«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ دی ۹, سه‌شنبه

«ولایت فقیه»، گام بگام مرزهای شناخته شده ی کیش اسلام را نیز درمی نوردد ـ بازانتشار

آن پیامیر تازی گفته بود:
هر کس که الله را چون خدای یگانه بپذیرد و نام مرا به عنوان واپسین پیامبر وی یاد کند، اسلام آورده و دیگر کسی نمی تواند درباره ی اینکه آیا براستی از دل و جان بر چنان باوری استوار است یا نه، پرس و جو و کند و کاو کند. در «ولایت آقا بیشعور آسمانی ریسمانی»، باور قلبی داشتن به «ولایت فقیه» را به جایی رسانده اند که از گفته ی آن پیامبر تازی درباره ی شناسه های آدمی مسلمان نیز سر می زند و چنان ولایتی را خواه ناخواه در جایگاهی برتر از پدید آورنده ی آن کیش می نشاند. ببینید، آخوندی دورقابچین که شاید همزمان با تیپا خوردن و بر زمین سفت فرود آمدن «حضرت آدم» به همراه تبار جنّ و پری از سوی الله مردم آزار به کره ی خاکی روانه شده، چه می گوید:
«شورای نگهبان اجازه نخواهد داد عده ای که به نظام و قانون اساسی جمهوری اسلامی، خط امام و ولایت فقیه اعتقاد قلبی ندارند وارد مجلس شورای اسلامی شوند و پست های مهم نهادهای تصمیم گیر کشور را در اختیار گیرند.»*

ب. الف. بزرگمهر   ۱۴ مهر ماه ۱۳۹۴

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/10/blog-post_42.html

* احمد جنتی در حسینیه بنی فاطمیه اسپهان، ۱۳ مهر ماه ۱۳۹۴

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!