«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ تیر ۱۱, چهارشنبه

پیشبرد سیاستی دانسته و آگاهانه بسود امپریالیست ها ـ بازانتشار

جلوگیری از سازمانیابی توده های مردم ایران و در پیشاپیش آن ها طبقه کارگر و زحمتکشان پیرامون آن، در کُلّیت خود به هیچ رو کورکورانه نیست و همه ی مزدوران امپریالیسم در آن نقش دارند ...

اوضاع اقتصادی ـ اجتماعی روزبروز پریشان تر می شود و بازتاب آن در پهنه ی سیاسی، زمینه های فروپاشی سرزمینی میهن مان را هر روز، بیش تر از پیش فراهم می کند؛ زمینه هایی که از آن میان، چندین بار تاکنون در سخنان همراه با هیاهوی لات بی سر و پای «یانکی» بازتاب یافته و نشانه ای از سمتگیری کانونمندترِ امپریالیست ها برای زیر فشار بیش تر نهادن رژیم موش های اسلام پیشه، دوشیدن بیش تر گاو شیردهِ ایران و بزانو درآوردن آن است؛ فشاری که بیش از رژیم تبهکار فرمانروا بر ایران، توده های میلیونی مردم را نشانه گرفته است. اینکه در چنین پریشان روزی، کنشگران رستایی ـ سیاسی ایران را بزندان بیفکنند و هر آدمی از کارگر و آموزگار و پرستار گرفته تا وکلای دادگستری و حتا کسانی از درون و پیرامون خود رژیم را به شَوَندِ بر زبان راندن انتقادهایی ناجیز یا حتا گوشزدی در این یا آن مورد، گوشمالی داده و در بسیاری موردها پادافرهی سنگین بخشند، نمی تواند تنها از نابخردی و کوته بینی فرمانروایان سرچشمه گرفته باشد. با این همه، رژیمی که در بحرانی فزاینده درگیر شده و می داند با شرایطی بسیار سخت تر از گذشته روبروست، چنانچه جویی خِرَد در سر داشته باشد، باید این نکته را نیز بدیده گیرد که چنان برخوردها و بگیر و ببندهای گاه بسیار ناهنجاری ـ حتا در چارچوب بهره وری های نوکرمنشانه ی خودِ رژیم سگ مذهب! ـ آبی باز هم بیش تر به آسیاب امپریالیست ها می ریزد و به پیشبرد سیاست فروپاشی ایران که بی هیچ گمان و گفتگو، سرنگونی این تبهکارترین رژیم تاریخ ایران در همان نخستین گام را نیز در پی خواهد داشت، یاری می رساند؛ گونه ای سرنگونی که به شَوَندِ تکه تکه شدن ایران با سرنگونی رژیم سگ مذهب بدست نیروهای میهن پرست ایرانی، حتا چنانچه با خزیدن نوکران و مزدوران امپریالیست ها در زیر پوست آن همراه باشد از زمین تا آسمان جداست.۱ اگر بر برخی از واکنش های سراسیمه ی آخشیج های پراکنده ی رژیمِ بی سر و سامان و به بن بست رسیده ی ایلخانی در اینجا و آنجای کشور چشم فرو بندیم، نمی توان چنان رویکرد سرکوبگرانه ای را در کُلیّت خود به پای ناآگاهی رژیمی نهاد که برای پاسداری از هستی خویش در سرزمینی که از آن ریشه گرفته و همچنان در آن ریشه دارد، می کوشد و خود را به آب و آتش می زند. نه! چنین رویکردی که نمودها و نشانه های بسیاری از سرکوبگری و کشتار از یکسو و نابودی زیرساخت های اقتصادی ـ اجتماعی بسود «کارتل» ها و «تراست» های امپریالیستی از سوی دیگر گواه آن است، نشان می دهد که با رژیمی بی ریشه و نوکرسرشت در بنیاد خود که کمر به کارچاق کنیِ کشورهای امپریالیستی و ریزه خواران شان بسته و برای پایوری خویش، حتا به کشورهایی چون ترکیه باژهایی بزرگ داده و می دهد، روبروییم؛ رژیمی انباشته از مزدوران دوملیتی و چندملیتی که بگونه ای هماهنگ و آماجمند، نقشه های شوم کشورهای امپریالیستی برای نابودی ایران زمین را پی می گیرند.۲ 

همانگونه که در نوشتار «ایران، کشوری از درون چنگ اندازی شده» نیز یادآور شده بودم:
«همه ی این ها از سال ۱۳۸۸ به این سو، شرایطی برای کشورمان رقم زد که از بسیاری سویه ها در جهان بی همتاست و شاید از دیدگاه تاریخی نیز بی پیشینه باشد:
کشوری از درون چنگ اندازی شده که شرایط اقتصادی ـ اجتماعی آن با کم و بیش هیچ کشوری در جهان، حتا خودکامه ترین شان، همانند نیست؛ اگر در بسیاری از دیگر کشورها با نادیده گرفتن سمتگیری اقتصادی ـ اجتماعی هر یک، روند چرخش اقتصادی با روند اجتماعی رویهمرفته سازگار و همراستا بوده و با فراز و نشیب های ناگهانی و پدیده هابی پیش بینی نشده همراه نیست، در ایران کنونی با چنین روند و پدیده هایی که گاه چون زمین لرزه تار و پود جامعه را درمی نوردد، روبروییم که به باور من، پی گرفتن همان راه رویش اقتصادی ـ اجتماعیِ کهنه و ناسازگار با خواست های انقلاب سترگ بهمن ۱۳۵۷ ایران و فرانروییدن انقلاب سیاسی به انقلاب اجتماعی، بنیاد و برجسته ترین شَوَند آن است؛ بگونه ای که بسیاری از آن خواست ها حتا در چارچوب اصلاحات اجتماعی ـ اقتصادی («رِفُرم») نیز جامه ی عمل نپوشیدند.
...
به پندار من، پیگیری چنین اوضاعی در کشورمان، در شرایطی که رژیمی ضدملی و تن به خواری و زنهارخواهی داده، تنها به پشتوانه ی نیروهای امپریالیستی همچنان روی پاست و نیروهای سیاسیِ پاسخگو در برابر تاریخ، نه تنها برای سرنگونی آن برنامه ای ندارند که همگام با دولت ”زهدان اجاره ای“ از برخی شعارهای گذشته ی خود نیز چشم پوشیده و سر در لاک فرو برده اند، آشوب های کور و هرچ و مرج جویانه در همه جا را دامن خواهد زد که هم اکنون گواه اوجگیری آن در برخی جاهای ایران هستیم؛ آشوب هایی که با کژدیسه نمودن دانسته و آگاهانه ی آن ها از سوی رژیم تبهکار و لانه ی مزدوران امپریالیست به سوی چالش هایی از گونه ی ”جنگ بر سرِ آب“ و مانند آن کشانده شده، زمینه ی جنگ های برادرکشی آینده را فراهم خواهد نمود ...»۳ 

نمودها و نشانه های پررنگ تر از کرداری زنهارخواهانه و پیشبرد سیاستی شوم برای آینده ی ایران را در پرچانگی های نزدیک به دو هفته پیش «کیرِ خرِ نظام» گواه بودیم که بی هیچ اشاره ای به میلیاردها دلار سرمایه ی بتازگی گم و گور شده بدست آخوند پفیوز امنیتی و دیگر کلان دزدان تمرگیده در «دولتِ زهدان اجاره ای» اش، بر خصوصی سازی فزاینده و همزمان صرفه جویی های بیش تر در کالبد آنچه «اقتصاد مقاومتی» می نامد، پافشرد و با خدا قوت گویی از زنهارخواهانی که نزدیک ترین همدستان کشورهای امپریالیستی را در میان آنان باید جُست، قدردانی نمود!۴

همه ی این ها در اوضاعی که هر روز ناگوارتر می شود، رخ می دهد که «... با جلوگیری حساب شده و باریک از پرخاش های سازمان یافته ی کارگری و توده ای و دستگیری برخی رهبران سندیکایی و رستایی از میان کارگران و آموزگاران، پرخاش ها هرچه بیش تر به هرج و مرج می گراید و سویه ای ویرانگرانه بی هیچ آماج روشنی می یابند؛ همان زمینه ای که بهترین آبشخور برای نیروهای اهریمنی بیگانه و امپریالیست ها برهبری ”یانکی“ هاست.»۵ اوضاعی که چنانچه کوته بینی نابخشودنی برخی از واپسگراترین و تاریک اندیش ترین نیروهای درون و پیرامون نظام را نادیده بگیریم که هیچگونه دلبستگی به آب و خاک و سرنوشت میهن زادگاه خود ندارند و با نفرتی شگرف به توده های مردمی که دست رَد بر سینه شان کوفته اند، رویهمرفته چنین می پندارند که: «دیگی که برای من نجوشد، [می خواهم] سر سگ در آن بجوشد»، سایر دست اندرکاران و کاربدستان جا خوش کرده در بویژه بالاترین جایگاه های رهبری، بی برو برگرد، مزدوران شناخته شده یا ناشناخته ی امپریالیست ها بسرکردگی «یانکی» ها هستند که دانسته و آگاهانه برای پیشبرد سیاست خداوندان خود می کوشند. همه ی آن ها دست در دست یکدیگر و در هماهنگی و همسویی های پنهان و آشکار با امپریالیست ها بویژه امپریالیست های «یانکی» و نیز رژیم سیهونیستیِ چنگ انداخته بر سرزمین پلستین، هر آنچه در توان دارند بکار گرفته و می گیرند تا جلوی سازمانیابی توده های مردم ایران و در پیشاپیش آن ها طبقه کارگر و زحمتکشان پیرامون آن را بگیرند. آن ها نیک می دانند که با پیشبرد چنین روندی، بحران فزاینده ی اقتصادی ـ اجتماعی در میهن مان، هرچه بیش تر بسوی هرج و مرج گرایش می یابد؛ کورتر می شود و با به میدان آمدنِ توده های گرسنه و سردرگمی که کم ترین چشم انداز روشنی پیش روی خود نمی بینند، بهترین زمینه و بستری درخور برای فروپاشی را فراهم می کنند؛ چنین روندی، رویهمرفته و در کُلّیت خود به هیچ رو کورکورانه نیست و همه ی مزدوران امپریالیسم در آن نقش دارند.

ب. الف. بزرگمهر   ۱۹ شهریور ماه ۱۳۹۷


پی نوشت:

۱ ـ «... فروپاشی با سرنگونی رژیم سگ مذهب اسلام پیشه، یکی نیست! هر اندازه که سرنگونی چنین رژیم تبهکاری با همه ی زیان های ناگزیری که در دوره ای کوتاه می تواند در پی داشته باشد، نیاز بی درنگ و روزافزون کشور ماست، چالِ بسیار بزرگی که در پیِ فروپاشی اقتصادی ـ اجتماعی و سیاسی پدیدار می شود، می تواند بسادگی و با کم ترین هزینه جولانگاه هر نیروی نیرومندتر در پهنه ی جهانی و پیرامون ایران شود. با بدیده گرفتن بزرگی و گوناگونی ایران و از آن میان، بویژه ناهمترازی رویش اقتصادی ـ اجتماعی که در این چهل سال به گسست های آشکاری نیز در اینجا و آنجا انجامیده، چنانکه کار به فروپاشی انجامد، هرج و مرج بسیار گسترده و فراگیر با بیش ترین زیان برای یکپارچگی ایران و پیوندهای تاریخیِ تک تکِ خلق های آن ببار خواهد آورد. این نکته را نیز همینجا بیفزایم که هر واماندن و درجا زدنی از سرنگونی این رژیم پلید که برخلاف همه ی یاوه گویی های ”ضد استکباری“ اش به پشتوانه ی سرراست و ناسرراست امپریالیست ها و دستیاری نوچگان منطقه ای آن بر سر کارِ است و به زنهارخواهی های کوچک و بزرگی در پشت پرده نیز تن داده و همچنان تن می دهد، هر بار، بخت فروپاشی بسود کشورهای امپریالیستی و نوچه های ریز و درشت آن در پیرامون ایران را بیش تر می کند. این، بدترین چشم اندازِ پیشِ روست که ... بیش از پیش رُخ می نمایاند و نیازمندِ برخوردی باریک تر و همگرایی روزافزون همه ی نیروهای میهن پرست ایران است. در چنان چشم انداز سخت ناگواری، دست امپریالیست ها برای پیشبرد سیاست های دوربردی و راهبردی خود، بگونه ای نسنجیدنی با هر چشم انداز دیگری، باز خواهد شد و افزون بر نهادینه کردن جنگ های برادرکشی میان خلق ها، خواهند توانست بیشمار گروهک های اسلام پیشه و ملی گرایان تندروی منطقه ای در اینجا و آنجا سبز کنند که همگی سر در آخور خودشان داشته و آب به آسیاب آن ها بریزند.»

برگرفته از یادداشتِ «منافع ملی، آن میلیاردها تومان سکه ای است که سود آن به جیب کلان سوداگران چپاولگر می رود»، ب. الف. بزرگمهر   هفتم تیر ماه ۱۳۹۷

۲ ـ آن گروه از ناباوران به ضدِّ ملی و زنهارخواه بودن چنین رژیمی، چنانچه «فاکت» های ریز و درشتِ حتا هفت هشت سال گذشته را کنار یکدیگر نهاده و بر آن پایه به داوری بنشینند، می توانند چهره ی تبهکارانه ی رژیمی ایران بربادده را از پس صورتکی که دیگر به اندازه ای بسنده برای شناخت بهتر آن پاره پوره شده، بهتر بازشناسند. حسابِ کار آن گروهبندی های "سیاسی" که بر بنیاد سیاه بازی های جان ننه شان: «ضدّاستکباری» چنین رژیمی، آن را رژیمی ملّی شمرده و در حالیکه پای نوشته های روزی نامه های شان از آن میان از «سرنگونی رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی بدست مردم ایران» سخن می رانند، در بسیاری از نوشتارهای سفسطه آمیزشان که چنانچه نکته ای درست نیز دربر داشته باشد، در بیش تر موردها دله دزدی از نوشتارهای دیگران است، سرراست یا ناسرراست از تبهکارترین رژیم تاریخ ایران پشتیبانی می کنند، جداست؛ چنین گروهک هایی انباشته از روشنفکرانی لمیده بر «سوسیالیسم دانشورانه» و از آن میان، «سوپرکمونیست» های «استالینیست» با دیدگاهی ایستا و فراطبیعی («متافیزیک») که شیوه ی نگرش شان با شیوه ی نگرشِ و شناخت افلاتون از جهان دوران خویش پهلو می زند (!)، نه تنها به همین شَوَند از شناختِ باریکِ روندهای اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی ناتوانند و جهان را کژ و کوله می بینند که خواه ناخواه، از سر ناآگاهی و بگمانم، بیش تر آگاهانه به پیشبرد سیاست کشورهای امپریالیستی یاری می رسانند. این نکته را نیز ناگفته نگذارم که بویژه در چند سال کنونی، تنی چند از چنین کودن های فرصت جو با افزایش نقش روسیه در روند برخی رویدادها به آنسو گرایش یافته و به سیاست های «پراگماتیستی» و رویهمرفته کوته بینانه ی رژیم مافیایی روسیه که همواره چشمی به زد و بند با این یا آن کشور امپریالیستی نیز دارد، یاری می رسانند. به شَوَندهایی، تاکنون نخواسته ام، دُم خروس بلند بیرون زده از زیر ردای مزدوری یکی از این نادان ها که در میان کمابیش هر گروهِ با گرایش چپی سر فرو برده و می بَرَد را بِکِشم و آن خروس با همه ی نقش و نگار آن را جلوی دیدگان همه بنهم. شاید هنگامی دیگر ...      

۳ ـ برگرفته از نوشتارِ «ایران، کشوری از درون چنگ اندازی شده!»، ب. الف. بزرگمهر  ۱۵ اَمرداد ماه ۱۳۹۴

۴ ـ «... هفته‌ی دولت فرصتی برای ارزیابی مسوولان دولتی از عملکرد خود است؛ ضمن آنکه در این هفته باید به دولتمردان و برادران و خواهران حاضر در این جلسه ”خداقوت“ گفت؛ زیرا اداره‌ی کشوری با جمعیتی بیش از هشتاد میلیون با مسائل گوناگون، وظیفه‌ای بسیار سنگین و دشوار است.»

برگرفته از «تارنگاشت کیرِ خرِ نظام»  هفتم شهریور ماه ۱۳۹۷

۵ ـ برگرفته از نوشتار «چند نکته پیرامون اوضاع بحرانی ایران»، ب. الف. بزرگمهر   ۱۴ اَمرداد ماه ۱۳۹۷

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!