«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۴۰۴ بهمن ۲۲, چهارشنبه

مگر همانجا که ایستاده ای، زندان نیست؟! ـ بازپخشش

پاسخ «آقا بیشعور نظام»:
پسر جان! آن عینک تیره را از چشم بردار تا بهتر ببینی! انشاء الله دچار کورذهنی هم که نیستی. مگر همانجا که ایستاده ای، کجاست؟! آنجا هم زندان است؛ زندانی بزرگ تر که بحمدلله به هر چهار گوشه اش می توانی سر بزنی و کم تر دلتنگی کنی. این اندازه ناسپاس نباش! وضع تو از ما و مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان بهتر است. اگر او تنها به تهران و یکی دو جای دیگر می تواند سفر کند، ما بیرون از بیت خود، هیچ جا نمی توانیم برویم؛ هر جا که برویم، دشمنان که شمارشان در میان عوام الناس نیز کم نیست، سایه مان را هم با تیر می زنند؛ هر روز هم که نمی توانیم، شماری پاسدار و بسیجی که به برخی از آن ها نیز اطمینان نداریم، دنبال خودمان راه بیندازیم و این ور و آن ور برویم. فقر شدید را هم که همه مان داریم؛ یکی چون تو شکمش تهی است و به سرش زده است؛ دیگری از بی چادری خانه نشین شده است؛ آن یکی جویی عقل در سر ندارد و شکمی سخن می گوید؛ آن دیگری خوش چُس است و دم خزینه ی ما نیز می نشیند و الی ماشاء الله! از خودمان هم که هیچ نگوییم، سنگین تریم.

ب. الف. بزرگمهر    دوم اسپند ماه ۱۳۹۵

https://www.behzadbozorgmehr.com/2017/02/blog-post_20.html

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!