«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

ه‍.ش. ۱۳۹۵ مهر ۸, پنجشنبه

خدا جای دیگر عوض شان بدهد، انشاء الله!

ـ آقا آب کم است؛ همه جا خشک شده، بیابان همه جای ایران گسترش یافته و نه تنها روستاها که شهرها نیز دچار کم آبی و بی آبی شده اند  ...

ـ اشکالی ندارد؛ خواست خداست!

ـ مردم از روستاها به شهرها و از شهرها به کشورهای دیگر کوچ می کنند؛ دیگر کسی بر جای نمی ماند ...

ـ اشکالی ندارد؛ ما که نمی گوییم، بروند؛ ولی بگوش نمی گیرند و می روند. لابد حکمتی در کار است که ما از آن سر در نمی آوریم!

ـ دیگر کسی بر جای نمی ماند که احکام خدا را بر آن ها جاری کنید ...

ـ اشکالی ندارد؛ همان چند تنی که بر جای می مانند و احکام خدا را بگوش می گیرند، ما را بس است؛ مگر ما از عربستان چه کم داریم؟ الحمدلله، نفت داریم؛ گاز داریم؛ معادن داریم؛ گیریم که از میان این همه نعمت های خدادادی، آب نداریم؛ اشکالی ندارد؛ آن را هم وارد می کنیم. بحمدلله، شریعت شتری هم که داریم! شتر هم جانور بسیار نجیب و کم توقعی است؛ بی حکمت نیست که خداوند از میان همه ی جانوران جهان، همین یکی را با عنوان «نفر» برتری داده و همردیف آدمی نهاده است. خوب! هر کس بسان این جانور کم توقع باشد، می ماند و بی هیچ چشمداشتی بیجا آزمون های الهی را پی می گیرد.

ـ دیگران چه؟ تکلیف شان چیست؟!

ـ خدا جای دیگر عوض شان بدهد، انشاء الله!

ب. الف. بزرگمهر   هشتم مهر ماه ۱۳۹۵

زیرنویس تصویر:
ایران را سراسر شترباران می کنیم!

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!