«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۸ آذر ۲۶, سه‌شنبه

بچه هایی که یک روزه بزرگ شدند!

می بینی کیر خر عوضی؟! برای این بچه های آموخته از روز و روزگار، دیگر نمی توانی داستان های پندآمیز آسمانی ـ ریسمانی ببافی و از پله های جان ننه ات: «آنقلاب»، پرچانگی کنی. از این بچه ها دیگر نمی توان گوشت دَمِ توپ ساخت و به پیشانی نبرد با این و آن گروهبندی تبهکار اسلام پیشه یا  مزدورانی از گونه های دیگر فرستاد. برای همین است که در کنار افزایش چشمگیر بودجه ی سرکوبگران کارکشته، بودجه ی «بسیج» و اینا کاهش پیدا کرده است. این ها بیش تر بدرد موی دماغ مردم شدن در کوی ها و برزن ها، خبرکشی و زورگیری می خورند؛ برای همین آن ها را به این سو کیش داده ای؟! مگر نه، حرامزاده ی تخم سگ؟

ب. الف. بزرگمهر   ۲۶ آذر ماه ۱۳۹۸ (برنام، برگرفته از متن زیر)

***

بچه هایی که یک روزه بزرگ شدند!

یکی از آموزگاران می‌گوید:
«این روزها سر بیشتر کلاس‌ها بحث اعتراض رو بچه‌ها به‌خصوص تو پایه‌های بالاتر راه می‌اندازن و دنبال جوابن. حرفشون اینه که چطور اعتراض کنیم که تهش نگن آشوبگر و خرابکارن؟»

آقای آموزگار برای دانش‌آموزانش توضیح داده است که باید اعتراضات شان را ساده و منطقی، دسته بندی کنند و آن را در کالبد صنف و گروه‌های قانونی به میان آورند:
«بلافاصله بعد از طرح این راه‌حل در کلاس دیدم دانش‌آموزان یک تومار بزرگ پر کرده و چند ساعت بعد تحویل مدیر مدرسه داده‌اند که ما به این موارد و کمبودهای مدرسه اعتراض داریم.»

دانش‌آموزان رباط کریم و بویژه برزن های حاشیه آن، بیشترشان کارگرند؛ مدیر یکی از مدارس حاشیه رباط‌کریم می‌گوید، برج ۱۲ (اسفند ماه) که می‌رسد مدرسه‌ها از دانش‌آموزان تهی می‌شود؛ «‌همه خانواده‌ها تماس می‌گیرند که بچه‌های ما رفته‌اند کارگری؛ اگر دانش‌آموزی هم بیاید مدرسه، وسط کلاس، پدر یا برادرش می‌آیند و او را برای کار با خودشان می‌برند. اگر باور نمی‌کنید، اسفند به مدرسه ما بیایید و ببینید که معلم‌ها دنبال دانش‌آموز می‌گردند.» / همشهری

فهیمه طباطبایی ـ خبرنگار

برگرفته از «تلگرام اتحادیه آزاد کارگران ایران»  ۲۱ آذر ماه ۱۳۹۸ (با اندک ویرایش درخور از اینجانب:  ب. الف. بزرگمهر)

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!