«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ مهر ۷, دوشنبه

آروین ها و پیامدهای حرف های هوایی بدرازای ۱۴ سده ـ بازانتشار

آدم که شبانه روز انگبین (همانا عسل) میل کند و از بستر این زن به بستر زنی دیگر رهسپار شود، سرش به گفته ی عوام النّاس هوا برمی دارد یا ساده تر «هوایی» می شود. از دهان «آدم هوایی» یا «هوازده» یا هر نام دیگری که روی آن می نهید هم روشن است که جز حرف های هوایی چیزی بیرون نمی آید؛ چرا چنین سخنانی با آسمان و خدای نشسته بر عرش هماوند شده، برایم جندان روشن نیست. شاید بر بنیاد این پندار بوده که هوا «الی النهایه» تا عرش پیوسته است؛ بزبانی دیگر، «آسمان» و «هوا» در آن هنگام از یک آرش برخوردار بوده و خود خدا هم بسان سایر جانداران خشکی، دم و بازدم داشته است! بیچاره آن دو سه زن جوان نگونبخت که با هم دست به یکی کرده و هر بار پس از انگبین میل فرمودن آن آدم هوا برداشته با گفتن چیزی در این مایه که «دهانت خوشبو نیست»، سربسرش گذاشته و اندکی سرخوش می شده اند، چندان کار ناشایستی هم نمی کرده اند؛ آزمونی خوب برای سنجش اندازه ی هماوندی میان آسمان و زمین نیز بوده است.

به هر رو از این ستیزه ی نیمچه زبانشناسانه، نیمچه دانشورانه و تاریخی و فلسفی که بگذریم، آروین چنان حرف های هوایی، فتواهایی است که «نشانه های بزرگ خدا»* از آن هنگام تا به امروز بر ضد این یا آن کیش بیرون داده و هر بار، شمار بسیاری را به کشتن داده اند. خوشبختانه، کسی رنج گردآوری نمونه هایی از این فتواها را بر خود هموار نموده و برای ما پلاس های آس و پاس درج کرده است.**

ب. الف. بزرگمهر    ۲۶ دی ماه ۱۳۹۴

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/01/blog-post_42.html

* گرچه تا همین نزدیک به ۲۰۰ سال پیش از فرنام هایی چون «نمودار اسلام» (حجت الاسلام) و «نشانه خدا» (آیت الله) و «نشانه ی بزرگ خدا» (آیت الله العظمی) نه در ایران و نه در هیچ یک از «ممالک محروسه ی اسلام زده» نشانی در کار نبود. خدا لعنت کند این انگلیسی های کور شده را! آن منقلی ها و پامنقلی ها و دودی های گذشته ای نه جندان دور هم پر بیراه نمی گفتند:
همه ش زیر شر انگلیش هاس

 ** به سومین فتوا که آن را برجسته نمایش داده ام، اندکی باریک شوید! شَوَندی از این منطقی تر؟! من که کف کردم! 

***

۱ ـ فتوای امام مالک:
حضرت امام مالک آیه رکوع آخر سوره فتح ( لِیَغِیظَ بِهِمُ الکُفّار) را دلیل کفر شیعه بیان می کنند و این قانون کلی را به اثبات می رسانند که:
هر کس با صحابه بغض داشته باشد، کافر است. و تعداد کثیری از علماء قول حضرت را تایید نموده اند. (اعتصام جلد ۲ ص ۱۲۶ ـ بینات صفحه ۱۲۵ ـ و در شرح آیه فوق در تفاسیر روح المعانی وتفسیر بن کثیر
ـــــــــــــــ


۲ ـ فتوای محدث ابو ذرعه رازی :
هر وقت شما کسی را دیدید که اصحاب پیامبر را تنقیص می کند، بدانید که یقینا او زندیق است. (الاصابه فی تمیز الصحابه ص ۱۰)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ   

۳ ـ فتوای بن حزم اندلسی رحمه الله:
تمام فرقه شیعه امامیه از متقدمین و متاخرین این عقیده را دارند که قرآن تحریف شده است و آیاتی اضافه شده که در آن نبودند و چیزهایی از آن کم شده لذا روافض مسلمان نیستند! (النحل فی الملل جلد ۲ ص ۱۸۱ و ص ۷۸)

ــــــــــــــــــــــــــ


۴ ـ هر کس چیزی بگوید که امت را گمراه کند و صحابه را تکفیر کند با قاطعیت او را کافر قرار می دهیم. آداب الشفا جلد ۲ ص ۲۸۱ ۲۸۶ ـ ۲۹۰)
ــــــــــــــــــــــــــــــ

۵ ـ فتوای شیخ عبدالقادر جیلانی رحمه الله:
تمام فرق شیعه بر این اتفاق نظر دارند که تعیی امام با حکم صریح الله تعالی می شود (منصوص من الله است)، وائمه معصوم هستند؛ حضرت علی از تمام صحابه افضل تر هستند؛ بعد از وفات رسول اکرم بخاطر قبول نکردن امامت حضرت علی بجز چند نفر تمام اصحاب پیامبر مرتد شدند؛ عقیده دارند که ائمه تمام علوم دنیا و آخرت را دارا هستند؛ یهود تورات را تحریف کردند. همینطور روافض عقیده دارند که در قرآن هم تحریف بوجود آمده است. (غنیه الطالبین ص ۱۶۲ تا ۱۵۶ (

ـــــــــــــــــــــــــــــــ


۶ ـ فتوای علامه کمال الدین بن همام :
اگر روافض منکر خلافت ابوبکر و عمر هستند پس کافر هستند. (فتح الغدیر جلد اول باب الامامت (
ــــــــــــــــــــــــــ


۷ ـ فتوای شیخ الاسلام بن تیمیه :
من به الله پناه می برم از مرتدین عصر حاضر! این ها دشمن ظاهری الله، رسول، قرآن و دین هستند و از اسلام خارج هستند. این ها دشمن ابوبکر صدیق هستند و مانند کسانی که با ابوبکر می جنگیدند، مرتد می باشند. (منهاج السنه جلد ۲ ص ۱۹۸ تا ۲۰۰)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


۸ ـ منکر خلافت ابوبکر و عمر، کافر است و کسی که عثمان، علی، طلحه، زبیر و عایشه را کافر بداند، کافر گفتن او واجب است. (فتاوای بزازیه جلد ۶ ص ۳۱۸ (
ــــــــــــــــــــــــــــ


۹ ـ جنگ با شیعیان، جهاد اکبر است و در جنگ با آنها افرادی که از ما کشته می شوند، شهید هستند. شیعه فرقه ای خارج از فرقه های اسلامی است. کفر آنها بر یک سطح باقی نمی ماند بلکه بر کفر آنها افزوده می شود. (رساله بن عابدین شامی چاپ لاهور جلد ۱ ص ۳۶۹ (
ـــــــــــــــــــــــــــ


۱۰ ـ فتوای مجدد الف ثانی :
در این شکی نیست که شیخین ابوبکر و عمر، افضل ترین اصحاب پیامبر هستند و این امر ظاهر و روشن است که نه تنها تکفیر بلکه تنقیص شیخین، کفر و زندقه است. (رد روافض ص ۲۱)
ـــــــــــــــــــــــــــ


۱۱ ـ فتوای ملا علی قاری :
شیعیان عقیده دارند که صحابه کافر هستند؛ بنابراین، تمام امت بر کفر آنان متفق است و در این هیچ کس اختلافی ندارد. (تتمه مظاهر حق بحواله بینات ص ۸۷ (
ـــــــــــــــــــــــ


۱۲ ـ فتاوای عالمگیری :
شیعه اگر به شیخین گستاخی کند یا لعن کند، کافر می شود و حکم آنان در شریعت اسلام حکم مرتدین است. (فتاوای عالمگیری جلد ۲ ص ۲۶۸)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ


۱۳ ـ فتوای شاه ولی الله محدث دهلوی :
اشخاصی که می گویند ابوبکر و عمر اهل جنت نیستند، زندیق هستند و به اتفاق متاخرین احناف وشوافع واجب القتل می باشند.( مسوی شرح موطأ امام مالک جلد دوم(

از «گوگل پلاس» با اندک ویرایش و پاکیزه نویسی درخور از اینجانب؛ برجسته نمایی های متن نیز از آنِ من است.   ب. الف. بزرگمهر

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!