وگرنه، همانجور که شیطان به میان فرشتگان راه یافت و سر خداوند را کلاه گذاشت، دشمن نیز نامزد خودش را لابلای نامزدهای ما بُر می زند و دودمانِ مان را به باد می دهد.]

چگونه است که انتخابات وقتی به نفع شما [برخی که به‌وسیله‌ی انتخابات به جایی رسیده‌اند اما انتخابات را زیر سؤال میبرند] است، صحیح و متقن است؛ اما وقتی به نفع شما نیست، انتخابات خراب است. [بعله! فکر می کنید، تنها شما بلدید چجوری بازارگرمی کنید؟!]

در انتخابات مجلس، بارها بعضی افراد نامه دادند که تقلب شده یا اشکال دارد؛ بنده نیز هیات هایی تعیین کردم که با دقت رسیدگی کردند و بعد معلوم شد، این گزارش ها و نامه‌ها درست نبوده است.

[این هم یکی ازویژگی های «مردم‌سالاری اسلامی» است که در رسیدگی ها و پژوهش ها تنها «فاکت» های خوب گردآوری و بررسی شود و «فاکت» های بد، یکجا دور ریخته شود.]

از دشمن نمی شود گلایه کرد؛ اما فلان نویسنده، مرتبطین با فضای مجازی، نماینده‌ی مجلس و فلان مسوول مهم دولتی باید مراقب باشند و این‌جور نشود که بگوییم مردم شرکت کنید؛ اما در عین حال، بغلط جوری حرف بزنیم که مردم از حضور در انتخابات دلسرد شوند. [از زندان و اینا می ترسید که دوپهلو سخن می گویید؟ خوب! البته حق دارید!]

شورای نگهبان مرکب از شش فقیه عادل و شش حقوق‌دان برجسته‌ی منتخب مجلس، در قانون اساسی شأنی دارد و مجموعه‌ای قابل اعتماد است؛ چگونه انسان میتواند براحتی این مجموعه را به غرض‌ورزی درباره‌ی برخی افراد متهم کند. [اگر این شورا نبود، احکام الهی بر زمین می ماند و می پوسید! اهمیت این شورا دستکم به اندازه ی همان فرمانده ی پدافند هوافضا ارزشمند است که آن نماینده محترم درباره ایشان گفت: اگر حاجی زاده و هوافضای سپاه وجود نداشت، امروز هیچ چیزی از ایران باقی نمانده بود.]

«مجلس قوی» از مؤلفه‌های قوی شدن ایران است و تشکیل مجلس قوی نیز به رأی بالای ملت وابسته است. گلایه‌های مردم [درباره‌ی مسائل معیشتی] به اصل انتخابات مربوط نمی شود؛ این گلایه از کسان دیگری است و ملت، قدر مجلس قوی را که متعلق به همه‌ی کشور و عموم مردم است، می داند. [حال اگر این مجلس ها تاکنون آبی برای مردم گرم نکرده و تنها به پرچانگی و سهم خواهی و اینا وقت گذرانده اند، موضوع دیگری است. البته، این یک نقیصه ی عمومی است. ما خودمان هم هر بار که الاغ سخن را رها می کنیم، برای خودش به هر سو می رود و دوباره گرفتن و به خرگاه کشیدنش به این آسانی ها نیست.]

ممکن است کسی از بنده خوشش نیاید اما اگر ایران را دوست دارد، باید به پای صندوق رأی بیاید؛ بنابراین هر کس به ایران علاقه‌مند است و امنیت کشور، حل شدن مشکلات و گردش صحیح نخبگانی را دوست دارد، در انتخابات شرکت کند. [خلاصه ی کلام: من بمیرم، سن آلله، بیایید پای صندوق رای! حتا شما هم که «به قصد برهم زدن امنیت ملی، اجتماع و تبانی» کرده و «علیه نظام تبلیغ» نموده اید یا آن بغل دستی شما که «از طریق بی‌حجابی، موجبات فساد و فحشا را فراهم‌ نموده اید»، همگی بیایید پای صندوق رای!] افراد مؤمن و انقلابی با انگیزه‌ی قوی در انتخابات شرکت خواهند کرد؛ اما اگر کسی انگیزه‌ی دینی و انقلابی ندارد، اما میهن عزیز را دوست دارد، لازم است به پای صندوق های رأی بیاید. [ما چنانچه آرمان مان به آفتابه، سانتریفوژ، نفت یا هر چیز دیگری بند باشد، دُم مان به میهن عزیر گره خورده است.]

باید فردی را برای مجلس انتخاب کرد که مؤمن، انقلابی، شجاع، دارای روحیه‌ی جهادی، کارآمد و به معنی واقعی کلمه طرف‌دار عدالت باشد. [شبکه های خرید و فروش صلاحیت هم که برای هیچ و پوچ به آن ها دروغ بسته اند، در همین زمینه کار می کنند و به آن ها خدا قوت می گوییم!]

فردی که از سخن گفتن بر ضد فلان قدرت خارجی هراس دارد، لایق نمایندگی مردم باعزت، مقتدر و شجاع ایران نیست. [من باب مثال، اگر حتا نرمش قهرمانانه می کنیم، باید این اندازه شجاعت در کلام داشته باشیم که مساله را از زاویه ای دیگر به مردم نشان بدهیم و بدبینی را از وجودشان دور کنیم.]

باید افرادی را انتخاب کرد که بتوانند پرچم عدالت اعم از عدالت اقتصادی، حقوقی و سیاسی را در کشور برافراشته نگه دارند. [شما «پیروان سوسیالیسم علمی» نانخور خودمان که زیر جُل عدالتخواهان در پی شان راه می روید، آن روباه نقشه کش و گربه ی کودن که گرایش های لیبرال منشانه از خود نشان می دهید و جیک و پیکی هم با آخوند پاجه ورمالیده ی خودمان هم دارید، شما هم بیایید؛ حال که پرده ها بیش تر فروافتاده، تعارف را کنار بگذارید و دولا دولا شتر سواری نکنید. شما همگی خودی هستید.]

مردم باید افرادی با چنین ویژگی‌هایی را بشناسند و به آنها رأی دهند اما اگر خودشان نمیتوانند به شناخت برسند، از راهنمایی و مشورت افراد بصیر و مورد اعتماد استفاده کنند؛ بنابراین هیچ کسی نباید بگوید چون افراد را نمی‌شناسم رأی نمیدهم. همه باید با اتکاء به خداوند وارد میدان شوند و رأی دهند. [بعله! حتا چنانچه افراد بصیر و مورد اعتماد نیافتید، ما که نمرده ایم! بیایید پیش خودمان که کَاَنَّهُ سخنگوی صادق صندوق رای هستیم.]

برگرفته از تارنگاشت «کیر خر نظام»  ۱۶ بهمن ماه ۱۳۹۸ (افزوده های درون [ ] همه جا از آنِ من است.  ب. الف. بزرگمهر)

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!