«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ شهریور ۲۷, پنجشنبه

آیا این دو گاگول بی پرده و روشنگر با یکدیگر و برای مردم سخن خواهند گفت؟! ـ بازانتشار

زیر عنوان «آيا روحاني مرد ميدان است» و با اشاره به خبری از یکی از رسانه های درون ایران، می نویسد:
«محمود احمدی‌نژاد در نامه‌ای به حسن روحانی وی را به شرکت در گفتگوی رو در رویی بی پرده و روشنگر فراخواند.»

از «گوگل پلاس» با ویرایش و پارسی نویسی درخور از سوی اینجانب:  ب. الف. بزرگمهر

با خود می اندیشم:
در کشوری که تا این اندازه دروغ فرمانرواست که یکی از این دو بارها و بارها، بجای پاسخ روشن به خبرنگاران، صورت مساله را زدوده و آن ها را نادیده گرفته و آن دیگر، یکی از همین روزهای گذشته با گفتن «تهی بودن خزانه ی کشور»، دروغی بزرگ بر زبان رانده، هنگامی که به گفتگویی رو در رو با یکدیگر بنشینند ، چه روی خواهد داد؟ آیا این دو گاگول بی پرده و روشنگر با یکدیگر و برای مردم سخن خواهند گفت؟! یا برنامه ی «سیاه بازی» تازه ای برای گمراه کردن توده های مردم و برخی روشنفکران که برخی سوی این یکی و برخی دیگر، سوی آن یکی را از سر نادانی بگیرند براه خواهند انداخت؟

می نویسم:
برنامه ی سرِ کار گذاشتن مردم ایران در حالی پی گرفته می شود که بخت کوتاه برجای مانده (شاید واپسین بخت ها!) برای انجام دستِکم رفرم هایی (نه در چارچوب لیبرالیسم سرمایه داری که درست بر ضد آن!) به سود بهبود اقتصادی وضعیت توده های مردم، کارگران و زحمتکشان کشور از دست می رود؛ گرچه من کم ترین امیدی به چنین دولت تبهکار و رژیم تبهکارتر از آن ندارم. سیاستی که آن ها دنبال کرده  و می کنند در فرجام کار، نابودی ایران و تکه تکه شدن ایران زمین را در پی خواهد داشت.

همه ی نیرو را برای سرنگونی این رژیم ضدملی و خائن به منافع ملی ایران باید بسیج نمود!

ب. الف. بزرگمهر    ۱۲ آذر ماه ۱۳۹۲

https://www.behzadbozorgmehr.com/2013/12/blog-post_2852.html

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!