«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۴ اسفند ۶, چهارشنبه

نخش طبقه کارگر ایران و دیگر رنجبران پیرامون آن در پاسداری از دستاوردهای تاریخی خود

نخش طبقه کارگر ایران و دیگر رنجبران پیرامون آن در پاسداری از دستاوردهای تاریخی خود یا باریک تر: آنچه هنوز از دستبردها و چپاول های رژیم خرموش پرور دزدان اسلام پیشه برجای مانده است.

پیش از این در یادداشتی کوتاه به نخش طبقه کارگر ایران برای پاسداری از فرزندان خود اشاره نموده بودم.١ اینک و در آینده ای بسیار نزدیک، چنان نخشی برجستگی و گسترش بسیار بیش تری یافته، هشیاری و کوششی ده چندان برای آمادگیِ رویارویی با نیروهای اهریمنی امپریالیستی و دنباله روهای درون و پیرامون ایران شان خواستار است.٢ ناگفته ننهم که چنین دنباله روهایی را بویژه در میان دَم و دستگاه انباشته از خبرچینِ کم و بیش هر جایی در رژیم دژخو و سرکوبگر فرمانروا بر میهن مان می توان یافت و نه در میان کنشگران طبفه کارگر و دیگر رنجبران پیرامون آن.

سرنگون باد گروهبندی های خرموش اسلام پیشه ی فرمانروا بر میهن مان!

برپا، پایدار و پیروز باد پیشانی یگانه ی خلق های ایران برهبری طبقه کارگر برای سرنگونی رژیم پوشالی!

ننگ و نفرت بر همه ی رژیم هایی که به هر شوند سودجویانه و کوته بینانه از رژیم تبهکارِ دزدان اسلام پیشه ی ننگ ایران و ایرانی پشتیبانی می کنند!

 ب. الف. بزرگمهر  ششم اسپند ماه ١۴٠۴

پی نوشت:

١ ـ ریحانه انصاری نژاد، کنشگر کارگری زندانی پس از بردباری دوسال بندی شدن در زندان خرموش ها آزاد شد

برگرفته از «تلگرام»   ۱۵ شهریور ماه ۱۴۰۴ (با ویرایش، پارسی و بازنویسی درخور از اینجانب: ب. الف. بزرگمهر)

https://www.behzadbozorgmehr.com/2025/09/blog-post_1.html

٢ ـ ... می توان حتا پیشاپیش نیز خود را بازنده بشمار آورد؛ ولی چنین باختن و فداکاری، اگر به پیشبرد کاری سترگ به سود توده های کار و زحمت بینجامد، ارزشمند خواهد بود و با باختن هایی چون آنچه بر سر نیروهای فداکار و از جان گذشته ی توده ای پس از کودتای ننگین انگلیسی ـ امریکایی ۲۸ امرداد ماه ۱۳۳۲ آمد و  یکبار دیگر نیز پس از رودست خوردن از حاکمیت جمهوری اسلامی که از همان هنگام و حتا پیش از آن، چراغ سبزهایی برای امپریالیست ها روشن نموده بود و برخی از رهبران و بویژه آن «بلانکیست» کوته بین و در سرشتِ خود، ماجراجو۵ این ها را به هنگام ندیدند، نجنبیدند و خودسرانه بهترین نیروهای توده ای را با نابخردی دم تیغ دادند از زمین تا آسمان تفاوت خواهد داشت.

برگرفته از نوشتار «واپسین سدی که اگر شکسته شود ...» ب. الف. بزرگمهر   ۱۱ شهریور ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/09/blog-post_30.html

طبقه کارگر ایران و نزدیک ترین زحمتکشان پیرامون آن برای آنکه این بار به سرنوشت گرانبار شده در دوره ی آغازین انقلاب ۱۳۵۷ که سپس به بلاهایی بزرگ تر انجامید، دچار نشده و رودست نخورند، ناچارند هرچه بیش تر و بهتر سازمان یابند؛ نکته ای که بی هیچ گمان و گفتگو از چشم روشنفکران خلقی میهن مان دور نمانده، آن ها را واخواهد داشت تا برای افزایش آگاهی طبقاتی و سازماندهی کارگران خود را به آب و آتش بزنند. 

برگرفته از یادداشتِ «درودی گرم به فرشتگان کار و کوشش و امید به سازماندهی هر چه بهترشان!  ب. الف. بزرگمهر   دهم آبان ماه ۱۴۰۳ 

https://www.behzadbozorgmehr.com/2024/10/blog-post_76.html

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!