«مردم در روی زمین برای کامیاب شدن یک چیز کم دارند و آن اعتماد به یکدیگر است؛ ولی این دانش برای کسانی که قلبی کوچک و روحی پست دارند و جز قانون سود شخصی هیچ قانونی نمی شناسند، دسترس پذیر نیست.» فارس پورخطاب هراتی

والاترین کاربرد نویسندگی این است که آزمون را به دانایی فرارویاند! ایگناتسیو سیلونه

۱۳۹۹ آبان ۱۶, جمعه

یادتان نرود آقایان! جهان به بی دینی برجای می ماند؛ به ستم نه! ـ بازانتشار

از روایت های دینی خود شماست: «الدنیا یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم»؛ و از دید من، بسیار پندآموز یا آنگونه که شاید آن را بهتر دریابید: عبرت انگیز!

تصویر مادر یا شاید مادر بزرگ سالخورده ای که استخوان های فرزند یا نوه ی شهیدش را در جعبه ای مقوایی برایش آورده اند، درج کرده و سرودواره زیر را نیز پیوست آن نموده است:

حالا قاب عكسی كه من سالها                  باید كنج دیوار پاكش كنم
تو یه جعبه آوردنت آخرش                     چطور می شه دنیامو خاكش كنم؟
بگو اومدی تا دوباره بری                            تو لب های خاموشتو پس بگیر
چطور استخوناتو باور كنم؟                    از این خاك آغوشتو پس بگیر
باید یك شبم سهم من می شدی           چقدر گشتم حتی پلاكت نبود
تو از چی دفاع كردی كه گم شدی؟             مگه خونمون جزء خاكت نبود؟

از «گوگل پلاس

چیزی که بیش از همه توجهم را جلب می کند، جعبه ی مقوایی است که بیگمان آن را مردمی با امکانات ناچیز و تخته بندی کمی سرهم کرده اند. حاکمیت دزدان الله کرم، حتا از تابوتی خشک و خالی برای کسی که جان خود را فدای مردم و خاک میهنش نموده نیز دریغ نموده و از بنیاد در اندیشه ی آن نبوده اند که کالبد بیجان شهید جنگ، دستِکم  به شکلی آبرومندانه به دست خانواده اش سپرده شود. 

تف به وجدان و شرف نداشته تان!

ب. الف. بزرگمهر    ۲۷ اردی بهشت ماه ۱۳۹۳

https://www.behzadbozorgmehr.com/2014/05/blog-post_17.html

* آرش باریک تر واژه ی عربی «کُفر» ناگرویدن به دین ویژه ای است که می تواند هر دینی باشد؛ همچنانکه بدرازای تاریخ دین های ترسایی و اسلامی و یهودایی و نیز فرقه ها و مذهب های گوناگون درون هر یک از این دین ها، هر یک دیگری را به «کفر» و «زندقه» و خدانشناسی متهم کرده، بارها و بارها یکدیگر را به تیغ شمشیر سپرده اند.

آمیخته واژه ی «بی دینی» که در برنام این یادداشت از آن سود برده ام، آرش دربرگیرنده تری از «کُفر» بدست می دهد.   ب. الف. بزرگمهر

هیچ نظری موجود نیست:

برداشت و بازنویسی درونمایه ی این تارنگاشت در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید!
از «دزدان ارجمند اندیشه و ادب» نیز خواهشمندم به شاخه گلی بسنده نموده، گل را با گلدان یکجا نربایند!

درج نوشتارهایی از دیگر نویسندگان یا دیگر تارنگاشت ها در این وبلاگ، نشانه ی همداستانی دربست با آنها نیست!