«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ آبان ۹, جمعه

نمی دانیم بحمدلله بگوییم یا از شما تَچَکُّر کنیم؟! ـ بازانتشار

ما که از دل و جان می خواستیم خرتان کنیم؛ ولی آیا خودتان نمی خواستید خر شوید؟ آن هنگام شاید بسیاری از شما نمی دانستید که ما برای انجام چه کاری آمده بودیم؛ ما سخنانی از خود در کردیم و شما پنداشتید که برای بهبود اوضاع اقتصادی ـ اجتماعی یا آزاد نمودن آن دو آشوبگر دل انگیز پا به میدان نهاده ایم! برای همین، پیشاپیش از ما تَچَکُّر (تشکّر) کردید و برخی از دختران و بانوان به نشانه ی خرسندی، جیغ بنفش سر دادند!

اینک که انشاء الله دست تان آمده ما تنها برای پیوند و ماه عسل و خورد و بردِ «اسلام و اینا» با «شیطان بزرگ» آمده بودیم و همچنان در همان راه گام برمی داریم، از رسمی دیگر سخن می رانید که گویا زیرِ آن زده ایم! مگر ما همان نخست، کلیدی برنگ بنفش نشان تان ندادیم؟! خوب! آن رنگ، رنگِ مرداب و آن کلید، کلیدِ دوزخ بود. نمی دانیم از اینکه هنوز هم چشم امیدتان به ماست، بحمدلله بگوییم یا از شما تَچَکُّر کنیم؟!

از زبان آخوند پفیوز امنیتی، حسن فریدون روحانی شده:

ب. الف. بزرگمهر   پنجم تیر ماه ۱۳۹۷

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/06/blog-post_283.html

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!