«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ بهمن ۱۳, دوشنبه

تحریم ها را برچینید تا ما با فروش نفت و گاز و اینا به جنگ «کرونا» برویم! ـ بازانتشار

از توده های مردم ایران، چون گروگان برای پیشبرد آماج های خرموشی و چانه زنی با «شیطان بزرگ» و همدستانش سود برده می شود!

از آخوند پفیوز امنیتی، حسن فریدون روحانی شده در حجره های تنگ و تاریک حوزه ها و قَرِه نوکر «یانکی» ها در ایران: «سیّد از خر جسته» گرفته تا دیگرانی درون و پیرامون خیمه و خرگاه خرموش ها، داد و فریادشان به آسمان رفته و جایی نیست که دست به دامن این یا آن سیاست بازِ کارچاق کنِ «جامعه جهانی» نشده باشند که «تحریم ها را برچینید تا ما با فروش نفت و گاز و اینا به جنگ ՛کرونا՝ برویم»۱ با آنکه دود آن «تحریم» ها از گذشته تاکنون به چشم توده های مردم ایران رفته و خرموش ها خود کم تر گزندی از آن دیده اند، برچیده شدن شان هم اکنون دستاوردِ چندانی برای توده های مردم ایران نداشته و به بهبودی روز و روزگارشان نخواهد انجامید. ناگفته نماند که در همین دوره ی هوچی بازی «تحریم» به گواهی آمارهای اقتصادی با فروش نفتِ کوره و آنچه زیر پوشش واژه ی میمون و مبارکِ «میعانات» از دیده پنهان می ماند و نیز فروش بسیاری فرآورده های دیگر مورد نیاز روزانه ی مردم در بازارهای جهان که گرانی فزاینده ی کالاها در بازار درون ایران را در پی داشته و به آن دامن زده، خرموش ها همچنان درآمدهای هنگفتی به چنگ می آورند و روز و روزگارِشان به شیرینی «قند و انگبین» است.۲ 

با این همه، آنچه در بازه ی کوتاه کنونی چشمگیر است، دگرگونی و گونه ای جابجایی رفتار خرموشی در سنجش با گذشته ای اندکی دورتر را نشان می دهد:
پیش ترها با رویکردی بیش تر درونی از فشار توده های مردم و خواست های هوده و بجای شان، برای چانه زنی میان خودی ها در بالا سود می بردند که سپس با رویکردی بیرونی بویژه زیر کلاهِ «برجام» به پهنه ی جهان نیز گسترش یافت؛ اینک چند و چون فشارهای گوناگون اقتصادی ـ اجتماعی همراه با افزایش بگیر و ببندها به آنجا انجامیده که از توده های مردم ایران، چون گروگان برای پیشبرد آماج های خرموشی و چانه زنی با «شیطان بزرگ» و همدستانش سود برده می شود! رفتار و رویکردی شگرف با این پیام به امپریالیست های «یانکی» و همدستانش که:
یا سهمی درخورِ بهره وری های مان در کهنه بازارِ خورد و برد سرمایه داری را خواهید پذیرفت و چون دیگر نوکران رسمی تان در منطقه به ما نیز پایوری پایدار و بی اگر و مگر، بی آنکه ما را پشت در نگه دارید،۳خواهید بخشید یا گلوی مردم ایران را به اندازه ای می فشاریم که جان به جان آفرین بسپارند! رفتار و رویکردی دولبه و بیم برانگیزتر از پیش که بویژه با سیاست امپریالیست های «یانکی» همخوانی و همسویی دارد و آن ها هم خود در راندن خرموش های تبهکار فرمانروا بر میهن مان به چنین رفتار و آرایش گرفتنی ناترازمند ۴ نقش داشته و دارند و هم با آغوش باز به پیشواز آن می روند.۵ 

سرنگون باد گروهبندی های خرموش اسلام پیشه ی فرمانروا بر میهن مان!

ب. الف. بزرگمهر   پنجم فروردین ماه ۱۳۹۹

https://www.behzadbozorgmehr.com/2020/03/blog-post_680.html

پی نوشت:

۱ ـ نمونه ای از آن همه داد و فریادهای نیرنگبازانه و فرافکنانه برای در رفتن از زیر بار پاسخگویی به توده های میلیونی مردم ایران:
«اکنون نیز که مردم ایران، علاوه بر بحران جهانی ناشی از هجوم ویروس کرونا هم شده اند، تحت بی‌رحمانه‌ترین تروریسم اقتصادی آمریکا در تاریخ قرار گرفته‌اند، دولت آمریکا همچنان حاضر نیست دست از سیاست اهریمنی فشار حداکثری خود بردارد و با تداوم تحریم به یاری ویروس شتافته است ... تحریم های دولت آمریکا موجب شده است [که] افراد زیادی از شهروندان عادی ایران، سلامتی، کار و درآمد خود را از دست بدهند و حال، افزون بر این همه، تحریم ها موجب شده است توان مردم ایران در مبارزه با ویروس نیز کاهش یابد و حتی برخی از هموطنان ما به علت این تحریم ها جان خود را از دست بدهند.»

برگرفته از «پیام روباه ریش حنایی به مردم آمریکا»، در تارنگاشتِ «وزارت خبرچینی بسود یانکی ها در ایران» یکم فروردین ماه ۱۳۹۹

۲ ـ «میانگین صادرات گاز مایع ایران در ۱۱ ماه نخست سال ۲۰۱۹، کم و بیش ۴۲۰ هزار تن در ماه بود. پارسال، میانگین این شمارگان، ۴۰۰ هزار تن در ماه بود. گاز مایع، یکی از درآمدزاترین صادرات فرآورده های نفتی ایران است و ارزش سالیانه ی آن به بیش از ۱.۷ میلیارد دلار می‌رسد.» برگرفته از تارنگاشت دروغپردازِ و بی هیچگونه مسوولیتِ اخلاقیِ وابسته به وزارت امور خارجی یانکی ها: «رادیو فردا» ۱۳ آذر ماه ۱۳۹۸ (با ویرایش، پارسی و فشرده نویسی درخور از اینجانب:  ب. الف. بزرگمهر)

برگرفته از یادداشتِ «بحمدلله، گاز مایع، نفت کوره، ممه، ننه، هر چی دست مان برسد، می فروشیم» ب. الف. بزرگمهر  ۱۸ آذر ماه ۱۳۹۸

https://www.behzadbozorgmehr.com/2019/12/blog-post_71.html

۳ ـ «ما اگر چنانچه به توافقی هم برسیم، بلدیم چه‌جوری عمل بکنیم که بعد آنها نتوانند جمهوری اسلامی را پشت در نگه دارند. این را مسئولین نظام جمهوری اسلامی بلدند که چه جوری عمل بکنند ...» بخشی از بیانات بیش از اندازه خردمندانه ی «رهبر بیش از اندازه فرزانه» در دیدار اعضاى «مجلس خبرگان رهبرى»، پس از برگزاری هفدهمین همایش آن مجلس در پیوند زیر:

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=29151

درج شده از آن میان، در یادداشتِ «ما بلدیم چه‌ جوری عمل کنیم! مگر اوضاع مردم را نمی بینید؟!» ب. الف. بزرگمهر    ۲۲ اسپند ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2015/03/blog-post_80.html

۴ ـ «آرایش» و «آرایش گرفتن» را می توان به ترتیب، بجای «موضع» و «موضع گرفتن» در پارسی بکار برد؛ گرچه برای «موضع»، کاربرد واژه ی دیگر پارسی: «جایگاه»، سزاوارتر است؛ همچنین، بجای «موضع گرفتن»، در برجی موردها می توان «جایگیری» یا «جای گرفتن» را نیز بکار برد.

ب. الف. بزرگمهر هفتم آذر ماه ۱۳۹۴ (پارسی ویکی)

۵ ـ «... سرنگونی رژیم موش ها که برخی از آن می ترسند و دیگران را نیز می ترسانند، تنها در آن هنگام برای ما از چشم اندازی سزاوار برخوردار خواهد شد که هم بنیه ی اقتصادی آن رژیم به اندازه ای چشمگیر کاهش یافته باشد و هم اوضاع اجتماعی و سیاسی ایران بگونه ای ناگوار و ناپایدار شود که کم تر زمینه ای برای جنبش های سازمان یافته ی توده ای و کارگری برجای مانده باشد. بجای این ها ما به پیشواز جنبش های هرج و مرج جویانه، جنبش های درهم شکننده ی گرسنگان و جنبش های خواهان جداسری از دیگر ملیت های ایران می شتابیم.»

برگرفته از یادداشتِ «ما اسلام بویژه گونه ی ایرانی آن را کیش و آیینی سودمند برای جهان می دانیم»  ب. الف. بزرگمهر  ۱۱ آبان ماه ۱۳۹۷  

https://www.behzadbozorgmehr.com/2018/11/blog-post_40.html

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!