«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ شهریور ۱۰, دوشنبه

به پشتیبانی از جنبش کارگری، این نخستین و واپسین سنگر بازدارنده ی امپریالیست ها و مزدوران تبهکاران شان در میهن مان، برخیزیم! ـ بازانتشار

به پاس کارگر پیشرو و پیکارگر پرشور طبقه کارگر میهن مان: زنده یاد محمد جراحی

باری دیگر، رژیم ددمنش و کارگرستیز دزدان اسلام پیشه، جان کارگری آگاه، پیشرو و ارزنده را ستاند؛ نابکاری دانسته و آگاهانه ای که پیش از این نیز مرگ جانگداز تنی چند از آگاه ترین و شایسته ترین فرزندان طبقه کارگر ایران از آن میان، زنده یاد شاهرخ زمانی را در پی داشته است. کارگرانی که توده های آگاه تر مردم بگونه ای دربرگیرنده و طبقه ی کارگر ایران بگونه ای ویژه، کاریای پاسداری از جان و زندگی و خانمان آن ها را نیز بر دوش دارند و باید آن ها را چون نگین هایی در میان خود نگه داشته، پاس دارند. شرایط اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی در میهن مان بجایی رسیده که چنین کارگرانی، بگاه بایسته باید از توان و امکانِ زندگی پنهانی نیز برخوردار باشند؛ زیرا با رژیمی ضدملی، ضد ایرانی و سزاوار سرنگونی روبروییم که در کردار، نقش باتوم کشورهای امپریالیستی در میهن مان را بر دوش گرفته و آهنگ جانِ هر آدم آگاه و بویژه کارگران آگاه و کارآمد را در سر می پروراند و همانگونه که تاکنون نمونه هایی از آن را گواه بوده ایم، در همدستی نزدیک با همان کشورهای اهریمنی به کشتارشان نیز دست یازیده است؛ کشتارهایی که دیگر چون گذشته، تنها به گلوله بستن و به دار آویختن نیست و شیوه های پیچیده تری از آن میان، دچار بیماری های بی درمان نمودن چنین آدم های فداکار و دلاوری را نیز دربرمی گیرد. سخن کوتاه! هنگامی که فلان مادربخطای تبهکار و پاسخگوی شماره یک تبهکاری های کهریزک می تواند پس از گذشت چندین و جند سال، همچنان فراخوان دادگستری برای حضور در دادگاه را نادیده بگیرد، دیگران نیز بویژه آنگاه که بیم جان در کار است، باید از توانایی چنین نافرمانی آشکاری برخوردار شوند. روشن است که این توانایی، تنها در گرو کار گروهی خوب سازمان یافته شدنی است.

در اینجا و به همین بهانه، نکته ای را نیز یادآور می شوم:

در کار و پیکار اجتماعی باید از هرگونه کار تکروانه که در فرجام خویش، خواه ناخواه به کارهای نمایشی می انجامد، خودداری ورزید؛ خواه ناخواه به این شَوَند که رسانه های امپریالیستی ـ سیهونیستی با هزاران دوز و کلکی که در انبان خود دارند، نه تنها اینگونه تکروی ها را بگونه ای برجسته جلوی دید خوانندگان خود می نهند که حتا می کوشند تا کارهای اجتماعی و از آن میان، سندیکایی ـ سیاسی کمابیش خوب سازمان یافته را نیز در پرتو منش این و آن و بزرگنمایی های بیجا، کوچک تر از آنچه هست، وانمود کنند. در هماوندی با این جُستار که چنانچه بخت آن را بیابم در نوشتاری جداگانه به سویه های دیگر آن نیز اشاره خواهم نمود، پیش تر نوشته بودم:

«... پایداری مدنی، تنها در شرایطی که با خواست های اقتصادی ـ اجتماعی کارگران و زحمتکشان پیوندی پایدار یابد، می تواند سمت و سو یافته با آماج های روشن برجای بماند و ریشه گیرد؛ وگرنه، دیر یا زود هم از سوی کشورهای امپریالیستی و مزدوران کارکشته شان و هم در برخی سویه ها از سوی رژیم دزدان اسلام پیشه که در میان این ها نیز شماری بسیار از چنان مزدورانی جا خوش کرده اند، کژدیسه شده و سمت و سوی دیگری می یابد. یکی از این سویه ها که از زمینه ی نیرومندی در همبود دچار خودکامگی ایران نیز برخوردار است، فردگرایی، ستاره شدن در آسمان تیره روزی توده های مردم و کارهای تکروانه است که رویهمرفته و در فرجامِ کار، نقشی زیانبار در سازماندهی توده ها داشته و دارد و رسانه های نیرومند سیهونیستی ـ امپریالیستی نیز بخوبی از آن بهره می برند. خوشبختانه، اگر نه همه، ولی بسیاری از سازماندهندگان رستایی ـ سیاسی ایران به این جُستار و چالش های پیرامون آن، نیک آگاهند و تن به کارهای سازمان شکنانه و ستاره شدن که سود آن به جیب کشورهای امپریالیستی می رود، نمی دهند؛ افزون بر آنکه آزمون های تلخ جهانی و نمونه هایی از کارکرد "پایداری مدنی" بی پشتوانه، سردرگم و بی آماج های روشن، چون آنچه در لیبی رخ داد، رهنمون ماست.»*

به پاس کارگر پیشرو و پیکارگر پرشور طبقه کارگر میهن مان: زنده یاد محمد جراحی به فراخوان یادشده در در تصویر پیوست پاسخ مثبت داده، در نشانی یادشده گرد هم آییم و انبوه شویم! از دید من، این کاریایی ملی و خواهان همکاری و همیاری گروه های گوناگون اجتماعی است. نباید چنین کاریایی را به تنها چند ده  یا دست بالا چند صد تن کارگر فداکار وانهاد و آن ها را تنها گذاشت.

ب. الف. بزرگمهر    ۱۹ مهر ماه ۱۳۹۶

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/10/blog-post_42.html 

* برگرفته از یادداشت «پیروزی کوچک، ولی پرآرش برای گام های بزرگ تر و استوارتر به پیش!»، ب. الف. بزرگمهر  ۱۱ تیر ماه ۱۳۹۵ در پیوند زیر:

https://www.behzadbozorgmehr.com/2016/07/blog-post_1.html

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!